Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
زمانی که اسد از سلاح شیمیایی استفاده کرد، سازمان ملل تیمی رو برای تحقیق فرستاد که توشون ماله‌کش‌های پوتین وجود داشتند! خیلی حیرت‌انگیز بود. تصور کن ماله‌کش یکی از طرفین درگیری باشی، و بری در محل درگیری، تا ببینی اونی که ماله‌کشش هستی مرتکب جنایت شده یا نه! اما طرفداران ترامپ و جمعی از لیبرتارین‌های ضدجنگ، چنان اعتماد داشتند به این تیم که انگار فرزندان ابراهیم نبی هستند! چون دوست نداشتند ثابت بشه جبهه روسیه-سوریه، جنایتکاره؛ چون تو ذهن‌شون یه چیزی ساختن به نام «نظام آمریکا» و معتقدند اون نظام همش دنبال جنگه، پس هر اتفاقی که در دنیا میفته بهانه اون‌هاست برای راه انداختن جنگ. از طرفی یه طرفداری زیرپوستی هم از پوتین و اوباش مشابه دارند، که در نسخه داخلی به ترامپ‌پرستی‌شون منجر شده بود؛ به این دلیل که عقاید محافظه‌کاری و موضع تدافعی‌شون در برابر لیبرالیسم باعث شده نتونند در انتخابات برنده قطعی بشن و این میل‌شون رو به فاشیسم و اقتدارگرایی افزایش داده. اما بهرحال دلایل و انگیزه‌ها هرچه که بود، اون موقع سازمان ملل برای این‌ها مرجع خوبی بود! ولی به محض شیوع کرونا و برنامه‌های سازمان بهداشت جهانی برای قرنطینه‌ها و پروتکل‌ها و واکسن‌ها، نه تنها دیگه مرجع خوبی نبود، بلکه پایگاه شیطان بود، و عزیزان منحل کردن کل سازمان ملل رو خواستار شدند!

این خلاصه‌ای از ارتجاع واکنشی است.
پایبندی به هر بسته‌ای از اصول، قهرا منجر میشه به واکنش به خیلی چیزها. اما در ارتجاع واکنش‌گرا، خود واکنش، تمام اصولته! به این معنی که همون لحظه‌ای که لجبازی می‌کنه، به آرمان دست پیدا کرده. اینکه دولت عطش جنگ داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح جنگ، حتی اگه اون بیرون واقعا نیاز به جنگیدن با خلافکارها وجود داشته باشه. اینکه دولت عطش فروش واکسن داره، آرمانش میشه لجبازی با طرح واکسن، حتی اگه اون بیرون بهترین راه موثر برای مقابله با بیماری، واکسن باشه.
در این شرایط ارتباط با دنیای واقعی دیسکانکت میشه، و یک پل دیگه زده میشه. و این پل، چیزهایی هستند که باید بشون واکنش نشون داد. اگه باید به دولت واکنش نشون داد، پل بین خودش و واقعیت میشه دولت! به این شکل که «واقعیت آن چیزیست که دولت نمی‌گوید!».

چرا این حالت ارتجاعی پرطرفداره؟ چون ذهن‌های تنبل رو جذب می‌کنه‌.
فرض کنیم ما یک سازمان ملل فاسد داریم، که البته فرض کردن نمیخواد، فاسد است حقیقتا، و پر از آدم های مزخرف و بی‌عرضه. در برابر این سازمان فاسد و بی‌کفایت، دو راهکار بیشتر وجود نداره. یا باش لج کنیم، یا درستش کنیم. بسیار بدیهیه که ذهن تنبل اولی رو انتخاب می‌کنه. چون برای درست کردن سازمان ملل، نیاز داریم که آدم‌های درست بسازیم، سپس این آدم‌های درست رو بفرستیم اونجا. و کی حاضره زحمت و سرمایه‌گذاری لازم برای تربیت آدم‌های درست رو به عهده بگیره؟

البته این بهانه وجود داره که «نمیذارن آدم درست، به نهادهای مدنی وارد بشن»، اما فقط بهانه‌ست، چون از لحاظ دشواری کاملا برعکسه. وانمود می‌کنند آدم درست فراوانه، قسمت ورود به نهاده که سخته‌. اما در واقعیت، تربیت آدم‌های درسته که سخته، قسمت وارد شدن‌شون به نهادها آسونه. چون آدم درست، خودش راه‌های برنده شدن رو هم بلده، و مسیر خودش رو به نهادها باز می‌کنه.

