افتتاحیهٔ سایت جدید
در دههٔ سوم
این وبسایت فرزند وبلاگ اینک بیستسالهای است که یحتمل پیشتر دیده و خواندهاید.
در حکایتی منتسب به ملانصرالدین، گاه دیگ و دیگچهای که از همسایه قرض میگرفت دیگبری کوچک میزایید و او امانتدارانه به صاحب مال رد میکرد. گاهی هم خبر وفات اصل جنس را به اطلاع مالباخته میرساند.
در قرن بیستویکم در سراسر جهان چه بسیار سایت و وبلاگ به عللی، از جمله ملالآورشدن بازی نوظهور و سر رفتن حوصلهٔ بانی، خیلی زود وَر پرید. سایت این کیبورد شاید نمونه در فارسی باشد که بیست سال پیوسته با یادداشتهای کوتاه و مقالات مفصل بهروز شده و نیز آمار هفتگی، ماهانه، فصلی (و تا سال ۲۰۱۵ سالانهٔ) بینندگان را هزار و چند ده هفته است در صفحهٔ اول میگذارد.
سایت شخصی نزد میزبان داخلی همان اندازه آسیبپذیر است که در پناه سِروِر خارجی. هر دو را دستگاههای امنیتی حکومتها، و حتی بنگاههای خدماتدهنده، بهسادگی میبندند.
باید ایرانی مقیم خارج با شرکتی ثبتشده این کار را انجام میداد. سال ۹۲ پس از آنکه سایت را در داخل ایران مسدود کردند تأثیری قابلتوجه در شمار بینندهها احساس نکردم و هشت سال بعد که قفل از آن برداشتند کنجکاو نشدم ماجرا چه بود. لابد ادارهجاتیهایی برای حلالشدن حقوقی که میگیرند، و برای ایجاد تعادل و توازن، بازهایی را میبندند، بستههایی را باز میکنند ― بیشتر اولی و کمتر دومی.
از یک دهه پیشتر کاربر سپهر اینترنت بودم و صلاح در این دیدم شخصاً سازوکار فنی سایت را بدانم تا بتوانم هر اندازه لازم بدانم تغییر دهم و اصلاح کنم. تقریباً تمام مطالب به شکل کتاب چاپ خواهد شد و هوا شدن در سایت فرصتی است برای بهبود متنها.
با خودآموز نرمافزار فرانت پیج و با پرسوجو و آزمایشوخطا پیش رفتم. سالها پیش در کلاس دوم ابتدایی ناظم ترقیخواه مدرسهٔ مدرن مسابقهٔ روزنامهٔ دیواری گذاشت. من هم چیزهایی سر هم کردم و وقتی نام برنده اعلام شد فهمیدم مسابقه مهلت محدود داشت. در مورد امروزی، اصلاح و بهبود و تغییر و تبدیلْ ضربالاجل ندارد.
طبعآزمایی را در مدرسهٔ سالهای بعد و در دبیرستان ادامه دادم. کلاس پنجم دبیرستان، شمارهٔ دوم جریدهٔ دیواریام را کسی جر داد و به جای آن اعلامیهای چسباند حاوی اخطار غضبآلود نسبت به توطئههای پشت کارهای روشنفکری. مهمتر از جوشآوردن محصلی که گمانم فنای فیالله شد، این بود که اولیای مدرسه دخالت نکردند. دستکم به من حرفی نزدند. بعید میدانم به محصل معترض هم چیزی گفته باشند. بعدها کوشیدم حرمت و منزلت نسل جوان عصر لیبرالیسم دههٔ ۱۹۶۰ را برای جوانترهایی که با تحقیر و ارعاب و توسری بار آمدهاند توضیح دهم.
پیش از شروع، بیست کلیک در روز را به معنی نمرهٔ ممتاز گرفتم. آمار مراجعان خیلی سریع به ارقامی بسیار بالاتر پرید و شمار بینندگان مطلب رکورددار سال ۲۰۱۵ (۹۴—۱۳۹۳) به ۳۴۷۴۰ از مجموع ۵۸۰۶۷۱ تن رسید (نرمافزار میزبان آلمانی—ایرلندی نزدیک ده سال دفعات مراجعه به مطالب پیدیاف را نمیشمرد. جدول ارقام در سایت قدیمی).
