جسی جکسون: نماد مبارزه برای حقوق مدنی و عدالت اجتماعی
جسی لوئیس جکسون (Jesse Louis Jackson Sr.)، یکی از برجستهترین چهرههای جنبش حقوق مدنی آمریکا در قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، در 17 فوریه 2026 در 84 سالگی درگذشت. او که به عنوان یکی از شاگردان نزدیک مارتین لوتر کینگ جونیور شناخته میشد، بیش از شش دهه از زندگیاش را صرف مبارزه برای برابری نژادی، عدالت اقتصادی، حقوق زنان، اقلیتها و صلح جهانی کرد. مرگ او پایان یک عصر مهم در تاریخ جنبش حقوق مدنی آمریکا به شمار می آید.
جکسون در 8 اکتبر 1941 در گرینویل، کارولینای جنوبی به دنیا آمد. او در خانوادهای فقیر بزرگ شد و در دوران نوجوانی با تبعیض نژادی شدید روبرو بود. پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه کارولینای شمالی A&T با مدرک جامعه شناسی در سال 1964، به جنبش حقوق مدنی پیوست. او ابتدا با کنگره برابری نژادی (CORE) همکاری کرد و در تظاهرات و نشستهای اعتراضی شرکت داشت.
جکسون در سال 1965، پس از "یکشنبه خونین" در سلما، به مارتین لوتر کینگ پیوست و در راهپیمایی سلما به مونتگومری حضور یافت. کینگ او را به عنوان یکی از نزدیکان خود پذیرفت و جکسون را به عنوان رهبر عملیات Breadbasket در شیکاگو منصوب کرد؛ برنامهای که هدفش افزایش فرصتهای شغلی و اقتصادی برای سیاهپوستان بود.
پس از ترور مارتین لوتر کینگ در سال 1968، جکسون در کنار بدن او ایستاده بود و این تصویر نمادین از او در تاریخ ماندگار شد.
جکسن در سال 1971 سازمان Operation PUSH (People United to Save Humanity، بعداً People United to Serve Humanity) را تأسیس کرد که بر آموزش، اشتغال و عدالت اقتصادی تمرکز داشت.
وی در سال 1984، ائتلاف ملی رنگینکمان (National Rainbow Coalition) را بنیان گذاشت که بعدها با PUSH ادغام شد و به Rainbow PUSH Coalition تبدیل گردید. این سازمان برای حقوق سیاهپوستان، زنان، LGBTQ+ و سایر اقلیتها مبارزه کرد و شرکتها را برای تنوع نژادی و حمایت از حقوق رأی تحت فشار قرار داد.
یکی از مهمترین دستاوردهای سیاسی جکسون، نامزدی ریاستجمهوری در حزب دموکرات بود. در سال 1984، او اولین سیاهپوست آمریکایی بود که کمپین جدی برای ریاستجمهوری راهاندازی کرد و میلیونها رأی به دست آورد. در سال 1988، عملکرد بهتری داشت و در 11 ایالت پیروز شد و میلیونها رأی کسب کرد؛ این موفقیتها راه را برای باراک اوباما در سال 2008 هموار کرد و حزب دموکرات را به سمت فراگیرتر شدن سوق داد.
جکسون همچنین در سطح بینالمللی فعال بود؛ او در مذاکرات برای آزادی گروگانها در غرب آسیا و آمریکای لاتین نقش داشت و با رهبرانی مانند نلسون ماندلا دیدار کرد.
در سال 2000، بیل کلینتون مدال آزادی ریاستجمهوری (بالاترین نشان غیرنظامی آمریکا) را به جسی جکسون اعطا کرد و در سال 2021 ، امانوئل مکرون او را به نشان لژیون دونور فرانسه مفتخر کرد.
در سالهای پایانی زندگی، جکسون با بیماری progressive supranuclear palsy (PSP)، نوعی اختلال عصبی پیشرونده شبیه پارکینسون، دست و پنجه نرم میکرد که از حدود سال 2017 علائم آن ظاهر شد و در سال 2025 تشخیص نهایی PSP اعلام گردید. او در نوامبر 2025 بستری شد و سرانجام در 17 فوریه 2026 در شیکاگو، در کنار خانوادهاش، آرام از دنیا رفت.
جسی جکسون با سخنرانیهای آتشین، شجاعت و تعهد بیوقفهاش به عدالت، میلیونها نفر را الهام بخشید. او نه تنها برای سیاهپوستان آمریکا، بلکه برای همه کسانی که به دنبال برابری و کرامت انسانی بودند، مبارزه کرد. میراث او در سیاست آمریکا، جنبشهای عدالتطلبانه و سازمان Rainbow PUSH همچنان زنده است.
@abolfathusastudy
جسی لوئیس جکسون (Jesse Louis Jackson Sr.)، یکی از برجستهترین چهرههای جنبش حقوق مدنی آمریکا در قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، در 17 فوریه 2026 در 84 سالگی درگذشت. او که به عنوان یکی از شاگردان نزدیک مارتین لوتر کینگ جونیور شناخته میشد، بیش از شش دهه از زندگیاش را صرف مبارزه برای برابری نژادی، عدالت اقتصادی، حقوق زنان، اقلیتها و صلح جهانی کرد. مرگ او پایان یک عصر مهم در تاریخ جنبش حقوق مدنی آمریکا به شمار می آید.
جکسون در 8 اکتبر 1941 در گرینویل، کارولینای جنوبی به دنیا آمد. او در خانوادهای فقیر بزرگ شد و در دوران نوجوانی با تبعیض نژادی شدید روبرو بود. پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه کارولینای شمالی A&T با مدرک جامعه شناسی در سال 1964، به جنبش حقوق مدنی پیوست. او ابتدا با کنگره برابری نژادی (CORE) همکاری کرد و در تظاهرات و نشستهای اعتراضی شرکت داشت.
جکسون در سال 1965، پس از "یکشنبه خونین" در سلما، به مارتین لوتر کینگ پیوست و در راهپیمایی سلما به مونتگومری حضور یافت. کینگ او را به عنوان یکی از نزدیکان خود پذیرفت و جکسون را به عنوان رهبر عملیات Breadbasket در شیکاگو منصوب کرد؛ برنامهای که هدفش افزایش فرصتهای شغلی و اقتصادی برای سیاهپوستان بود.
پس از ترور مارتین لوتر کینگ در سال 1968، جکسون در کنار بدن او ایستاده بود و این تصویر نمادین از او در تاریخ ماندگار شد.
جکسن در سال 1971 سازمان Operation PUSH (People United to Save Humanity، بعداً People United to Serve Humanity) را تأسیس کرد که بر آموزش، اشتغال و عدالت اقتصادی تمرکز داشت.
وی در سال 1984، ائتلاف ملی رنگینکمان (National Rainbow Coalition) را بنیان گذاشت که بعدها با PUSH ادغام شد و به Rainbow PUSH Coalition تبدیل گردید. این سازمان برای حقوق سیاهپوستان، زنان، LGBTQ+ و سایر اقلیتها مبارزه کرد و شرکتها را برای تنوع نژادی و حمایت از حقوق رأی تحت فشار قرار داد.
