در باز شد
دلم لرزید
فکر کردم تویی...
ولی فقط باد بود
که آمد،
مثل دیوانهها
همهچیز را بههم ریخت
و رفت.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دلم لرزید
فکر کردم تویی...
ولی فقط باد بود
که آمد،
مثل دیوانهها
همهچیز را بههم ریخت
و رفت.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دنیا
مثل اتاقی تاریک است
که در هر گوشهاش
یک سایه ایستاده
با چشمانی گرسنه.
ما
بیآنکه بخواهیم
روی خطی باریک راه میرویم،
جایی میان گناه و پشیمانی.
هر لبخند
بهایی دارد،
هر لمس
یادگاری از زخم است.
کسی نمیداند
چرا دستهایمان،
وقتی به هم میرسند،
سنگینتر از آغوش میشوند.
در این دار مکافات
هیچ چراغی،
بیهزینه نمیسوزد.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
مثل اتاقی تاریک است
که در هر گوشهاش
یک سایه ایستاده
با چشمانی گرسنه.
ما
بیآنکه بخواهیم
روی خطی باریک راه میرویم،
جایی میان گناه و پشیمانی.
هر لبخند
بهایی دارد،
هر لمس
یادگاری از زخم است.
کسی نمیداند
چرا دستهایمان،
وقتی به هم میرسند،
سنگینتر از آغوش میشوند.
در این دار مکافات
هیچ چراغی،
بیهزینه نمیسوزد.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دلم تنگ است،
برای خودم،
برای گفتوگو با سکوتی که نمیشنودم...
گریزانم،
از سایهها،
از کوچههای بینام،
از چشمی که نگاه میکند و نمیبیند.
تنهایی،
چون دستی سرد
بر شانهام مینشیند
و میگوید:
«باز هم منم!»
و من،
در میان بودن و نخواستن،
در مرزِ میان فریاد و فروپاشی،
به دنبال نوری میگردم
که هنوز خاموش نشده باشد..
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
برای خودم،
برای گفتوگو با سکوتی که نمیشنودم...
گریزانم،
از سایهها،
از کوچههای بینام،
از چشمی که نگاه میکند و نمیبیند.
تنهایی،
چون دستی سرد
بر شانهام مینشیند
و میگوید:
«باز هم منم!»
و من،
در میان بودن و نخواستن،
در مرزِ میان فریاد و فروپاشی،
به دنبال نوری میگردم
که هنوز خاموش نشده باشد..
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
محبت
همیشه دلی پر از زخم است
که دستهایش را بیهیچ چشمداشتی
پیشکش میکند.
من
سالها
بر سر سفرهی دل دیگران
نان مهر پاشیدم،
اما کسی نفهمید
گرسنگی جان خودم را.
چه ساده بودم
که خیال میکردم
دوستی، وظیفه نیست
آغوش است.
اکنون
این منم،
با دلی تهی،
با لبخندی شکسته،
که هنوز در گوشهای از خود
امیدوار است
شاید روزی
یکی
به یاد بیاورد:
محبت، وظیفه نیست،
محبت
آزادی روح است.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
همیشه دلی پر از زخم است
که دستهایش را بیهیچ چشمداشتی
پیشکش میکند.
من
سالها
بر سر سفرهی دل دیگران
نان مهر پاشیدم،
اما کسی نفهمید
گرسنگی جان خودم را.
چه ساده بودم
که خیال میکردم
دوستی، وظیفه نیست
آغوش است.
اکنون
این منم،
با دلی تهی،
با لبخندی شکسته،
که هنوز در گوشهای از خود
امیدوار است
شاید روزی
یکی
به یاد بیاورد:
محبت، وظیفه نیست،
محبت
آزادی روح است.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
خسته شدم
از خندههای بیدلیل،
از عشقهای اتفاقی،
از دوستیهای فصلدار...
خستهام از سلامهای سرد،
از «چطوری؟»هایی که
جوابی نمیخواهند.
