وقتی مدیر راشاتودی علنا رو به دوربین میگه «ما در تاریخمان دوبار فضا را باز کردیم، یک بار اوائل قرن بیستم، که به افتضاح انقلاب بلشویکی منجر شد، و یک بار اواخر قرن بیستم، که به افتضاح فروپاشی شوروی منجر شد. ما به یک پیچ تاریخی در کشورمان رسیدهایم که باید تکلیفمان را با آزادی مشخص کنیم. سانسور نه تنها بد نیست، بلکه خوب است و برای رشد اقتصادی نیازی به آزادی بیان نداریم و نمونه واضحش چین است»، باید اجازه داد راشاتودی در کشورمون دفتر و دستک داشته باشه یا در پلتفرممون اجازه انتشار محتوا داشته باشه؟
بله. باید اجازه بدیم. همونطور که سیستم ایمنی بدنی که در آکواریم بهداشتی بوده در برابر ضعیفترین باکتریها و ویروسها هم آسیبپذیره، جامعهای که در فضای «صیانت»شده قرار بگیره، نسبت به دروغها و فریبها و مهملات، آسیبپذیرتر میشه. صیانت فیزیکی، توهمی از صیانته. فقط ذهن تک تک افراده که میتونه خودش رو در برابر جهل و شارلاتان بازی خلافکارها، مقاوم کنه. و برای اینکه مقاومت رو یاد بگیره، باید در معرضشون قرار گرفته باشه. ما به اون آشغالهای قاتل که از آزادی جامعه ما استفاده میکنند تا جنایاتشون رو توجیه کنند، امتیاز نمیدیم؛ ما با آزاد گذاشتنشون داریم به خودمون امتیاز میدیم. سیستم باز، یک سیستم ذاتا قویه. آزادی بیان بیتبصره، باعث میشه یه عده تحت تأثیر جاهلان قرار بگیرند، اما در دراز مدت جامعه قوی میشه. و جامعه قوی خودش حساب خلافکارها رو میذاره کف دستشون.
جامعه سانسور شده جامعه پنهان شده در قلعهست. جامعه آزاد، اونیه که قلعه رو محاصره کرده.
بله. باید اجازه بدیم. همونطور که سیستم ایمنی بدنی که در آکواریم بهداشتی بوده در برابر ضعیفترین باکتریها و ویروسها هم آسیبپذیره، جامعهای که در فضای «صیانت»شده قرار بگیره، نسبت به دروغها و فریبها و مهملات، آسیبپذیرتر میشه. صیانت فیزیکی، توهمی از صیانته. فقط ذهن تک تک افراده که میتونه خودش رو در برابر جهل و شارلاتان بازی خلافکارها، مقاوم کنه. و برای اینکه مقاومت رو یاد بگیره، باید در معرضشون قرار گرفته باشه. ما به اون آشغالهای قاتل که از آزادی جامعه ما استفاده میکنند تا جنایاتشون رو توجیه کنند، امتیاز نمیدیم؛ ما با آزاد گذاشتنشون داریم به خودمون امتیاز میدیم. سیستم باز، یک سیستم ذاتا قویه. آزادی بیان بیتبصره، باعث میشه یه عده تحت تأثیر جاهلان قرار بگیرند، اما در دراز مدت جامعه قوی میشه. و جامعه قوی خودش حساب خلافکارها رو میذاره کف دستشون.
جامعه سانسور شده جامعه پنهان شده در قلعهست. جامعه آزاد، اونیه که قلعه رو محاصره کرده.
❤6
گروه تروریستی الشباب کنیا به یک گروه از پیمانکاران پروژه ساخت آزادراه حمله کرده و چندنفر رو کشته، که یکیشون هم یک شهروند چینی بوده. الشباب در محتویات تبلیغاتی خودش، در کنار اشاره به سرکوب مسلمانان در چین، دلیل هدف قراردادن چینیها رو استعماری بودن پروژه جاده ابریشم معرفی میکنه، چون قراره کشورهای فقیر رو در تله بدهی بندازه و سپس بشون مسلط بشه!
ما در دنیای روایتها زندگی میکنیم. اینکه حقیقت چیست همیشه در حاشیهست. روایتها دارند تاریخ رو شکل میدن، باعث ایجاد جنگها میشن، نفرت ایجاد میکنند، هویت میسازند، و سرنوشت ملتها رو طراحی میکنند.
روایت «تله بدهی» انقدر قوی بود که نتونستیم جلوش رو بگیریم. و خود دولت چین با اون قدرت اقتصادی و رسانهای هم نتونست جلوش رو بگیره. و حالا دیگه مهم نیست که واقعا تلهگذاری وجود داره یا نداره. حالا این روایت دیگه صرفا تحلیل بد و عاری از دیتایِ باکیفیتِ چند وبلاگنویس که خودشون رو کارشناس مسائل استراتژیک میدونند نیست. حالا این روایت داره آدم میکشه.
ما در دنیای روایتها زندگی میکنیم. اینکه حقیقت چیست همیشه در حاشیهست. روایتها دارند تاریخ رو شکل میدن، باعث ایجاد جنگها میشن، نفرت ایجاد میکنند، هویت میسازند، و سرنوشت ملتها رو طراحی میکنند.
روایت «تله بدهی» انقدر قوی بود که نتونستیم جلوش رو بگیریم. و خود دولت چین با اون قدرت اقتصادی و رسانهای هم نتونست جلوش رو بگیره. و حالا دیگه مهم نیست که واقعا تلهگذاری وجود داره یا نداره. حالا این روایت دیگه صرفا تحلیل بد و عاری از دیتایِ باکیفیتِ چند وبلاگنویس که خودشون رو کارشناس مسائل استراتژیک میدونند نیست. حالا این روایت داره آدم میکشه.
❤5
سوالتون رو میشه به دو سوال تجزیه کرد:
- آیا میشود با سانسور جلویشان را گرفت؟
- آیا درست است با سانسور جلویشان را گرفت؟
جواب سوال اولی که همین الان داده شده. خیر. اگه میشد با سانسور جلوش رو گرفت خود دولت چین از پسش برمیاومد. اینکه دولت چین تونسته برای مردمش یک آکواریوم رسانهای ایجاد کنه، معنیش این نیست که میتونه هر روایتی رو در نطفه خفه کنه. کسانی که در قلعه سنگر گرفتند، نمیتونند فضای بیرون از قلعه رو هم کنترل کنند.