یکی از مهمترین دستاوردهای سیاسی جکسون، نامزدی ریاستجمهوری در حزب دموکرات بود. در سال 1984، او اولین سیاهپوست آمریکایی بود که کمپین جدی برای ریاستجمهوری راهاندازی کرد و میلیونها رأی به دست آورد. در سال 1988، عملکرد بهتری داشت و در 11 ایالت پیروز شد و میلیونها رأی کسب کرد؛ این موفقیتها راه را برای باراک اوباما در سال 2008 هموار کرد و حزب دموکرات را به سمت فراگیرتر شدن سوق داد.
جکسون همچنین در سطح بینالمللی فعال بود؛ او در مذاکرات برای آزادی گروگانها در غرب آسیا و آمریکای لاتین نقش داشت و با رهبرانی مانند نلسون ماندلا دیدار کرد.
در سال 2000، بیل کلینتون مدال آزادی ریاستجمهوری (بالاترین نشان غیرنظامی آمریکا) را به جسی جکسون اعطا کرد و در سال 2021 ، امانوئل مکرون او را به نشان لژیون دونور فرانسه مفتخر کرد.
در سالهای پایانی زندگی، جکسون با بیماری progressive supranuclear palsy (PSP)، نوعی اختلال عصبی پیشرونده شبیه پارکینسون، دست و پنجه نرم میکرد که از حدود سال 2017 علائم آن ظاهر شد و در سال 2025 تشخیص نهایی PSP اعلام گردید. او در نوامبر 2025 بستری شد و سرانجام در 17 فوریه 2026 در شیکاگو، در کنار خانوادهاش، آرام از دنیا رفت.
جسی جکسون با سخنرانیهای آتشین، شجاعت و تعهد بیوقفهاش به عدالت، میلیونها نفر را الهام بخشید. او نه تنها برای سیاهپوستان آمریکا، بلکه برای همه کسانی که به دنبال برابری و کرامت انسانی بودند، مبارزه کرد. میراث او در سیاست آمریکا، جنبشهای عدالتطلبانه و سازمان Rainbow PUSH همچنان زنده است.
@abolfathusastudy
👍1
امیر علی ابوالفتح، کارشناس بینالمللی، در گفتوگو با ایران ویو24 :
منظور ترامپ از سلاح هستهای گسترده است
امیر علی ابوالفتح، کارشناس بینالمللی، در گفتوگو با ایران ویو24 ، با اشاره به هدف دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا از مذاکرات گفت: هدف واقعی رئیسجمهور آمریکا از مذاکره با ایران، نه صرفاً توافق، بلکه محدودسازی کامل توان هستهای، موشکی و منطقهای ایران است.
او تأکید کرد: وقتی ترامپ میگوید ایران نباید بمب هستهای داشته باشد، منظورش این است که ایران نباید مواد شکافپذیر، کلاهک اتمی یا موشک بالستیک داشته باشد، زیرا از نظر آمریکایی، سلاح هستهای شامل همه این بخشهاست. علاوه بر این، محدود کردن حمایت ایران از نیروهای منطقهای، یکی دیگر از خواستههای اصلی واشنگتن است.
ابوالفتح درباره خروجی دور دوم مذاکرات گفت که هر دو طرف اظهار مثبت کردهاند و حتی عمان نیز به صراحت مذاکرات را خوب ارزیابی کرده است. با این حال، او هشدار داد که با توجه به مواضع متناقض ترامپ و اقدامات نظامی آمریکا در منطقه، هیچ تضمینی برای نتیجه نهایی وجود ندارد و سناریوهای متعددی ممکن است رخ دهد، از جمله کوتاه آمدن یک طرف و عدم کوتاه آمدن طرف دیگر، ادامه مذاکرات بدون نتیجه، یا حتی بروز تنش یا حمله در حین مذاکره.
وی با اشاره به نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی بیان کرد: برخی کشورها مانند قطر، عمان، عربستان و ترکیه نقش مثبت و سازنده دارند، اما اسرائیل و برخی دیگر نقش مخرب دارند و اروپاییها نیز با مکانیزم اسنپبک کنار گذاشته شدهاند. آمریکا قصد ندارد کار جمعی انجام دهد و مذاکرات را تنها دنبال میکند.
ابوالفتح در پایان خاطرنشان کرد: با ادامه دیدارهای دوجانبه ایران با روسیه و سایر کشورها و ورود به جزئیات موضوع رفع تحریمها و مسائل هستهای، هنوز امکان باز شدن برخی گرهها و پیشرفت در مذاکرات وجود دارد، اما نتیجه نهایی همچنان نامشخص است.
@abolfathusastudy
منظور ترامپ از سلاح هستهای گسترده است
امیر علی ابوالفتح، کارشناس بینالمللی، در گفتوگو با ایران ویو24 ، با اشاره به هدف دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا از مذاکرات گفت: هدف واقعی رئیسجمهور آمریکا از مذاکره با ایران، نه صرفاً توافق، بلکه محدودسازی کامل توان هستهای، موشکی و منطقهای ایران است.
او تأکید کرد: وقتی ترامپ میگوید ایران نباید بمب هستهای داشته باشد، منظورش این است که ایران نباید مواد شکافپذیر، کلاهک اتمی یا موشک بالستیک داشته باشد، زیرا از نظر آمریکایی، سلاح هستهای شامل همه این بخشهاست. علاوه بر این، محدود کردن حمایت ایران از نیروهای منطقهای، یکی دیگر از خواستههای اصلی واشنگتن است.
ابوالفتح درباره خروجی دور دوم مذاکرات گفت که هر دو طرف اظهار مثبت کردهاند و حتی عمان نیز به صراحت مذاکرات را خوب ارزیابی کرده است. با این حال، او هشدار داد که با توجه به مواضع متناقض ترامپ و اقدامات نظامی آمریکا در منطقه، هیچ تضمینی برای نتیجه نهایی وجود ندارد و سناریوهای متعددی ممکن است رخ دهد، از جمله کوتاه آمدن یک طرف و عدم کوتاه آمدن طرف دیگر، ادامه مذاکرات بدون نتیجه، یا حتی بروز تنش یا حمله در حین مذاکره.
وی با اشاره به نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی بیان کرد: برخی کشورها مانند قطر، عمان، عربستان و ترکیه نقش مثبت و سازنده دارند، اما اسرائیل و برخی دیگر نقش مخرب دارند و اروپاییها نیز با مکانیزم اسنپبک کنار گذاشته شدهاند. آمریکا قصد ندارد کار جمعی انجام دهد و مذاکرات را تنها دنبال میکند.
ابوالفتح در پایان خاطرنشان کرد: با ادامه دیدارهای دوجانبه ایران با روسیه و سایر کشورها و ورود به جزئیات موضوع رفع تحریمها و مسائل هستهای، هنوز امکان باز شدن برخی گرهها و پیشرفت در مذاکرات وجود دارد، اما نتیجه نهایی همچنان نامشخص است.
@abolfathusastudy
❤1
تلاش جمهوریخواهان برای «امنیت انتخابات» یا مانع جدید برای رأیدهندگان؟
امیرعلی ابوالفتح – دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در حال حاضر در تلاش است یکی از جنجالیترین موضوعات سیاسی آمریکا، یعنی لایحه SAVE America Act (قانون حفاظت از واجد شرایط بودن رأیدهندگان آمریکایی) را به تصویب کنگره این کشور برساند. این لایحه که اخیراً در مجلس نمایندگان با اکثریت قاطع جمهوریخواهان تصویب شد، حالا به سنا رسیده و بحثهای داغی را برانگیخته است.