اشرار به راحتی تکثیر میشن، اما آدم‌‌های درست سرمایه‌گذاری لازم دارند. پس در این کشاکش، همواره یک مسابقه غیرمنصفانه برقراره. و غیرمنصفانه بودنش رو باید از همون لحظه صفر، پذیرفت. و سپس با علم به این غیرمنصفانگی، برنامه برای برنده شدن طراحی کرد.
دنیا میتونه فضای اکوی گسترده‌ای برای لجبازها فراهم کنه، اما در بلند مدت زمین به آدم‌های درست به ارث خواهد رسید.
9
وضع همیشه بدتر خواهد شد و زمین به آدم‌های درست به ارث خواهد رسید. چون درست بودن آدم درست، دقیقا با عملکردش در وضعیت دائم در حال بدتر شدن، ثابت میشه.

شما در این دنیا قرار نگرفتی که یه فیلم خوب ببینی.
8
شعر این شاعر اوکراینی (که به دست اوباش شوروی کشته شد) به درد این روزهای ملتش میخوره، که خطاب به متجاوزان میگه هر غلطی بکنید مردم من باقی میمونند.

اما از کلیتش که بگذریم یک عبارت استفاده کرده برای توصیف دشمن، که فوق‌العاده‌ست: ای شما «فرزندان حرام‌زاده اعدام‌کننده‌هایی که اعدام شدند!».
انگار سفارش ساخت این عبارت خوش تراش رو ما ایرانی‌ها دادیم و واسیل سیموننکو برامون ساخته بوده.
7
Economist 1854.pdf
113.7 KB
در آرشیو مجله اکونومیست یه مقاله وجود داره درباره روسیه و جنگ کریمه که حیرت‌انگیزه. کی منتشر شده؟ ۱۸۵۴ میلادی. فاکینگ ۱۶۸ سال پیش، و به طور خلاصه میگه روس‌ها گاوتر ازونی هستند که فکر می‌کنید و میشه شکست‌شون داد! دلایلی که نوشته یه جوریه که انگار مقاله رو امروز نوشتن: لجستیک ندارن، درباره توانایی‌ ارتش‌شون دروغ زیاد بافتن، سربازانش یه مشت بچه دهقان بی‌انگیزه هستند، و روسیه اساسا یک ملت نیست، یک لحاف چهل تکه‌ از اقوامه.
مو رو به تن آدم سیخ می‌کنه تاریخ.
🤔3
نوشته «وارد دوران فاشیسم زبان شده‌ایم، که روسیه قصد دارد علاوه بر از بین بردن ملیت اوکراینی، زبان اوکراینی‌ را هم حذف کند؛ و طالبان همین الان مشغول حذف فارسی در افغانستان است».

این بزرگواران پیش خودشون فکر کردن فارسی در ایران و فرانسوی در فرانسه با چه فرآیندی زبان رسمی این دو کشور شده‌اند؟ با رفراندوم؟ فرانسوی‌ها با میل خودشون فرانسوی‌زبان نشدند. مردم در هر آبادی داشتند به زبان و گویش خاص خودشون صحبت می‌کردند و اصلا فرانسوی نمی‌فهمیدند. اما «کشور» مجبورشون کرد فرانسوی رو بپذیرند. در ایران کلکسیونی از زبان‌ها و گویش‌ها رو از دست دادیم تا فارسی بتونه سروری کنه. چون «کشور» اینو میخواست.
وقتی حرف زور کشور درباره زبان رو مشروع میدونی، باید همه‌جا مشروع بدونی. الان هم حرف زور کشور افغانستان اینه که فارسی سرکوب بشه.