برای سوال دوم باید به تعمیمپذیریها توجه کرد. چجوری میشه فهمید یک روایت میتونه محرک خشونت بشه؟ هیچجوری. یا باید فرض کرد که هیچ روایتی محرک نیست، یا باید فرض کرد هر روایتی محرک است. پس یا باید هیچچیز را سانسور نکرد، یا باید همهچیز رو سانسور کرد. که واضحه کدومش قابل اجراست.
- آیا میشود با سانسور جلویشان را گرفت؟
- آیا درست است با سانسور جلویشان را گرفت؟
جواب سوال اولی که همین الان داده شده. خیر. اگه میشد با سانسور جلوش رو گرفت خود دولت چین از پسش برمیاومد. اینکه دولت چین تونسته برای مردمش یک آکواریوم رسانهای ایجاد کنه، معنیش این نیست که میتونه هر روایتی رو در نطفه خفه کنه. کسانی که در قلعه سنگر گرفتند، نمیتونند فضای بیرون از قلعه رو هم کنترل کنند.
برای سوال دوم باید به تعمیمپذیریها توجه کرد. چجوری میشه فهمید یک روایت میتونه محرک خشونت بشه؟ هیچجوری. یا باید فرض کرد که هیچ روایتی محرک نیست، یا باید فرض کرد هر روایتی محرک است. پس یا باید هیچچیز را سانسور نکرد، یا باید همهچیز رو سانسور کرد. که واضحه کدومش قابل اجراست.
❤5
با کشته شدن تعداد زیادی از نظامیان ماهر اوکراینی و از بین رفتن زیرساختهای دفاعی، و نابودی سکونتگاهها و شهرکهای صنعتی، مردم این کشور یا باید به جایی در غرب مهاجرت کنند، یا پاسپورت روسی رو بپذیرند و با تسلط اشغالگران بر سرزمین اجدادیشون کنار بیان. که یک تراژدیه. اما اتفاق جدیدی نیست. ما ایرانیها خیلی وقته که در همین وضعیتیم. ۴۳ ساله که یا باید به جایی در غرب مهاجرت کنیم، یا پاسپورت داعش رو بپذیریم و با تسلط سخیفترین انسانهای کره زمین بر سرزمین اجدادیمون کنار بیاییم.
اما مشکل اینه که برخلاف اوکراین، هنوز تراژدی ما حتی توسط خودمون هم به رسمیت شناخته نشده و خیلیها اصلا به ذهنشون خطور نمیکنه که اون چیزی که در مدارک شخصیشون دارند، پاسپورت داعشه.
اما مشکل اینه که برخلاف اوکراین، هنوز تراژدی ما حتی توسط خودمون هم به رسمیت شناخته نشده و خیلیها اصلا به ذهنشون خطور نمیکنه که اون چیزی که در مدارک شخصیشون دارند، پاسپورت داعشه.
👍282
یک روایت علیه دشمن آمریکا رایج شده، شما هم رئیس دستگاه اطلاعاتی آمریکا هستید، چه میکنید؟ میگید «ملت باور نکنید»؟ یا تأییدش میکنید؟
«کشورهای بیشماری» که میگه یا ابتدا به ساکن در مسیر دموکراسی نبودند، یا با وجود بدهی سنگین هم خللی به دموکراسی نیمبندشون وارد نشده. چین اگه اراده کرده بود همهجا رضاخان محلی نصب کنه، یه فکری برای کنگو میکرد که بعد ازون همه خونریزی، هنوز سگ صاحابش رو نمیشناسه.
مبنای این روایت، زبر و زرنگ فرض کردن دولتهاست. ازونجایی که اصلا باور نمیکنند دولت چین با اون عظمت اقتصادی، مثل گاو عمل کنه؛ متعاقبا باور نکردند که سرمایهگذاریهای بیبازده یا کمبازده در کشورهای فقیر یه جور پولشویی یا فساد سیستماتیک نظام بانکی باشه، و پس: حتما کاسهای زیر نیمکاسهست!
«کشورهای بیشماری» که میگه یا ابتدا به ساکن در مسیر دموکراسی نبودند، یا با وجود بدهی سنگین هم خللی به دموکراسی نیمبندشون وارد نشده. چین اگه اراده کرده بود همهجا رضاخان محلی نصب کنه، یه فکری برای کنگو میکرد که بعد ازون همه خونریزی، هنوز سگ صاحابش رو نمیشناسه.
مبنای این روایت، زبر و زرنگ فرض کردن دولتهاست. ازونجایی که اصلا باور نمیکنند دولت چین با اون عظمت اقتصادی، مثل گاو عمل کنه؛ متعاقبا باور نکردند که سرمایهگذاریهای بیبازده یا کمبازده در کشورهای فقیر یه جور پولشویی یا فساد سیستماتیک نظام بانکی باشه، و پس: حتما کاسهای زیر نیمکاسهست!
❤18
Anarchonomy
یک روایت علیه دشمن آمریکا رایج شده، شما هم رئیس دستگاه اطلاعاتی آمریکا هستید، چه میکنید؟ میگید «ملت باور نکنید»؟ یا تأییدش میکنید؟ «کشورهای بیشماری» که میگه یا ابتدا به ساکن در مسیر دموکراسی نبودند، یا با وجود بدهی سنگین هم خللی به دموکراسی نیمبندشون وارد…
حجم تراز تجاری مثبت چین، یعنی صادراتش منهای وارداتش، چیزی که تو دخل براش میمونه، انقدر بالاست که این مقدار از پول باید خودش رو یه جایی نشون بده، مثلا در ذخایر رزرو. اما دیده نمیشه.
ازینایی که کانال بورسی دارند درخواست کنید با جدول و نمودار نشون بدن این پولها کجاست.
اگه تونستند خبرم کنید.
ازینایی که کانال بورسی دارند درخواست کنید با جدول و نمودار نشون بدن این پولها کجاست.
اگه تونستند خبرم کنید.
Anarchonomy pinned «با کشته شدن تعداد زیادی از نظامیان ماهر اوکراینی و از بین رفتن زیرساختهای دفاعی، و نابودی سکونتگاهها و شهرکهای صنعتی، مردم این کشور یا باید به جایی در غرب مهاجرت کنند، یا پاسپورت روسی رو بپذیرند و با تسلط اشغالگران بر سرزمین اجدادیشون کنار بیان. که یک…»
طبیعیه که خلافکاران انسانستیز عمامه به سری که به ویران کردن ادلب میگفتند آزادسازی ادلب، و به دفاع مشروع اوکراینیها از خودشون میگن ویرانیطلبی، به پتروشیمی هم بگن صنعت سبز!
اگه این رابطه طبیعی رو درک نکرده بودی و تصور میکردی ایران دارای یک حکومت است، و اون حکومت داره توسط آدمهای سالم اداره میشه، ایراد از خودت بوده.
