نشریه علیه سرمایه
200 members
357 photos
227 videos
27 files
547 links
تریبون کارگران ضد سرمایه داری



ارتباط با ادمین:
@alayhesarmaye1
سایت «علیه سرمایه»:
http://alayhesarmaye.com
ایمیل «علیه سرمایه»:
kargarshora19@gmail.com
آدرس اینستاگرام علیه سرمایه:
https://www.instagram.com/alayhesarmaye/
Download Telegram
to view and join the conversation
می دانید که : ویروس کرونا از پوست سالم رد نمی‌شود و تا ده دقیقه روی پوست زنده است.
ویروس کرونا در سطوح پارچه‌ای ۶ الی ۱۲ ساعت، سطوح فلزی ۱۲ الی ۲۰ساعت و در سطح استیل تا ۲۰ روز زنده می‌ماند.
اما همین ویروس در بدن و خصوصا در شش های فرد مبتلا مدت ها (ماه ها) زنده است و حتی آن هایی که گفته می شود بهبود یافته اند حامل پنهان این ویروس اند.
کلا ویروس ها فقط از طریق حیوانات و سلول های دیگر حیوانات تکثیر می یابند و ویروس کرونا یا کووید 19 از هنگامی که بدن انسان و جوامع انسانی را برای گسترش و تکثیر خود یافت حیوانات دیگر را ترک کرد.
مهمترین ارگان مورد توجه و اسکان این ویروس شش ها هستند. شش علاوه بر این که از بافت ظریف و ملایمی تشکیل شده اند بلکه از آن جا که مرکز اکسیژن دهی به خون هستند سلول های آن بهترین مکان تکثیر ویروس را دارند.
محل تجمع اصلی این ویروس ابتدا در بینی است.
ویروس کرون ها بوسیله ناقل ها نظیر هوای دم و بازدم، قطرات ریز آب و بخار آب از دهان و بینی و دست ها از انسانی به انسان دیگر منتقل می شوند. این بدین معنی که ویروس خود مستقلا از جایی به جای دیگر منتقل نمی شود.
ویروس کوید 19 بسیار درشت است لذا هنگامی که همراه بخار آب دهان و بینی است هر ماسکی می‌تواند در محیط آلوده محفوظ کننده باشد (پارچه‌ای، ویبریلی، با دستمال کاغذی و…) بشرطی که خشک باشد یعنی باید ماسک‌ها را مرتبا عوض کرد.
بهترین مکان های گسترش این ویروس تجمعات انسانی نظیر مراکز کار و تولید، وسایل نقلیه عمومی، فروشگاه ها و از این قبیل است.
اگر انسان مدتی از این مراکز بدور باشد و خودرا به بهترین وجه پوشش دهد آغاز کاهش تهدید و در نهایت مرگ این ویروس است.
اما این به معنی نه فقط قرنطینه و محاصره شهر ها بلکه تعطیل مراکز کار و تولید در بخش مهمی از شهرها است.
اما سرمایه در هیچ کجای این جهنم این امر را بر نمی تابد، بر ادامه کار و تولید سود زیر شلاق اپیدمی کرونا بیش از پیش اصرار می ورزد و حتی تهدید مرگ از ویروس را بهیچ می گیرد، پنهان می کند و از حفاظت کارگران مراکز بهداشتی و درمانی پرهیز دار زیرا اینان بر هزینه های آن می افزایند.
این روز ها کارگران بخصوص جوانان شهرهای آمل، لاهیجان، قشم و برخی دیگر شهرها دست به اقداماتی نظیر بستن جاده های ورودی زده اند. این اقدامات خوب است اما کافی نیست. باید کارگران مراکز کار و تولید این مراکز را تعطیل کنند، دولت سرمایه را می بایست مجبور به دادن وسایل مورد نیاز نظیر ماسک، دستکش، تجهیزات مدرن نمود. دولت سرمایه به هیچ وجه قصد هزینه برای مقابله با ویروسی که خود عامل انتقال و گسترش آن بوده است ندارد. ما کارگران باید و می توانیم با جنبش سازمان یافته شورائی خود دولت را مجبور به قبول این هزینه ها سازیم
سرمایه، قتل کارگر ایران خودرو با تیر کرونا، خروش اعتراض توده های کارگر
ماشین کشتار کرونا در پهندشتی که سرمایه و رژیم اسلامی سرمایه برایش تسطیح کرده است با سرعت تمام پیش می تازد، از توده های کارگر قربانی می گیرد، خود و کودکانشان را درو می کند و تسلیم جوخه مرگ نماید. همه جا، همه مراکز کار و تولید بوی مرگ می دهد، هیچ کارگری حتی برای زنده بودن روز خود احساس امنیت نمی کند، کرونا از انسان به انسان منتقل می گردد و تجمع کارگران در محیط های کار و زیر سقف های مشترک گسیل جبری آنها به میدان تیر است. اینکه در جهنم سرمایه داری اسلامی ابتدائی ترین امکانات ایمنی و حفاظتی هم در اختیار نیست قطعا ابعاد فاجعه را افزون می سازد اما حتی با فرض وجود این وسائل باز هم مشکل به قوت خود باقی است. نفس اجبار توده کارگر به حضور در چرخه کار در وضعیت حاضر جنایتی سترگ از زنجیره جنایات سرمایه است و حاصل آن موج کشتاری است که از کارگران راه افتاده است. همین امروز «احمد نعمت اللهی» کارگر بخش موتورسازی ایران خودرو مثل خیلی از همزنجیران دیگر بر اثر ابتلا به کووید 19 جان باخت. احمد همراه هزاران کارگر دیگر در شرایط وانفسای تهاجم کرونا به جای آنکه در خانه بمانند زیر شمشیر قهر دولت سرمایه داری و سرمایه داران ایران خودرو مجبور به اضافه کاری اجباری و روزانه کار چندشیفتی بودند. آنها در شهری که کوی و برزن، محلات، خیابانها، شبکه حمل و نقل، زمین و آسمان و همه چیزش در محاصره کرونا است، هر روز کرور، کرور ویروس را با خود به کارخانه می بردند، از بام تا شام برای سرمایه کار می کردند و سود تولید می نمودند. در یکی از همین روزها احمد حین کار به شدت تب کرد، از ادامه کار عاجز ماند، حالش وخیم تر و وخیم تر شد. نفسهایش بند آمد، رفقایش به تکاپو افتادند و او را راهی بیمارستان کردند. معلوم شد که مبتلا به کووید است. در کنار صدها انسان دیگر مبتلا به این بیماری در بیمارستانی که فاقد ابتدائی ترین امکانات لازم است بستری شد، هر لحظه گذشت حالش مرگبارتر شد و سرانجام تسلیم مرگ گردید. سرنوشت احمد در انتظار فراوان کارگر دیگری است که در کنار او و در محل کار وی آماج استثمار وحشیانه سرمایه اند. مرگ احمد شیپور اعتراض توده همزنجیر را به صدا در آورد. کارگران اعلام داشتند که چرخ تولید را از کار خواهند انداخت و تراست ایران خودرو را به ورطه خاموشی و تعطیل خواهند راند.
