من واقعا دوست داشتم شاگرد مولانا بودم یا استایلیست دایانا یا منیجر پال مکارتنی و دوست فروغ و دستیار مادام کوری.
دوست داشتم از نزدیک بشناسمشون و باهاشون دمخور باشم اما یکیشون یه شاعر فیلسوف مال قرن ششم هجریه یکیشون یک پرنسس مرده اس که قبل اینکه به دنیا بیام مرده. یکیشون یه پیرمرد فرتوته اون یکی هم یک زن دانشمند که پنج تا نوبل برد تهش هم به خاطر تشعشات رادیواکتیو آزمایش هاش مرد.
Forwarded from Hidden Chat
بهم یک فیلم یا سریال پیشنهاد میکنی ببینم؟:(
یک چیز خاص و جالب
میدونم که چیزای خاصو خوب میشناسی
یک چیز خاص و جالب
میدونم که چیزای خاصو خوب میشناسی
امروز سرکلاس ادبیات جهان بحث بکت شده بود یادم اومد چقدر قدیما ظرفیت خوندن آثار تاریک و عمیق و قیر گونه ادبیات رو داشتم. الان یک شیشه شکننده ظریفم. کتاب قصه کودکان باید بخونم تا نشکنم. یک زمانی واقعا ظرفیتم بالا بود ها.
🤝3
Forwarded from Hidden Chat
امی پیامای قدیمیمو با یکی از دوستام امروز برخوردم
بهش گفته بودم 3 سال دیگه زمان مناسبیه که همو بتونیم ببینیم
ولی ممکنه خیلی تغییر کنیم
اونم نوشته بود قرار نیست این تغییر روی دوستیمون تاثیر بذاره مگه نه
+صمیمی تر میشیم
-صد درصد
دو سال از اون موقه گذشته و اون کسی بود که بهم پیام داد و گفت بنظرش دوستیمون تموم شده و باید تمومش کنیم
یونو اون خودش تموم کرد ولی من هنوز تو رستوران نشستم میخوام برگردم بهش پیام بدم-
بهش گفته بودم 3 سال دیگه زمان مناسبیه که همو بتونیم ببینیم
ولی ممکنه خیلی تغییر کنیم
اونم نوشته بود قرار نیست این تغییر روی دوستیمون تاثیر بذاره مگه نه
+صمیمی تر میشیم
-صد درصد
دو سال از اون موقه گذشته و اون کسی بود که بهم پیام داد و گفت بنظرش دوستیمون تموم شده و باید تمومش کنیم
یونو اون خودش تموم کرد ولی من هنوز تو رستوران نشستم میخوام برگردم بهش پیام بدم-
حقیقت اینه که آدمی که چیزی رو تموم کرده رو نمیتونی متقاعد به آغاز مجدد کنی مگر اینکه خودش بخواد. اگر در رفتارش دیدی چنین چیزی و حس کردی اونم به حفظ رابطه متمایل هست خب برو سمتش و یک چیزی بگو در غیر این صورت فشار دلتنگی رو تحمل کن و کم کم ازش دل بکن.
Hidden Chat
امی پیامای قدیمیمو با یکی از دوستام امروز برخوردم بهش گفته بودم 3 سال دیگه زمان مناسبیه که همو بتونیم ببینیم ولی ممکنه خیلی تغییر کنیم اونم نوشته بود قرار نیست این تغییر روی دوستیمون تاثیر بذاره مگه نه +صمیمی تر میشیم -صد درصد دو سال از اون موقه گذشته…
وقتی لویی و لستات از هم جدا شده بودن و لویی فکر میکرد از شر لستات خلاص شده دچار عذاب وجدان شدیدی شد که در نتیجه اش هر شب و هر لحظه لستات رو میدید و یک جا با این تصاویر و ورژن خیالی لستات به صلح رسید و باهم بستی شدن. و باهاش حرف میزد و میگفت نظرت درباره عکسها چیه یا اینجا به نظرت چیکار کنم. ب نظرم تصویر واقعی سوگ و از دست دادن یک دوست و همدم و همراه و همراز همینه. کم کم با یک ورژن خیالی اون دوست میشی.
واقعا عشق واقعی وقتی حس میشه که از موفقیت پارتنرت از خودش بیشتر خوشحال بشی.
🤝2💘2