اگه این رابطه طبیعی رو درک نکرده بودی و تصور میکردی ایران دارای یک حکومت است، و اون حکومت داره توسط آدمهای سالم اداره میشه، ایراد از خودت بوده.
❤2
ترجمه رشته توعیت یک اوکراینی رو اینجا میذارم که یک نمونه دیگهست برای این ادعای من که ما اینجا تحت شکنجه فکری فرصت دیدن چیزهایی در خشت خام رو پیدا کردیم که خارجیها در آینه هم نمیبینند. اینکه الان دارند یه چیزهایی میبینند هم ناراحتکنندهست هم خوشحالکننده. ناراحتکننده چون دارند وسط جنگ و کشتار میفهمند. و خوشحالکننده چون بالاخره دارند میفهمند.
هرچند که هنوز کمی کار دارند، چون به جامعه روسیه امید دارند. در حالی که حتی کوچکترین حد از امید به این کشور، بلاهت است.
«خیلی از چیزهایی که امروز از روسیه میبینیم شوکهکننده هستند. گفتمان میلیتاریستی که دههها بود ندیده بودیم. نژادپرستی علنی. فاشیسم ارتودکس. سانسور مطلق. نظامیگری دیوانهواری که تیترهاش در صفحه اول روزنامههای سال ۱۸۷۸ دیده میشد».
«یکم سوپرایز شدم وقتی دو تا از منابع باقیمانده که لیبرال بودند، اکومسکو و تیویرین، در آستانه حمله به اوکراین، شبانه تعطیل شدند. این دو، و مخصوصا اکومسکو، که زمان فروپاشی شوروی تأسیس شده بود، خوب دوام آورده بودند».
«اما در کل تعجب نداره وقتی میفهمی که همش یه توهم بود. تمام بیست سی سال گذشته توهم بود و استشمامش میکردم. برخلاف خیلی از اطرافیانم هیچوقت نتونستم فرهنگ روسیه در دو دهه اخیر رو هضم کنم. یه چیزی جور در نمی اومد».
«و حالا دارم میبینم که حسم اشتباه نمیکرده. میزگردهای تلویزیونی، رپرها، ماشینهای گرون قیمت، کلوبهای شبانه، بوتیکها، موشک اسکندر، و رئیسجمهوری که ۲۲ ساله سکانداره. اینا با هم دیگه جور درنمیاد. بیست و چهارم فوریه، پرده کنار رفت».
«چیزی که در برابر چشم ما هویدا شد، امپراتوری روسیه قرن نوزدهم بود که هیچوقت سقوط نکرد. چرا؟ چون فروپاشی ۱۹۹۱ شورویگرایی رو حذف نکرد، و انقلاب ۱۹۱۷ اصلا انقلاب نبود. الان داریم هنوز به جنازه امپراتوری در نهاییترین شکل خودش که یک زامبیه نگاه میکنیم».
«درست مثل ۱۹۱۷ و ۱۹۷۹ هنوز سلطنت وجود داره. سلطان اجازه داد روسها یکم از فرهنگ غربی رو بچشند، در حالی که شخصا، که ذاتا فرصتطلب بود، داشت با قلدری برای خودش سر و وضع یک امپراتور رو فراهم میکرد».
«و بیشتر روسها راضیاند ازین وضع، برای اینکه هنوز مردم قرن ۱۹ هستند. هنوز دارند درباره پیروزیهای گذشته حرف میزنند. به طرز مسخرهای سالگرد جنگی رو جشن میگیرند که توش ۳۰ میلیون نفر از مردمشون رو از دست دادند. الانم در انتقامگرایی خشونتباری مشارکت کردهاند که مشابهش از ۱۹۳۰ به اینور دیده نشده».
«انقلاب فرانسهی روسیه هیچوقت اتفاق نیفتاد. جامعه خودش رو تغییر نداد، و تصمیم نگرفت به خودش احترام بذاره. و الان به طور کامل یک کشور ارتودکس فاشیسته، یعنی همون هستهی امپراتوری روس. این کشور هرگز استعمارزدایی نشد، و هرگز عذرخواهی نکرد. این جامعه فقط گذشته رو میبینه، نه آینده رو».
«بنابراین قتل شبانه هر حق مدنی و شهروندی که باقیمانده، تعجب برانگیز نیست. توهمی ایجاد کردند که به دنیا بگن ما حیوان نیستیم! و دنیا خیلی خجسته در قبال دریافت نفت ارزان و ثبات منطقه، این قصه رو باور کرد».
«اما امپراتوری مطلقه نمیتونه در قرن ۲۱ به حیات خودش ادامه بده. که برای همینه که الان خودش رو درگیر یک جنگ انتحاری با دنیا کرده. اوضاع وخیمتر هنوز پیش روی ماست. جنگ اوکراین غیرعادی نیست اگه بدونی که یک سرکوب محلی در حوزه پیرامونی امپراتوریه».
«امید بزرگی وجود داره که همه روسها از اتفاقاتی که داره میفته خرسند نباشند. حداقل ترکهایی در جامعه داره میفته. همشون از دم فاشیست نیستند. ۱۹۱۷ امید وجود داشت، ۱۹۹۱ امید وجود داشت، این دهه هم امید وجود داره».
«رفتار خودآزارانهشون نشون میده که در عمق وجود میدونند که کاری که دارند میکنند اشتباهه. پس تشنج بعدی امپراتوریِ رو به فروپاشی، شاید آخرین تشنجش تا قبل از دیدن نور باشه. فقط میتونیم امیدوار باشیم که زودتر اتفاق بیفته».
هرچند که هنوز کمی کار دارند، چون به جامعه روسیه امید دارند. در حالی که حتی کوچکترین حد از امید به این کشور، بلاهت است.
«خیلی از چیزهایی که امروز از روسیه میبینیم شوکهکننده هستند. گفتمان میلیتاریستی که دههها بود ندیده بودیم. نژادپرستی علنی. فاشیسم ارتودکس. سانسور مطلق. نظامیگری دیوانهواری که تیترهاش در صفحه اول روزنامههای سال ۱۸۷۸ دیده میشد».
«یکم سوپرایز شدم وقتی دو تا از منابع باقیمانده که لیبرال بودند، اکومسکو و تیویرین، در آستانه حمله به اوکراین، شبانه تعطیل شدند. این دو، و مخصوصا اکومسکو، که زمان فروپاشی شوروی تأسیس شده بود، خوب دوام آورده بودند».