ابتلای فراگیر کارگران به کرونا و کووید 19، مرگ و میر وسیع آنها بر اثر این بیماری، در سراسر جهنم سرمایه داری بیداد می کند. کارگران همه کارخانه ها، همه شهرها و استان ها علیه این توحش سرمایه در حال اعتراض هستند، در فولاد اهواز اعلام داشته اند که شرکت را تعطیل خواهند کرد. در بخش پرس و تولید گلگیر و کاپوت هولدینگ سایپا چرخ کار را از چرخش باز داشته اند و تصریح کرده اند که در شرایط موجود به هیچ وجه بر سر کار حاضر نخواهند گردید. کارگران قطعات توربین شهریار بر تعطیلی کارخانه تأکید نموده اند و به رغم تهدید شدید صاحبان سرمایه و دولت درنده سرمایه داری بر عزم خویش برای توقف کامل چرخه تولید اصرار دارند.
پیکار برای تعطیل مراکز کار و تولید همراه با پرداخت کامل و بدون هیچ قید و شرط کلیه مزدها و مطالبات کارگران، تا زمان پایان قطعی اپیدمی کووید 19 اکنون دستور کار فوری، مبرم و حیاتی بخش بسیار گسترده ای از طبقه کارگر ایران شده است. توده های کارگر در همه جا خواستار تعطیل فوری چرخه کار هستند. صدای واحد و کل آنان این است. کار تعطیل شود، معیشت همگان تضمین گردد، بهداشت و دارو و درمان یکسره رایگان شود. ما از همه همزنجیران می خواهیم که به این پیکار سراسری بپیوندند،
کارگران ضد سرمایه داری اسفند 1398
روز پنجشنبه ۲۲ اسفندماه، جمعی از کارگران شرکت آب و خاک پارس پروژه تبریز مرند در اعتراض به عدم پرداخت نکردن دستمزد های معوقه ۶ ماه خود دست به اعتصاب زدند. کارگران پیمانی شبکه بهداشت و درمان گچساران در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مطالبات معوقه خود چند روز است در اعتصاب هستند. کارگران اعتصابی با برپا کردن تجمع اعتراضی مقابل ساختمان شبکه در شهرستان گچساران خواستار پرداخت معوقات خود شدند. تا هم اکنون ۲۶ تن از کارگران حوزه بهداشت و درمان سرمایه در ایران بر اثر ابتلا به ویروس کووید- 19 جان باخته اند. این شرایط کار این بخش از کارگران ایران است. ابتلای فراگیر کارگران سراسر جهنم سرمایه داری به این ویروس مرگزا و قتل عام وسیع آنها بر اثر این بیماری که حاصل عملکرد رژیم اسلامی سرمایه و سرمایه داران آن است کم نیست، آب باریکه نان و غذای ناچیز روزانه را مدت ها است بر ما بسته اند.👇🏾👇🏾
فریاد نفرت کارگران ایران از این همه فجایع سرمایه بر سرشان در سراسر این جهنم بلند است. وقت آن است که ما کارگران همه واحد های مختلف کار و تولید، آحاد کارگری در همه جا می بایست کار را تعطیل کنیم همزمان خواهان معیشت رایگان همگانی شویم، خواهان رایگان شدن بهداشت و دارو و درمان شویم. برای این کار و رفع تمام ضعف ها و فروماندگی هایمان در مقابل سرمایه داران و دولت آن ها، برای باز داشتن آنها از این همه دست اندازی های غیر انسانی به زندگی، سلامت وحداقل معیشت مان و خانواده هایمان، متحد و شورایی عمل کنیم و برای این کار قدرتی سازمان یافته در شوراهای ضد سرمایه داری خود شویم.
گزارشی از ایتالیا در رابطه با همه گیری ویروس کرونا
از تاریخ ۲۱ فوریه اولین موردهای ویروس کرونا در شمال ایتالیا در دو شهر کوچک و متوسط استان لومباردیا شناسایی شد، این بیماری به سرعت گسترش یافت. عکس العمل طبیعی دستگاه بهداشتی کشور این بود که به حالت آماده باش در آید. وزارت بهداشت شروع به تست کرونا بطور وسیع کرد و متوجه شد که این مسئله به حالت یک اپیدمی در آمده است. یکی دو شهرستان به همراه ۱۵ شهر قرنطینه شدند، مدارس و دانشگاه های آن شهرها تعطیل شدند ولی محیط های کار، فروشگاه های بزرگ و کارخانه ها و کارگاه ها و در نتیجه کل سیستم حمل و نقل شهری و بین شهری ، مترو، قطار، تراموا، و اتوبوس ها همچنان به کار خود ادامه دادند که نتیجه آن گسترش بیشتر ویروس در شهر های مزبور و دیگر شهر ها شد. دولت مدارس و دانشگاه های کل کشور را تعطیل اعلام کرد و با فاصله یک یا دو روز همه فروشگاه های غیر حیاتی، رستوران ها، کافی شاپ ها و سالن های ورزشی تعطیل اعلام شدند.
اکنون ویروس تقریبا در همه استان ها پخش شده بود و هر روز بر تعداد مبتلایان و در نتیجه کشته شدگان اضافه می شد. در این دوران ایتالیا در وضعیت بد اقتصادی قرار گرفت، تمامی نمایشگاه های صنعتی و تجاری که ابزاری هستند برای فروش و بستن قراردادهای تجاری ، بایکوت شده و تعطیل شدند. سرمایه داران و صاحبان صنایع به دست و پا افتاده و از طریق رادیو هاو تلویزیون ها و روزنامه های شان تلاش کردند که این بحران را تا حدی لاپوشانی کنند و از دستگاه بهداشتی انتقاد کردند که چرا بر خلاف کشور های دیگر با تست وسیع جمعیت بدنبال بیماری گشته و به این وسیله باعث بروز مشکلات اقتصادی و اختلال در کسب سود آنها شده اند.
در همین حال ایتالیا به اولین کشور از لحاظ همه گیری ویروس کرونا تبدیل شده و هر روز آمار مبتلایان و کشته شدگان افزایش پیدا میکند ولی دولت ایتالیا به خواست صاحبان صنایع ( سرمایه) با اینکه همه فعالیتهای دیگر اقتصادی و آموزشی و اجتماعی را تعطیل کرد ولی کارخانه ها و کارگاه ها را باز نگه داشت. کارگران مجبور به رفتن سر کار شدند. آنها شاهد مبتلا شدن همکاران خود در محل کار بودند و نگران خود و خانواده شان. این نگرانی تبدیل به خشم شد. کارگران می گفتند که جان کارگر برای دولت سرمایه ارزشی ندارد، کافیست که جریان تولید سود مختل نشود و به سرمایه آسیبی نرسد .
