تظاهرات وتجمع دانش اموزان در 14 شهر براساس گزارشها و ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اینترنتی روز شنبه ۱۶ خرداد، دانشآموزان 14 شهر از جمله تهران، شیراز، خرمآباد، کرمانشاه، تبریز، مشهد، کرج، یاسوج ،اراک، مشهد بیرجند قم, شهرهای گیلان، در اعتراض به سیاستهای آموزشی و تأثیر قطعی معدل در کنکور تجمع کردند و دست به اعتراض زدند. عکس بالا اجتماع عده ای از دانش اموزان را در شهر بیرجند به نمایش می گذارد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قابل توجه کارگرانی که دل به کمک و یاری ارتش امریکا و اسراییل در مقابل رژیم جنایت پیشه اسلامی سرمایه داده بودند فایل زیر به روشنی نشان می دهد که هجوم ارتش های جنگ افروز و نسل کش امریکا و اسرائیل به ایران و جنگ چهل روزه آن ها با رژیم درنده اسلامی سرمایه داری جان هزاران کودک، پیر، جوان، زن، مرد طبقه کارگر را با آخرین، پیچیده ترین سلاح کشتار جمعی گرفت.
گزارش گاردین در باره پرویز ثابتی
اهالی منطقهی اعیانی ویندرمیر فلوریدا، آنها را به نام پیتر و نانسی میشناسند؛ زوج بازنشسته و به ظاهر صمیمی که هر صبح هنگام قدمزدن، همسایگان به آنها سلام میکنند و گاهی شاهد دیدارشان با دو دختر موفقشان هستند؛ یکی از آنها استاد برجسته علوم در دانشگاه هاروارد است.اما در پشت دیوارهای بلند عمارت ۳.۶ میلیون دلاریشان در کنار دریاچه، واقعیتی تاریک و پنهان نهفته است: «پیتر» در واقع پرویز ثابتی است؛ فردی که متهم به ریاست بر سازمان پلیس مخفی ایران در زمان شاه موسوم به ساواک، شکنجهگر ارشد این نهاد مخوف پیش از انقلاب ایران بوده و اکنون در فلوریدا با شکایت ۲۲۵ میلیون دلاری، به خاطر جنایاتی که در زندانهای تهران و دیگر زندانهای ایران مرتکب شده است رو به رو می باشد.
ماه گذشته، یک قاضی فدرال حکم داد که ثابتی ۸۹ ساله – که از سال ۱۹۷۸ پس از فرار از ایران زندگی موفق و کم سر و صدایی برای خود و خانوادهاش ساخته بود – باید در دادگاه حاضر شود تا به اتهامات سه شاکی که خود را زندانیان سیاسی سابق معرفی کردهاند پاسخ دهد. به گفته شاکیان پرونده، آنها جزو هزاران نفری بودند که به عنوان مخالفان احتمالی شاه توسط ساواک بازداشت شدند و تحت شکنجههایی که به طور مستقیم به دستور ثابتی انجام میشد قرار گرفتند – از جمله تجاوز، شوک الکتریکی، غرق مصنوعی و کشیدن اجباری ناخنها. یکی از ابزارهای وحشیانه شکنجه که به دستور او به وفور اعمال می شده است «آپولو» نام داشته است. نوعی صندلی الکتریکی که به افتخار برنامه فضایی آمریکا نامگذاری شده بود و کلاهی فلزی داشت که فریاد قربانیان را چند برابر کرده و به گوش خودشان بازمیگرداند.
ثابتی تاکنون واکنشی عمومی به این اتهامات نشان نداده اما در گذشته منکر شکنجه توسط ساواک شده و ادعا کرده بود که «همیشه مخالف شکنجه» بوده است!! .با اینکه مکان زندگی او طی بیش از ۴۵ سال گذشته ناشناخته مانده بود، اما نقش وی بهعنوان رئیس اداره امنیت داخلی ساواک و چهرهای وفادار به شاه بر کسی پوشیده نبود. یک تحلیل محرمانه سازمان سیا در سال ۱۹۷۸ (که در سال ۲۰۱۸ علنی شد) او را یکی از قدرتمندترین و هراسانگیزترین مردان رژیم شاه توصیف کرده است. او اختیار بازداشت، بازجویی و محاکمه مخالفان را در سراسر کشور داشته است.
برآوردها متفاوت است، اما هزاران نفر بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۹ توسط ساواک بازداشت و شکنجه شدند و صدها نفر نیز به قتل رسیدند. سه شاکی این پرونده – مردانی ایرانی مقیم کالیفرنیا با سنین بین ۶۸ تا ۸۵ سال هستند. آنها میگویند توسط ساواک ربوده شده، مجبور به اعترافات دروغین شده و سالها زندانی بودهاند. تلاش وکلای ثابتی برای مختومه کردن پرونده به دلیل مرور زمان توسط قاضی رد شد و احتمال دارد محاکمه در اوایل سال آینده برگزار شود.
طبق دادخواست، ثابتی طی چهار دهه گذشته عمداً از انظار عمومی دور مانده و هویت خود را پنهان کرده است. او و همسرش نسرین ۷۵ ساله، اگر در فوریه ۲۰۲۳ به طور ناخواسته تصویری از آنها توسط دخترشان در یک تجمع ضدجمهوری اسلامی در لسآنجلس منتشر نمی شد، شاید همچنان ناشناس باقی میماندند. گزارشها حاکی از آن است که ثابتی بهعنوان «مشاور امنیتی» رضا پهلوی فعالیت می کرده است. ثابتی و خانوادهاش پس از ورود به آمریکا با تغییر نام به «پیتر و نانسی»، یک شرکت موفق در زمینه ساختوساز در فلوریدا راهاندازی کردند و اکنون مالک چندین ملک از جمله یک عمارت لوکس در ویندرمیر هستند. هر دو (پرویز و نسرین ثابتی) اکنون شهروند آمریکا هستند و در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ رأی دادهاند. شاکیان و وکلای آنان از تصمیم دادگاه برای رد درخواست ثابتی جهت مختومه کردن پرونده استقبال کردهاند و آن را گامی مثبت برای قربانیان شکنجه می دانند. به گفته یک گروه مدافع حقوق بشر ایرانی: «پیام روشن است: همه قربانیان سزاوار عدالتاند و همه شکنجهگران و سرکوبگران باید پاسخگو گردند»
اهالی منطقهی اعیانی ویندرمیر فلوریدا، آنها را به نام پیتر و نانسی میشناسند؛ زوج بازنشسته و به ظاهر صمیمی که هر صبح هنگام قدمزدن، همسایگان به آنها سلام میکنند و گاهی شاهد دیدارشان با دو دختر موفقشان هستند؛ یکی از آنها استاد برجسته علوم در دانشگاه هاروارد است.اما در پشت دیوارهای بلند عمارت ۳.۶ میلیون دلاریشان در کنار دریاچه، واقعیتی تاریک و پنهان نهفته است: «پیتر» در واقع پرویز ثابتی است؛ فردی که متهم به ریاست بر سازمان پلیس مخفی ایران در زمان شاه موسوم به ساواک، شکنجهگر ارشد این نهاد مخوف پیش از انقلاب ایران بوده و اکنون در فلوریدا با شکایت ۲۲۵ میلیون دلاری، به خاطر جنایاتی که در زندانهای تهران و دیگر زندانهای ایران مرتکب شده است رو به رو می باشد.
ماه گذشته، یک قاضی فدرال حکم داد که ثابتی ۸۹ ساله – که از سال ۱۹۷۸ پس از فرار از ایران زندگی موفق و کم سر و صدایی برای خود و خانوادهاش ساخته بود – باید در دادگاه حاضر شود تا به اتهامات سه شاکی که خود را زندانیان سیاسی سابق معرفی کردهاند پاسخ دهد. به گفته شاکیان پرونده، آنها جزو هزاران نفری بودند که به عنوان مخالفان احتمالی شاه توسط ساواک بازداشت شدند و تحت شکنجههایی که به طور مستقیم به دستور ثابتی انجام میشد قرار گرفتند – از جمله تجاوز، شوک الکتریکی، غرق مصنوعی و کشیدن اجباری ناخنها. یکی از ابزارهای وحشیانه شکنجه که به دستور او به وفور اعمال می شده است «آپولو» نام داشته است. نوعی صندلی الکتریکی که به افتخار برنامه فضایی آمریکا نامگذاری شده بود و کلاهی فلزی داشت که فریاد قربانیان را چند برابر کرده و به گوش خودشان بازمیگرداند.