«اما در کل تعجب نداره وقتی میفهمی که همش یه توهم بود. تمام بیست سی سال گذشته توهم بود و استشمامش میکردم. برخلاف خیلی از اطرافیانم هیچوقت نتونستم فرهنگ روسیه در دو دهه اخیر رو هضم کنم. یه چیزی جور در نمی اومد».
«و حالا دارم میبینم که حسم اشتباه نمیکرده. میزگردهای تلویزیونی، رپرها، ماشینهای گرون قیمت، کلوبهای شبانه، بوتیکها، موشک اسکندر، و رئیسجمهوری که ۲۲ ساله سکانداره. اینا با هم دیگه جور درنمیاد. بیست و چهارم فوریه، پرده کنار رفت».
«چیزی که در برابر چشم ما هویدا شد، امپراتوری روسیه قرن نوزدهم بود که هیچوقت سقوط نکرد. چرا؟ چون فروپاشی ۱۹۹۱ شورویگرایی رو حذف نکرد، و انقلاب ۱۹۱۷ اصلا انقلاب نبود. الان داریم هنوز به جنازه امپراتوری در نهاییترین شکل خودش که یک زامبیه نگاه میکنیم».
«درست مثل ۱۹۱۷ و ۱۹۷۹ هنوز سلطنت وجود داره. سلطان اجازه داد روسها یکم از فرهنگ غربی رو بچشند، در حالی که شخصا، که ذاتا فرصتطلب بود، داشت با قلدری برای خودش سر و وضع یک امپراتور رو فراهم میکرد».
«و بیشتر روسها راضیاند ازین وضع، برای اینکه هنوز مردم قرن ۱۹ هستند. هنوز دارند درباره پیروزیهای گذشته حرف میزنند. به طرز مسخرهای سالگرد جنگی رو جشن میگیرند که توش ۳۰ میلیون نفر از مردمشون رو از دست دادند. الانم در انتقامگرایی خشونتباری مشارکت کردهاند که مشابهش از ۱۹۳۰ به اینور دیده نشده».
«انقلاب فرانسهی روسیه هیچوقت اتفاق نیفتاد. جامعه خودش رو تغییر نداد، و تصمیم نگرفت به خودش احترام بذاره. و الان به طور کامل یک کشور ارتودکس فاشیسته، یعنی همون هستهی امپراتوری روس. این کشور هرگز استعمارزدایی نشد، و هرگز عذرخواهی نکرد. این جامعه فقط گذشته رو میبینه، نه آینده رو».
«بنابراین قتل شبانه هر حق مدنی و شهروندی که باقیمانده، تعجب برانگیز نیست. توهمی ایجاد کردند که به دنیا بگن ما حیوان نیستیم! و دنیا خیلی خجسته در قبال دریافت نفت ارزان و ثبات منطقه، این قصه رو باور کرد».
«اما امپراتوری مطلقه نمیتونه در قرن ۲۱ به حیات خودش ادامه بده. که برای همینه که الان خودش رو درگیر یک جنگ انتحاری با دنیا کرده. اوضاع وخیمتر هنوز پیش روی ماست. جنگ اوکراین غیرعادی نیست اگه بدونی که یک سرکوب محلی در حوزه پیرامونی امپراتوریه».
«امید بزرگی وجود داره که همه روسها از اتفاقاتی که داره میفته خرسند نباشند. حداقل ترکهایی در جامعه داره میفته. همشون از دم فاشیست نیستند. ۱۹۱۷ امید وجود داشت، ۱۹۹۱ امید وجود داشت، این دهه هم امید وجود داره».
«رفتار خودآزارانهشون نشون میده که در عمق وجود میدونند که کاری که دارند میکنند اشتباهه. پس تشنج بعدی امپراتوریِ رو به فروپاشی، شاید آخرین تشنجش تا قبل از دیدن نور باشه. فقط میتونیم امیدوار باشیم که زودتر اتفاق بیفته».
❤33
پیرمرد تاریخدانه، اما میگه باید با روسیه کنار اومد و دو استان شرقی اوکراین رو بش داد!
و این منم که باید بش بگم نه آقا، اینها کل اوکراین رو میخوان. اگه شرق براشون مهم بود اینطور با خاک یکسانش نمیکردن. تا الان بیشتر کسانی که کشتن روستبار بوده. اونهایی که دزدیدن و بردن و الان تو کمپهایی در روسیه محبوسشون کردن از همین مردم نواحی شرقی هستند. البته قطعا بعد از تخریب صد در صدی، شروع میکنند به فروختن زمینها به روسها، تا یه عده زمین مفت گیرشون بیاد، و جمعیت روس قسمت شرقی هم بیشتر بشه. یعنی دزدیدن سرزمین در روز روشن و به سبک مغولها. همون کاری که در کریمه کردند. اما این همه تلفات ندادند و زیر بار تحریم نرفتند که یه عده رو زمیندار کنند. کجای این رو نمیتونید بفهمید؟
خواننده روس و خواننده اوکراینی رو میارن روی استیج، با گل و بوس و بغل، که یعنی صلح خوب است! بندگان خدا اصلا نمیگیرن موضوع چیه. متوجه نیستند که با ملتی بدتر از اقوام وحشی مغول طرفند. (قطعا بدترند چون مغولها بعد از یکی دو نسل، آدم شدند و حکمرانی متعارف رو یاد گرفتند. اما اینها هیچوقت هیچچیز رو یاد نمیگیرند).
بیشتر مشکلات دنیای امروز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، به خاطر اهالی دانشگاهه. که یا ابلهند، یا روسپی خلافکارها. از تاریخدان گرفته تا جامعهشناس، از اقتصاددان گرفته تا کارشناس روابط بینالملل!
و این منم که باید بش بگم نه آقا، اینها کل اوکراین رو میخوان. اگه شرق براشون مهم بود اینطور با خاک یکسانش نمیکردن. تا الان بیشتر کسانی که کشتن روستبار بوده. اونهایی که دزدیدن و بردن و الان تو کمپهایی در روسیه محبوسشون کردن از همین مردم نواحی شرقی هستند. البته قطعا بعد از تخریب صد در صدی، شروع میکنند به فروختن زمینها به روسها، تا یه عده زمین مفت گیرشون بیاد، و جمعیت روس قسمت شرقی هم بیشتر بشه. یعنی دزدیدن سرزمین در روز روشن و به سبک مغولها. همون کاری که در کریمه کردند. اما این همه تلفات ندادند و زیر بار تحریم نرفتند که یه عده رو زمیندار کنند. کجای این رو نمیتونید بفهمید؟
خواننده روس و خواننده اوکراینی رو میارن روی استیج، با گل و بوس و بغل، که یعنی صلح خوب است! بندگان خدا اصلا نمیگیرن موضوع چیه. متوجه نیستند که با ملتی بدتر از اقوام وحشی مغول طرفند. (قطعا بدترند چون مغولها بعد از یکی دو نسل، آدم شدند و حکمرانی متعارف رو یاد گرفتند. اما اینها هیچوقت هیچچیز رو یاد نمیگیرند).
