Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
وقتی یه کشور چیزی صادر می‌کنه فاکتور رو با یکی از ارزهای رایج حساب می‌کنه. فکر می‌کنید چند درصد فاکتورهای صادراتی دنیا به دلار و یورو هستند؟
Anonymous Quiz
7%
حدود ۲۰ درصد
11%
حدود ۴۰ درصد
20%
حدود ۶۰ درصد
62%
حدود ۸۰ درصد
Anarchonomy
وقتی یه کشور چیزی صادر می‌کنه فاکتور رو با یکی از ارزهای رایج حساب می‌کنه. فکر می‌کنید چند درصد فاکتورهای صادراتی دنیا به دلار و یورو هستند؟
تو تجارت جهانی چیزی به عنوان «باشه ضرر میدم» نداریم. چندسال پیش خود چین به عربستان پیشنهاد کرد نفت رو با یوآن حساب کنه، سعودی‌ها نپذیرفتند. چون چرتکه‌ای که مینداختند نشون میداد با یوآن ریسک خواهند داشت اما منفعتی نخواهند داشت. اون چرتکه هنوز همون نتیجه رو داره میده‌. مابقی قدقد دیپلماتیکه.
Anarchonomy
تو تجارت جهانی چیزی به عنوان «باشه ضرر میدم» نداریم. چندسال پیش خود چین به عربستان پیشنهاد کرد نفت رو با یوآن حساب کنه، سعودی‌ها نپذیرفتند. چون چرتکه‌ای که مینداختند نشون میداد با یوآن ریسک خواهند داشت اما منفعتی نخواهند داشت. اون چرتکه هنوز همون نتیجه رو…
مسئله همینه که این سیطره رو تحمیلی می‌بینند. تحمیلی که وجود نداره رو چجوری میخوای بشکنی؟ خیلی جدی فکر می‌کنند آمریکا چاقو گذاشته زیر گلوی عرب‌ها و میگه نفت رو به دلار بفروشید!.. شاید پنجاه شصت سال پیش بده بستانی در این زمینه وجود داشت، اما مدت‌هاست که کشورها داوطلبانه دلار و یورو رو انتخاب می‌کنند.
مشابه این سوء تفاهم در مورد ناتو هم وجود داره و عمله‌های مسکو ترویجش می‌کنند: ناتو داره به سمت شرق گسترانده میشه!.. انگار ناتو به کشورها میگه تو رو خدا بیایید عضو بشید! در حالی که گسترانیدنی وجود نداره. این خود کشورها بودند که گفتند تو رو خدا ما رو هم عضو کنید.
Anarchonomy
هنگ‌کنگ به بالاترین نرخ فوت کرونا به ازای هر یک میلیون نفر، از ابتدای شیوع تا الان رسیده. شمال ایتالیا یادتونه چه وضعی بود؟ از اون هم بالاتر. وقتی برنامه‌ریزیت اینه که تعداد کیس‌های جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله می‌کنی، و خیلی‌ها میگن خب کیس‌ جدید…
دوستان فرمودند هنگ‌کنگ یک شهر متراکمه، نباید با کشورهای دیگه مقایسه‌ش کرد.
اوکی، این لندنه. جمعیتش از هنگ‌کنگ بیشتره. در اوج کرونا که دولت به کلی خودش رو باخته بود، روزی ۲۰۸ فوتی داشتند. این روزها هنگ‌کنگ داره روزی ۲۹۰ فوت ثبت می‌کنه.
«از چیزی که اخیرا پیش اومده حمایت می‌کنم».

