✅ تحلیل شرایط اقتصادی و ضرورت تصمیمگیری هوشمندانه برای مدیران کسبوکار
✍️محسن متمکن
در طول سالهای گذشته، بهنظر میرسد دولت ما در مقاطع مختلف نقش نوسانگیر بازارهای ارز، طلا و حتی بورس را ایفا کرده است. از سوی دیگر، تجربه تاریخی و شواهد موجود نشان میدهد که توافقات میان ایران و آمریکا، فرآیندهایی سطحی نبوده و با در نظر گرفتن رقبا و ملاحظات استراتژیک وارد مرحله مذاکره شدهاند. بنابراین، بعید بهنظر میرسد که طرفین بدون محاسبه دقیق و تحلیل منافع، تن به چنین مذاکراتی داده باشند.
از منظر رسانهای نیز، رویکرد دولت نسبت به اطلاعرسانی درباره حوادث داخلی، بهویژه انفجارها و اتفاقات امنیتی، تغییر محسوسی داشته است. در گذشته معمولاً اینگونه وقایع به رژیم صهیونیستی یا گروههای معاند نسبت داده میشد یا اعلام میکردند که در حال بررسی موضوع توسط نهادهای امنیتی هستند. اما در حادثه اخیر، با فاصلهای بسیار کوتاه، علت حادثه «اهمالکاری» اعلام شد؛ رویکردی که در سطح جهانی بسیار نادر است. بهعنوان نمونه، در انفجار بندر بیروت، تنها در همان روز اول علت انفجار اعلام شد و در دیگر موارد مشابه، فاصله میان حادثه تا اعلام علت رسمی، گاه به چند صد روز میرسد.
این شفافسازی سریع میتواند نشانهای از اولویت دولت برای مدیریت فضای داخلی در راستای تسهیل مذاکرات بینالمللی باشد. شاید دولت ترجیح میدهد از نسبت دادن حوادث به عوامل خارجی خودداری کند تا مسیر توافق با آمریکا با مانع مواجه نشود. از سوی دیگر، در ساختار دولت آمریکا نیز، بهنظر میرسد برخی نیروهای مخالف توافق با ایران در حال کنار رفتن هستند. مهمتر آنکه تاکنون هیچ نهاد رسمی در آمریکا توقف مذاکرات را اعلام نکرده و تنها به مشکلات لجستیکی اشاره شده است. اینها همه میتواند نشانهای از بازگشت قریبالوقوع دو کشور به میز مذاکره باشد.
در چنین شرایطی، با در نظر گرفتن رویکرد نوسانگیرانه دولت، ممکن است بخشی از افزایش قیمت طلا و ارز در روزهای اخیر، در راستای جبران کسری بودجه و بهرهبرداری کوتاهمدت از نوسانات بازار باشد. این احتمال وجود دارد که با رسیدن به توافق، بار دیگر قیمتها کاهش یافته و ثبات نسبی به بازار بازگردد.
البته آنچه مطرح میشود، صرفاً در حد تحلیل و احتمال است و تا زمانی که اطلاعات دقیقتری منتشر نشود، نمیتوان به قضاوت قطعی رسید. اما آنچه برای مدیران کسبوکار اهمیت دارد، تصمیمگیری هوشمندانه در این فضای مبهم و پرنوسان است.
مدیریت ریسک، ایجاد سبد سرمایهگذاری متناسب با شرایط، و بازنگری در برنامههای توسعه یا حتی حفظ وضعیت موجود، راهکارهایی هستند که میتوانند ضامن بقای کسبوکار در سال جاری باشند. شاید در این مقطع، بیشترین سود برای یک بنگاه اقتصادی، حفظ ثبات و تداوم فعالیت آن باشد؛ مسألهای که بدون تحلیل مستمر شرایط سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی، ممکن نخواهد بود.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️محسن متمکن
در طول سالهای گذشته، بهنظر میرسد دولت ما در مقاطع مختلف نقش نوسانگیر بازارهای ارز، طلا و حتی بورس را ایفا کرده است. از سوی دیگر، تجربه تاریخی و شواهد موجود نشان میدهد که توافقات میان ایران و آمریکا، فرآیندهایی سطحی نبوده و با در نظر گرفتن رقبا و ملاحظات استراتژیک وارد مرحله مذاکره شدهاند. بنابراین، بعید بهنظر میرسد که طرفین بدون محاسبه دقیق و تحلیل منافع، تن به چنین مذاکراتی داده باشند.
از منظر رسانهای نیز، رویکرد دولت نسبت به اطلاعرسانی درباره حوادث داخلی، بهویژه انفجارها و اتفاقات امنیتی، تغییر محسوسی داشته است. در گذشته معمولاً اینگونه وقایع به رژیم صهیونیستی یا گروههای معاند نسبت داده میشد یا اعلام میکردند که در حال بررسی موضوع توسط نهادهای امنیتی هستند. اما در حادثه اخیر، با فاصلهای بسیار کوتاه، علت حادثه «اهمالکاری» اعلام شد؛ رویکردی که در سطح جهانی بسیار نادر است. بهعنوان نمونه، در انفجار بندر بیروت، تنها در همان روز اول علت انفجار اعلام شد و در دیگر موارد مشابه، فاصله میان حادثه تا اعلام علت رسمی، گاه به چند صد روز میرسد.
این شفافسازی سریع میتواند نشانهای از اولویت دولت برای مدیریت فضای داخلی در راستای تسهیل مذاکرات بینالمللی باشد. شاید دولت ترجیح میدهد از نسبت دادن حوادث به عوامل خارجی خودداری کند تا مسیر توافق با آمریکا با مانع مواجه نشود. از سوی دیگر، در ساختار دولت آمریکا نیز، بهنظر میرسد برخی نیروهای مخالف توافق با ایران در حال کنار رفتن هستند. مهمتر آنکه تاکنون هیچ نهاد رسمی در آمریکا توقف مذاکرات را اعلام نکرده و تنها به مشکلات لجستیکی اشاره شده است. اینها همه میتواند نشانهای از بازگشت قریبالوقوع دو کشور به میز مذاکره باشد.
در چنین شرایطی، با در نظر گرفتن رویکرد نوسانگیرانه دولت، ممکن است بخشی از افزایش قیمت طلا و ارز در روزهای اخیر، در راستای جبران کسری بودجه و بهرهبرداری کوتاهمدت از نوسانات بازار باشد. این احتمال وجود دارد که با رسیدن به توافق، بار دیگر قیمتها کاهش یافته و ثبات نسبی به بازار بازگردد.
البته آنچه مطرح میشود، صرفاً در حد تحلیل و احتمال است و تا زمانی که اطلاعات دقیقتری منتشر نشود، نمیتوان به قضاوت قطعی رسید. اما آنچه برای مدیران کسبوکار اهمیت دارد، تصمیمگیری هوشمندانه در این فضای مبهم و پرنوسان است.
مدیریت ریسک، ایجاد سبد سرمایهگذاری متناسب با شرایط، و بازنگری در برنامههای توسعه یا حتی حفظ وضعیت موجود، راهکارهایی هستند که میتوانند ضامن بقای کسبوکار در سال جاری باشند. شاید در این مقطع، بیشترین سود برای یک بنگاه اقتصادی، حفظ ثبات و تداوم فعالیت آن باشد؛ مسألهای که بدون تحلیل مستمر شرایط سیاسی و اقتصادی داخلی و بینالمللی، ممکن نخواهد بود.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
محسن متمکن
مدیریت حرفه ای - محسن متمکن
مشاوره و برگذاری دوره های تخصصی ویژه مدیران ،توانمند سازی مدیران و شایستگی مدیران و تحلیل رفتارهای رهبری و مدیریت استارت آپ ها با محسن متمکن
👍2❤1
✅بازنگری در سیاستهای حضور در نمایشگاهها؛ تجربه اکسپو ایران
✍️ محسن متمکن
نمایشگاههای اکسپو رویدادهایی بینالمللی هستند که در بسیاری از کشورها با هدف ارائه توانمندیهای ملی در حوزههای مختلف برگزار میشوند. آنچه این نمایشگاهها را از سایر نمایشگاهها متمایز میکند، تمرکز آنها بر تجربه و مشارکت بازدیدکننده است، نه صرفاً حضور غرفهداران. در واقع، ماهیت اصلی نمایشگاه اکسپو بر «تعامل مخاطب» بنا شده است، نه فقط ارائه محصول.
