Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این اولین باره که اینجا یه فایل پی‌دی‌اف قرار می‌دم. که فارسی هم نیست، انگلیسیه. ولی مطالب مهمش بیشتر اعداد و نمودار هستند و اگه کسی خیلی هم تسلط نداشت به انگلیسی، می‌تونه متوجه اصل ماجرا بشه. مردم عادی که چندان علاقه‌ای ندارند، اما اگه کسی رو میشناسید که اهل مطالعه‌ست حتما اینو براش ارسال کنید.
مقاله درباره وضعیت «انرژی‌های تجدیدپذیر» در آلمانه. یعنی کشوری که در این صنعت، پیشرو حساب میشه. با یه سری واقعیت‌های مستند نشون میده کل بساط انرژی خورشیدی و بادی در آلمان، از لحاظ اقتصادی، یک فاجعه به تمام معنا بوده. به عنوان نمونه، تقریبا اکثر توربین‌های بادی نصب شده، نه تنها سوددهی ندارند، بلکه سرمایه اولیه‌شون رو هم به سختی دارن برمیگردونن. و هزینه این ضررها رو مردم دارند با مالیات می‌پردازند! همچنین به دلیل ناپایدار بودن تولید برق ازین منابع، نیروگاه‌های سنتی باید بیشتر کار کنند تا این ناپایداری رو جبران کنند، بعلاوه اینکه سرمایه‌های نجومی خرج شده و در حال خرج شدنه تا تجهیزات جدیدی که شبکه لازم داره تا از فشار این ناپایداری آسیب نبینه، تعبیه بشه! موارد دیگه‌ای هم هست (از جمله خود قیمت تمام شده) که وقتی جمع زده به عدد عجیب ۱۷۰ میلیارد یورو رسیده که به مصرف‌کننده آلمانی تحمیل شده. پولی که اگه خرج تحقیق و توسعه در همون بخش نیروگاه‌های سنتی می‌شد، نتایج بهتری هم در بازدهی و هم در تولید گازهای گلخانه‌ای تحویل می‌داد.
به نظرم این مقاله رو باید تمام دانشجویان ایرانی و اون‌هایی که گمان می‌کنند باد و خورشید قراره معجزه کنند باید بخونند. اگه کسی حوصلشو داره و ترجمه‌ش کنه که باغی از باغ‌های بهشت رو برای خودش خواهد خرید. حتی در آلمان سوپر توسعه‌یافته، این دو صنعت بیشتر دستمایه جیب‌بری از مالیات‌دهندگان بوده! در ایران چه خواهد کرد فقط خدا عالم است. برای همین انقدر مهمه.
این فایل رو برای حامد قدوسی هم می‌فرستم‌. ایشون هم درباره انرژی تجدیدپذیر در ایران، دچار یک خوشبینی معصومانه‌ست. در حالی که با تسلطش به اقتصاد، باید قاعدتا جزء بدبین‌ها باشه.
بازم تأکید می‌کنم توزیع و بازنشر این مقاله، از نان شب واجب‌تره. و برخلاف عریضه‌های لای مفاتیح، اینو اگه به دیگران نفرستید، واقعا اتفاقات بدی برامون میفته 😁
وظیفه من بود درباره بزرگترین شارلاتانیزم قرن بیست‌و‌یکم به نام «انرژی سبز» اطلاع رسانی کنم.‌
4
1-6-_kompendium-der-energiewende_englisch_1.pdf
2.6 MB
1-6-_kompendium-der-energiewende_englisch_1.pdf
از یه خصلت روس‌ها خوشم میاد و اونم اینه که تو فرهنگ‌شون غلبه «زور»، یه حقیقت پذیرفته شده‌ست. مخصوصا اگه این زور، به واسطه قانون ایجاد شده باشه. مامور پلیس، اول با لگد! به راننده مست دستور ایست میده، و بعد مثل گوسفند میکشتش بیرون. چون هم زور بازو داره هم زور قانونی. به اینکه این طرز برخورد چه وجهه‌ای داره کاری نداره. فقط به اعمال زور فکر می‌کنه.
جاهایی که اعمال زور به نفع جامعه‌ست، من که شخصا با این رفتار مشکلی ندارم. اگه با رانندگان مست تهران هم اینجوری برخورد می‌شد شاید عابران پیاده و سرنشینان کمتری به قتل می‌رسیدند.
4
اگه کسی برای شما تعریف کنه که از باغچه حیاط خونه پدرش یه گربه از زیر خاک دراومده که اندازه یه فیل بوده، یا با فرض اینکه داره جوک میگه بش می‌خندید، یا نتیجه می‌گیرید که چیزی خورده و مست کرده. چون برای هر آدمی که عقلش کار می‌کنه واضحه که هیچ گربه‌ای اندازه فیل نخواهد بود و زیر خاک هم نمی‌تونه زندگی کنه. اما همین شما میرید پول پرداخت می‌کنید و بلیت تهیه می‌کنید و وارد سالن سینما میشید تا فیلمی رو براتون پخش کنند که توش یه گربه که اندازه فیله از دل خاک میاد بیرون! بش میگید جلوه‌های ویژه. نه می‌خندید، نه فکر می‌کنید فیلمساز عقلشو از دست داده. این تفاوت برخورد شما ازین ناشی میشه که واقفید این دو در دو دنیای جداگانه قرار دارند. دنیای که ما توش هستیم (که شامل باغچه پدر دوست‌مون هم میشه) منطق خودشو داره، و دنیای اون فیلم خاص، منطق خودش رو. برطبق منطق دنیای ما، گربه‌‌ی فیل‌هیکل، بی‌معنیه. اما در دنیای اون فیلم معنی داره، و می‌تونه خیلی جدی هم باشه.
اخیرا یک نظرسنجی شده از سیاهپوستان آمریکا (یعنی آفریقایی‌تبارها، نه همه اونایی که تیره هستن). ازشون پرسیدن آیا براتون فرقی داره که تو تبلیغات شرکت‌هایی که مشتری‌شون هستید، از بازیگران و مدل‌های سیاهپوست استفاده بشه؟ نزدیک به نصف افراد جواب دادند بله مهمه و دوست دارند این شرکت‌ها سیاه‌ها رو بیشتر نشون بدن. علتش این نیست که اگه یه مدل سیاه ببینه ذوق می‌کنه. تو اطراف خودش پر از آدم سیاهپوسته. علتش اینه که وقتی داره تبلیغ رو می‌بینه و می‌بینه همه سفیدند، یا آسیایی‌اند، احساس نمی‌کنه که اون تبلیغ داره در دنیای خودش رخ میده‌. وقتی یه مایع لباسشویی تبلیغ میشه و کل خانواده سفیدن، می‌بینه که این خونه ربطی به خونه من نداره‌. مخصوصا اینکه سیاهپوست‌ها فرهنگ متمایز خودشون رو دارند (که البته ملغمه‌ای از فرهنگ قبیله‌ای آفریقایی، و فرهنگ باقی‌مونده از دوران برده‌داری دویست سال پیش، بعلاوه فرهنگ حاشیه‌نشینی دوران مدرنه. ولی به هرحال این ملغمه رو خیلی جدی می‌گیرند خودشون). اگه نپذیره که دنیای اون تبلیغ دنیای خودشه، منطقش رو جدای از منطق دنیای خودش خواهد دید.

