Anarchonomy
«به دیکتاتوری تکحزبی پایان دهید» تو چین یک و نیم میلیارد نفری فقط چندتا مرد هست... که اونا هم زن هستند.
قرن بیستم عرصهای بود برای بلعیدن مردسالاری غربی که به جنون دچار شده بود، توسط زنان غربی.
قرن بیست و یکم، دوران زنان آسیاست، که مردسالاری شرقی که به جنون دچار شده رو ببلعند.
قرن بیست و یکم، دوران زنان آسیاست، که مردسالاری شرقی که به جنون دچار شده رو ببلعند.
نمیتونه همیشه همین بوده باشه، چون مردم همیشه یک جور نمیمونند. پونصدسال پیش یک مرد خجالت میکشید که کار نکنه اما درآمد داشته باشه. الان در پنجاه و اندی سالگی بازنشسته میشن و تا بیست و پنج سال بعد بدون اینکه کار کنند حقوق میگیرند و حس بدی هم ندارند. پونصدسال پیش یه مرد ترجیح میداد با سربازی که هنوز زن نگرفته جنگ تن به تن نداشته باشه. الان میکشن و از جنازهش فیلم میگیرن.
نه کاملا مشابه، ولی در همین ژانر پاسکاری، بین داخلیها و صادراتیها، از امارات هم دیده شد.
رویترز یه مطلب زد درباره نارضایتی شیوخ خلیج از رفتار آمریکا (بابت جدیت نداشتن در برابر ایران و حوثیها) که میگفت آمریکا الان نمیتونه از اعراب انتظار همکاری (در تولید بیشتر نفت) داشته باشه. نمیشه بیمحلی کنه و هروقت کارش لنگ شد بیاد سراغ ما.
حالا مطلب رو کی نوشته بود؟ یه سعودی که تو آمریکاست.
بعد اینا لینک مطلب رو هی دست به دست میکنند و میگن «بفرما.. ما نمیگیم، رویترز داره میگه!».
سطح سیاست: رده سنی ب.
https://t.me/mamlekate/65056
رویترز یه مطلب زد درباره نارضایتی شیوخ خلیج از رفتار آمریکا (بابت جدیت نداشتن در برابر ایران و حوثیها) که میگفت آمریکا الان نمیتونه از اعراب انتظار همکاری (در تولید بیشتر نفت) داشته باشه. نمیشه بیمحلی کنه و هروقت کارش لنگ شد بیاد سراغ ما.
حالا مطلب رو کی نوشته بود؟ یه سعودی که تو آمریکاست.
بعد اینا لینک مطلب رو هی دست به دست میکنند و میگن «بفرما.. ما نمیگیم، رویترز داره میگه!».
سطح سیاست: رده سنی ب.
https://t.me/mamlekate/65056
Telegram
مملکته
واشنگتن پست یه مقاله مینویسه و توش به ادعاهای خبرگزاری فارس اشاره میکنه، بعد خبرگزاری فارس میره به اون مقاله استناد میکنه و میگه واشنگتن پس هم نوشته موساد در اون ویلا بوده :)
حالا اینکه نقل قول و «گمان» رو از ترجمه حذف کرده.
چرا؟! چون میدونه عرزشی نمیره…
حالا اینکه نقل قول و «گمان» رو از ترجمه حذف کرده.
چرا؟! چون میدونه عرزشی نمیره…
هنگکنگ به بالاترین نرخ فوت کرونا به ازای هر یک میلیون نفر، از ابتدای شیوع تا الان رسیده. شمال ایتالیا یادتونه چه وضعی بود؟ از اون هم بالاتر.
وقتی برنامهریزیت اینه که تعداد کیسهای جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله میکنی، و خیلیها میگن خب کیس جدید صفر شد، ماسک هم که داریم، پس اوکیه، واکسن هم نزدیم نزدیم؛ میشه وضع الان.
