عباس عبدی Abbas Abdi
1.56K subscribers
660 photos
22 videos
319 links
journalist, self-taught sociologist and social activist

twitter.com/abb_abdi
Download Telegram
🔴برنده‌ای وجود ندارد

🔺فرارو ۱۵ آبان ۱۴۰۱
✍️عباس عبدی

🔹عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتگو با فرارو در خصوص خشونت‌هایی که این روز‌ها در خیابان‌ها و در پی اعتراضات مردمی ایجاد شده است، عنوان کرد:

🔘«باید در نظر داشت که خشونت بازی با جمع جبری منفی است. هیچ نتیجه‌ای جز شکست برای طرفین ندارد. تفاوتی هم ندارد که از سوی کدام یکی از طرفین آغازگر خشونت است. مسأله این است که حتی طرفی هم که پیروز می‌شود، لزوما در ادامه هزینه‌های سنگینی را خواهد پرداخت، چون خشونت سیاسی تبدیل به یک نهاد می‌شود و پایان نمی‌پذیرد؛ لذا هر کدام از طرفین ممکن است در لحظه، احساس پیروزی از یک رفتار خشونت آمیز داشته باشند، اما این یک پیروزی واقعی و ماندگار و تاثیرگذار نیست.»

🔘این فعال سیاسی گفت: «متاسفانه حاکمیت به طور کلی بلد نیست که باید چگونه در برابر اعتراضات مردمی واکنش نشان دهد. ضمن اینکه اصولا علاقه‌ای هم به اعتراض ندارد و نمی‌خواهد به هیچ عنوان به اعتراض رسمیت ببخشد؛ بنابراین هر اعتراضی را براندازی تلقی می‌کند و واکنش حداکثری را در دستور کار قرار می‌دهد و مادامی که چنین تلقی از اعتراض وجود داشته باشد، رویکرد آنان همین خواهد بود و تغییری نمی‌کند.»

🔘اعتراض بدون رهبری، به خشونت می‌کشد
این تحلیل‌گر مسائل سیاسی در پاسخ به این سوال که آیا به طور کلی در برابر خشونت امکان اعتراض مسالمت آمیز وجود دارد یا خیر؟ تاکید کرد: «به عقیده من اگر اعتراضات یک رهبری منسجم داشته باشد، در صورتی که بخواهند می‌توانند اعتراضات را به سمت رویکرد‌های مسالمت‌آمیز پیش ببرند. ولی واقعیت این است هنگامی که اعتراضات به امان خدا رها شود، دیر یا زود منحرف و به خشونت کشیده می‌شود.

🔘به طور کلی وقتی یک جوان در خیابان در اعتراضات بدون رهبری شرکت می‌کند، خشونت فوران خواهد کرد (فرقی ندارد خودش آغازگر خشونت باشد یا واکنشی به کنش خشونت‌آمیز طرف مقابل نشان دهد) این رفتار نقطه قوت او در خیابان است که در نبود یک رهبری واحد و مقتدر بروز پیدا می‌کند. ما باید میان اعتراضی که بدون رهبر است با یک اعتراض که مجموعه‌ای از افراد شناخته‌شده در راس آن قرار دارند، تفاوت قائل شویم.»

🔘عبدی در پایان با اشاره به این نکته همچنان زمان برای شکستِ دور خشونت در اعتراضات وجود دارد، گفت: «من گمان نمی‌کنم آنچه تا امروز رخ داده مانع از این شود که هر دو طرف به سمت رویکرد مسالمت آمیز پیش بروند. به هرحال درست است که اتفاقاتی رخ داده که خشم و نفرت را میان هر دو طرف ایجاد کرده و افزایش داده است، اما باید توجه داشت که چنین اتفاقی برای ملت‌های مختلف رخ داده است و در نهایت هم با یکدیگر سازش کرده‌اند.