مشابه این رو ما در ایران داریم، ولی در عمقی خیلی بیشتر. در تمام محتویات تولیدشده در چهل سال گذشته، زن در خانه، هیچ شباهتی به زن در خانه واقعی نداشته‌. هیچ زنی توی خونه شال سرش نمی‌کنه. البته فاکتورهای زیادی هست، از ادبیات کلامی گرفته تا تماس‌های بدنی، ولی شاخص‌ترینش حجاب و نوع پوششه. چون این یک دنیای غیرمرتبط با دنیای ماست، بین واقعیت و اون فضا، تفکیک قائل میشیم، و وقتی تفکیک قائل شدیم منطق اون فضا وارد دنیای ما نخواهد شد، و همونجا محبوس میشه. تبلیغات فرهنگی در ایران هم در داخل همون محتوا محبوسه، و بیرون نمیاد. لذا تمام دم و دستگاه‌های تبلیغاتی که روایت حاکمیت رو جلو میبرن، عملا در حال دور ریختن پول هستند. چون بین دنیای ترسیم شده توسط حکومت، و دنیایی که ما توش هستیم، ارتباطی وجود نداره.
7
‍ ‍‍ یک کسب و کار جدید وارد عرصه بازار شده که از تکنولوژی روز استفاده می‌کنه تا سرویسی به مردم ارائه بده که رفاه بیشتری برای مردم ایجاد کنه، با هزینه کمتر. اما مثل هر کسب و کار جدیدی، با ورودش تعدادی از مشاغل سنتی موضوعیت خودشون رو از دست میدن.‌ شورای شهر تصمیم می‌گیره تا با ابزار قانونی، بخوانید «زور»، جلوی رشد این بیزینس جدید رو بگیره، تا شاغلان بیزینس سنتی، بیکار نشن. سپس برای این اعمال زور، مراسم جشنی هم برگزار می‌کنند!