وقتی برنامهریزیت اینه که تعداد کیسهای جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله میکنی، و خیلیها میگن خب کیس جدید صفر شد، ماسک هم که داریم، پس اوکیه، واکسن هم نزدیم نزدیم؛ میشه وضع الان.
بعد از کشتار دانشجویان در تیانآنمن، مشاور امنیت ملی آمریکا سوار یه هواپیمای ترابری نظامی میشه و مستقیم تا پکن میره تا به مقامات این کشور بگه مواضعی که علیه این سرکوب اتخاذ کردن از روی ناچاری و تحت فشار افکار عمومی آمریکاست و فکر نکنند تغییری در سیاستهای کلی رخ داده و روابط حسنه حفظ خواهد شد.
چرا؟ چون دانشجوهایی که کشته شدند کمونیست بودند و به اصلاحات اقتصادی اعتراض داشتند. چین داشت اقتصادش رو بازتر میکرد، و معنی نداشت روابط رو به خاطر یه مشت کمونیست که دلواپس آرمانهای انقلابند خراب کرد. اما در داخل آمریکا چارهای نبود جز اینکه برای دانشجویان دلسوزی بشه، چون دموکراسیخواه معرفی شده بودند و جهان آزاد موظفه از دموکراسی در هرجایی دفاع کنه.
گنگ کسینجر، فکر میکردند اقتصاد لیبرالی به حاکمیت لیبرال منتهی میشه. برای همین گفتند دموکراسی برای چین زوده فعلا، بذارید اقتصادش باز بشه، خود به خود دموکراسی میاد!
ولی نیومد.
چرا؟ چون دانشجوهایی که کشته شدند کمونیست بودند و به اصلاحات اقتصادی اعتراض داشتند. چین داشت اقتصادش رو بازتر میکرد، و معنی نداشت روابط رو به خاطر یه مشت کمونیست که دلواپس آرمانهای انقلابند خراب کرد. اما در داخل آمریکا چارهای نبود جز اینکه برای دانشجویان دلسوزی بشه، چون دموکراسیخواه معرفی شده بودند و جهان آزاد موظفه از دموکراسی در هرجایی دفاع کنه.
گنگ کسینجر، فکر میکردند اقتصاد لیبرالی به حاکمیت لیبرال منتهی میشه. برای همین گفتند دموکراسی برای چین زوده فعلا، بذارید اقتصادش باز بشه، خود به خود دموکراسی میاد!
ولی نیومد.
Anarchonomy
بعد از کشتار دانشجویان در تیانآنمن، مشاور امنیت ملی آمریکا سوار یه هواپیمای ترابری نظامی میشه و مستقیم تا پکن میره تا به مقامات این کشور بگه مواضعی که علیه این سرکوب اتخاذ کردن از روی ناچاری و تحت فشار افکار عمومی آمریکاست و فکر نکنند تغییری در سیاستهای…
بعد یه مشت پرت و پلاگو میگن دموکراتها ضعیفند به خلافکارها رو میدن! تمام این «روابط حسنه» با چین کمونیست، در دوران جمهوریخواهها شکل گرفت.
کاش مردم استانهای حاشیهای ایران که جریانات تجزیهطلب در اونها وجود داره، با دقت به دونتسک و بقیه سکونتگاههای روسنشین اوکراین که با حمایت ماشین کشتار روسیه، «خودمختار» شدهاند نگاه کنند. اگه حوصله ندارند نگاه کنند میتونم خیلی خلاصه براشون توصیف کنم: «چنان خفقان امنیتی برپاست که حتی روسها هم در این مناطق جرئت حرف زدن ندارند!».
آدم وقتی میفهمه زیرساخت چیه که مجبور میشه مبل خونه رو بشکافه و از چوبش به عنوان هیزم استفاده کنه. حتی روستانشینان شما هم در آب و انرژی استقلال ندارند. شما میلیونها نفر جمعیت شهرنشین دارید که خیلیهاشون کارمند دولت هستند، و بیشترشون بلد نیستند با چوب مبل آتش درست کنند و صحراییترین کاری که کردن مشتعل کردن منقل ذغال با ژل آتشزن برای آماده کردن جوجهکباب بوده.