🔘دلیلش هم این است که آن‌ها می‌دانند تداوم این راه تبعات و هزینه‌های بسیار سنگینی دارد؛ لذا به جای اینکه چشم به گذشته بدوزند و در حصار آن زندانی شوند، سعی می‌کنند با نگاه به آینده با یکدیگر وارد مذاکره شوند؛ بنابراین من باور دارم که می‌توان دور خشونت را شکست. البته برای این لازم است که حاکمیت قدم‌های اولیه و اساسی را بردارد.»
🔴تفاوت‌های اصول‌گرایان با نواصول‌گرایان

🔺اعتماد ۱۶ آبان ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘برخی از دوستان می‌پرسند که چرا از عنوان نواصول‌گرایان استفاده می‌کنم و منظورم از این اصطلاح دقیقاً چیست؟ این یادداشت را به شرح این نکته مهم اختصاص می‌دهم، چون این گروهبا اصولگرایان تفاوت‌های مهمی دارند و نباید با هم خلط شوند.

🔘جوامعی چون ایران درگیر یک گذار تاریخی مهمی هستند. گذاری که طولانی‌مدت و بسیار سخت است. گذاری است که در قرون گذشته ابتدا جهان غرب با آن مواجه شد. گذاری که ما در مراحل زایمان آن هستیم. گذاری از سنت به مدرنیته و گذار از جامعه بسته به جامعه باز.

🔘این دو گذار در غرب طی دو مرحله انجام شد. در ایران گذار اول از بالا، ناقص و بدون مشارکت مردم تحمیل شد و واکنش منفی پیدا کرد. و چون کامل رخ نداد گذار دوم به دموکراسی هم، همیشه ناکام می‌ماند، حتی با روند معکوس نیز همراه شد که جامعه را به لحاظ سیاسی بسته‌تر کرد.

🔘واکنش به مدرنیزاسیون از بالا و هم‌زمان بسته کردن فضای سیاسی، اتحادی جامع میان همه نیروها علیه رژیم گذشته بود که در سال ۱۳۵۷ ماجرا را پایان بخشید. این نحوه گذار غیرطبیعی که موجب بازگشت هم می‌شد تناقضات فراوانی را در سیاست رسمی ایجاد می‌کرد که عوارض جبران‌ناپذیری دارد.

https://telegra.ph/تفاوت%E2%80%8Cهای-اصول%E2%80%8Cگرایان-با-نواصول%E2%80%8Cگرایان-11-07
⭕️انتصاب اخیر در مناطق آزاد به هر دلیلی باشد، یک معنای آن دهن‌کجی آشکار به جامعه است یعنی برای افکار عمومی و نخبگان پشیزی ارزش قایل نیستیم.
🔹بعنوان دادستان کل، برای مسوولینی که مرتکب این تخلفات(آزادی فضای مجازی) شدند، پرونده تشکیل دادم، ثبت هم شد ولی این که رسیدگی نشده، من نمی‌توانم علت این مسأله را عرض کنم....

