Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
«- مامان به چی میگن دورویی؟ - به اینکه یکی پست بذاره اوکراین را آزاد کنید، اما بخواد همسایه‌ش رو به خاطر واکسن نزدن تو خونه‌ش حبس کنه». خیلی جالبه که نمی‌فهمند این تناقض نیست، چون دو موضوع جدا از هم هستند. چون حتی موضوع بحث رو هم نمی‌فهمند. موضوع بحث این…
دو حالت وجود داره. یا کسانی که این مقایسه‌ها رو انجام میدن عقب‌افتاده ذهنی هستند، که خیلی‌هاشون نیستند واقعا. یا اینکه بچه‌صفت هستند. ازونجایی که در مورد کرونا و محدودیت‌ها و واکسن احساس کردند از جامعه و حکومت مورد تعدی قرار گرفتند، حالا که جامعه و حکومت نسبت به اوکراین موضع خاصی داره، در برابر اون موضع مثل بچه لجبازی می‌کنند. همون تاکتیک «حالا که اینطوره منم از عروسکت خوشم نمیاد».
5
در حال تعجب که نیستم. دارم میگم دلیل این ادابازی‌ها اینه، نه اینکه مخالف جنگ هستند. دقیقا همین اینا بودن که وقتی ترامپ یه پایگاه سوریه رو با موشک زد هورا کشیدن براش، بعد گفتن «دیدی اوباما خان؟ اینجوری از خطوط قرمز آمریکا دفاع می‌کنند».

اما در مورد لجبازی به صورت عام، قبلا گفته بودم که نباید عقل انسان را زائل کنه‌. اگر یادتون باشه، که یادتون نیست، اوائل کرونا گفتم بعضی‌ها انقدر بی‌عقلند که حاضرند از بیماری بمیرند اما به نگرانی‌های جامعه درباره بیماری دهن‌کجی کرده باشند! خب واضحه که هزینه به خودش تحمیل شد، نه اون جامعه‌ای که فکر می‌کرد اذیتش کرده.
یه نقاش چینی بود که با مداد رنگی نقاشی‌های پرتره از دختران چینی خوش‌چهره می‌کشید که همگی قابلیت نامزد شدن در جشنواره شستشوی کانال اقوال الانعام رو داشتند (ما تو ایران با دوربین مداربسته هم می‌تونیم دخترهای خوشگل رو پیدا کنیم، ولی اینا تو یک و نیم میلیارد جمعیت هم باید به تخیل‌شون متوسل بشن). نمی‌دونم غیر از دخترهای خیالی چیز دیگه‌ای هم می‌کشید یا نه، ولی ما فقط ازش دختر دیده بودیم. بعد یه مدت ادوات جنگی به نقاشی‌ها اضافه شد. مثلا جت جنگنده چینی رو تو بک‌گراند یه دختر خبرنگار کشید. بچه ناسیونالیست‌های تازه از تخم دراومده چینی هم با این تصاویر غرورآمیز خودارضایی می‌کردند و به عنوان عکس هدر اکانت یا پروفایل استفاده می‌کردند. خیلی تابلو حزب کمونیست از یه مقطعی به بعد فهمید باید ازین استعداد استفاده کنه، و کرد. الان هم یه کار جدید داده بیرون درباره سلحشوران هوابرد ارتش روسیه! (آسیایی‌ها یه طور خاصی بدبختند که در آمریکای لاتین هم دیده نمیشه. کمونیسم آمریکای لاتین، فرامرزی بود و این بچه‌بازی‌های ناسیونالی توش کمرنگ‌تره).
داستان مهرجویی و شریفی‌نیا هم حکایت مشابهی داره. در تشکیلات استبدادی، شاید سلبریتی شدن فرد حاصل عملکرد خودش باشه، اما سلبریتی ماندنش قطعا برنامه دولت خواهد بود. پس هرکس که آزادانه، مشهوره؛ مزدور حکومته. ما این فرمول رو سال‌هاست استفاده می‌کنیم، اما عده‌ای باکره می‌گفتند نمیشه تعمیم داد!
«نویسنده‌ای که کتابش تو همین نظام سانسور نمیشه هم باید مزدور حساب کنیم؟».