دو سؤال مکرر اوایل افتتاح سایت: چقدر درآمد دارد؟ از نظر دستمزد بالقوهٔ سالها کار منظم و مداوم این کیبورد یقیناً بیمانند است. پیشنهاد دریافت آگهی و/یا حق اشتراک را بیدرنگ با تشکر رد کردهام.
و دیگر: چرا سایتی پیشرفتهتر سفارش نمیدهم. پاسخم این بود میل دارم پس از آشنایی به جهات و جنبههای سایتی بسیار ساده، ارتقای آن را به کاردان بسپارم. اکنون دو متخصص با فکری نزدیک به من اما با سلیقههای مستقل ایجاد سایت جدید باضافهٔ ادارهٔ سایت اولیه را عهدهدار شدهاند.
هر زمان میسر شود مطالب سایت در چند مجلد ― مقالات بلند در چندین زمینه، یادداشتهای کوتاه، سرمقالههای دو ماهنامه ― طبق قرارداد رسمی چاپ و منتشر خواهد شد. شاید تنها سایتی باشد که مطالب هنوز ننوشتهاش بخشی از قرارداد چاپ و انتشار است.
م. ق.
اسفند ۴۰۴
در دههٔ سوم
این وبسایت فرزند وبلاگ اینک بیستسالهای است که یحتمل پیشتر دیده و خواندهاید.
در حکایتی منتسب به ملانصرالدین، گاه دیگ و دیگچهای که از همسایه قرض میگرفت دیگبری کوچک میزایید و او امانتدارانه به صاحب مال رد میکرد. گاهی هم خبر وفات اصل جنس را به اطلاع مالباخته میرساند.
در قرن بیستویکم در سراسر جهان چه بسیار سایت و وبلاگ به عللی، از جمله ملالآورشدن بازی نوظهور و سر رفتن حوصلهٔ بانی، خیلی زود وَر پرید. سایت این کیبورد شاید نمونه در فارسی باشد که بیست سال پیوسته با یادداشتهای کوتاه و مقالات مفصل بهروز شده و نیز آمار هفتگی، ماهانه، فصلی (و تا سال ۲۰۱۵ سالانهٔ) بینندگان را هزار و چند ده هفته است در صفحهٔ اول میگذارد.
سایت شخصی نزد میزبان داخلی همان اندازه آسیبپذیر است که در پناه سِروِر خارجی. هر دو را دستگاههای امنیتی حکومتها، و حتی بنگاههای خدماتدهنده، بهسادگی میبندند.
باید ایرانی مقیم خارج با شرکتی ثبتشده این کار را انجام میداد. سال ۹۲ پس از آنکه سایت را در داخل ایران مسدود کردند تأثیری قابلتوجه در شمار بینندهها احساس نکردم و هشت سال بعد که قفل از آن برداشتند کنجکاو نشدم ماجرا چه بود. لابد ادارهجاتیهایی برای حلالشدن حقوقی که میگیرند، و برای ایجاد تعادل و توازن، بازهایی را میبندند، بستههایی را باز میکنند ― بیشتر اولی و کمتر دومی.
از یک دهه پیشتر کاربر سپهر اینترنت بودم و صلاح در این دیدم شخصاً سازوکار فنی سایت را بدانم تا بتوانم هر اندازه لازم بدانم تغییر دهم و اصلاح کنم. تقریباً تمام مطالب به شکل کتاب چاپ خواهد شد و هوا شدن در سایت فرصتی است برای بهبود متنها.