ثابتی تاکنون واکنشی عمومی به این اتهامات نشان نداده اما در گذشته منکر شکنجه توسط ساواک شده و ادعا کرده بود که «همیشه مخالف شکنجه» بوده است!! .با اینکه مکان زندگی او طی بیش از ۴۵ سال گذشته ناشناخته مانده بود، اما نقش وی بهعنوان رئیس اداره امنیت داخلی ساواک و چهرهای وفادار به شاه بر کسی پوشیده نبود. یک تحلیل محرمانه سازمان سیا در سال ۱۹۷۸ (که در سال ۲۰۱۸ علنی شد) او را یکی از قدرتمندترین و هراسانگیزترین مردان رژیم شاه توصیف کرده است. او اختیار بازداشت، بازجویی و محاکمه مخالفان را در سراسر کشور داشته است.
برآوردها متفاوت است، اما هزاران نفر بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۹ توسط ساواک بازداشت و شکنجه شدند و صدها نفر نیز به قتل رسیدند. سه شاکی این پرونده – مردانی ایرانی مقیم کالیفرنیا با سنین بین ۶۸ تا ۸۵ سال هستند. آنها میگویند توسط ساواک ربوده شده، مجبور به اعترافات دروغین شده و سالها زندانی بودهاند. تلاش وکلای ثابتی برای مختومه کردن پرونده به دلیل مرور زمان توسط قاضی رد شد و احتمال دارد محاکمه در اوایل سال آینده برگزار شود.
طبق دادخواست، ثابتی طی چهار دهه گذشته عمداً از انظار عمومی دور مانده و هویت خود را پنهان کرده است. او و همسرش نسرین ۷۵ ساله، اگر در فوریه ۲۰۲۳ به طور ناخواسته تصویری از آنها توسط دخترشان در یک تجمع ضدجمهوری اسلامی در لسآنجلس منتشر نمی شد، شاید همچنان ناشناس باقی میماندند. گزارشها حاکی از آن است که ثابتی بهعنوان «مشاور امنیتی» رضا پهلوی فعالیت می کرده است. ثابتی و خانوادهاش پس از ورود به آمریکا با تغییر نام به «پیتر و نانسی»، یک شرکت موفق در زمینه ساختوساز در فلوریدا راهاندازی کردند و اکنون مالک چندین ملک از جمله یک عمارت لوکس در ویندرمیر هستند. هر دو (پرویز و نسرین ثابتی) اکنون شهروند آمریکا هستند و در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ رأی دادهاند. شاکیان و وکلای آنان از تصمیم دادگاه برای رد درخواست ثابتی جهت مختومه کردن پرونده استقبال کردهاند و آن را گامی مثبت برای قربانیان شکنجه می دانند. به گفته یک گروه مدافع حقوق بشر ایرانی: «پیام روشن است: همه قربانیان سزاوار عدالتاند و همه شکنجهگران و سرکوبگران باید پاسخگو گردند»
https://www.bbc.com/persian/articles/c62xerp30gno
ایکاش آن عده از کارگران ایران که ولو اندک در طول این سالها در مقابل دنیای نسل کشی ها و بربریت های دولت اسرائیل سکوت نمودند و از این بدتر و هولناک تر در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به رهائی بخشی نتانیاهو و ترامپ دخیل بستند. در همین راستا شعار نفرت بار پهلوی برمی گردد سر دادند. اندکی چشم باز می کردند. به تاریخ نگاه می نمودند و این سوال اساسی را با شعور، شناخت و وجدان خویش در میان می گذاشتند. این سوال که دولت و دولتمردانی که با یک میلیون کودک فلسطینی چنین کرده و آنها به چنین روزی انداخته اند چگونه قرار است منجی آنان و کودکان آنها باشند.؟؟؟؟!!! اگر افراد راست می گویند که ضد کشتار، اعدام، ناحقی، سلب آزادی، دیکتاتوری هستند باید با این جنایت ها و سبعیت ها و بربریت ها در هر کجای دنیا مخالف باشند. آنان که چنین نیستند و چنین نمی کنند باید در روایتشان از حق و آزادی و انسان دوستی و حق طلبی و آزادیخواهی هم یقینا شک کرد. به گزارش زیر نگاه کنید
ایکاش آن عده از کارگران ایران که ولو اندک در طول این سالها در مقابل دنیای نسل کشی ها و بربریت های دولت اسرائیل سکوت نمودند و از این بدتر و هولناک تر در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به رهائی بخشی نتانیاهو و ترامپ دخیل بستند. در همین راستا شعار نفرت بار پهلوی برمی گردد سر دادند. اندکی چشم باز می کردند. به تاریخ نگاه می نمودند و این سوال اساسی را با شعور، شناخت و وجدان خویش در میان می گذاشتند. این سوال که دولت و دولتمردانی که با یک میلیون کودک فلسطینی چنین کرده و آنها به چنین روزی انداخته اند چگونه قرار است منجی آنان و کودکان آنها باشند.؟؟؟؟!!! اگر افراد راست می گویند که ضد کشتار، اعدام، ناحقی، سلب آزادی، دیکتاتوری هستند باید با این جنایت ها و سبعیت ها و بربریت ها در هر کجای دنیا مخالف باشند. آنان که چنین نیستند و چنین نمی کنند باید در روایتشان از حق و آزادی و انسان دوستی و حق طلبی و آزادیخواهی هم یقینا شک کرد. به گزارش زیر نگاه کنید
BBC News فارسی
رنج خاموش در غزه؛ کودکانی که دیگر حرف نمیزنند
رواندرمانگر کودک، کاترین گلاتز بروباک، همراه با پزشکان بدون مرز به غزه سفر کرد. او در آنجا تلاش کرد به کودکانی کمک کند که آسیبهای روانیشان میتواند آثار ماندگاری بر مغز آنها بگذارد و آیندهشان را بهشدت تحت تاثیر قرار دهد.
تجمع بازنشستگان درخیابان ازادی جلوی تامین اجتماعی تهران
جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی کارگران آموزشی(معلمان) ، تعدادی پرستار در این تظاهرات شرکت داشتند. ترکیب حاضران حاکی از پیوستن کارگران جدید بود، دوستی حین گفت و گو اعلام داشت که باید قدرتمند حضور پیدا کنیم، برای گرفتن مطالباتی چون درمان رایگان زور متحد و قدرت متشکل کارگران لازم است. شعارهای درمان رایگان حق مسلم ماست، شریفه محمدی آزاد باید گردد، مسعود فرهیخته آزاد باید گردد و شعارهای دیگر با صدای رسا تکرار شد. یکی بازنشستگان از آزار و اذیت و شکنجه های فیزیکی، روانی در سیاهچالهای مرگ دولت اسلامی سرمایه گفت.
جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی کارگران آموزشی(معلمان) ، تعدادی پرستار در این تظاهرات شرکت داشتند. ترکیب حاضران حاکی از پیوستن کارگران جدید بود، دوستی حین گفت و گو اعلام داشت که باید قدرتمند حضور پیدا کنیم، برای گرفتن مطالباتی چون درمان رایگان زور متحد و قدرت متشکل کارگران لازم است. شعارهای درمان رایگان حق مسلم ماست، شریفه محمدی آزاد باید گردد، مسعود فرهیخته آزاد باید گردد و شعارهای دیگر با صدای رسا تکرار شد. یکی بازنشستگان از آزار و اذیت و شکنجه های فیزیکی، روانی در سیاهچالهای مرگ دولت اسلامی سرمایه گفت.
دهها کارگر شرکت فولاد پارس سیستان پس از اخراج گسترده در ماههای اخیر، با عدم پرداخت حقوق معوق، سنوات و مطالبات پایان کار و همچنین بلاتکلیفی در روند دریافت بیمه بیکاری مواجه شدهاند.