در هفتههای اخیر، نمایشگاه اکسپو ایران با تبلیغات گستردهای در سطح ملی همراه بود. اما با ورود به فضای نمایشگاه، آنچه مشاهده شد، حضور حداقلی بازدیدکنندگان و فقدان ارتباط مؤثر با جامعه هدف بینالمللی بود. بخش قابل توجهی از بازدیدکنندگان را رانندگان داخلی تشکیل میدادند، در حالیکه هدف اصلی این نمایشگاه، توسعه صادرات و ارتباط با فعالان اقتصادی بینالمللی عنوان شده بود. در عمل، تعداد بسیار محدودی از بازدیدکنندگان خارجی حضور داشتند و حتی در مورد همان تعداد اندک نیز مشخص نبود که آیا واقعاً تاجر یا نماینده تجاری بودند یا صرفاً افراد خارجی بدون نقش اقتصادی.
از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، هزینههای شرکتکنندگان خارجی بهصورت سیستمی و از طریق نهادهای دولتی یا واسطه پرداخت شده و نه توسط خود افراد. این مسأله نیز علامتی از عدم پویایی تجاری و نبود انگیزه واقعی اقتصادی در برخی تعاملات ایجادشده است.
در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود که هدف واقعی ما از حضور در چنین نمایشگاههایی چیست؟ آیا صرفاً بهدنبال ثبت حضور نمادین و ثبت چند عکس یادگاری هستیم؟ یا بهدنبال تحقق اهداف تجاری و توسعه بازارهای صادراتی؟
برای مدیران و تصمیمگیران بخش دولتی و خصوصی، ضروری است که پیش از سرمایهگذاری در نمایشگاهها، نسبت به بازدهی واقعی آنها ارزیابی دقیقی داشته باشند. گاهی شرکت در یک نمایشگاه داخلی، با مخاطبان هدفمند و آشناتر به بازار، میتواند اثربخشتر از حضوری نمادین در یک نمایشگاه بینالمللی باشد. یا شاید بهترین راهکار، تمرکز بر روشهایی باشد که شرکتهای موفق در دنیا در پیش گرفتهاند؛ مانند برگزاری جلسات هدفمند B2B، دعوت از هیأتهای تجاری واقعی، یا استفاده از ظرفیت رسانههای تخصصی بینالمللی.
در نهایت، شرکت در نمایشگاهها تنها زمانی ارزشمند است که بتواند به شکلی مؤثر، در جهت تحقق اهداف تجاری، افزایش فروش، توسعه بازار یا جذب سرمایهگذار عمل کند؛ نه صرفاً بهعنوان یک رویداد خبری یا تبلیغاتی.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️ محسن متمکن
نمایشگاههای اکسپو رویدادهایی بینالمللی هستند که در بسیاری از کشورها با هدف ارائه توانمندیهای ملی در حوزههای مختلف برگزار میشوند. آنچه این نمایشگاهها را از سایر نمایشگاهها متمایز میکند، تمرکز آنها بر تجربه و مشارکت بازدیدکننده است، نه صرفاً حضور غرفهداران. در واقع، ماهیت اصلی نمایشگاه اکسپو بر «تعامل مخاطب» بنا شده است، نه فقط ارائه محصول.
در هفتههای اخیر، نمایشگاه اکسپو ایران با تبلیغات گستردهای در سطح ملی همراه بود. اما با ورود به فضای نمایشگاه، آنچه مشاهده شد، حضور حداقلی بازدیدکنندگان و فقدان ارتباط مؤثر با جامعه هدف بینالمللی بود. بخش قابل توجهی از بازدیدکنندگان را رانندگان داخلی تشکیل میدادند، در حالیکه هدف اصلی این نمایشگاه، توسعه صادرات و ارتباط با فعالان اقتصادی بینالمللی عنوان شده بود. در عمل، تعداد بسیار محدودی از بازدیدکنندگان خارجی حضور داشتند و حتی در مورد همان تعداد اندک نیز مشخص نبود که آیا واقعاً تاجر یا نماینده تجاری بودند یا صرفاً افراد خارجی بدون نقش اقتصادی.
از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، هزینههای شرکتکنندگان خارجی بهصورت سیستمی و از طریق نهادهای دولتی یا واسطه پرداخت شده و نه توسط خود افراد. این مسأله نیز علامتی از عدم پویایی تجاری و نبود انگیزه واقعی اقتصادی در برخی تعاملات ایجادشده است.
در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود که هدف واقعی ما از حضور در چنین نمایشگاههایی چیست؟ آیا صرفاً بهدنبال ثبت حضور نمادین و ثبت چند عکس یادگاری هستیم؟ یا بهدنبال تحقق اهداف تجاری و توسعه بازارهای صادراتی؟
برای مدیران و تصمیمگیران بخش دولتی و خصوصی، ضروری است که پیش از سرمایهگذاری در نمایشگاهها، نسبت به بازدهی واقعی آنها ارزیابی دقیقی داشته باشند. گاهی شرکت در یک نمایشگاه داخلی، با مخاطبان هدفمند و آشناتر به بازار، میتواند اثربخشتر از حضوری نمادین در یک نمایشگاه بینالمللی باشد. یا شاید بهترین راهکار، تمرکز بر روشهایی باشد که شرکتهای موفق در دنیا در پیش گرفتهاند؛ مانند برگزاری جلسات هدفمند B2B، دعوت از هیأتهای تجاری واقعی، یا استفاده از ظرفیت رسانههای تخصصی بینالمللی.
در نهایت، شرکت در نمایشگاهها تنها زمانی ارزشمند است که بتواند به شکلی مؤثر، در جهت تحقق اهداف تجاری، افزایش فروش، توسعه بازار یا جذب سرمایهگذار عمل کند؛ نه صرفاً بهعنوان یک رویداد خبری یا تبلیغاتی.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
محسن متمکن
مدیریت حرفه ای - محسن متمکن
مشاوره و برگذاری دوره های تخصصی ویژه مدیران ،توانمند سازی مدیران و شایستگی مدیران و تحلیل رفتارهای رهبری و مدیریت استارت آپ ها با محسن متمکن
👍1👏1
✅ثبات قیمت بنزین در مقابل جهش سایر کالاها؛ پیام نهفته برای آینده اقتصاد ایران
✍️ محسن متمکن
در حالی که قیمت دلار، طلا، شاخص بهای مصرفکننده و حتی قیمت تمامشده تولید در ماههای اخیر روندی افزایشی داشتهاند، قیمت بنزین همچنان بدون تغییر باقی مانده است. این عدم همراستایی، پیامی مهم و قابل تأمل در دل خود دارد؛ پیامی که تنها با نگاهی به گذشته اقتصاد ایران و سیاستگذاریهای کلان دولتهای مختلف قابل درک است.
در طول سالهای گذشته، دو رویکرد کلی در حوزه تنظیم قیمتها بر فضای اقتصادی کشور سایه افکنده است. نخست، سیاست تثبیت قیمتهاست که معمولاً با هدف کنترل شاخصهای تورمی، از سوی دولتها در پیش گرفته شده است. در این مدل، برخی دولتها تلاش کردهاند با ثابت نگهداشتن قیمت حاملهای انرژی یا اقلام کلیدی، از جهش ناگهانی تورم جلوگیری کنند و بهنوعی مهار تورم را به نمایش بگذارند. اما تجربه نشان داده است که این مهار، اغلب کوتاهمدت و غیرواقعی بوده و در نهایت، فنر فشردهشده قیمتها بهشدت رها شده و منجر به جهشهای سنگین در نرخ ارز و سایر کالاهای پایه شده است.
از سوی دیگر، رویکرد دوم، افزایش تدریجی قیمتها با هدف اصلاح ساختارهای قیمتی و اقتصادی بوده است. این سیاست، نیازمند شجاعت، تصمیمگیری قاطع و هماهنگی گسترده میان نهادهای حاکمیتی است؛ امری که کمتر در اقتصاد ایران شاهد تحقق کامل آن بودهایم. برای مثال، در دورههایی مانند دولت نهم، شوکدرمانی بهعنوان راهبرد انتخاب شد و دولت اقدام به افزایش ناگهانی و همزمان قیمت بسیاری از کالاهای اساسی کرد. این سیاست، با وجود تبعاتی که در پی داشت، در کوتاهمدت توانست رضایتی نسبی در طبقات متوسط ایجاد کند، اما آثار بلندمدت آن، همچنان مورد نقد کارشناسان است.
حال با توجه به این پیشزمینه، مشاهده میکنیم که قیمت بنزین هنوز تغییری نکرده، در حالیکه قیمت کالاهایی نظیر آب آشامیدنی، رشد قابلتوجهی داشتهاند. امروزه، یک بطری نیملیتری آب، گاه قیمتی معادل سه لیتر بنزین دارد؛ یعنی بنزین شش برابر ارزانتر از آب فروخته میشود. این ناهماهنگی آشکار، سیگنالی هشداردهنده است که ممکن است در آینده نزدیک بهعنوان محرک اصلاح قیمتی در بخش سوخت عمل کند.