محتوای اصلی لایحه چیست؟
این قانون دو الزام عمده ایجاد میکند:
1 - اثبات شهروندی آمریکا برای ثبتنام رأیدهنده: هر فرد برای ثبتنام در انتخابات فدرال (ریاستجمهوری، کنگره و غیره) باید حضوری مدرک شهروندی مانند پاسپورت آمریکایی، گواهی تولد یا کارت REAL ID که شهروندی را تأیید کند، ارائه دهد. در حال حاضر برای شرکت در چنین انتخاباتی فقط «اظهار زیر سوگند» کافی است و نیازی به ارائه مدارک فیزیکی دال بر اثبات شهروندی نیست.
2 - الزام کارت شناسایی عکسدار (Photo ID) برای رأی دادن حضوری و حتی رأی پستی: رأیدهندگان آمریکایی باید برای شرکت در انتخابات کارت شناسایی معتبر با عکس نشان دهند. علاوه بر این، ایالتها موظف میشوند لیست رأیدهندگان را مرتب با پایگاه داده وزارت امنیت داخلی تطبیق دهند تا افراد غیرشهروند احتمالی حذف شوند.
جمهوریخواهان این تغییرات را برای حفاظت از امنیت انتخابات ضروری میدانند. آنها استدلال میکنند که رأی دادن غیرشهروندان (که بر اساس آمارها موارد نادری را در بر می گیرد) وجود دارد و باید جلوی آن گرفته شود. ترامپ و حامیانش این لایحه را بخشی از وعدههای انتخاباتی خود برای تحقق «انتخابات پاک» میبینند.
نظرسنجیها نشان میدهد حدود 85 درصد آمریکاییها (حتی بخش قابل توجهی از دموکراتها) با الزام Photo ID موافق هستند.
اما مخالفان، به ویژه دموکراتها، این لایحه را "Jim Crow 2.0" مینامند که به قوانین نژادپرستانه گذشته که رأیدهندگان سیاهپوست را از شرکت در انتخابات محروم میکرد، اشاره دارد.
سازمانهایی مانند Brennan Center تخمین میزنند بیش از 21 میلیون شهروند قانونی (بهخصوص زنان، افراد کمدرآمد، جوانان، سالمندان، روستاییان و اقلیتها) ممکن است به دلیل نداشتن مدارک آسان (مثل پاسپورت یا گواهی تولد به روز) نتوانند برای شرکت در انتخابات،ثبتنام کنند یا رأی دهند. منتقدان تأکید میکنند موارد رأی غیرشهروند بسیار نادر است و لایحه مورد حمایت ترامپ و جمهوریخواهان بیشتر مانع رأیدهی شهروندان واقعی میشود تا جلوگیری از تقلب در انتخابات .
در حال حاضر جمهوریخواهان در سنا 53 کرسی دارند و تا حالا 50 سناتور از این لایحه حمایت کردهاند، به عبارت دیگر، آنان دارای یعنی اکثریت نسبی هستند. اما قاعده فیلیباستر filibuster در سنا برای پایان دادن بحث و اغاز رأیگیری نهایی به حداقل 60 رای نیاز دارد. دموکراتها به طور تقریباً یکپارچه مخالف لایحه اصلاح قوانین انتخاباتی هستند و قول دادهاند جلوی آن را بگیرند.
برخی محافظهکاران پیشنهاد دادهاند ازقاعده talking filibuster (فیلباستر واقعی که دموکراتها باید ساعتها حرف بزنند) استفاده شود تا اگر آنان در نهایت خسته شدند، با 51 رأی، لایحه به تصویب برسد. اما جان تون (رهبر اکثریت جمهوریخواه سنا) تاکنون تمایلی به این تغییر رادیکال نشان نداده، زیرا این کار میتواند سنا را برای هفتهها فلج کند.
در نهایت، شانس تصویب نهایی این لایحه تا میانههای سال 2026 و قبل از برگزاری انتخابات میاندورهای در ماه نوامیر کم به نظر میرسد، مگر اینکه تغییری بزرگ در قاعده فیلیباستر رخ دهد.
البته ترامپ تهدید کرده است اگر این تلاش ها در کنگره به نتیجه نرسد، از طریق امضای یک فرمان اجرایی ریاست جمهوری، تغییرات مد نظر در نحوه احراز هویت رای دهندگان آمریکایی را انجام دهد. در حالی که وظیفه این امور از روند انتخابات در آمریکا نه برعهده دولت فدرال، که بر عهده دولت های ایالتی است و امضای چنین فرمانی می تواند بلافاصله با مداخله دادگاه های فدرال بی اثر شود.
به هر حال، این موضوع نه تنها به بحث امنیت انتخابات مربوط است، بلکه به نمادی از دوقطبی عمیق سیاسی در آمریکا در مورد دسترسی به صندوق رأی ارتباط دارد؛ جایی که یک طرف «امنیت» و طرف دیگر «حق رأی» را اولویت میداند.
از این رو به نظر نمی رسد این دوقطبی به راحتی کنار گذاشته شود.
@abolfathusastudy
امیرعلی ابوالفتح – دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در حال حاضر در تلاش است یکی از جنجالیترین موضوعات سیاسی آمریکا، یعنی لایحه SAVE America Act (قانون حفاظت از واجد شرایط بودن رأیدهندگان آمریکایی) را به تصویب کنگره این کشور برساند. این لایحه که اخیراً در مجلس نمایندگان با اکثریت قاطع جمهوریخواهان تصویب شد، حالا به سنا رسیده و بحثهای داغی را برانگیخته است.
محتوای اصلی لایحه چیست؟
این قانون دو الزام عمده ایجاد میکند:
1 - اثبات شهروندی آمریکا برای ثبتنام رأیدهنده: هر فرد برای ثبتنام در انتخابات فدرال (ریاستجمهوری، کنگره و غیره) باید حضوری مدرک شهروندی مانند پاسپورت آمریکایی، گواهی تولد یا کارت REAL ID که شهروندی را تأیید کند، ارائه دهد. در حال حاضر برای شرکت در چنین انتخاباتی فقط «اظهار زیر سوگند» کافی است و نیازی به ارائه مدارک فیزیکی دال بر اثبات شهروندی نیست.
2 - الزام کارت شناسایی عکسدار (Photo ID) برای رأی دادن حضوری و حتی رأی پستی: رأیدهندگان آمریکایی باید برای شرکت در انتخابات کارت شناسایی معتبر با عکس نشان دهند. علاوه بر این، ایالتها موظف میشوند لیست رأیدهندگان را مرتب با پایگاه داده وزارت امنیت داخلی تطبیق دهند تا افراد غیرشهروند احتمالی حذف شوند.
جمهوریخواهان این تغییرات را برای حفاظت از امنیت انتخابات ضروری میدانند. آنها استدلال میکنند که رأی دادن غیرشهروندان (که بر اساس آمارها موارد نادری را در بر می گیرد) وجود دارد و باید جلوی آن گرفته شود. ترامپ و حامیانش این لایحه را بخشی از وعدههای انتخاباتی خود برای تحقق «انتخابات پاک» میبینند.
نظرسنجیها نشان میدهد حدود 85 درصد آمریکاییها (حتی بخش قابل توجهی از دموکراتها) با الزام Photo ID موافق هستند.