این متلک جدید ترامپیست‌هاست. فرض رو بر این گرفتند که مردم مستقلا هیچ گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند و گوش به فرمان رسانه‌ها هستند!
سال‌هاست اوکراینی‌های زیادی که به آمریکا مهاجرت می‌کنند رو دنبال می‌کنم، تا حالا ندیدم یکی‌شون به جمهوری‌خواه‌ها رأی بده. این‌ها دموکرات و لیبرالند و با نیویورکی‌ها هم‌جنس‌تر هستند تا مثلا یک رد نک فلوریدایی. کاملا طبیعیه که با دموکرات‌ها در یک اتمسفر عقیدتی قرار بگیرند. و متعاقبا طبیعیه که دموکرات‌ها هم نسبت به اون‌ها سمپاتی بیشتری داشته باشند. من تو خاورمیانه نشستم و این رو درک می‌کنم، بعد این منگل‌ها اونجا زندگی می‌کنند و نمی‌فهمند.
Anarchonomy
«از چیزی که اخیرا پیش اومده حمایت می‌کنم». این متلک جدید ترامپیست‌هاست. فرض رو بر این گرفتند که مردم مستقلا هیچ گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند و گوش به فرمان رسانه‌ها هستند! سال‌هاست اوکراینی‌های زیادی که به آمریکا مهاجرت می‌کنند رو دنبال می‌کنم، تا حالا…
یک حرف چرتی هم اخیرا باب شده که عوام رو به تبعیت کورکورانه از رسانه‌ها متهم می‌کنند، و منظورشون تلویزیونه. حالا چه کسانی این اتهام رو می‌زنند؟ همونایی که در شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها فالوعر دارند! در واقع خودشون رسانه‌تر از رسانه‌ها هستند.
هروقت یک اکانت با تعداد بالای فالوعر درباره پروپاگاندای رسانه‌ای حرف زد، بش بگید «پروپاگاندا تویی».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو چین مجتمع‌های مسکونی رو یه جوری قرنطینه می‌کنند که آتش‌نشان‌ها باید کلی ور برن تا بتونن برن تو محوطه.
آدم باید پنج لایه شخصیتی داشته باشه و حواسش به هر پنج‌تا باشه.


لایه اول شخصیتی که باش کارهای روزمره رو انجام میده. همونی که فوتبال می‌بینه. با زنش سر اینکه جای کمد باید کدوم گوشه اتاق باشه بحث می‌کنه. و درباره قیمت جدید گوشت غر میزنه.

لایه دوم شخصیتی که دنبال اطلاعاته. که میخواد بیشتر بدونه. سر دربیاره. کنجکاوی کنه. بپرسه و یاد بگیره. همونی که نمیخواد یه دهقان بیسواد باشه. دنیا رو ببینه و با مردم مختلف آشنا بشه.

لایه سوم شخصیتی که تحلیل می‌کنه و میخواد تحلیل بشنوه. درگیر منطق و تفسیر و توضیحه. از دیتای خام عبور می‌کنه و دنبال دلیل و انگیزه و ریشه میگرده. همونی که میفهمه دنیای واقعی پیچیده‌ست.

لایه چهارم شخصیتی که هیچ‌چیزی در افق نمی‌بینه. همونی که پوچی رو اجتناب‌ناپذیر دیده، چون کشف می‌کنه که دنیا اصلاح نشدنیه. و فهمیده داستان‌ها تکرار میشن، و حماقت‌ و جهالت در قالب‌های جدید به عرصه زندگی برمی‌گردند، و همواره در یک سیکل بی‌نهایتیم.

لایه پنجم شخصیتی که مجموع چهار لایه قبلی در اون حذف شده و چیزی باقی نمونده. نه در زندگی روزمره زیست داره، نه اطلاعات به کارش میاد، نه تحلیل براش اعتباری داره، نه به آینده و سرنوشت اهمیت میده. این لایه، یک شخصیت تسلیم در برابر حقیقت محضه و خودش رو به آب میسپاره.