از اینرو، مدیران بنگاههای اقتصادی، کارآفرینان و فعالان بازار باید نسبت به این نشانهها هوشیار باشند. اثرات احتمالی اصلاح قیمت سوخت میتواند بهطور مستقیم بر قیمتگذاری محصولات، سرمایه در گردش، هزینههای حملونقل و ذخیرهسازی مواد اولیه تأثیرگذار باشد. بیتوجهی به این روندهای کلان، میتواند کسبوکارها را در برابر شوکهای آتی اقتصادی آسیبپذیر کند.
بنابراین، لازم است از هماکنون تحلیل روندهای اقتصادی، بهویژه در حوزه انرژی، به بخشی از استراتژی تصمیمگیری مدیران تبدیل شود. اصلاح قیمتها دیر یا زود رخ خواهد داد؛ پرسش اصلی این است که چه زمانی و با چه شدتی.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️ محسن متمکن
در حالی که قیمت دلار، طلا، شاخص بهای مصرفکننده و حتی قیمت تمامشده تولید در ماههای اخیر روندی افزایشی داشتهاند، قیمت بنزین همچنان بدون تغییر باقی مانده است. این عدم همراستایی، پیامی مهم و قابل تأمل در دل خود دارد؛ پیامی که تنها با نگاهی به گذشته اقتصاد ایران و سیاستگذاریهای کلان دولتهای مختلف قابل درک است.
در طول سالهای گذشته، دو رویکرد کلی در حوزه تنظیم قیمتها بر فضای اقتصادی کشور سایه افکنده است. نخست، سیاست تثبیت قیمتهاست که معمولاً با هدف کنترل شاخصهای تورمی، از سوی دولتها در پیش گرفته شده است. در این مدل، برخی دولتها تلاش کردهاند با ثابت نگهداشتن قیمت حاملهای انرژی یا اقلام کلیدی، از جهش ناگهانی تورم جلوگیری کنند و بهنوعی مهار تورم را به نمایش بگذارند. اما تجربه نشان داده است که این مهار، اغلب کوتاهمدت و غیرواقعی بوده و در نهایت، فنر فشردهشده قیمتها بهشدت رها شده و منجر به جهشهای سنگین در نرخ ارز و سایر کالاهای پایه شده است.
از سوی دیگر، رویکرد دوم، افزایش تدریجی قیمتها با هدف اصلاح ساختارهای قیمتی و اقتصادی بوده است. این سیاست، نیازمند شجاعت، تصمیمگیری قاطع و هماهنگی گسترده میان نهادهای حاکمیتی است؛ امری که کمتر در اقتصاد ایران شاهد تحقق کامل آن بودهایم. برای مثال، در دورههایی مانند دولت نهم، شوکدرمانی بهعنوان راهبرد انتخاب شد و دولت اقدام به افزایش ناگهانی و همزمان قیمت بسیاری از کالاهای اساسی کرد. این سیاست، با وجود تبعاتی که در پی داشت، در کوتاهمدت توانست رضایتی نسبی در طبقات متوسط ایجاد کند، اما آثار بلندمدت آن، همچنان مورد نقد کارشناسان است.
حال با توجه به این پیشزمینه، مشاهده میکنیم که قیمت بنزین هنوز تغییری نکرده، در حالیکه قیمت کالاهایی نظیر آب آشامیدنی، رشد قابلتوجهی داشتهاند. امروزه، یک بطری نیملیتری آب، گاه قیمتی معادل سه لیتر بنزین دارد؛ یعنی بنزین شش برابر ارزانتر از آب فروخته میشود. این ناهماهنگی آشکار، سیگنالی هشداردهنده است که ممکن است در آینده نزدیک بهعنوان محرک اصلاح قیمتی در بخش سوخت عمل کند.
از اینرو، مدیران بنگاههای اقتصادی، کارآفرینان و فعالان بازار باید نسبت به این نشانهها هوشیار باشند. اثرات احتمالی اصلاح قیمت سوخت میتواند بهطور مستقیم بر قیمتگذاری محصولات، سرمایه در گردش، هزینههای حملونقل و ذخیرهسازی مواد اولیه تأثیرگذار باشد. بیتوجهی به این روندهای کلان، میتواند کسبوکارها را در برابر شوکهای آتی اقتصادی آسیبپذیر کند.
بنابراین، لازم است از هماکنون تحلیل روندهای اقتصادی، بهویژه در حوزه انرژی، به بخشی از استراتژی تصمیمگیری مدیران تبدیل شود. اصلاح قیمتها دیر یا زود رخ خواهد داد؛ پرسش اصلی این است که چه زمانی و با چه شدتی.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
محسن متمکن
مدیریت حرفه ای - محسن متمکن
مشاوره و برگذاری دوره های تخصصی ویژه مدیران ،توانمند سازی مدیران و شایستگی مدیران و تحلیل رفتارهای رهبری و مدیریت استارت آپ ها با محسن متمکن
👍2❤1🤯1
✅باز تعریف مرزهای اقتصادی؛ نگاهی به سیاست تعرفهای آمریکا در دوره جدید
✍️محسن متمکن
در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند تعرفههای تجاری فعلی ایالات متحده بهزودی دستخوش تغییرات خواهند شد—بهویژه با توجه به بازگشت ترامپ به عرصه سیاسی و استفاده از این تعرفهها بهعنوان ابزار چانهزنی در مذاکرات—نگاهی عمیقتر به ماهیت این تعرفهها میتواند ما را به درک دقیقتری از سیاستهای اقتصادی این کشور برساند.
تعرفهها، در ذات خود، بیانگر وجود مرزهای اقتصادی هستند؛ آنها همانند نگهبانانی عمل میکنند که از ورود یا خروج سرمایه، کالا و تورم به داخل یا خارج کشور جلوگیری یا آن را تنظیم میکنند. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده که خود را بهعنوان پیروز اصلی جنگ و ابرقدرت بیرقیب آن دوران میدید، با استفاده از جایگاه سیاسی و اقتصادی بهدستآمده، نظم نوینی را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرد. در قالب این نظم جدید و با راهاندازی نهادهایی نظیر سازمان تجارت جهانی (WTO)، ساختارهایی ایجاد شد که منافع آن بهطور گسترده در خدمت رشد و توسعه اقتصاد آمریکا بود.
ایالات متحده با استفاده از این ساختارها توانست تورم داخلی خود را به کشورهای دیگر منتقل کند و همزمان از تولید ثروت داخلی، بهواسطه توسعه تجارت جهانی و برونسپاری تولید، بهرهمند شود. اما با گذر زمان، کشورهایی که روزی از این ساختار متضرر بودند، بهتدریج راهحلهایی برای بهرهبرداری از همان قواعد جهانی یافتند و خود به قطبهای جدید اقتصادی تبدیل شدند.
اکنون ایالات متحده با واقعیتی مواجه است که دیگر نمیتواند همانند گذشته تورم خود را به اقتصادهای دیگر منتقل کند. این وضعیت آمریکا را در برابر دو گزینه اصلی قرار داده است: یا باید تولید و ثروتسازی در داخل کشور را افزایش دهد، یا بار دیگر درگیریهای ژئوپلتیکی و جنگهای اقتصادی را آغاز کند. اما با توجه به محدودیتهای داخلی، ساختار قدرت و تغییرات نظم جهانی، توان مقابله مستقیم با چندین کشور را ندارد. بنابراین، به سراغ روش سوم میرود: اعمال سیاستهای جدید تعرفهای.
در این مسیر، آمریکا با وضع تعرفههای سنگین، عملاً مرزهای اقتصادی تازهای ترسیم میکند؛ مرزهایی که مانع ورود محصولات و شرکتهایی میشود که با بهرهگیری از قواعد گذشته، مزیت رقابتی پیدا کردهاند. این کشور تلاش میکند بخشی از هزینههای تورمی خود را بر دوش شرکتها و دولتهای خارجی بگذارد. بنابراین، برخلاف تحلیلهایی که معتقدند این تعرفهها بهطور کامل حذف خواهند شد، بهنظر میرسد تنها شاهد تعدیل آنها خواهیم بود؛ تعرفههایی که روزی ۱۰۰ یا ۱۴۰ درصد بودهاند، ممکن است به ۳۰ یا ۴۰ درصد کاهش یابند، اما اصل وجود آنها حفظ خواهد شد.
این رفتار ایالات متحده در خروج از نهادهای بینالمللی مانند WTO یا توافقنامههای زیستمحیطی نظیر کنوانسیون پاریس نیز مؤید همین روند است. قوانینی که روزی در خدمت منافع این کشور بودند، امروز به مانعی در برابر قدرتنمایی اقتصادیاش تبدیل شدهاند. بنابراین، آمریکا با بهرهگیری از قدرت ژئوپلتیک و اقتصادی خود، در حال بازتعریف روابط خود با جهان است.