بیشتر مشکلات دنیای امروز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، به خاطر اهالی دانشگاهه. که یا ابلهند، یا روسپی خلافکارها. از تاریخدان گرفته تا جامعهشناس، از اقتصاددان گرفته تا کارشناس روابط بینالملل!
❤19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چینیها این ویدئو رو شیر میکنند و میگن ژاپن اینجوری غذا میفرستاد برای قرنطینه شدهها، یاد بگیر دولت عزیز!
البته دولت عزیز سعیش رو کرد، هرچند که اصلا به سطح بستههای ژاپنی نرسید، اما مردم شانگهای از غذای آماده و بستهبندی خوششون نمیاومد. چون عادت دارند به تازهخری و تازهخوری.
اینکه کدوم حالتش برای سلامتی بهتره یه بحثیه، اینکه استفاده از محصولات آماده نیاز به سواد بیشتر و درآمد بیشتر داره، یه بحث دیگهست. این کارتن رو اگه تو ایران پخش کنی بیشتر مردم نمیدونند باید چیکارش کنند و خیلیهاش رو ممکنه بریزن دور. اینجا فقط برنج خام و روغن مایع تعریف شدهست. تو چین هم باید کلم درسته رو تحویلش بدی تا بفهمه باید چیکارش کنه.
البته دولت عزیز سعیش رو کرد، هرچند که اصلا به سطح بستههای ژاپنی نرسید، اما مردم شانگهای از غذای آماده و بستهبندی خوششون نمیاومد. چون عادت دارند به تازهخری و تازهخوری.
اینکه کدوم حالتش برای سلامتی بهتره یه بحثیه، اینکه استفاده از محصولات آماده نیاز به سواد بیشتر و درآمد بیشتر داره، یه بحث دیگهست. این کارتن رو اگه تو ایران پخش کنی بیشتر مردم نمیدونند باید چیکارش کنند و خیلیهاش رو ممکنه بریزن دور. اینجا فقط برنج خام و روغن مایع تعریف شدهست. تو چین هم باید کلم درسته رو تحویلش بدی تا بفهمه باید چیکارش کنه.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه ویدئو هست مربوط به ۹ سال پیش. رییسجمهور چین از یه دانشکده افسری بازدید میکنه. میره قسمت افسران زن. مردها وارد اتاق میشن، این دخترا وایمیسن دست میزنند، بعد شعر میخونند، بعد ساز میزنند.
سم مطلقه 😄
سم مطلقه 😄
بعد از اشغال کامل اوکراین و ساقط کردن دولتش و الحاقش به خاک روسیه، که باعث دراز مدت شدن بعضی از تحریمها خواهد شد، روسها هم گرفتار همون سرابی میشن که ایران رو گرفتار کرده. سراب «خون زیادی ریخته شد، ولی توانستیم، و آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند، و با تحریمها کنار میآییم و اقتصادمان را درونگرا میکنیم».
خامنهای این سراب رو با کلیدواژه «نگاه به داخل» بنیانگذاری کرد و این جوانها هستند که دردش رو میچشند. درست مثل ایران، قسمت بزرگی از جامعه روسیه بازنشسته مستمریبگیر یا حقوقبگیر دولت هستند، که درست مثل ایران اگه آینده مملکت به سمت چاه فاضلاب حرکت کنه هم براشون اهمیت نداره، تا وقتی که سر وقت تعیین شده حقوقشون رو واریز میکنند.
جفنگگویی درباره گلوبالیسم زیاده، اما در دنیای امروز، به دلایل بسیار، نمیشه بدون گلوبالیسم از منجلاب فقر بیرون اومد. حتی با وجود سونامی پولهای نفتی و گازی که سرازیر میشد و میشه، هنوز در حاشیه مسکو (حاشیه کازان نه، حاشیه مسکو) خونههایی وجود داره که هیزم میسوزونند، و نایلون انداختن روی سقف که آب نیاد داخل. اینکه اختلاف طبقاتی بد است و باید دربارهاش چه کرد، میتونه برای بعضیها یه موضوع زیادی پیچیده باشه، چون اصلا بش فکر نمیکنند. همون پیرزنی که داره هیزم میسوزونه هم بش فکر نمیکنه. بلکه در وسط همون فلاکت، با پیروزیهای ظفرمندانه «کشور» به ارگاسم ملیگرایانه میرسه. دقیقا مثل جماعت اسگل ایرانی که پول پر کردن دندانشون رو ندارند و سوگوار سلیمانی بودند.
لازم نیست پدران ما همه اکبر خرمدین باشند تا مشخص باشه خیر ما رو نمیخوان. با بیتفاوتیشون به فلج شدگی سیستماتیک اقتصاد مملکت هم میشه ثابتش کرد. برای همین واژه بیمعنی «نگاه به داخل» برای اونها معنا داره.
اینها میمیرند و یک سرزمین سوخته برای نسل بعد میمونه.
خامنهای این سراب رو با کلیدواژه «نگاه به داخل» بنیانگذاری کرد و این جوانها هستند که دردش رو میچشند. درست مثل ایران، قسمت بزرگی از جامعه روسیه بازنشسته مستمریبگیر یا حقوقبگیر دولت هستند، که درست مثل ایران اگه آینده مملکت به سمت چاه فاضلاب حرکت کنه هم براشون اهمیت نداره، تا وقتی که سر وقت تعیین شده حقوقشون رو واریز میکنند.
جفنگگویی درباره گلوبالیسم زیاده، اما در دنیای امروز، به دلایل بسیار، نمیشه بدون گلوبالیسم از منجلاب فقر بیرون اومد. حتی با وجود سونامی پولهای نفتی و گازی که سرازیر میشد و میشه، هنوز در حاشیه مسکو (حاشیه کازان نه، حاشیه مسکو) خونههایی وجود داره که هیزم میسوزونند، و نایلون انداختن روی سقف که آب نیاد داخل. اینکه اختلاف طبقاتی بد است و باید دربارهاش چه کرد، میتونه برای بعضیها یه موضوع زیادی پیچیده باشه، چون اصلا بش فکر نمیکنند. همون پیرزنی که داره هیزم میسوزونه هم بش فکر نمیکنه. بلکه در وسط همون فلاکت، با پیروزیهای ظفرمندانه «کشور» به ارگاسم ملیگرایانه میرسه. دقیقا مثل جماعت اسگل ایرانی که پول پر کردن دندانشون رو ندارند و سوگوار سلیمانی بودند.