ازونجایی که نگه داشتن هر پنج لایه با همدیگه، سخته؛ خیلی‌ها چندتاش رو رها می‌کنند. برای همین آدم‌هایی می‌بینیم که اگه روزمرگی رو از زندگی‌شون حذف کنیم، چیزی باقی نمیمونه. و آدم‌هایی می‌بینیم که در دیتا غرق شدن ولی چیزی ازش سر درنمیارن. و آدم‌هایی که نمی‌تونند عمیق فکر کنند و پیچیدگی‌‌ها رو درک کنند. و آدم‌هایی که در یک خوشبینی کودکانه نسبت به حیات و دنیا به سر می‌برند، و نهایتا.. آدم‌هایی که نمی‌تونند از خودشون و زمان عبور کنند.
58
وقتی بگیم مقام، به نظر میرسه که بین این‌ها رابطه نردبانی وجود داره. روی نردبان کسی که روی پله پنجمه، دیگه روی پله اول نیست. چون قبلا ترکش کرده. ولی هیچ‌کدوم ازین شخصیت‌ها رو نباید ترک کرد. هرچند که خیلی‌ها ترک می‌کنند. مثلا آدم تاریخ‌شناسی می‌بینیم که سرش تو تپه‌ای از کتاب‌هاست و اصلا بلد نیست یه شام معقول برای خودش درست کنه اگه زنش خونه نباشه. و آدم‌هایی می‌بینیم که خدای معاملات ماشین و ماشین‌بازی هستند اما هیچوقت به کلیت این صنعت فکر نمی‌کنند که چطور سرپاست. و تاریخ‌شناس و ماشین‌بازی می‌بینیم که هر دو درباره سیاست یک باکره محض هستند.
تحولات نباید بین این شخصیت‌ها باشه. باید درون هر شخصیت باشه. در اون لایه که درباره اطلاعات و دانستنه، امروز باید خیلی بیشتر از دیروز دانست. و در اون لایه که درباره تسلیم در برابر حقیقت جاری بر جهانه، امروز باید تسلیم‌تر از دیروز بود.
«- مامان به چی میگن دورویی؟
- به اینکه یکی پست بذاره اوکراین را آزاد کنید، اما بخواد همسایه‌ش رو به خاطر واکسن نزدن تو خونه‌ش حبس کنه».

خیلی جالبه که نمی‌فهمند این تناقض نیست، چون دو موضوع جدا از هم هستند. چون حتی موضوع بحث رو هم نمی‌فهمند. موضوع بحث این نبود که فرد آلوده برای دیگران خطرناک است یا نیست. بدیهیه که خطرناک است. مگه مبتلایان به جذام رو جدا نمی‌کردیم؟ مگه همین حزب‌اللهی‌های مسیحی که یهو آزادی‌خواه شدن کار جدا کردن جذامی‌ها رو انجام نمیدادن؟.. موضوع بحث این بود که خطر کرونا چه نسبتی داره با جذام و سل و ازین قبیل، و سپس موضوع بحث این نبود واکسن کار می‌کند یا نمی‌کند. اگه کار نمی‌کرد چرا دیگه درگیر کزاز نیستیم و چرا همین حزب‌اللهی‌های مسیحی از گاز گرفته شدن توسط سگ هار نمی‌میرند؟ موضوع بحث این بود که این واکسن بخصوص که جدیدا تولید شده چقدر کارایی داره، و چه عوارضی داره، و تزریقش وسط شیوع چه عواقبی ممکنه داشته باشه.

همه این‌ها چه ربطی دارند به اشغال یک کشور و سلب آزادی انتخاب سرنوشت‌شون با توسل به خشونت افسارگسیخته؟
2
Anarchonomy
«- مامان به چی میگن دورویی؟ - به اینکه یکی پست بذاره اوکراین را آزاد کنید، اما بخواد همسایه‌ش رو به خاطر واکسن نزدن تو خونه‌ش حبس کنه». خیلی جالبه که نمی‌فهمند این تناقض نیست، چون دو موضوع جدا از هم هستند. چون حتی موضوع بحث رو هم نمی‌فهمند. موضوع بحث این…
دو حالت وجود داره. یا کسانی که این مقایسه‌ها رو انجام میدن عقب‌افتاده ذهنی هستند، که خیلی‌هاشون نیستند واقعا. یا اینکه بچه‌صفت هستند. ازونجایی که در مورد کرونا و محدودیت‌ها و واکسن احساس کردند از جامعه و حکومت مورد تعدی قرار گرفتند، حالا که جامعه و حکومت نسبت به اوکراین موضع خاصی داره، در برابر اون موضع مثل بچه لجبازی می‌کنند. همون تاکتیک «حالا که اینطوره منم از عروسکت خوشم نمیاد».
5
در حال تعجب که نیستم. دارم میگم دلیل این ادابازی‌ها اینه، نه اینکه مخالف جنگ هستند. دقیقا همین اینا بودن که وقتی ترامپ یه پایگاه سوریه رو با موشک زد هورا کشیدن براش، بعد گفتن «دیدی اوباما خان؟ اینجوری از خطوط قرمز آمریکا دفاع می‌کنند».