در چنین شرایطی، مدیران کسبوکار و فعالان اقتصادی باید آمادگی مواجهه با فضای جدید تجارت بینالملل را داشته باشند. شناخت درست از تحولات تعرفهای و نوسانات ژئواقتصادی، میتواند به آنها در مدیریت زنجیره تأمین، ارزیابی فرصتهای صادراتی و شناسایی تهدیدات احتمالی کمک شایانی کند.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️محسن متمکن
در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند تعرفههای تجاری فعلی ایالات متحده بهزودی دستخوش تغییرات خواهند شد—بهویژه با توجه به بازگشت ترامپ به عرصه سیاسی و استفاده از این تعرفهها بهعنوان ابزار چانهزنی در مذاکرات—نگاهی عمیقتر به ماهیت این تعرفهها میتواند ما را به درک دقیقتری از سیاستهای اقتصادی این کشور برساند.
تعرفهها، در ذات خود، بیانگر وجود مرزهای اقتصادی هستند؛ آنها همانند نگهبانانی عمل میکنند که از ورود یا خروج سرمایه، کالا و تورم به داخل یا خارج کشور جلوگیری یا آن را تنظیم میکنند. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده که خود را بهعنوان پیروز اصلی جنگ و ابرقدرت بیرقیب آن دوران میدید، با استفاده از جایگاه سیاسی و اقتصادی بهدستآمده، نظم نوینی را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرد. در قالب این نظم جدید و با راهاندازی نهادهایی نظیر سازمان تجارت جهانی (WTO)، ساختارهایی ایجاد شد که منافع آن بهطور گسترده در خدمت رشد و توسعه اقتصاد آمریکا بود.
ایالات متحده با استفاده از این ساختارها توانست تورم داخلی خود را به کشورهای دیگر منتقل کند و همزمان از تولید ثروت داخلی، بهواسطه توسعه تجارت جهانی و برونسپاری تولید، بهرهمند شود. اما با گذر زمان، کشورهایی که روزی از این ساختار متضرر بودند، بهتدریج راهحلهایی برای بهرهبرداری از همان قواعد جهانی یافتند و خود به قطبهای جدید اقتصادی تبدیل شدند.
اکنون ایالات متحده با واقعیتی مواجه است که دیگر نمیتواند همانند گذشته تورم خود را به اقتصادهای دیگر منتقل کند. این وضعیت آمریکا را در برابر دو گزینه اصلی قرار داده است: یا باید تولید و ثروتسازی در داخل کشور را افزایش دهد، یا بار دیگر درگیریهای ژئوپلتیکی و جنگهای اقتصادی را آغاز کند. اما با توجه به محدودیتهای داخلی، ساختار قدرت و تغییرات نظم جهانی، توان مقابله مستقیم با چندین کشور را ندارد. بنابراین، به سراغ روش سوم میرود: اعمال سیاستهای جدید تعرفهای.
در این مسیر، آمریکا با وضع تعرفههای سنگین، عملاً مرزهای اقتصادی تازهای ترسیم میکند؛ مرزهایی که مانع ورود محصولات و شرکتهایی میشود که با بهرهگیری از قواعد گذشته، مزیت رقابتی پیدا کردهاند. این کشور تلاش میکند بخشی از هزینههای تورمی خود را بر دوش شرکتها و دولتهای خارجی بگذارد. بنابراین، برخلاف تحلیلهایی که معتقدند این تعرفهها بهطور کامل حذف خواهند شد، بهنظر میرسد تنها شاهد تعدیل آنها خواهیم بود؛ تعرفههایی که روزی ۱۰۰ یا ۱۴۰ درصد بودهاند، ممکن است به ۳۰ یا ۴۰ درصد کاهش یابند، اما اصل وجود آنها حفظ خواهد شد.
این رفتار ایالات متحده در خروج از نهادهای بینالمللی مانند WTO یا توافقنامههای زیستمحیطی نظیر کنوانسیون پاریس نیز مؤید همین روند است. قوانینی که روزی در خدمت منافع این کشور بودند، امروز به مانعی در برابر قدرتنمایی اقتصادیاش تبدیل شدهاند. بنابراین، آمریکا با بهرهگیری از قدرت ژئوپلتیک و اقتصادی خود، در حال بازتعریف روابط خود با جهان است.
در چنین شرایطی، مدیران کسبوکار و فعالان اقتصادی باید آمادگی مواجهه با فضای جدید تجارت بینالملل را داشته باشند. شناخت درست از تحولات تعرفهای و نوسانات ژئواقتصادی، میتواند به آنها در مدیریت زنجیره تأمین، ارزیابی فرصتهای صادراتی و شناسایی تهدیدات احتمالی کمک شایانی کند.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
محسن متمکن
مدیریت حرفه ای - محسن متمکن
مشاوره و برگذاری دوره های تخصصی ویژه مدیران ،توانمند سازی مدیران و شایستگی مدیران و تحلیل رفتارهای رهبری و مدیریت استارت آپ ها با محسن متمکن
5👍2❤1🔥1
✅وقتی «مشارکت» در برابر «انحصار» صفآرایی میکند!
✍️ محسن متمکن
در فضای رقابتی امروز، جنگ بٍرندها دیگر فقط در کیفیت خدمات یا قیمت خلاصه نمیشود؛ بلکه روایتسازی و بازی با ادراک مشتریان تبدیل به سلاحهای کلیدی در میدان نبرد شدهاند.
یکی از تازهترین نمونهها در بازار ایران، رقابت دو پلتفرم مطرح تاکسی اینترنتیست. شرکتی که سهم کمتری از بازار دارد، کمپینی را با کلیدواژهی «انحصار» علیه رقیبش راه انداخته؛ تلاش برای تخریب ذهنیت برند مقابل و ساختن یک موج ضدتبلیغاتی دارد تا در این بین سهم بازار خود را بزرگتر کند یا به زبان بازاریابی بتواند سهم خود از کیک را بزرگتر کند.
اما واکنش شرکت رقیب هوشمندانه بوده: راهاندازی کمپینی با عنوان «مشارکت». در این کمپین، بهجای دفاع مستقیم در مقابل رقیب و بدون حتی یک بار نام بردن از رقیب یا اشاره به کمپین انحصار(عدم تبلیغ رقیب)، مفهوم شراکت با ذینفعان محلی به عنوان یک مدل برد-برد مطرح شده. حتی موضوع انحصار، با استناد به قانون تجارت، بازتعریف و مشروعسازی شده است.
این حرکتها تنها نشان از رقابت تجاری نیست؛ بلکه نوعی نبرد در سطح برندینگ و مدیریت ادراک است.
نتیجه؟
ما به عنوان مدیران، باید فراتر از محصول فکر کنیم. گاهی دفاع حرفهای و اخلاقمدارانه، تأثیرگذارتر از حمله است.
مدیریت برند یعنی خلق تصویر مطلوبتری از واقعیت در ادراک مشتری.
آیا شما آمادهاید در کسبوکار خود، داستانی بهتر از رقیبتان روایت کنید؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️ محسن متمکن
در فضای رقابتی امروز، جنگ بٍرندها دیگر فقط در کیفیت خدمات یا قیمت خلاصه نمیشود؛ بلکه روایتسازی و بازی با ادراک مشتریان تبدیل به سلاحهای کلیدی در میدان نبرد شدهاند.
یکی از تازهترین نمونهها در بازار ایران، رقابت دو پلتفرم مطرح تاکسی اینترنتیست. شرکتی که سهم کمتری از بازار دارد، کمپینی را با کلیدواژهی «انحصار» علیه رقیبش راه انداخته؛ تلاش برای تخریب ذهنیت برند مقابل و ساختن یک موج ضدتبلیغاتی دارد تا در این بین سهم بازار خود را بزرگتر کند یا به زبان بازاریابی بتواند سهم خود از کیک را بزرگتر کند.
اما واکنش شرکت رقیب هوشمندانه بوده: راهاندازی کمپینی با عنوان «مشارکت». در این کمپین، بهجای دفاع مستقیم در مقابل رقیب و بدون حتی یک بار نام بردن از رقیب یا اشاره به کمپین انحصار(عدم تبلیغ رقیب)، مفهوم شراکت با ذینفعان محلی به عنوان یک مدل برد-برد مطرح شده. حتی موضوع انحصار، با استناد به قانون تجارت، بازتعریف و مشروعسازی شده است.
این حرکتها تنها نشان از رقابت تجاری نیست؛ بلکه نوعی نبرد در سطح برندینگ و مدیریت ادراک است.
نتیجه؟
ما به عنوان مدیران، باید فراتر از محصول فکر کنیم. گاهی دفاع حرفهای و اخلاقمدارانه، تأثیرگذارتر از حمله است.
مدیریت برند یعنی خلق تصویر مطلوبتری از واقعیت در ادراک مشتری.