وقتی درباره آنارشیسم و محلی‌گرایی صحبت می‌کردیم می‌خندیدی آخه.
4
«تا وقتی پورن یک گزینه‌ست، مردان انگیزه‌ای ندارند برای اینکه برن اون بیرون و یه زنی رو پیدا کنند و انرژی جنسی‌شون رو صرف تشکیل خانواده کنند. با پورن میتونند به رضایت جنسی برسند بدون اینکه به خودشون سر و سامانی بدن. عاجزم ازینکه در خور اهمیت مسئله تشریح کنم پورن چطور جامعه رو نابود می‌کنه».

فکر می‌کنه مسائل پیچیده روانی، اجتماعی، اقتصادی، تحت تأثیر چهارتا کلیپ ویدئویی هستند. مردها، جز در استثنائاتی، همه دنبال سر و سامان یافتن هستند؛ اما فعلا، چه از لحاظ حقوقی، و چه از لحاظ مالی، در موقعیت بازندگی قرار گرفته‌اند. شما نمیتونی به کسی بگی چرا برای باختن تلاش نمی‌کنی؟! چون یک تقاضای بی‌معنیه.
5
Anarchonomy
«تا وقتی پورن یک گزینه‌ست، مردان انگیزه‌ای ندارند برای اینکه برن اون بیرون و یه زنی رو پیدا کنند و انرژی جنسی‌شون رو صرف تشکیل خانواده کنند. با پورن میتونند به رضایت جنسی برسند بدون اینکه به خودشون سر و سامانی بدن. عاجزم ازینکه در خور اهمیت مسئله تشریح کنم…
تنها جنبه تخریبی پورن که میتونه جدی گرفته بشه، تغییر عادت‌های سکس است. اما یک‌جانبه پنداری این تغییرات، به تنهایی یک موضع جنسیت‌زده‌ست. اینکه فقط این مردها هستند که تحت تأثیر فضای فانتزی هستند و زن واقعی دیگه براشون راضی‌کننده نیست، و نه برعکس؛ برمبنای این فرضه که همه تقاضاها مردانه هستند!
7
درباره بنیه تسلیحاتی، چیزی که این روزها بسیار واضحه اینه که اروپا انقدر در دهه‌های گذشته نسبت به مسلح کردن خودش کم‌کاری یا بی‌توجهی کرده، یا هر اسمی که میشه روش گذاشت، که میشه گفت اگر دخالت آمریکا نبود الان تانک‌های روسیه در اشتوتگارت آلمان بودند. آمریکا چنان حجمی از موشک‌های ضدتانک به اوکراین فرستاده که باعث شده ذخایر خودش هم دچار افت قابل توجه بشه و جایگزین کردن‌شون میتونه زمان زیادی ببره. البته چون این موشک‌ها دارند کار مهمی انجام میدن، و خود آمریکا هم در معرض تهدید نیست؛ این افت ذخیره رو نمیشه یک مسئله خطرناک دونست. اما خود این واقعیت که داره این تعداد رو میفرسته، و میتونه که بفرسته، متکی بر این واقعیت غیرقابل انکاره که در دنیای امروزی، بدون ارتشی که توسط بخش خصوصی قدرتمند که زیر سایه نظام سرمایه‌داری فعالیت می‌کنه ساپورت بشه، امکان تحرک معنادار در هیچ جنگی وجود نداره.