بر اساس گزارش هرانا، از ابتدای سال جاری بخش قابل توجهی از کارگران این واحد صنعتی از کار اخراج شده و به آنان اعلام شده برای دریافت بیمه بیکاری اقدام کنند، اما با گذشت حدود سه ماه، بسیاری از کارگران هنوز موفق به دریافت مقرری بیمه بیکاری نشدهاند و مطالبات قانونی آنان نیز پرداخت نشده است.
کارگران میگویند در زمان تسویه حساب، وضعیت شغلی آنان به صورت «تعلیقی» ثبت شده و همین موضوع روند دریافت حقوق قانونی و بیمه بیکاری را با مشکل مواجه کرده است. یکی از کارگران در گفتوگو با هرانا گفته است که پیگیریهای مکرر آنان بینتیجه مانده و در برخی موارد با پاسخهای نامشخص یا برخورد نامناسب مواجه شدهاند.
در این میان، برخی کارگران از وعده بازگشت به کار از سوی مسئولان شرکت خبر دادهاند؛ وعدهای که به گفته آنان باعث شده شماری از کارگران از پیگیری حقوقی و شکایت رسمی خودداری کنند، در حالی که وضعیت معیشتی آنان همچنان رو به وخامت است.
منابع کارگری همچنین به مشکلات تولید در این کارخانه طی سالهای اخیر اشاره کرده و گفتهاند که کاهش تولید، کمبود مواد اولیه و توقف مقطعی فعالیت، از جمله عوامل تشدید کننده بحران در این واحد صنعتی بوده است.
کارگران اخراجشده از نهادهای مسئول از جمله اداره کار، سازمان تامین اجتماعی و استانداری سیستان و بلوچستان خواستهاند هرچه سریعتر وضعیت اشتغال و مطالبات معوق آنان تعیین تکلیف شود
بر اساس گزارش هرانا، از ابتدای سال جاری بخش قابل توجهی از کارگران این واحد صنعتی از کار اخراج شده و به آنان اعلام شده برای دریافت بیمه بیکاری اقدام کنند، اما با گذشت حدود سه ماه، بسیاری از کارگران هنوز موفق به دریافت مقرری بیمه بیکاری نشدهاند و مطالبات قانونی آنان نیز پرداخت نشده است.
کارگران میگویند در زمان تسویه حساب، وضعیت شغلی آنان به صورت «تعلیقی» ثبت شده و همین موضوع روند دریافت حقوق قانونی و بیمه بیکاری را با مشکل مواجه کرده است. یکی از کارگران در گفتوگو با هرانا گفته است که پیگیریهای مکرر آنان بینتیجه مانده و در برخی موارد با پاسخهای نامشخص یا برخورد نامناسب مواجه شدهاند.
در این میان، برخی کارگران از وعده بازگشت به کار از سوی مسئولان شرکت خبر دادهاند؛ وعدهای که به گفته آنان باعث شده شماری از کارگران از پیگیری حقوقی و شکایت رسمی خودداری کنند، در حالی که وضعیت معیشتی آنان همچنان رو به وخامت است.
منابع کارگری همچنین به مشکلات تولید در این کارخانه طی سالهای اخیر اشاره کرده و گفتهاند که کاهش تولید، کمبود مواد اولیه و توقف مقطعی فعالیت، از جمله عوامل تشدید کننده بحران در این واحد صنعتی بوده است.
کارگران اخراجشده از نهادهای مسئول از جمله اداره کار، سازمان تامین اجتماعی و استانداری سیستان و بلوچستان خواستهاند هرچه سریعتر وضعیت اشتغال و مطالبات معوق آنان تعیین تکلیف شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تظاهرات وتجمع کارگران بازنشسته تامین اجتماعی#شوش: امروز یکشنبه ۱۷ خردادماه، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، کرخه و هفتتپه، در مقابل ساختمان این سازمان در شهرستان شوش دست به راهپیمایی و تجمع اعتراضی زدند.
دستمزد ما چند؟
پرستاران و کادر درمان همچنان در پیچ و خم بازیهای فرمایشی در بلاتکلیفی دستمزد خود هستند.
دستمزدی که با سیاست تکه پاره کردن حقوق و مزایا تحت عناوین تعرفه و فوق العاده خاص و حق جذب و حق شغل و..، همچنان دستخوش بی عدالتی های کمر شکن برای ما شده است.
مبلغ ناچیز تعرفه ها آنهم با تاخیر ۹ ماهه پرداخت، با وجود هیولای تورم دیگر ارزشی ندارد و هر بار در مناسبتها و اعیاد حقمان را با ماهها تاخیر به خودمان جایزه میدهند.
تکلیف فوق العاده خاص همچنان در ابهام است.
پرداخت های قطره چکانی و توهین آمیز، سردرگمی در تعیین افزایش حقوق و تعرفه ها فوق العاده خاص سال جاری خشم همه ما را برانگیخته است.
ما امیدی به مافیای بهداشت و درمان اختلاسگر نداریم تنها جواب مسئولین به حق خواهی ما تاکنون سرکوب و بی عدالتی بوده است .
هر بار موج اعتراضات ما را بی پاسخ گذاشته اند.
اینک هیچ رمقی برای سفره های خالی مان باقی نمانده و انگیزه ای برای تحمل اینهمه جور و تبعیض را نداریم.
اعتراضات پرستاران و کادر درمان در یزد و ایرانشهر در پیگیری مطالبات، راه را برای تحقق خواسته هایمان نشان میدهد.
اعتراض و اجماع دسته جمعی و اعتصاب، راههای پیش رو ماست!
"شورای هماهنکی اعتراضات پرستاران" ضمن حمایت از همه تلاشها و مبارزات پرستاران و کادر درمان اعلام میدارد، اعتراض و اعتصاب در تحقق مطالبات حق مسلم ماست و سرکوب و تبعید و اخراج نمیتواند در عزم ما برای پیگیری حقوق پایمال شده مان،خللی وارد کند.
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊پرستار داد بزن، حقتو فریاد بزن
✊وعده وعید کافیه ، سفره ما خالیه
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
https://t.me/shoraparastar/1157
@shoraparastar
پرستاران و کادر درمان همچنان در پیچ و خم بازیهای فرمایشی در بلاتکلیفی دستمزد خود هستند.
دستمزدی که با سیاست تکه پاره کردن حقوق و مزایا تحت عناوین تعرفه و فوق العاده خاص و حق جذب و حق شغل و..، همچنان دستخوش بی عدالتی های کمر شکن برای ما شده است.
مبلغ ناچیز تعرفه ها آنهم با تاخیر ۹ ماهه پرداخت، با وجود هیولای تورم دیگر ارزشی ندارد و هر بار در مناسبتها و اعیاد حقمان را با ماهها تاخیر به خودمان جایزه میدهند.
تکلیف فوق العاده خاص همچنان در ابهام است.
پرداخت های قطره چکانی و توهین آمیز، سردرگمی در تعیین افزایش حقوق و تعرفه ها فوق العاده خاص سال جاری خشم همه ما را برانگیخته است.
ما امیدی به مافیای بهداشت و درمان اختلاسگر نداریم تنها جواب مسئولین به حق خواهی ما تاکنون سرکوب و بی عدالتی بوده است .
هر بار موج اعتراضات ما را بی پاسخ گذاشته اند.
اینک هیچ رمقی برای سفره های خالی مان باقی نمانده و انگیزه ای برای تحمل اینهمه جور و تبعیض را نداریم.
اعتراضات پرستاران و کادر درمان در یزد و ایرانشهر در پیگیری مطالبات، راه را برای تحقق خواسته هایمان نشان میدهد.
اعتراض و اجماع دسته جمعی و اعتصاب، راههای پیش رو ماست!
"شورای هماهنکی اعتراضات پرستاران" ضمن حمایت از همه تلاشها و مبارزات پرستاران و کادر درمان اعلام میدارد، اعتراض و اعتصاب در تحقق مطالبات حق مسلم ماست و سرکوب و تبعید و اخراج نمیتواند در عزم ما برای پیگیری حقوق پایمال شده مان،خللی وارد کند.
برای تغییر فردا امروز متحد شویم!
