تیلم | یادداشت‌های میثم امیری
133 subscribers
125 photos
4 videos
9 files
15 links
☀️ ۸ صبح = نکته یا روایت 💡
🌙۱۰ شب = درباره یک کتاب 📚

@maysamamiri

tilem.blog.ir
Download Telegram
ایران خانم | ۵
مستوره افشار (۱۲۵۹-۱۳۲۵)


«با چه شوری به میدان می‌آمد و قدم برمی‌داشت…»

این را سعید نفیسی دربارهٔ زنی نوشت که رضاشاه درِ انجمنش را گِل گرفت.

مستوره افشار رییس «جمعیت نسوان وطن‌خواه» بود؛ انجمنی که از ۱۳۰۱ برای آموزش زنان و احقاق حقوق‌شان می‌کوشید.

یازده سال بعد، رضاشاه همهٔ تشکل‌های زنان را منحل کرد.
او به آزادی نسوان باور داشت به شرطی که کسی جز او در این باره حرف نزند.

نفیسی ادامه می‌دهد:

«من مستوره افشار را در خانه، در اجتماع، در تندرستی، در بیماری، در روزهای خوش کامیابی، در روزهای ناخوش ناکامی دیده‌ام. با چه آهستگی و آراستگی و بزرگواری در راه عقیده‌ای که داشت گام برمی‌داشت و چیز می‌نوشت و سخن می‌گفت.»

مستوره به زنان بزرگسال سواد می‌آموخت، خانواده‌ها را ترغیب می‌کرد دختران‌شان را به مدرسه بفرستند، و کلاس‌های بیداری زنان به راه انداخت.

تا پیش از مرگ، سرپرست شیرخوارگاه شهرداری تهران بود.

زنی که می‌خواست زنان ایران بیدار شوند، آخر عمر نگهبان کودکانی شد که هنوز چشم باز نکرده بودند.
@amirinotes
5🤣1
روایت سعید نفیسی از جنبش‌های زنانه در دورهٔ پهلوی اول

سعید نفیسی با اینکه به خوبی از نخستین‌ دیدارهایش با جمعیت نسوان وطن‌خواه می‌گوید، اما در خصوص ناملایماتی که مستوره‌خانم کشید، خاموش است.

بخش کوتاهی از متن عاطفی و خواندنی سعید نفیسی را بخوانید؛ شرحی‌ست از فضای فعالیت کنشگران خانم در ایران و اهمیت خانواده در این کنش‌گری‌ها.

نخست از من تشکر کردند. مگر من چه کرده بودم؟ برای مادرم، برای خواهرانم، برای دختران و زنان خانواده‌ام، برای همسر آينده‌ام، برای دختران آينده‌ام...
با کمال جرات می توانم بگويم که درس عفت و پاک ديدگی را نخست در خانواده و پس از آن در مصاحبت با اين زنان بزرگواری که بنيانگذار آزادی و ترقی زنان ايرانند آموختم.

در ميان ايشان بود که با خود عهد کردم در سراسر زندگی عبادتگاه شبانه روزی خود را خانه و خانواده قرار دهم.
بر مدار از مقام مستی پی
سر همان جا بنه که خوردی می

#جنبش_زنان #سعید_نفیسی #ایران_خانم
@amirinotes
🤣1
تیلم | یادداشت‌های میثم امیری
روایت سعید نفیسی از جنبش‌های زنانه در دورهٔ پهلوی اول سعید نفیسی با اینکه به خوبی از نخستین‌ دیدارهایش با جمعیت نسوان وطن‌خواه می‌گوید، اما در خصوص ناملایماتی که مستوره‌خانم کشید، خاموش است. بخش کوتاهی از متن عاطفی و خواندنی سعید نفیسی را بخوانید؛ شرحی‌ست…
آقای نفیسی که از ستایشگران رضاشاه پهلوی بود، به زبان بی‌زبانی داشت می‌گفت آن جنبش طبیعی که برای احقاق حقوق زنان و تربیت اخلاق زنان و آموزش بهداشت و سواد به آنان به وسیلهٔ خودشان شکل گرفته بود، چون صدایی مستقل بود، از سوی شاه پهلوی تاب نیاورده‌ و تعطیل شد.
💋1💅1
📜 شهرت کاغذی | فرانک آباگنیل

خدای جعل.