از روز ۱۱ مارس زمزمه اعتصاب بلند شد و از روز ۱۲ مارس در بسیاری از مراکز کار ، کارگران دست از کار کشیدند. سندیکاها که با دولت توافق کرده بودند و تا این زمان اعتراضی نکرده بودند خود را در وضعیت بدی دیدند و بدنبال کارگران که دست به اقدام زده بودند شروع به پادرمیانی کردند.
این تصویری است که کم وبیش در همه جهان سرمایه داری به چشم می خورد: جان کارگران، خالقان تمامی ثروت جوامع بشری تا آنجایی ارزش دارد که قادر باشند تولید سود کنند. آنها یک ماشین هستند و اگر خراب شدند ، ویروسی و بیمار شدند، جای آنان را یک ماشین دیگر میگیرد . این منطق سرمایه است.
بیماری ها، ویروسها، باکتریها و بلایای طبیعی همیشه وجود داشته اند، این نظم سرمایه است که مسئله را بغرنج تر میکند. به این دلیل که بخش بزرگی از سرمایه اجتماعی صرف مسائل نظم موجود می شود و حتی همین امکانات موجود هم به طور عادلانه تقسیم نمی شود.
ما کارگران هر روز بیشتر در می یابیم که راه آزاد سازی نیروهای بشر در به مهار در آوردن نیروهای طبیعت از مسیر در هم کوبیدن نظم سرمایه و جامعه مبتنی بر طبقات می گذرد. یا ما کارگران متحد در صفوف طبقاتی مان سر خصم بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ.
کارگران کارخانه فولاد دامغان بدنبال شیوع ویروس کرونا و ابتلاء هشت تن از کارگران به این ویروس دست به اعتراض زدند. آنها می گویند علیرغم ابتلاء این کارگران به کرونا ولی کارفرما حاضر به تعطیلی کارخانه نمی باشد و به کارگران گفته است “هر کس اعتراض دارد برود تسویه حساب کند و برای همیشه به خانه‌اش برود”. این کارگران می گویند، به دلیل ترس از بیکاری مجبورند بدون ماسک و دستکش کار کنند. ویروس کرونا (کووید- 19) از انسان به انسان منتقل می گردد و تجمع کارگران در محیط های کار و زیر سقف های مشترک ابتلای به بیماری را ممکن می کند و این را همه سرمایه داران و دولت های آن ها در سراسر جهنم سرمایه داری جهان می دانند با وجود این در هر شرایطی کارگران را به این میدان های تیرروانه می کنند. این در حالی است که دولت های سرمایه همراه با بانک های بزرگ مرکزی و بانک جهانی در سراسر این جهنم از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال کره ارض و با بهانه قرار دادن بحران سرمایه به پمپاژ پول و سرمایه با بهره های منفی یک بار دیگر به جبران کاهش سود شرکت ها، واحد های کار و تولید شتافته اند.👇🏾👇🏾
سرمایه داری ایران، هیئت رهبری آن و دولت هولو کاست آفرین آن از این نیز فراتر می روند و کارگران مبتلا به ویروس مرگزا را وادار به کار در فضای جهنمی تولید و کار می نمایند. این فقط کارگران ایران خودرو، عسلویه و سایر حوزه های سرمایه نیستند که برای افزایش سود سرمایه داران می بایست راهی سلاخ خانه های کار و تولید گردند این شرایط کار همه کارگران سراسر جهان در این روز ها است. سرمایه داران و دولت های آن ها این روز ها بیش از پیش فقط بفکر انباشت و عدم توقف حتی یک لحظه تولید اند. ما کارگران نه تنها می بایست در این شرایط بفکر سلامت خود و خانواده های خود باشیم و بلکه بخصوص اکنون که تعطیلی کار دستور کار فوری، مبرم و حیاتی بخش بسیار گسترده ای از طبقه کارگر ایران شده است. می بایست هر چه زودتر دست بکار عملی ساختن این امر مهم و حیاتی برای زندگی خود و خانواده هایمان شویم. با قدرت سازماندهی شورایی کار را تعطیل کنیم، معیشت همگان ، بهداشت و دارو و درمان یکسره رایگان بر سرمایه داران و دولت آنان تحمیل کنیم.
دفاع دموکراتیک و مدنی از جان انسانها در مقابل ویروس کرونا!!!
سرمایه داری خوب و بد ندارد و بورژوازی همه جای جهان سر و ته یک کرباس است. انسان، انسانیت، موجودیت انسانی و نیازهای اولیه بشری هیچ چیز، سرمایه، سود، انباشت و خودافزائی غول آسای سرمایه همه چیز. این حرف اول و آخر شیوه تولید سرمایه داری در سراسر دنیا و در کل تاریخ این نظام است. اینکه فاشیسم اسلامی بورژوازی در ایران، در رابطه با پاندمی کووید 19 چه بر سر 60 میلیون نفوس توده کارگر آورده است، بی نیاز از توصیف است. این را همگان می دانند. آنچه کمتر به زبان ها می آید سناریوی دفاع از جان آدمیزاد!! در قله های پرآوازه و شهرآشوب رفاه!! جامعه مدنی و حقوق بشری نظام بردگی مزدی است. سوئد صدرنشین این جوامع است. در سوئد آمار مبتلایان ساعت به ساعت، با شتاب زیاد، سیر صعودی می پیماید، کلیه مناطق و شهرها از بالتیک تا قطب شمال، میدان تاخت و تاز کرونا است. هراس و وحشت همه را در خود فرو پیچیده است اما دولت بورژوازی، طبقه سرمایه دار و بیش از همه سازمان مراقبت و تدارک اجتماعی با اصرار غیرقابل توصیفی، استوار و مصمم می گویند که:
هیچ نیازی به تعطیل مدارس نیست، هیچ کدام ار مراکز کار و تولید نباید تعطیل شوند. از گزارش روزانه شمار بیماران باید جلوگیری گردد، آلوده شدگان و مبتلایان به کووید 19 احتیاج به هیچ گونه تست ندارند، پرواز هواپیما همچنان مجاز است. تشکیل اجتماعات کمتر از 500 نفر بدون هیچ اشکال است. هیچ قرنطینه ای در هیچ کجا دستور کار نمی باشد، حمل و نقل همگانی از اتوبوس تا مترو و از قطارهای بین شهری تا ترامواها باید با همه ظرفیت موجود به کار خود ادامه دهند، هیچ فروشگاهی، سینمائی، رستورانی در هیچ کجا تعطیل نمی گردد.