لازم نیست پدران ما همه اکبر خرمدین باشند تا مشخص باشه خیر ما رو نمیخوان. با بیتفاوتیشون به فلج شدگی سیستماتیک اقتصاد مملکت هم میشه ثابتش کرد. برای همین واژه بیمعنی «نگاه به داخل» برای اونها معنا داره.
اینها میمیرند و یک سرزمین سوخته برای نسل بعد میمونه.
❤25
شاید اشتباه میکنم، ولی به نظر میاد یکی اون وسط میگه ایولالله که لهجهش کاملا ایرانیه. تا حالا ندیدم یه عرب اینجوری تلفظش کنه.
https://t.me/Yediotnews/69356?single
https://t.me/Yediotnews/69356?single
قبل از شروع جنگ اینجا نوشتم پوتین آدمی نیست که همه ملیگراها به طبل جنگ بکوبند و این تنها وایسه بگه نه. چون در چنین شرایطی نه گفتن یک کیفیتی لازم داره که در شخصیت خلافکارهایی مثل پوتین نیست، با اینکه به زعم خودش مردمش رو دوست داره و کاری به ضررشون انجام نمیده.
الان دوباره توسط همون ملیگراها یک موج تحریک دیگه بوجود اومده و ازش میخوان یا جنگ رو متوقف کنه، یا کار رو با نابودی کامل اوکراین یکسره کنه. چون معتقدند اگه بدون نابود کردن همهچیز بخوان ادامه بدن، تلفاتشون از کنترل خارج میشه. و در برابر این مطالبه هم نمیتونه نه بگه. بنابراین استفاده از بمبافکنها و بمبهای سنگین در روزهای آینده بیشتر خواهد شد.
دو مسئله رو باید در کنار هم پذیرفت (بیشتر مشکلات ما همین عجز در تفکیک واقعیتهاست). الف- ارتش روسیه ظرفیت با خاک یکسان کردن کل اوکراین را دارد و هنوز خیلی مونده تا این زامبی به مرز خستگی برسه. ب- ملیگراهای روسیه تحت یک پروپاگاندای غلیظ بزرگ شدهاند و درباره توانایی واقعی ارتششون و صنعتشون دچار تصورات نادرست هستند.
حالا اگه اذیتتون نمیکنه متناظر چینیش رو هم بنویسم.
الف- چین توانایی غذا دادن به صد میلیون نفر شهروند قرنطینه شده را دارد، حتی اگه با ایرادات و ندانمکاریهایی همراه باشه ب- شهروند چین تصور درستی از تواناییهای دولت چین نداره و فکر می کنه همهچی ردیف میشه بزودی.
الان دوباره توسط همون ملیگراها یک موج تحریک دیگه بوجود اومده و ازش میخوان یا جنگ رو متوقف کنه، یا کار رو با نابودی کامل اوکراین یکسره کنه. چون معتقدند اگه بدون نابود کردن همهچیز بخوان ادامه بدن، تلفاتشون از کنترل خارج میشه. و در برابر این مطالبه هم نمیتونه نه بگه. بنابراین استفاده از بمبافکنها و بمبهای سنگین در روزهای آینده بیشتر خواهد شد.
دو مسئله رو باید در کنار هم پذیرفت (بیشتر مشکلات ما همین عجز در تفکیک واقعیتهاست). الف- ارتش روسیه ظرفیت با خاک یکسان کردن کل اوکراین را دارد و هنوز خیلی مونده تا این زامبی به مرز خستگی برسه. ب- ملیگراهای روسیه تحت یک پروپاگاندای غلیظ بزرگ شدهاند و درباره توانایی واقعی ارتششون و صنعتشون دچار تصورات نادرست هستند.
حالا اگه اذیتتون نمیکنه متناظر چینیش رو هم بنویسم.
الف- چین توانایی غذا دادن به صد میلیون نفر شهروند قرنطینه شده را دارد، حتی اگه با ایرادات و ندانمکاریهایی همراه باشه ب- شهروند چین تصور درستی از تواناییهای دولت چین نداره و فکر می کنه همهچی ردیف میشه بزودی.
🤔4
حتی اگه به موضوعی علاقه ندارید ازش استفاده کنید که درست فکر کردن و درست نگاه کردن رو تمرین کنید.
❤16
تعجب و تأثر بعضیها ازینکه عدهای حتی از افغانی فقیر جنگزده هم دزدی میکنند، نشون میده نه با دنیایی که توش هستند آشنایی کافی دارند، نه با نعمتهایی که برخوردارند.
همیشهی تاریخ، دزدی از فقرا انجام میشده. غیر از کاروانهای تجاری، که قربانی راهزنها میشدند، در بیشتر بقیه موارد، از کسی دزدی میشد که خودش در آستانه گرسنگی قرار داشت. اینکه ازت یه چیزی رو بزنند که فقط یک روز بش فکر کنی و از فرداش به زندگی نرمالت ادامه بدی، یک پدیده مدرنه. چیزی که ممکن بود از اجداد ما بدزدند، معمولا دام بود. و اگه دام رو میبردند ممکن بود گرسنگی بکشند، و شاید از گرسنگی بمیرند. و از همین جهت دزد رو چنان مجازات میکردند که بعدها قطع کردن انگشتان یک تخفیف به حساب اومد (اگه نتونی تشخیص بدی چه چیزهایی جدید نیستند، نمیتونی تشخیص بدی چه چیزهایی جدیدند).
انقلاب صنعتی و سپس شهرنشینی و سپس دولت رفاه، باعث ایجاد این وهم و خیال شد که بدیهای دنیا بیماری بودند، و درمانش رو پیدا کردیم، و انجامشون دادیم، و حالا دنیا سالمتره. بنابراین وقتی توحش و زشتی رو میبینه فکر میکنه یک واریانت جدید از ویروس ظهور کرده! ولی واریانت جدیدی در کار نیست. سارق مسلحی که چند روز پیش در آمریکا یک راننده اوبر رو که مادر چهار بچه بود به قتل رسوند، با اینکه خواهش و تمنای این زن و اینکه مادر چهار بچهست رو شنید، با همون مکانیزمی خشونت رو به کار گرفت که هزار سال پیش یک راهزن به یک کاروان حمله میکرد و هم بار رو میبرد و هم مسافر رو به قتل میرسوند. در این فاصله هزار ساله، چیزی درمان نشده. بلکه، زشت بودن دنیا سرجای خودش مانده، ولی در مکان و زمانهایی خاص، در برابرش سپرهای دفاعی ایجاد شده. که گاهی این سپرها ترک میخورند.