اگه پس از تجزیه خفقان برقرار باشه، که قطعا برقرار خواهد شد، چون هرنوع نارضایتی از تجزیهطلبان تهدید امنیتی خواهد بود؛ نمیتونید برید بشون بگید: ببخشید، مبلهامون تموم شد!
اگه پس از تجزیه خفقان برقرار باشه، که قطعا برقرار خواهد شد، چون هرنوع نارضایتی از تجزیهطلبان تهدید امنیتی خواهد بود؛ نمیتونید برید بشون بگید: ببخشید، مبلهامون تموم شد!
پدر این خانوم اوکراینی بوده. یعنی همون چیزی که اینجا درباره معترضان نوشتم و جدی نگرفتید.
این نترس بودن رو نشون میده، نه رادیکال بودن. و نترسند چون روسها رو در حدی نمیبینند که بشون سروری کنند. به فارسی سخت بخوام بگم یه حالت «گه خوردید» به روسها دارند، همونطور که ما این حالت رو به پانترکها داریم. که از شناخت حاصل شده. چون میشناسیمشون و میدونیم از پشت کدوم بته دراومدن، این اعتماد به نفس رو در برابرشون داریم.
این نترس بودن رو نشون میده، نه رادیکال بودن. و نترسند چون روسها رو در حدی نمیبینند که بشون سروری کنند. به فارسی سخت بخوام بگم یه حالت «گه خوردید» به روسها دارند، همونطور که ما این حالت رو به پانترکها داریم. که از شناخت حاصل شده. چون میشناسیمشون و میدونیم از پشت کدوم بته دراومدن، این اعتماد به نفس رو در برابرشون داریم.
همین دو سه ماه پیش درباره شوهرش میگفت روحمون یکیه! حالا که سر خیانت این شوهر باش دعوا کرده و ازش کتک خورده و فکش شکسته، بش میگه هیولا!
اینکه بعد از دو تا بچه، باید حتما مشت بخورند تا بفهمند با یک هیولا زندگی میکردهاند، نیاز به توجه داره.
اینکه بعد از دو تا بچه، باید حتما مشت بخورند تا بفهمند با یک هیولا زندگی میکردهاند، نیاز به توجه داره.
وقتی یه کشور چیزی صادر میکنه فاکتور رو با یکی از ارزهای رایج حساب میکنه. فکر میکنید چند درصد فاکتورهای صادراتی دنیا به دلار و یورو هستند؟
Anonymous Quiz
7%
حدود ۲۰ درصد
11%
حدود ۴۰ درصد
20%
حدود ۶۰ درصد
62%
حدود ۸۰ درصد
Anarchonomy
وقتی یه کشور چیزی صادر میکنه فاکتور رو با یکی از ارزهای رایج حساب میکنه. فکر میکنید چند درصد فاکتورهای صادراتی دنیا به دلار و یورو هستند؟
تو تجارت جهانی چیزی به عنوان «باشه ضرر میدم» نداریم. چندسال پیش خود چین به عربستان پیشنهاد کرد نفت رو با یوآن حساب کنه، سعودیها نپذیرفتند. چون چرتکهای که مینداختند نشون میداد با یوآن ریسک خواهند داشت اما منفعتی نخواهند داشت. اون چرتکه هنوز همون نتیجه رو داره میده. مابقی قدقد دیپلماتیکه.
Anarchonomy
تو تجارت جهانی چیزی به عنوان «باشه ضرر میدم» نداریم. چندسال پیش خود چین به عربستان پیشنهاد کرد نفت رو با یوآن حساب کنه، سعودیها نپذیرفتند. چون چرتکهای که مینداختند نشون میداد با یوآن ریسک خواهند داشت اما منفعتی نخواهند داشت. اون چرتکه هنوز همون نتیجه رو…
مسئله همینه که این سیطره رو تحمیلی میبینند. تحمیلی که وجود نداره رو چجوری میخوای بشکنی؟ خیلی جدی فکر میکنند آمریکا چاقو گذاشته زیر گلوی عربها و میگه نفت رو به دلار بفروشید!.. شاید پنجاه شصت سال پیش بده بستانی در این زمینه وجود داشت، اما مدتهاست که کشورها داوطلبانه دلار و یورو رو انتخاب میکنند.
