Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یک ساعته دارم اینترنت رو زیر و رو می‌کنم تا ببینم این شرکت «اسپرونکو» اسپانیایی چه شرکتیه دقیقا.
فهمیدم که اسمش در واقع اسپروئنکو بوده. احتمالا عمدا غلط می‌نویسن تا وقتی سرچ می‌کنی چیزی گیرت نیاد. حالا با اسم صحیح سرچ کردم. ظاهراً یه شرکته تو شهر بارسلونا که مته و لوله و این چیزایی که مربوط به صنعت نفت و گازه تأمین می‌کنه. این محصولات انقدر اهمیت دارند که بشه درباره شرکتی که توش فعاله اطلاعات مالی به دست آورد.. اما هیچ اطلاعاتی درباره‌ش وجود نداره، و مثلا معلوم نیست درآمدش در سال گذشته چقدر بوده. هیچ خبری هم جز اینکه در ایران فعالیت داره در رسانه‌ها منتشر نشده. انگار به هیچ‌کس هیچ‌ گزارشی نمیده و انگار وجود نداره. بعد یه نگاهی به سایتش انداختم. فکر می‌کنید هاست سایت تو کدوم کشور قرار داره؟ کشور دوست و برادر، روسیه! بعد رفتم نمایندگی‌ها و دفاتر خارجیش رو نگاه کردم. یه شعبه داشته تو لندن. که منحل شده! و رییس اون شعبه منحل شده، یه ایرانی بوده!
یه نماینده هم تو ایران داره، که از خود این نمایندگی هم جز یه آدرس دفتر تو خیابان میرداماد، هیچ اطلاعاتی وجود نداره. مدیر ارشد این دفتر، یه جوان دهه شصتیه! و الان هم تو شرکت توسعه تجارت کارن مشغول واردات خودرو خارجیه! (بخوانید نمایشگاه‌دار). چندسال پیش یه نمایشگاه در تهران درباره صنایع نفت بوده، که این نماینده ایرانی مصاحبه کرده و گفته چینی‌ها بازار رو خراب می‌کنند و ما نمی‌تونیم فعالیت کنیم!

فکر کنم دیگه واضح باشه که چرا این شرکت تقریبا فیک، نگران تحریم‌های آمریکا نیست. چون در واقع دلال اجناس روسیه‌ست. و برای همین موقع تحریم‌ها پیداش میشه، و موقع لغو تحریم‌ها غیبش میزنه، و برای همین با چینی‌ها توان رقابت نداره (جنس روسی نه کیفیت اروپا رو داره، نه قیمت پایین چین رو).

یک ساعت از وقتم هدر رفت. ولی باعث انبساط خاطر شد.


https://t.me/khabaronline_ir/181118
4
مومن باش.. اما نذار به شعورت توهین کنند‌.
7
طبق محاسبه‌گر بانک‌مرکزی، آمریکا مرجع تقلید بزرگ شیعیان ایران رو با فقط ۳۱۳ میلیون تومن خریده بوده.
آخوندهای پیزوری امروزی رو دارن چند خرید و فروش می‌کنند؟
Anarchonomy
مومن باش.. اما نذار به شعورت توهین کنند‌.
دارن برام عکس‌های رکن یمانی رو میفرستن! همونجایی که میگن شکافته شده و مادر حضرت واردش شده! که یعنی «عاه.. بیا.. ایناهاش». یه سوراخی که فقط یه سمور میتونه ازش رد بشه، یه زن حامله در آستانه زایمان، واردش شده و بعد اومده بیرون؟ چطور خجالت نمی‌کشند ازین قصه‌ها؟ این جا قسمتیه که در قدیمی کعبه در اونجا قرار داشته، و اعراب هنوز معتقدند اونجا دعا مستجاب میشه. لذا نه تنها هیچ تلاشی ندارند که مخفیش کنند، بلکه تمام پادشاهان آل‌سعود هم میرفتن دست میمالیدند به اونجا جهت تبرک! اگه خدا می‌خواست یه حرکت ژانگولر انجام بده، چرا کل دیوار رو از جا نکند؟ سینمایی‌تر هم میشد. نعوذبالله خلاقیتش از آرتیست‌های هالیوودی کمتر بود؟ شیعه در تبیین اینکه چرا امام خودش بیشتر به درد بشریت می‌خورده تا امام «اون‌ها» ناتوانه، لذا به جلوه‌های ویژه‌ای متوسل میشه که فقط تو کمیک‌استریپ‌های کمپانی مارول! میشه پیداشون کرد. علی‌بن‌ابیطالب در نقش دکتر استرنج! (طی‌الارض و سفر در زمان). در قلعه‌ای که از جا درمیاد! (این تو گات بیشتر دیده شده البته)، علی در نقش تونی استارک که سلاحش از آلیاژی فضایی ساخته شده! شلاق آتشین که درخت‌ها رو جابجا می‌کنه (ببخشید این واسه وندروومن بود‌ که واسه DC است. درخت جابجا کردن هم کار پیامبر بود. قاطی کردم). اگه بخوام معجزات بقیه چهارده‌معصوم رو هم جمع‌آوری کنم که قشنگ یه تیم اَونجرز ازش در میاد!

پدر و مادر بزرگوارم گهگاهی قصه‌ای تعریف می‌کنند که وقتی بچه بودند بزرگترهاشون براشون تعریف کردند. این قصه میگه آبادی‌ای وجود داشته که در دوره‌ای خاص چنان از نعمت برخوردار بودند که نان‌هایی که می‌پختند اضافه می‌اومده! تا جایی که ماتحت خودشون رو با نان پاک می‌کردند (وات دافاک؟)، بعد این نان‌های آلوده شده به کثافات رو در جایی نزدیک آبادی میریختند که به مرور زمان به یک تپه تبدیل شده بود. مدتی گذشت و اوضاع تغییر کرد و خشکسالی شد و دیگه گندمی نبود و نان گیر نمی‌اومد. مجبور شدند برن سراغ اون تپه و همون نان‌های نجس و کپک زده رو بخورند!