با خودآموز نرمافزار فرانت پیج و با پرسوجو و آزمایشوخطا پیش رفتم. سالها پیش در کلاس دوم ابتدایی ناظم ترقیخواه مدرسهٔ مدرن مسابقهٔ روزنامهٔ دیواری گذاشت. من هم چیزهایی سر هم کردم و وقتی نام برنده اعلام شد فهمیدم مسابقه مهلت محدود داشت. در مورد امروزی، اصلاح و بهبود و تغییر و تبدیلْ ضربالاجل ندارد.
طبعآزمایی را در مدرسهٔ سالهای بعد و در دبیرستان ادامه دادم. کلاس پنجم دبیرستان، شمارهٔ دوم جریدهٔ دیواریام را کسی جر داد و به جای آن اعلامیهای چسباند حاوی اخطار غضبآلود نسبت به توطئههای پشت کارهای روشنفکری. مهمتر از جوشآوردن محصلی که گمانم فنای فیالله شد، این بود که اولیای مدرسه دخالت نکردند. دستکم به من حرفی نزدند. بعید میدانم به محصل معترض هم چیزی گفته باشند. بعدها کوشیدم حرمت و منزلت نسل جوان عصر لیبرالیسم دههٔ ۱۹۶۰ را برای جوانترهایی که با تحقیر و ارعاب و توسری بار آمدهاند توضیح دهم.
پیش از شروع، بیست کلیک در روز را به معنی نمرهٔ ممتاز گرفتم. آمار مراجعان خیلی سریع به ارقامی بسیار بالاتر پرید و شمار بینندگان مطلب رکورددار سال ۲۰۱۵ (۹۴—۱۳۹۳) به ۳۴۷۴۰ از مجموع ۵۸۰۶۷۱ تن رسید (نرمافزار میزبان آلمانی—ایرلندی نزدیک ده سال دفعات مراجعه به مطالب پیدیاف را نمیشمرد. جدول ارقام در سایت قدیمی).
دو سؤال مکرر اوایل افتتاح سایت: چقدر درآمد دارد؟ از نظر دستمزد بالقوهٔ سالها کار منظم و مداوم این کیبورد یقیناً بیمانند است. پیشنهاد دریافت آگهی و/یا حق اشتراک را بیدرنگ با تشکر رد کردهام.
و دیگر: چرا سایتی پیشرفتهتر سفارش نمیدهم. پاسخم این بود میل دارم پس از آشنایی به جهات و جنبههای سایتی بسیار ساده، ارتقای آن را به کاردان بسپارم. اکنون دو متخصص با فکری نزدیک به من اما با سلیقههای مستقل ایجاد سایت جدید باضافهٔ ادارهٔ سایت اولیه را عهدهدار شدهاند.
هر زمان میسر شود مطالب سایت در چند مجلد ― مقالات بلند در چندین زمینه، یادداشتهای کوتاه، سرمقالههای دو ماهنامه ― طبق قرارداد رسمی چاپ و منتشر خواهد شد. شاید تنها سایتی باشد که مطالب هنوز ننوشتهاش بخشی از قرارداد چاپ و انتشار است.
م. ق.
اسفند ۴۰۴
❤41👍15👏1
Forwarded from مهدی فاتحی (Mehdi Fatehi)
جمعه بعدازظهر در شهر کتاب الهیه
دوباره از همان خیابانها...
دوباره از همان خیابانها...
👍8👎5🍾3❤2👏1
جاذبهٔ کُشندهٔ قلوهگاه
اااااااااااااااااااااااااااااااااا
به جماعت گفتهاند ماهی یک میلیون دلار اسلامی اعتبار خرید ارزاق دارند. با این مبلغ میتوان فقط کمی بیش از نیمکیلو مخلوط آبگوشتی یا چرخکرده خرید. اما گویی خلق پریشاناحوال چنان حساب از دستشان در رفته که باور نمیکنند تکه گوشت ناقابلی که از داخل ویترین چشمک میزند بیش از ۱۰ میلیون قیمت دارد.
