خواستم یه چیزی که دیر یا زود برای همه دخترا تجربه میشه رو بیان کنم طبق تجربیاتم.
اغلب حسهایی که پسرا نسبت به دخترا و خانوما دارن(نمیگم مردا چون اقلیت مذکر هارو در بر دارن)، دو مورده. حس گذرا(هوس) و عشق.
دومی که هیچی،اگه واقعی باشه به مرور شکل میگیره و به نحو احسنت پیش میره.
و اما مورد اول، که خودش دو حالت داره.
یا طرف به میلی که داره میرسه و باهات وقت میگذرونه که عطشش فروکش کنه،یا وقتی دید نمیتونه تورو داشته باشه شروع میکنه به تخریب کردنت.یواش یواش حسش تبدیل میشه به جنون و ازت متنفر میشه. هرجا بره هرکیو ببینه از تو بد میگه که دیدِ همه نسبت بهت بد بشه و کسی به تو نزدیک نشه،صرفا چون خودش تورو نداشته😉
اغلب حسهایی که پسرا نسبت به دخترا و خانوما دارن(نمیگم مردا چون اقلیت مذکر هارو در بر دارن)، دو مورده. حس گذرا(هوس) و عشق.
دومی که هیچی،اگه واقعی باشه به مرور شکل میگیره و به نحو احسنت پیش میره.
و اما مورد اول، که خودش دو حالت داره.
یا طرف به میلی که داره میرسه و باهات وقت میگذرونه که عطشش فروکش کنه،یا وقتی دید نمیتونه تورو داشته باشه شروع میکنه به تخریب کردنت.یواش یواش حسش تبدیل میشه به جنون و ازت متنفر میشه. هرجا بره هرکیو ببینه از تو بد میگه که دیدِ همه نسبت بهت بد بشه و کسی به تو نزدیک نشه،صرفا چون خودش تورو نداشته😉
👍28🔥3💘3
سلام مجدد✨ http://t.me/HidenChat_Bot?start=1772156132
💘13🔥3⚡2
من هیچوقت دوس نداشتم تو چشم باشم،
ولی همیشه ادمی بودم که همه شناختنش.
از وقتی رفتم کلاس اول، تک تک بچه های مدرسه اسمو فامیلمو بلد بودن، همهی مدیرا و ناظمای عمرم حتی اسم مامانمم میدونستن!
من هیچ کاری نمیکردم، فقط نمیتونستم وقتایی که داره به خودم یا اطرافیانم توهین میشه سکوت کنم.
شخصیتِ منه الان، با شخصیتِ ۱۲ سالگیم فرقی نکرده، فقط توی سکوت نکردن و از حق خودم دفاع کردن مصممتر شدم.
الان که وارد یه اجتماع جدید به اسم دانشگاه شدم تازه دارم میفهمم که چرا خیلی از آدما با من مشکل داشتن و اسممو تو دهن همه انداختن. چون من نمیزارم آدما هرجوری که میخوان باهام رفتار کنن، نمیزارم بزرگتر از دهنشون حرف بزنن، حسادتاشونو بو میکشم و به روشون میارم.
ولی همیشه ادمی بودم که همه شناختنش.
از وقتی رفتم کلاس اول، تک تک بچه های مدرسه اسمو فامیلمو بلد بودن، همهی مدیرا و ناظمای عمرم حتی اسم مامانمم میدونستن!
من هیچ کاری نمیکردم، فقط نمیتونستم وقتایی که داره به خودم یا اطرافیانم توهین میشه سکوت کنم.
شخصیتِ منه الان، با شخصیتِ ۱۲ سالگیم فرقی نکرده، فقط توی سکوت نکردن و از حق خودم دفاع کردن مصممتر شدم.
الان که وارد یه اجتماع جدید به اسم دانشگاه شدم تازه دارم میفهمم که چرا خیلی از آدما با من مشکل داشتن و اسممو تو دهن همه انداختن. چون من نمیزارم آدما هرجوری که میخوان باهام رفتار کنن، نمیزارم بزرگتر از دهنشون حرف بزنن، حسادتاشونو بو میکشم و به روشون میارم.
اره؛ حق داری ازم متنفر باشی چون هیچکس آدمی که مطیع نمیشه رو دوست نداره.
🔥18💘7⚡4💔1