This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"_یادمه چند روز پیش یه جا خوندم، یه افسانه هست که میگه وقتی عشقت بغض میکنه، باید گلوشو ببوسی.
_خب...
_درست بعد از خوندنش چشمهای تو اومد توی ذهنم و به این فکر کردم که...من میخوام کسی باشم که همه بغض هاتو میبوسه..."
بغض هایم را میبوسید؟ پس حالا کجا مانده بود؟ بغض هایم زمان زیادیست که گلویم را پاره کرده اند اما لبهای او مدتیست که بر این گلو بوسه نمیزند.
•Along The Seine River•
-Chapter 6-
_خب...
_درست بعد از خوندنش چشمهای تو اومد توی ذهنم و به این فکر کردم که...من میخوام کسی باشم که همه بغض هاتو میبوسه..."
بغض هایم را میبوسید؟ پس حالا کجا مانده بود؟ بغض هایم زمان زیادیست که گلویم را پاره کرده اند اما لبهای او مدتیست که بر این گلو بوسه نمیزند.
•Along The Seine River•
-Chapter 6-
طوری که من امشب بعد از خوندن جدیدترین چپتر سن اینطور احساساتی شدم و با بیکلامام خلوت کردم :)
«#FairyTale ~ 🪄🏰»
•هرچیزی که از "شاهزادهی ماهمون" براتون سوال شده رو با خوندن این تلگراف به جوابشون برسید:
[ https://telegra.ph/Special-Information-10-05-2 ]
•New Shot Of FairyTale has just Updated On 𝘞𝘢𝘵𝘵𝘱𝘢𝘥.
• AlgosGuaio༉‧
•هرچیزی که از "شاهزادهی ماهمون" براتون سوال شده رو با خوندن این تلگراف به جوابشون برسید:
[ https://telegra.ph/Special-Information-10-05-2 ]
•New Shot Of FairyTale has just Updated On 𝘞𝘢𝘵𝘵𝘱𝘢𝘥.
• AlgosGuaio༉‧
The Ultimate Price
Violet Evergarden
_تو برای من شاهزادهی سوار بر اسب سفید نبودی! اسطورهی یک افسانهی معروف و خاص نبودی! تو فقط خودت بودی و همین برای دلباختنم کافی بود...
من از این بیکلام وایب افسانه رو میگیرم فضاش همونطور سحرآمیز و آرامش بخشه :)
آرامشش رو باهاتون در اشتراک میگذارم، شبتون همینطور آروم☁️🖤
•FairyTale•
من از این بیکلام وایب افسانه رو میگیرم فضاش همونطور سحرآمیز و آرامش بخشه :)
آرامشش رو باهاتون در اشتراک میگذارم، شبتون همینطور آروم☁️🖤
•FairyTale•
_یه اصطلاح هست به اسم بیسورِکسیا "Basorexia" معنیش میشه تمایل یهویی و خیلی زیاد برای بوسیدن کسی...
لبخند لوندی به لب آورد و فاصلهء لبهاشون رو به چند میلی متر رسوند و روی لبهای تشنه و خواستنیِ همسرش زمزمه کرد:
_درست مثل خواستن و تمایل یهویی که من نسبت به هر حرف عاشقانهء تو پیدا میکنم!
•FairyTale•
-The End-
لبخند لوندی به لب آورد و فاصلهء لبهاشون رو به چند میلی متر رسوند و روی لبهای تشنه و خواستنیِ همسرش زمزمه کرد:
_درست مثل خواستن و تمایل یهویی که من نسبت به هر حرف عاشقانهء تو پیدا میکنم!
•FairyTale•
-The End-
الان از لحاظ شرایط روحی به شدت دلم میخواد کتابهای گِرِگ و بخونم :)
دلم براشون یه ذره شده...
دلم براشون یه ذره شده...
Forwarded from - 𝖳𝗋𝖺𝗎𝗆𝖺
🏹• بشدت خسته بودم و چون راه زیادی نمونده بود، خیلی مشتاقانه مسیر رو طی میکردم تا سریعتر بتونم استراحت کنم. میدونستم همه افراد همچین حسی رو دارن.
یهو اطرافمو نگاه کردم و ندیدمش
به عقب چرخیدم تا ببینم کجا مونده،دیدم به یه گل قاصدک خیره شده و قصد داره اونو بچینه
گفتم الان وقت این کاراست؟
گفت میدونستی یه افسانه هست که میگه گل قاصدک دختری با موهای سفیده، که شبها لب پنجره رو به روی ماه میشینه و آرزو میکنه، صبحها با طلوع خورشید تبدیل به گل میشه و منتظر شب میمونه.
به همین خاطره که ما قاصدکها رو میچینیم و رو به آسمون فوتشون میکنیم تا آرزوهامون به گوش ماه برسه و برآورده بشه.
من آرزو کردم کنار تو باشم لیمو، آرزومو برآورده کرد. میخوام ازش تشکر کنم و باز آرزو کنم بیشتر کنارت باشم...
@callmetrauma
یهو اطرافمو نگاه کردم و ندیدمش
به عقب چرخیدم تا ببینم کجا مونده،دیدم به یه گل قاصدک خیره شده و قصد داره اونو بچینه
گفتم الان وقت این کاراست؟
گفت میدونستی یه افسانه هست که میگه گل قاصدک دختری با موهای سفیده، که شبها لب پنجره رو به روی ماه میشینه و آرزو میکنه، صبحها با طلوع خورشید تبدیل به گل میشه و منتظر شب میمونه.
به همین خاطره که ما قاصدکها رو میچینیم و رو به آسمون فوتشون میکنیم تا آرزوهامون به گوش ماه برسه و برآورده بشه.
من آرزو کردم کنار تو باشم لیمو، آرزومو برآورده کرد. میخوام ازش تشکر کنم و باز آرزو کنم بیشتر کنارت باشم...
@callmetrauma
"میدونی ماه کوچولوی شبهای تار، اون برانکوسِ منه... و من هرنفسی که با هوای عاشقی اون به درون سینهم میدمم رو میخوام در دهانش بدمم تا زمزمه های قلبم رو به گوشش برسونم..."
FairyTale_Full (1).pdf
2.3 MB
『#FairyTale』࿐🪄🏰.
✎.𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝗩Kook.
✎.𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝗛istorical, 𝗙antasy, 𝗥omance, 𝗦mut.
✎.𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝗔mithyst.
✧ ཻུ۪۪
• [𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋𝗒.]
-
• [𝖩𝗈𝗎𝗋𝗇𝖺𝗅.]
-
• AlgosGuaio༉‧
✎.𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝗩Kook.
✎.𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝗛istorical, 𝗙antasy, 𝗥omance, 𝗦mut.
✎.𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝗔mithyst.
✧ ཻུ۪۪
• [𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋𝗒.]
-
• [𝖩𝗈𝗎𝗋𝗇𝖺𝗅.]
-
• AlgosGuaio༉‧
اینکه یه روز رو با قلبی که از فشار استرس تند تند تو سینت میزنه پلک از هم باز کنی فکر میکنید چه حسی داره؟!
چک بدی که امروز از طرف کارما خوردم بهم اینو اثبات کرد که ممکنه یه روزی بخاطر از دست دادن کسایی ناراحت بشی که قبلا تا حد مرگ از دست کارهاشون حرص میخوردی...
همینقدر عجیب و دردناک.
همینقدر عجیب و دردناک.