حدس می‌زنید اسم این شهر چی باشه؟ حیدرآباد؟ ابیورد؟ زابل؟ نه.. اشتباه می‌کنید. به این شهر میگن نیویورک!

بچه لیبرال‌های عدالت‌طلب کالیفرنیایی، فکرش رو نمی‌کردن که همون سوسیالیسمی که تو کالج به عنوان «گزینه انسانی‌تر» معرفی می‌کردند، یه روز گریبان شرکت‌های خودشون رو هم بگیره، اونم در لیبرال‌ترین شهر دنیا! شهردار شهری که بیشتر درآمدش وابسته به وال‌استریت و بیشمار شرکت مالی اعتباری غول‌پیکره، در شعاری که فقط ممکنه یه بچه رو گول بزنه میگه «ما تو این شهر اجازه نمیدیم شرکت‌ها بمون بگن که باید چیکار کنیم». البته وقاحت، که از خصوصیات بارز سیاست‌مداراهاست، ولی این سیاست سرکوب اوبر، فقط کاردستی شهردار نیست. نتیجه افکار غلط و حتی خنده‌دار بخشی از شهروندان این شهره. لیبرال‌هایی که فکر می‌کنند دارند به «کرامت انسانی» بیشتر از پول اهمیت میدن، اما در مقیاس کلان، عملا فقر رو بیشتر می‌کنند. اگه بازار به این نتیجه رسیده که تاکسی سنتی کارایی نداره، باید منقرض بشه. اگه نشه، یعنی پول جایی خرج میشه که بهینه نیست. اگه سمند در برابر کرولا قرار بگیره، منقرض میشه. اگه به زور سمند رو به مردم تحمیل کنیم تا منقرض نشه، یعنی داریم پول مردم رو میریزیم دور. این در اقتصاد، یک چیز بدیهیه. چطور جرئت می‌کنند با بدیهیات مخالفت می‌کنند؟ چون متأسفانه ما این اجازه رو بشون میدیم. ما میذاریم عده‌ای، پز اخلاقی بدن، بدون اینکه ثابت کنند اون اخلاق نفعی داره یا نه. اقتصاددان میتونه با آمار و اعداد ثابت کنه بازار ازاد، رقابت و بالارفتن بازدهی، میزان رفاه کل جامعه رو بالا میبره و متعاقبا کرامت انسانی هم بهتر حفظ میشه. اما پزدهنده، هیچ سند و مدرک و آمار و ارقام و فرمولی نداره. چون تنها ابزارش تحریک احساساته: «می‌دونی راننده تاکسی که به خاطر اسنپ بیکار شده شب بره خونه و جلو زن و بچه‌ش شرمنده بشه یعنی چی؟»

نیویورک، شاید از شرکت‌ها اجازه نگیره که چیکار کنه (که یه دروغه، اجازه هر کسی دست اسپانسرشه)، ولی از اتحادیه‌ها حتما اجازه می‌گیره‌. اتحادیه تاکسیران‌ها هم از گردن‌کلفت‌ترین‌هاست. چپ، از اولش هم با دموکراسی مشکل داشت. شاید در سالگرد ۲۸ مرداد باید خوشحال هم باشیم که افکار این‌ها هیچوقت فرصت نکرد در ایران پا بگیره.‌ هرچند همچنان معتاد سوبسید هستیم که کل کشور رو فلج کرده، اما خیلی خوش‌شانس بودیم که اتحادیه‌ها در نطفه خفه شدند. نطفه‌ای که قراره وقتی بزرگ شد، ازت خفت‌گیری کنه، همون بهتر که سقط بشه.‌
4
نشستی چای بعد از شامتو بخوری، تلگرام رو باز می‌کنی می‌بینی باز یه گوشه مملکت یه عده بهایی رو گرفتن. سریع یاد رفیق بهاییت می‌افتی. پیام میدی، می‌بینی جواب نمیده. با خودت میگی شاید نت نداره آنلاین نشده. زنگ میزنی به شماره‌ش، برنمیداره. برای آروم کردن خودت فرض می‌کنی گوشی رو زده به شارژ و خودش یه جای دیگه‌ست. از دوستان مشترک پرس‌و‌جو می‌کنی که خبر دارن یا نه. هر کی یه چیزی میگه.. چند ساعت استرس و اضطراب. در حالی که مطلقا کاری از دستت برنمیاد.