آیا شما آمادهاید در کسبوکار خود، داستانی بهتر از رقیبتان روایت کنید؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
1❤1👍1
✅قانون؛ ابزار پیشرفت یا مانع رشد؟ انتخاب با ماست
✍️ محسن متمکن
مدیریت کسبوکار، بدون شناخت دقیق از قوانین، شبیه رانندگی در جادهای ناشناخته است. قانون میتواند هم سد راه باشد و هم سکوی پرتاب؛ بستگی دارد چگونه و با چه نگاهی از آن استفاده کنیم.
نمونهای آشنا: بانک آینده با بدهی انباشتهای در حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان، نشان میدهد که حتی ضعفهای ساختاری در نظام بانکی میتوانند به نفع برخی بازیگران تمام شوند.
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا نمیتوان از همین چارچوبهای قانونی، در جهت منافع ملی استفاده کرد؟
فرض کنید یک سازمان مردمنهاد، پویشی به راه بیندازد برای تأسیس «بانک ازدواج». جوانانی که قصد ازدواج دارند، عضو یک تعاونی میشوند؛ سرمایه اولیه را جمعآوری میکنند؛ و از ظرفیتهای قانونی تعاونیها و نظام بانکی بهره میبرند. نتیجه؟ امکان خلق پول چند برابری برای تأمین منابع وام ازدواج.
همین الگو را میتوان در حوزه مسکن، اشتغال، و حتی درمان پیاده کرد. مهم این است که مدیران کسبوکار و فعالان اجتماعی، با قوانین آشنا باشند و بتوانند ساختارها را به خدمت توسعه بگیرند.
قانون همیشه هست؛ آنچه تفاوت میسازد، سطح درک و خلاقیت ما در استفاده از آن است.
شما چقدر با قوانین حوزه کاری خودتان آشنایید؟ آیا تا به حال از ظرفیتهای قانونی، برای جهش در کسبوکارتان استفاده کردهاید؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️ محسن متمکن
مدیریت کسبوکار، بدون شناخت دقیق از قوانین، شبیه رانندگی در جادهای ناشناخته است. قانون میتواند هم سد راه باشد و هم سکوی پرتاب؛ بستگی دارد چگونه و با چه نگاهی از آن استفاده کنیم.
نمونهای آشنا: بانک آینده با بدهی انباشتهای در حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان، نشان میدهد که حتی ضعفهای ساختاری در نظام بانکی میتوانند به نفع برخی بازیگران تمام شوند.
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا نمیتوان از همین چارچوبهای قانونی، در جهت منافع ملی استفاده کرد؟
فرض کنید یک سازمان مردمنهاد، پویشی به راه بیندازد برای تأسیس «بانک ازدواج». جوانانی که قصد ازدواج دارند، عضو یک تعاونی میشوند؛ سرمایه اولیه را جمعآوری میکنند؛ و از ظرفیتهای قانونی تعاونیها و نظام بانکی بهره میبرند. نتیجه؟ امکان خلق پول چند برابری برای تأمین منابع وام ازدواج.
همین الگو را میتوان در حوزه مسکن، اشتغال، و حتی درمان پیاده کرد. مهم این است که مدیران کسبوکار و فعالان اجتماعی، با قوانین آشنا باشند و بتوانند ساختارها را به خدمت توسعه بگیرند.
قانون همیشه هست؛ آنچه تفاوت میسازد، سطح درک و خلاقیت ما در استفاده از آن است.
شما چقدر با قوانین حوزه کاری خودتان آشنایید؟ آیا تا به حال از ظرفیتهای قانونی، برای جهش در کسبوکارتان استفاده کردهاید؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
1👍2
✅ترامپ؛ دیوانه یا استراتژیست؟ نگاهی به آیندهی اقتصاد جهانی
در سال ۲۰۱۰، جهان شاهد یک نقطه عطف تاریخی بود: چین برای نخستینبار از نظر حجم تولیدات صنعتی، از ایالات متحده آمریکا پیشی گرفت. اما اتفاق مهمتری در دهه بعدی افتاد؛ بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، تولید صنعتی چین با رشدی ۳۷ درصدی همراه بوده، در حالی که آمریکا رشد منفی ۲ درصد را تجربه کرده است.
یعنی چه؟ یعنی ایالات متحده نهتنها جایگاه اول خود را در تولید از دست داده، بلکه عملاً در یک وضعیت ایستا قرار گرفته؛ و در مقابل، چین با سرعت در حال تثبیت خود بهعنوان کارگاه و کارخانهی جهان است. کنترل تولید، یعنی کنترل زنجیرههای تأمین، کنترل ارزش افزوده، و در نهایت کنترل نفوذ اقتصادی.
اما این پایان کار نیست. چین به همراه روسیه، کشورهای عضو بریکس، و اتحادیه آفریقا، وارد عرصهای حیاتیتر شدهاند: انتقال مالی مستقل از دلار. با راهاندازی سیستمهای پرداخت آنی بومی، در حال خلق جایگزینی برای سوئیفت هستند؛ سیستمی که سالها قلب تپندهی اقتصاد دلاری جهان بوده است.
اینجاست که نقش «ترامپ» قابل تأمل میشود. بسیاری او را رئیسجمهور پرحاشیه یا حتی دیوانه میدانند. اما آیا اقدامات او، مانند اعمال تعرفههای گمرکی، فشارهای مذاکراتی، یا حتی کاهش حمایت از متحدان سنتی آمریکا، نشانهای از یک استراتژی ناگزیر برای بقا نیست؟
زیرا اگر دلار، بهعنوان مهمترین سلاح اقتصادی آمریکا، قدرت خود را از دست بدهد، ایالات متحده وارد عصر جدیدی از ضعف خواهد شد. و برخی تحلیلها تخمین میزنند تنها بین ۵ تا ۱۵ سال تا تحقق این سناریو باقی مانده باشد.
در چنین شرایطی، تنها دولتها نیستند که باید هوشیار باشند؛ مدیران آیندهنگر در هر سطحی از کسبوکار نیز باید چشمانداز خود را بازتعریف کنند. زیرا تغییرات ژئوپلتیک، تنها در اخبار بینالمللی باقی نمیماند؛ بلکه بهزودی در قیمت کالا، مسیر پرداختها، و حتی زنجیره تأمین هر کسبوکاری وارد خواهد شد.
سؤال اصلی این نیست که ترامپ دیوانه است یا نجاتدهنده؛ سؤال این است: آیا ما برای جهانی بدون دلار آمادهایم؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
در سال ۲۰۱۰، جهان شاهد یک نقطه عطف تاریخی بود: چین برای نخستینبار از نظر حجم تولیدات صنعتی، از ایالات متحده آمریکا پیشی گرفت. اما اتفاق مهمتری در دهه بعدی افتاد؛ بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، تولید صنعتی چین با رشدی ۳۷ درصدی همراه بوده، در حالی که آمریکا رشد منفی ۲ درصد را تجربه کرده است.
یعنی چه؟ یعنی ایالات متحده نهتنها جایگاه اول خود را در تولید از دست داده، بلکه عملاً در یک وضعیت ایستا قرار گرفته؛ و در مقابل، چین با سرعت در حال تثبیت خود بهعنوان کارگاه و کارخانهی جهان است. کنترل تولید، یعنی کنترل زنجیرههای تأمین، کنترل ارزش افزوده، و در نهایت کنترل نفوذ اقتصادی.
اما این پایان کار نیست. چین به همراه روسیه، کشورهای عضو بریکس، و اتحادیه آفریقا، وارد عرصهای حیاتیتر شدهاند: انتقال مالی مستقل از دلار. با راهاندازی سیستمهای پرداخت آنی بومی، در حال خلق جایگزینی برای سوئیفت هستند؛ سیستمی که سالها قلب تپندهی اقتصاد دلاری جهان بوده است.
اینجاست که نقش «ترامپ» قابل تأمل میشود. بسیاری او را رئیسجمهور پرحاشیه یا حتی دیوانه میدانند. اما آیا اقدامات او، مانند اعمال تعرفههای گمرکی، فشارهای مذاکراتی، یا حتی کاهش حمایت از متحدان سنتی آمریکا، نشانهای از یک استراتژی ناگزیر برای بقا نیست؟
زیرا اگر دلار، بهعنوان مهمترین سلاح اقتصادی آمریکا، قدرت خود را از دست بدهد، ایالات متحده وارد عصر جدیدی از ضعف خواهد شد. و برخی تحلیلها تخمین میزنند تنها بین ۵ تا ۱۵ سال تا تحقق این سناریو باقی مانده باشد.