🔺وقتی از رسیدگی به شکایت خودت در دستگاه تحت امرتان ناتوانید چگونه می‌خواهید فضای مجازی را ببندید؟
⭕️تیتر کردن تعارف آجیل فروش سنندجی به رییسی از سوی رسانه‌های رسمی واجب کرد که تکرار کنم؛
حکومت متوجه ماجرا نیست و با کارهای تاکتیکی قصد بهبود اوضاع را دارد ولی نتیجه عکس می‌دهد. دیدار با تیم ملی هم همین گونه بود. صبر کنید تا بعد از گرفتن حواله ماشین علیه حکومت موضعگیری خواهند کرد
۲۵ سال است که دنبال رسیدن به یک دستی کامل هستید. ۱۵ ماه است که رسیده‌اید.
شما «تکثر» و پذیرش دیگران را مرگ خود می‌دانستید و با تمام توان و سرعت از آن فرار می‌کردید و اکنون که به آن رسیدید متوجه شدید که یکدستی مرگ است و نه تکثر و پذیرش دیگران.
عباس عبدی Abbas Abdi
🔹بعنوان دادستان کل، برای مسوولینی که مرتکب این تخلفات(آزادی فضای مجازی) شدند، پرونده تشکیل دادم، ثبت هم شد ولی این که رسیدگی نشده، من نمی‌توانم علت این مسأله را عرض کنم.... 🔺وقتی از رسیدگی به شکایت خودت در دستگاه تحت امرتان ناتوانید چگونه می‌خواهید فضای مجازی…
⭕️مرغ سیاست آقایان یک پا دارد. فیلتر کردند، ولی دنبال کنندگان و بازدید از پست‌ها بسیار هم بیشتر شد. بازار فیلترشکن رونق گرفت البته با پست‌های حامی مالی به ابتدای کانال‌ها اضافه شد و جز عوارض اخلاقی چیز دیگری ندارد.
البته مردم هم بشدت عصبانی هستند و هر لحظه دعایی نثار حضرات می‌کنند.
⭕️متاسفانه خبر ایرنا ابهام را برطرف نمی‌کند. زیرا اگر این اخبار فقط ارزش اسنادی ندارند که در جامعه ما چیز مهمی نیست. محققان سره را از ناسره جدا می‌کنند.
ولی اگر آن اخبار دروغ است باید تصریح می‌شد. زیرا به معنی فاجعه‌ای جدی در نظام اطلاع‌رسانی و تصمیم‌سازی برای مدیران کلیدی است.

⭕️تصور می‌شد که نواصولگرایان حقیقت را می‌دانند ولی در عرصه عمومی آن را نمی‌پذیرند زیرا در پی رسیدن به قدرت هستند. ولی بولتن‌های خ.فارس نشان داد که اصلا متوجه ماجرا نیستند و این خیلی خطرناکتر از پیش‌فرض بالا است.


⭕️به نظر شما اگر اخبار بولتن خ.فارس و هزینه‌های بسیار گسترده آن برای نظام، از رسانه‌های غیرخودی درز شده بود، امروز چه برخوردی با آن‌ها می‌شد؟
در این میان برخی بجای اشاره به محتوای انها می‌کوشند تا ثابت کنند، فرمانده سپاه نیازی به این بولتن نداشته و فرد خاصی این کار را می‌کرده.

⭕️رسانه‌ها ساختاری دارند که برخلاف نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و مبتنی بر شفافیت و نفی محرمانگی است. این تفاوت در ارتباطات میان‌فردی کارکنان و فضای باز تحریریه مشهود است.
اگر رسانه وارد کارهایی شود که تناسبی با کارکردش ندارد نتیجه همین می‌شود که در افشای بولتن‌های فارس می‌بینید.

⭕️طبقه بندی اسناد بر اساس بالاترین طبقه بندی گزاره های آن است. اگر در سندی صد گزاره آشکار و ده گزاره محرمانه و یکی هم سری باشد، طبقه بندی کل سند، سری خواهد بود. با این حساب طبقه بندی بولتن را می‌توان حدس زد.
البته در جامعه دیگر با نظام رسانه‌ای متعارف؛ این مطالب فاقد طبقه بندی است.
⭕️هنگامی که دفاع از کشور به دفاع از قدرت تقلیل یافت، از وضعیت این عکس رسیدیم به اعزام لشگر رسانه‌ای و نورچشمی‌ها به قطر برای تماشای فوتبال.
انحراف از همین تقلیل دادن «کشور» به «قدرت» آغاز شد.
🔴صدای مردم