بورژوازی سوئد، دولت و بالانشینان سیستم درمان کشور هیچ کدام از اقدامات بالا را نیاز مقابله با شیوع دامنگستر و پاندمیک کرونا نمی بینند!! راه چالش کووید 19 را در هیچ یک از این پروسه ها، پویش ها یا برنامه ریزی ها جستجو نمی کنند، آنها برای کارزار علیه کرونا و کووید، طرح های بسیار مشعشع و حیرت انگیز دیگری دارند. پس به چندتا از این پروژه های اعجازآور نظر اندازیم.
تخصیص 500 میلیارد کرون اعتبار برای کمک فوری، ضربتی و حیاتی به شرکتهای متوسط و کوچک، به سرمایه داران صاحب مؤسسات صنعتی و تجاری با هدف جلوگیری کاملا کارا و چاره ساز از هر گونه کاهش سود این شرکت ها، کاهش آزاد و بی دریغ مالیات کارفرمائی یا هر مالیات مربوط به سرمایه و سرمایه داران، با هدف جبران جامع الاطراف و مکفی هر گونه خسارت احتمالی شرکت ها در صورت ابتلای هزار، هزار کارگر مورد استثمار آنان. این کار باید حتما انجام گیرد تا هیچ دیناری از سود هیچ سرمایه داری کم نگردد. تنزل بیش از پیش بهره بانکی برای صاحبان سرمایه تا غول های عظیم صنعتی و مالی با فراغ بال دست به کار انباشت افزون تر و کهکشانی تر شوند.
ملاحظه می کنید که از منظر بورژوازی سوئد و دولتمردانش، کرونا و کووید 19 تا جائی که به 8 میلیون سکنه کارگر این کشور بر می گردد مطلقا موضوع قابل بحثی نیست. کرونا مخیر، مختار و آزاد است تا هر کجا که می خواهد جان کارگران را بگیرد، این کشتار تا جائی که به کارگران بالای 65 سال مربوط می شود یک فرصت بسیار طلائی نیز هست، باید آن را عید عظیم خون دید و شاید کمک مؤثری به سرمایه در پالایش بحران خود باشد. از این که بگذریم باید پاندمی کووید را با شور فراوان غنیمت شمرد و بلادرنگ و بدون هیچ فوت وقت تریلیون ها کرون حاصل کار و استثمار توده های کارگر سوئد و دنیا را به حساب تراست ها و مؤسسات غول پیکر سرمایه داری واریز کرد.
به خاطر بیاورید که اینجا جهنم سرمایه داری ایران و قلمرو حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه نیست، اسپانیای ژنرال فرانکو هم نیست، ایتالیای موسولینی هم نمی باشد، افریقای جنوبی دوران آپارتاید هم نیست. استالین هم تا جائی که می دانیم سفری به این دیار نداشته است. اینجا سوئد، بلندآشیان دموکراسی، مدنیت و حقوق بشر سرمایه داری، ام القرای سوسیال دموکراسی نظام بردگی مزدی و کعبه آمال بورژوازی چپ جهانی است. در چنین جامعه ای است که به گاه طوفان کووید 19، دولت سوسیال دموکرات سرمایه با کارگران همان می کند که علی خامنه ای و رژیم درنده دینی بورژوازی می کند، رک و عریان عربده می کشد که همه مراکز کار باز باشد، مدارس باز باشد، پروازها آزاد باشد، مهد کودک ها مفتوح ماند، زیرا هر ساعت تعطیل این مراکز، تعطیل چرخه سود سرمایه است. به بهای باز بودن این مراکز خیل کارگران قربانی گردند زیرا که کشتار آنها آبیاری کشتزار انباشت پرخروش تر سرمایه است. این را هم به خاطر داشته باشیم که در تمامی طول این مدت فریاد کارگران بخش درمان تا عرش پرطنین بوده است که در بیمارستان ها و مراکز درمانی فاقد امکانات لازم برای رسیدگی متعارف و ابتدائی به وضع مراجعان بیمار هستیم.
سرمایه داران شرکت حفاری شمال طی اطلاعیه ای اعلام کرده اند که تمامی کارگران شاغل بر روی دکل های حفاری حق برگشت به خانه را ندارند و میبایستی یک ماه و شاید بیشتر بر روی دکل ها بمانند و کار این شرکت را پیش ببرند. این تصمیم شرکت حفاری شمال خشم کارگرانی را که بعد از ۱۴ روز کار سخت و مداوم به امید بازگشت به خانه و گذراندن سال نو در کنار خانواده هایشان را داشتند برانگیخت وبا اعتراضاتی در دکل ها همراه شد. روز سه شنبه ۲۷ اسفند ماه کارگران کارخانه شیشه قزوین برای سومین روز متوالی در اعتراض به عدم به‌کارگیری اقدامات لازم برای مقابله با شیوع ویروس کرونا تجمع کردند. این کارگران می گویند: «از زمان شیوع ویروس کرونا، به جای تعطیلی موقت شرکت و سایر تمهیداتی که باید توسط مدیران اتخاذ شود، همچنان شرکت فعال بوده، ایاب و ذهاب کارگران توسط اتوبوس انجام شده و سرو غذا همچنان در سلف‌سرویس مرکزی شرکت انجام می‌شود». هم چنین روز دوشنبه ۲۶ اسفند ۹۸ کارگران معدن گل‌گوهر کرمان در اعتراض به تعطیل نشدن معدن و قرنطینه نشدن کارگران بدلیل شیوع ویروس کرونا، در مقابل فرمانداری کرمان تجمع کردند. 👇🏾👇🏾
کارگران صنایع معدن، آهن و فولاد سیرجان در اعتراض به تعطیل نشدن، بعلت شیوع بیماری کرونا، ۲۵ اسفند دست به اعتصاب زده بودند. در شرکت‌ها و کارخانه‌های تولیدی شمار زیادی از کارگران هیچ وسایل بهداشتی از جمله مواد ضدعفونی کننده، دستکش و ماسک بهداشتی ندارند و حتی بدون تب سنج کار می‌کنند که می تواند خطرناک باشد. توده های کارگر هم اکنون در سراسر جهنم سرمایه داری اسلامی ایران در اعتراض علیه وضعیت اسفناک خود و خانواده هایشان در مقابله نابرابرو تنهایشان علیه اپیدمی کرونا از مدتی پیش حوزه ای جدید بر پیکار همیشه جاری خود علیه رژیم سرمایه باز کرده اند. سرچشمه بیماری کرونا مثل تمامی بلیه های دیگر به طور واقعی، نه طبیعت که سرمایه داری است. به این دلیل بسیار شفاف که سرمایه داری اگر با فرض محال بخواهد سد راه زایش، سرایت و اپیدمی بیماری ها گردد از تمامی امکاناتی خود کارگران تولید و مهیا می کنند برخوردار است. سرمایه این کار را نمی کند زیرا فقط به سود و خودگستری خود می اندیشد، زیرا جان انسان ها برایش فاقد هر نوع ارزش است. سرمایه است که منشأ و بانی واقعی شیوع کرونا است. سرمایه است که با امتناع از پیش گیری ها موجد اشاعه هر چه هولناک تر ویروس شده است. آن چه در این روند و در مبارزه ما علیه سرمایه، تهاجم رژیم اختاپوسی و کشنده سرمایه از هر زمانی بیشتر لزوم ان احساس می شود همبستگی و هم جوشی طبقاتی، گذر کردن از حصار کارخانه و محل کار و تبدیل شدن به نیرویی تاریخ ساز است. ما می بایست سرنوشت زندگی خودرا از دستان سود جو و به خون آغشته سرمایه رها کنیم. یک نیروی طبقاتی شویم. ما قدرتی عظیم و تاریخساز هستیم. این قدرت را بشناسیم و به کار گیریم و علیه سرمایه اعمال کنیم.