در چنین شرایطی، تنها دولتها نیستند که باید هوشیار باشند؛ مدیران آیندهنگر در هر سطحی از کسبوکار نیز باید چشمانداز خود را بازتعریف کنند. زیرا تغییرات ژئوپلتیک، تنها در اخبار بینالمللی باقی نمیماند؛ بلکه بهزودی در قیمت کالا، مسیر پرداختها، و حتی زنجیره تأمین هر کسبوکاری وارد خواهد شد.
سؤال اصلی این نیست که ترامپ دیوانه است یا نجاتدهنده؛ سؤال این است: آیا ما برای جهانی بدون دلار آمادهایم؟
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
2👍4❤1
✅وام کمبهره در اقتصاد تورمی؛ فرصت یا سراب؟
✍️ محسن متمکن
در اقتصادهای تورمی، دریافت وام با بهره پایین نهتنها یک مزیت بلکه نوعی خلق ثروت محسوب میشود. در کشوری مانند ایران، که بهطور رسمی هر سال با تورمی بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد روبهروست، بهره ۴ درصد یعنی هدیهای اقتصادی از سوی دولت.
اما این فرصت چطور قابل بهرهبرداری است؟ اجازه بدهید یکی از نمونههای مشخص را بررسی کنیم: وام مشاغل خانگی در سال ۱۴۰۳. این وام، برای هر مجوز رسمی، از حداقل ۱۵۰ میلیون تومان آغاز میشد. بهویژه برای کسانی که مجوزهایی با تعداد پرسنل بالا دارند، سقف این وام به مراتب بالاتر میرود. این یعنی یک مسیر رسمی، شفاف، و نسبتاً ساده برای تزریق سرمایه ارزانقیمت به اقتصاد کوچک خانوار.
اما اعداد چه میگویند؟ در استان یزد، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به بخش مشاغل خانگی حدود ۱۳۹ میلیارد تومان بوده است. اگر این عدد را با کف وام یعنی ۱۵۰ میلیون تومان مقایسه کنیم، حداکثر ۹۲۷ نفر میتوانستند این وام را دریافت کنند. اما طبق تبصرهها، میدانیم که این عدد واقعی نیست و معمولاً تعداد دریافتکنندگان بسیار کمتر است.
حال به یک واقعیت مهم نگاه کنیم: در استان یزد بیش از ۷۰۰۰ نفر در حوزه مشاغل خانگی فعالیت دارند. با یک محاسبه ساده، بودجه دولتی بهازای هر فعال این حوزه، کمتر از ۲۰ میلیون تومان در سال است. یعنی دولت با چنین عددی انتظار دارد شغل جدید ایجاد کند یا شغل موجود را حفظ کند. این در حالی است که هیچ بنگاه اقتصادی، حتی کوچکترین واحد تولیدی، با چنین سرمایهای قادر به حفظ یا ایجاد شغل نیست.
برای یک تحلیلگر این اعداد یک پیام واضح دارند: یا بسیاری از فعالان مشاغل خانگی با سرمایه شخصی، ریسک بالا، و حتی ضرر مستمر به مسیر خود ادامه میدهند، یا تنها گروه کوچکی با دسترسی خاص به تسهیلات از این فضا سود میبرند.
در این میان، وظیفهی مدیران و صاحبان کسبوکار، فراتر از درخواست وام است؛ آنها باید تحلیلگر باشند. باید بدانند در چه شرایطی، چه نوع سرمایهای، در چه حجمی، و از چه منبعی، تبدیل به «مزیت رقابتی» میشود.
همزمان باید به مشکلات ساختاری این حوزه نیز توجه کرد. فعالان مشاغل خانگی نه به دلیل کمکاری، بلکه به دلیل نبود آموزش تخصصی، ضعف در برندسازی، ناتوانی در ایجاد فروش پایدار و عدم دسترسی به تسهیلات مناسب، غالباً نمیتوانند از این فرصتها بهره ببرند. وامها در چنین شرایطی بیشتر به بدهیهای بلندمدت و پرریسک تبدیل میشوند تا ابزار رشد.
پس سؤال اصلی این نیست که چقدر وام داده شده؛ بلکه این است که چقدر از این وامها تبدیل به ارزش افزوده شده است.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️ محسن متمکن
در اقتصادهای تورمی، دریافت وام با بهره پایین نهتنها یک مزیت بلکه نوعی خلق ثروت محسوب میشود. در کشوری مانند ایران، که بهطور رسمی هر سال با تورمی بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد روبهروست، بهره ۴ درصد یعنی هدیهای اقتصادی از سوی دولت.
اما این فرصت چطور قابل بهرهبرداری است؟ اجازه بدهید یکی از نمونههای مشخص را بررسی کنیم: وام مشاغل خانگی در سال ۱۴۰۳. این وام، برای هر مجوز رسمی، از حداقل ۱۵۰ میلیون تومان آغاز میشد. بهویژه برای کسانی که مجوزهایی با تعداد پرسنل بالا دارند، سقف این وام به مراتب بالاتر میرود. این یعنی یک مسیر رسمی، شفاف، و نسبتاً ساده برای تزریق سرمایه ارزانقیمت به اقتصاد کوچک خانوار.
اما اعداد چه میگویند؟ در استان یزد، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به بخش مشاغل خانگی حدود ۱۳۹ میلیارد تومان بوده است. اگر این عدد را با کف وام یعنی ۱۵۰ میلیون تومان مقایسه کنیم، حداکثر ۹۲۷ نفر میتوانستند این وام را دریافت کنند. اما طبق تبصرهها، میدانیم که این عدد واقعی نیست و معمولاً تعداد دریافتکنندگان بسیار کمتر است.
حال به یک واقعیت مهم نگاه کنیم: در استان یزد بیش از ۷۰۰۰ نفر در حوزه مشاغل خانگی فعالیت دارند. با یک محاسبه ساده، بودجه دولتی بهازای هر فعال این حوزه، کمتر از ۲۰ میلیون تومان در سال است. یعنی دولت با چنین عددی انتظار دارد شغل جدید ایجاد کند یا شغل موجود را حفظ کند. این در حالی است که هیچ بنگاه اقتصادی، حتی کوچکترین واحد تولیدی، با چنین سرمایهای قادر به حفظ یا ایجاد شغل نیست.
برای یک تحلیلگر این اعداد یک پیام واضح دارند: یا بسیاری از فعالان مشاغل خانگی با سرمایه شخصی، ریسک بالا، و حتی ضرر مستمر به مسیر خود ادامه میدهند، یا تنها گروه کوچکی با دسترسی خاص به تسهیلات از این فضا سود میبرند.
در این میان، وظیفهی مدیران و صاحبان کسبوکار، فراتر از درخواست وام است؛ آنها باید تحلیلگر باشند. باید بدانند در چه شرایطی، چه نوع سرمایهای، در چه حجمی، و از چه منبعی، تبدیل به «مزیت رقابتی» میشود.
همزمان باید به مشکلات ساختاری این حوزه نیز توجه کرد. فعالان مشاغل خانگی نه به دلیل کمکاری، بلکه به دلیل نبود آموزش تخصصی، ضعف در برندسازی، ناتوانی در ایجاد فروش پایدار و عدم دسترسی به تسهیلات مناسب، غالباً نمیتوانند از این فرصتها بهره ببرند. وامها در چنین شرایطی بیشتر به بدهیهای بلندمدت و پرریسک تبدیل میشوند تا ابزار رشد.
پس سؤال اصلی این نیست که چقدر وام داده شده؛ بلکه این است که چقدر از این وامها تبدیل به ارزش افزوده شده است.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
1👍5
✅سیاست تنش صفر و فرصت اقتصادی پنهان در آن
✍️محسن متمکن
در دولت چهاردهم، رویکرد سیاستگذاری خارجی بهصورت یکپارچه به سمت کاهش تنشهای بینالمللی هدایت شده؛ رویکردی که از سوی بخشهای مختلف حاکمیتی نیز مورد حمایت قرار گرفته. عملاً به جز رژیم صهیونیستی – که از منظر سیاسی ایران، به عنوان یک رژیم اشغالگر و نامشروع شناخته میشود – هیچ دشمنی یا سیاست خصمانهای در روابط رسمی جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها در جریان نیست. این وضعیت، از نظر تحلیلگران اقتصاد سیاسی، یک موقعیت طلایی برای بازسازی روابط اقتصادی خارجی محسوب میشود؛ فرصتی که اگر بهدرستی درک و استفاده شود، میتواند موتور رشد تولید و صادرات را روشن کند.
نمونه عینی این مسیر، آغاز اجرای رسمی توافقنامه با اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. با عملیاتیشدن این تفاهمنامه، امکان صادرات بدون تعرفه (از صفر تا نهایتاً ۵ درصد) برای حدود هفت هزار قلم کالا به پنج کشور عضو این اتحادیه فراهم شده است. مهمتر از آن، زیرساختهای لجستیکی از جمله مسیر «میر» روسیه، این پتانسیل را تقویت میکنند. برآوردهای اولیه، ظرفیتی نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار صادرات سالیانه را برای ایران در این بستر ممکن میدانند.
