آیینه داران
128 subscribers
473 photos
54 videos
7 files
39 links
محفل شعر آیینه داران
[کرمانشاه]

دل، سراپرده‌ی محبت اوست
دیده #آیینه‌دار طلعت اوست

تهیه مجموعه غم دوشنبه از راه های زیر:

ارسال پیام به :
@Aeenedaran1

تماس با :
09188880552
Download Telegram
چقدر بی تو دویدن، به هیچ‌جا نرسیدن
چقدر حرف از این و از آن به طعنه شنیدن

دلم شکست که چشمم ندید جز تو کسی را
چقدر بی‌تو شکستن، چقدر بی‌تو ندیدن

ضعیف و خسته شدن بی تو آنچنان که همیشه
به زور، سایه‌ی خود را به روی خاک کشیدن

چراغ چشم منی، در مسیل اشک، چه کم‌سو
صدای قلب منی، در سکوت غم، نتپیدن

چقدر ساده شکستم، چقدر دیر رسیدی
چقدر ساده شکستن، چقدر دیر رسیدن...

#علی_کاملی

@aeenedaran
رفتی
مرا دادی به دست روزهای هرچه باداباد
امیّد فرداها!

دیدی؟
لبخندت آخر کار دستم داد
آوار شد بر شانه‌ام اندوه رؤیاها

بُردی
کشتیّ قلبم را به همراه خودت در باد
گفتم که «بِسمِ اللّهِ مَجراها وَ مُرساها»¹

#علی_کاملی

@aeenedaran

¹. سورهٔ هود، آیه ۴۱
کسی به تو خبری از خزان من نرساند
بهار، قاصدک روی دامنت را بُرد...

#محمدمهدی_سفیدگر

@aeenedaran
ناگهان نقّاش تو شد پیر پای تابلو
تا وداعی را کند تصویر پای تابلو

اشک شد رنگ و قلم‌مو خورد تا پَر ناگهان
بر دل نقّاش، مثل تیر، پای تابلو

آه از داغی که در این تابلو پنهان شده!

تابلو این است:

ظهری گرم در دشتی وسیع
خواهری دارد به دنبال برادر می‌رود
آن برادر مثل روح از جسم خواهر می‌رود

عکس پیغمبر درون چشم خواهر قاب شد
می‌رود وقتی برادر چون پیمبر می‌رود

سخت و تلخ است و نفس در سینه‌ها می‌ایستد
عین آن لحظه که روح از بند پیکر می‌رود

آن برادر، گاه سوی خیمه، گاهی سوی مرگ
خواهری دنبال او با دیده‌ی تر می‌رود

می‌سپارد اهل‌بیت خویش را به خواهرش
بعد او را به خدا، بعدش برادر می‌رود

خواهرش با اشک می‌خواهد ببوسد، چندبار
آن گلو را که به استقبال خنجر می‌رود

چشم می‌گرداند و غربت گرفته دشت را
یک تنِ تنها از این سو، سمت لشکر می‌رود

چشم‌های اهل‌خیمه چشمه‌ی زمزم شده‌ست
خون اسماعیل از این چشمه‌ها سرمی‌رود

کودکان هم اشک می‌ریزند، آنجا که پدر
آخرین بار است در آغوش دختر می‌رود

کودکی از خیمه بیرون می‌زند با گریه‌هاش
تابلو بر اشک آن کودک شناور می‌شود...

تابلو بر اشک نقّاشش شناور می‌شود...

#علی_کاملی
#وداع
#شعر_عاشورایی

@aeenedaran
سلام بر دلسوز ترین خواهر دنیا زینب ...