ماشین اعدام کارگران توسط سرمایه را در هم بشکنیم
سیامک مقیمی کارگر 25 ساله دستگیر شده در خیزش آبان و اسیر سیاهچالهای مرگ فاشیسم اسلامی بورژوازی، اینک در بیدادگاههای قهر رژیم، به اعدام محکوم شده است. سجاد سالاروند کارگر ساختمانی 21 ساله نیز حکم زندان با اعمال شاقه و انجام مرگبارترین بیگاریها دریافت کرده است. او به حکم بیدادسرای شرع سرمایه مجبوراست در غسالخانه های عاریت گرفته ارتجاع بورژوازی از سیاهی زارهای دوره پارینه سنگی، اجساد آکنده از ویروس و میکرب بیماران را شستشو کند!! رژیم اسلامی در لشکرکشی فاشیستی علیه خیزش رادیکال آبان چندین هزار کارگر و کودکان خانواده های کارگری را کشت، چند ده هزار کارگر را دستگیر و راهی شکنجه گاه کرد. رژیم به تمامی این بربریت های دست زد و فاجعه مهم آنکه جنبش کارگری در مقابل این درندگی بورژوازی قفل سکوت بر لب زد و هیچ فریاد اعتراض اثرگذاری، در هیچ کجا سر نداد. سکوت اسفباری که برگی تاریک درکارنامه جنبش کارگری ایران خواهد بود. این سکوت دست اپوزیسون های عوامفریب بورژوازی را در داخل و خارج باز نمود تا واقعیت ها را تحریف کنند، زیر بیرق دروغین افشاگری، آمار کشتکان، زندانیان و محکومان به اسارت طولانی را پائین و پائین تر آرند، به نهاد موسوم به «حقوق بشر» فرصت داد تا پس از مدت ها هیاهو و نعره دفاع از حق انسان!!! آمار قتل عام شدگان را تا 300 نفر پائین آرد. سکوت غم انگیز جنبش کارگری در مقابل حمام خون ها و دستگیری های فاشیستی رژیم، به بخشهای مختلف بورژوازی ایران و دنیا مجال داد تا شورش سراسری طبقه کارگر در آبان را ساز و برگ مناسبی برای فرصت طلبی ها، سازشها و تسویه حساب های میان خویش تبدیل کنند!! خود را مدافعان آزادی، دیکتاتوری ستیز، پاسدار حقوق بشر معرفی نمایند!! و دراین راستا سیل فریبکاری راه اندازند. سکوت کارگران باعث گردید تا احزاب و محافل طیف رفرمیسم چپ، در خارج کشور، کارگران ویترین نشین این جریانات، سندیکالیستهای معلوم الحال پرچم دروغین دفاع از خیزش آبان بلند کنند، در آستان اتحادیه های کارگری پاسدار نظام بردگی مزدی بساط دعا و التماس پهن نمایند، برای این امامزاده های فریب سرمایه آبرو خرند و از بارگاه رهبران سرمایه دار آنها بخواهند تا زیر نام دفاع از کارگر!! دلال مظلمه حاکمان جانی سرمایه شوند!! خاموشی کارگران در قبال توحش رژیم علیه دستگیرشدگان، به جمعیت مؤتلفه سرمایه داران ناراضی و رفرمیسم راست و چپ مانند «کانون نویسندگان » مجال داد تا روایت ضد کارگری، سرمایه مدار و ارتجاعی خود از آزادی، حقوق، مطبوعات آزاد یا همه مفاهیم مشابه را لباس جعلی اعتبار پوشانند و در این گذر به شستشوی مغزی توده کارگر پردازند.
سکوت جنبش کارگری زمینه را برای همه این رخدادهای شوم هموار ساخت اما از همه اینها مهم تر آنکه دست رژیم حمام خون پرداز جمهوری اسلامی را باز گذاشت تا دهها هزار کارگر اسیر در سیاهچال ها را برای ماههای طولانی شکنجه کند و شمار کثیری از آنها را به جوخه اعدام بسپارد. سیامک مقیمی از جمله این کارگران محکوم به اعدام است. وقت آنست که این سکوت را بشکنیم و با همه توان وارد میدان گردیم. این فقط ما هستیم که قدرت این کار را داریم. بیائید اعلام داریم که هر گونه تعرض به جان هر کارگر زندانی یا ادامه اسارت آنها در شکنجه گاهها را با تعطیل کامل و سراسری چرخه تولید سرمایه پاسخ خواهیم داد. بیائید در هر کجا که هستیم صدای خویش علیه دستگیری و اعدام کارگران را بلند کنیم و اعلام داریم که جنایت رژیم علیه این انسانها را با موج پرخروش پیکار رادیکال طبقاتی و ضد سرمایه داری پاسخ خواهیم داد.