مشابه این سوء تفاهم در مورد ناتو هم وجود داره و عملههای مسکو ترویجش میکنند: ناتو داره به سمت شرق گسترانده میشه!.. انگار ناتو به کشورها میگه تو رو خدا بیایید عضو بشید! در حالی که گسترانیدنی وجود نداره. این خود کشورها بودند که گفتند تو رو خدا ما رو هم عضو کنید.
مشابه این سوء تفاهم در مورد ناتو هم وجود داره و عملههای مسکو ترویجش میکنند: ناتو داره به سمت شرق گسترانده میشه!.. انگار ناتو به کشورها میگه تو رو خدا بیایید عضو بشید! در حالی که گسترانیدنی وجود نداره. این خود کشورها بودند که گفتند تو رو خدا ما رو هم عضو کنید.
Anarchonomy
هنگکنگ به بالاترین نرخ فوت کرونا به ازای هر یک میلیون نفر، از ابتدای شیوع تا الان رسیده. شمال ایتالیا یادتونه چه وضعی بود؟ از اون هم بالاتر. وقتی برنامهریزیت اینه که تعداد کیسهای جدید به صفر برسه، بعد مملکت رو ایزوله میکنی، و خیلیها میگن خب کیس جدید…
دوستان فرمودند هنگکنگ یک شهر متراکمه، نباید با کشورهای دیگه مقایسهش کرد.
اوکی، این لندنه. جمعیتش از هنگکنگ بیشتره. در اوج کرونا که دولت به کلی خودش رو باخته بود، روزی ۲۰۸ فوتی داشتند. این روزها هنگکنگ داره روزی ۲۹۰ فوت ثبت میکنه.
اوکی، این لندنه. جمعیتش از هنگکنگ بیشتره. در اوج کرونا که دولت به کلی خودش رو باخته بود، روزی ۲۰۸ فوتی داشتند. این روزها هنگکنگ داره روزی ۲۹۰ فوت ثبت میکنه.
«از چیزی که اخیرا پیش اومده حمایت میکنم».
این متلک جدید ترامپیستهاست. فرض رو بر این گرفتند که مردم مستقلا هیچ گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند و گوش به فرمان رسانهها هستند!
سالهاست اوکراینیهای زیادی که به آمریکا مهاجرت میکنند رو دنبال میکنم، تا حالا ندیدم یکیشون به جمهوریخواهها رأی بده. اینها دموکرات و لیبرالند و با نیویورکیها همجنستر هستند تا مثلا یک رد نک فلوریدایی. کاملا طبیعیه که با دموکراتها در یک اتمسفر عقیدتی قرار بگیرند. و متعاقبا طبیعیه که دموکراتها هم نسبت به اونها سمپاتی بیشتری داشته باشند. من تو خاورمیانه نشستم و این رو درک میکنم، بعد این منگلها اونجا زندگی میکنند و نمیفهمند.
این متلک جدید ترامپیستهاست. فرض رو بر این گرفتند که مردم مستقلا هیچ گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند و گوش به فرمان رسانهها هستند!
سالهاست اوکراینیهای زیادی که به آمریکا مهاجرت میکنند رو دنبال میکنم، تا حالا ندیدم یکیشون به جمهوریخواهها رأی بده. اینها دموکرات و لیبرالند و با نیویورکیها همجنستر هستند تا مثلا یک رد نک فلوریدایی. کاملا طبیعیه که با دموکراتها در یک اتمسفر عقیدتی قرار بگیرند. و متعاقبا طبیعیه که دموکراتها هم نسبت به اونها سمپاتی بیشتری داشته باشند. من تو خاورمیانه نشستم و این رو درک میکنم، بعد این منگلها اونجا زندگی میکنند و نمیفهمند.