اراجیفی که بوداییها و هندوها این روزها به مدد اینترنت همهجا پراکنده میکنند مبنی بر اینکه «دنیا به خودی خود بهشت است، آدمها خرابش کردهاند» رو نباید جدی گرفت. دنیا نه تنها بهشت نیست، بلکه جای خوبی هم نیست، و بلکه به خودی خود جای بدی است.
یک داستان کوتاه در قرآن وجود داره درباره یک مرد باغدار که هیچ مقداری از محصول باغش رو به نیازمندان صدقه نمیده. یک روز صبح از خواب بیدار میشه و میبینه طوفان (یا رعد و برق، یا هرچی) اومده و کل باغش از بین رفته. مومنین ازین داستان این نتیجه رو گرفتند که اگه صدقه ندیم، یه بلایی سرمون میاد؛ پس باید بدیم تا نیاد. که تصویر یک شخصیت لجباز رو از خدا میسازه.
اما موضوع اصلا اینکه خدا با آدم خسیس چه میکند نیست. اگه صدقه هم میداد باز ممکن بود باغش رو یکشبه از دست بده. پیام اینه: «دنیا طوری ساخته شده که بهرحال به فاک خواهی رفت، پس بهتره سپر دفاعی داشته باشی. و یکی از سپرها اینه که حواست به اجتماعی که توش هستی باشه، که اگه فردا به فاک رفتی، دو نفر برات دلسوزی کنند و زیر بغلت رو بگیرند، و تحمل زشتی دنیا برات راحتتر بشه».
سپرها میتونند متنوع باشند. یکیش ایمانه. و البته کافی نیست. یکیش انسجام اجتماعی در ابعاد محلیه. و البته کافی نیست. و یکیش فرهنگه. که البته کافی نیست. و یکیش شکستن بنبستهای اقتصادیه. که البته کافی نیست. شهروند استرالیایی که داره یک دنیای نسبتا خوب رو میبینه؛ چون بش دزد نمیزنه، چون همسایههاش آدمند، چون لنگ نان شب نیست، چون محیط سکونتگاهش طبیعتستیز نیست، و بلاه بلاه.. در یک دنیای خوب قرار نگرفته. اون هم تو همون دنیای زشتیه که یک دختر افغانی آواره داره توش زندگی میکنه. تفاوت در سپرهاییه که اون استرالیایی دور خودش کشیده، یا براش کشیدن. این واقعیت حتی در معماری سنتی ما هم منعکس شده بود. خانهها چهاردیواریهایی بودند که حیاط، یا باغ، داخلش قرار داشت. طوری که انگار یک کشتی وسط دریایی از زشتیها و نابهنجاری هاست.
و از سپرها باید نگهبانی دائمی کرد. دقیقا چون زشتی دنیا بیماری نیست که خوب شده باشه، و چون حالت عادیش همینه که همینقدر زشت و خشن باشه، لازمه که دائما از سپرها نگهبانی کرد. و اگه نگهبانی نشه، بدون اینکه اهمیت داشته باشه تا الان چقدر دوام آورده و چه سابقه بلندمدتی داره، میتونه فرو بریزه و آب بیاد داخل.
ما در شرایط فعلی سپرهامون رو داریم از دست میدیم و خیلیهاش رو از قبل از دست دادیم. تقریبا چیزی از ایمان باقی نمونده، استراکچر جامعه محلی فرو ریخته و شهر بزرگ و بزرگی شهر هر نوع بازدارندگی سنتی رو کنسل کرده، نظام حقوقی جوابگوی تعرضها نیست، حکومت مسئولیتپذیر نیست، خانوادهها قابلیت تربیتکنندگی ندارند، و بنبست اقتصادی اپیدمیک شده.
اینکه به دختر فقیر رحم نکنند، حالت دیفالت دنیاست. اینکه هیچ سپری نداره، موضوع زمان ماست.
همیشهی تاریخ، دزدی از فقرا انجام میشده. غیر از کاروانهای تجاری، که قربانی راهزنها میشدند، در بیشتر بقیه موارد، از کسی دزدی میشد که خودش در آستانه گرسنگی قرار داشت. اینکه ازت یه چیزی رو بزنند که فقط یک روز بش فکر کنی و از فرداش به زندگی نرمالت ادامه بدی، یک پدیده مدرنه. چیزی که ممکن بود از اجداد ما بدزدند، معمولا دام بود. و اگه دام رو میبردند ممکن بود گرسنگی بکشند، و شاید از گرسنگی بمیرند. و از همین جهت دزد رو چنان مجازات میکردند که بعدها قطع کردن انگشتان یک تخفیف به حساب اومد (اگه نتونی تشخیص بدی چه چیزهایی جدید نیستند، نمیتونی تشخیص بدی چه چیزهایی جدیدند).
انقلاب صنعتی و سپس شهرنشینی و سپس دولت رفاه، باعث ایجاد این وهم و خیال شد که بدیهای دنیا بیماری بودند، و درمانش رو پیدا کردیم، و انجامشون دادیم، و حالا دنیا سالمتره. بنابراین وقتی توحش و زشتی رو میبینه فکر میکنه یک واریانت جدید از ویروس ظهور کرده! ولی واریانت جدیدی در کار نیست. سارق مسلحی که چند روز پیش در آمریکا یک راننده اوبر رو که مادر چهار بچه بود به قتل رسوند، با اینکه خواهش و تمنای این زن و اینکه مادر چهار بچهست رو شنید، با همون مکانیزمی خشونت رو به کار گرفت که هزار سال پیش یک راهزن به یک کاروان حمله میکرد و هم بار رو میبرد و هم مسافر رو به قتل میرسوند. در این فاصله هزار ساله، چیزی درمان نشده. بلکه، زشت بودن دنیا سرجای خودش مانده، ولی در مکان و زمانهایی خاص، در برابرش سپرهای دفاعی ایجاد شده. که گاهی این سپرها ترک میخورند.
اراجیفی که بوداییها و هندوها این روزها به مدد اینترنت همهجا پراکنده میکنند مبنی بر اینکه «دنیا به خودی خود بهشت است، آدمها خرابش کردهاند» رو نباید جدی گرفت. دنیا نه تنها بهشت نیست، بلکه جای خوبی هم نیست، و بلکه به خودی خود جای بدی است.