کارگران مترو تهران صبح امروز پنج شنبه ۲۹ اسفند ماه برای چندمین روز متوالی در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و دستمزد عقب‌مانده خود، دست به تجـمع و اعتصاب زدند. کارکنان شرکت‌کننده در تجمع و اعتصاب می‌گویند که وضعیت معیشتی خانواده‌هایشان به دلیل عدم پرداخت دستمزدها، بسیار وخیم است، بطوریکه شماری از آنان در روزهای نوروزی توان تأمین نیازمندی‌های اولیه زندگی خود را ندارند. همین کارگران در ۲۵ اسفند بهمین دلایل دست به اعتصاب زده بودند. کارگران شهرداری بندر عباس، صبح روز پنج شنبه ۲۹ اسفند ماه، برای چندمین بار در اعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه دستمزد، حق بیمه و عیدی خود، دست از کار کشیده و مقابل استانداری این شهر دست به تجمع زدند. هجوم سبعانه و کشتار ویروس کرونا که خود حاصل عملکرد سرمایه و دولت سرمایه داری ایران است کم بود در این وضع کارگران در سراسر ایران از دستمزدهای نازل و شبه رایگان خود نیز محروم اند. 👇🏾👇🏾
این وضع ما است و در این وضع محل کار فقط محل استثمار لجام گسیخته ما توسط روابط تولیدی سرمایه داری نیست بلکه محل کشتار گسترده طبقه ما توسط کرونای مولود سودافزوئی جنایتکارانه سرمایه داری هم می باشد. باید به این وضع پایان داد و برای این کار لازم است به نیرویی طبقاتی تبدیل شد. ما مبارزه می کنیم، اعتصاب می نمائیم و چرخ تولید سود را متوقف می نمائیم اما یک جای کار می لنگد و آن این است که ما هماهنگ عمل نمی کنیم و اعتراضات و اعتصاباتمان در حوزه های مختلف و از هم جدا و پراکنده است. باید هماهنگ شد. لازمه ی این هماهنگی همانطور که بارها گفته شده ضعف و یا عدم وجود سازمان سرمایه ستیز کارگری است. نهادی که خود کارگران درگیر اعتصاب و اعتراض با جهت سرمایه ستیزی و ضد کار مزدی بنا می کنند و با دیگر کارگران حوزه های سرمایه ارتباط می گیرند و با اعتصابی هماهنگ قدرت سرمایه و دولت آن را با قدرت کارگری پاسخ می دهند.
نشریه علیه سرمایه شماره 24 ویژه نامه کرونا http://www.alayhesarmaye.com/images/24.pdf
نامه یک رفیق کارگر به نشریه علیه سرمایه با سلام
این روز ها که مسئله این بیماری پیش آمده ( کرونا) بار دیگر نشان داده که تنها مسئله ای که در نظام سرمایه داری ارزش دارد اضافه ارزش سرمایه است. د ر منطق سرمایه هیچ چیز جایی ندارد جز منطق سود.اگر چه ممکن است حوزه های سرمایه اندوز و اضافه ارزش با هم تفاوت داشته باشند ، در نهایت سرمایه به جایی می رود که سود خود را در آن ببیند.امروز می بینیم در حوزه ششتشوی محلول و مواد ضد عفونی ، سرمایه به فعالیت افتاده و حتی به احتکار این اقلام دست می زند . زیرا سود فعلا" در این حوزه است.این موضوع فقط به ایران محدود نمی شود بلکه جهانی است.هنوز در کشف داروی این بیماری اتفاق خاصی رخ نداده ، در امریکا ارزش سهام کارخانه های دارو سازی ارزش بیشتری یافته اند.سرمایه در قاموس خود چیز دیگری را نمی پذیرد.این بیماری در روند سود و ارزش اضافه اثر نزولی خواهد گذاشت.بطوری که اکنون سرمایه داری چین با آن بشدت روبرو شده است.در دل این بحران میزان بیشتری فقر و فلاکت و بیکاری بر سر کارگران آوار خواهد شد.هم اکنون در ایران بخشی از کارگران از کار خود بیکار شده اند.کارگران فروشگا های کوچک ، دستفروشان ، معلمان آموزشگا ه های خصوصی زبان و کنکور ، کارگران ساختمانی و حتی برخی از واحد های تولیدی بزرگ کاملا" بیکار شده اند.اما در این میان هم و غم ما کارگران این است که از گرسنگی ، فقر و بیماری از بین نرویم.اکنون نیاز به دست بکار شدن است . با ایجاد شورا های ضد سرمایه داری با نیروی خود در مراکز کار و زیست دست بکار شویم و در دل این شورا ها پیگیر تحقق مطالبات و خواست های طبقه خود شویم.در شورا های محله ، آموزش لازم بهداشتی را با کمک متخصصین به کار گیریم و از حاکمیت خواهان بهداشت رایگان شویم.در این شورا ها می توان خواهان دستمزد کامل در طول دوره تعطیلات شد.در بیمارستان ها می توان با کادر درمانی شورا هایی ایجاد کرد که به امر درمان و هر آنچه که لازمه درمان این بیماری است پرداخت. این شورا ها وظیفه توزیع وسیع ماسک و مواد ضد عفونی را بر عهده خواهد داشت.ما کارگران جز مبارزه و تلاش برای برپایی چنین شورا هایی راه دیگری نداریم.می بایست در دل این شورا ها به پیکار خویش علیه سرمایه داری و تحقق مطالباتمان ادامه دهیم.با این بیماری کشنده ای که امان از همه بریده است و ابعاد آن هر روز بیشتر می شود جه باید بکنیم.وقتی سرمایه فقط منطقش سود وکسب ارزش اضافی است و تا جایی قدم بر می دارد که خللی د ر تولید اضافه ارزشش وارد نشود ، ایا موقع ان نرسیده که ما کارگران با ایجاد شورا های خود در محل زیست وکار پیگیر مطالبات خود باشیم.سرمایه و دولت آن در این کارزار در مقابل ما خواهند بود .زیرا این مبارزه و طرح این مطالبات برای آنها گران تمام خواهد شد. دولت سرمایه چاره این معضل را در سرکوب می بیند .لذا این شورا ها غیر ضد سرمایه داری چیز دیگری نخواهند بود.در این شورا ها ما می آموزیم که صاحب نظر باشیم. دخالتگری کنیم. خلاقیت خود را ارتقا دهیم.شاید امروزه بهترین مصداق اینگونه شورا ها را در کادر درمانی و پرستاران بتوان ایجاد کرد.مبارزات پرستاران با شرایط سختی که امروزه با آن روبرو هستند و عمدتا" دستمزد ها و مطالبات پرداخت نشده ای دارند می بایست در این شوراها پیگیری گردد.کسی در این شورا ها ناظر نیست و همه صاحب نظرند.