همان زنی که فقط فاطمه از او سر بود
همان که حجب و حیایش نشان و زیور بود

چنان رسالت کرب و بلا به دوش گرفت
علاوه بر پدرش، زینت پیمبر بود

زنی که باید از او عفت و حجاب آموخت
میان محشر گودال فکر معجر بود

همه خیال کنند او اسیر دشمن شد
ولی به بند اسارت حسین دیگر بود

زنی که وقت سخنرانی اش همه گفتند
به روی منبر کوفه دوباره حیدر بود

#میلاد_خانی

@aeenedaran
آن مصرع ناگفته در بین خطوطم
از شرم شهیدان وطن بود سکوتم

بر سختی دوران به لبم خنده نرمی است
چون کهنه درختان میان برهوتم

امید، مرا از نفس معجزه خیزی است
آن لحظه که چون پاوه مهیای سقوطم

من عاشق دریا نشدم گرچه شگرف است
من عاشق رود وسط خشکی لوتم

من میروم آدم بشوم ، باز می آیم
امروز نبینید که در حال هبوطم

#سجاد_حیدری

@aeenedaran
عرض ارادتم به تو طول نمی‌کشد، مرنج
قدر سلام کردنم، قدر نگاه کردنت...

#علی_ابراهیمی

@aeenedaran
🔸السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده


از روی زهرا نیز تابان‌تر مگر داریم؟
از کوثر و از قدر، قرآن‌تر مگر داریم؟

گفتند: زهرا، «لیلة‌القدر»ست، اما آه!
از ماجرای کوچه پنهان‌تر مگر داریم؟

گرچه پریشان‌ست حال حیدر این شب‌ها
از گیسوی زینب پریشان‌تر مگر داریم؟

می‌سوخت درب خانه و یک شهر هم شک داشت
از حیدر و زهرا مسلمان‌تر مگر داریم؟

گرچه برای حال حیدر می‌زند لبخند
از زخم روی سینه خندان‌تر مگر داریم...

#علی_ابراهیمی

@aeenedaran
🔸السلام علیک یا ایتها الصدیقه الشهیده


با درد، سر شد گرچه شام دیگری بانو
شُکر خدا، امروز قدری بهتری بانو

آتش جسارت کرده سوزانده‌ست چادر را
آتش چه می‌داند زلال کوثری بانو

چشمان مثل سنگشان ای کاش می‌شد کور!
همسایه‌ها دیدند که پشت دری بانو

برخیز و در مسجد بخوان آن خطبه‌ی غرّا
برخیز که پشت و پناه حیدری بانو

تو رفته‌ای... در سوخته... آتش فرو خفته...
اما نشسته پشت آن در نوکری، بانو...

▪️

فردا هم از این آتش بیداد خواهد سوخت
کنج تنور آن گیسوی خاکستری بانو...

#علی_کاملی

@aeenedaran
#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها

باز شاعر شده ست مهمانت
ای فدای مزار پنهانت
دست‌هایم دخیل دامانت
مادری نیست مثل و مانندت
مادری کن برای فرزندت

من به این روضه ها گرفتارم
لطف کردی اگر که می‌بارم
من کجا غیر تو کسی دارم
هست شاعر همیشه در بندت
مادری کن برای فرزندت

شیعه را جز شما پناه نبود
خواندمت مادر اشتباه نبود
لطف هایت مگر گواه نبود
که نصیبم شده ست لبخندت
مادری کن برای فرزندت

ای که بر خَلقِ آدمی آگاه
با نگاه تو خلق شد؛ آنگاه
تا که گفتی «علی ولی الله»
عالمی شد فدای سوگندت
مادری کن برای فرزندت

خواستی تا شوم برای حسین
نوکری بین روضه های حسین
ببرم سوی کربلای حسین
گریه در روضه اش خوشایندت
مادری کن برای فرزندت

هر زمان کارتان محبت بود
به منِ کمترین ، عنایت بود
مثل هر دفعه که حواست بود...
مادری کن برای فرزندت
مادری کن برای فرزندت...