اما در مورد لجبازی به صورت عام، قبلا گفته بودم که نباید عقل انسان را زائل کنه‌. اگر یادتون باشه، که یادتون نیست، اوائل کرونا گفتم بعضی‌ها انقدر بی‌عقلند که حاضرند از بیماری بمیرند اما به نگرانی‌های جامعه درباره بیماری دهن‌کجی کرده باشند! خب واضحه که هزینه به خودش تحمیل شد، نه اون جامعه‌ای که فکر می‌کرد اذیتش کرده.
یه نقاش چینی بود که با مداد رنگی نقاشی‌های پرتره از دختران چینی خوش‌چهره می‌کشید که همگی قابلیت نامزد شدن در جشنواره شستشوی کانال اقوال الانعام رو داشتند (ما تو ایران با دوربین مداربسته هم می‌تونیم دخترهای خوشگل رو پیدا کنیم، ولی اینا تو یک و نیم میلیارد جمعیت هم باید به تخیل‌شون متوسل بشن). نمی‌دونم غیر از دخترهای خیالی چیز دیگه‌ای هم می‌کشید یا نه، ولی ما فقط ازش دختر دیده بودیم. بعد یه مدت ادوات جنگی به نقاشی‌ها اضافه شد. مثلا جت جنگنده چینی رو تو بک‌گراند یه دختر خبرنگار کشید. بچه ناسیونالیست‌های تازه از تخم دراومده چینی هم با این تصاویر غرورآمیز خودارضایی می‌کردند و به عنوان عکس هدر اکانت یا پروفایل استفاده می‌کردند. خیلی تابلو حزب کمونیست از یه مقطعی به بعد فهمید باید ازین استعداد استفاده کنه، و کرد. الان هم یه کار جدید داده بیرون درباره سلحشوران هوابرد ارتش روسیه! (آسیایی‌ها یه طور خاصی بدبختند که در آمریکای لاتین هم دیده نمیشه. کمونیسم آمریکای لاتین، فرامرزی بود و این بچه‌بازی‌های ناسیونالی توش کمرنگ‌تره).
داستان مهرجویی و شریفی‌نیا هم حکایت مشابهی داره. در تشکیلات استبدادی، شاید سلبریتی شدن فرد حاصل عملکرد خودش باشه، اما سلبریتی ماندنش قطعا برنامه دولت خواهد بود. پس هرکس که آزادانه، مشهوره؛ مزدور حکومته. ما این فرمول رو سال‌هاست استفاده می‌کنیم، اما عده‌ای باکره می‌گفتند نمیشه تعمیم داد!
«نویسنده‌ای که کتابش تو همین نظام سانسور نمیشه هم باید مزدور حساب کنیم؟».