این رو برای ایران الان نمی‌گم، که در منجلاب فرو رفته و افق نجاتی در برابرش نیست، اما برای ایرانی در آینده که به جهان خواهد پیوست، میشه گفت: اگر قرار باشه بتونیم این سرزمین رو در برابر خلافکارها محافظت کنیم، به همون تعدادی که الان شرکت تولید مواد غذایی در کشور وجود داره باید شرکت خصوصی تولیدکننده تسلیحات داشته باشیم.
3
برون‌سپاری ترس، که یعنی من یه پولی بت میدم تو به جای خودم درباره اتفاقی که برام افتاده یا قراره بیفته بترس، که البته ممکنه اون دکتر هم به اندازه پولی که گرفته ترس به دلش راه نده، به دلیل ترسو بودن نیست. به دلیل بد تربیت شدنه. خانواده مغزش رو طوری پروگرام کرده که باید همواره رکاب بزنی، و نذاری چیزی این رکاب زدن رو متوقف کنه. و این مستلزم اینه که اگه لاشه‌ای کنار جاده افتاده بود، دورش بزنی و عبور کنی. در حالی که باید طوری تربیت می‌شد که به خود راه توجه نشون بده، نه فعل رکاب زدن. و اگه به راه توجه کنه، باید به لاشه‌های کنار جاده هم توجه کنه، و کنکاش کنه، و درگیر بشه.
بعضی‌ها میخوان کال‌آو دیوتی رو مثل گرن توریسمو بازی کنند‌.
2
توضیح دادن امپریالیسم روس به کشورهای اروپای شرقی
و به کشورهای اروپای غربی

#لبخند_شبانه
2
یه مقاله مفصل نوشته و گفته ببخشید، اشتباه کردم، فکر می‌کردم تورم آمریکا حداکثر میشه ۴ درصد، اما الان شده ۸ و نیم درصد! اما فقط من این اشتباه رو نکردم، خیلی از اقتصادخونده‌ها هم کردند!

در وضعیتی ابزوردی هستیم که به عنوان اقتصادنخوانده‌ها باید به اقتصادخوانده‌ها بگیم تورم چیست! چون خودشون انقدر عقل‌شون نمی‌رسید که بیسیک‌ترین دانسته‌ها رو در نظر بگیرند: پول زیاد برای کالای کم، مساوی است با تورم. پول زیاد شد چون دولت به مردم چک داد و گفت بشینید خونه‌تون، و کالا کم شد چون همه جا رو تعطیل کردند.

اما مشکل فقط اقتصادخوانده‌ها نیستند. به عزیزان بیت‌کوینی‌ هم باید بفهمونیم که دلار به خاطر تورم در حال مرگ نیست! به خاطر جنگ هم در حال مرگ نیست! کسی در حال فرار کردن از دلار نیست که بعد بیاد به بیت‌کوین پناه بیاره. این چه بساطیه که نظام مالی جهان رو تایتانیک در نظر می‌گیرید؟ چون دایناسوره، معنیش این نیست که در آستانه غرق شدنه.

اما فقط بیت‌کوینی‌ها نیستند، باید به ژورنالیست‌ها هم بگیم چیزی به عنوان پترودلار نداریم که حالا ساختارش ترک خورده باشه! عربستان به خاطر درخواست نیکسون نبود که نفت رو به دلار فروخت. قبل ازینکه نیکسون حتی رییس‌جمهور بشه داشت نفتش رو به دلار حساب می‌کرد، اما خارج از آمریکا می‌چرخید. که شد یورودلار. دولت آمریکا در یک برهه‌ای دید یه عالمه سرمایه دلاری خارج از آمریکا هست، و گرخید. چون دلاری شدن تجارت دنیا خیلی زیرپوستی و ساکت داشت انجام می‌شد و خود آمریکا حواسش بش نبود. خیلی از سیاست‌های دولت‌ها، برنامه نیستند؛ بلکه واکنش هستند، و خیلی ازون واکنش‌ها بر مبنای سوء تفاهم‌ها هستند.