Anarchonomy
«از چیزی که اخیرا پیش اومده حمایت میکنم». این متلک جدید ترامپیستهاست. فرض رو بر این گرفتند که مردم مستقلا هیچ گرایش سیاسی یا ایدئولوژیک ندارند و گوش به فرمان رسانهها هستند! سالهاست اوکراینیهای زیادی که به آمریکا مهاجرت میکنند رو دنبال میکنم، تا حالا…
یک حرف چرتی هم اخیرا باب شده که عوام رو به تبعیت کورکورانه از رسانهها متهم میکنند، و منظورشون تلویزیونه. حالا چه کسانی این اتهام رو میزنند؟ همونایی که در شبکههای اجتماعی میلیونها فالوعر دارند! در واقع خودشون رسانهتر از رسانهها هستند.
هروقت یک اکانت با تعداد بالای فالوعر درباره پروپاگاندای رسانهای حرف زد، بش بگید «پروپاگاندا تویی».
هروقت یک اکانت با تعداد بالای فالوعر درباره پروپاگاندای رسانهای حرف زد، بش بگید «پروپاگاندا تویی».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو چین مجتمعهای مسکونی رو یه جوری قرنطینه میکنند که آتشنشانها باید کلی ور برن تا بتونن برن تو محوطه.
آدم باید پنج لایه شخصیتی داشته باشه و حواسش به هر پنجتا باشه.
لایه اول شخصیتی که باش کارهای روزمره رو انجام میده. همونی که فوتبال میبینه. با زنش سر اینکه جای کمد باید کدوم گوشه اتاق باشه بحث میکنه. و درباره قیمت جدید گوشت غر میزنه.
لایه دوم شخصیتی که دنبال اطلاعاته. که میخواد بیشتر بدونه. سر دربیاره. کنجکاوی کنه. بپرسه و یاد بگیره. همونی که نمیخواد یه دهقان بیسواد باشه. دنیا رو ببینه و با مردم مختلف آشنا بشه.
لایه سوم شخصیتی که تحلیل میکنه و میخواد تحلیل بشنوه. درگیر منطق و تفسیر و توضیحه. از دیتای خام عبور میکنه و دنبال دلیل و انگیزه و ریشه میگرده. همونی که میفهمه دنیای واقعی پیچیدهست.
لایه چهارم شخصیتی که هیچچیزی در افق نمیبینه. همونی که پوچی رو اجتنابناپذیر دیده، چون کشف میکنه که دنیا اصلاح نشدنیه. و فهمیده داستانها تکرار میشن، و حماقت و جهالت در قالبهای جدید به عرصه زندگی برمیگردند، و همواره در یک سیکل بینهایتیم.
لایه پنجم شخصیتی که مجموع چهار لایه قبلی در اون حذف شده و چیزی باقی نمونده. نه در زندگی روزمره زیست داره، نه اطلاعات به کارش میاد، نه تحلیل براش اعتباری داره، نه به آینده و سرنوشت اهمیت میده. این لایه، یک شخصیت تسلیم در برابر حقیقت محضه و خودش رو به آب میسپاره.
ازونجایی که نگه داشتن هر پنج لایه با همدیگه، سخته؛ خیلیها چندتاش رو رها میکنند. برای همین آدمهایی میبینیم که اگه روزمرگی رو از زندگیشون حذف کنیم، چیزی باقی نمیمونه. و آدمهایی میبینیم که در دیتا غرق شدن ولی چیزی ازش سر درنمیارن. و آدمهایی که نمیتونند عمیق فکر کنند و پیچیدگیها رو درک کنند. و آدمهایی که در یک خوشبینی کودکانه نسبت به حیات و دنیا به سر میبرند، و نهایتا.. آدمهایی که نمیتونند از خودشون و زمان عبور کنند.