هیچ جای دنیا چنین شرایطی حاکم نیست. در سال ۲۰۱۸ همونقدر استرس داریم که خانواده‌های لهستانی در ۱۹۴۲ استرس داشتند که هر لحظه ماموران گشتاپو در خونه کدوم یهودی رو میخوان با لگد باز کنند. چقدر باید گرفتار رذالت بود که به بقای این سیستم کمک کرد؟
13
به انتخاب کلمات در رسانه‌های آمریکا نگاه کنید. وقتی ترامپ یه خبرنگار رو راه نده، تیتر میزنه «اقدام ترامپ خشم ناظران را برانگیخت». وقتی یه نامزد سوسیالیست خبرنگارها رو راه نمیده میگه «بحث‌برانگیز شد»
یک ساعته دارم اینترنت رو زیر و رو می‌کنم تا ببینم این شرکت «اسپرونکو» اسپانیایی چه شرکتیه دقیقا.
فهمیدم که اسمش در واقع اسپروئنکو بوده. احتمالا عمدا غلط می‌نویسن تا وقتی سرچ می‌کنی چیزی گیرت نیاد. حالا با اسم صحیح سرچ کردم. ظاهراً یه شرکته تو شهر بارسلونا که مته و لوله و این چیزایی که مربوط به صنعت نفت و گازه تأمین می‌کنه. این محصولات انقدر اهمیت دارند که بشه درباره شرکتی که توش فعاله اطلاعات مالی به دست آورد.. اما هیچ اطلاعاتی درباره‌ش وجود نداره، و مثلا معلوم نیست درآمدش در سال گذشته چقدر بوده. هیچ خبری هم جز اینکه در ایران فعالیت داره در رسانه‌ها منتشر نشده. انگار به هیچ‌کس هیچ‌ گزارشی نمیده و انگار وجود نداره. بعد یه نگاهی به سایتش انداختم. فکر می‌کنید هاست سایت تو کدوم کشور قرار داره؟ کشور دوست و برادر، روسیه! بعد رفتم نمایندگی‌ها و دفاتر خارجیش رو نگاه کردم. یه شعبه داشته تو لندن. که منحل شده! و رییس اون شعبه منحل شده، یه ایرانی بوده!
یه نماینده هم تو ایران داره، که از خود این نمایندگی هم جز یه آدرس دفتر تو خیابان میرداماد، هیچ اطلاعاتی وجود نداره. مدیر ارشد این دفتر، یه جوان دهه شصتیه! و الان هم تو شرکت توسعه تجارت کارن مشغول واردات خودرو خارجیه! (بخوانید نمایشگاه‌دار). چندسال پیش یه نمایشگاه در تهران درباره صنایع نفت بوده، که این نماینده ایرانی مصاحبه کرده و گفته چینی‌ها بازار رو خراب می‌کنند و ما نمی‌تونیم فعالیت کنیم!

فکر کنم دیگه واضح باشه که چرا این شرکت تقریبا فیک، نگران تحریم‌های آمریکا نیست. چون در واقع دلال اجناس روسیه‌ست. و برای همین موقع تحریم‌ها پیداش میشه، و موقع لغو تحریم‌ها غیبش میزنه، و برای همین با چینی‌ها توان رقابت نداره (جنس روسی نه کیفیت اروپا رو داره، نه قیمت پایین چین رو).

یک ساعت از وقتم هدر رفت. ولی باعث انبساط خاطر شد.


https://t.me/khabaronline_ir/181118
4
مومن باش.. اما نذار به شعورت توهین کنند‌.
7
طبق محاسبه‌گر بانک‌مرکزی، آمریکا مرجع تقلید بزرگ شیعیان ایران رو با فقط ۳۱۳ میلیون تومن خریده بوده.
آخوندهای پیزوری امروزی رو دارن چند خرید و فروش می‌کنند؟
Anarchonomy
مومن باش.. اما نذار به شعورت توهین کنند‌.
دارن برام عکس‌های رکن یمانی رو میفرستن! همونجایی که میگن شکافته شده و مادر حضرت واردش شده! که یعنی «عاه.. بیا.. ایناهاش». یه سوراخی که فقط یه سمور میتونه ازش رد بشه، یه زن حامله در آستانه زایمان، واردش شده و بعد اومده بیرون؟ چطور خجالت نمی‌کشند ازین قصه‌ها؟ این جا قسمتیه که در قدیمی کعبه در اونجا قرار داشته، و اعراب هنوز معتقدند اونجا دعا مستجاب میشه. لذا نه تنها هیچ تلاشی ندارند که مخفیش کنند، بلکه تمام پادشاهان آل‌سعود هم میرفتن دست میمالیدند به اونجا جهت تبرک! اگه خدا می‌خواست یه حرکت ژانگولر انجام بده، چرا کل دیوار رو از جا نکند؟ سینمایی‌تر هم میشد. نعوذبالله خلاقیتش از آرتیست‌های هالیوودی کمتر بود؟ شیعه در تبیین اینکه چرا امام خودش بیشتر به درد بشریت می‌خورده تا امام «اون‌ها» ناتوانه، لذا به جلوه‌های ویژه‌ای متوسل میشه که فقط تو کمیک‌استریپ‌های کمپانی مارول! میشه پیداشون کرد. علی‌بن‌ابیطالب در نقش دکتر استرنج! (طی‌الارض و سفر در زمان). در قلعه‌ای که از جا درمیاد! (این تو گات بیشتر دیده شده البته)، علی در نقش تونی استارک که سلاحش از آلیاژی فضایی ساخته شده! شلاق آتشین که درخت‌ها رو جابجا می‌کنه (ببخشید این واسه وندروومن بود‌ که واسه DC است. درخت جابجا کردن هم کار پیامبر بود. قاطی کردم). اگه بخوام معجزات بقیه چهارده‌معصوم رو هم جمع‌آوری کنم که قشنگ یه تیم اَونجرز ازش در میاد!