دفعه آخر که اینو در جهت تأکید بر مذمت اسراف! تعریف می‌کردند، گفتم پدر من، تو اینو شنیدی به عقلت مراجعه نکردی؟ کوتاهترین فاصله بین ترسالی و خشکسالی حداقل یک ساله، تو یه تکه نون رو یکسال بذار تو فضای ازاد و زیر آفتاب، بعد بیا ببین به چی تبدیل شده‌. اصلا این هیچ، از خودت نپرسیدی اگه نان اضافه بود مرض داشتند که بازم پخت کنند؟ آدم چیزی رو اسراف می‌کنه که مفت بدست میاد، نه نان که کلی زحمت داشت براشون. اصلا اینم هیچ، ایرانی هیچوقت خودشو با چیزی غیر از آب تمیز نمی‌کرده. اگه وفور نعمت بود، آب رو هدر میداد، نه نان رو. و اگه آب نبود، پس اون همه گندم از کجا در می‌اومد؟ اصلا اینم هیچ، پیش خودت نگفتی آدم خودشو با نان پاک کنه، مقعدش زخم میشه؟ الان با دستمال لطیف محصول کارخانجات پیشرفته هزارجور مشکل پیش میاد، چه برسه نان! تازه نون‌شون، سه‌نان که نبود. یه نون خشک و زبر بود. گفت خب قدیمی‌ها پوست‌شون خشن‌تر از پوست ما بود. گفتم پدر من، پوست دست‌شون خشن بود چون با دستشون کار می‌کردن، با مقعدشون که زمین رو شخم نمیزدن! ... در نهایت خودش هم موند توش و با «نمی‌دونم، می‌گفتن اون موقع دیگه. قسم میخوردن که خودشون با چشم دیدن» جمعش کرد.

البته شخصا به این چیزها اهمیتی نمیدم. اما باید به عنوان یک نشانه ازش استفاده کرد: اگه تو این بدیهیات و واضحات سرتون رو شیره میمالند، تو مسائل پیچیده‌تر به کدام ترکستانی هدایت‌تون می‌کنند؟
5
«عمر بن حنظله‏ می‌‏گوید از امام صادق درباره دو نفر از دوستانمان (شیعه) که نزاعى بینشان بود در مورد قرض یا میراث، به قضات (حکومت) براى رسیدگى مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟ فرمود: هر که در مورد دعاوى حق یا دعاوى ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنى حکومت وقت که ما اهل بیت توش دخالتی نداریم) مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌‏گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌‏کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأى طاغوت و آن قدرتى گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. پرسیدم: چه باید بکنند؟ فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسى است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است. بایستى او را به عنوان قاضى و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌‏ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است»

به این میگن حدیث مقبوله عمر بن حنظله! بش میگن مقبوله، چون معلوم نیست معتبره یا نه، ولی آخوندها با هم دیگه تصمیم گرفتن که «قبول» کنند معتبره، چون به نفع‌شون بود. کل نظریه ولایت فقیه ازین حدیث دراومده، مخصوصا اونجایی که بولد کردم. البته این حدیث قرن‌ها خاک خورد، تا اینکه در زمان صفویه محقق اردبیلی (لعنت‌ خدا بر خودش و امثالش) یهو پاشد گفت:

«فقیه، قائم‌مقام امام و نائب اوست، چه بسا دلیل آن اجماع و روایاتی مانند خبر عمر بن حنظله باشد، زیرا آنچه برای امام که «اولی‌الناس من انفسهم» می‌باشد جایز است، برای فقیه نیز جایز است»

اولی‌الناس اشاره به غدیر داره. تو قرآن اومده پیامبر از خود مومنین بهشون نزدیک‌تره. ۱۴۰۰ ساله که کسی نمی‌دونه این دقیقا یعنی چی. ولی اهل تسنن میگن یعنی مومن هرچقدر که خودشو دوست داره و دلسوز خودشه، پیامبر ازون هم دوست‌دارتر و دلسوزتره براش! (به نظر منطقی میاد) اما شیعه‌ها گفتن یعنی پیامبر صاحب همه‌چیز مومنه، اگه گفت بتمرگ باید بتمرگی، و اگه گفت بمیر باید بمیری.
تو غدیر، پیامبر گفت کی تا حالا از خودتون به خودتون نزدیک‌تر بود؟ گفتن تو! (مجبور بودن البته. چون تو قرآن اومده بود، باید میگفتن تو! وگرنه گلوشون پِخ‌پِخ میشد)، بعد پیامبر گفت خب ازین به بعد علی اونجوریه باهاتون. محقق اردبیلی اینو برداشت تا بگه ازین به بعد ما اونجوری‌ایم باهاتون! البته نه با تفسیر سنی‌ها، بلکه با تفسیر خودمون. یعنی ما صاحب‌اختیارتون هستیم. بگیم بمیر، باید بمیرید.

این شد که رسیدیم به اینجا و این فرد معلوم‌الحال خودشو نه تنها پدر ما میدونه، بلکه خیلی جدی فکر می‌کنه جانشین علی‌بن‌ابیطالبه!

بعضی‌ها فکر می‌کنند این چیزها زیر سر آقای منتظری (لعنت نرم‌تر و مختصرتری بر ایشان و امثالش) بوده. اما این ویروس خانمان‌برانداز و ایران‌ویران‌ساز ۴۰۰ ساله که به جان ما افتاده. کار امروز دیروز نیست.

https://twitter.com/Nazanin_kamali/status/1031095105397121024?s=19
8
‍ ‍‍ یه آنالیزور بازار بورس (همونایی که به شیخ‌های خلیج فارس و شکم‌گنده‌های روس میگن باید کِی و چقدر چی رو بخرن و ازین راه انقدر پول درمیارن که سالی یه بار بی‌ام‌و‌ِشون رو عوض می‌کنند) گفته چون آیفون ۱۰ خوب فروخته و ملت راضی‌ان ازش، احتمالا تعداد کمتری از مدل جایگزینش که قراره اپل به زودی معرفی کنه رو بخرن! پس فروش کمتر خواهد بود. پس رو سهامش حساب نکنید.
این بنده خدا هم به نکته خوبی اشاره کرده و میگه خیلی جالبه که چطور حرف این آقایون آنالیزور از «آیفون ۱۰ بدرد نخوره، کی میخره اینو؟ اپل کنسلش می‌کنه آخرسر»، به «آیفون ۱۰ انقد موفق بود که همه خریدنش» تغییر کرد!