اما مخالفان، به ویژه دموکراتها، این لایحه را "Jim Crow 2.0" مینامند که به قوانین نژادپرستانه گذشته که رأیدهندگان سیاهپوست را از شرکت در انتخابات محروم میکرد، اشاره دارد.
سازمانهایی مانند Brennan Center تخمین میزنند بیش از 21 میلیون شهروند قانونی (بهخصوص زنان، افراد کمدرآمد، جوانان، سالمندان، روستاییان و اقلیتها) ممکن است به دلیل نداشتن مدارک آسان (مثل پاسپورت یا گواهی تولد به روز) نتوانند برای شرکت در انتخابات،ثبتنام کنند یا رأی دهند. منتقدان تأکید میکنند موارد رأی غیرشهروند بسیار نادر است و لایحه مورد حمایت ترامپ و جمهوریخواهان بیشتر مانع رأیدهی شهروندان واقعی میشود تا جلوگیری از تقلب در انتخابات .
در حال حاضر جمهوریخواهان در سنا 53 کرسی دارند و تا حالا 50 سناتور از این لایحه حمایت کردهاند، به عبارت دیگر، آنان دارای یعنی اکثریت نسبی هستند. اما قاعده فیلیباستر filibuster در سنا برای پایان دادن بحث و اغاز رأیگیری نهایی به حداقل 60 رای نیاز دارد. دموکراتها به طور تقریباً یکپارچه مخالف لایحه اصلاح قوانین انتخاباتی هستند و قول دادهاند جلوی آن را بگیرند.
برخی محافظهکاران پیشنهاد دادهاند ازقاعده talking filibuster (فیلباستر واقعی که دموکراتها باید ساعتها حرف بزنند) استفاده شود تا اگر آنان در نهایت خسته شدند، با 51 رأی، لایحه به تصویب برسد. اما جان تون (رهبر اکثریت جمهوریخواه سنا) تاکنون تمایلی به این تغییر رادیکال نشان نداده، زیرا این کار میتواند سنا را برای هفتهها فلج کند.
در نهایت، شانس تصویب نهایی این لایحه تا میانههای سال 2026 و قبل از برگزاری انتخابات میاندورهای در ماه نوامیر کم به نظر میرسد، مگر اینکه تغییری بزرگ در قاعده فیلیباستر رخ دهد.
البته ترامپ تهدید کرده است اگر این تلاش ها در کنگره به نتیجه نرسد، از طریق امضای یک فرمان اجرایی ریاست جمهوری، تغییرات مد نظر در نحوه احراز هویت رای دهندگان آمریکایی را انجام دهد. در حالی که وظیفه این امور از روند انتخابات در آمریکا نه برعهده دولت فدرال، که بر عهده دولت های ایالتی است و امضای چنین فرمانی می تواند بلافاصله با مداخله دادگاه های فدرال بی اثر شود.
به هر حال، این موضوع نه تنها به بحث امنیت انتخابات مربوط است، بلکه به نمادی از دوقطبی عمیق سیاسی در آمریکا در مورد دسترسی به صندوق رأی ارتباط دارد؛ جایی که یک طرف «امنیت» و طرف دیگر «حق رأی» را اولویت میداند.
از این رو به نظر نمی رسد این دوقطبی به راحتی کنار گذاشته شود.
@abolfathusastudy
در حالی که برخی از ایرانی ها و ایرانی تبارها متاسفانه خواهان حمله به ایران هستند، یک عضو سابق کنگره آمریکا خوشبختانه با حمله آمریکا به ایران مخالف است.
صدای مخالفین حمله آمریکا به ایران باید بلندتر شود.
ترجمه توئیت مارجوری تیلور گرین:
آمریکاییها نمیخواهند با ایران وارد جنگ شوند!!!
آنها میخواهند بتوانند از پس هزینههای زندگیشان بربیایند و پیشرفت کنند.
آنها میخواهند خوشحال باشند و از زندگی لذت ببرند.
آنها میخواهند دولتشان افراد بانفوذِ متهم به سوءاستفاده جنسی از کودکان را به زندان بیندازد.
و آنها رأی دادند برای «نه به جنگهای خارجیِ بیشتر و نه به تغییر رژیم».
@abolfathusastudy
صدای مخالفین حمله آمریکا به ایران باید بلندتر شود.
ترجمه توئیت مارجوری تیلور گرین:
آمریکاییها نمیخواهند با ایران وارد جنگ شوند!!!
آنها میخواهند بتوانند از پس هزینههای زندگیشان بربیایند و پیشرفت کنند.
آنها میخواهند خوشحال باشند و از زندگی لذت ببرند.
آنها میخواهند دولتشان افراد بانفوذِ متهم به سوءاستفاده جنسی از کودکان را به زندان بیندازد.
و آنها رأی دادند برای «نه به جنگهای خارجیِ بیشتر و نه به تغییر رژیم».
@abolfathusastudy
❤12👎6
Forwarded from 🌐 پایش آمریکا & UN 🌐
🔺امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر: هرلحظه ممکن است اتفاقاتی رخ بدهد/ رسیدن به توافق نیازمند معجزه است!
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
❤1👎1👏1
ترامپ امیدوار است بتواند «هیات صلح» به ریاست خود را جایگزین هر نهاد بین المللی فعال در حوزه سیاسی – امنیتی جهان کند؛ از شورای امنیت سازمان ملل تا گروه 7 و گروه 20
@abolfathusastudy
@abolfathusastudy
👍3👎3❤1
حکم تاریخی علیه تعرفه های ترامپ
امیرعلی ابوالفتح - دیوان عالی ایالات متحده آمریکا روز 20 فوریه 2026 حکمی تاریخی صادر کرد که تعرفههای گستردهای را که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بر اساس قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی (IEEPA) اعمال کرده بود، ابطال کرد.
این حکم با رأی 6 به 3، یکی از بزرگ ترین شکستهای سیاست اقتصادی ترامپ را رقم زد و محدودیتهای مهمی بر اختیارات اجرایی رئیسجمهوری در زمینه تجارت بینالمللی اعمال کرد.
این تصمیم نه تنها تعرفههای 10 درصدی بر واردات از تقریباً تمام کشورها را لغو میکند، بلکه تعرفههای بالاتر بر شرکای تجاری اصلی مانند کانادا، مکزیک، چین، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
زمینه این حکم به سیاستهای تجاری ترامپ بازمیگردد.
ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، با استناد به IEEPA – قانونی که در سال 1977 تصویب شد و به رئیس جمهوری اجازه میدهد در شرایط اضطراری ملی ناشی از تهدیدهای خارجی، تجارت را تنظیم کند – تعرفههای گستردهای را وضع کرد.
این تعرفهها که ترامپ آنها را «تعرفههای متقابل» مینامید، بخشی از برنامه اقتصادی او برای مقابله با آن چه تهدیدهای خارجی میدانست، بود. او ادعا میکرد که این اقدامات برای حفاظت از اقتصاد آمریکا ضروری است و میتواند بدون نیاز به تصویب کنگره اجرا شود.
با این حال، چالشگران حقوقی استدلال کردند که قانون IEEPA اجازه وضع تعرفهها را نمیدهد، زیرا این قانون برای تنظیم معاملات بینالمللی در شرایط اضطراری طراحی شده، نه برای اعمال مالیات بر واردات به صورت نامحدود.
