دوستان کسی هست تخصصی نیچه خونده باشه؟
یا حداقل چند تا درسگفتار خوب بشناسه؟
یا حداقل چند تا درسگفتار خوب بشناسه؟
آموخته های پیکاپ کنونی فقط nice guy ها را عقیم و نچرال ها(به معنای تعریف شده آن) را اگر عقیم نکند، تبدیل به nice guy میکند
امیر ✒️
امیر ✒️
پیکاپ آرتیست بودن و گیم زدن شکل ناقصی از زندگیای است که هر مردی میتواند داشته باشد
👍1
خیلی دوست دارم بیرحمانه تمام مایندست هاتونو نابود کنم
ولی از این میترسم که خیلیا جز اون مایندست ها چیزی توی زندگیشون برای تکیه کردن ندارن.
ولی از این میترسم که خیلیا جز اون مایندست ها چیزی توی زندگیشون برای تکیه کردن ندارن.
👍4
با توجه به ویس ها کدوم رو ترجیح میدید
Anonymous Poll
58%
تمرکز روی زندگی(فلسفه و توسعه فردی)
42%
گذاشتن این کانال به حال خودش در محور پیکاپ( قرار نیست فعالیت زیادی ببینید)
امیر باشیم🩸
Voice message
این تحقیق هم بخونید که بفهمید کمیت مهمتره و به تنهایی موجب نتیجه میشه و خودتون نتیجه بگیرید که اگر حدی از کیفیت هم همراهش باشه میتونید به چه نتایجی برسید
سال ۱۹۷۳، دانشگاه فلوریدا.
پروفسور جری یولسمن وارد کلاس نقاشی میشه، و یه جمله به دانشجوهاش میگه، که سرانجامش، یکی از عمیقترین شواهد دنیا در مورد عملکرد انسان رو ثبت میکنه.
“بچهها، میخوام کلاس رو برای یه آزمایش علمی به دو گروه تقسیم کنم!”
گروه اول - کمالگراها:
وظیفهی شما تو تمام ترم اینه که فقط یک نقاشیه بینقص و تمامعیار بکشید.
نمره شما فقط بر اساس کیفیت و شاهکار بودن همون یک نقاشیه. باید بهترین اثرتون رو خلق کنید. فقط همون یکی.
گروه دوم - عملگراها:
اینجا کیفیت اصلاً مهم نیست، فقط تعداد مهمه!
هر کسی بتونه:
۵۰ تابلوی نقاشی تحویل بده، نمره کامل میگیره.
۴۰ تا = نمره خوب.
۳۰ تا = نمره معمولی.
فقط بکشید، هر چقدر که میتونید ـ کیفیت هیچ اهمیتی نداره.
دانشجوها در طول ترم، این کار رو انجام دادن، و یه اتفاق عجیب افتاد...
گروه اول: کمالگراها
هفته ۱: فقط تحقیق روی تکنیکهای نقاشی، مطالعه کار بزرگان، اتود و طرح اولیه روی کاغذ
هفته ۲: باز هم برنامهریزی و بحث رو رنگ و بوم
هفته ۳: اولین تلاش جدی… بعد سریع کنار گذاشتن چون “به اندازه کافی خوب نیست”
هفته ۴: شروع دوباره با رویکرد بهتر
هفته ۸: دارن رو تابلوی دوم کار میکنن، مدام عوض میکنن، هر دفعه بیشتر وسواس
هفته ۱۲: اضطراب؛ آقا وقت تمومه! با عجله دنبال تموم کردن شاهکارشون
گروه دوم: عملگراها
هفته ۱: سریع شروع کردن، پنج تا تابلوی افتضاح کشیدن! یاد گرفتن غلظت رنگ مهمه
هفته ۲: هشت تا بهتر کشیدن، با تکنیک قلممو هر روز یه چیز جدید دیدن
هفته ۳: دوازده تابلو زدند، تصادفاً ترکیب رنگ خفن جدید کشف کردن
هفته ۴: پانزده تابلو، مغز و دستشون اُفتاده رو روال نقاشی
هفته ۸: ناخودآگاه کارهای عجیب انجام میدن، چون “تعداد مهمه، نه بینقص بودن!”