🔺اعتماد آذر ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘صدای مردم کدام است؟ این روزها بحث در باره اینکه صدای مردم چیست بالا گرفته است. منتقدان معتقدند که حکومت صدای مردم، یعنی معترضین را نشنیده است و یا شنیده ولی نمی‌پذیرد یا خود را به نشنیدن زده است. از سوی دیگر در حکومت تعبیر و تفسیر دیگری از مصداق رأی مردم ارایه می‌شود، که بازتاب آن در سخنان مقام عالی رهبری نمود یافته است که راهپیمایی ۱۳ آبان یا تشییع سردار سلیمانی مصداق این صدا دانسته می‌شود. واقعیت این صدا کدام است و چگونه می‌توان آن را دریافت؟

🔘اولین و شاید تنها نکته مشترک میان دو رویکرد این است که هر دو طرف به این صدا اصالت می‌دهند. در واقع هر دو طرف ماجرا می‌پذیرند که صدای مردم را باید شنید و اصیل دانست و به آن تمکین کرد. این نکته مشترک خیلی مهمی است. این صدا را فصل‌الخطاب می‌دانند. اگر بر این نکته مشترک تمرکز کنیم، در تطبیق مصداق یا مضمون این صدا نیز می‌توانیم دیر یا زود به توافق برسیم. این فرق می‌کند با گروه‌ها و جامعه‌ای که اصولاً اصالتی و اعتباری برای این صدا قایل نمی‌شوند.

🔘در مرحله بعد باید دید که صدای مردم کدام است؟ به نظرم این نیز راه‌حل دارد. اول اینکه در هر دو موقعیت حکومت‌داری و سیاست‌ورزی نمی‌توانیم صدای مردم را تقلیل دهیم به بخش خاصی از مردم، حتی اگر این بخش اکثریت باشند. بعید است که در هیچ جامعه‌ای بتوان صدای واحدی از مردم شنید. صدای مردم نه تنها متکثر است، بلکه مهم‌تر از آن این است که در حال تغییر و تحول نیز هست. پس چاره‌ای نیست جز اینکه صدای مردم را متنوع دانست و به همه آن صداها احترام گذاشت و خواهان بازتاب همه این صداها در عرصه سیاست و جامعه بود. آنها را باید به رسمیت شناخت و ندیدن یا نفی هر یک از آنها مشکلی را حل نمی‌کند.

🔘اگر اصالت و تنوع صدای مردم را پذیرفتیم در این صورت باید بپرسیم که مفهوم این صداها چیست؟ واقعیت این است که هر کدام از ما می‌توانیم با تفسیر خود، معنایی را بر رفتار و شعارها و اقدامات صداهای گوناگون مردم بار کنیم و آن را صدای غالب مردم تعریف کنیم. تفسیر و معنایی که می‌تواند درست یا نادرست باشد. می‌تواند کامل یا ناقص باشد.

🔘برای مثال همین رفتار معترضان در خیابان را می‌توان واجد بارهای معنایی متفاوتی تعریف کرد. از این رو برای درک معنا و مفهوم صدای مردم چاره‌ای نیست جز اینکه مستقیماً به خود مردم مراجعه کرد. یکی از راه‌ها رفراندوم است ولی این مسأله فعلاً خارج از بحث ما است، ولی راه‌های بهتری برای درک صدای مردم وجود دارد.

🔘نظرسنجی و پیمایش‌های معتبر، یکی از بهترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه‌ها است و تقریباً در تمامی جوامع توسعه‌یافته همین شیوه را به کار می‌برند. اکنون می‌توان طرحی را برای سنجش صدای مردم در حوزه سیاست داخلی، خارجی، اقتصادی و... و نیز راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مردم به اجرا گذاشت. بنده شخصاً معتقدم که این کار مفید و نتایج آن کاملاً معتبر خواهد بود و به سود همه مردم و کشور و حکومت خواهد بود.
🔴مسئولیت، همزاد قدرت

🔺اعتماد آذر ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘آنچه که در جامعه ایران بیش از هر چیزی در سطح کنشگران رسمی دیده می‌شود، سخنان درست و غلطی است که بدون توجه به نتایج مترتب بر آن ابراز می‌شود. شاید اگر قدری به تبعات آنها توجه شود، در این صورت بخش مهمی از ابهامات برطرف گردد.