میخواهم بروم جایی،
که سکوتش ناتمام باشد،
و صداقت، رسم روزانهی مردمش.
دلم هوای کودکی دارد،
هوای دستی که بیمنت بگیرد،
هوای نگاهی که نگوید: «سودِ من کجاست؟»
آن ها ..
که بینقاب میخندیدند،
کجا رفتند؟
من هنوز به دنبالشان
در کوچههای بینامِ این شهر میگردم...
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
از خندههای بیدلیل،
از عشقهای اتفاقی،
از دوستیهای فصلدار...
خستهام از سلامهای سرد،
از «چطوری؟»هایی که
جوابی نمیخواهند.
میخواهم بروم جایی،
که سکوتش ناتمام باشد،
و صداقت، رسم روزانهی مردمش.
دلم هوای کودکی دارد،
هوای دستی که بیمنت بگیرد،
هوای نگاهی که نگوید: «سودِ من کجاست؟»
آن ها ..
که بینقاب میخندیدند،
کجا رفتند؟
من هنوز به دنبالشان
در کوچههای بینامِ این شهر میگردم...
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
پاییزِ بیباران
پاییز آمد
اما بوی باران نیامد.
درختان،
با لبهای ترکخورده،
در حسرتِ بوسهی ابر،
خشخشِ خستگی در میکردند.
آفتاب،
مثل زنی تبدار،
بر پنجرهها میسوخت،
و سایهها
در خلوتِ کوچههای خاکی
به آه بدل میشدند.
من
در میانِ گرمای بیقرارِ مهر
به دنبالِ قطرهای خنکی
میگشتم،
تا شاید باور کنم
که هنوز
فصلی برای دلتنگی باقیست.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
پاییز آمد
اما بوی باران نیامد.
درختان،
با لبهای ترکخورده،
در حسرتِ بوسهی ابر،
خشخشِ خستگی در میکردند.
آفتاب،
مثل زنی تبدار،
بر پنجرهها میسوخت،
و سایهها
در خلوتِ کوچههای خاکی
به آه بدل میشدند.
من
در میانِ گرمای بیقرارِ مهر
به دنبالِ قطرهای خنکی
میگشتم،
تا شاید باور کنم
که هنوز
فصلی برای دلتنگی باقیست.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
کوچکِ شیرینِ من،
ای شکوفهٔ جانم،
هر نگاهت به دلم
آفتابیست درخشان.
جان من، میخواهمت
با تمامِ هستیام،
مثل بارانِ بهار
بر زمینِ خستهام باران ببار
روح لبخندت، پر از
عطرِ باغِ زندگیست،
هر کلامت، شرری
از چراغِ بندگیست.
در نگاهت، روشنی
در صدایت، آشتی،
ای تمام آرزو،
نیمهٔ خوشبختی ام باش
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
ای شکوفهٔ جانم،
هر نگاهت به دلم
آفتابیست درخشان.
جان من، میخواهمت
با تمامِ هستیام،
مثل بارانِ بهار
بر زمینِ خستهام باران ببار
روح لبخندت، پر از
عطرِ باغِ زندگیست،
هر کلامت، شرری
از چراغِ بندگیست.
در نگاهت، روشنی
در صدایت، آشتی،
ای تمام آرزو،
نیمهٔ خوشبختی ام باش
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دلتنگ خودم
دلم گرفته از اين كوچههای خسته و خاموش،
از اين سكوتِ طولانیِ بیفرجام...
میخواهم از ميانِ غبارِ سالها،
خودِ گمشدهام را صدا كنم،
شايد هنوز در كوچهی كودكی،
برفِ معصومی بر شانهاش نشسته باشد.
به ياد میآورم،
روزی در آينه، لبخند میزدم،
بیآنكه دلي پر از اندوه پنهان كنم.
اكنون،
هر صبح،
با خودم روبهرو میشوم،
و غريبهای را میبينم
كه از چشمهايش دريا رفته است.