نیرنگستان آریاییـاسلامی را جنگسالاران برخاسته از سر جالیز تبدیل به گداخانه کردهاند. در همین مقدار هم ماندهاند. از ابتدای ماه جاری نوشتهای در مغازهها میگوید کالا برگ پَر؛ لطفاً سؤال نفرمایید. کاسبها مینالند مایهسوز شدهاند، چیزی که بتوان اسمش را دولت گذاشت وجود ندارد. و فروشنده برای پیشگیری از موقعیت بسیار ناراحتکننده پیشقدم میشود.
فرهنگ سیاسی ایرانزمین حکم میکند از حریف قویپنجهٔ خارجی شکست بخوری بهتر است تا با آدمهایی همتراز خودت در داخل سازش کنی. رضاشاه همین طور فکر میکرد، محمدرضا شاه همین طور فکر میکرد، مصدق همین طور فکر میکرد، رژیم مقدس همین طور فکر میکند. ما همه به طرز غمانگیزی ایرانی هستیم.
https://mghaed.com/post/lure_of_flank
in
https://mghaed.com
اااااااااااااااااااااااااااااااااا
به جماعت گفتهاند ماهی یک میلیون دلار اسلامی اعتبار خرید ارزاق دارند. با این مبلغ میتوان فقط کمی بیش از نیمکیلو مخلوط آبگوشتی یا چرخکرده خرید. اما گویی خلق پریشاناحوال چنان حساب از دستشان در رفته که باور نمیکنند تکه گوشت ناقابلی که از داخل ویترین چشمک میزند بیش از ۱۰ میلیون قیمت دارد.
نیرنگستان آریاییـاسلامی را جنگسالاران برخاسته از سر جالیز تبدیل به گداخانه کردهاند. در همین مقدار هم ماندهاند. از ابتدای ماه جاری نوشتهای در مغازهها میگوید کالا برگ پَر؛ لطفاً سؤال نفرمایید. کاسبها مینالند مایهسوز شدهاند، چیزی که بتوان اسمش را دولت گذاشت وجود ندارد. و فروشنده برای پیشگیری از موقعیت بسیار ناراحتکننده پیشقدم میشود.
فرهنگ سیاسی ایرانزمین حکم میکند از حریف قویپنجهٔ خارجی شکست بخوری بهتر است تا با آدمهایی همتراز خودت در داخل سازش کنی. رضاشاه همین طور فکر میکرد، محمدرضا شاه همین طور فکر میکرد، مصدق همین طور فکر میکرد، رژیم مقدس همین طور فکر میکند. ما همه به طرز غمانگیزی ایرانی هستیم.
https://mghaed.com/post/lure_of_flank
in
https://mghaed.com
❤42👍22👎8🖕4👏3
Forwarded from مهدی فاتحی (Mehdi Fatehi)
این کتاب و متنکامل مطالب را از این پس تنها در این آدرس میتوانید بخوانید
https://substack.com/@mehdifatehi/note/p-212257081?r=8u7jvn
https://substack.com/@mehdifatehi/note/p-212257081?r=8u7jvn
👍15❤3👎2
شاعر میفرماید ’’مشکل خویش بَر ِ پیر مغان بردم دوش/کو به تأیید نظر حل معما میکرد.‘‘ بدا به حال کسی که با کمک دیکشنری آریانپور، تعالیم بیضوی محمد معین فقید، راهنمایی ه.م.، و حتی با تأیید نظربازانهٔ پیر مغان، بخواهد اقدام به اَکُل بیضهٔ بدخواهان سمپاش کند.
👍8🤔3❤2
ه.م. تغییرهایی بنیادی ایجاد خواهد کرد، همچنان که کامپیوتر رومیزی شیوهٔ زندگی ما را تغییر داد. دههٔ ۱۹۶۰ در ماشین تحریرهای آیبیام و اولیوتّی که با برق کار میکرد به جای هر حرف سر یک میله، حروف و علایم را روی یک گوی گذاشتند که مثل فرفره میچرخید و میتوانست پاراگرافهای ذخیرهشده از قبیل فرمهای دفتری و مقدمه و اختتام نامههای اداری را بارها تکرار کند، تکنیکی که بعدها در کامپیوتر «ماکرو» نام گرفت.