✊پرستار داد بزن، حقتو فریاد بزن
✊وعده وعید کافیه ، سفره ما خالیه
✊پرستار نباشه، سیستم از هم می پاشه
✊اضافه اجباری، نمیخواهیم، نمیخواهیم
✊جنگ افروزی کافیه، سفره ما خالیه
✊پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد
✊معیشت پرستار، سلامتی بیمار
✊"تورم دلاری ،حقوق ما ریالی"
✊ "فقط کف خیابان بدست میاد حقون"
اتحاد و اعتراض سراسری ،رمز پیروزی ماست!
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
https://t.me/shoraparastar/1157
@shoraparastar
Telegram
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران
" آپدیت"
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
ماپرستاران که در صف مقدم عرصه بهداشت و سلامت هستیم، با فراز و نشیب های متعدد شغلی و معیشتی همراه با شرایط سخت کاری اعم از مشکلات جسمی و روحی دست به گریبانیم.
با کرونا جنگیدیم و همراه با مردم از نبود استاندارهای…
#کمپین_سراسری_پیگیری_مطالبات_پرستاران
ماپرستاران که در صف مقدم عرصه بهداشت و سلامت هستیم، با فراز و نشیب های متعدد شغلی و معیشتی همراه با شرایط سخت کاری اعم از مشکلات جسمی و روحی دست به گریبانیم.
با کرونا جنگیدیم و همراه با مردم از نبود استاندارهای…
نامه دستجمعی بازنشستگان رشت به وزیر کار
با توضیح کوتاه نشریه علیه سرمایه
بازنشستگان رشت در حال جمع آوری امضاء و تهیه یک طومار خطاب به وزیر کار دولت سرمایه داری هستند. آنها این طومار را «نقطه آغاز فرایند سازمانیابی» نام نهاده ان؟؟!!بازنشستگان در طومار خویش بر سه خواست یا به تعبیر خودشان 3 محور اصلی مطالبات به شرح زیر انگشت نهاده اند.
1 - افزایش مستمریها متناسب با هزینه واقعی زندگی و خط فقر
2 - اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی و حفظ قدرت خرید بازنشستگان
3 - پاسخگویی دولت و سازمان تأمین اجتماعی نسبت به تعهدات مالی خود
نویسندگان طومار پس از طرح 3 خواست خیلی اساسی!! و خیلی محوری خویش!! این سؤال را هم پیش کشیده اند که:
«اما پرسش مهمتر این است که آیا طومار اعتراضی به تنهایی میتواند این مطالبات را محقق کند؟» آنها خود جواب داده اند که: «پاسخ کوتاه این است: احتمالاً نه؛ اما میتواند بخشی از یک راهبرد مؤثرتر باشد»!! و بعد افزوده اند که:
«این طومار سه کارکرد مهم دارد: 1 - نشان میدهد مطالبه پشتوانه جمعی دارد. 2 - هزینه نادیده گرفتن مطالبه را برای مسئولان افزایش میدهد. 3 - امکان مستندسازی و ارجاع به یک خواست مشخص را فراهم میکند. 4 - یک رسانه رسمی را ناظر بر شرایط قرار داده است»!! و باز اضافه کرده اند که : «تمام مراحل بالا، درجاتی از سازمانیابی موثر و رو به پیشرفت را نشان میهند. با این حال، مشکل اصلی اینجاست که مطالبات بازنشستگان رشت صرفاً اداری یا اجرایی نیستند. بخش مهمی از آنها به منابع مالی، بودجه عمومی و توازن قدرت سیاسی گره خورده است. در چنین مواردی، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که طومار به تنهایی معمولاً کافی نیست. موفقترین نمونههای مطالبهگری بازنشستگان و اتحادیهها در جهان زمانی شکل گرفتهاند که چند ابزار در کنار هم به کار رفتهاند
1 - مستندسازی و جمعآوری اوری امضا
2 - پوشش رسانهای مستمر؛
3 - پیگیری حقوقی و قانونی؛
4 - ایجاد ائتلاف با گروههای مشابه در شهرهای دیگر؛
5 و مهمتر از همه، تداوم کنش جمعی در طول زمان.
از این منظر، ارزش اصلی طومار رشت شاید نه در تعداد امضاها، بلکه در این باشد که آیا میتواند به یک شبکه پایدارتر از ارتباط و هماهنگی میان بازنشستگان تبدیل شود یا نه.؟ نکته دیگر این که در سالهای اخیر، بسیاری از تجمعات بازنشستگان بر شعارهای کلی و اعتراضات خیابانی متمرکز بودهاند. طومار رشت یک تفاوت مهم دارد: تلاش میکند مطالبه را به زبان اعداد و واقعیتهای معیشتی صورتبندی کند»!!!
توضیح نشریه علیه سرمایه
ضرب المثلهای معروف «دهان باز کردن برای هیچ چیز نگفتن»، «قاشق و چنگال صد دست، پلو هیچی» را همگی شنیده ایم. طومار عزیزان بازنشسته تداعی همین گفته های مشهورعامیانه است، اما واقعیت آن است که در این حد هم محدود نمی ماند. دهها دیباچه و براعت و استهلال و صغری و کبری و قیاس و استدلال و شواهد و انتظار را به هم وصله، پینه می کند تا چه بگوید؟!! چه چیز تازه ای را پیش کشد؟!!، چه راهی را پیش روی قرار دهد؟!! پاسخ در یک جمله قابل تلخیص است. عزیزان خواستار همترازی مستمری ها با هزینه معاش هستند، برای این کار می خواهند دولت سرمایه داری را متقاعد به قبول خواست خود کنند. راهکار و سلاح دستشان هم طومارنویسی، عریضه نگاری، التماس و الحاح برای اجرای قانون به مثابه «اجزاء فرایند سازمانیابی» است. !!! دوستان! اگر این مسخره کردن خود و خیل کثیر همزنجیران نیست چه نام دیگری بر آن قابل اطلاق است؟!!. مقدم بر هر چیز از شما می پرسیم آیا برای لحظه ای به این فکر کرده اید که « متناسبسازی و حفظ قدرت خرید بازنشستگان» یعنی چه؟ در جامعه ای که قیمت تمامی مایحتاج اولیه معیشتی در فاصله هر بام تا شام رکود تازه ای را می شکند و اوج جدیدی احراز می کند مستمری ها یا مزدها، چگونه قرار است همساز حفظ قدرت خرید باشند و اصل بسیار مقدس، طلائی، پرشکوه و آرمانی شما!!! یعنی تناسب قدرت خرید لباس اجرا پوشد؟!! پرسش دوم: چگونه و از کجا به این کشف محیرالقول عظیم بشری نائل شده اید که راه سازمانیابی توده های کارگر و فرودست، آن هم در یکی از مشتعل ترین دوزخ های بربریت و نسل کشی و جنایت سرمایه داری از عریضه نگاری و قانون آویزی و دخیل بندی به دولتها عبور می کند؟؟!! آخر خودفریبی، توهم، فریب همزنجیران، انجماد و انحلال در باورهای باژگون آفریده سرمایه هم حدی دارد. چیزی که ظاهرا شما عزم جزم دارید تمامی مرزهایش را پشت سر بگذارید. 👇👇
با توضیح کوتاه نشریه علیه سرمایه
بازنشستگان رشت در حال جمع آوری امضاء و تهیه یک طومار خطاب به وزیر کار دولت سرمایه داری هستند. آنها این طومار را «نقطه آغاز فرایند سازمانیابی» نام نهاده ان؟؟!!بازنشستگان در طومار خویش بر سه خواست یا به تعبیر خودشان 3 محور اصلی مطالبات به شرح زیر انگشت نهاده اند.