نویسنده که معمولا مشهور نیست. دستگاه پروپاگاندا روی مس مارکتینگ کار می‌کنه که جامعه هدفش میلیون‌ها نفره. کتابی که قراره در کل ایران دو‌ سه هزارنفر بخونند، اهمیتی براشون نداره، که بعد بخوان نویسنده رو با تطمیع یا تهدید بخرند. اینکه در ایران حتی کتاب‌های هزار نسخه‌ای هم سانسور میشن به علت بسط بساط مفت‌خوریه. همون‌طور که الان فقیه انبوه‌سازی هم داریم، و فقیه اماکن، و فقیه پوشاک! یک تشکیلات بزرگی ایجاد شده که یه عده پول مفت بگیرند تا به بقیه گیر بدن: تو چرا پاهات درازه، تو چرا موهات رنگیه، تو چرا شعرت برهنه‌ست، تو چرا فیلمت سیاهه، تو چرا سگت بیرونه. مرحوم جورج اورول هم با اینکه خودش یک چپ بود، در آثارش درباره «بروکراسی گیردهنده» که در شوروی استالینی و چین مائویی تجربه شده بود هشدار داد، اما اون حجمی که در ایران بوجود اومده رو احتمالا تصور نمی‌کرد.
بنابراین سانسورهای اینچنینی رو باید در چارچوب #گله_گاو فهم کنید. همون گاوی که با پارتی به یک پست اداری رسیده، دنبال اثبات این خواهد بود که بیخود نیست که اونجاست! همین. برنامه مدونی از بالا وجود نداره. همونطور که در پادگان‌ها آدم‌های بی‌استفاده‌ای وجود دارند، که به سربازهای وظیفه دستور انجام کارهای بیهوده‌ای رو میدن، تا فقط ثابت بشه که بی‌دلیل در اون پست قرار ندارند. البته در پست‌های ایدیولوژیک، این میل به اثبات «نظام بیخود من رو اینجا نذاشته» غلیظ‌تره، و گرنه در بخش‌های غیرایدئولوژیک، خیلی راحت با بی‌استفاده بودن خودشون کنار میان و میشه کارمندانی رو دید که کار اداری رو رها کرده‌اند و دارند به همکاران روغن زیتون و مربای محلی میفروشن و عملا یه بیزینس مجزا راه انداختند و اصلا براشون مهم نیست که به نظر برسه بدون هیچ دلیلی دارند از دولت حقوق می‌گیرند. کارمند پست ایدیولوژیک، خودش رو در یک جهاد می‌بینه (حتی اگه قبل ازینکه پست رو بگیره کل کانسپت جهاد به اونجاش هم نبوده باشه). و تو جهاد همیشه میترسی که خون‌آلود نبودن شمشیرت جایگاهت رو به خطر بندازه. پس مجبوری خون‌آلود نگهش داری.
6
Anarchonomy
«نویسنده‌ای که کتابش تو همین نظام سانسور نمیشه هم باید مزدور حساب کنیم؟». نویسنده که معمولا مشهور نیست. دستگاه پروپاگاندا روی مس مارکتینگ کار می‌کنه که جامعه هدفش میلیون‌ها نفره. کتابی که قراره در کل ایران دو‌ سه هزارنفر بخونند، اهمیتی براشون نداره، که بعد…
حوزه علمیه در طول تاریخ خودش هیچوقت ممیزی برای کتاب در نظر نگرفت. یعنی حضرات نگفتند یه عده رو بکاریم یه گوشه بگیم هر شیخی هرچی نوشت رو بررسی کنند، اگه چیز ناجوری داشت حذف کنند بعد منتشر کنند. اگر چنین سازمانی داشتند، خیلی از کتب حدیث چاپ نمی‌شد، یا با تغییرات زیاد چاپ میشد. اما حتی همین الانش هم قائل به چنین چیزی نیستند، و مثلا کتبی که در اون احادیثی اومده که امام صادق رو یک نادان محض جلوه میده، همچنان دارند چاپ و منتشر میشن و موضع روحانیت اینه که: خودتون عقل‌تون برسه که این‌ها جعلی‌اند ‌و سند محکمی ندارند!
در مورد سایر کتاب‌ها، ناگهان بر این موضع اصرار دارند که عقل‌مون نمیرسه!
رفته ویتنام، مدال گرفته، برگشته، به نیروی تازه تأسیس دلتا ملحق شده، اومده ایران تو عملیات طبس، برگشته.. اما تیپ و قیافه‌ش مثل اینا بوده که تو دانشگاه، فیزیک درس میدن.

اونایی که از همه واردترند، اصلا بشون نمیاد که از همه واردترند.
تاریخ تعیین نکردم، گفتم چند روز آینده.. عه نمیشه ماله کشید؟ اوکی. اشتباه کردم 😄

خیلی خیلی قبل‌تر از این‌هایی که به عنوان تحلیلگر دارند وراجی می‌کنند می‌دونستم که این روس‌ها گاوند، ولی حق بدید.. که سرباز خودروی زرهی رو وسط جنگل رها کنه چون از پشت سوخت نرسوندن براش رو انتظار نداشتم. ازینکه چطور میشه یک کشور از دهه نود میلادی منتظر این عملیات باشه، و از سال ۲۰۱۵ براش برنامه‌ریزی کنه، و روز عمل اینجوری کار کنه، چیزیه که نتفلیکس باید ازش فیلم کمدی بسازه!