پدر و مادر بزرگوارم گهگاهی قصه‌ای تعریف می‌کنند که وقتی بچه بودند بزرگترهاشون براشون تعریف کردند. این قصه میگه آبادی‌ای وجود داشته که در دوره‌ای خاص چنان از نعمت برخوردار بودند که نان‌هایی که می‌پختند اضافه می‌اومده! تا جایی که ماتحت خودشون رو با نان پاک می‌کردند (وات دافاک؟)، بعد این نان‌های آلوده شده به کثافات رو در جایی نزدیک آبادی میریختند که به مرور زمان به یک تپه تبدیل شده بود. مدتی گذشت و اوضاع تغییر کرد و خشکسالی شد و دیگه گندمی نبود و نان گیر نمی‌اومد. مجبور شدند برن سراغ اون تپه و همون نان‌های نجس و کپک زده رو بخورند!

دفعه آخر که اینو در جهت تأکید بر مذمت اسراف! تعریف می‌کردند، گفتم پدر من، تو اینو شنیدی به عقلت مراجعه نکردی؟ کوتاهترین فاصله بین ترسالی و خشکسالی حداقل یک ساله، تو یه تکه نون رو یکسال بذار تو فضای ازاد و زیر آفتاب، بعد بیا ببین به چی تبدیل شده‌. اصلا این هیچ، از خودت نپرسیدی اگه نان اضافه بود مرض داشتند که بازم پخت کنند؟ آدم چیزی رو اسراف می‌کنه که مفت بدست میاد، نه نان که کلی زحمت داشت براشون. اصلا اینم هیچ، ایرانی هیچوقت خودشو با چیزی غیر از آب تمیز نمی‌کرده. اگه وفور نعمت بود، آب رو هدر میداد، نه نان رو. و اگه آب نبود، پس اون همه گندم از کجا در می‌اومد؟ اصلا اینم هیچ، پیش خودت نگفتی آدم خودشو با نان پاک کنه، مقعدش زخم میشه؟ الان با دستمال لطیف محصول کارخانجات پیشرفته هزارجور مشکل پیش میاد، چه برسه نان! تازه نون‌شون، سه‌نان که نبود. یه نون خشک و زبر بود. گفت خب قدیمی‌ها پوست‌شون خشن‌تر از پوست ما بود. گفتم پدر من، پوست دست‌شون خشن بود چون با دستشون کار می‌کردن، با مقعدشون که زمین رو شخم نمیزدن! ... در نهایت خودش هم موند توش و با «نمی‌دونم، می‌گفتن اون موقع دیگه. قسم میخوردن که خودشون با چشم دیدن» جمعش کرد.

البته شخصا به این چیزها اهمیتی نمیدم. اما باید به عنوان یک نشانه ازش استفاده کرد: اگه تو این بدیهیات و واضحات سرتون رو شیره میمالند، تو مسائل پیچیده‌تر به کدام ترکستانی هدایت‌تون می‌کنند؟
5
«عمر بن حنظله‏ می‌‏گوید از امام صادق درباره دو نفر از دوستانمان (شیعه) که نزاعى بینشان بود در مورد قرض یا میراث، به قضات (حکومت) براى رسیدگى مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟ فرمود: هر که در مورد دعاوى حق یا دعاوى ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنى حکومت وقت که ما اهل بیت توش دخالتی نداریم) مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌‏گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌‏کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأى طاغوت و آن قدرتى گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. پرسیدم: چه باید بکنند؟ فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسى است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است. بایستى او را به عنوان قاضى و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌‏ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است»