ای خويشِ دوردست من!
اگر هنوز در خوابِ درختی سبز پنهانی،
به من نشانی بده...
میخواهم بازگردم،
پيش از آنكه اين خاكستریِ بیپايان،
همهی مرا فراموش كند.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دلم گرفته از اين كوچههای خسته و خاموش،
از اين سكوتِ طولانیِ بیفرجام...
میخواهم از ميانِ غبارِ سالها،
خودِ گمشدهام را صدا كنم،
شايد هنوز در كوچهی كودكی،
برفِ معصومی بر شانهاش نشسته باشد.
به ياد میآورم،
روزی در آينه، لبخند میزدم،
بیآنكه دلي پر از اندوه پنهان كنم.
اكنون،
هر صبح،
با خودم روبهرو میشوم،
و غريبهای را میبينم
كه از چشمهايش دريا رفته است.
ای خويشِ دوردست من!
اگر هنوز در خوابِ درختی سبز پنهانی،
به من نشانی بده...
میخواهم بازگردم،
پيش از آنكه اين خاكستریِ بیپايان،
همهی مرا فراموش كند.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
باران میبارد بر دل خستهام
گویی هر قطرهاش، بیتی از دلتنگیست.
در سکوت شب، آسمان با من حرف میزند
و من تنها، در گوشهای از این دنیای بیپایان،
گم شدهام
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
گویی هر قطرهاش، بیتی از دلتنگیست.
در سکوت شب، آسمان با من حرف میزند
و من تنها، در گوشهای از این دنیای بیپایان،
گم شدهام
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
جنگلِ شمال
نفَسش گرفت،
دود
روی شانههای مه نشسته بود
و سنجاقکها
به دنبال سایهی خانههای سوختهشان
میگشتند.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi2
نفَسش گرفت،
دود
روی شانههای مه نشسته بود
و سنجاقکها
به دنبال سایهی خانههای سوختهشان
میگشتند.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi2
در نگاه معصومانهء تو
دنیا
جور دیگری میچرخد
ببین
خندههایت مثل بارانی مقدس
به همه جا رنگ میدهد.
تولدت، یعنی
شروع رویایی جدید،
جایی که تو باشی،
آسمان همیشه بیکران و آبیست..
#اکرم_صادقی (ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
دنیا
جور دیگری میچرخد
ببین
خندههایت مثل بارانی مقدس
به همه جا رنگ میدهد.
تولدت، یعنی
شروع رویایی جدید،
جایی که تو باشی،
آسمان همیشه بیکران و آبیست..
#اکرم_صادقی (ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
Forwarded from زهره حمزاویان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*صدای تمام خواننده های زمان شاه هر کدوم ۲۰ ثانیه خیلی خیلی دوست داشتنی*❤❤❤
گوش شیطان کر چقدر امروز میخندی به من
ای که عطر دشت آغوشت، شميم نسترن
عشق دیوار کلنگی نیست در هم بشکند مثل قصر محکمی پاینده شد در جان و تن
پلک بر هم میزنی دریا پریشان می شود ماه من آرامش امواج را برهم نزن
تاب خودداری ندارم دیدهام که میزنند
بوسه بر انگشت هایت دکمه های پیرهن
پیش تو جای شکایت نیست جای غصه نیست
دفن در دل می کنم این غصه ها را بی کفن
فرصت نایاب آغوش تو سودای من است
تا به صد گل بوسه ام غرقت کنم مثل وطن
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
ای که عطر دشت آغوشت، شميم نسترن
عشق دیوار کلنگی نیست در هم بشکند مثل قصر محکمی پاینده شد در جان و تن
پلک بر هم میزنی دریا پریشان می شود ماه من آرامش امواج را برهم نزن
تاب خودداری ندارم دیدهام که میزنند
بوسه بر انگشت هایت دکمه های پیرهن
پیش تو جای شکایت نیست جای غصه نیست
دفن در دل می کنم این غصه ها را بی کفن
فرصت نایاب آغوش تو سودای من است
تا به صد گل بوسه ام غرقت کنم مثل وطن
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
برف که میبارد،
خالی از هر صدایی است.