این رأی، که بیش از 170 صفحه را شامل میشود، نشاندهنده شکاف در دیوان محافظهکار عالی فدرال است و یکی از نادرترین موارد محدود کردن اختیارات ترامپ توسط این نهاد به شمار می آید.
تأثیرات این حکم گسترده عنوان شده است. از نظر اقتصادی، ابطال تعرفهها میتواند کسری بودجه آمریکا را تا حدود دو تریلیون دلار در دهه آینده افزایش دهد، زیرا درآمدهای ناشی از تعرفهها از بین میرود.
شرکتها ممکن است میلیاردها دلاری که بابت تعرفهها پرداخت کردهاند، بازپس بگیرند، هرچند حکم صریحاً به این موضوع نپرداخته است.
در عرصه سیاسی، این تصمیم ضربهای به برنامه اقتصادی ترامپ است که تعرفهها را بخشی کلیدی از سیاست «آمریکا اول» میدانست. ترامپ بلافاصله واکنش نشان داد و این حکم را ننگین خواند و دیوان عالی را به دخالت در سیاستهای اجرایی متهم کرد. با این حال، دیوان تأکید کرده است که ترامپ میتواند با کسب تصویب کنگره، تعرفهها را بازگرداند، که این امر نیاز به همکاری دوحزبی را برجسته میکند.
این حکم همچنین نه فقط مرزهای اختیارات ریاستجمهوری را بازتعریف میکند، بلکه بحثهای گستردهتری را در مورد نقش کنگره در سیاستهای تجاری برمیانگیزد. در جهانی که تنشهای تجاری رو به افزایش است، این تصمیم میتواند الگویی برای سایر کشورها باشد و تأکید کند که حتی در شرایط اضطراری، اختیارات اجرایی باید محدود باشد.
با نزدیک شدن به انتخابات آینده در ایالات متحده، حکم تاریخی دیوان عالی فدرال در رد تعرفه های اعمال شده از سوی ترامپ میتواند بر کمپینهای انتخاباتی تأثیرگذار باشد و بحثهای داغی در مورد تجارت آزاد و حفاظتگرایی ایجاد کند؛ و چه بسا به شکست جمهوریخواهان در این انتخابات نیز بیانجامد.
@abolfathusastudy
امیرعلی ابوالفتح - دیوان عالی ایالات متحده آمریکا روز 20 فوریه 2026 حکمی تاریخی صادر کرد که تعرفههای گستردهای را که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بر اساس قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی (IEEPA) اعمال کرده بود، ابطال کرد.
این حکم با رأی 6 به 3، یکی از بزرگ ترین شکستهای سیاست اقتصادی ترامپ را رقم زد و محدودیتهای مهمی بر اختیارات اجرایی رئیسجمهوری در زمینه تجارت بینالمللی اعمال کرد.
این تصمیم نه تنها تعرفههای 10 درصدی بر واردات از تقریباً تمام کشورها را لغو میکند، بلکه تعرفههای بالاتر بر شرکای تجاری اصلی مانند کانادا، مکزیک، چین، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
زمینه این حکم به سیاستهای تجاری ترامپ بازمیگردد.
ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، با استناد به IEEPA – قانونی که در سال 1977 تصویب شد و به رئیس جمهوری اجازه میدهد در شرایط اضطراری ملی ناشی از تهدیدهای خارجی، تجارت را تنظیم کند – تعرفههای گستردهای را وضع کرد.
این تعرفهها که ترامپ آنها را «تعرفههای متقابل» مینامید، بخشی از برنامه اقتصادی او برای مقابله با آن چه تهدیدهای خارجی میدانست، بود. او ادعا میکرد که این اقدامات برای حفاظت از اقتصاد آمریکا ضروری است و میتواند بدون نیاز به تصویب کنگره اجرا شود.
با این حال، چالشگران حقوقی استدلال کردند که قانون IEEPA اجازه وضع تعرفهها را نمیدهد، زیرا این قانون برای تنظیم معاملات بینالمللی در شرایط اضطراری طراحی شده، نه برای اعمال مالیات بر واردات به صورت نامحدود.
این رأی، که بیش از 170 صفحه را شامل میشود، نشاندهنده شکاف در دیوان محافظهکار عالی فدرال است و یکی از نادرترین موارد محدود کردن اختیارات ترامپ توسط این نهاد به شمار می آید.
تأثیرات این حکم گسترده عنوان شده است. از نظر اقتصادی، ابطال تعرفهها میتواند کسری بودجه آمریکا را تا حدود دو تریلیون دلار در دهه آینده افزایش دهد، زیرا درآمدهای ناشی از تعرفهها از بین میرود.
شرکتها ممکن است میلیاردها دلاری که بابت تعرفهها پرداخت کردهاند، بازپس بگیرند، هرچند حکم صریحاً به این موضوع نپرداخته است.
در عرصه سیاسی، این تصمیم ضربهای به برنامه اقتصادی ترامپ است که تعرفهها را بخشی کلیدی از سیاست «آمریکا اول» میدانست. ترامپ بلافاصله واکنش نشان داد و این حکم را ننگین خواند و دیوان عالی را به دخالت در سیاستهای اجرایی متهم کرد. با این حال، دیوان تأکید کرده است که ترامپ میتواند با کسب تصویب کنگره، تعرفهها را بازگرداند، که این امر نیاز به همکاری دوحزبی را برجسته میکند.
این حکم همچنین نه فقط مرزهای اختیارات ریاستجمهوری را بازتعریف میکند، بلکه بحثهای گستردهتری را در مورد نقش کنگره در سیاستهای تجاری برمیانگیزد. در جهانی که تنشهای تجاری رو به افزایش است، این تصمیم میتواند الگویی برای سایر کشورها باشد و تأکید کند که حتی در شرایط اضطراری، اختیارات اجرایی باید محدود باشد.
با نزدیک شدن به انتخابات آینده در ایالات متحده، حکم تاریخی دیوان عالی فدرال در رد تعرفه های اعمال شده از سوی ترامپ میتواند بر کمپینهای انتخاباتی تأثیرگذار باشد و بحثهای داغی در مورد تجارت آزاد و حفاظتگرایی ایجاد کند؛ و چه بسا به شکست جمهوریخواهان در این انتخابات نیز بیانجامد.
@abolfathusastudy
ترامپ در جنگ تعرفه ای شکست خورد؛ نه به خاطر قدرت رقبای خارجی که به خاطر ضعف داخلی
مردم آمریکا به رفاه ناشی از واردات ارزان قیمت به قدری وابسته هستند که نمی توانند سختی جنگ های تجاری را تحمل کنند.
@abolfathusastudy
مردم آمریکا به رفاه ناشی از واردات ارزان قیمت به قدری وابسته هستند که نمی توانند سختی جنگ های تجاری را تحمل کنند.
@abolfathusastudy
👍4
تاثیرات افزایش 15 درصدی تعرفه واردات به آمریکا
امیرعلی ابوالفتح - دونالد ترامپ تعرفه جهانی موقت بر واردات کالا به ایالات متحده را از 10 درصد به 15 درصد افزایش داد؛ حداکثر سطح مجاز تحت بخش 122 قانون تجارت 1974.
این تصمیم فقط یک روز پس از اعمال تعرفه 10 درصدی اولیه گرفته شد و نشاندهنده عزم ترامپ برای ادامه سیاست حفاظت گرایانه حتی پس از شکست دولت در دیوان عالی فدرال است که سیاست تعرفه ای ترامپ را رد کرده است.
