وقتی که آبی بودم
10 subscribers
7 photos
یه‌روز خوب اومد رفت. تو نبودی.


🐳🚬
Download Telegram
فکر میکردی به همین راحتیاس؟ دیدی نبود!
بلد نبودم ولی خیلی دوستت داشتم.
چنی تو نازی...
آمده بودم برای آخرین بار ببینمت
داشتم از شهر می رفتم و مطمئن نبودم دوباره تورا ببینم
خوابیده بودی آرام و بی جان
نه لبخند های پر شعف ات پیدا بود
و نه حتی چهره ی معصوم ات
به خاکت نگاه میکردم
به خاکی که عزیزترینم را در آغوش گرفته بود
عزیزترینی که روزی تمام جان من بود؛
دلم برایت تنگ شده است،
دیگر نوشتن از نبودن هایت دارد کم کم نفس هایم را به شماره می اندازد.
نیستی و نبودنت به جانم زده،
می روم و شاید یک روز برای برای اینکه کنارت بخوابم بازگردم.
انصاف نبود اما شد؛
هرگز در زندگی ما انصاف، رنگ حقیقت به خود نگرفت.
ما همیشه برای حق خود جنگیدم
بی آنکه حتی دستمان به او برسد.
🐳1
دلم گرفته ترنج
دلم اندازه فاصلمون از هم گرفته
دیگه خسته ام از ادما؛
آدما خسته ام کردن.
از اینکه باید تا آخر عمرم هر روز آدم ببینم دارم میلرزم به خودم.
حتی اونم دوستم نداره.
وقتی که آبی بودم
حتی اونم دوستم نداره.
همه چیز مثل یه خواب کوفتی که وقتی ازش بیدار میشی دلت میخاد خودتو از پنجره پرت کنی پایین شده.
قول میدم تو دنیای بعدی هم عاشق خودت بشم.
داشتم فکر میکردم اگه اون کسی که عاشقش بودی یه روزی نباشه، بازم این عشق باقی میمونه و از بین نمیره؟
🐳1
گوجالما آنا.
🐳1