کارهایی کرد که توی GTA هم نمی‌شود انجام داد:

خلبان پان‌ام شد.

دکتر اطفال شد.

وکیل دادگستری شد.

و پادشاه چک‌های جعلی.

همه‌اش قبل از ۲۱ سالگی.

آخرش با یک گروهان پلیس در فرانسه گرفتندش.

ولی آنقدر باهوش بود که FBI گفت:

«داداش، بیا پیش خودمان کار کن.»

اسپیلبرگ فیلمش را ساخت.

دی‌کاپریو نقشش را بازی کرد.

و او الان مشاور امنیتی FBI است.

اما یک نکته:

ژورنالیست‌ها اخیراً ثابت کردند

بیشترِ داستانش دروغ بوده.

یعنی کلاهبردار،

حتی دربارهٔ کلاهبرداری‌هایش هم

کلاهبرداری کرده.
@amirinotes
👍31
سرگرمی ادبی
شیخ حسنعلی نخودکی عارفی بود که تا دهه ۲۰ زنده بود.
پسرش حکایات و غرایب پدرش را منتشر کرده‌‌ست.
اسم کتاب نشانی از بی‌نشان‌هاست.
ولی همان توی صفحه اول کتاب به شدت تذکر داده که فقط او پسر آن مرحوم است؛ غیره و لا غیر... عکس را باز کنید تا ببینید.

#کتاب_خوانی #شیخ_حسنعلی_نخودکی

@amirinotes
😁3😴1
ماجرای ساخته شدن ترانه مشهور «مرا ببوس» در عکس‌ها آمده‌ست. نویسنده می‌گوید:

«چون این ترانه به مذاق حکومت خوش نمی‌آید، صفحهٔ ۴۵ دور آن از بازار جمع‌آوری می‌شود و داشتن یا گوش دادن به آن ممنوع و به‌عنوان مدرک جرم سیاسی تلقی می‌گردد. همین ممنوعیت اما، بیش از پیش مردم را به یافتن و شنیدن ترانه ترغیب می‌کند.
«ساواک» برای به‌فراموشی‌سپردن این آهنگ، برخی خوانندگان دیگر را تحریک می‌کند تا بخش‌های ابتدایی و عاشقانهٔ آن را اجرا کنند، به این امید که نسخهٔ اصلی به حاشیه رانده شود. در نتیجه، ترانه عملاً به دو قطعهٔ مجزا تقسیم می‌شود: نیمهٔ نخست با ریتمی ملایم، با نام و مطلع «مرا ببوس» و نیمهٔ دوم با حال‌وهوایی حماسی، با نام و مطلع «ستارهٔ مرد»:
«ستاره مرد، سپیده‌دم
به رسم یک اشاره
نهاده دیده بر هم
میانِ پرنیان غنوده بود»»


برگرفته از
«ترانه معترض ایرانی در گذر تاریخ» (سه جلدی)
نوشته مرتضی محمدی 
که خود اقتباسی‌ست از
کتاب
«این ترانه بوی نان نمی‌دهد»
نوشته مهدی ملک

@amirinotes
1😱1
مقایسه کنید:
تکه ویگن آن قسمت آخر را ندارد ولی نسخه حسن گلنراقی قسمت اضافی‌تری دارد.
یعنی ببین ساواک تا کجا را کار داشت.
ماند با این کارها؟ اتفاقا سقوط را جلو انداخت.

@amirinotes
👍1
TOB عهد عتیق.pdf
13.7 MB
ترجمه روان و خواندنی تورات با آماده‌سازی کاربردوست کانون یوحنای رسول

بابت مطالعه تورات خیالتان راحت می‌شود و کل متن (دقیقا ۲۵۰۰ صفحه) با ترجمه و پانویس‌های ضروری در دسترس‌تان است.

در مجموع از کار بزرگ دکتر سیار سهل‌الوصول‌تر و در مقایسه با ترجمه‌های آنلاین یا نسخ قدیمی خواندنی‌تر است.