اما هنوز فکر می‌کنم همه این‌ها نتیجه نهایی رو تغییر نمیده. هدف غایی از بین بردن استقلال و هویت اوکراینه.
Anarchonomy
تاریخ تعیین نکردم، گفتم چند روز آینده.. عه نمیشه ماله کشید؟ اوکی. اشتباه کردم 😄 خیلی خیلی قبل‌تر از این‌هایی که به عنوان تحلیلگر دارند وراجی می‌کنند می‌دونستم که این روس‌ها گاوند، ولی حق بدید.. که سرباز خودروی زرهی رو وسط جنگل رها کنه چون از پشت سوخت نرسوندن…
این رو نگاه کنید. کمک تسلیحاتی بایدن به اوکراین. ۸۰۰ واحد پدافند هوایی (منظور استینگره گویا)، ۹ هزار سلاح ضدزره! پهپاد!
عملا داره به زلینسکی میگه ما که معذوریت داریم نمیشه پرواز ممنوع ایجاد کنیم، خودت زحمتش رو بکش، اینم وسایل!
واقعا نمی‌تونم کمکی به شما بکنم تا ازین وضعیت خارج بشید. مواهب نظام سرمایه‌داری در چنان وضعیت مرفهی قرارتون داده که از بخش فیزیکی دنیای بیرون فاصله گرفتید و بمبارانی که مردم رو تکه پاره می‌کنه رو کوچکتر از خطر واکسنی می‌بینید که یک در میلیون ممکنه منجر به فوت یا آسیب دائمی بشه. اگه ارتش روسیه وارد شهرتون بشه و از نزدیک ببینیدشون، یه جوری خونه زندگی‌تون رو رها می‌کنید و به سمت نزدیک‌ترین کمپ پناهندگان که «گلوبالیست‌ها» راه‌اندازی کردن فرار می‌کنید که یادتون بره ترایال آزمایشگاهی چی هست اصلا. جنگ یعنی ناگهان یه صدای مهیب میاد و میری اتاق بچه‌ت می‌بینی یه چیزی رفته تو صورتش و ازون طرف اومده بیرون. و این فقط بخش فیزیکیشه. برنده شدن خلافکارهای خطرناک یه بخش غیرفیزیکی هم داره. در لبنان خلافکارها برنده شدن و امروز هیچ‌کاری نمیشه تو این کشور کرد، هیچ‌کاری! نه اعتراض، نه زندگی. از چه طریق فهمیدید که پروانه طبابت پزشک مخالف لغو شده؟ به این طریق که در یک کشور آزاد هستید!
همونطور که گفتم کاری از دست من برنمیاد برای شما.
ادامه‌ی فاجعه‌آمیزتر جلوه دادن محدودیت‌های کرونایی از لشگرکشی خلافکارهای اتمی به کشورهای ضعیف، میشه مترادف قرار دادن یک کاریکاتور با افعال سنگینی مثل تعرض و قلدری!

البته اگه بشون بگی تو نمیدونی تعرض چیه که این مقایسه‌های مسخره رو انجام میدی، میگن «اتفاقا من با تعرض بزرگ شدم».
این‌ها فکر می‌کنند فعال رسانه‌ای هستند اما اصلا نمی‌فهمند دارند تو چه پلتفرمی فعالیت می‌کنند (یا سن‌شون جوریه که درک نمی‌کنند، یا مغزشون کشش نداره). ما الان در دنیایی هستیم که ایلان ماسک، پوتین رو که داره یک جنگ رو فرماندهی می‌کنه، سوژه کرده! یعنی شما حتی یک تزار اتمی هم باشی، در حال اثبات کردنِ جدی بودنِ خودت با بمباران کردنِ شهرها هم باشی، باز سوژه میشی! بعد این‌ها از بدن‌شون عکس میذارن و انتظار دارن سوژه نشن!
خب چنین کسانی به صورت مصدری خرند.