نویسنده که معمولا مشهور نیست. دستگاه پروپاگاندا روی مس مارکتینگ کار می‌کنه که جامعه هدفش میلیون‌ها نفره. کتابی که قراره در کل ایران دو‌ سه هزارنفر بخونند، اهمیتی براشون نداره، که بعد بخوان نویسنده رو با تطمیع یا تهدید بخرند. اینکه در ایران حتی کتاب‌های هزار نسخه‌ای هم سانسور میشن به علت بسط بساط مفت‌خوریه. همون‌طور که الان فقیه انبوه‌سازی هم داریم، و فقیه اماکن، و فقیه پوشاک! یک تشکیلات بزرگی ایجاد شده که یه عده پول مفت بگیرند تا به بقیه گیر بدن: تو چرا پاهات درازه، تو چرا موهات رنگیه، تو چرا شعرت برهنه‌ست، تو چرا فیلمت سیاهه، تو چرا سگت بیرونه. مرحوم جورج اورول هم با اینکه خودش یک چپ بود، در آثارش درباره «بروکراسی گیردهنده» که در شوروی استالینی و چین مائویی تجربه شده بود هشدار داد، اما اون حجمی که در ایران بوجود اومده رو احتمالا تصور نمی‌کرد.
بنابراین سانسورهای اینچنینی رو باید در چارچوب #گله_گاو فهم کنید. همون گاوی که با پارتی به یک پست اداری رسیده، دنبال اثبات این خواهد بود که بیخود نیست که اونجاست! همین. برنامه مدونی از بالا وجود نداره. همونطور که در پادگان‌ها آدم‌های بی‌استفاده‌ای وجود دارند، که به سربازهای وظیفه دستور انجام کارهای بیهوده‌ای رو میدن، تا فقط ثابت بشه که بی‌دلیل در اون پست قرار ندارند. البته در پست‌های ایدیولوژیک، این میل به اثبات «نظام بیخود من رو اینجا نذاشته» غلیظ‌تره، و گرنه در بخش‌های غیرایدئولوژیک، خیلی راحت با بی‌استفاده بودن خودشون کنار میان و میشه کارمندانی رو دید که کار اداری رو رها کرده‌اند و دارند به همکاران روغن زیتون و مربای محلی میفروشن و عملا یه بیزینس مجزا راه انداختند و اصلا براشون مهم نیست که به نظر برسه بدون هیچ دلیلی دارند از دولت حقوق می‌گیرند. کارمند پست ایدیولوژیک، خودش رو در یک جهاد می‌بینه (حتی اگه قبل ازینکه پست رو بگیره کل کانسپت جهاد به اونجاش هم نبوده باشه). و تو جهاد همیشه میترسی که خون‌آلود نبودن شمشیرت جایگاهت رو به خطر بندازه. پس مجبوری خون‌آلود نگهش داری.
6
Anarchonomy
«نویسنده‌ای که کتابش تو همین نظام سانسور نمیشه هم باید مزدور حساب کنیم؟». نویسنده که معمولا مشهور نیست. دستگاه پروپاگاندا روی مس مارکتینگ کار می‌کنه که جامعه هدفش میلیون‌ها نفره. کتابی که قراره در کل ایران دو‌ سه هزارنفر بخونند، اهمیتی براشون نداره، که بعد…
حوزه علمیه در طول تاریخ خودش هیچوقت ممیزی برای کتاب در نظر نگرفت. یعنی حضرات نگفتند یه عده رو بکاریم یه گوشه بگیم هر شیخی هرچی نوشت رو بررسی کنند، اگه چیز ناجوری داشت حذف کنند بعد منتشر کنند. اگر چنین سازمانی داشتند، خیلی از کتب حدیث چاپ نمی‌شد، یا با تغییرات زیاد چاپ میشد. اما حتی همین الانش هم قائل به چنین چیزی نیستند، و مثلا کتبی که در اون احادیثی اومده که امام صادق رو یک نادان محض جلوه میده، همچنان دارند چاپ و منتشر میشن و موضع روحانیت اینه که: خودتون عقل‌تون برسه که این‌ها جعلی‌اند ‌و سند محکمی ندارند!
در مورد سایر کتاب‌ها، ناگهان بر این موضع اصرار دارند که عقل‌مون نمیرسه!
رفته ویتنام، مدال گرفته، برگشته، به نیروی تازه تأسیس دلتا ملحق شده، اومده ایران تو عملیات طبس، برگشته.. اما تیپ و قیافه‌ش مثل اینا بوده که تو دانشگاه، فیزیک درس میدن.