اینا تازه کارشناسان فنی هستند و با اعداد و ارقام و حساب و کتاب طرفند و انقدر راحت چرند می‌بافند و انقدر راحت از زیر بار مسئولیت چرندی که بافتن شانه خالی می‌کنند و هیچ اتفاقی هم نمیفته. کارشناس سیاسی-اجتماعی که با مقولات غیرقابل اندازه‌گیری و بعضا غیرقابل اثبات سر و کار داره چقدر از رو باد شکم حرف خواهد زد؟ به نظر من همین نشانه خوبیه که چرا رسانه، و در مرتبه بالاتر، طبقه الیت، اعتبار خودشون رو از دست دادن در دنیای امروز. نمیشه همیشه درست و دقیق بود. هرکسی بالاخره یه جا سوتی میده، یه جا اشتباه می‌کنه، یه جا به غلط خوشبینه، یه جا به غلط بدبینه. بعدا می‌تونه بگه ببخشید، دفعه بعد دقت بیشتری می‌کنم. اما این رویه‌ای که ما شاهدیم، هیچ کدوم این‌ها نیست. بلکه یه تلاش عامدانه و آگاهانه‌ست در انحراف افکار عمومی. در مسائل فنی، ضررش زیاد نیست. به خاطر یک توصیه غلط در بازار سهام، هرچقدر هم پول از دست بدی، چیزی که از دست میدی پوله، نه بیشتر. ولی تو مسائل سیاسی، ممکنه مملکتت رو از دست بدی.
4
بالا: جنگنده‌ای که برادرا امروز رونمایی کردند
پایین: جنگنده‌ای که آمریکا ۴۰ سال پیش رونمایی و سپس کنسلش کرد!
روحانی فرمان پرواز صادر کرد، جنگنده موتورش رو روشن و شروع به حرکت کرد طوری که حتی خاک بلند شد! و همه اینا در شرایطی رخ داد که دریچه ورود هوای موتور بسته بود!
Seriously?
Anarchonomy
روحانی فرمان پرواز صادر کرد، جنگنده موتورش رو روشن و شروع به حرکت کرد طوری که حتی خاک بلند شد! و همه اینا در شرایطی رخ داد که دریچه ورود هوای موتور بسته بود! Seriously?
یکی از دوستان اشاره کردند که اف۵ یه دریچه هوای دیگه هم داره که اینجاست. حدس میزدم باید یه جایی باشه ولی نمی‌دونستم اینجاست.
باتشکر
پ.ن: میگن خنک‌کننده‌ست این. ورودی هوا نیست. عجب گرفتاری شدیم 😁
‍ ‍‍ جیم کری که دیگه با دوران اوج خودش فاصله زیادی گرفته و دیگه برای مخاطب امروزی مطرح نیست (که هر آدمی رو می‌تونه افسرده کنه)، اوقات فراغتش رو با کشیدن نقاشی‌های کودکانه پر می‌کنه، و چون لیبرال و ضدترامپه، لیبرال‌ها هم مثل یه کودک تشویقش می‌کنند که «وای چه خوشگل کشیدی جیم!». اگه یه جمهوری‌خواه یا یه مستقل راست‌گرا اینا رو می‌کشید می‌گفتن سندروم داون داره!
حالا از حال و روز این ستاره‌های تاریخ‌گذشته که بگذریم، یه تشویش اذهان عمومی داره رخ میده این وسط که خیلی مهمه. داره اینطور عنوان میشه که ما به عربستان اسلحه دادیم، و عربستان باش اتوبوس بچه‌ها رو زد، و این جنایته، پس ما تو این جنایت شریکیم! (البته زمان اوباما یادشون نبود که جنایته، چون خیلی ضایع بود رییس‌جمهور سیاه و باحال و دوست‌داشتنی و عزیزتر از جان‌شون که تازه برنده جایزه صلح نوبل هم بود جنایتکار جنگی معرفی کنند). اما هیچ توضیحی از فضای حادثه ارائه نمیدن. مثلا نمیگن این‌ بمب‌ها و موشک‌ها، هدایت‌شونده هستند. یعنی فقط جایی میخورن که تصمیم گرفته شده، نه حتی بغل دستش. پس اگه کسی اتوبوس رو میزنه، یعنی قطعا می‌خواسته اتوبوس رو بزنه‌. آیا عربستان یا ائتلاف عمدا میخواستن یه مشت بچه رو پودر کنند؟ که چی گیرشون بیاد؟ یا اینکه فکر می‌کردن حامل شبه‌نظامیانه؟ اسم هر دو جنایته؟ شما بمب هدایت‌شونده رو میفروشی بشون تا تلفات کمتر شه. اگه نفروشی جنگ متوقف میشه؟ نه. میرن یه بمب ارزون‌قیمت‌تر میندازن که به صغیر و کبیر رحم نکنه. اوائل به شورشیان سوریه خمپاره میدادند (حالا کی میداد و چجوری میداد، بماند)، اما یه روز تصمیم گرفتن ندن. جنگ متوقف شد؟ نه. بدتر هم شد. به جای خمپاره، کپسول گاز رو شلیک کردن، که هرجا فرود می‌اومد همه‌چیزو آبکش می‌کرد! و جالب این بود که اصلا معلوم نبود کجا فرود میاد!

عده‌ای از دوستان حتما میگن تو نسبت به عربستان بایاس داری، یا راست‌گرا هستی و فلان. اما موضع من مشخصه: ۱- اگه جلوی حوثی‌ها گرفته نشه، با دستور ایران یا بی‌دستور ایران، ترانزیت انرژی مختل خواهد شد. انرژی‌ای که داره میره برای آسیای شرقی. اگه آمریکا دخالت نکنه، چین دخالت خواهد کرد. آیا واقعا کسی میخواد چین وارد بازی‌های پیچیده خاورمیانه بشه؟ (البته خودشون هم اصلا مایل نیستند) ۲- اگه به عربستان بهترین سلاح داده نشه، میره یه گرید پایین‌ترش رو از روسیه و چین میخره. روس‌ها و چینی‌ها هم که کک‌شون نمیگزه مشتری‌شون داره چه غلطی می‌کنه. پس عملا نه تنها وضع بهتر نخواهد شد که بدتر خواهد شد ۳- اگه بشار اسد هم، با این که نفرتی وصف‌ناشدنی نسبت بش دارم، به جای سلاح‌های همه‌کس‌کش، از تسلیحات پیشرفته و بمب‌های هدایت شونده استفاده می‌کرد، اونوقت میشد حتی ازون حیوان هم حمایت کرد، چون حداقل نیم میلیون نفر کشته نمیشدن و شهرهای سوریه با خاک یکسان نمیشد.