1 - افزایش مستمریها متناسب با هزینه واقعی زندگی و خط فقر
2 - اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی و حفظ قدرت خرید بازنشستگان
3 - پاسخگویی دولت و سازمان تأمین اجتماعی نسبت به تعهدات مالی خود
نویسندگان طومار پس از طرح 3 خواست خیلی اساسی!! و خیلی محوری خویش!! این سؤال را هم پیش کشیده اند که:
«اما پرسش مهمتر این است که آیا طومار اعتراضی به تنهایی میتواند این مطالبات را محقق کند؟» آنها خود جواب داده اند که: «پاسخ کوتاه این است: احتمالاً نه؛ اما میتواند بخشی از یک راهبرد مؤثرتر باشد»!! و بعد افزوده اند که:
«این طومار سه کارکرد مهم دارد: 1 - نشان میدهد مطالبه پشتوانه جمعی دارد. 2 - هزینه نادیده گرفتن مطالبه را برای مسئولان افزایش میدهد. 3 - امکان مستندسازی و ارجاع به یک خواست مشخص را فراهم میکند. 4 - یک رسانه رسمی را ناظر بر شرایط قرار داده است»!! و باز اضافه کرده اند که : «تمام مراحل بالا، درجاتی از سازمانیابی موثر و رو به پیشرفت را نشان میهند. با این حال، مشکل اصلی اینجاست که مطالبات بازنشستگان رشت صرفاً اداری یا اجرایی نیستند. بخش مهمی از آنها به منابع مالی، بودجه عمومی و توازن قدرت سیاسی گره خورده است. در چنین مواردی، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که طومار به تنهایی معمولاً کافی نیست. موفقترین نمونههای مطالبهگری بازنشستگان و اتحادیهها در جهان زمانی شکل گرفتهاند که چند ابزار در کنار هم به کار رفتهاند
1 - مستندسازی و جمعآوری اوری امضا
2 - پوشش رسانهای مستمر؛
3 - پیگیری حقوقی و قانونی؛
4 - ایجاد ائتلاف با گروههای مشابه در شهرهای دیگر؛
5 و مهمتر از همه، تداوم کنش جمعی در طول زمان.
از این منظر، ارزش اصلی طومار رشت شاید نه در تعداد امضاها، بلکه در این باشد که آیا میتواند به یک شبکه پایدارتر از ارتباط و هماهنگی میان بازنشستگان تبدیل شود یا نه.؟ نکته دیگر این که در سالهای اخیر، بسیاری از تجمعات بازنشستگان بر شعارهای کلی و اعتراضات خیابانی متمرکز بودهاند. طومار رشت یک تفاوت مهم دارد: تلاش میکند مطالبه را به زبان اعداد و واقعیتهای معیشتی صورتبندی کند»!!!
توضیح نشریه علیه سرمایه
ضرب المثلهای معروف «دهان باز کردن برای هیچ چیز نگفتن»، «قاشق و چنگال صد دست، پلو هیچی» را همگی شنیده ایم. طومار عزیزان بازنشسته تداعی همین گفته های مشهورعامیانه است، اما واقعیت آن است که در این حد هم محدود نمی ماند. دهها دیباچه و براعت و استهلال و صغری و کبری و قیاس و استدلال و شواهد و انتظار را به هم وصله، پینه می کند تا چه بگوید؟!! چه چیز تازه ای را پیش کشد؟!!، چه راهی را پیش روی قرار دهد؟!! پاسخ در یک جمله قابل تلخیص است. عزیزان خواستار همترازی مستمری ها با هزینه معاش هستند، برای این کار می خواهند دولت سرمایه داری را متقاعد به قبول خواست خود کنند. راهکار و سلاح دستشان هم طومارنویسی، عریضه نگاری، التماس و الحاح برای اجرای قانون به مثابه «اجزاء فرایند سازمانیابی» است. !!! دوستان! اگر این مسخره کردن خود و خیل کثیر همزنجیران نیست چه نام دیگری بر آن قابل اطلاق است؟!!. مقدم بر هر چیز از شما می پرسیم آیا برای لحظه ای به این فکر کرده اید که « متناسبسازی و حفظ قدرت خرید بازنشستگان» یعنی چه؟ در جامعه ای که قیمت تمامی مایحتاج اولیه معیشتی در فاصله هر بام تا شام رکود تازه ای را می شکند و اوج جدیدی احراز می کند مستمری ها یا مزدها، چگونه قرار است همساز حفظ قدرت خرید باشند و اصل بسیار مقدس، طلائی، پرشکوه و آرمانی شما!!! یعنی تناسب قدرت خرید لباس اجرا پوشد؟!! پرسش دوم: چگونه و از کجا به این کشف محیرالقول عظیم بشری نائل شده اید که راه سازمانیابی توده های کارگر و فرودست، آن هم در یکی از مشتعل ترین دوزخ های بربریت و نسل کشی و جنایت سرمایه داری از عریضه نگاری و قانون آویزی و دخیل بندی به دولتها عبور می کند؟؟!! آخر خودفریبی، توهم، فریب همزنجیران، انجماد و انحلال در باورهای باژگون آفریده سرمایه هم حدی دارد. چیزی که ظاهرا شما عزم جزم دارید تمامی مرزهایش را پشت سر بگذارید. 👇👇
چرا رک و عریان، صادق و زلال، بدون غل و غش تباه کننده رفرمیستی اعلام نمی کنید که ما کارگران، کل توده کارگر از بازنشسته تا شاغل می توانیم و باید، حتما می توانیم و ظرفیت آن را به طور کامل داریم که دست در دست هم نهیم. یک جنبش سازمان یافته سراسری شورائی علیه نظام بشرکش سرمایه داری گردیم. با این جنبش خواستار تضمین یک زندگی مرفه، آزاد، برابر، بی نیاز برای همه آحاد انسانها شویم. قدرت سازمانیافته شورائی سراسری خود را سلاح کوبنده تحقق این انتظار کنیم. انتظاری که مسلما و بدون هیچ تردید فوری به دست نمی آید، نیازمند مبارزه مستمر طبقاتی است، اما هر گام این مبارزه، هر میلیمتر سازمانیابی شورائی این قدرت، هر اندازه استحکام، آگاهی و بالندگی تدریجی چنین جنبشی ما را موفق خواهد کرد که کیلومترها طبقه سرمایه دار و دولتش را عقب رانیم. بخش هر چه چشمگیرتری از حاصل کار خود را از چنگال این وحوش خارج سازیم، معیشت و دارو و درمان، مسکن و آب و برق و گاز و اینترنت و ایاب و ذهاب را از چنبره نفرت بار خرید و فروش بیرون کشیم، سد راه دخالت ماشین دولتی سرمایه در زندگی شخصی انسان ها شویم، همه اشکال آپارتاید را به چالش کشیم و به سوی رهائی واقعی انسانی گام برداریم. آیا این غیرممکن است؟؟!! آنکه چنین می پندارد، حرف سرمایه را می زند و شعور سرمایه دار در سر دارد. بیائید از تکرار مهملاتی مانند آنچه در طومار خود آورده اید دست برداریم و راه راستین کارزار رهائی پیش گیریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد این کارگر فریاد اکثریت کارگران علیه گرانی مایحتاج ،دارو و درمان و.... کمی دستمزد است. کارگرانی که گرسنه شب را به صبح می رسانند، کارگران بیکار، اخراجی ، کارتن خواب خود داستان دیگری از فقر ومصیبتی است که دولت سرمایه بر کارگران اعمال می کند، اما صرف فریاد علیه گرانی کمی دستمزد علاج درد نیست بایستی شورائی و ضد سرمایه داری و سراسری متشکل شد و وارد میدان گردید.
اطلاعیه شورای سازمانده اعتراضات کارگران پیمانی نفت و
توضیح کوتاه نشریه علیه سرمایه
متن اطلاعیه شورا به شرح زیر است:
«ما کارگران دادخواهیم. ما مطالبه گریم. صدای پای ما را بشنوید. متحد علیه کشتار دیماه ۱۴۰۴، متحد علیه نابودی کار و معیشت، متحد علیه جنگ افروزی های حکومت و تعرضاتی که به بهانه جنگ بر زندگی ما کارگران و ما مردم هر روزه وارد می شود و متحد علیه سرکوب و زندان و اعدام ایستاده ایم. در دیماه ۱۴۰۴، فریاد اعتراض علیه فقر و گرانی سر دادیم و شما که پاسخی نداشتند بیرحمانه کشتار کردید. اما دیدید که رساتر از هر وقت به خیابان آمدیم و اعلام دادخواهی کردیم. اینترنت را قطع کردید و در خاموشی دیجیتالی بر سرکوب ها شدت دادید چون خشم ما را دیدید و ترسیدید. با جنگ افروزی ها کار و زندگی ما را به نابودی بیشتری کشاندید. خصوصا ما کارگران نفت که هزاران نفره کار خود را از دست داده ایم. در جریان جنگ ناخواسته که همواره به دلیل جنگ افروزی های داخلی و خارجی بر ما کارگران و مردم تحت ستم تحمیل شده است، استفاده از ما کارگران به عنوان سپر انسانی در پروژه های بهره برداری نفت استفاده ابزاری کردید. با وجود بمباران گسترده مراکز نفتی، مدیران ناظر بر اجرای پیمان و روسای پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، تحت فشار سپاه و نهادهای امنیتی، همکاران ما را ملزم به حضور حداکثری در محیطهای کار، در شرایط جنگی نمودید و با جان ما بازی کردید.»