اونایی که از همه واردترند، اصلا بشون نمیاد که از همه واردترند.
تاریخ تعیین نکردم، گفتم چند روز آینده.. عه نمیشه ماله کشید؟ اوکی. اشتباه کردم 😄

خیلی خیلی قبل‌تر از این‌هایی که به عنوان تحلیلگر دارند وراجی می‌کنند می‌دونستم که این روس‌ها گاوند، ولی حق بدید.. که سرباز خودروی زرهی رو وسط جنگل رها کنه چون از پشت سوخت نرسوندن براش رو انتظار نداشتم. ازینکه چطور میشه یک کشور از دهه نود میلادی منتظر این عملیات باشه، و از سال ۲۰۱۵ براش برنامه‌ریزی کنه، و روز عمل اینجوری کار کنه، چیزیه که نتفلیکس باید ازش فیلم کمدی بسازه!

اما هنوز فکر می‌کنم همه این‌ها نتیجه نهایی رو تغییر نمیده. هدف غایی از بین بردن استقلال و هویت اوکراینه.
Anarchonomy
تاریخ تعیین نکردم، گفتم چند روز آینده.. عه نمیشه ماله کشید؟ اوکی. اشتباه کردم 😄 خیلی خیلی قبل‌تر از این‌هایی که به عنوان تحلیلگر دارند وراجی می‌کنند می‌دونستم که این روس‌ها گاوند، ولی حق بدید.. که سرباز خودروی زرهی رو وسط جنگل رها کنه چون از پشت سوخت نرسوندن…
این رو نگاه کنید. کمک تسلیحاتی بایدن به اوکراین. ۸۰۰ واحد پدافند هوایی (منظور استینگره گویا)، ۹ هزار سلاح ضدزره! پهپاد!
عملا داره به زلینسکی میگه ما که معذوریت داریم نمیشه پرواز ممنوع ایجاد کنیم، خودت زحمتش رو بکش، اینم وسایل!
واقعا نمی‌تونم کمکی به شما بکنم تا ازین وضعیت خارج بشید. مواهب نظام سرمایه‌داری در چنان وضعیت مرفهی قرارتون داده که از بخش فیزیکی دنیای بیرون فاصله گرفتید و بمبارانی که مردم رو تکه پاره می‌کنه رو کوچکتر از خطر واکسنی می‌بینید که یک در میلیون ممکنه منجر به فوت یا آسیب دائمی بشه. اگه ارتش روسیه وارد شهرتون بشه و از نزدیک ببینیدشون، یه جوری خونه زندگی‌تون رو رها می‌کنید و به سمت نزدیک‌ترین کمپ پناهندگان که «گلوبالیست‌ها» راه‌اندازی کردن فرار می‌کنید که یادتون بره ترایال آزمایشگاهی چی هست اصلا. جنگ یعنی ناگهان یه صدای مهیب میاد و میری اتاق بچه‌ت می‌بینی یه چیزی رفته تو صورتش و ازون طرف اومده بیرون. و این فقط بخش فیزیکیشه. برنده شدن خلافکارهای خطرناک یه بخش غیرفیزیکی هم داره. در لبنان خلافکارها برنده شدن و امروز هیچ‌کاری نمیشه تو این کشور کرد، هیچ‌کاری! نه اعتراض، نه زندگی. از چه طریق فهمیدید که پروانه طبابت پزشک مخالف لغو شده؟ به این طریق که در یک کشور آزاد هستید!
همونطور که گفتم کاری از دست من برنمیاد برای شما.
ادامه‌ی فاجعه‌آمیزتر جلوه دادن محدودیت‌های کرونایی از لشگرکشی خلافکارهای اتمی به کشورهای ضعیف، میشه مترادف قرار دادن یک کاریکاتور با افعال سنگینی مثل تعرض و قلدری!