گول اونایی که پز اخلاقی میدن رو نباید خورد. اونا فتوا میدن که باید گربه‌ها رو کشت. بعد که گربه‌ها رو کشتیم مو‌ش‌ها همه‌جا رو میگیرن و طاعون می‌گیریم. بعد ازینکه طاعون گرفتیم می‌تونیم یقه‌شون رو بگیریم و بگیم تقصیر شما بود؟ عملا خیر.
4
این خانوم یه بازیگر ایتالیایی هستن. این بچه رو که تو دست گرفتن به عنوان یک عروسک جنسی پرورش دادند تا وقت ۴۰ سالگی ازش استفاده کنند! حالا این پسر ازش شکایت کرده. مرز رذالت کجاست واقعا؟
Anarchonomy
این خانوم یه بازیگر ایتالیایی هستن. این بچه رو که تو دست گرفتن به عنوان یک عروسک جنسی پرورش دادند تا وقت ۴۰ سالگی ازش استفاده کنند! حالا این پسر ازش شکایت کرده. مرز رذالت کجاست واقعا؟
شاید این مورد عجیب و حال‌‌بهم‌زن، تلنگری ایجاد کنه در مردم که بفهمند پسرها هم قربانی تعرض جنسی میشن‌. اونم نه فقط تعرضی حادثه‌ای که یه شب تو یه کلوب شبانه رخ داده باشه. بلکه تعرضی مزمن که سال‌ها گرفتارش باشند، و بلکه گرفتاری‌ای که انقدر نفوذ کرده تو زندگی‌شون که به سختی میشه ازش فرار کرد.
بالاخره باید مردم متوجه بشن که آزار جنسی، ربطی به جنسیت و شکل آلت تناسلی نداره. فقط به عدم تعادل قدرت بستگی داره. اگه یکی از طرفین قابلیت اعمال قدرت داشته باشه، طرف مقابل قربانی میشه، فرقی نداره که پسره یا دختر. یه زن بازیگر پولدار، روی یه بچه قدرت داره، مخصوصا اگه خیلی موذیانه خودشو جای مادرش جا زده باشه و عواطف بچه رو به خودش گره زده باشه.
شوربختانه، نه تنها این مسئله بدیهی در جامعه ما پذیرفته نیست، بلکه در سیستم قضایی هم به رسمیت شناخته نمیشه. حتی اینکه قربانی لذت برده رو هم نشانه‌ای بر اینکه تعرضی صورت نگرفته قرار میدن. یعنی به جای مبنا قرار گرفتن وضعیت قدرت طرفین، سیگنالی که حسگرهای عصبی آلت‌شون ارسال می‌کنه مبنا قرار داده شده! نمیشه توصیف کرد که این نگاه چقدر جاهلانه‌ست. اگه حتی نوجوان دانش‌‌آموز مدرسه خودش مراجعه کنه به ناظم برای رابطه جنسی، تا وقتی یک طرف ناظمه و یک طرف دانش‌آموز، ناظم یک متجاوزه.

در نگاه فقه اسلامی، که از قواعدی متعلق به عهد دقیانوس تشکیل شده، مرد موجودیست اسپرم‌پراکن! لذا هر حفره‌ای گیرش بیاد باید استقبال هم بکنه. چی بهتر از یه زن جذاب ایتالیایی؟ در این نوع نگاه، «من زن جذابی که می‌خواد ازم سوء استفاده کنه رو نمی‌خوام» تعریف نشده‌ست. الان وقتشه که نشون بدیم این نگاه زیادی بدویه. همونطور که یک زن، فقط یک سوراخ متحرک نیست، من هم فقط یه کیسه اسپرم متحرک نیستم.
7
دو روز دیگه سالگرد پایان نبرد کورسک در جنگ جهانی دومه. نبردی که بزرگترین نبرد زرهی تاریخ بشر بود‌. نبردی که ۳ و نیم میلیون نفر توش شرکت داشتند (دو و نیم میلیون روس، و یک میلیون آلمانی)، که با پیروزی قاطع شوروی به سرانجام رسید و آغازی بر پایان ماجراجویی هیتلر در جبهه شرقی شد. اما نزدیک به ۱ میلیون‌نفر جون خودشون رو از دست دادند که بیشترشون روس بودند. اون هم در عرض کمتر از یک ماه! یک میلیون نفر هم زخمی و بیمار و معلول شدند. درست ۷۵ سال پیش در همین روزها، سربازان روس داشتند روی اجساد همرزمان خودشون راه می‌رفتند. چون کامیون کافی برای انتقالشون وجود نداشت. این شهر کوچک در خون فرو رفته بود و پرستارها از خستگی بیهوش شده بودند.