کارگر جوشکاری - سامان
جنگ شورائی علیه کرونا در سنگر جنگ علیه سرمایه
یورش پاندمیک کرونا، مرگ دهها هزار کارگر، فرار طبقه سرمایه دار و رژیم اسلامی از هر گونه تدارک و هزینه لازم برای کاهش حمام خون بیماری و بالاخره استیلای سراسری شبح وحشت در جهنم بردگی مزدی، یک بار دیگر ضروت حیاتی برپائی شوراها را به صدر بحث ها و شور و مشورت های جاری آحاد کارگران فرا رانده است. این جهتگیری یا جستجوی راه چاره برای غلبه بر معضلات جاری از طریق رجوع به همبستگی و اتحاد شورائی قطعا ارزنده است و باید آن را با همه وجود، عملا و جنبشی استقبال کرد. اساس این است اما مسأله بنیادی نوع رویکردی است که در پیگیری ماجرا یا راهبرد شوراسازی داریم. خیلی ها می گویند وقت همدردی و همراهی است. سرمایه داران و دولت ها سوای سرمایه، سود و قدرت سودای دیگری ندارند، جان انسانها برایشان بی ارزش است. از آنها هیچ آبی برای فرو خواباندن هیچ لرزی گرم نمی گردد، پس خودمان دست در دست هم نهیم، به یاری همدیگر بشتابیم، گره از مشکلات هم باز کنیم، تا هر کجا امکان داریم جان همدیگر را از خطر تهاجم کرونا نجات دهیم. گفتگوی روز شوراسازی، برای عده ای این جنس است!!. گفتمانی که یقینا بعد انسانی دارد، قابل تقدیر است اما اولا در این سطح ربطی به مبارزه طبقاتی ندارد، ثانیا با همه اهمیت انسانی اش مشکلی از کوهساران سر به فلک کشیده مشکلات و مهلکه های دامنگیر 60 میلیون نفوس توده کارگر را حل نمی کند. جهتگیری ها و نسخه پیچی های دیگری هم حتما وجود دارد. برخی محافل کارگری منفعل، اوضاع اجتماعی روز را فرصتی می یابند تا کارگران را از راه دور یا نزدیک به هم پیوند زنند، نام پیوند را شورا بگذارند و این شورا را ابزاری برای چانه زنی با سرمایه داران و دولت سرمایه به نفع کارگران سازند. کمی آن طرف تر احزاب و سازمانهای پرچمدار رهائی طبقه کارگر!!! به صف هستند تا از این فرصت حداکثر بهره برداری را برای تشکیل شوراهای حوزه سربازگیری به عمل آرند و به سوی تسخیر قدرت سیاسی بشتابند. داغ شدن بحث شوراسازی، پرارج است اما تاریخ جنبش کارگری شاهد داغدار این واقعیت سیاه است که هر گام جنبش رادیکال، طبقاتی و شورائی توده کارگر با خیل راهزنان زیر و بالای پل فریب هم مواجه بوده است. بر همین مبنی باید هشیار بود. عصاره حرف ما آنست که بورژوازی در سطح جهانی، زرادخانه ها و توپخانه های خود را آتش کرده است تا پاندمی کووید 19 را یکی از عظیم ترین بلیه های انسانی برای ما، نعمتی سترگ برای سرمایه و تونلی بدون مرز جهت سرشکن سازی بار بحران سرمایه داری بر زندگی ما سازد. ما مثل همیشه، مثل همه روزهای تاریخ عمر طبقه خود و البته بیشتر و حیاتی تر، نیازمند برپایی یک جنبش شورائی ضدسرمایه داری هستیم. جنبشی که قدرت پیکار طبقه ما را در مقابل سرمایه و دولتش به صف کند، این قدرت را در تمامی میدان های ستیز و عرصه های مختلف زندگی اجتماعی علیه سرمایه اعمال نماید، جنبشی که توان پیکار طبقه ما را روزافزون سازد و ما را از ورطه این همه زبونی و زمینگیری بیرون آرد.
شوراها باید ستاد پیشبرد جنگی باشد که کفه توازن قوا را به نفع طبقه ما و به زیان فاحش بورژوازی سنگین سازد. کارگران را در سطحی بالاتر از تدارک، تجهیز، آمادگی، شناخت، آموزش و آگاهی، برای عقب راندن بورژوازی از تسلط جنایتکارانه بر سرنوشت کار و تولید و زندگی خود قرار دهد. جنگی که در هر شرایط و هر برهه، منطقه و میدان وقوع خاص خود را احراز کند. این جنگ امروز، در وضعیتی که ما قرار داریم، باید حول محور تعطیل مراکز کار، تولید، آموزش سوای بخش درمان، تضمین کامل معیشت، مسکن و همه مایحتاج زندگی، رایگان سازی کل دارو، درمان و بهداشت شعله افروزد. جنبش شورائی ما باید ستاد پرخروش این جنگ باشد. شوراها را برپای داریم و برای تحمیل قاطع این خواست ها بر طبقه سرمایه دار و دولتش بجنگیم. در طول هفته های اخیر همجوشی و همپیوندی انسانی نسبتا وسیعی میان توده های طبقه ما درشهرها، روستاها، مراکز کار و تولید با هدف کمک به همدیگر درمقابله با کرونا شکل گرفته و بالیده است. این جوشش انسانی، این همبستگی پرارج طبقاتی را عمق و بسط دهیم، همین همجوشی را سنگ بنای یک همرزمی نیرومند و رادیکال شورائی علیه سرمایه داری سازیم. این همیاری را سلاح کاوش ریشه واقعی دردها و رنجها کنیم، سرچشمه کل سیه روزیها نظام بردگی مزدی است. سرمایه داری است که بشریت را در مقابل کرونا خلع سلاح و مفلوک نموده است. همه حاصل کار نسلهای متوالی توده های کارگر دنیا را سرمایه و کل دانشها، پژوهشها، آموزشها را ساز و برگ افزایش سود و خودافزائی سرمایه ساخته است. با تخریب انفجارآمیز طبیعت میلیونها بیماری غیرقابل درمان را به جان ما انداخته است. ابتدائی ترین مایحتاج ایمنی و بهداشتی و درمانی را از میلیاردها کارگر سلب کرده است، همین حالا زیر بیرق دروغین مبارزه با کرونا تریلیونها تریلیون حاصل استثمار ما را در نقطه، نقطه جهان به حساب صاحبان سرمایه واریز و در عوض حتی ماسک، الکل، تخت بیمارستانی، تست تشخیص و مواد شوینده حیاتی را از دسترس همزنجیران مریض ما خارج کرده است. ریشه کل بدبختی ها در وجود سرمایه است، برای محو سیه روزی ها، برای هر میزان کاهش استثمار، فقر، گرسنگی، قحطی، فلاکت، بی خانمانی و بیماری سوای جنگ رادیکال طبقاتی علیه سرمایه راه دیگری نداریم. شوراها را برپای داریم و سنگر جنگ ضد سرمایه داری سازیم.