تأثیرات داخلی (روی اقتصاد و جامعه آمریکا): تعرفهها اساساً مالیات بر واردات هستند و بیشتر هزینهشان روی مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی میافتد. مطالعات و دادههای اخیر نشان میدهند:
- افزایش قیمت برای مصرفکننده: حدود 86 تا 94 درصد هزینه تعرفهها مستقیماً به قیمت کالاهای وارداتی منتقل میشود. با تعرفه 15 درصدی، قیمت کالاهای مصرفی میتواند 0.5 تا 1 درصد بالاتر برود. این یعنی هزینه اضافی سالانه برای هر خانوار آمریکایی حدود 600 تا 1200 دلار (بسته به اینکه تعرفه موقت بماند یا دائمی شود). تورم PCE (شاخص ترجیحی فدرال رزرو) ممکن است 0.5 تا 1.5 درصد بالاتر برود، بهخصوص در نیمه اول 2026 .
- فشار روی کسبوکارها: شرکتهای متوسط و کوچک (که حدود 48 میلیون شغل ایجاد میکنند) هزینههای وارداتشان سه برابر شده است. بسیاری از فروشنگان مجبور هستند قیمت ها را افزایش دهند که در چنین وضعیتی، سود کمتری عاید آنان می شوند و برای جبران آن چاره ای جز اخراج یا تعدیل نیروی کار نخواهند داشت. همچنین با این تصمیم، زنجیره تأمین کالا مختل میشود و شرکتهای تأمینکننده مجبور می شوند خریدها را به تعویق میاندازند. پیشش بینی می شود رشد اشتغال در بخش تولید، کند شده و ورشکستگی شرکتها به بالاترین سطح از سال 2010 برسد.
- درآمد دولت: تعرفهها، درآمد گمرکی را افزایش میدهند (در سال 2025 حدود 287 میلیارد دلار جمع شد)، اما این درآمد بخشی از ضرر اقتصادی را جبران نمیکند. اگر تعرفه 15 درصدی 150 روز بماند، اثر منفی روی GDP محدود است، اما اگر دائمی شود، ضربه بزرگتری به آن وارد می شود.
- اثر مثبت ادعایی: طرفداران ترامپ میگویند این سیاست تولید داخلی را تقویت میکند و کسری تجاری را کاهش میدهد، اما تاکنون شواهد نشان میدهد شغلهای تولیدی کمتر شده و رشد اقتصادی عمدتاً به دلیل عوامل دیگر (مثل مصرف قوی) حفظ شده است.
تأثیرات خارجی (روی جهان و روابط بینالمللی): این تعرفه جهانی تقریباً همه کشورها را هدف میگیرد (با استثناهای محدود مثل برخی کالاهای کشاورزی، دارو و مواد معدنی حیاتی). واکنشها محتاطانه اما نگرانکننده است:
- کانادا و مکزیک: تحت USMCA معافیتهایی دارند، اما فشار کلی روی زنجیره تأمین آمریکای شمالی افزایش یافته است. کانادا تعرفهها را «غیرمنصفانه» خوانده و منتظر مذاکره است.
- اتحادیه اروپا: رهبران EU جلسه اضطراری گذاشتهاند و نگران تلافی هستند. فرانسه و آلمان میگویند تصمیمات ترامپ قوانین منصفانه تجارت را نقض میکند و ممکن است آنان اقدامات متقابل (مثل تعرفه روی کالاهای آمریکایی) اتخاذ کنند.
- چین: هنوز واکنش رسمی قوی نداده (به دلیل تعطیلات سال نو)، اما سابقه نشان میدهد چین با تعرفههای متقابل روی محصولات کشاورزی و فناوری آمریکا پاسخ میدهد. این میتواند جنگ تجاری را تشدید کند.
- سایر کشورها: کره جنوبی، اندونزی، هند و برزیل در حال ارزیابی هستند. برخی کشورها (مثل برزیل) میگویند تأثیر مستقیم کم است، اما کلیتاً عدم قطعیت تجارت جهانی افزایش یافته. صندوق بین المللی پول تخمین زده است تعرفه 10 درصدی جهانی (با تلافی) میتواند GDP آمریکا را 1 درصد و جهان را 0.5 درصد کاهش دهد.
- ریسک کلی: خطر جنگ تجاری جدید، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و افزایش قیمت کالاها در بازارهای بینالمللی وجود دارد. متحدان نزدیک احساس میکنند اعتماد به سیستم تجارت آزاد آسیب دیده است.
در کل، این تعرفه موقت (حداکثر تا ژوئیه 2026 ) بیشتر یک پل برای سیاستهای دائمیتر (مثل بخش 301 یا 232) است. تأثیر کوتاهمدت آن تورم بالاتر، فشار روی مصرفکننده و تنش تجاری است، در حالی که منافع بلندمدت (حمایت از تولید داخلی) هنوز اثباتنشده باقی مانده است.
@abolfathusastudy
امیرعلی ابوالفتح - دونالد ترامپ تعرفه جهانی موقت بر واردات کالا به ایالات متحده را از 10 درصد به 15 درصد افزایش داد؛ حداکثر سطح مجاز تحت بخش 122 قانون تجارت 1974.
این تصمیم فقط یک روز پس از اعمال تعرفه 10 درصدی اولیه گرفته شد و نشاندهنده عزم ترامپ برای ادامه سیاست حفاظت گرایانه حتی پس از شکست دولت در دیوان عالی فدرال است که سیاست تعرفه ای ترامپ را رد کرده است.
تأثیرات داخلی (روی اقتصاد و جامعه آمریکا): تعرفهها اساساً مالیات بر واردات هستند و بیشتر هزینهشان روی مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی میافتد. مطالعات و دادههای اخیر نشان میدهند:
- افزایش قیمت برای مصرفکننده: حدود 86 تا 94 درصد هزینه تعرفهها مستقیماً به قیمت کالاهای وارداتی منتقل میشود. با تعرفه 15 درصدی، قیمت کالاهای مصرفی میتواند 0.5 تا 1 درصد بالاتر برود. این یعنی هزینه اضافی سالانه برای هر خانوار آمریکایی حدود 600 تا 1200 دلار (بسته به اینکه تعرفه موقت بماند یا دائمی شود). تورم PCE (شاخص ترجیحی فدرال رزرو) ممکن است 0.5 تا 1.5 درصد بالاتر برود، بهخصوص در نیمه اول 2026 .
- فشار روی کسبوکارها: شرکتهای متوسط و کوچک (که حدود 48 میلیون شغل ایجاد میکنند) هزینههای وارداتشان سه برابر شده است. بسیاری از فروشنگان مجبور هستند قیمت ها را افزایش دهند که در چنین وضعیتی، سود کمتری عاید آنان می شوند و برای جبران آن چاره ای جز اخراج یا تعدیل نیروی کار نخواهند داشت. همچنین با این تصمیم، زنجیره تأمین کالا مختل میشود و شرکتهای تأمینکننده مجبور می شوند خریدها را به تعویق میاندازند. پیشش بینی می شود رشد اشتغال در بخش تولید، کند شده و ورشکستگی شرکتها به بالاترین سطح از سال 2010 برسد.