لایه اول شخصیتی که باش کارهای روزمره رو انجام میده. همونی که فوتبال میبینه. با زنش سر اینکه جای کمد باید کدوم گوشه اتاق باشه بحث میکنه. و درباره قیمت جدید گوشت غر میزنه.
لایه دوم شخصیتی که دنبال اطلاعاته. که میخواد بیشتر بدونه. سر دربیاره. کنجکاوی کنه. بپرسه و یاد بگیره. همونی که نمیخواد یه دهقان بیسواد باشه. دنیا رو ببینه و با مردم مختلف آشنا بشه.
لایه سوم شخصیتی که تحلیل میکنه و میخواد تحلیل بشنوه. درگیر منطق و تفسیر و توضیحه. از دیتای خام عبور میکنه و دنبال دلیل و انگیزه و ریشه میگرده. همونی که میفهمه دنیای واقعی پیچیدهست.
لایه چهارم شخصیتی که هیچچیزی در افق نمیبینه. همونی که پوچی رو اجتنابناپذیر دیده، چون کشف میکنه که دنیا اصلاح نشدنیه. و فهمیده داستانها تکرار میشن، و حماقت و جهالت در قالبهای جدید به عرصه زندگی برمیگردند، و همواره در یک سیکل بینهایتیم.
لایه پنجم شخصیتی که مجموع چهار لایه قبلی در اون حذف شده و چیزی باقی نمونده. نه در زندگی روزمره زیست داره، نه اطلاعات به کارش میاد، نه تحلیل براش اعتباری داره، نه به آینده و سرنوشت اهمیت میده. این لایه، یک شخصیت تسلیم در برابر حقیقت محضه و خودش رو به آب میسپاره.
ازونجایی که نگه داشتن هر پنج لایه با همدیگه، سخته؛ خیلیها چندتاش رو رها میکنند. برای همین آدمهایی میبینیم که اگه روزمرگی رو از زندگیشون حذف کنیم، چیزی باقی نمیمونه. و آدمهایی میبینیم که در دیتا غرق شدن ولی چیزی ازش سر درنمیارن. و آدمهایی که نمیتونند عمیق فکر کنند و پیچیدگیها رو درک کنند. و آدمهایی که در یک خوشبینی کودکانه نسبت به حیات و دنیا به سر میبرند، و نهایتا.. آدمهایی که نمیتونند از خودشون و زمان عبور کنند.
5❤8
وقتی بگیم مقام، به نظر میرسه که بین اینها رابطه نردبانی وجود داره. روی نردبان کسی که روی پله پنجمه، دیگه روی پله اول نیست. چون قبلا ترکش کرده. ولی هیچکدوم ازین شخصیتها رو نباید ترک کرد. هرچند که خیلیها ترک میکنند. مثلا آدم تاریخشناسی میبینیم که سرش تو تپهای از کتابهاست و اصلا بلد نیست یه شام معقول برای خودش درست کنه اگه زنش خونه نباشه. و آدمهایی میبینیم که خدای معاملات ماشین و ماشینبازی هستند اما هیچوقت به کلیت این صنعت فکر نمیکنند که چطور سرپاست. و تاریخشناس و ماشینبازی میبینیم که هر دو درباره سیاست یک باکره محض هستند.
تحولات نباید بین این شخصیتها باشه. باید درون هر شخصیت باشه. در اون لایه که درباره اطلاعات و دانستنه، امروز باید خیلی بیشتر از دیروز دانست. و در اون لایه که درباره تسلیم در برابر حقیقت جاری بر جهانه، امروز باید تسلیمتر از دیروز بود.
تحولات نباید بین این شخصیتها باشه. باید درون هر شخصیت باشه. در اون لایه که درباره اطلاعات و دانستنه، امروز باید خیلی بیشتر از دیروز دانست. و در اون لایه که درباره تسلیم در برابر حقیقت جاری بر جهانه، امروز باید تسلیمتر از دیروز بود.