#محمد_مهدی_سفیدگر

@aeenedaran
#یا_مولاتی_یا_فاطمه_أغیثینى

بی تو ایمانم به دین لبریز از تردید می شد
بی تو دین منظومه شمسی بی خورشید می شد

زخم های تو اگر که راه را روشن نمی کرد
نور در زندان تاریک عدم تبعید می شد

فاطمه یکتاست یعنی او اگر میدان نمی رفت
دین به معنای حقیقی خالی از توحید می شد

مثل تیری که به سوی آسمان انداخت نمرود
پشت در دریا به ضرب شعله ها تهدید می شد

اشک زهرا غرقشان میکرد هر آن بیش از پیش
حمله فرعون ها هر قدر که تشدید می شد

پشت ابر دوستی بردند خورشید "ولی" را
بین هرم شعله ها بر دوستی تاکید می شد؟

این چنین فریاد یا حیدر نمی آمد ز تاریخ
گر خلافت در سکوت فاطمه تایید می شد

#سجاد_حیدری

@aeenedaran
السلام علیک یا فاطمه الزهرا بنت رسول الله (ص)

دوشنبه بود که در بین شعله ها در سوخت
فقط نه در، همه دار و ندار حیـدر سوخت

به راحتی درِ آتش گرفته می اُفتد
درى به روى زميـن خورد و روى مادر سوخت

دوشنبه بود كـه آتش به آشيانه زدند
دوشنبه بود كه بال و پر كبوتر سوخت

دوشنبه ها دل من ياد كوچه مى اُفتد
دوشنبه اى كه حسن با دو ديده ى تر سوخت

دوشنبه بود كه سیلى زدند بر رخ مـــاه
چنان زدند كه دورش هزار اختر سوخت

دوشنبه اى به در خانه آتش افتاد و
سه ماه مادر سادات بين بستر سوخت

دوشنبه چادر مادر ، سپس در عاشورا
زمان غارت خيـمه چقدر معجر سوخت

دوشنبه بود كه محسن شهید شد بعدش
بـه روی دسـت پدر ذره ذره اصغر سوخت

#میلاد_خانی

@aeenedaran
🔸غزلی برای امام حسین (ع)

آن‌جا که آسمان و زمین سوگوار بود
شاعر قلم به دست گرفت و غبار بود

شاعر قلم به دست گرفت و تو را نوشت
اندوه مقتل تو ولی بی‌شمار بود...

مقتل نوشته بود: رسیدی به کربلا
افتاد پرده: سر به کف نیزه‌دار بود...

ای آن سری که رفت به نیزه! تو کیستی؟
منصور، اقتدا به تو کرد و به دار بود

آنک رسید قافله به قتلگاه تو
خواهر برای دیدن تو بی‌قرار بود

افتاد پرده: قافله‌ای که اسیر رفت
چشم انتظار آمدن یک سوار بود‌...

#علی_کاملی

@aeenedaran
▪️السلام علیک یا موسی بن جعفر علیه السلام

روضه های تو که آه جگرش بیشتر است
شعله ی سوخته در دور و برش بیشتر است

به سحر های پر از نور خدایت سوگند
هر که مانوس تو باشد سحرش بیشتر است

کاظم الغیظ شدی تا که بدانند همه
عفو از موضع قدرت اثرش بیشتر است

مثل مضمونی پنهان شده دور از چشمی
هر کس از تو بنویسد هنرش بیشتر است

حبس کردند تو را، نسل تو اما جاری ست
ریشه در خاک که باشد ثمرش بیشتر است

حرمت قبله ی جان ها شده است این یعنی
از همه جای جهان رهگذرش بیشتر است

هر که یک بار مسیرش سوی تو می افتد
میل دیدار تو از پیشترش بیشتر است

زن بد کاره هم از نور تو رهیافته شد
نور در ظلمت شب ها اثرش بیشتر است

#مهدی_حیدری

@aeenedaran
▪️برای عید غدیر

دست در دست نبی مرد جوان بالا رفت
کوه از روی جهاز شتران بالا رفت

رود اگر غالبا از کوه می آید پایین
قله چون گفت بیا رود روان بالا رفت

تا فراتر رود از صفحه تاریخ خودش
گام برداشت و از بُعد زمان بالا رفت

خطبه می رفت سوی اوجِ علی مولاه
بعد از این بود که مستی جهان بالا رفت

خنده شوق به روی لب ایمان گل کرد
حسرت از عمق دل بی صفتان بالا رفت

رفت تا نام علی را برساند به همه
از روی ماذنه ها صوت اذان بالا رفت

#محمدسجاد_حیدری

@aeenedaran
چند رباعی علوی به مناسبت عید غدیر:


شد از دو جهان نصیب ما حبّ علی
از دوزخ مان کرده جدا حبّ علی
گفتند: آتش خلق نمی‌شد هرگز
«لو أجتمع النّاس علیٰ حبّ علی»

▪️

این شیوه چه دلپذیر باید باشد
این مرد فقط امیر باید باشد
کاخ سبزش خانهٔ او با زهرا
فرش قصرش حصیر باید باشد

▪️

رفته‌ست دلم به ناکجا ادرکنی
ای راه رسیدن به خدا ادرکنی
من سائلم و رسیده‌ام وقت رکوع
ای صاحب تخت «انّما» ادرکنی

▪️

هر خطبه‌اش از سمت خدا می‌آید
از جانب افلاک، صدا می‌آید
از آن سوی پرده مصطفی در معراج
حس کرد صدای مرتضی می‌آید

▪️

شرمندهٔ احسان تو هستم مولا
یک عمر پریشان تو هستم مولا
هو هو بزنم مست و قلندر باشم
من «فاتح علیخان» تو هستم مولا

#علی_کاملی

@aeenedaran
▪️آغاز ماه محرم ماه عزای سیدالشهداء (ع) تسلیت باد.



هر که گفت از کوه رنج و ماتمش، گفتم: حسین
هر که گفت از سختی درد و غمش، گفتم: حسین

هر که در عالم غمی بر سینه‌اش بود و نوشت،
از مصیبت‌های دنبال همش، گفتم: حسین

عشق یک سرباز با سربند «ثاراللّه» بود
چون به خاک افتاد با سنّ کمش، گفتم: حسین

نام او تنها برای روضه‌خواندن کافی است
در تمام واحد و شور و دمش، گفتم: حسین

چشم من ابری‌ست وقف زخم‌های تشنه‌ای
وقت بذل اشک‌های نم‌نمش، گفتم: حسین

هر کسی سوگند از من خواست در هر حالتی
من قسم خوردم به اسم اعظمش - گفتم: حسین -

بر سر نیزه است گیسویی پریشان... راه من،
هرکجا افتاد سمت پرچمش، گفتم: حسین...

#علی_کاملی

@aeenedaran
گزیده غم دوشنبه.pdf
1.5 MB
▪️غم دوشنبه (غزل‌های عاشورایی)

آنچه پیش رو دارید گزیدهٔ غزلیات غم‌دوشنبه‌هایی است که طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ منتشر شده‌اند. بر آن شدیم تا امسال به نیّت خدمت به آستان حضرت حسین علیه‌السّلام این اشعار را در قالب پی‌دی‌اف تهیه نماییم تا در دسترس علاقه‌مندان به رایگان قرار بگیرد. انتشار این اثر موجب امتنان ما و نگاه ویژهٔ ذوّات مقدسّهٔ معصومین خواهد بود.

#غم_دوشنبه
#آیینه‌داران_کرمانشاه

@aeenedaran
▪️برای امام شهید خامنه‌ای

ای آبروی حسینیه‌ی امام خمینی
بیا به سوی حسینیه‌ی امام خمینی

ببین چگونه غم‌آوار دوری تو عزیزم
نشسته روی حسینیه‌ی امام خمینی

چقدر تیر سه شعبه ، چقدر حرف نگفته
که در گلوی حسینیه‌ی امام خمینی...

همین که با تو شود دفن در حریم خراسان
شد آرزوی حسینیه‌ی امام خمینی

چه میشود که بیایی و از بهشت کنی باز
دری به روی حسینیه‌ی امام خمینی

محرم آمده آقا بیا که روضه بگیری
دوباره توی حسینیه‌ی امام خمینی

▪️▪️▪️

به نیت از تو محرم، دل تمامی ایران
شده است کوی حسینیه‌ی امام خمینی

#محمدسجاد_حیدری

@aeenedaran