توضیح نشریه علیه سرمایه
همه نکات مورد تأکید دوستان درست و حق محض است. رژیم درنده اسلامی سرمایه داری نه فقط در دی ماه 1404 که 47 سال تمام است. زنجیروار و بی انقطاع تمامی این بربریت ها، سبعیت ها، کارگرکشی ها را مرتکب گردیده است، هر دوره طغیان آمیزتر از دوره پیش تداوم بخشیده است. ابعاد گرسنگی، بی سرپناهی، فلاکت، محرومیت های معیشتی، درمانی، آموزشی کارگران را به اوج برده و مستمرا انفجار آمیز ساخته است. محیط زیست تمامی سکنه جهنم سرمایه داری را بمب آلودگی ها، ویرانی کرده، کلیه اشکال بشریت کش آپارتاید را بر طبقه کارگر تحمیل نموده است. در این زمینه کتابخانه ها هم قادر به توصیف نیست. مشکل، کاستی و پاشنه آشیل مهم اطلاعیه «شورای سازمانده» نه [در به قلم آوردنهایش] که در [از قلم کشیدنهایش] است. در سکوت ناموجه، نادرست و سؤال انگیزش پیرامون مسأله بسیار اساسی دیگر، پیرامون موضوعی است که ناآگاه، شاید هم آگاه از قلم انداخته است. جنگ ها یک طرف ندارند. دو طرف دارند. جنگهای جنایتکارانه و بشرکش 12 روزه - 39 روزه نیز چنین بودند. در یک سوی آن رژیم درنده اسلامی سرمایه داری و سوی دیگرش جنگ افروزترین، نسل کش ترین، مسلح ترین، ویرانسازترین و مخوف ترین دولتهای سرمایه داری، دو رژیم اختاپوسی وحشت و دهشت آفرین اسرائیل و امریکا قرار داشتند. امپریالست های فاشیست امریکائی و رژیم تا مغز استخوان جنگ افروز، آدمخوار، نسل کش اسرائیل هم شروع کننده جنگ بودند. با بمبارانهای خود توده کثیری را کشتند. در همان روز نخست صدها دختر خردسال و کارکنان مدرسه میناب را در آتش سوزاندند، در «لامرد» و شاید جاهای دیگر برای گرفتن جان کودکان از آخرین دستاوردهای تکنیک نظامی بهره گرفتند. حاصل کار نسلهای متوالی طبقه کارگر ایران و چند میلیون کارگر افغانی نفرین شده آواره در این جهنم را دود نموده و نابود ساختند. صدها مدرسه، بیمارستان، پارک، جاده، مرکز کار، شمار کثیر کارخانه ها، اماکن مسکونی توده کارگر را با خاک یکسان و گورستان کردند. این بمبارانها، کشتارها، حمام خون ها، ویرانی آفرینی ها را به سراسر این جهنم توسعه دادند. همه شهرها، روستاهای زیادی را به خون کشیدند. ماجرا به این اندازه هم محدود نماند، اراذل و اوباش مزدور رضا پهلوی را بسیج کردند و فرصت دادند تا عربده های نفرت انگیز، کثیف، متعفن «پهلوی بر می گردد» را بر سر زبان عده ای کارگر مستأصل، متوهم و عاصی کارگر اندازند. بر مبارزات روز توده های کارگر هم ضربه های سنگین وارد کردند. پرسش ما از نویسندگان اطلاعیه آن است که آیا دنیای عظیم جنایات، تخریب، کشتار، راه اندازی سیل خون کودکان توسط دولتهای امریکا و اسرائیل، به انحراف کشاندن اعتراضات کارگران توسط وحوش سلطنت طلب، اصلا ارزش یک اشاره کوتاه، اشغال چند میلیمتر جا در کیفرخواست برحق و آکنده از حقیقت شما نداشت؟؟!! به راستی که: «آفرین بر نظر پاک خطا پوش» شما باد!!! پاشنه آشیل مهلک اطلاعیه شما در آنچه گفته است نیست. در ناگفته های احتمالا آگاهانه آن است. یک نکته بسیار مهم و کاملا اساسی را در میان گذاریم. ادعای مبارزه علیه استثمار، ستمکشی، آپارتاید، زندان، اعدام، شکنجه، محرومیت ها فقط و تأکید می کنیم فقط وقتی واقعی، زلال، صادقانه، کارگری، انسانی است که خود را در جنگ علیه کلیه عاملان، بانیان، مسببان این جنایت ها، مصیبت ها، سیه روزی ها در همه جای کره خاکی و آوار بر سر هر کارگر روی زمین بینیم. 👇👇
توضیح کوتاه نشریه علیه سرمایه
متن اطلاعیه شورا به شرح زیر است:
«ما کارگران دادخواهیم. ما مطالبه گریم. صدای پای ما را بشنوید. متحد علیه کشتار دیماه ۱۴۰۴، متحد علیه نابودی کار و معیشت، متحد علیه جنگ افروزی های حکومت و تعرضاتی که به بهانه جنگ بر زندگی ما کارگران و ما مردم هر روزه وارد می شود و متحد علیه سرکوب و زندان و اعدام ایستاده ایم. در دیماه ۱۴۰۴، فریاد اعتراض علیه فقر و گرانی سر دادیم و شما که پاسخی نداشتند بیرحمانه کشتار کردید. اما دیدید که رساتر از هر وقت به خیابان آمدیم و اعلام دادخواهی کردیم. اینترنت را قطع کردید و در خاموشی دیجیتالی بر سرکوب ها شدت دادید چون خشم ما را دیدید و ترسیدید. با جنگ افروزی ها کار و زندگی ما را به نابودی بیشتری کشاندید. خصوصا ما کارگران نفت که هزاران نفره کار خود را از دست داده ایم. در جریان جنگ ناخواسته که همواره به دلیل جنگ افروزی های داخلی و خارجی بر ما کارگران و مردم تحت ستم تحمیل شده است، استفاده از ما کارگران به عنوان سپر انسانی در پروژه های بهره برداری نفت استفاده ابزاری کردید. با وجود بمباران گسترده مراکز نفتی، مدیران ناظر بر اجرای پیمان و روسای پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، تحت فشار سپاه و نهادهای امنیتی، همکاران ما را ملزم به حضور حداکثری در محیطهای کار، در شرایط جنگی نمودید و با جان ما بازی کردید.»