البته اگه بشون بگی تو نمیدونی تعرض چیه که این مقایسه‌های مسخره رو انجام میدی، میگن «اتفاقا من با تعرض بزرگ شدم».
این‌ها فکر می‌کنند فعال رسانه‌ای هستند اما اصلا نمی‌فهمند دارند تو چه پلتفرمی فعالیت می‌کنند (یا سن‌شون جوریه که درک نمی‌کنند، یا مغزشون کشش نداره). ما الان در دنیایی هستیم که ایلان ماسک، پوتین رو که داره یک جنگ رو فرماندهی می‌کنه، سوژه کرده! یعنی شما حتی یک تزار اتمی هم باشی، در حال اثبات کردنِ جدی بودنِ خودت با بمباران کردنِ شهرها هم باشی، باز سوژه میشی! بعد این‌ها از بدن‌شون عکس میذارن و انتظار دارن سوژه نشن!
خب چنین کسانی به صورت مصدری خرند.
خوب شد زمان جنگ ایران و عراق اینترنت نبود، و گرنه یه تعداد گاو خارجی می‌رفتند از مشهد فیلم می‌گرفتند که مردم در حال خریدهای روزانه‌شون هستند و تازه در محرم هیئت‌های عزاداری هم میان داخل حرم و سینه می‌زنند، و نتیجه می‌گرفتند جنگی وجود نداره و این‌ها پروپاگاندای گلوبالیست‌هاست، و یه عده گاو داخلی هم ذیل ژانر «ما نمیگیم، خود خارجیا دارن میگن» انتشارش میدادند.
Anarchonomy
خوب شد زمان جنگ ایران و عراق اینترنت نبود، و گرنه یه تعداد گاو خارجی می‌رفتند از مشهد فیلم می‌گرفتند که مردم در حال خریدهای روزانه‌شون هستند و تازه در محرم هیئت‌های عزاداری هم میان داخل حرم و سینه می‌زنند، و نتیجه می‌گرفتند جنگی وجود نداره و این‌ها پروپاگاندای…
میگه اوکراین هم از پروپاگاندا استفاده می‌کنه، نباید هرچی میگن باور کرد!

نادان، معلومه که نباید هرچی رو باور کرد، طالبان که هشتاد درصد نیروهاش از پشت کوه اومدن هم از پروپاگاندا استفاده می‌کنند، بعد اوکراین نکنه؟

(در جنگ قرار نیست پرچم حقیقت رو بالا نگه داریم، قراره برنده بشیم. وقتی یک طرف شره، و یک طرف قربانی، باید همه‌ی باور نکردن‌ها و شک‌ها رو خرج سمت شر کرد. اگه وسط درگیری با شر، شرلوک‌هلمز بازی دربیاری، فقط از بین رفتن خودت رو تضمین می‌کنی‌. سمت شر، به تخمش هم نیست که چه دروغ‌هایی که درباره‌ش منتشر شده بود رو برملا کردی. تو رو هم همونجوری نابود می‌کنه که قربانیش رو نابود کرد).

اصل پروپاگاندا محل بحث نیست. اون سوالی که پیدا کردن جوابش ممکنه بدرد بخوره اینه: چی شد که یک کشور اتمی با درآمدهای نفتی و گازی و معدنی سرشار، و هزاران گردان سایبری و بودجه‌های هنگفت تبلیغاتی، جنگ رسانه‌ای رو به یک کشور به مراتب ضعیف‌تر باخت؟