آموزش تاریخ جنگ جهانی به بچه‌های ایران، از آموزش تاریخ خودمون واجب‌تره. باید بدونند که چه هزینه هنگفتی پرداخت شد تا فاشیسم شکست بخوره. فقط یک مشت تانک و هواپیمای ملخ‌دار بامزه که امروز سوژه بازی‌های پلی‌استیشنه نبود.. صحبت گوشت و خون میلیون‌ها نفر بود. از یه جهنم واقعیِ واقعی رد شدند تا نازی‌ها جلو نیان. بدبختانه وقتی الان در باره فاشیسم، و ورژن مذهبیش که ما گرفتارشیم، هشدار میدی، یه جوری برخورد می‌کنند انگار چیز خاصی نیست، یه ایسمه مثل بقیه ایسم‌ها! نمی‌دونند که دریایی از خون جلوش ایستاده بود، تا آیندگان ازش نجات پیدا کنند‌.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B3%DA%A9
4
یادتونه یه بار نوشتم که سعی می‌کنم بیشتر آب بخورم و از وقتی اینکارو شروع کردم همه جای بدنم یه جور دیگه کار می‌کنه؟ شاهد علمیش هم رسید. محققین موسسه تکنولوژی جئورجیا یه ازمایش طراحی کردند تا روی عملکرد مغز در شرایطی که آب بدن کم شده و فرد باید کار خاصی رو انجام بده مطالعه کنند. کاشف به عمل اومده نه تنها یه قسمت‌هایی از مغز دچار تغییر سایز میشه، بلکه فعالیت‌های غیرعادی هم مشاهده میشه، مثلا شدت فعالیت قسمتی که باید فعال بشه بیشتر میشه و قسمتی که لازم نبوده فعال بشه هم فعال میشه، و همین باعث میشه میزان خطا بره بالا.
از همین نتیجه گرفتند که اینکه تو کارخونه‌ها (مخصوصا اونایی که گرمن) کارگر کار اشتباه انجام میده و ایمنی خودش و دیگران رو به خطر میندازه، احتمال زیاد به خاطر کمبود آب تو بدنشه.
تازه این مطالعه درباره عملکرد فیزیکیه. اینکه کمبود آب چه تأثیری در تفکرات و روحیه داره یه بحث مفصل دیگه‌ست.
(البته اینو هم تذکر داده که آب زیاد هم خوب نیست. نباید یه جوری آب خورد که هیچ املاحی تو بدن نمونه. ولی ما معمولا به اون مرحله نمی‌رسیم)
https://eurekalert.org/pub_releases/2018-08/giot-dah082018.php
5
‍ ‍‍ «هرکه نیتش صادق باشد، اولین قطره از خون قربانی‌اش، کفاره همه گناهان اوست»

اگه من متولی دین بودم، دستور میدادم هرچی حدیث و روایت که درباره آمرزش فله‌ای گناهانه بازنگری کنند، یا کلا جمع کنند که در معرض عموم نباشه. بگن موریانه خورد اصلا. نیت صادق، یعنی تصمیم به ترک همه افعال قبیحی که قبلا انجام شده. اگه این یه تصمیم قاطعانه باشه، خود به خود یه توبه مقبوله و خونریزی لازم نداره.‌ مسلمه که منظور این بوده که اگه کسی به اون مرتبه رسید، صداقتش رو با قربانی کردن نشون بده‌. یعنی قید یه گوسفند رو بزنه، تا نشون بده حاضره قید اون افعال رو هم بزنه. منظور این نیست که خون گوسفند که خودش نجسه، پاک‌کننده گناهانه. البته ممکنه بگن شنونده باید عاقل باشه و اینو بفهمه! ولی خب معمولا نیست. این روایات عملا فرهنگ دینِ ابزاری رو رواج دادند و هیچ‌کس نمیتونه منکرش بشه. اینکه هر کاری دلشون بخواد می‌کنند (نه فقط ممنوعه‌های دین، که حتی ممنوعه‌های اخلاق عرفی)، بعد میرن چهارتا گاو و گوسفند می‌کشن به خیال اینکه خدا ازشون راضی شده، یک واقعیته.

از طرفی کل این بساط قربانی کردن حیوان، در دنیای جدید موضوعیت نداره‌. در جامعه بدوی، گوسفند و گاو و شتر، بخش مهمی از زندگی فرد بود، مثل عضوی از خانواده‌ش بود. بنابراین وقتی قیدش رو می‌زد، داشت فداکاری بزرگی انجام میداد. شما الان چه نسبتی با گوسفند داری؟ انقدر جدا شده زندگیت از دام، که حتی چندشت میشه بشون دست بزنی، و کسی که بوی اونا رو میده سوار ماشینت نمی‌کنی. ممکنه بگن اینا درسته، ولی به‌هرحال بخشی از سنت اسلامیه و دور ریختن سنت‌ها عواقب هویتی ایجاد می‌کنه! ولی دیگه خیلی دیره برای این نگرانی. شما همین الانش سنت رو از حالت اوریجینالش خارج کردید. الان کسی خودش گوسفند رو نمی‌کشه، پولشو کارت به کارت می‌کنه، یکی دیگه براش می‌کشه. حتی تو خود حج، حاجی گوسفند خودش رو نمی‌بینه، زنگ میزنن میگن قربانیت انجام شد برو مرحله بعد! از کل گوسفنده فقط یه قبض میمونه تو دستش! اگه به جا گوسفند سر یه گربه رو هم بریده باشن متوجه نمیشه. خیلی وقته که این سنت دیگه سنت نیست‌. نه فقط به خاطر تغییر شرایط زمانه، که حتی به خاطر مسائل بهداشتی هم دیگه نمی‌تونست به شکل اصلیش باقی بمونه‌.‌

ممکنه بگن اگه این بساط رو کلا جمع کنیم، باید چیزی رو جایگزینش کنیم! نه والله.. اصلا لازم نیست چیزی جایگزینش بشه‌. خیلی کارها بود که ما آدم‌ها در گذشته‌های دور انجام‌ می‌دادیم و الان انجام نمیدیم و هیچ اتفاق بدی هم نیفتاده.

یه سری نقدهای احساسی و غیرمنطقی سالیانه هست که با ژست حقوق حیوانات برای گوسفند، اشک تمساح میریزن، در حالی که میلیون‌ها حیوان زبان‌بسته دارن هرروز سلاخی میشن در کشتارگاه‌ها. من هیچ کاری با اون‌ها ندارم، فقط میگم کل قضیه قربانی، چه خشن باشه چه خشن نباشه، چه حیوون دردش بیاد چه نیاد، در دنیای ما فوق‌العاده بیربط و بی‌معنیه. فکر می‌کنم خود روحانیون هم موافق باشن، اما به روی خودشون نمیارن.
3
افرادی مثل امیرپور مدل خاص و عجیبی دارند
از یک طرف صادقانه حرص و‌ جوش می‌خورند که ورزشکار ایرانی به هرشکل در صحنه‌های جهانی حضور پیدا کنه و مقام بیاره، و از یک طرف خون دل میخورن که چرا حکومت عرضه و کفایت نداره تا کمک‌شون کنه!.. و اصلا هم فکر نمی‌کنند که این یه تناقضه.
غیر از چند استثناء، هیچ‌جای دنیا، متولی ورزش حکومت نیست. ولی اینجا هست. پس اگه وارد عرصه قهرمانی میشی، یعنی داری میپذیری که حکومت قراره برنامه‌ت رو تعیین کنه. خب حاکمان ما چه کسانی هستند؟ یه مشت کندذهن فاسد. خودت افسارتو میدی دست اینا، بعد وقتی گند زدن به زندگیت میشینی گریه میکنی؟ یا حرص می‌خوری؟ این ابلهانه نیست؟ میگن قربانی رو نباید متهم کرد. ولی در این مورد خاص قربانی رو باید متهم کرد. دلسوز قربانی رو هم که براش هی توعیت میذاره تا مظلومیتش رو نشون بده هم باید متهم کرد. وقتی به اراذل و اوباش اعتماد می‌کنی، باید چوبشو بخوری. اگه نخوری به اونایی که اعتماد نمی‌کنند ظلم میشه. همونطور که همیشه میگم، احمق باید هزینه احمق بودنش رو بده‌.