- درآمد دولت: تعرفهها، درآمد گمرکی را افزایش میدهند (در سال 2025 حدود 287 میلیارد دلار جمع شد)، اما این درآمد بخشی از ضرر اقتصادی را جبران نمیکند. اگر تعرفه 15 درصدی 150 روز بماند، اثر منفی روی GDP محدود است، اما اگر دائمی شود، ضربه بزرگتری به آن وارد می شود.
- اثر مثبت ادعایی: طرفداران ترامپ میگویند این سیاست تولید داخلی را تقویت میکند و کسری تجاری را کاهش میدهد، اما تاکنون شواهد نشان میدهد شغلهای تولیدی کمتر شده و رشد اقتصادی عمدتاً به دلیل عوامل دیگر (مثل مصرف قوی) حفظ شده است.
تأثیرات خارجی (روی جهان و روابط بینالمللی): این تعرفه جهانی تقریباً همه کشورها را هدف میگیرد (با استثناهای محدود مثل برخی کالاهای کشاورزی، دارو و مواد معدنی حیاتی). واکنشها محتاطانه اما نگرانکننده است:
- کانادا و مکزیک: تحت USMCA معافیتهایی دارند، اما فشار کلی روی زنجیره تأمین آمریکای شمالی افزایش یافته است. کانادا تعرفهها را «غیرمنصفانه» خوانده و منتظر مذاکره است.
- اتحادیه اروپا: رهبران EU جلسه اضطراری گذاشتهاند و نگران تلافی هستند. فرانسه و آلمان میگویند تصمیمات ترامپ قوانین منصفانه تجارت را نقض میکند و ممکن است آنان اقدامات متقابل (مثل تعرفه روی کالاهای آمریکایی) اتخاذ کنند.
- چین: هنوز واکنش رسمی قوی نداده (به دلیل تعطیلات سال نو)، اما سابقه نشان میدهد چین با تعرفههای متقابل روی محصولات کشاورزی و فناوری آمریکا پاسخ میدهد. این میتواند جنگ تجاری را تشدید کند.
- سایر کشورها: کره جنوبی، اندونزی، هند و برزیل در حال ارزیابی هستند. برخی کشورها (مثل برزیل) میگویند تأثیر مستقیم کم است، اما کلیتاً عدم قطعیت تجارت جهانی افزایش یافته. صندوق بین المللی پول تخمین زده است تعرفه 10 درصدی جهانی (با تلافی) میتواند GDP آمریکا را 1 درصد و جهان را 0.5 درصد کاهش دهد.
- ریسک کلی: خطر جنگ تجاری جدید، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و افزایش قیمت کالاها در بازارهای بینالمللی وجود دارد. متحدان نزدیک احساس میکنند اعتماد به سیستم تجارت آزاد آسیب دیده است.
در کل، این تعرفه موقت (حداکثر تا ژوئیه 2026 ) بیشتر یک پل برای سیاستهای دائمیتر (مثل بخش 301 یا 232) است. تأثیر کوتاهمدت آن تورم بالاتر، فشار روی مصرفکننده و تنش تجاری است، در حالی که منافع بلندمدت (حمایت از تولید داخلی) هنوز اثباتنشده باقی مانده است.
@abolfathusastudy
Forwarded from Amir Ali Abolfath
تلاش ها در کنگره آمریکا برای جلوگیری از جنگ با ایران
امیرعلی ابوالفتح - در هفتههای اخیر، تنشها میان آمریکا و ایران به اوج رسیده و هر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران شدت گرفته است.
در این میان، تلاش دوحزبی توماس مسی (جمهوریخواه از کنتاکی) و رو خانا (دموکرات از کالیفرنیا) برای جلوگیری از اقدام یکجانبه نظامی بدون مجوز کنگره، یکی از مهمترین واکنشهای کنگره به این بحران به شمار میرود.
این دو نماینده، که سابقه همکاری در مسائل ضدجنگ دارند، بر پایه لایحه H. Con. Res. 38 (معرفیشده در ژوئن 2025 طی جنگ 12 روزه) عمل میکنند. این قطعنامه بر اساس بخش 5(c) قانون اختیارات جنگ (War Powers Resolution) سال 1973، رئیس جمهوری ایالات متحده را ملزم میکند نیروهای آمریکایی را از هرگونه خصومت غیرمجاز با ایران خارج کند، مگر اینکه کنگره مجوز صریح صادر کند.
این قطعنامه تاکنون 76 حامی دموکرات دیگر دارد، اما تنها مسی از جمهوریخواهان به عنوان حامی اصلی به شمار می آید.
خانا در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد: «مقامات ترامپ میگویند 90 درصد احتمال حمله به ایران وجود دارد. او بدون کنگره نمیتواند این کار را انجام دهد. من و مسی قطعنامه ای داریم تا درباره جنگ بحث و رأیگیری کنیم قبل از این که نیروهای آمریکایی در خطر بیفتند. هفته آینده رأیگیری را اجباری میکنم.»
مسی هم پست کانا را بازنشر کرد و در ایکس نوشت: «کنگره باید طبق قانون اساسی درباره جنگ رأی بدهد. ما این رأی را هرچه زودتر در مجلس نمایندگان اجباری میکنیم. من به نفع آمریکا رأی میدهم یعنی علیه جنگ بیشتر در خاورمیانه.»
این مکانیسم که اجازه میدهد لایحهای از کمیته خارج شده و مستقیماً به صحن بیاید، حتی اگر رهبران مجلس با این تصمیم مخالف باشند. این روش نادر اما قدرتمند است و مسی و خانا قبلاً در مواردی مانند انتشار اسناد اپستین از آن استفاده کرده اند. هدف آنها این است که هفته آینده (از 23 فوریه 2026) رأیگیری اجباری رخ دهد و نمایندگان مجبور شوند موضع خود را علنی کنند.
این تلاش دوحزبی نشاندهنده شکاف عمیق در کنگره است.
مخالفان اصلی حمله به ایران شامل نمایندگان جریان ترقیخواه در حزب دموکرات و لیبرترین در حزب جمهوریخواه هستند که جنگ را «احمقانه» و پرهزینه میدانند.
در مقابل، برخی دموکراتهای میانه رو و حامیان اسراییل موسوم به pro-Israel مانند جاش گاتهایمر و مایک لاولر در بیانیه مشترکی اعلام کرده اند قطعنامه پیشنهادی مسی و خانا بیانگر ارسال پیام ضعف از سوی واشنگتن است و دست آمریکا را در برابر ایران میبندد و در برابر تهدیدهای هستهای و موشکی ایران انعطافپذیری لازم را از بین میبرد.
بسیاری از جمهوریخواهان جریان اصلی موسوم mainstream هم با محدود کردن قدرت تصمیم گیری دونالد ترامپ، رییس جمهوری و فرمانده کل نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا مخالف هستند.
از این رو، شانس تصویب نهایی قطعنامه پیشنهادی مسی و خانا کم است؛ با این حال، این تلاش میتواند یکی از مهمترین رأیگیریهای اخیر درباره جنگ و صلح در سال های اخیر در کنگره ایالات متحده باشد و فشار عمومی را بر قوه قانونگذاری این کشور را افزایش دهد تا اختیارات خود برای اعلان جنگ علیه کشورهای خارجی را در چارچوب قانون اساسی ایالات متحده بازپس گیرد.
@abolfathusastudy
امیرعلی ابوالفتح - در هفتههای اخیر، تنشها میان آمریکا و ایران به اوج رسیده و هر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران شدت گرفته است.