اجازه بدید راهنمایی کنم: اوکراینی‌ها به زبان دنیا حرف می‌زنند!
این چیزیه که سیستم‌های استبدادی و بسته نمیتونند یاد بگیرنش، چون با ذات تشکیلات‌شون در تضاده. زبان آخوند، زبان کمونیست چینی، زبان تزاریست روس، زبان دنیا نیست. بعد هی میان میگن «در بحث فرهنگی خوب عمل نکردیم» و با این توهم که این فقط مشکل کم‌کاری و چند مورد اشتباه فردیه، خودشون رو گول می‌زنند.
2
میزان فروش محصولات در چین (که مصرف مردم رو نشون میده) نتونست روند رشد قبل از کرونا رو حفظ کنه. قبلا به ۶ و نیم درصد رشد می‌گفتند اوضاع خوب نیست! الان ۶ و نیم میشه جشن می‌گیرند.
سربازهای روسیه رو می‌بینم یاد بچه‌های خودمون میفتم تو پادگان که همون روز اول داشتند تو ذهن‌شون می‌گفتند «این چه توالتیه توش هستیم؟». دقیقا همینقدر پلشت و آزاردهنده.
هنوز عده زیادی در آمریکا در تصادفات جان‌شون رو از دست میدن، چون کمربند نمی‌بندند، چون شعارشون اینه که «دولت گه خورد». بابا دولت اصلا به فکر سلامتی تو نیست، از اولش هم دنبال خفت کردنت بود، نه زنده نگه‌داشتنت. اینو می‌دونیم. ولی خودتو چرا به فاک میدی حالا؟ عه.
یه ذره بنزین گرون شده میگه خرج‌مون رو زیاد کردن بی‌ناموسا. خب به خاطر خریدن دوتا پیتزا اون وانتت که اندازه تانکه رو نیار بیرون. یکم پیاده‌روی کن. با دوچرخه برو. میگه نه، «دولت گه خورد» گرون کرد، باید مفت باشه!
عه 😐
یعنی نمی‌فهمید این همان نیست یا دوربین مخفیه؟
بنزین گرون شده چون یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت تحت شدیدترین تحریم‌هاست، که خوبه باشه؛ و بازار هم دچار واهمه‌ست، که موقته. و گرون شده چون پارسال از دولت خواستن پول چاپ کنه و بشون وام بلاعوض بده؛ و چاپ کرد، و داد. چرا باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند، تا همه اتفاقاتی که در یکی دو سال کذشته رخ داده، که خود این مصرف‌کننده هم باشون موافق بوده، بی‌اثر بشن و قیمت بنزین تثبیت بشه تا این مصرف بی‌معنیش رو ادامه بده؟ مگه دنیا بدهکارشه؟
بامزه‌ست که بعضی‌ها در خیالات‌شون این احتمال رو میدن که شاید پوتین استعفا بده! یا خودشون ترورش کنند!
این‌ها روسیه رو نمیشناسند. اونجا استعفاء هیچوقت مفهومی نداشته‌. ۵۰۰ سال پیش ایوان چهارم، دو بار استعفاء داد، در حالی که قدرت کاملا در اختیار خودش بود! و ازون به بعد هم هیچوقت استعفای مهمی که واقعی باشه در این کشور انجام نشده. همچنین روس‌ها اصلا جربزه اینکه رهبرشون رو بکشند، ندارند. در حالی که در امپراتوری روم یک خط در میان این کارو می‌کردند. در زمان شوروی، تعدادی از رهبران خلع شدند. اما حتی اون هم دیگه محلی از اعراب نداره، چون اون زمان حزب برای خودش جایگاهی داشت. اما الان قدرتی بالاتر از یا هم‌سطح با رییس‌جمهور وجود نداره.

از همه این‌ها گذشته، استعفاء، ترور، خلع؛ نیاز به پشتوانه مردمی داره. اما این پشتوانه وجود نداره. اکثریت مطلق روس‌ها با مسیری که رهبرشون پیش گرفته موافقند، و میشه گفت خود روس‌ها پوتین‌های مینیاتوری هستند. البته روشنفکر و عاقل هم توشون وجود داره، ولی در کل تاریخ روسیه تا همین الان، اقلیت عاقل، اصلا فرصت بروز پیدا نکرده و نخواهد کرد.

لطفا این خیالات رو از ذهن بیرون کنید. اون چیزهایی که شما در خاورمیانه محتمل می‌دونید، و حق هم دارید، چون زیاد دیدیم؛ احتمال وقوعش در روسیه، از احتمال برخورد یک شهابسنگ با کاخ کرملین هم کمتره.
«به نظر تو که مقاومت اوکراین بیفایده‌ست و روسیه کاری که میخواد رو انجام میده در نهایت، چرا باز انقدر به جنگیدن تأکید می‌کنی؟».

