افغان های مقیم ترکیه 🇦🇫🇹🇷
2.67K subscribers
529 photos
31 videos
8 files
494 links
این صفحه جهت اطلاع رسانی برای هموطنان ما در کشور ترکیه و
جهان می باشد، به هیچ حزب سیاسی ربط ندارد.
.
@Afghan_turk_group 👈گروه
@afghan_turk2 👈 قوانین

بیشتر 👇
@Afghan_turk1
Download Telegram
Forwarded from 🇵🇸 Eye on Palestine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇵🇸 #Palestine || An aunt bids farewell to her nephews who were killed by an Israeli air strike in Gaza. 20.10.23 Via @sami97alsultan

عمة تودع أولاد اخيها الذين ارتقوا في قصف الاحتلال على غزة
Forwarded from جهان تسنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ دندان‌شکن مجری هندی به مهمان اسرائیلی

🔹یک مجری زن هندی در واکنش به اظهارات مهمان صهیونیست برنامه زنده تلویزیونی خود از سرزمین‌های اشغالی که نسبت به نحوه انتخاب رنگ ساری (لباس ملی زنان هند) به رنگ پرچم فلسطین انتقاد کرده بود، اظهار داشت: حتی مادر بزرگ من نیز قبل از مرگش ساری بر تن می‌کرد و اگر الان زنده بود دست کم ۱۰۵ سال سن داشت و اصلا درکی از منازعه حماس و اسرائیل نداشت.

🔹وی در ادامه افزود این لباس ربطی به آنچه تو بیان کردی ندارد و از نگاه همگان این کشتار غیر نظامیان در بیمارستان‌هاست که جرم انگاشته می شود.
@JahanTasnim
Forwarded from جهان تسنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تظاهرات در حمایت از فلسطین در «باتمان» ترکیه

🔸اخبار لحظه به لحظه فلسطین در کانال جهان تسنیم
@JahanTasnim
شهدای شب گذشته حملاتی رژیم خون خوار
ویدیو های بیشتر از و حالات غزه را از این لینک دنبال کنید
.
https://t.me/eyeonpal
لطفاً ویدئو هارا در صفحه های خود ستوري کنید وبه دیگر گروه ها بفرستید
رسانه های غربی این وحشت نشان نمی دهند
تصویر فلسطین و بیت المقدس را از خلال این نامه مشاهده کنید:
ترجمه: حکیمزاد
محافظ مسجدالاقصی معمر فلسطینی می نویسد: (روز سوم جنگ بود من در کندک استشهادی قسام انتخاب شده بودم، هدف ما بخش:غربی شهر الخلیل بود، شب به خبیب گفتم: در صورتی که من شهید شدم و تو زنده ماندی زمانی که بیت المقدس را فتح نمودید برای من دعا کن خبیب انجنیر نصب راکتهای بحری در کشتی ها بود. وقتی خبیب سخن مرا شنید چهره اش تغییر کرد و گفت: تو چقدر ناجوان هستی، آیا من و تو وعده نکرده بودیم که یکجا شهید می شویم؟
مصروف همین موضوع بودیم که سر و صدای مخابره بلند شد، عبیده که سخنگوی بود گفت: امروز آغاز پیشرفت ماست، غازیان آماده شوید.
من و خبیب باهم خدا حافظی کردیم در وقت جدایی اشکهای مان جاری شد زیرا احتمال آن می رفت که این آخرین دیدار ما باشد.)
فردا صبح به قرارگاه و مراکز یهودیان یورش بردیم تعداد بی شمار یهودیان را به گودال دوزخ فرستادیم. سه تن از یاران استشهادی مان شهید شدند و دو نفر مان جراحت برداشتند.
شهدا را با خود به کمپ نظامی نزدیک خود بردیم، به محض حرکت مان به سوی کمپ مجاهدین تازه نفس به سنگرهای ما رفتند چون ما هشت ساعت تمام مصروف جنگ بودیم.
با رسیدن به کمپ روی شهدا را لوچ کردیم وقتی تکه ی سبز را از روی شهید دور کردم و به رویش نگریستم، وارخطا شدم زیرا وی همان خبیب بود.
گفتم: وی موظف در کشتی بحری بود، گمان نمی کردم که خبیب شهید شده باشد، جیب هایش را تلاشی گرفتم که کارت هویتش را یافتم، در یک جیبش کاغذی را یافتم که در آن چنین نوشته بود:
(معمر عزیزم! می دانم که پس از شهادتم این نامه را می خوانی، من از امیر صاحب اجازه گرفته بودم که در عملیات، همراه شما باشم).
برادر گرامی ام!
همسرم، ام اسیره نام دارد، به وی سلاح را آموزش داده ام و سلاح شخصی من نیز نزدش است، پسرانم جلال و عزیز نیز با اسلحه بلدیت دارند. همسرم در کمپ عجیز می باشد، به آنجا برو و خبر شهادتم را برایشان برسان، آنها منتظر بودند تا ایشان را با خود به جهاد ببرم. وقتی آنجا رسیدی پسرانم را در صف استشهادیان و همسرم را در جمع استشهادیهای امهات العصریین برسان.
برادر دلسوز شما شهید خبیب

با خوانش این نامه بدنم به لرزه آمد، وضو گرفتم و خود را به کمپ عجیز رساندم، چون به آنجا رسیدم، متوجه شدم که کمپ سخت بمباردمان شده بود، بسیاری از ساکنان آنجا شهید شده بودند طفل کوچکی میان خاک و دود ایستاده بود و می گریست و فریاد پدر از زبانش می برآمد.
ویرا به آغوش کشیدم و گفتم: بچیم! گریه مکن پدرت می آید. وقتی به دقت متوجه اش شدم بیادم آمد که تصویری را که خبیب برایم نشان داده بود همان بود، بکلی همانند وی بود.
بعد از تلاش دو ساعته برایم معلوم شد که تمام خانواده ی خبیب به جز همین کودک، شهید شده اند و تنها همین کودک زخمی باقی مانده است. ویرا به خانه ی خود بردم و به مادرم تسلیمش کردم، در خانه ی ما یتیمان دیگر نیز جمع شده بودند. خودم روانه ی سنگر شدم، شب گذشته اطلاع یافتم که خانه ی ما نیز بمبارد شده و یتیمان و تمام معیوبین شهید شده و از میان خانواده ام فقط من زنده مانده ام.
اینک آفتاب صبح در حال طلوع است، در سنگر روبروی یهودیان نشسته ام دوستان دیگرم تلاوت می کنند، امکان دارد من هم نیم ساعت بعد شهید شوم.
پیام من به تمام مسلمانان جهان اینست:
ای رهروان صلاح الدین، عمر و ابو عبیده! بازوان خود را بخاطر پیروزی اسلام محکم ببندید، اقصای معصوم در انتظار ورود شماست.
برادر شما
معمر فلسطینی
کاپی#
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برافراشتن تصویر ابوعبیده در استانبول

تصویر ابوعبیده، سخنگوی گردان‌های قسام، شاخه نظامی جنبش حماس بر روی ساختمانی در شهر استانبول ترکیه به نمایش درآمد.

شهروندان ترکیه پیش از این نیز همزمان با سفر آنتونی بلینکن وزیرخارجه آمریکا به این کشور اقدام به برافراشتن تصویر ابوعبیده بر روی یک پل عابر پیاده در مسیر کاروان وزیر خارجه امریکا در خیابان‌های آنکارا کرده بودند.
افغان های مقیم ترکیه 🇦🇫🇹🇷
Video
سال گرد ظلم و بربریت
جهان یک سال این وهشت تماشا کردن و هنوز ادامه دارد.