ممکنه بگن اگه اعتماد نکنه، باید ورزش رو بذاره کنار! خب بذاره کنار. مظلومیت هیچ امتیازی برای انسان نداره. فقط پیروزیه که امتیاز داره. و برای ورزشکار ایرانی، فعلا قطع کردن دست حکومت از ورزش، پیروزیه، نه مدال آوردن تو مسابقات. متأسفانه در باتلاقی از انکار فرو رفتند. نمیخوان بپذیرن که شرایط ما با شرایط بقیه مردم دنیا فرق داره. اولویت ما کسب مدال نیست. اولویت ما خلاص شدن از شر این تبهکارهاست. شخصیت‌های ورزش‌دوست ما متأسفانه به جای اینکه همه رو تشویق کنند به تحریم ورزش حکومتی و تحریم فدراسیون‌ها، برعکس ورزشکار رو تشویق می‌کنند که همه این کثافت جاری رو نادیده بگیره و بره تو دل مکافات! اگه تونست مقام کسب کنه میگیم «با وجود همه کاستی‌ها و مانع‌تراشی‌ها موفق شد و این ارزش بالایی داره» تا توهم «ایرانی خیلی خفنه، فقط دست و پاشو بستن» رو ترویج کنیم، و اگه نتونست و‌ موفق نشد یه مقدار روضه می‌خونیم و از بدبختیش چسناله‌های توعیتری درمیاریم که زیاد ریتوعیت میشه.‌ با این رویه به هیچ جا نخواهیم رسید. این تضمین شده‌ست.

https://t.me/twitter_farsi/67919
4
‍ ‍‍ تو رونمایی از جنگنده جدید «کوثر» رو یه تابلو نوشته بود ۹۰ درصد اویونیک در داخل تولید شده! اویونیک یعنی تمام تشکیلات الکترونیکی هواپیما. خیلی مشتاقم بدونم کدوم شرکت‌های ایرانی این قطعات مهم رو که در واقع قلب هواپیماست تولید کردن.

ژاپن همیشه دنبال یه جنگنده فوق پیشرفته بوده. اون موقع که اف۲۲ رو می‌خواست بش ندادن. می‌گفتن تکنولوژی سطح بالا توش هست، نباید بیفته دست ژاپنی‌ها. حالا یکم کوتاه اومدن و دارن اف۳۵ رو بش میدن (۴۵ فروند، که قراره ۲۵تا هم بعدا اضافه شه). ولی این براشون کافی نیست، برای سی سال آینده برنامه مفصل‌تری دارند. شرکت لاکهید مارتین قرار شد یه جنگنده مدرن‌تر براشون طراحی کنه و بسازه که ترکیبی از اف۲۲ و اف۳۵ باشه، با این شرط که سهم ژاپن در تولیدش بیشتر باشه. خیلی زور زدند و خیلی لطف کردند که قسمت زیادیش رو تو ژاپن مونتاژ کنند، در نهایت این سهم رسید به ۵۰ درصد! و فکر می‌کنید بیشتر این پنجاه درصد مربوط به کدوم قسمت‌هاست؟ بدنه! و بخش‌هایی از موتور! که تازه همونارو هم قراره IHI که یکی از غول‌های صنعتی ژاپنه انجام بده. نه اویونیک. نه رادار. نه نرم‌افزار.

ژاپنی‌های بیچاره هنوز معنی اقتصاد مقاومتی رو نفهمیدن. وگرنه به جای ۵۰ درصد، ۹۰ درصد کارو انجام میدادند، حتی تو پیچیده‌ترین قسمت‌ها. کشوری که ولایت فقیه نداشته باشه مجبوره همینقدر وابسته بمونه.
خالق کائنات گیر آورده منو.. هی دنبال بهانه‌ست تا بم نکات اخلاقی-عرفانی بیاموزه. داشتم از یکی از خیابان‌های مرفه‌نشین رد می‌شدم که از یکی آپارتمان‌های لاکشری و متراژ بالا (که ازین سر تا اون سرش رو باید با اسکوتر طی کنی) اومد بیرون و سوار یکی ازین ماشین‌های اسپورت کوپه شد. ازینا که تو صندلی جلو میشه لش کرد، ولی صندلی عقبش فقط برای یه توله‌سگ جا داره. همینجور تو بحر میزانسن صحنه بودم و به خودم میگفتم الان اگه جای این بچه مایه‌‌دار بودم سیستم ایمنی بدنم هم بهتر کار می‌کرد، چون انقدر تحت استرس نبود، دهنم آفت نمیزد، اگزما به جاهای ناجورم حمله نمی‌کرد، معدم نمیسوخت، کمرم تیر نمی‌کشید..! یکم نزدیک‌تر شدم و از کنار ماشین رد شدم و دیدم تو صندلی عقب به جای توله‌سگ، یه بسته لیوان یه‌بار مصرفه! دو قدم دیگه رفتم جلوتر و شیشه پشت ماشین رو دیدم.. پشتش اعلامیه ترحیم طرف رو زده بودن. نگو صاحب این ماشینه که ساکن این خونه هم بود و تقریبا همسن خودم بود به دلایل نامعلوم (که ایشالا اوردوز نیست) مرده! و این داداشش بود که نشست پشت فرمون. یعنی موقعیت از جلوی ماشین تا پشت ماشین، از «خدا شانس بده» تا «خدا رحمت کنه» شیفت پیدا کرد!
یه نگاه به آسمون کردم و گفتم اوکی بابا، گرفتم پیامو. می‌خواستی بگی آرزوی این‌چیزا رو نکن، میشه همه اینارو داشت و خیلی زود و خیلی مفت مُرد. تو لاقل زنده‌ای! باشه توقعاتم رو میارم پایین، آرزوی یه مک‌بوک قابل قبوله؟.. میدونم حتی برای اینم یه بامبولی درمیاره. هیچ بعید نیست فردا برم مطب دکتر بعد یه پسره که دستش مک‌بوکه بیاد بشینه بغل دستم و بعد بپرسم شما دیگه چرا؟ اونم بگه با بابام رفته بودیم سر ساختمون ۲۵۰ واحدیمون که یه کارگر افغانی سهل‌انگاری کرد از طبقه هفتم یه میلگرد صاف افتاد پایین فرو رفت تو کتفم! بابام سپرد کارگره رو لینچ کردن، ولی دردی از من دوا نکرد، هرچند ۵۰۰ میلیون دادیم درش آوردن و چند بار جراحی کردن درست شد تقریبا ولی دیگه نمیتونم شبا به اینطرفم بخوابم!... و بعد لابد من باید دوباره رومو کنم به آسمون و نتیجه بگیرم مک‌بوکی که آدمو از خوابیدن به یه سمت محروم کنه به چه درد می‌خوره؟ لاقل من به هر دو طرف می‌تونم بخوابم. پس خدا رو شکر! خلاصه بین یه مشت کلیداسرار محاصره شدم.