توضیح نشریه علیه سرمایه
همه نکات مورد تأکید دوستان درست و حق محض است. رژیم درنده اسلامی سرمایه داری نه فقط در دی ماه 1404 که 47 سال تمام است. زنجیروار و بی انقطاع تمامی این بربریت ها، سبعیت ها، کارگرکشی ها را مرتکب گردیده است، هر دوره طغیان آمیزتر از دوره پیش تداوم بخشیده است. ابعاد گرسنگی، بی سرپناهی، فلاکت، محرومیت های معیشتی، درمانی، آموزشی کارگران را به اوج برده و مستمرا انفجار آمیز ساخته است. محیط زیست تمامی سکنه جهنم سرمایه داری را بمب آلودگی ها، ویرانی کرده، کلیه اشکال بشریت کش آپارتاید را بر طبقه کارگر تحمیل نموده است. در این زمینه کتابخانه ها هم قادر به توصیف نیست. مشکل، کاستی و پاشنه آشیل مهم اطلاعیه «شورای سازمانده» نه [در به قلم آوردنهایش] که در [از قلم کشیدنهایش] است. در سکوت ناموجه، نادرست و سؤال انگیزش پیرامون مسأله بسیار اساسی دیگر، پیرامون موضوعی است که ناآگاه، شاید هم آگاه از قلم انداخته است. جنگ ها یک طرف ندارند. دو طرف دارند. جنگهای جنایتکارانه و بشرکش 12 روزه - 39 روزه نیز چنین بودند. در یک سوی آن رژیم درنده اسلامی سرمایه داری و سوی دیگرش جنگ افروزترین، نسل کش ترین، مسلح ترین، ویرانسازترین و مخوف ترین دولتهای سرمایه داری، دو رژیم اختاپوسی وحشت و دهشت آفرین اسرائیل و امریکا قرار داشتند. امپریالست های فاشیست امریکائی و رژیم تا مغز استخوان جنگ افروز، آدمخوار، نسل کش اسرائیل هم شروع کننده جنگ بودند. با بمبارانهای خود توده کثیری را کشتند. در همان روز نخست صدها دختر خردسال و کارکنان مدرسه میناب را در آتش سوزاندند، در «لامرد» و شاید جاهای دیگر برای گرفتن جان کودکان از آخرین دستاوردهای تکنیک نظامی بهره گرفتند. حاصل کار نسلهای متوالی طبقه کارگر ایران و چند میلیون کارگر افغانی نفرین شده آواره در این جهنم را دود نموده و نابود ساختند. صدها مدرسه، بیمارستان، پارک، جاده، مرکز کار، شمار کثیر کارخانه ها، اماکن مسکونی توده کارگر را با خاک یکسان و گورستان کردند. این بمبارانها، کشتارها، حمام خون ها، ویرانی آفرینی ها را به سراسر این جهنم توسعه دادند. همه شهرها، روستاهای زیادی را به خون کشیدند. ماجرا به این اندازه هم محدود نماند، اراذل و اوباش مزدور رضا پهلوی را بسیج کردند و فرصت دادند تا عربده های نفرت انگیز، کثیف، متعفن «پهلوی بر می گردد» را بر سر زبان عده ای کارگر مستأصل، متوهم و عاصی کارگر اندازند. بر مبارزات روز توده های کارگر هم ضربه های سنگین وارد کردند. پرسش ما از نویسندگان اطلاعیه آن است که آیا دنیای عظیم جنایات، تخریب، کشتار، راه اندازی سیل خون کودکان توسط دولتهای امریکا و اسرائیل، به انحراف کشاندن اعتراضات کارگران توسط وحوش سلطنت طلب، اصلا ارزش یک اشاره کوتاه، اشغال چند میلیمتر جا در کیفرخواست برحق و آکنده از حقیقت شما نداشت؟؟!! به راستی که: «آفرین بر نظر پاک خطا پوش» شما باد!!! پاشنه آشیل مهلک اطلاعیه شما در آنچه گفته است نیست. در ناگفته های احتمالا آگاهانه آن است. یک نکته بسیار مهم و کاملا اساسی را در میان گذاریم. ادعای مبارزه علیه استثمار، ستمکشی، آپارتاید، زندان، اعدام، شکنجه، محرومیت ها فقط و تأکید می کنیم فقط وقتی واقعی، زلال، صادقانه، کارگری، انسانی است که خود را در جنگ علیه کلیه عاملان، بانیان، مسببان این جنایت ها، مصیبت ها، سیه روزی ها در همه جای کره خاکی و آوار بر سر هر کارگر روی زمین بینیم. 👇👇
به بیان دیگر ضد هر چه سرمایه، هر سرمایه دار، هر دولت در هر کجای جهان بر سر هر کارگر می آرد، باشیم. در غیر این صورت دروغ می گوئیم، خود را می فریبیم و دیگران را فریب می دهیم.
🔴بیمه کارگران کارخانه فولاد پارس هفتتپه را صاحبان سرمایه مصادره و دستمزد ناچیزشان را هم با تاخیر میدهند.
" کارگران کارخانه فولاد پارس هفتتپه میگویند ۴ ماه حق بیمه پرداخت نشده دارند. حق بیمه ماهدهای مهر و آبان سال گذشته و همچنین فروردین و اردیبهشت سال جاری به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نشده است و در نتیجه در دریافت خدمات با مشکل مواجه شدهاند.
علاوه بر این دستمزد این کارگران نیز با یک تا دو ماه تأخیر پرداخت میشود.
کارفرما و حکومت با استفاده از فضای جنگی اجحافات همیشگی خود را شدت بیشتری دادهاند. صدها هزار کارگر دیگر نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم میکنند. این یک جنایت آشکار در حق کارگران و خانوادههای آنها است.
صدها هزار کارگری که با این مشکلات مواجه هستند، نیروی قدرتمندی هستند که با ایجاد شبکههای سراسری میان خود و حرکات جمعی و سراسری و با همراهی با اعضای خانوادههایشان میتوانند حق و حقوق خود را از گلوی مفتخوران بیرون بکشند
" کارگران کارخانه فولاد پارس هفتتپه میگویند ۴ ماه حق بیمه پرداخت نشده دارند. حق بیمه ماهدهای مهر و آبان سال گذشته و همچنین فروردین و اردیبهشت سال جاری به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نشده است و در نتیجه در دریافت خدمات با مشکل مواجه شدهاند.
علاوه بر این دستمزد این کارگران نیز با یک تا دو ماه تأخیر پرداخت میشود.
کارفرما و حکومت با استفاده از فضای جنگی اجحافات همیشگی خود را شدت بیشتری دادهاند. صدها هزار کارگر دیگر نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم میکنند. این یک جنایت آشکار در حق کارگران و خانوادههای آنها است.
صدها هزار کارگری که با این مشکلات مواجه هستند، نیروی قدرتمندی هستند که با ایجاد شبکههای سراسری میان خود و حرکات جمعی و سراسری و با همراهی با اعضای خانوادههایشان میتوانند حق و حقوق خود را از گلوی مفتخوران بیرون بکشند
یاسر احمدی نژاد همکار زندانی ما باید فورا آزاد شود
یاسر احمدی نژاد کارگر و نماینده مستقل کارگران ملی حفاری است که در سالهای اخیر بخاطر پیگیری مطالبات همکاران بارها با مدیریت فاسد و پیمانکاران دزد و مفتخور نفت رودرو شد و بارها زد و بند و دزدیهای مدیران ناظر پروژه با پیمانکاران را افشا کرد.
یاسر در جریان اعتراضات همکاران ارکان ثالث ملی حفاری در سه سال گذشته با پرونده سازی حراست ملی حفاری در نهادهای امنیتی اخراج شد و هرچند زیر فشار اعتراض گسترده همکاران ارکان ثالث نفت و حمایتها و پشتیبانی ها به کار خود بازگشت، اما همچنان حاضر به سکوت در برابر تضییع حقوق کارگران نگردید و در نهایت از کار اخراج شد، اما او بلافاصله بعداز اخراج مجدد از کار با شرکت در آزمون دانشگاه و قبولی وکالت با هدف احقاق حقوق کارگران، بر علیه فساد ساختاری نفت اعتراضش را دنبال کرد.
یاسر احمدی نژاد در جریان اعتراضات #زن_زندگی_آزادی سال ۱۴۰۱ و از آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، علیه رانت خواری های حاکم و سرکوبگریها همواره کنار مردم ایستاد و بخاطر همه این مبارزاتش بازداشت و هم اکنون برای دومین بار با اتهامات دروغین و ساختگی برای تحمل ۳۳ ماه حبس در زندان است.
یاسر احمدی نژاد صدای ماست!
صدای ما کارگران ملی حفاری که بارها و بارها توانستیم با خشم و اعتراضمان خیابان مقابل ساختمان اداری شرکت را ببندیم و ما کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری که در سال گذشته بزرگترین اعتراضات و راهپیمایی پس از سال ۵۷ را در تهران و عسلویه رقم زدیم و ما کارگران رسمی و غیر رسمی و پروژه ای که هربار اراده کرده ایم، بخشهای مختلف نفت را به تعطیلی کشانده ایم!