اما فقط ژورنالیست‌ها نیستند، باید به سلبریتی‌ها هم بگیم جان عمه و مادر و خواهر و انواع ناموس‌هایی که دارید درباره فدرال رزرو اظهار فضل نکنید، وقتی هنوز نمی‌دونید این فد نیست که پول چاپ می‌کنه.
2
قوانین بین‌المللی ایراد دارند. این بچه بعد از به قدرت رسیدن پوتین به دنیا اومد، و قبل از خلاص شدن جهان از وجود نحس و نجس پوتین، کشته شد. تمام عمر کوتاهش در داخل ماجراجویی یک سایکوپت قاتل قرار گرفت، و هدر رفت. اگه اسلحه دست این بچه باشه، طبق قوانین بین‌المللی اجازه داریم بدنش رو متلاشی کنیم، اما خود پوتین یا نماینده دوما یا هر خر کت‌شلواری دیگه‌ای رو اگه تو یه سوراخ موش پیدا کردیم اجازه نداریم مغزش رو متلاشی کنیم، چون غیرنظامیه، و اسیر رو نباید کشت!

قانون اگه مبنای اخلاقی داشته باشه باید برعکس باشه، باید به سرباز فرصت پشیمانی داد، و سیاستمدار رو قبل ازینکه بتونه از خودش دفاع کنه گردن زد.
👍14
Anarchonomy
شما که می‌تونید جلوی عدد اسکناس یه صفر بذارید، چرا یه کاری نمی‌کنید که ارزشش کم نشه؟ 😄
بعضی‌ها میگن به عمد در مدارس به بچه‌ها یاد نمیدن که نظام پولی و بانکی چطور کار می‌کنه تا یک آگاهی عمومی ایجاد نشه، چون اگه ایجاد بشه و بفهمند چه خبره، ملت انقلاب می‌کنند!
اما چنین توطئه‌ای در کار نیست. آموزشی وجود نداره چون کسی حاضر نیست بیفته جلو و مسئولیت توضیح دادنش به بچه‌ها رو به عهده بگیره، وقتی که حتی بزرگسالان هم به سختی می‌فهمند!
میگن این مرد سیاهپوستی که در متروی نیویورک دست به کشتار مردم زد، یه سفیدستیز بوده که قبلا یه جایی تو شبکه‌های اجتماعی نوشته بود «جنگ اوکراین ثابت کرد سفیدها عاشق نسل‌کشی هستند»، یا چیزی با این مضمون.
همزمانی این اتفاق با سالگرد نسل‌کشی رواندا جالبه، چون رواندا به تنهایی ثابت کرد که نسل‌کشی مختص یک نژاد و یک فرهنگ و یک جامعه نیست، و حتی به سلاح‌های پیشرفته و یا تشکیلات بزرگ پروپاگاندا نیاز نداره. در رواندا یک قوم از سیاهپوستان، نزدیک یک میلیون نفر از یک قوم دیگه از سیاهپوستان رو با داس و قمه و تبر کشتند.
و چه کسی از دیدن این فاجعه روانی شد؟ یک کانادایی سفیدپوست که فرماندهی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل رو به عهده داشت، اما بش گفتند دخالت نکنه! و چه کسانی خواستند دنیا دخالت نکنه؟ ترکیبی از سیاهپوستان و سفیدپوستان که همیشه میگن «جنگ بده، صلح خوبه».

این آقایی که در نیویورک مردم رو کشت باید کمتر تلویزیون نگاه می‌کرد، و بیشتر تاریخ میخوند.
🤔2
تو چین دولت تعیین می‌کنه چه هشتگی ترند بشه، و چی نشه. دیشب یه عده از کاربران از شانگهای پست‌های اعتراضی میذاشتن، که دولت بلافاصله وارد عمل شد و تیتر «آمریکا بدترین وضعیت حقوق بشر را در دنیا دارد» رو آورد بالا تا هشتگ‌های اعتراضی دیده نشن. مردم وقتی این جابجایی دستوری رو دیدند، همون کاری رو کردند که تو توعیتر فارسی رایجه: پست اعتراضی رو با هشتگ حکومتی میفرستادند. برای چند ساعت این پست‌ها چرخیدند تا اینکه حذف شدند.
چنین حرکت‌هایی هرچند خیلی ساده‌اند و هرچند برای ما ایرانی‌ها خاطره‌اند، اما در چین تازگی دارند. بعد از جریان سرکوب موسیقی پاپ، و سپس سرکوب گیم، این مهم‌ترین مواجهه دولت سرکوبگر با نسل جوان چینی‌هاست.