🔘این روزها که اعتراضات عمومی ادامه یافته است، یکی از اتهامات علیه معترضین این است که چرا جایگاه ایران را در مواجهه با کشورهای دیگر تضعیف می‌کنید؟ برای اثبات این ادعا به دوران ۱۳۸۸ و مراحل اولیه پرونده هسته‌ای ایران اشاره می‌کنند، گویی که کشف بسیار مهمی کرده‌اند. یکی از افراد فعال در این پرونده در توضیح این ادعا نوشته است که:

▪️”‏کاخ سفید بیانیه داده که فعلا مذاکره نمی کنیم. یاد ۸۸افتادم که تلفن ها را جواب ندادند به امید موفقیت فتنه. این بار هم آشکارا می گویند فعلا برنامه آشوب است و مذاکره نمی کنیم. مقاله نوشتم از اینکه چگونه آشوب های ۸۸ کشور را به کام تحریم های فلج کننده اقتصادی کشاند. بازخوانی آن در این روزها شاید خالی از فایده نباشد.“▪️

🔘به نظر می‌رسد که ما در حال مجادله در باره بدیهیات هستیم، بدیهیاتی که هر کس به صورت غریزی متوجه آن می‌شود. اینکه جریان ۱۳۸۸ و نیز اعتراضات جاری موجب تضعیف ایران در مواجهه با کشورهای دیگر شده است و می‌شود از بدیهی‌ترین امور است، همان گونه که انتخابات سال ۱۳۷۶ موجب شد که کشورهای دیگر حساب جداگانه‌ای در برابر ایران باز کنند، همان گونه که انتخابات ۱۳۹۲ موجب این تغییر رویکرد دیگران شد.

🔘بنابراین بحث کردن در باره این بدیهیات چیزی جز جدل نیست. آنچه که اهمیت دارد این است که چرا این اتفاقات رخ داده که منجر به تضعیف ایران شده است؟ آیا گریزناپذیر بوده؟ آیا توطئه دشمنان بوده؟ آیا ناشی از نارسایی‌ها و اشتباهات سیاسی حکومت بوده؟ و مهم‌تر از همه اینکه چگونه می‌توان مانع از تحقق آنها شد؟

🔘برای نمونه ماجرای ۱۳۸۸ و ماجراهای بعدی ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، همگی ریشه در داخل دارد، حتی اگر در مواردی کم یا بیش از طرف بیگانگان تحریک شده باشد. بالاتر از این اگر هم کل ماجرا را به خارجی‌ها نسبت دهند، این پرسش باقی می‌ماند که آنان بذرهای خود را در زمین مستعد می‌کارند، پس در بهترین تحلیل رسمی هم باید به این استعداد زمین داخلی توجه کند، و در بدترین تحلیل اینکه کشاورز و بذر و آبیاری و زمین سیاست و... همه داخلی است.

🔘وظیفه یک حکومت این نیست که بگوید این اعتراضات مورد بهره‌برداری دشمن قرار می‌گیرد، چون این طبیعی است، آنان براساس قدرت و منافع خودشان با حکومت معامله می‌کنند. وظیفه حکومت این است که با درایت و آینده‌نگری و روشن‌بینی سیاسی اجاره ندهد که چنین حوادثی در کشور شکل گیرد. حوادثی که کاملاً قابل پیش‌بینی بوده و علت اصلی آن نیز بی‌درایتی در سیاست رسمی است.

🔘هنگامی که قدرت در جایی شکل می‌گیرد، به طور طبیعی مسئولیت نیز همزاد آن است. هر اتفاقی رخ دهد به نحوی مسئولیت آن منتسبت به قدرت است و نمی‌توان آن را به عهده دیگران انداخت. این رفتار نشانه مسئولیت‌ناپذیری است.