❤12👍2
آنها‘‘ که متون فلّه تولید میکنند تا زمانی که هوش مصنوعی را در انحصار خود نداشته باشند دیگران هم منطقاً قادر به مقابلهاند. دیالتیک سنتز و استحاله را فراموش نکنیم. دهههای آخر قرن نوزدهم این نگرانی پیدا شد که خصوصاً خیابانهای لندن و نیویورک در نتیجهٔ تمرکز ثروت و تجمل پیامد انقلاب صنعتی و تجارت جهانی در خطر پوشیدهشدن با لایهٔ ضخیم فضولات اسبهای کالسکه است. در همان حال که مدیران ادارهٔ شهر سرگرم محاسبهٔ ضخامت پسماند احتمالی چهارپایان اهلی بودند، اتومبیل با موتور درونسوز به میدان آمد و بورژوازی را از خطر غرقشدن در تپالهٔ اسبهایش رهاند.
❤30👏14👍6👌3
یانکی و حاجآقا https://mghaed.com/post/yankee_and_hadj_agha/
❤3
هفت ماه پس از خروج سفیر آمریکا، ماجرای ٤٤٤ روز اسارت کارکنان سفارت آمریکا در تهران آغاز شد. از نظر عدد، رکورد ٢٥ تا ٢٨ مرداد در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا را شکست اما به آن گره خورد، همچنان زنده است و بر تاریخ روابط دو کشور سایهای سنگین افکنده. تقریباً هر بحثی دربارهٔ پیشینهٔ آن روابط با ٤٤٤+٣ آغاز میشود و چه بسا در همین دو اعداد گیر کند. بختک ِ چهارصدوچهلوهفت.
روابط ایران و آمریکا با چنین بختکی شروع نشد؛ زمانی سرشار از امید و اعتماد بود. سال ١٢٩٠/١٩١١ نمایندگان ترقیخواه مجلس دوم لازم میدیدند روشن شود عایدات و مخارج ادارهٔ مملکت دقیقاً چقدر است و چه مقامی چه مبلغی برای چه مصرفی از بیتالمال پول گرفته و چند تومان در خزانه موجود است.
ترقیخواهان برای پرهیز از گرفتارشدن در چنبر رقابت قدرتهای اروپایی، به این نتیجه رسیدند که باید آدمی کاربلد و نیالوده به زدوبند از جایی دیگر آورد. استخدام مورگان شوستر آمریکایی راههای لفتولیس را (تا آن حد که در ایران ممکن باشد) بست اما به رقابت قدرتهای بزرگ دامن زد. اولتیماتوم روسیه سبب تعطیل مجلس دوم شد و به اخراج شوستر انجامید.
میراث ذهنی آن واقعهٔ دردناک، که آمریکا در آن بی تقصیر مینمود، بعدها با اتهامهای خشمگینانهٔ ٢٨ مردادی، که گناهش به گردن آمریکا گذاشته شد، درآمیخت و تبدیل به طرز فکری شد که بعداً توصیفش خواهیم کرد. در این جا همین قدر بگوییم: آمریکا در چشم قاطبهٔ مردم ایران هم قاصر، هم مقصر و هم بدهکار است.
روابط ایران و آمریکا با چنین بختکی شروع نشد؛ زمانی سرشار از امید و اعتماد بود. سال ١٢٩٠/١٩١١ نمایندگان ترقیخواه مجلس دوم لازم میدیدند روشن شود عایدات و مخارج ادارهٔ مملکت دقیقاً چقدر است و چه مقامی چه مبلغی برای چه مصرفی از بیتالمال پول گرفته و چند تومان در خزانه موجود است.
ترقیخواهان برای پرهیز از گرفتارشدن در چنبر رقابت قدرتهای اروپایی، به این نتیجه رسیدند که باید آدمی کاربلد و نیالوده به زدوبند از جایی دیگر آورد. استخدام مورگان شوستر آمریکایی راههای لفتولیس را (تا آن حد که در ایران ممکن باشد) بست اما به رقابت قدرتهای بزرگ دامن زد. اولتیماتوم روسیه سبب تعطیل مجلس دوم شد و به اخراج شوستر انجامید.