یکم به تاریخ سرک بکشید. یکی از اتفاقاتی که همیشه به دفعات زیاد رخ داده، محاصره شدن شهرها توسط اقوام مهاجم یا قلدرهای حکومتی بوده. انقدر زیاد رخ داده که میشه ازش دایره‌المعارف درآورد، با اینکه بیشترشون هیچوقت مکتوب نشدند، یا شدند و از بین رفت. در این محاصره‌ها، معمولا اونی که غلبه تسلیحاتی داشت، راه‌های ورودی به شهر رو می‌بست و رودخانه‌ها رو مسدود می‌کرد تا مردمی که پشت دیوارهای شهر هستند با قحطی مواجه بشن. و اغلب مواقع به هدف‌شون می‌رسیدند. یعنی همه از گرسنگی یا تشنگی تلف می‌شدند و کار برای سربازانی که میخواستند نفوذ کنند راحت میشد. بعد می‌اومدن داخل و همه‌چیز رو ویران می‌کردند.
نکته مهم اینه که همه می‌دونستند نتیجه متوقف شدن ورود آب و غذا چی میتونه باشه، اما باز درها رو باز نمی‌کردند. البته در هر مورد، داستان و پیش‌زمینه خاص خودش وجود داشت که گاهی خیلی پیچیده بودند. اما دلیل و انگیزه هرچه که بود، در دفعات بیشماری، در رو باز نکردند.
دلیلش این بود که برخلاف ما که درباره آزادی، حرافی می‌کنیم؛ درباره‌ش حرف نمیزدند، اما مجموعا از ما آزادتر بودند (از لحاظ شخصیتی، نه اجتماعی). و آدم آزاد، روی اینکه «من اینم و جز این نیستم» اصرار میورزه. مقاومت جزء مهم‌ترین چیزهاییه که تعیین می‌کنه چه کسی هستی، و بدون تعین و تعریف، چیزی از ما باقی نمیمونه. کسی که باغ وحش رو بایکوت می‌کنه چون معتقده این بیزینس موجب شکنجه حیوانات میشه، صرفا در حال دفاع از حیوانات نیست، داره اینکه چه شخصیتی داره رو تعریف می‌کنه. نتیجه جنگ، در مرتبه بعدیه، و مربوط به تایم خودشه. همون تاریخ‌های دقیقی که در ویکیپدیا می‌نویسند، بین آغاز درگیری تا پایان درگیری. اما تعاریف، فراتر از زمان هستند.‌

داشتن تعریف، حرکت در یک چارچوب رو میطلبه، و هر چارچوبی قیودی داره. آدم آزاد، چون آزاده تقید داره.
اگه یک روز قبل از مدفون شدن شهر پمپئی زیر خاکستر آتشفشان یک دختر به این شهر وارد می‌شد و مورد تجاوز قرار میگرفت، ممکن بود شب موقع رفتن ازون شهر، در سرش رویایی بسازه ازینکه فردا این شهر وجود نخواهد داشت. آدم عصبانی و آزاردیده هر آرزویی ممکنه بکنه. اون دختر فردای اون روز می‌فهمید که رویاش به حقیقت پیوسته. همزمان ممکنه در پمپئی دختر و پسر جوانی بوده باشند که قصد داشتند درست همون روزی که انفجار رخ داد به خانواده‌های همدیگه خبر بدن که قصد ازدواج دارند، اما اون روز قبل ازینکه این خبر رو به کسی برسونند، مدفون شده باشند.
تحقق یک رویا، مسدود شدن یک رویای دیگه‌ست. چون رویا یک شرط‌بندی روی کانال‌های واقعیته، که کدومش باز میشه و کدوم‌شون بسته میمونند.
ما ازینکه شرط رو ببازیم خسته نمیشیم، چون هرچند که هربار باختن دلخراشه؛ اما خود این شرط‌بندی لذت‌بخشه‌‌. چون ما رو شریک جلوه میده.
اون دختر آزاردیده نمی‌تونست به کسی بگه این من بودم که نفرین‌شون کردم. اما این حس که من در این واقعه سهیم بودم، از سینه‌ش عبور می‌کنه.
ما حاضریم هزارسال شرط ببندیم و ببازیم، به این امید که یک روز به نظر برسه که شریکیم. چون اینکه جهان کارش رو بکنه و ما فقط تماشاچی باشیم، اصلا برامون قابل تحمل نیست. برنده شدن در شرط‌بندی، تنها شانس ماست برای این دلخوشی که تماشاچی نیستیم.
5