ولی خالق کائنات کور خونده. دیگه حواسمو با پیام‌های عرفانی که ارسال می‌کنه پرت نمی‌کنم. فتوره‌چی دو شب رفت کف زندان خوابید و حالا میگه با دیدن وضعیت اونا هر وقت آب آشامیدنی تمیز و گوارا می‌خوره عذاب وجدان می‌گیره!.. منم یه زمانی اینجوری بودم. شب‌ها خواب بچه‌هایی که هنوز تو پادگان بودن و باید اون جهنم رو تحمل می‌کردن ولم نمی‌کرد. برام عجیب بود که چطور مردم انقدر راحت دارن زندگی روزمره‌شون رو می‌گذرونن در حالی که عده‌ای نه خیلی دور دارن وسط کثافت زندگی می‌کنند. اما بعدا درست شدم. الان تنها کسی که دلم براش میسوزه خودمم. چون فقط اندازه دلسوزی برای یک نفر ظرفیت دارم. مسئولیت اجتماعی و اخلاقی سرجاش، وظیفه انسانی و شهروندی هم سرجاش. ولی فکر و ذکرم نمیتونه به n نفر معطوف شه که اوضاعشون خراب‌تره. چون اگه بشه، تهش حتما میخوره به بن‌بست نیهیلیسم! من رفتم میدونم کجاست، شما نرید. به صداهایی که از آسمون میاد هم گوش ندید.
10
ازغدی مثل بیشتر آخوندها از بیشتر چیزهایی که خونده درک درستی نداره‌. و مثل بیشتر آخوندها از بیشتر چیزهایی که به زبانش جاری میشه هم درک درستی نداره. این‌ها یه نگاهی انداختن به محتویات، تا بگن «ما می‌دونیم حرف حساب غرب چیه»، که بعد بگن اونا در ظلماتند و همه‌چی در نزد ماست! همین. اما در این مورد خاص، استثنائا جواب خوبی داده‌. سوال «چندتا کتاب خوندی تا حالا؟» ابلهانه‌ست، و سوال ابلهانه جواب در خور خودش رو می‌طلبه‌. باید هم بگی هفتادهزارتا. من بودم می‌گفتم ۱۷۰هزار عنوان! به جای مسخره کردن جواب مناسب ازغدی، باید سوال‌کننده رو مسخره کرد. البته خود جواب مناسب ازغدی هم باز روی بستری از توهم قرار گرفته. واقفه که کمیت مطالعه اهمیتی نداره، و واقفه که سوال‌کننده ابلهه، ولی این فرض رو هم برای خودش قائله که امتیازش در کمیت نیست، بلکه واقعا درک درستی از چیزهایی که خونده داره. سوال‌کننده در این توهمه که تعداد تعیین‌کننده‌ست، جواب‌دهنده متوجه توهم سوال‌کننده هست اما متوجه توهم خودش نیست.
وای من عاشق این روابط چند لایه‌م.

هم سوال‌کننده هم جواب‌دهنده در هر مرتبه‌ای از بلاهت که هستند، باید همیشه یادشون بمونه که هیچ‌کس اندازه بنیتو موسولینی، مارکس نخونده بود! اونم به زبان اصلی، نه ترجمه. یه جوری خونده بود که از حفظ می‌تونست نقل قول بیاره از کتاب‌هاش. و نه فقط مارکس، بلکه هرچی کتاب و مقاله که توسط متفکرین عصر خودش تا یک قرن قبلش نوشته شده بود رو خونده بود. موسولینی یه روزنامه‌نگار بود (با تأخیر، روزشون مبارک‌. فکر کنم اونا هم نمی‌دونن چه همکارانی داشتند)، اونم روزنامه‌نگاری که مقاله‌هاش جوان‌ها رو جذب فاشیسم کرد و احزاب دیگه و حتی سوسیالیست‌ها رو بیچاره کرد. اینا با چاقو و اسلحه فاشیسم رو راه ننداختن. با مقالات و سخنرانی راه انداختنش. بعد که به قدرت رسید چاقو و اسلحه هم به کار گرفته شد.
حتی اونی که دقیقا می‌دونست داره چی میخونه هم فاشیست شد، چه برسه در مرحله عدم درک باشی. کمیت که هیچ، حتی کیفیت هم تضمین این نیست که خروجی مطالعه چی باشه. تنها راه دریافتن میزان غنای فکری یک فرد، اینه که ببینیم ذهنش چی تولید کرده‌. نه اینکه چی مصرف کرده و چقدر مصرف کرده و چطور مصرف کرده‌. تولید موسولینی، یه عقب‌گرد تمدنی بی‌معنی بود. تولید ازغدی هم سالاد کلماته، با سس انقلابیگری.