هفته ۱۲: مثل استادای حرفهای، تابلوی هنری و خاص میزنن
نتایج شگفتانگیز:
آخر ترم همه تعجب کردن؛ گروه “تعداد” نهتنها بیشتر نقاشی کشید، بلکه بهشدت بهتر بودن:
- فنیتر
- خلاقانهتر
- زیباتر
- حرفهایتر
- بااحساستر
دلیلی که فکر میکنی پیشرفت نمیکنی، اینه کمالگرا هستی، برای شروع هر کاری همش تحقیق میکنی، میخواهی هر کاری رو به بهترین نحو انجام بدی، و ...
اما باز هم اونی که عملگراست، ازت جلوتره، پس عملگرا باش.
انجام دادن کار با نقص، بهتر از انجام ندادن، و سعی در بینقص بودن هست.
سال ۱۹۷۳، دانشگاه فلوریدا.
پروفسور جری یولسمن وارد کلاس نقاشی میشه، و یه جمله به دانشجوهاش میگه، که سرانجامش، یکی از عمیقترین شواهد دنیا در مورد عملکرد انسان رو ثبت میکنه.
“بچهها، میخوام کلاس رو برای یه آزمایش علمی به دو گروه تقسیم کنم!”
گروه اول - کمالگراها:
وظیفهی شما تو تمام ترم اینه که فقط یک نقاشیه بینقص و تمامعیار بکشید.
نمره شما فقط بر اساس کیفیت و شاهکار بودن همون یک نقاشیه. باید بهترین اثرتون رو خلق کنید. فقط همون یکی.
گروه دوم - عملگراها:
اینجا کیفیت اصلاً مهم نیست، فقط تعداد مهمه!
هر کسی بتونه:
۵۰ تابلوی نقاشی تحویل بده، نمره کامل میگیره.
۴۰ تا = نمره خوب.
۳۰ تا = نمره معمولی.
فقط بکشید، هر چقدر که میتونید ـ کیفیت هیچ اهمیتی نداره.
دانشجوها در طول ترم، این کار رو انجام دادن، و یه اتفاق عجیب افتاد...
گروه اول: کمالگراها
هفته ۱: فقط تحقیق روی تکنیکهای نقاشی، مطالعه کار بزرگان، اتود و طرح اولیه روی کاغذ
هفته ۲: باز هم برنامهریزی و بحث رو رنگ و بوم
هفته ۳: اولین تلاش جدی… بعد سریع کنار گذاشتن چون “به اندازه کافی خوب نیست”
هفته ۴: شروع دوباره با رویکرد بهتر
هفته ۸: دارن رو تابلوی دوم کار میکنن، مدام عوض میکنن، هر دفعه بیشتر وسواس
هفته ۱۲: اضطراب؛ آقا وقت تمومه! با عجله دنبال تموم کردن شاهکارشون
گروه دوم: عملگراها
هفته ۱: سریع شروع کردن، پنج تا تابلوی افتضاح کشیدن! یاد گرفتن غلظت رنگ مهمه
هفته ۲: هشت تا بهتر کشیدن، با تکنیک قلممو هر روز یه چیز جدید دیدن
هفته ۳: دوازده تابلو زدند، تصادفاً ترکیب رنگ خفن جدید کشف کردن
هفته ۴: پانزده تابلو، مغز و دستشون اُفتاده رو روال نقاشی
هفته ۸: ناخودآگاه کارهای عجیب انجام میدن، چون “تعداد مهمه، نه بینقص بودن!”
هفته ۱۲: مثل استادای حرفهای، تابلوی هنری و خاص میزنن
نتایج شگفتانگیز:
آخر ترم همه تعجب کردن؛ گروه “تعداد” نهتنها بیشتر نقاشی کشید، بلکه بهشدت بهتر بودن:
- فنیتر
- خلاقانهتر
- زیباتر
- حرفهایتر
- بااحساستر
دلیلی که فکر میکنی پیشرفت نمیکنی، اینه کمالگرا هستی، برای شروع هر کاری همش تحقیق میکنی، میخواهی هر کاری رو به بهترین نحو انجام بدی، و ...
اما باز هم اونی که عملگراست، ازت جلوتره، پس عملگرا باش.
انجام دادن کار با نقص، بهتر از انجام ندادن، و سعی در بینقص بودن هست.
❤2👍1