به این میگن حدیث مقبوله عمر بن حنظله! بش میگن مقبوله، چون معلوم نیست معتبره یا نه، ولی آخوندها با هم دیگه تصمیم گرفتن که «قبول» کنند معتبره، چون به نفع‌شون بود. کل نظریه ولایت فقیه ازین حدیث دراومده، مخصوصا اونجایی که بولد کردم. البته این حدیث قرن‌ها خاک خورد، تا اینکه در زمان صفویه محقق اردبیلی (لعنت‌ خدا بر خودش و امثالش) یهو پاشد گفت:

«فقیه، قائم‌مقام امام و نائب اوست، چه بسا دلیل آن اجماع و روایاتی مانند خبر عمر بن حنظله باشد، زیرا آنچه برای امام که «اولی‌الناس من انفسهم» می‌باشد جایز است، برای فقیه نیز جایز است»

اولی‌الناس اشاره به غدیر داره. تو قرآن اومده پیامبر از خود مومنین بهشون نزدیک‌تره. ۱۴۰۰ ساله که کسی نمی‌دونه این دقیقا یعنی چی. ولی اهل تسنن میگن یعنی مومن هرچقدر که خودشو دوست داره و دلسوز خودشه، پیامبر ازون هم دوست‌دارتر و دلسوزتره براش! (به نظر منطقی میاد) اما شیعه‌ها گفتن یعنی پیامبر صاحب همه‌چیز مومنه، اگه گفت بتمرگ باید بتمرگی، و اگه گفت بمیر باید بمیری.
تو غدیر، پیامبر گفت کی تا حالا از خودتون به خودتون نزدیک‌تر بود؟ گفتن تو! (مجبور بودن البته. چون تو قرآن اومده بود، باید میگفتن تو! وگرنه گلوشون پِخ‌پِخ میشد)، بعد پیامبر گفت خب ازین به بعد علی اونجوریه باهاتون. محقق اردبیلی اینو برداشت تا بگه ازین به بعد ما اونجوری‌ایم باهاتون! البته نه با تفسیر سنی‌ها، بلکه با تفسیر خودمون. یعنی ما صاحب‌اختیارتون هستیم. بگیم بمیر، باید بمیرید.

این شد که رسیدیم به اینجا و این فرد معلوم‌الحال خودشو نه تنها پدر ما میدونه، بلکه خیلی جدی فکر می‌کنه جانشین علی‌بن‌ابیطالبه!

بعضی‌ها فکر می‌کنند این چیزها زیر سر آقای منتظری (لعنت نرم‌تر و مختصرتری بر ایشان و امثالش) بوده. اما این ویروس خانمان‌برانداز و ایران‌ویران‌ساز ۴۰۰ ساله که به جان ما افتاده. کار امروز دیروز نیست.

https://twitter.com/Nazanin_kamali/status/1031095105397121024?s=19
8
‍ ‍‍ یه آنالیزور بازار بورس (همونایی که به شیخ‌های خلیج فارس و شکم‌گنده‌های روس میگن باید کِی و چقدر چی رو بخرن و ازین راه انقدر پول درمیارن که سالی یه بار بی‌ام‌و‌ِشون رو عوض می‌کنند) گفته چون آیفون ۱۰ خوب فروخته و ملت راضی‌ان ازش، احتمالا تعداد کمتری از مدل جایگزینش که قراره اپل به زودی معرفی کنه رو بخرن! پس فروش کمتر خواهد بود. پس رو سهامش حساب نکنید.
این بنده خدا هم به نکته خوبی اشاره کرده و میگه خیلی جالبه که چطور حرف این آقایون آنالیزور از «آیفون ۱۰ بدرد نخوره، کی میخره اینو؟ اپل کنسلش می‌کنه آخرسر»، به «آیفون ۱۰ انقد موفق بود که همه خریدنش» تغییر کرد!