میراث ذهنی آن واقعهٔ دردناک، که آمریکا در آن بی تقصیر مینمود، بعدها با اتهامهای خشمگینانهٔ ٢٨ مردادی، که گناهش به گردن آمریکا گذاشته شد، درآمیخت و تبدیل به طرز فکری شد که بعداً توصیفش خواهیم کرد. در این جا همین قدر بگوییم: آمریکا در چشم قاطبهٔ مردم ایران هم قاصر، هم مقصر و هم بدهکار است.
👍21👎4👏2
روحیهٔ انسان آریایی—اسلامی که قبول حرف شیطان بزرگ را آسانتر مییابد تا کنارآمدن با هموطن رقیب:
روزهای بعد که با این گروهها سر و کار داشتیم معلوم شد نمیتوانند با هم کنار بیایند و گاهی ما مجبور میشدیم برای حل اختلافات آنها میانجیگری کنیم.
”حل اختلافات آنها“ به مرحمت میانجیگیری استیکبار جهانی. در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درسخوانده و دنیادیدهای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل میتوانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتیگیر و وزنهبردار و بزنبهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسباندهاند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حلوفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
روزهای بعد که با این گروهها سر و کار داشتیم معلوم شد نمیتوانند با هم کنار بیایند و گاهی ما مجبور میشدیم برای حل اختلافات آنها میانجیگری کنیم.
”حل اختلافات آنها“ به مرحمت میانجیگیری استیکبار جهانی. در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درسخوانده و دنیادیدهای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل میتوانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتیگیر و وزنهبردار و بزنبهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسباندهاند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حلوفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
👍17❤15👎3👏2👌1
أملاتی در فولکلور سیاسی (بهمن ۹۲)
یانکی و حاجآقا
در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درسخوانده و دنیادیدهای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل میتوانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتیگیر و وزنهبردار و بزنبهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسباندهاند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حلوفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
یانکی و حاجآقا
در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درسخوانده و دنیادیدهای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل میتوانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتیگیر و وزنهبردار و بزنبهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسباندهاند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حلوفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
👍12🖕6❤3👏3
مؤمنانی میگویند آرزوی مرگ دیگران کردن گناه است. اما در این باره که خشنودی از مرگ کسی مذموم باشد توصیهای نشده شاید چون احساس را، برخلاف ملاحظات عقلی، مشکل بتوان با استدلال مهار کرد.
https://mghaed.com/
https://mghaed.com/
👍14🖕6❤5👏3
فکر روشنگری مقدّم بر روشنفکری
آزردگان از وقایع ۵۷ با چپانگاری روشنفکرها با یک تیر دو نشان میزنند: هم کل درسخواندههایی که زمانی قرار بود مملکت را مثل خارجه کنند، و هم کسانی که متهم به اعتقاد به مهندسی ِ اجتماعیاند.
نباید انتظار داشت تکرار کلیشههای ضدیّت با روشنگری در پوشش انتقاد گدازنده از روشنفکرها کلاً متوقف شود. همین قدر که طوطیانی بر حرفهای قالبی تأمل کنند غنیمت است.
https://mghaed.com/post/enlightenment_before_intellectualism/
آزردگان از وقایع ۵۷ با چپانگاری روشنفکرها با یک تیر دو نشان میزنند: هم کل درسخواندههایی که زمانی قرار بود مملکت را مثل خارجه کنند، و هم کسانی که متهم به اعتقاد به مهندسی ِ اجتماعیاند.
نباید انتظار داشت تکرار کلیشههای ضدیّت با روشنگری در پوشش انتقاد گدازنده از روشنفکرها کلاً متوقف شود. همین قدر که طوطیانی بر حرفهای قالبی تأمل کنند غنیمت است.
https://mghaed.com/post/enlightenment_before_intellectualism/
👍15❤6👎3🖕3👏1