https://t.me/behzadmehrani/3878
4
پروازها دارن به خاطر قیمت بالای بلیت‌ها و نبود مسافر، لغو میشن! این خبر بزرگ‌تر از چیزیه که به نظر میرسه.
دو سه سال پیش، مهمانداران هواپیماها در هند با معضل جدیدی روبرو بودند. مسافرها سر صندلی، و سر چپوندن چمدون تو محفظه بالاسر و هر موضوع پیش‌پا افتاده دیگه‌ای دعوا می‌کردن، طوری که بلبشوی داخل کابین باعث میشد خلبان پرواز رو به تأخیر بندازه. علتش این بود که قیمت بلیت‌ها اومده بود پایین، و اقشار با درآمد پایین‌تر جامعه هم دیگه می‌تونستن با هواپیما سفر کنند، و این اقشار با درآمد پایین‌تر، غالبا از لحاظ فرهنگی هم مشکلات زیادی دارن، و خیلی‌هاشون هواپیما رو با مینی‌بوس اشتباه می‌گرفتند. مهم‌ترین علت این ارزانی این بود که فضای رقابت کاملا باز شد و ایرلاین‌های کوچک و اقتصادی‌تر وارد بازار شده بودن‌ (الان در دنیا دور، دور این ایرلاین‌هاست. مسافت‌های کوتاه رو انتخاب می‌کنن، با هواپیماهای جمع‌وجورتر، و کلا کارشون سبکه. در نتیجه هزینه‌های کمتری نسبت به غول‌هایی مثل لوفت‌هانزا بشون تحمیل میشه). اما اینطور هم نیست که یه سفر هوایی مفت تموم بشه. یکی ازین ایرلاین‌های به‌صرفه تو هند، اسپایس‌جته. برید تو سایتش و قیمت‌ها رو چک کنید. بلیت یه پرواز سه ساعتی، یعنی از بنگلور تا دهلی، حدود ۷۵۰۰ روپیه‌ست، یعنی دقیقا معادل ۱۰۰ دلار! .. در مقایسه با نرخ‌های رایج دنیا واقعا مفته، ولی به هرحال صددلار هم صددلاره.
موضوع اینه: انقدر شهروند هندی که بتونه صد دلار بده زیاده که کابین هواپیما بلبشو میشه!
تعداد مسافرین پروازهای داخلی هند به ۱۲ میلیون نفر در ماه رسیده و در پروازهای خارجی به عدد ۲۵۰ میلیون رسیدن که بالاتر از آلمان قرارشون داده! ولی تو ایران، انقدر شهروندی که بتونه صد و حتی پنجاه دلار بده وجود نداره که هواپیما خالی میره و میاد! آیا فقر در هند ریشه‌کن شده؟ به‌هیچ‌وجه. اما با همون فقر شدید موجود، تعداد بسیار زیادی شهروند با درآمد بالا تحویل جامعه داده شده‌. این خیلی مهمه. اگه من یه فقیر گرسنه بی‌خانمان باشم، ترجیح میدم تو شهری فقیر باشم که پولداراش زیادترن. در حداقلی‌ترین حالتش اینه که شهری با پولدار بیشتر، توش غذای دورریخته بیشتری پیدا میشه، جنتلمن‌های صدقه‌بده و انعام بده بیشتری پیدا میشه. شهری که پولداراش بیشتره تقاضا برای کار هم بیشتر وجود داره.

من نه چندان اهل مسافرتم، نه پولشو دارم، نه میتونم مسافرت برم با این وضعیت جسمانیم، و قاعدتا اینکه چه اتفاقاتی داره در صنعت مسافربری هوایی میفته دخلی به من نداره. اما جداً ازینکه تو شهرم هیشکی نیست بتونه پنجاه دلار بده به بلیت، دارم می‌ترسم.

http://www.spicejet.com
این ویدئو رو ندیده بودم.. خیلی جالبه. پوتین میره دیدن یه کارخونه که میخوان تعطیلش کنن، بعد جلسه میذاره میگه این قابل قبول نیست، باید دوباره راهش بندازیم، و میندازیم، حتی بدون شما‌. بعد صاحب میلیاردر کارخونه رو هم جلو دوربین مجبور می‌کنه موافقت‌نامه‌ای رو امضاء کنه که کارگرها اخراج نشن (ظاهرا می‌خواسته اخراج کنه بدون اینکه حقوقشون رو بده. مشابهش در ایران زیاد پیش میاد این روزها). یه جوری بازخواست‌شون می‌کنه که انگار تو اتاق بازجویی هستن و اینم واقعا مامور کا‌گ‌ب‌ست.

همونطور که در انتهای ویدئو گفته میشه، اگه تو یه کشور برای رسیدگی به امورات یه کارخونه لازمه «ارباب» شخصا بیاد و رسیدگی کنه و کار رو راه بندازه، اونم انقدر دیکتاتوری و استالینی، یعنی اون کشور اصلا اوضاعش خوب نیست.

ولی سبک رهبری حتی همین استالین کوچولو هم برای ایرانی‌ها آرزو شده. درسته، این سبک از مملکت‌داری ذاتا غلطه. درسته، پوتین یه عوضی مردم‌فریبه. ولی بعضی وقت‌ها یه دروغ که خودت هم می‌دونی دروغه، بهتر از هیچیه. مقامات حکومت ما حتی کاملا نمایشی و الکی هم این مقدار دلسوزی برای مردم رو نشون نمیدن. آره، پوتین همه این نخاله‌های پولدار رو تو سیستم رانتی خودش پرورش داده و بعد میاد جلو دوربین سکه یه پولشون می‌کنه تا بگه من در راه خدمت به مردم، گوش همه سرمایه‌دارهای طمع‌کار رو می‌پیچونم! اما حتی همین ادابازی رو هم مسئولان ما انجام نمیدن. تا حالا دیدید یک مقام بلندپایه به مسئول زیردستش یا به یک رانت خوار پرخاش کنه؟ پوتین میگه وقتی رسیدم کارخونه همتون عین «سوسک» پراکنده شدید!

شاید دلیل پشت شعار «رضاشاه روحت شاد» همین باشه. اینجا برای مردم پرخاش نمی‌کنند. به مردم پرخاش می‌کنند‌.

https://youtu.be/3GsDLrUieJg
3