اما سؤال اساسی اینجاست: سهم مدیران صنایع از این فرصت چقدر خواهد بود؟
آیا آنها بهجای تمرکز صرف بر بازارهای داخلی محدود، مسیرهای صادراتی تازه را هدف میگیرند؟
آیا به زبان فنی بازار کشورهای اوراسیایی مجهز هستند؟
آیا ظرفیت تولید خود را با این شرایط جدید تطبیق دادهاند؟
فرصتها، فقط برای کسانی که آمادهاند، معنا دارند. در غیر این صورت، به دادههایی در گزارشها تبدیل میشوند که بعداً با جملهی «اگر استفاده میکردیم...» از آنها یاد خواهد شد.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️محسن متمکن
در دولت چهاردهم، رویکرد سیاستگذاری خارجی بهصورت یکپارچه به سمت کاهش تنشهای بینالمللی هدایت شده؛ رویکردی که از سوی بخشهای مختلف حاکمیتی نیز مورد حمایت قرار گرفته. عملاً به جز رژیم صهیونیستی – که از منظر سیاسی ایران، به عنوان یک رژیم اشغالگر و نامشروع شناخته میشود – هیچ دشمنی یا سیاست خصمانهای در روابط رسمی جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها در جریان نیست. این وضعیت، از نظر تحلیلگران اقتصاد سیاسی، یک موقعیت طلایی برای بازسازی روابط اقتصادی خارجی محسوب میشود؛ فرصتی که اگر بهدرستی درک و استفاده شود، میتواند موتور رشد تولید و صادرات را روشن کند.
نمونه عینی این مسیر، آغاز اجرای رسمی توافقنامه با اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. با عملیاتیشدن این تفاهمنامه، امکان صادرات بدون تعرفه (از صفر تا نهایتاً ۵ درصد) برای حدود هفت هزار قلم کالا به پنج کشور عضو این اتحادیه فراهم شده است. مهمتر از آن، زیرساختهای لجستیکی از جمله مسیر «میر» روسیه، این پتانسیل را تقویت میکنند. برآوردهای اولیه، ظرفیتی نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار صادرات سالیانه را برای ایران در این بستر ممکن میدانند.
اما سؤال اساسی اینجاست: سهم مدیران صنایع از این فرصت چقدر خواهد بود؟
آیا آنها بهجای تمرکز صرف بر بازارهای داخلی محدود، مسیرهای صادراتی تازه را هدف میگیرند؟
آیا به زبان فنی بازار کشورهای اوراسیایی مجهز هستند؟
آیا ظرفیت تولید خود را با این شرایط جدید تطبیق دادهاند؟
فرصتها، فقط برای کسانی که آمادهاند، معنا دارند. در غیر این صورت، به دادههایی در گزارشها تبدیل میشوند که بعداً با جملهی «اگر استفاده میکردیم...» از آنها یاد خواهد شد.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
1👍5
✅میانگین نمرات امتحان نهایی و شکافهای تصمیمگیری در مدیریت
✍️محسن متمکن
بر اساس آمار رسمی منتشر شده، میانگین نمرات امتحانات نهایی دانشآموزان در کشور ۹.۹۴ از ۲۰ اعلام شده است. اگر فرض را بر صحت این عدد بگذاریم، باید تحلیل کنیم که این عدد، صرفاً یک میانگین ساده نیست، بلکه یک شاخص عملکرد کلان برای نظام آموزش کشور است.
با در نظر گرفتن اینکه طراحان آزمون نهایی احتمالاً سوالات را متناسب با سطح مطلوب مورد انتظار از خروجی نظام آموزش و پرورش تدوین کردهاند، فاصله میان نمره واقعی با نمره ایدهآل نشاندهنده یکی از اصلیترین انواع شکاف در مدیریت است: شکاف بین انتظارات و واقعیت اجرایی.
این همان شکافی است که بارها در سطوح مختلف سیاستگذاری و تصمیمگیری در کشور دیدهایم: تصمیماتی که مبتنی بر فرضیات نادرست یا انتظارات غیرواقعبینانه اتخاذ میشوند و در نهایت، خروجی با هدف اولیه همخوانی ندارد.
مدیران – چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی – باید این سؤال را از خود بپرسند:
آیا میان تصورات ما از نتایج تصمیماتمان و واقعیتهای میدانی، شکاف وجود دارد؟
این مسأله نهفقط در سیاستهای کلان آموزشی یا بودجهریزیهای سالانه، بلکه در برنامههای توسعه پنجساله، چشمانداز بیستساله کشور، و حتی تصمیمات مربوط به اشتغال و ازدواج جوانان نیز به وضوح قابل مشاهده است.
اما آیا این ایراد فقط به ساختارهای دولتی محدود میشود؟
پاسخ منفی است. بسیاری از شرکتهای خصوصی نیز دچار همین نوع خطا در پیشفرضهای مدیریتی هستند. یک بازنگری در فرایندهای تصمیمسازی سازمانی میتواند مشخص کند که آیا مدیران کسبوکارها نیز با این شکافها مواجهاند یا خیر.
اما لایهی دوم تحلیل، به خود نمرهها مربوط میشود:
اگر میانگین کشور زیر ۱۰ از ۲۰ است، این داده دو معنا دارد؛
یا نظام آموزشی بهقدری ناکارآمد عمل کرده که خروجی آن نسلی افسرده، بیانگیزه و فاقد مهارتهای حداقلی است،
یا اینکه ما با یک اثر نسلی کوهورتی مواجهایم: پدیدهای که در آن یک نسل جدید، بدون حس مسئولیتپذیری، بدون هدفگذاری شغلی و بدون حداقلی از انگیزه وارد فضای عمومی کشور میشود.
حال این داده چه ارتباطی با کسبوکار شما دارد؟
اگر شما مدیر یک شرکت هستید، احتمالاً در سالهای پیش رو با منابع انسانیای مواجه خواهید شد که از شما، از والدین، از آموزشوپرورش، و از کل کشور مطالبه دارند، اما در عمل حاضر نیستند هیچ نوع مسئولیتی را بپذیرند. انگیزهی آنها از استخدام، صرفاً «دریافت حقوق» است، نه «ایجاد ارزش».
سؤال کلیدی اینجاست:
آیا شرکتها و مدیران منابع انسانی برای مواجهه با این ابرچالش آمادهاند؟
آیا سیستمهای ارزیابی عملکرد، انگیزش کارکنان، و تربیت منابع انسانی، بهروز و مؤثر هستند یا هنوز با همان منطقهای دهه ۸۰ اداره میشوند؟
چالشی که امروز در آموزشوپرورش نمایان شده، فردا در کسبوکار شما خود را نشان خواهد داد – با هزینههایی بسیار سنگینتر.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️محسن متمکن
بر اساس آمار رسمی منتشر شده، میانگین نمرات امتحانات نهایی دانشآموزان در کشور ۹.۹۴ از ۲۰ اعلام شده است. اگر فرض را بر صحت این عدد بگذاریم، باید تحلیل کنیم که این عدد، صرفاً یک میانگین ساده نیست، بلکه یک شاخص عملکرد کلان برای نظام آموزش کشور است.
با در نظر گرفتن اینکه طراحان آزمون نهایی احتمالاً سوالات را متناسب با سطح مطلوب مورد انتظار از خروجی نظام آموزش و پرورش تدوین کردهاند، فاصله میان نمره واقعی با نمره ایدهآل نشاندهنده یکی از اصلیترین انواع شکاف در مدیریت است: شکاف بین انتظارات و واقعیت اجرایی.
این همان شکافی است که بارها در سطوح مختلف سیاستگذاری و تصمیمگیری در کشور دیدهایم: تصمیماتی که مبتنی بر فرضیات نادرست یا انتظارات غیرواقعبینانه اتخاذ میشوند و در نهایت، خروجی با هدف اولیه همخوانی ندارد.
مدیران – چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی – باید این سؤال را از خود بپرسند:
آیا میان تصورات ما از نتایج تصمیماتمان و واقعیتهای میدانی، شکاف وجود دارد؟
این مسأله نهفقط در سیاستهای کلان آموزشی یا بودجهریزیهای سالانه، بلکه در برنامههای توسعه پنجساله، چشمانداز بیستساله کشور، و حتی تصمیمات مربوط به اشتغال و ازدواج جوانان نیز به وضوح قابل مشاهده است.
اما آیا این ایراد فقط به ساختارهای دولتی محدود میشود؟
پاسخ منفی است. بسیاری از شرکتهای خصوصی نیز دچار همین نوع خطا در پیشفرضهای مدیریتی هستند. یک بازنگری در فرایندهای تصمیمسازی سازمانی میتواند مشخص کند که آیا مدیران کسبوکارها نیز با این شکافها مواجهاند یا خیر.