🔘اگر نگاهی به عملکرد دولت مستقر در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ کنید به روشنی متوجه می‌شوید که چه پرتگاهی در حال شکل‌گیری بود، به طوری که حتی مهندس موسوی را ترغیب کرد که علی‌رغم رفتار گذشته‌اش وارد میدان شود.

🔘آیا برای شما ممکن است یک بار دیگر سیاست‌ها و گفتارهای آن مقطع زمانی را مرور کنید؟ یا خجالت می‌کشید و آنها را از حافظه ذهنی خود حذف کرده‌اید؟

🔘در باره اعتراضات امروز هم همین طور است. آیا انتخابات ۱۳۹۸ را در تراز انقلاب می‌دانید؟ میزان مشارکت در تهران و کردستان جزو کمترین میزان‌های مشارکت بود که هیچ‌گاه سابقه نداشته است. این اتفاق عیناً در ۱۴۰۰ نیز رخ داد، آیا در هیچ‌کدام از اینها زنگ خطر را حس نکردید؟

🔘در حقیقت مشکل نواصول‌گرایان این است که گمان دارند، همه باید ساکت باشند، تا آنان کارهای نابخردانه خود را انجام دهند، و هیچ مسئولیتی هم متوجه آنان نیست. نه؛ چنین نیست. حکومت و قدرت کل تجزیه‌ناپذیر است. همه قدرت در برابر همه مسئولیت معنا می‌دهد و نه هیچ چیز دیگر.
🔴بخش‌های یک گفتگو

🔺این گفتگو‌ اواخر آبان با ویرگول پلاس از رسانه‌‌های منسوب به ساخت رسمی انجام شد. چون طولانی است، بخش‌های گوناگون آن را با ذکر زمان معین شده تا اگر علاقه‌مند به شنیدن و انتخاب بخش خاصی بودید ساده باشد.

از ابتدا تا ۱۰:۳۰
🔹 تبیین وضعیت
🔸 این نه اغتشاش بلکه یک اعتراض کاملا قابل پیش‌بینی بود و به دلیل کرونا وقوعش به تاخیر افتاده بود. اگر به عینیت توجه می‌شد عمق نارضایتی معلوم بود. همین که اکثریت با آن همدلی کرده یعنی ناراضی است و نظرسنجی‌ها هم این را نشان داده است. اینکه اکثریت مشارکت عملی نکردند هم به دلیل نگرانی از هزینه و هم به دلیل نگرانی از آینده این حرکت است.

از ۱۰:۳۰ تا ۲۵:۰۵
🔹 تفاوت با موارد قبل
🔸 برخلاف ۸۸، حرکتی رادیکال است. پس از انتخابات ۹۶، اعتراضات مانند دهه ۷۰، موردی نبوده بلکه به سرعت فراگیر شده است. صندوق رأی، به عنوان مسیر بهبود کم‌رنگ شد و نشان دادند که قرار نیست چیزی تغییر کند.

از ۲۵:۰۵ تا ۳۵
🔹 تصمیم به جای تغافل
🔸 حاکمیت باید در همه حوزه‌ها به خواست عمومی توجه کند. از مسأله آمریکا تا حجاب و نظارت استصوابی. اینکه نادیده بگیرد یا دیر انعطاف نشان دهد، کافی نیست. نرمش به جای آن که در بدترین شرایط و موقعیت بحرانی انجام شود، باید در موقعیت مناسب باشد. تنها راه عبور از این وضعیت، اول، دریافت خواست عمومی از طریقی مانند نظرسنجی و دوم، احترام به آن است.

از ۳۵ تا ۴۰:۳۵
🔹 سکوت روحانیت
🔸 گرچه فضا مساعد نیست ولی به لحاظ اخلاقی باید خوش‌بین بود. به تغییر شرایط امیدوارم. دلیل این خوش‌بینی این است که روحانیت به مثابه پایگاه اصلی ساختار نمی‌تواند نسبت به این تحولات بی‌تفاوت باشد. حوزه این بار سکوت کرده ولی بار دیگر سکوت نمی‌کند.