ما کارگران نفت که این روزها زیر سایه جنگ و در اوج هرج و مرج و دزدیها و فساد در کل ساختار به ویژه در نفت، جانمان در برابر مزدی ناچیز قربانی جنگ افروزی و زیاده خواهی عده ای مفتخور در اقلیت است اعلام میکنیم در برابر این حجم از سرکوب و اعدام و بگیر و ببند زندانی کردن همکاران و مردم معترض و تحت ستم سکوت نمیکنیم و با امضای این بیانیه خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط یاسر احمدی نژاد، همه کارگران، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان و همه دستگیر شدگان معترض دیماه و پس از آن هستیم و از همه بخش های کارگری و بویژه کارگران شاغل در نفت میخواهیم که همگی دست در دست هم با کارزاری سراسری برای آزادی این عزیزان به میدان بیاییم.
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
-شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)
#آزادی_بی_قید_و_شرط_فعال_کارگری_یاسر_احمدی_نژاد
#آزادی_بی_قید_و_شرط_کارگران_زندانی
#آزادی_فوری_بازداشت_شدگان_اعتراضات_مردمی
#اعدام_قتل_عمد_حکومتی
#نان_کار_آزادی
#اداره_شورایی
#اعتصابات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/shoranaft
یاسر احمدی نژاد کارگر و نماینده مستقل کارگران ملی حفاری است که در سالهای اخیر بخاطر پیگیری مطالبات همکاران بارها با مدیریت فاسد و پیمانکاران دزد و مفتخور نفت رودرو شد و بارها زد و بند و دزدیهای مدیران ناظر پروژه با پیمانکاران را افشا کرد.
یاسر در جریان اعتراضات همکاران ارکان ثالث ملی حفاری در سه سال گذشته با پرونده سازی حراست ملی حفاری در نهادهای امنیتی اخراج شد و هرچند زیر فشار اعتراض گسترده همکاران ارکان ثالث نفت و حمایتها و پشتیبانی ها به کار خود بازگشت، اما همچنان حاضر به سکوت در برابر تضییع حقوق کارگران نگردید و در نهایت از کار اخراج شد، اما او بلافاصله بعداز اخراج مجدد از کار با شرکت در آزمون دانشگاه و قبولی وکالت با هدف احقاق حقوق کارگران، بر علیه فساد ساختاری نفت اعتراضش را دنبال کرد.
یاسر احمدی نژاد در جریان اعتراضات #زن_زندگی_آزادی سال ۱۴۰۱ و از آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، علیه رانت خواری های حاکم و سرکوبگریها همواره کنار مردم ایستاد و بخاطر همه این مبارزاتش بازداشت و هم اکنون برای دومین بار با اتهامات دروغین و ساختگی برای تحمل ۳۳ ماه حبس در زندان است.
یاسر احمدی نژاد صدای ماست!
صدای ما کارگران ملی حفاری که بارها و بارها توانستیم با خشم و اعتراضمان خیابان مقابل ساختمان اداری شرکت را ببندیم و ما کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری که در سال گذشته بزرگترین اعتراضات و راهپیمایی پس از سال ۵۷ را در تهران و عسلویه رقم زدیم و ما کارگران رسمی و غیر رسمی و پروژه ای که هربار اراده کرده ایم، بخشهای مختلف نفت را به تعطیلی کشانده ایم!
ما کارگران نفت که این روزها زیر سایه جنگ و در اوج هرج و مرج و دزدیها و فساد در کل ساختار به ویژه در نفت، جانمان در برابر مزدی ناچیز قربانی جنگ افروزی و زیاده خواهی عده ای مفتخور در اقلیت است اعلام میکنیم در برابر این حجم از سرکوب و اعدام و بگیر و ببند زندانی کردن همکاران و مردم معترض و تحت ستم سکوت نمیکنیم و با امضای این بیانیه خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط یاسر احمدی نژاد، همه کارگران، معلمان، دانشجویان و دانش آموزان و همه دستگیر شدگان معترض دیماه و پس از آن هستیم و از همه بخش های کارگری و بویژه کارگران شاغل در نفت میخواهیم که همگی دست در دست هم با کارزاری سراسری برای آزادی این عزیزان به میدان بیاییم.
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
- شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
-شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)
#آزادی_بی_قید_و_شرط_فعال_کارگری_یاسر_احمدی_نژاد
#آزادی_بی_قید_و_شرط_کارگران_زندانی
#آزادی_فوری_بازداشت_شدگان_اعتراضات_مردمی
#اعدام_قتل_عمد_حکومتی
#نان_کار_آزادی
#اداره_شورایی
#اعتصابات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/shoranaft
Telegram
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت نماد و نماینده اتحاد و همبستگی همه بخشهای کارگران در صنعت نفت
تماس با ما
@Shoratamas
تماس با ما
@Shoratamas
گفتگو با اهالی یک محله کارگری در مورد کشتارهای ۱۸ و ۱۹ ماه دی ۱۴۰۴
امروز موفق شدیم با تعدادی از ساکنین یکی از شهرکهای کارگرنشین تماس برقرار کنیم. از آنجاییکه این شهرک پیشتر محل زندگیِ ما بوده، از ذکر نام بابت حفاظت از امنیت دوستانمان معذوریم:
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
امروز موفق شدیم با تعدادی از ساکنین یکی از شهرکهای کارگرنشین تماس برقرار کنیم. از آنجاییکه این شهرک پیشتر محل زندگیِ ما بوده، از ذکر نام بابت حفاظت از امنیت دوستانمان معذوریم:
این شهرک کمی بیش از ۲۰هزار جمعیت دارد و تمامی طرفهای گفتگو متفقا تأکید داشتند که دستکم ۲۰۰ جوان و نوجوان در شبِ ۱۸ دیماه قتلعام شدهاند. یکی از کسانیکه با او گفتگو کردیم، پیکرِ فرزند ۱۷سالهاش را در قبالِ پرداختِ یکمیلیارد تومان پول تحویل گرفته است؛ این نوجوان ابتدا با ضربات باتوم مصدوم شده و سپس در همان محل، از فاصلهی نزدیک از ناحیهی پشتِ سر با شلیکِ گلولهی جنگی به قتل رسیده است.
یکی دیگر از اهالی، بهما گفت؛ صرفا روز گذشته با ۱۹ خانواده دیدار کرده که فرزندانشان با گلولههای جنگی کشته و تعداد پرشماری از جوانان دچار نقص عضو شدهاند.
بر اساس این گفتگوها، در جایجای شهرک اعلامیهها و بنرهای جوانان نصب شده و جو سنگینِ اختناق بر تمام کوچهها حکمفرماست.
یکی دیگر از خانوادهها بهما گفت؛ همزمان که برای تحویل پیکر مراجعه کردهاند، بیست پیکر از سردخانه خارج شده و به خانوادهها تحویل داده شده است. به گفتهی او بر هر یک از گورهای محل خاکسپاری بچهها، دستکم پنج نیروی امنیتی مسلح، حاضر بودهاند ولی نتوانستهاند مانع از شعاردهی علیه علی خامنهای شوند.
تمامی افرادی که با آنها گفتگو کردهایم، خانوادهای کارگری و تهیدست هستند و متفقا تأکید داشتند که بچهها بابت بيکاری، فقر و فقدان چشمانداز آینده، از روز ۱۳ دیماه در خیابان بودند و هیچ نشانهای از خشونتورزی از سوی آنها مشاهده نشده است.
سوال یکی از والدین، سوالِ ما هم هست:
《میگویند: داعش بچههایتان را کشته. پس چرا از ما بابت تحویل پیکرها پول دریافت میکنند》.
@Blackfishvoice1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شلیک مستقیم طالبان به یک زن تنها بخاطر شرکت در تجمعات اعتراضی علیه حجاب اجباری و نداشتن حق تحصیل
پ.ن: سخنگوی طالبان گفته بود عوامل بیگانه در تجمعات اعتراضی شرکت دارند
پ.ن: سخنگوی طالبان گفته بود عوامل بیگانه در تجمعات اعتراضی شرکت دارند