اما لایهی دوم تحلیل، به خود نمرهها مربوط میشود:
اگر میانگین کشور زیر ۱۰ از ۲۰ است، این داده دو معنا دارد؛
یا نظام آموزشی بهقدری ناکارآمد عمل کرده که خروجی آن نسلی افسرده، بیانگیزه و فاقد مهارتهای حداقلی است،
یا اینکه ما با یک اثر نسلی کوهورتی مواجهایم: پدیدهای که در آن یک نسل جدید، بدون حس مسئولیتپذیری، بدون هدفگذاری شغلی و بدون حداقلی از انگیزه وارد فضای عمومی کشور میشود.
حال این داده چه ارتباطی با کسبوکار شما دارد؟
اگر شما مدیر یک شرکت هستید، احتمالاً در سالهای پیش رو با منابع انسانیای مواجه خواهید شد که از شما، از والدین، از آموزشوپرورش، و از کل کشور مطالبه دارند، اما در عمل حاضر نیستند هیچ نوع مسئولیتی را بپذیرند. انگیزهی آنها از استخدام، صرفاً «دریافت حقوق» است، نه «ایجاد ارزش».
سؤال کلیدی اینجاست:
آیا شرکتها و مدیران منابع انسانی برای مواجهه با این ابرچالش آمادهاند؟
آیا سیستمهای ارزیابی عملکرد، انگیزش کارکنان، و تربیت منابع انسانی، بهروز و مؤثر هستند یا هنوز با همان منطقهای دهه ۸۰ اداره میشوند؟
چالشی که امروز در آموزشوپرورش نمایان شده، فردا در کسبوکار شما خود را نشان خواهد داد – با هزینههایی بسیار سنگینتر.
#محسن متمکن #مدیریت
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
1👍3🙏2👏1
✅تحلیل شعار «اول آمریکا» در کارزار انتخاباتی ترامپ و پیامدهای آن برای تصمیمگیریهای اقتصادی
✍️محسن متمکن
در دور جدید انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده، شعار محوری دونالد ترامپ یعنی «اول آمریکا» (America First) بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته و به نظر میرسد که بخشی از موفقیت سیاسی وی در این دوره، برخلاف انتخابات قبلی که با حاشیه و تردید همراه بود، ناشی از انسجام در اجرای همین سیاست بوده است.
مروری بر عملکرد دوره حال حاضر ریاستجمهوری ترامپ نشان میدهد که این شعار نهتنها یک ابزار تبلیغاتی، بلکه مبنای تصمیمسازی در بسیاری از حوزهها قرار گرفت. آغاز جنگهای تعرفهای با کشورهای هممرز (مانند مکزیک و کانادا)، چالش با اتحادیه اروپا و اعضای ناتو، نوع مواجهه با جنگ اوکراین، کاهش حمایتهای آشکار از رژیم صهیونیستی، و همچنین تمرکز بر جذب سرمایه از منطقه خلیج فارس – بهویژه در نخستین سفر خارجی خود – همگی در راستای تقویت اقتصاد داخلی آمریکا قابل تفسیر هستند.
با این پیشزمینه، به نظر میرسد تمرکز اصلی ترامپ همچنان نجات دلار و تقویت ساختار اقتصادی ایالات متحده است؛ و این رویکرد، بهجای تکیه بر مداخلات نظامی، بر مذاکرات اقتصادی و تجاری استوار است. در همین چارچوب، نحوهی تعامل با ایران – چه در سطح گفتگوهای رسمی و چه در انتشار تدریجی اخبار متناقض – بیشتر از جنس چانهزنیهای تجاری است تا تهدیدات نظامی. این تحلیل، در کنار ارزیابی ظرفیتهای دفاعی ایران و وضعیت اقتصادی ایالات متحده، احتمال وقوع یک تقابل نظامی را بسیار ضعیف میداند.
از منظر اثرگذاری، این روند حتی در صورت عدم توافق رسمی نیز میتواند به کاهش نوسانات بازار و ثبات نسبی قیمتها منجر شود؛ چرا که بنبست نظامی از دید بازارها حذف شده و جای خود را به فضای پیشبینیپذیرتر اقتصادی داده است.
با این حال، این تحلیل مبتنی بر اطلاعات عمومی و علائم بیرونی است و دسترسی به اطلاعات پشتپرده – اگر وجود داشته باشد – میتواند ابعاد دقیقتری را روشن کند.
آنچه مسلم است، لزوم هوشمندی مدیران در فضای بیثبات ژئوپلیتیکی فعلی است.
مدیران کسبوکارها باید با طراحی پورتفوی سرمایهای متنوع، خود را برای سناریوهای مختلف آماده کنند.
در نهایت، آنچه باقی میماند و پیروز میدان خواهد بود، اقتصاد و توانایی تطبیق سریع مدیران با تحولات محیطی است.
سرمایه، نیاز به مراقبت دارد – نه فقط از منظر حفظ ارزش، بلکه از نظر موقعیتیابی در بازار آینده.
#محسن-متمکن #مدیریت#تحلیل-اقتصادی
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
✍️محسن متمکن
در دور جدید انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده، شعار محوری دونالد ترامپ یعنی «اول آمریکا» (America First) بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته و به نظر میرسد که بخشی از موفقیت سیاسی وی در این دوره، برخلاف انتخابات قبلی که با حاشیه و تردید همراه بود، ناشی از انسجام در اجرای همین سیاست بوده است.
مروری بر عملکرد دوره حال حاضر ریاستجمهوری ترامپ نشان میدهد که این شعار نهتنها یک ابزار تبلیغاتی، بلکه مبنای تصمیمسازی در بسیاری از حوزهها قرار گرفت. آغاز جنگهای تعرفهای با کشورهای هممرز (مانند مکزیک و کانادا)، چالش با اتحادیه اروپا و اعضای ناتو، نوع مواجهه با جنگ اوکراین، کاهش حمایتهای آشکار از رژیم صهیونیستی، و همچنین تمرکز بر جذب سرمایه از منطقه خلیج فارس – بهویژه در نخستین سفر خارجی خود – همگی در راستای تقویت اقتصاد داخلی آمریکا قابل تفسیر هستند.
با این پیشزمینه، به نظر میرسد تمرکز اصلی ترامپ همچنان نجات دلار و تقویت ساختار اقتصادی ایالات متحده است؛ و این رویکرد، بهجای تکیه بر مداخلات نظامی، بر مذاکرات اقتصادی و تجاری استوار است. در همین چارچوب، نحوهی تعامل با ایران – چه در سطح گفتگوهای رسمی و چه در انتشار تدریجی اخبار متناقض – بیشتر از جنس چانهزنیهای تجاری است تا تهدیدات نظامی. این تحلیل، در کنار ارزیابی ظرفیتهای دفاعی ایران و وضعیت اقتصادی ایالات متحده، احتمال وقوع یک تقابل نظامی را بسیار ضعیف میداند.
از منظر اثرگذاری، این روند حتی در صورت عدم توافق رسمی نیز میتواند به کاهش نوسانات بازار و ثبات نسبی قیمتها منجر شود؛ چرا که بنبست نظامی از دید بازارها حذف شده و جای خود را به فضای پیشبینیپذیرتر اقتصادی داده است.
با این حال، این تحلیل مبتنی بر اطلاعات عمومی و علائم بیرونی است و دسترسی به اطلاعات پشتپرده – اگر وجود داشته باشد – میتواند ابعاد دقیقتری را روشن کند.
آنچه مسلم است، لزوم هوشمندی مدیران در فضای بیثبات ژئوپلیتیکی فعلی است.
مدیران کسبوکارها باید با طراحی پورتفوی سرمایهای متنوع، خود را برای سناریوهای مختلف آماده کنند.
در نهایت، آنچه باقی میماند و پیروز میدان خواهد بود، اقتصاد و توانایی تطبیق سریع مدیران با تحولات محیطی است.
سرمایه، نیاز به مراقبت دارد – نه فقط از منظر حفظ ارزش، بلکه از نظر موقعیتیابی در بازار آینده.
#محسن-متمکن #مدیریت#تحلیل-اقتصادی
کنسرسیوم مدیران آگاه:
📌Knowledgeable Manager Consortium
آکادمی متمکن:
📌 Motemakken
Telegram
کنسرسیوم مدیران آگاه
🔆کنسرسیوم مدیران آگاه مرجع تحلیل های مدیریتی با متد دمینگ و HBS در ایران
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
🟢نگرش مدیران موفق به اتفاقات اقتصادی پیرامون را ، با تحلیل و بینش عمیق دنبال کنید.
❤3