فقط صدای قدمهایم در سکوتِ سفید،
آرامتر از همیشه میرود.
دلم پر از خلوت است،
خلوت مثل این زمستان،
که هیچکس جز برف
به این شهر نمیآید.
من و برف،
دو غریبهایم که در این لحظه،
با هم قدم میزنیم
و هیچکدام نمیدانیم
که این راه به کجا میرسد..
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
خالی از هر صدایی است.
فقط صدای قدمهایم در سکوتِ سفید،
آرامتر از همیشه میرود.
دلم پر از خلوت است،
خلوت مثل این زمستان،
که هیچکس جز برف
به این شهر نمیآید.
من و برف،
دو غریبهایم که در این لحظه،
با هم قدم میزنیم
و هیچکدام نمیدانیم
که این راه به کجا میرسد..
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
در کوچههای خیسِ غروب
نامت هنوز
بر شیشهٔ باران ماندهست؛
و دل،
چون چراغِ آخرِ شب،
بیتو
آهسته میسوزد.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
نامت هنوز
بر شیشهٔ باران ماندهست؛
و دل،
چون چراغِ آخرِ شب،
بیتو
آهسته میسوزد.
#اکرم_صادقی(ارام)
telegram.me/Akramsadeghi20
صبح آمد و خورشید به لبخند نشست
شب پر زد و از باغِ دلِم رخت ببست
عطرِ گل یاس در هوا جاری شد
تا شیشه ی عمر غم به لبخند شکست
سرشار ز امید م و لبریز غرور
از بودن یاران شریف و یکدست
امروز به رقص و هلهله میخواهم
بیدار شود بخت به جا خفته ومست
دیوانه ی یک نگاه شوریده ی اوست
این قلب ترانه خوان دیوانه پرست
#اکرم_صادقی(آ رام)
//telegram.me/Akramsadeghi20
شب پر زد و از باغِ دلِم رخت ببست
عطرِ گل یاس در هوا جاری شد
تا شیشه ی عمر غم به لبخند شکست
سرشار ز امید م و لبریز غرور
از بودن یاران شریف و یکدست
امروز به رقص و هلهله میخواهم
بیدار شود بخت به جا خفته ومست
دیوانه ی یک نگاه شوریده ی اوست
این قلب ترانه خوان دیوانه پرست
#اکرم_صادقی(آ رام)
//telegram.me/Akramsadeghi20
Forwarded from ART CHANNEL
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
می خواهمت مثل مریضی که طبیبش را
مثل غمی که اشکهای بی شکيبش را
می خواهمت مانند آب زندگی ای گل
مانند یک عاشق که معشوق نجیبش را
می خواهمت تا خاطر ت در سینه بیدارست
مانند آن چشمی که رویای غریبش را
می خواهمت اندازه ی یک عمر تنهایی
مثل زمستان که بهار پر فریبش را
می خواهمت چون مادر گم کرده فرزندي
که بر زبان می آورد امن یجیبش را
می خواهمت مانند باغی که توقع داشت
از هر درخت پر شکوفه عطر سیبش را
اکرم صادقی (آرام)
telegram.me/Akramsadeghi20
مثل غمی که اشکهای بی شکيبش را
می خواهمت مانند آب زندگی ای گل
مانند یک عاشق که معشوق نجیبش را
می خواهمت تا خاطر ت در سینه بیدارست
مانند آن چشمی که رویای غریبش را
می خواهمت اندازه ی یک عمر تنهایی
مثل زمستان که بهار پر فریبش را
می خواهمت چون مادر گم کرده فرزندي
که بر زبان می آورد امن یجیبش را
می خواهمت مانند باغی که توقع داشت
از هر درخت پر شکوفه عطر سیبش را
اکرم صادقی (آرام)
telegram.me/Akramsadeghi20