اما چرا دولت حاضر شده هزینه‌های این درگیری رو به جان بخره؟ یعنی موضوع واقعا خود ویروسه؟ بعید به نظر میرسه. البته نباید انکار کرد که کرونا در چین هنوز یک خطر جدیه، و اینکه جدیه به این واقعیت برمیگرده که ظاهرا هنوز خیلی از مردم شهرهای بزرگ، ایمنی کافی در برابر ویروس ندارند. ولی اینطور هم نیست که اگه اراده داشتن که خطر رو کتمان کنند، نمی‌تونستند‌. اتفاقا اگه قرنطینه رو انجام نمیدادند، میشد مریض‌ها رو به بیمارستان‌های شهرهای دیگه منتقل کرد تا مثل الان شانگهای با کمبود تخت مواجه نباشه، و خود این کمبود، اضطراری بودن وضعیت رو القاء نکنه. اگه واقعا می‌خواستند خودشون رو بزنند به اون راه و همه‌چیز رو نرمال جلوه بدن، امکانش وجود داشت. حتی اگه میخواستند شهر رو قرنطینه کنند ولی بندر رو باز نگه دارند، می‌تونستند.

باید ازین زاویه دید به مشکل فعلی نگاه کرد که از نظر دولت چین، قرنطینه شانگهای و فلج شدن اقتصاد این شهر، و کمپلکس صنعتی اطرافش، اصلا یک مشکل نیست، یک فرصته!
مطلبی که زیاد تو اخبار نیست، یا به دلیل توجه بیش از حد به تورم آمریکا به حاشیه رفته، اینه که روندهای اقتصادی چین، اصلا جالب نیستند، و دلیلشون کرونای دو سال قبل نبوده. به عبارت خیلی ساده، چین در یک رکود قرار گرفته، و همین الان هم توشه.. اما به زعم دولت، بازار و اجتماع، پذیرش این رکود رو ندارند. بنابراین هر نوع توقفی در جریان عادی اقتصاد، یک فرصته تا فعلا همه‌چیز رو ربط بدن به اون توقف‌ها.

فکر نمی‌کنم این یک توطئه‌ست، بلکه فقط یک فرصت‌طلبی توسط بروکرات‌هاست، برای خرید زمان، و مهندسی افکار عمومی. دقت کنید که شهروند چینی که تا دیروز منتظر رشد اقتصادی حداقل هفت درصدی بود، حالا ازینکه بسته‌های غذا به موقع میرسه به آپارتمانش خوشحاله!
همه‌چیز حکایت ازین داره که دولت مایله توقعات مردم تعدیل بشه. ولی خیلی پله پله و جزء به جزء.
🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ناو موسکوا قدرتمندترین کشتی جنگی در دریای سیاه است، اگر پرزیدنت پوتین به نیروهای خود دستور دهد که دامنه جنگ اوکراین را افزایش دهند، این کشتی بدون شک طلایه‌دار حمله دریایی خواهد بود».

#لبخند_شبانه
3
وقتی مدیر راشاتودی علنا رو به دوربین میگه «ما در تاریخ‌مان دوبار فضا را باز کردیم، یک بار اوائل قرن بیستم، که به افتضاح انقلاب بلشویکی منجر شد، و یک بار اواخر قرن بیستم، که به افتضاح فروپاشی شوروی منجر شد. ما به یک پیچ تاریخی در کشورمان رسیده‌ایم که باید تکلیف‌مان را با آزادی مشخص کنیم. سانسور نه تنها بد نیست، بلکه خوب است و برای رشد اقتصادی نیازی به آزادی بیان نداریم و نمونه واضحش چین است»، باید اجازه داد راشاتودی در کشورمون دفتر و دستک داشته باشه یا در پلتفرم‌مون اجازه انتشار محتوا داشته باشه؟