اینا تازه کارشناسان فنی هستند و با اعداد و ارقام و حساب و کتاب طرفند و انقدر راحت چرند می‌بافند و انقدر راحت از زیر بار مسئولیت چرندی که بافتن شانه خالی می‌کنند و هیچ اتفاقی هم نمیفته. کارشناس سیاسی-اجتماعی که با مقولات غیرقابل اندازه‌گیری و بعضا غیرقابل اثبات سر و کار داره چقدر از رو باد شکم حرف خواهد زد؟ به نظر من همین نشانه خوبیه که چرا رسانه، و در مرتبه بالاتر، طبقه الیت، اعتبار خودشون رو از دست دادن در دنیای امروز. نمیشه همیشه درست و دقیق بود. هرکسی بالاخره یه جا سوتی میده، یه جا اشتباه می‌کنه، یه جا به غلط خوشبینه، یه جا به غلط بدبینه. بعدا می‌تونه بگه ببخشید، دفعه بعد دقت بیشتری می‌کنم. اما این رویه‌ای که ما شاهدیم، هیچ کدوم این‌ها نیست. بلکه یه تلاش عامدانه و آگاهانه‌ست در انحراف افکار عمومی. در مسائل فنی، ضررش زیاد نیست. به خاطر یک توصیه غلط در بازار سهام، هرچقدر هم پول از دست بدی، چیزی که از دست میدی پوله، نه بیشتر. ولی تو مسائل سیاسی، ممکنه مملکتت رو از دست بدی.
4
بالا: جنگنده‌ای که برادرا امروز رونمایی کردند
پایین: جنگنده‌ای که آمریکا ۴۰ سال پیش رونمایی و سپس کنسلش کرد!
روحانی فرمان پرواز صادر کرد، جنگنده موتورش رو روشن و شروع به حرکت کرد طوری که حتی خاک بلند شد! و همه اینا در شرایطی رخ داد که دریچه ورود هوای موتور بسته بود!
Seriously?
Anarchonomy
روحانی فرمان پرواز صادر کرد، جنگنده موتورش رو روشن و شروع به حرکت کرد طوری که حتی خاک بلند شد! و همه اینا در شرایطی رخ داد که دریچه ورود هوای موتور بسته بود! Seriously?
یکی از دوستان اشاره کردند که اف۵ یه دریچه هوای دیگه هم داره که اینجاست. حدس میزدم باید یه جایی باشه ولی نمی‌دونستم اینجاست.
باتشکر
پ.ن: میگن خنک‌کننده‌ست این. ورودی هوا نیست. عجب گرفتاری شدیم 😁
‍ ‍‍ جیم کری که دیگه با دوران اوج خودش فاصله زیادی گرفته و دیگه برای مخاطب امروزی مطرح نیست (که هر آدمی رو می‌تونه افسرده کنه)، اوقات فراغتش رو با کشیدن نقاشی‌های کودکانه پر می‌کنه، و چون لیبرال و ضدترامپه، لیبرال‌ها هم مثل یه کودک تشویقش می‌کنند که «وای چه خوشگل کشیدی جیم!». اگه یه جمهوری‌خواه یا یه مستقل راست‌گرا اینا رو می‌کشید می‌گفتن سندروم داون داره!
حالا از حال و روز این ستاره‌های تاریخ‌گذشته که بگذریم، یه تشویش اذهان عمومی داره رخ میده این وسط که خیلی مهمه. داره اینطور عنوان میشه که ما به عربستان اسلحه دادیم، و عربستان باش اتوبوس بچه‌ها رو زد، و این جنایته، پس ما تو این جنایت شریکیم! (البته زمان اوباما یادشون نبود که جنایته، چون خیلی ضایع بود رییس‌جمهور سیاه و باحال و دوست‌داشتنی و عزیزتر از جان‌شون که تازه برنده جایزه صلح نوبل هم بود جنایتکار جنگی معرفی کنند). اما هیچ توضیحی از فضای حادثه ارائه نمیدن. مثلا نمیگن این‌ بمب‌ها و موشک‌ها، هدایت‌شونده هستند. یعنی فقط جایی میخورن که تصمیم گرفته شده، نه حتی بغل دستش. پس اگه کسی اتوبوس رو میزنه، یعنی قطعا می‌خواسته اتوبوس رو بزنه‌. آیا عربستان یا ائتلاف عمدا میخواستن یه مشت بچه رو پودر کنند؟ که چی گیرشون بیاد؟ یا اینکه فکر می‌کردن حامل شبه‌نظامیانه؟ اسم هر دو جنایته؟ شما بمب هدایت‌شونده رو میفروشی بشون تا تلفات کمتر شه. اگه نفروشی جنگ متوقف میشه؟ نه. میرن یه بمب ارزون‌قیمت‌تر میندازن که به صغیر و کبیر رحم نکنه. اوائل به شورشیان سوریه خمپاره میدادند (حالا کی میداد و چجوری میداد، بماند)، اما یه روز تصمیم گرفتن ندن. جنگ متوقف شد؟ نه. بدتر هم شد. به جای خمپاره، کپسول گاز رو شلیک کردن، که هرجا فرود می‌اومد همه‌چیزو آبکش می‌کرد! و جالب این بود که اصلا معلوم نبود کجا فرود میاد!