@amirinotes
TOB_عهد جدید (1).pdf
8.1 MB
این هم از انجیل از همان کانون یوحنّای رسول...
متن را شسته‌رُفته تحویل‌مان داده‌اند. پیدا کردن آن حدِّ زبانی برای ترجمهٔ کتب مقدّس کار آسانی نیست. حتی منِ مخاطب عام هم نمی‌توانم داوری کنم که آیا این روانی به معنا و دقّت باخته‌ست یا نه... اما دستِ کم خیالم از این راحت‌تر است که راحت‌تر می‌توانم متن را بفهم، اگر «فهم» فدای «درستی معنای متن» نشده باشد.
@amirinotes
ایران خانم ۶
افتخارالسلطنه
در زمانهٔ ما شاید توی هر کوچه‌ای یک افتخارالسلطنه باشد. ولی آنچه نام او را ماندگار کرده این است که جزو نخستین خوانندگان زنی بوده که صدایش را ثبت کرده.
دختر ناصرالدین‌شاه و معشوقهٔ عارف قزوینی بود... دو بار ازدواج کرد. از همسر اول صاحب چهار فرزند شد. او از نخستین خوانندگان زن در تاریخ معاصر است؛ هم‌پای زری‌خانم و امجد خانم.
برخی از تصانیف افتخار خانم که در دههٔ ۱۲۹۰ در لاله‌زار ضبط شده‌ست برجای‌مانده. از افتخار خانم ۲۹ صفحه به جا مانده‌ست.
عارف، افتخار آفاق را برای او سروده‌ست.
افتخار همه آفاقی و منظور منی
شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی
به سر زلف پریشان تو دلهای پریش
همه خو کرده چو عارف به پریشان وطنی
ز چه رو شیشۀ دل می شکنی؟
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی؟
سیم اندام ولی سنگ دلی
سست پیمانی و پیمان شکنی
اگر درد من به درمان رسد چه میشه؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه؟
اگر بار دل به منزل رسد چه گردد؟
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ
گر عارف «نظام السلطان» شود چه میشه؟
ز غمت خون می گریم بنگر چون می گریم
ز مژه دل می ریزد ز جگر خون می آید
افتخار دل و جان می آید
یار بی پرده عیان می آید

شجریان این تصنیف را خوانده‌ست.

@amirinotes
👍21
افتخار خانم

به همّتِ ه.م.
@amirinotes
Eftekhare Afagh {webahang.ir}
MohammadReza Shajarian
شجریان احتمالا به احترام افتخار خانم این قطعه را خوانده‌ست.
شعرِ خوب عارف قزوینی...
@amirinotes
دیسکوگرافی برخی از آثار افتخار خانم که تا کنون مانده‌ست. به سال ۱۲۹۱ در لاله‌زار ضبط شده‌ست.
@amirinotes
http://www.qajarwomen.org/fa/people/3035.html


از این‌جا می‌توانید صفحات افتخار خانم را ببینی... افشاری‌هایش را می‌شود شنید.
تحریرهایش توی ابوعطا غمی را فریاد می‌کند.
تصنیف دل‌هوس را عارف سروده و او با آوایی شورانگیز می‌خواندش که کیفیت پایین صحفه اجازه نمی‌دهد کلمه‌ها را تشخیص بدهیم.
عارف توی این تصنیف می‌گوید:
خانه ز همسایهٔ بد در امان نیست
حب وطن در دل بدفطرتان نیست
@amirinotes
مقاله‌ بامزه‌ای درباره کافکا خواندم

کافکا مردی بود که کلاه ایمنی سرش می‌گذاشت، هویجش را ۱۰۰ بار می‌جوید، لخت ورزش می‌کرد، به نامزدش نامه می‌داد اما او را نمی‌دید، و در حالی که از خنده ریسه می‌رفت داستان‌هایی می‌نوشت که بعدها باعث افسردگی میلیون‌ها نفر شد!
و از همه مهمتر درباره میزان تاثیرگذاری کافکا:
برای هر یک کلمه کافکا تا به حال ۱۰ میلیون کلمه نوشته شده است.
@amirinotes
3