کارگران ضد سرمایه داری
طوفان کرونا در «پارس خودرو»
رژیم اسلامی یا کل ساختار نظم، برنامه ریزی، سیاستگذاری، قوای سرکوب فیزیکی و فکری سرمایه در جهنم همیشه مشتعل سرمایه داری ایران در خدمت انتقال، پرواز، طوفان آفرینی، کشتار و هولوکاست پردازی کرونا و کووید 19 است. کل کارخانه ها و مراکز کار باز هستند، هر کارگری حتی اگر مریض باشد باید سر کار حاضر گردد، استثمار شود و در غیر این صورت محکوم به مرگ ناشی از گرسنگی خواهد بود. اجتماعات منطبق بر نیاز سرمایه و فاشیسم اسلامی بورژوازی با هر تعداد، هر درجه از وسعت و کثرت نه فقط مجاز که شرکت در آن ها الزامی و شاید اجباری است. کل جاده ها، راهها و کوره راهها در سراسر دوزخ برای عبور میلیون، میلیون مسافر نوروزی حامل ویروس باز و همساز است. تمامی بیمارستان ها از بیماران کرونائی آکنده است و هیچ جائی برای پذیرش مبتلای تازه موجود نیست. دارو، مواد شوینده، الکل و همه احتیاجات بهداشتی و داروئی اسیر قحطی است. شبکه درمانی کشور در وسیع ترین سطح قتل عام شده است و مقدمین علیه امنیت کشتار کرونا یا مبارزان راه نجات بیماران از شر کووید به اندازه کافی به سزای اعمال خویش رسیده اند. فاشیسم اسلامی بورژوازی سنگ تمام گذاشته و کل این کارها را در پهنه معیت، معونت، حمایت و همیاری با کرونا انجام داده است و بربلندای همه این پشتیبانی ها و همراهیها است که کوید 19 با تمامی قدرت می تازد، قربانی می گیرد، از کارخانه ای به کارخانه دیگر و از خانه ای به خانه بعدی بساط کشتار پهن می کند. در طول همین چند روز در شرکت پارس خودرو طوفان به پا کرده است. کارگران زیادی را به پرتگاه مرگ رانده است و دیروز جان یکی از همزنجیران ما، جان رضا صالحی را گرفت. شمار صالحی ها که در هر شبانه روز توسط ماشین کشتار سرمایه و با تیغ کرونا به قتل می رسند از هزار افزون است. چرا رژیم عامدانه، آگاهانه و مصمم برای گسترش این قتل عام می کوشد شاید مجرد بی ارزشی و بی معنا بودن جان انسان برای سرمایه و حکام سرمایه داری رساترین پاسخ باشد. اما شواهد بانگ می زند که رژیم برای انفجارآمیزی هر چه موحش تر جنایات خویش دلایل محکم دیگری مزید بر دلیل اصلی و هویتی بالا هم دارد. جمهوری اسلامی عزم جزم نموده است تا کشتار میلیونی توده کارگر را وثیقه شکستن حصار تحریم ها کند، در سراسر دنیا جنجال نماید که می خواهد به چالش کووید برخیزد اما تحریم ها توان این کار را از او سلب نموده است!! شاید اراده استوار حاکمان سرمایه به اخراج جمعیت پزشکان بدون مرز هم در پیوند با همین سیاست باشد. این پزشکان در نازل ترین سطح می توانستند جان عده ای را نجات دهند، در همان حال شاهد مستقیم جنایاتی باشند که رژیم افشاء آن ها را به صلاح خود نمی بیند.
فاشیسم اسلامی بورژوازی و کشتار کارگران با سلاح کرونا
سرمایه حاصل کار کارگر است و برای بازتولید، خودافزائی و بقایش به کارگر محتاج است. رژیم اسلامی هم کران تا کران این دوزخ را مالامال از بردگان مزدی می خواهد اما بردگانی تسایم، زبون، شکرگزار گرسنگی و فقر و فلاکت و بی خانمانی مولود سرمایه داری، بردگانی قانع، آماده قبول هر شکل شدت استثمار، مسخ و مدفون در نظم سرمایه، بردگانی آماده جنگ با کارگران دیگر، اهل کشتار وسیع همزنجیران، در خاورمیانه یا هر کجای جهان، بردگانی که با کار خود اقیانوس سود را پرخروش، کوهساران سرمایه را غول پیکر و پایه های حاکمیت رژیم را هر چه مستحکم تر سازند. وقتی خامنه ای و رژیم اسلامی نسخه کثرت جمعیت می پیچید به افزایش بردگان مزدی این نوعی نظر داشت، عکس ماجرا وقتی است که سرمایه زیر فشار بحران و بایکوت ابعاد نیاز خود به نیروی کار را هر روز کمتر از روز پیش می بیند، ارتش عظیم بیکاران را بلیه ای برای بقای خود می یابد، از این هم بدتر، صفوف فشرده میلیون، میلیون کارگرانی را مشاهده می کند که همگی معترض، مبارز، ضد استثمار، خواستار خلاصی از فقر، گرسنگی، بی خانمانی، ضد شستشوی مغزی، عاصی علیه سرکوب و حمام خون، ضد نابرابری جنایتکارانه جنسی یا آلوده سازیهای فاجعه بار زیست محیطی هستند، بردگان مزدی این گونه در محکمه فاشیسم اسلامی بورژوازی محکوم، محارب، باغی، مفسد و مهدورالدم می باشند، ابعاد مهدورالدم بودنشان هزار چندان می گردد زمانی که در طول یک سال 1400 اعتصاب سازمان دهند، سرتاسر دوزخ سرمایه داری را میدان اعتراض کنند، شورش دی راه اندازند، خیزش رادیکال آبان برپای دارند، بر بنیاد مالکیت سرمایه داری لرزه افکنند، پایه های حاکمیت بورژوازی را متزلزل سازند، در چنین وضعی، در شرایطی که ساکنان دوزخ سرمایه این گونه آدمها، این کارگران باشند نه فقط کثرت «جمعیت» لازم نیست، نه فقط نیازی به حفظ «جمعیت» نیست که باید همه را یکراست در آتش افکند، راهی گورهای جمعی خاوران ساخت، چند هزار، چند هزار تسلیم جوخه اعدام نمود، به ماشین کشتار دهه شصت و قتل عام 67 سپرد و بالاخره یا سهل تر و کم هزینه تر از همه اینکه میلیون، میلیون آنها را، شکار دست بسته کووید 19 ساخت. ویروس کرونا برای جمهوری اسلامی همان نقشی را ایفا می کند که در طول این 40 سال عمله کشتار سرمایه و ماشین حمام خون این رژیم ایفاء نموده اند. کارگرانی که شورش دی، خیزش ابان، جنبش هفت تپه و شوش، 1400 اعتصاب و 1600 اعتراض در طول یک سال راه اندازند، چرا طعمه دست بسته کووید 19 نشوند؟.
به کارخانه ها سر زنید، کرونا در عسلویه بیداد می کند، در تمامی معادن شیون راه انداخته است، در خوروسازی ها به سرعت باد می پیچید، اما شیوع کووید 19 در بخش ساختمان بیشتر از خیلی جاهای دیگر است. اخبار حکایت از گسترش طوفان آسای بیماری در میان پیک های موتوری، کارگران کارتن خواب و رانندگان دارد. فقط در شرکت واحد بیش از 20 کارگر راننده مبتلا به کووید در خطر مرگ قرار دارند. آمار کارگران جان باخته هر روز به گونه ای رعب انگیز بالا می رود و رژیم درنده اسلامی این کشتار را جزء غیرقابل تفکیکی از استراتژی بقای خود می بیند.