عده‌ای از دوستان حتما میگن تو نسبت به عربستان بایاس داری، یا راست‌گرا هستی و فلان. اما موضع من مشخصه: ۱- اگه جلوی حوثی‌ها گرفته نشه، با دستور ایران یا بی‌دستور ایران، ترانزیت انرژی مختل خواهد شد. انرژی‌ای که داره میره برای آسیای شرقی. اگه آمریکا دخالت نکنه، چین دخالت خواهد کرد. آیا واقعا کسی میخواد چین وارد بازی‌های پیچیده خاورمیانه بشه؟ (البته خودشون هم اصلا مایل نیستند) ۲- اگه به عربستان بهترین سلاح داده نشه، میره یه گرید پایین‌ترش رو از روسیه و چین میخره. روس‌ها و چینی‌ها هم که کک‌شون نمیگزه مشتری‌شون داره چه غلطی می‌کنه. پس عملا نه تنها وضع بهتر نخواهد شد که بدتر خواهد شد ۳- اگه بشار اسد هم، با این که نفرتی وصف‌ناشدنی نسبت بش دارم، به جای سلاح‌های همه‌کس‌کش، از تسلیحات پیشرفته و بمب‌های هدایت شونده استفاده می‌کرد، اونوقت میشد حتی ازون حیوان هم حمایت کرد، چون حداقل نیم میلیون نفر کشته نمیشدن و شهرهای سوریه با خاک یکسان نمیشد.

گول اونایی که پز اخلاقی میدن رو نباید خورد. اونا فتوا میدن که باید گربه‌ها رو کشت. بعد که گربه‌ها رو کشتیم مو‌ش‌ها همه‌جا رو میگیرن و طاعون می‌گیریم. بعد ازینکه طاعون گرفتیم می‌تونیم یقه‌شون رو بگیریم و بگیم تقصیر شما بود؟ عملا خیر.
4
این خانوم یه بازیگر ایتالیایی هستن. این بچه رو که تو دست گرفتن به عنوان یک عروسک جنسی پرورش دادند تا وقت ۴۰ سالگی ازش استفاده کنند! حالا این پسر ازش شکایت کرده. مرز رذالت کجاست واقعا؟
Anarchonomy
این خانوم یه بازیگر ایتالیایی هستن. این بچه رو که تو دست گرفتن به عنوان یک عروسک جنسی پرورش دادند تا وقت ۴۰ سالگی ازش استفاده کنند! حالا این پسر ازش شکایت کرده. مرز رذالت کجاست واقعا؟
شاید این مورد عجیب و حال‌‌بهم‌زن، تلنگری ایجاد کنه در مردم که بفهمند پسرها هم قربانی تعرض جنسی میشن‌. اونم نه فقط تعرضی حادثه‌ای که یه شب تو یه کلوب شبانه رخ داده باشه. بلکه تعرضی مزمن که سال‌ها گرفتارش باشند، و بلکه گرفتاری‌ای که انقدر نفوذ کرده تو زندگی‌شون که به سختی میشه ازش فرار کرد.
بالاخره باید مردم متوجه بشن که آزار جنسی، ربطی به جنسیت و شکل آلت تناسلی نداره. فقط به عدم تعادل قدرت بستگی داره. اگه یکی از طرفین قابلیت اعمال قدرت داشته باشه، طرف مقابل قربانی میشه، فرقی نداره که پسره یا دختر. یه زن بازیگر پولدار، روی یه بچه قدرت داره، مخصوصا اگه خیلی موذیانه خودشو جای مادرش جا زده باشه و عواطف بچه رو به خودش گره زده باشه.
شوربختانه، نه تنها این مسئله بدیهی در جامعه ما پذیرفته نیست، بلکه در سیستم قضایی هم به رسمیت شناخته نمیشه. حتی اینکه قربانی لذت برده رو هم نشانه‌ای بر اینکه تعرضی صورت نگرفته قرار میدن. یعنی به جای مبنا قرار گرفتن وضعیت قدرت طرفین، سیگنالی که حسگرهای عصبی آلت‌شون ارسال می‌کنه مبنا قرار داده شده! نمیشه توصیف کرد که این نگاه چقدر جاهلانه‌ست. اگه حتی نوجوان دانش‌‌آموز مدرسه خودش مراجعه کنه به ناظم برای رابطه جنسی، تا وقتی یک طرف ناظمه و یک طرف دانش‌آموز، ناظم یک متجاوزه.

در نگاه فقه اسلامی، که از قواعدی متعلق به عهد دقیانوس تشکیل شده، مرد موجودیست اسپرم‌پراکن! لذا هر حفره‌ای گیرش بیاد باید استقبال هم بکنه. چی بهتر از یه زن جذاب ایتالیایی؟ در این نوع نگاه، «من زن جذابی که می‌خواد ازم سوء استفاده کنه رو نمی‌خوام» تعریف نشده‌ست. الان وقتشه که نشون بدیم این نگاه زیادی بدویه. همونطور که یک زن، فقط یک سوراخ متحرک نیست، من هم فقط یه کیسه اسپرم متحرک نیستم.
7