بله. باید اجازه بدیم. همونطور که سیستم ایمنی بدنی که در آکواریم بهداشتی بوده در برابر ضعیف‌ترین باکتری‌ها و ویروس‌ها هم آسیب‌پذیره، جامعه‌ای که در فضای «صیانت»شده قرار بگیره، نسبت به دروغ‌ها و فریب‌ها و مهملات، آسیب‌پذیرتر میشه. صیانت فیزیکی، توهمی از صیانته. فقط ذهن تک تک افراده که میتونه خودش رو در برابر جهل و شارلاتان بازی خلافکارها، مقاوم کنه. و برای اینکه مقاومت رو یاد بگیره، باید در معرض‌شون قرار گرفته باشه. ما به اون آشغال‌های قاتل که از آزادی جامعه ما استفاده می‌کنند تا جنایات‌شون رو توجیه کنند، امتیاز نمیدیم؛ ما با آزاد گذاشتن‌شون داریم به خودمون امتیاز میدیم. سیستم باز، یک سیستم ذاتا قویه. آزادی بیان بی‌تبصره، باعث میشه یه عده تحت تأثیر جاهلان قرار بگیرند، اما در دراز مدت جامعه قوی میشه. و جامعه قوی خودش حساب خلافکارها رو میذاره کف دست‌شون.


جامعه سانسور شده جامعه پنهان شده در قلعه‌ست‌. جامعه آزاد، اونیه که قلعه رو محاصره کرده.
6
گروه تروریستی الشباب کنیا به یک گروه از پیمانکاران پروژه ساخت آزادراه حمله کرده و چندنفر رو کشته، که یکی‌شون هم یک شهروند چینی بوده. الشباب در محتویات تبلیغاتی خودش، در کنار اشاره به سرکوب مسلمانان در چین، دلیل هدف قراردادن چینی‌ها رو استعماری بودن پروژه جاده ابریشم معرفی می‌کنه، چون قراره کشورهای فقیر رو در تله بدهی بندازه و سپس بشون مسلط بشه!

ما در دنیای روایت‌ها زندگی می‌کنیم. اینکه حقیقت چیست همیشه در حاشیه‌ست. روایت‌ها دارند تاریخ رو شکل میدن، باعث ایجاد جنگ‌ها میشن، نفرت ایجاد می‌کنند، هویت میسازند، و سرنوشت ملت‌ها رو طراحی می‌کنند.
روایت «تله بدهی» انقدر قوی بود که نتونستیم جلوش رو بگیریم. و خود دولت چین با اون قدرت اقتصادی و رسانه‌ای هم نتونست جلوش رو بگیره. و حالا دیگه مهم نیست که واقعا تله‌گذاری وجود داره یا نداره. حالا این روایت دیگه صرفا تحلیل بد و عاری از دیتایِ باکیفیتِ چند وبلاگ‌نویس که خودشون رو کارشناس مسائل استراتژیک می‌دونند نیست. حالا این روایت داره آدم می‌کشه.
5
سوال‌تون رو میشه به دو سوال تجزیه کرد:
- آیا می‌شود با سانسور جلویشان را گرفت؟
- آیا درست است با سانسور جلویشان را گرفت؟

جواب سوال اولی که همین الان داده شده. خیر. اگه می‌شد با سانسور جلوش رو گرفت خود دولت چین از پسش برمی‌اومد. اینکه دولت چین تونسته برای مردمش یک آکواریوم رسانه‌ای ایجاد کنه، معنیش این نیست که میتونه هر روایتی رو در نطفه خفه کنه. کسانی که در قلعه سنگر گرفتند، نمی‌تونند فضای بیرون از قلعه رو هم کنترل کنند.

برای سوال دوم باید به تعمیم‌پذیری‌ها توجه کرد. چجوری میشه فهمید یک روایت میتونه محرک خشونت بشه؟ هیچ‌جوری. یا باید فرض کرد که هیچ روایتی محرک نیست، یا باید فرض کرد هر روایتی محرک است. پس یا باید هیچ‌چیز را سانسور نکرد، یا باید همه‌چیز رو سانسور کرد. که واضحه کدومش قابل اجراست.
5