انگشت اتهام رو الکی به سمت خودتون نگیرین؛ بعضی از آدمها واقعاً هیچجوره تکلیفشون با خودشون مشخص نیست، چه برسه به شما.
بهخدا من دارم با تردستی و شعبدهبازی زندگی میکنم. مگه میشه که جمع خرج آخر ماهم ۳ برابر موجودیای باشه که اول ماه تو کارتم دارم؟
آخرین نقطه توی هر نوع از روابط انسانی، بیتفاوتیه. نقطهای که دیگه از هیچ اتفاقی متعجب نمیشی و از هیچ حرف یا رفتاری ناراحت نمیشی.
آلبوم جدید سابرینا رو پلی کردم و بساط پاستا و شراب رو هم آماده کردم. تا آخر شب از طریق ایمیل باهام در ارتباط باشید.
Forwarded from کارامل ماکیاتو
از زیر زمین که میای بیرون و رشد میکنی، تو طبقهی اول آدمهای خیلی کمتری هستن و تنهاتر میشی. بیشتر که رشد کنی، تو طبقه دوم هم خیلی آدمهای کمتری میبینی. داستان اینه که به قول حسین اُرا، بعد یه مدت میفهمی خونهی تو همین راه پلهای هست که داری ازش میری بالا نه این طبقهها. چقدر من این رو زندگی کردم این یک سال.
از دیدن هر آدمی که کوچکترین شباهتی بهت داشته باشه، آشفته میشم. کاش محو بشی؛ از حافظهم، چشمها و پوست و خون و رگها و استخونهام.
❤2
وقتی تو یه رابطه دچار احساساتِ شدید شدی، بدون خودت نیستی، خرِ درونته.
- بابا اِتی
- بابا اِتی
چقدر یه عدهی زیادی از آدما خسته کننده شدن جدی. همهی رفتارا، استایلا، سبک زندگی، علایق و سلایق و حتی قیافههاشون هم شبیه هم شده.
هر چی بیشتر میگذره، بیشتر میفهمی، بیشتر سکوت میکنی. بیشتر نگاه میکنی. بیشتر خنثی میشی. بیشتر میپذیری، بیشتر میگذری و بیشتر رها میکنی.