در این میان، تلاش دوحزبی توماس مسی (جمهوریخواه از کنتاکی) و رو خانا (دموکرات از کالیفرنیا) برای جلوگیری از اقدام یکجانبه نظامی بدون مجوز کنگره، یکی از مهمترین واکنشهای کنگره به این بحران به شمار میرود.
این دو نماینده، که سابقه همکاری در مسائل ضدجنگ دارند، بر پایه لایحه H. Con. Res. 38 (معرفیشده در ژوئن 2025 طی جنگ 12 روزه) عمل میکنند. این قطعنامه بر اساس بخش 5(c) قانون اختیارات جنگ (War Powers Resolution) سال 1973، رئیس جمهوری ایالات متحده را ملزم میکند نیروهای آمریکایی را از هرگونه خصومت غیرمجاز با ایران خارج کند، مگر اینکه کنگره مجوز صریح صادر کند.
این قطعنامه تاکنون 76 حامی دموکرات دیگر دارد، اما تنها مسی از جمهوریخواهان به عنوان حامی اصلی به شمار می آید.
خانا در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد: «مقامات ترامپ میگویند 90 درصد احتمال حمله به ایران وجود دارد. او بدون کنگره نمیتواند این کار را انجام دهد. من و مسی قطعنامه ای داریم تا درباره جنگ بحث و رأیگیری کنیم قبل از این که نیروهای آمریکایی در خطر بیفتند. هفته آینده رأیگیری را اجباری میکنم.»
مسی هم پست کانا را بازنشر کرد و در ایکس نوشت: «کنگره باید طبق قانون اساسی درباره جنگ رأی بدهد. ما این رأی را هرچه زودتر در مجلس نمایندگان اجباری میکنیم. من به نفع آمریکا رأی میدهم یعنی علیه جنگ بیشتر در خاورمیانه.»
این مکانیسم که اجازه میدهد لایحهای از کمیته خارج شده و مستقیماً به صحن بیاید، حتی اگر رهبران مجلس با این تصمیم مخالف باشند. این روش نادر اما قدرتمند است و مسی و خانا قبلاً در مواردی مانند انتشار اسناد اپستین از آن استفاده کرده اند. هدف آنها این است که هفته آینده (از 23 فوریه 2026) رأیگیری اجباری رخ دهد و نمایندگان مجبور شوند موضع خود را علنی کنند.
این تلاش دوحزبی نشاندهنده شکاف عمیق در کنگره است.
مخالفان اصلی حمله به ایران شامل نمایندگان جریان ترقیخواه در حزب دموکرات و لیبرترین در حزب جمهوریخواه هستند که جنگ را «احمقانه» و پرهزینه میدانند.
در مقابل، برخی دموکراتهای میانه رو و حامیان اسراییل موسوم به pro-Israel مانند جاش گاتهایمر و مایک لاولر در بیانیه مشترکی اعلام کرده اند قطعنامه پیشنهادی مسی و خانا بیانگر ارسال پیام ضعف از سوی واشنگتن است و دست آمریکا را در برابر ایران میبندد و در برابر تهدیدهای هستهای و موشکی ایران انعطافپذیری لازم را از بین میبرد.
بسیاری از جمهوریخواهان جریان اصلی موسوم mainstream هم با محدود کردن قدرت تصمیم گیری دونالد ترامپ، رییس جمهوری و فرمانده کل نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا مخالف هستند.
از این رو، شانس تصویب نهایی قطعنامه پیشنهادی مسی و خانا کم است؛ با این حال، این تلاش میتواند یکی از مهمترین رأیگیریهای اخیر درباره جنگ و صلح در سال های اخیر در کنگره ایالات متحده باشد و فشار عمومی را بر قوه قانونگذاری این کشور را افزایش دهد تا اختیارات خود برای اعلان جنگ علیه کشورهای خارجی را در چارچوب قانون اساسی ایالات متحده بازپس گیرد.
@abolfathusastudy
👎1
دونالد ترامپ در حالی قرار است روز سه شنبه نخستین سخنرانی State of the Union در دور دوم ریاست جمهوری خود را ایراد کند که:
- محبوبیتش افول کرده
- تعرفه هایش به چالش کشیده شده
- آمریکا را در آستانه جنگی دیگر قرار داده
- و با چشم انداز شکست احتمالی در انتخابات میاندوره ای مواجه شده است.
@abolfathusastudy
- محبوبیتش افول کرده
- تعرفه هایش به چالش کشیده شده
- آمریکا را در آستانه جنگی دیگر قرار داده
- و با چشم انداز شکست احتمالی در انتخابات میاندوره ای مواجه شده است.
@abolfathusastudy
👌4👎1👏1
حامیان حمله آمریکا به ایران مدعی هستند که این حمله، حمله به جمهوری اسلامی است و به مردم ایران آسیب نمی رسد.
اما حالا ترامپ به صراحت نوشته است اگر توافقی حاصل نشود و جنگ رخ دهد، «روز خیلی بد» برای «ایران» و «مردمش» خواهد بود.
«روز خیلی بد» هم مشخص است یعنی چی.
@abolfathusastudy
اما حالا ترامپ به صراحت نوشته است اگر توافقی حاصل نشود و جنگ رخ دهد، «روز خیلی بد» برای «ایران» و «مردمش» خواهد بود.
«روز خیلی بد» هم مشخص است یعنی چی.
@abolfathusastudy
👍10👎6👏3❤1
جنگ اوکراین در آغاز پنجمین سال شروع
این که روسیه در زورآزمایی با 50 کشورغربی به رهبری آمریکا در جنگ اوکراین به موفقیت نرسیده است، عجیب نیست.
آن چه عجیب است این که 50 کشورغربی به رهبری آمریکا در زورآزمایی با روسیه در جنگ اوکراین به موفقیت نرسیده اند.
@abolfathusastudy
این که روسیه در زورآزمایی با 50 کشورغربی به رهبری آمریکا در جنگ اوکراین به موفقیت نرسیده است، عجیب نیست.
آن چه عجیب است این که 50 کشورغربی به رهبری آمریکا در زورآزمایی با روسیه در جنگ اوکراین به موفقیت نرسیده اند.
@abolfathusastudy
ترامپ در سخنرانی خود در کنگره حرف جدیدی در مورد ایران نزد.
هر آن چه که گفت، پیش از این هم گفته شده بود، از موضوع هسته ای تا موضوع موشکی و کشته شدگان اعتراضات در ایران
هنوز شانس دیپلماسی برای حل اختلافات میان ایران و آمریکا وجود دارد، هرچند بسیار اندک
@abolfathusastudy
هر آن چه که گفت، پیش از این هم گفته شده بود، از موضوع هسته ای تا موضوع موشکی و کشته شدگان اعتراضات در ایران
هنوز شانس دیپلماسی برای حل اختلافات میان ایران و آمریکا وجود دارد، هرچند بسیار اندک
@abolfathusastudy
👎8👍2
از جلوه های جالب سخنرانی های روسای جمهوری آمریکا در کنگره، دعوت از قهرمانان ملی در حوزه های مختلف، معرفی آنان از سوی رییس جمهوری و تشویق پرشور حضار است.
ایالات متحده آمریکا برای قهرمانانش ارزش زیادی قائل است.
@abolfathusastudy
ایالات متحده آمریکا برای قهرمانانش ارزش زیادی قائل است.
@abolfathusastudy
👍4