275 subscribers
225 photos
13 videos
1 file
36 links
{ برای زمان هایی که بسیار تاریکم }

@Daaj_bot :حرفی، نکته‌ای، سخنی
Download Telegram
سربسته بخوام بگم
بخش زیادی از مردم در دوران غیبت رویه‌ای شبیه به همون گوساله پرستی رو در پیش گرفتن با این تفاوت که اون گوساله حداقل ذره‌ای اعجاز درونش بود که قوم بنی اسرائیل رو به خودش جذب کرد ولی خب ما الان با گوساله‌هایی طرفیم که نه تنها اعجاز ندارن، بلکه شیر و ماست و کره هم ندارن، و مثل زالو خون آدم رو میمکن!
1
وحشی اگر تو فارغی از دردِ عشق، چیست
آن آه‌ و‌ ناله کردن و آن شعر خواندنت؟

#وحشی_بافقی
2
بنده در مدت اخیر کانفیگ از گیگی ۳۰۰ خریدم تا گیگی ۱۵۰ و همینطور این قیمت داره میاد پایین.
ولی نمیدونم چرا گوشت و مرغ و لبنیات و مایحتاج ضروری مردم همیشه میره بالا؟
ینی در حد یه کانفیگ فروش نمیتونین بازارو دستتون بگیرین؟
این استوری یکی از همکاران محترمم بود در زمان اعتراضات دی ماه:
داج
این استوری یکی از همکاران محترمم بود در زمان اعتراضات دی ماه:
همین آدم دیروز به من گفت عه تو سیدی، واسه غدیر چی میخوای عیدی بدی؟
و من در جوابش گفتم مگه شما مسلمونی؟!
و ناراحت شد :)
👍1🔥1
داج
این استوری یکی از همکاران محترمم بود در زمان اعتراضات دی ماه:
میخوام بگم به نظر شما چه کسی مقصر این دوگانگی آدم‌هاست؟!
اینکه در ذات و فطرتشون چیزهایی رو قبول دارن ولی از روی لج و حرص و کینه اینطوری میشن!
روز نمیدونم چندم پی ام اس:
دیشب تا دیر وقت خوابم نبرد و صبح درحالی بیدار شدم که حس میکردم کور شدم چون تا چند دقیقه همه چیز تار و محو بود.
به سختی حاضر شدم و اسنپ گرفتم و خودمو رسوندم شرکت
صبحونه و نهارمو گذاشتم توی یخچال، برگشتم وسایلمو گذاشتم روی میزم و قاشقمو برداشتم که برم صبحونمو بخورم وقتی در یخچالو باز کردم دیدم به فاصله چند دقیقه ظاهرا یکی جا به جاش کرده و نصفش ریخته توی پلاستیک.
مابقی‌شو خوردم و قاشق و ظرفشو شستم و رفتم چای بریزم.
سرمو برگردوندم و قاشقم نبود!
از هرکسی هم پرسیدم اظهار بی‌اطلاعی کرد.
فیلترشکنمو وصل کردم و با خبر نقض آتش بس مواجه شدم.
فیلترشکنو قطع کردم و وارد ایتا شدم، از دیروز ظهر هنوز پیاممو سین نزده.
دوباره فیلتر شکنمو روشن کردم و وارد اینستاگرام شدم.
توی ساجسشنا یه عکس آشنا دیدم، وارد اکانتش شدم.
یه عکس دو نفره بود از یه خانم جوان به اسم میم و همسرش، میم عروس جدید خانواده‌شونه.
همسر میم موهاشو کوتاه کرده بود و شبیه‌ترین آدم به اون فرد شده بود…
پیج همسر میم پابلیکه.
در گذشته بارها و بارها بخاطر شباهت زیادی که با برادرش داشت پیجشو استاک میکردم.
استوریشو باز کردم، نجف بود.
باکس گذاشته بود که اینجا بنویسید توی حرم میخونم.
نوشتم: ممنونم که برام پدری کردین…
اینستاگرامو بستم و بغض کردم.
شاید بخاطر دلتنگی، شاید بخاطر صبحونه‌م، شاید بخاطر قاشق گمشده‌م، شاید بخاطر سردرگمی، شاید بخاطر سین نشدن پیامم، شاید بخاطر جنگ و شاید هم بخاطر برادرشوهر کوچک خانم میم :)
1
با هر مرورِ شعر غم انگیزی
بیچاره من که یاد تو می افتم…

  سید تقی سیدی
2
وسط اعتراضات و جنگ و قحطی و موشک باران من یه رژیم سفت و سخت گرفتم و حدود ۸ کیلو کم کردم.
حالا که آتش بس شده و همه چیز امن و امانه مشت مشت پاستیل و شکلات و شیرینی و باقلوا میخورم :/
💔1
دوستم توی گروه دورهمی پیام داده که من و بچه‌هام توی گرما خیلی اذیت میشیم و نمیتونم باهاتون بیام باغ :/
انرژی زنانه واقعی اینه بچه‌ها.
👎1🔥1
نوشته کلا روزها بیرون نمیایم :/
ینی کل تابستون زیر کولر میخوابه که اذیت نشه :)
💔2
چند وقت پیش ساعت ۱۰ صبح قرار گذاشتیم بریم بیرون ایشون ساعت ۱۱ اومده میگه وای خیلی اذیت شدم که صبح زود بیدار شدم!
🔥1💔1
نه فراغتِ نشستن،
نه شکیبِ رخت بستن
نه مقامِ ایستادن،
نه گریزگاه دارم...

#سعدی
🔥1
Forwarded from صندوقِ عدم
- آدمی‌زاد کنار یه نفر کوهه کنار یکی دیگه برگ درخت
دلم خیلی تنگ شده، خیلی تنگ...
کاش بلیط نجف داشتم.
3
Forwarded from داج
چیست در خاك نجف ای بت شیرین كه هنوز
هر درختی كه بكارند رطب می‌روید
1
تنها عید دیدنی امسالمو اومدم خدمت سلطان.
سلامتونم رسوندم💚
7