یک داستان کوتاه در قرآن وجود داره درباره یک مرد باغدار که هیچ مقداری از محصول باغش رو به نیازمندان صدقه نمیده. یک روز صبح از خواب بیدار میشه و میبینه طوفان (یا رعد و برق، یا هرچی) اومده و کل باغش از بین رفته. مومنین ازین داستان این نتیجه رو گرفتند که اگه صدقه ندیم، یه بلایی سرمون میاد؛ پس باید بدیم تا نیاد. که تصویر یک شخصیت لجباز رو از خدا میسازه.
اما موضوع اصلا اینکه خدا با آدم خسیس چه میکند نیست. اگه صدقه هم میداد باز ممکن بود باغش رو یکشبه از دست بده. پیام اینه: «دنیا طوری ساخته شده که بهرحال به فاک خواهی رفت، پس بهتره سپر دفاعی داشته باشی. و یکی از سپرها اینه که حواست به اجتماعی که توش هستی باشه، که اگه فردا به فاک رفتی، دو نفر برات دلسوزی کنند و زیر بغلت رو بگیرند، و تحمل زشتی دنیا برات راحتتر بشه».
سپرها میتونند متنوع باشند. یکیش ایمانه. و البته کافی نیست. یکیش انسجام اجتماعی در ابعاد محلیه. و البته کافی نیست. و یکیش فرهنگه. که البته کافی نیست. و یکیش شکستن بنبستهای اقتصادیه. که البته کافی نیست. شهروند استرالیایی که داره یک دنیای نسبتا خوب رو میبینه؛ چون بش دزد نمیزنه، چون همسایههاش آدمند، چون لنگ نان شب نیست، چون محیط سکونتگاهش طبیعتستیز نیست، و بلاه بلاه.. در یک دنیای خوب قرار نگرفته. اون هم تو همون دنیای زشتیه که یک دختر افغانی آواره داره توش زندگی میکنه. تفاوت در سپرهاییه که اون استرالیایی دور خودش کشیده، یا براش کشیدن. این واقعیت حتی در معماری سنتی ما هم منعکس شده بود. خانهها چهاردیواریهایی بودند که حیاط، یا باغ، داخلش قرار داشت. طوری که انگار یک کشتی وسط دریایی از زشتیها و نابهنجاری هاست.
و از سپرها باید نگهبانی دائمی کرد. دقیقا چون زشتی دنیا بیماری نیست که خوب شده باشه، و چون حالت عادیش همینه که همینقدر زشت و خشن باشه، لازمه که دائما از سپرها نگهبانی کرد. و اگه نگهبانی نشه، بدون اینکه اهمیت داشته باشه تا الان چقدر دوام آورده و چه سابقه بلندمدتی داره، میتونه فرو بریزه و آب بیاد داخل.
ما در شرایط فعلی سپرهامون رو داریم از دست میدیم و خیلیهاش رو از قبل از دست دادیم. تقریبا چیزی از ایمان باقی نمونده، استراکچر جامعه محلی فرو ریخته و شهر بزرگ و بزرگی شهر هر نوع بازدارندگی سنتی رو کنسل کرده، نظام حقوقی جوابگوی تعرضها نیست، حکومت مسئولیتپذیر نیست، خانوادهها قابلیت تربیتکنندگی ندارند، و بنبست اقتصادی اپیدمیک شده.
اینکه به دختر فقیر رحم نکنند، حالت دیفالت دنیاست. اینکه هیچ سپری نداره، موضوع زمان ماست.
❤18
پناهندههای اوکراینی که به کشورهای اروپایی وارد شدن از قیمت اینترنت تعجب کردن. حتی خانههای روستایی اوکراین با فیبر نوری به اینترنت متصل بودند و ماهی فقط ۱۵ یورو میدادند. یکی از دلایل مهم نفرت روسها از اوکراینیها هم حسادته. یک قوم اسلاو، که مثل خودشونه، بدون اینکه دریایی از نفت و گاز داشته باشه، مثل اروپاییها زندگی میکنه، با اینکه کمتر از اروپاییها خرج میکنه. پس باید زندگیشون رو نابود کرد. درست مشابه نفرت زاییده شده از حسادت اقوام وحشی مغول، به تمدن ایران. که وقتی در برابر عظمتش احساس حقارت کردند، مصمم شدند که نابودش کنند.
اما اینکه چرا یک اوکراینی قیمت پایینتری نسبت به یک کشور پیشرفته اروپایی برای اینترنت میپرداخت، باید شهروند اروپایی رو به فکر بندازه و از خودش بپرسه: فیبر که همون فیبره، از هاب کشور ما هم میگذره، پس چی بین ما متفاوته؟
شاید در ذهنش جرقه بزنه که «شاید چون ما عضو اتحادیه اروپا هستیم و اونا نیستند؟!».
دقیقا همون سیستم بروکراتیک عریض و طویل و مرکزگرا که اوکراین میخواست عضوش بشه، همون عاملیه که همهچیز رو کندتر و گرونتر میکنه.
اما اینکه چرا یک اوکراینی قیمت پایینتری نسبت به یک کشور پیشرفته اروپایی برای اینترنت میپرداخت، باید شهروند اروپایی رو به فکر بندازه و از خودش بپرسه: فیبر که همون فیبره، از هاب کشور ما هم میگذره، پس چی بین ما متفاوته؟
شاید در ذهنش جرقه بزنه که «شاید چون ما عضو اتحادیه اروپا هستیم و اونا نیستند؟!».
دقیقا همون سیستم بروکراتیک عریض و طویل و مرکزگرا که اوکراین میخواست عضوش بشه، همون عاملیه که همهچیز رو کندتر و گرونتر میکنه.
❤13
هوش مصنوعی دیگه در حد پایاننامه و تحقیق نیست. داره کار میکنه و داره استفاده میشه، و به تدریج نخواهیم فهمید کجا استفاده شده.
و سوالات فلسفی سرگرمکنندهای ایجاد خواهد کرد. مثل: چه تفاوتی وجود دارد بین یک چهره دیجیتال، و چهرهای که با مواد آرایشی تغییر کرده؟ اگه منطق آرایش، با تمام فریبدهندگیهاش پذیرفتهست، باید منطق لایه دیجیتال هم پذیرفت.
و سوالات فلسفی سرگرمکنندهای ایجاد خواهد کرد. مثل: چه تفاوتی وجود دارد بین یک چهره دیجیتال، و چهرهای که با مواد آرایشی تغییر کرده؟ اگه منطق آرایش، با تمام فریبدهندگیهاش پذیرفتهست، باید منطق لایه دیجیتال هم پذیرفت.
❤1