از ۴۰:۳۵ تا ۴۸:۵۰
🔹 تداوم این حرکت
🔸 به نظر می‌رسد در شرایط کنونی تداوم این حرکت میسر نباشد ولی اگر در آینده احساس کنند که هم‌چنان اراده‌ای برای تغییر جدی وضعیت ندارند، ممکن است تمایل به ورود پیدا کنند. وظیفه منتقدان ساختار این است که چشم‌انداز بهبود وضعیت را به حاکمیت و مردم نشان دهند.

از ۴۸:۵۰ تا ۵۲:۴۷
🔹 نقش رسانه در تحولات
🔸 سهم ماهواره و فضای مجازی در منابع خبری و تحلیلی مردم بسیار افزایش یافته. بعلاوه کیفیت مخاطبان این دو نیز با مخاطبان صداوسیما متفاوت است و بیشتر جوانان و تحصیل‌کردگان هستند. اگر رسانه رسمی راوی حقیقت باشد، مخاطبانش را بازخواهد یافت.

از ۵۲:۴۷ تا ۵۹
🔹 اولویت سیاست داخلی
🔸 اصلاح وضعیت باید از سیاست داخلی شروع شود و سپس نتایجش در سیاست خارجی و اقتصاد روشن خواهد شد. البته بعد از بازگشت سیاست به مردم، مسائل اقتصادی و فرهنگی به طور کامل حل نخواهد شد ولی در مسیر درستی قرار خواهد گرفت. این بازگشت به مردم باید از طریق گشایش فضای رسانه، استقلال نهاد قضایی و تغییر نظارت استصوابی باشد.

از ۵۹ تا ۱:۰۵:۵۰
🔹 نحوه شناخت مسأله
🔸 شناخت مسائل دو رکن آزادی و پژوهش دارد. حاکمیت پژوهش را به رسمیت بشناسد و آزادی گفتگو درباره مسائل را بدهد. در این صورت گفتگو درباره مسائل به حل منجر خواهد شد. وضعیت رسانه‌ای شاید نسبت به قبل بهتر شده ولی از سطح انتظارات عمومی فاصله بسیاری دارد. انعطاف‌پذیری حکومت موجب روزآمدی و تصلب موجب شکست آن است.

از ۱:۰۵:۵۰ تا ۱:۱۴:۱۵
🔹 تقابل اصول و خواست عمومی؟
🔸 اینکه حکومت به قیمت پایبندی به اصول خودش، مقابل خواست عمومی بایستد، غیرمردمی می‌شود. وظیفه حکومت، پایبندی به تفسیری خاص از اسلام نیست، بلکه احترام به خواست عمومی است. شرع نیز نه از مسیر حکومت بلکه از مسیر نهاد دین باید وارد زندگی عمومی بشود.

از ۱:۱۴:۱۵ تا ۱:۲۳:۳۸
🔹 افول غرب و صعود شرق؟
🔸 کسانی که مدعی افول تمدن غرب هستند باید بر مبنای شاخصهای دقیق دلیل بیاورند. روسیه در شاخصهای اقتصادی بسیار عقب‌تر است. علاوه بر اینکه در زمینه بنیادها و ارزش‌های تمدنی نیز چین قوی‌تر از غرب نیست. قدرت منطقه‌ای ما نیز تا وقتی وضعیت داخلی کشور بهبود پیدا نکند، دوام و عمق نخواهد داشت. مسأله اصلی، فقر و فساد داخل است نه خارج.

از ۱:۲۳:۳۸ تا ۱:۲۹:۴۰
🔹 پیشرفت فانتزی؟
🔸 توسعه باید متوازن باشد. در کنار پیشرفت نظامی باید در کشاورزی، صنعت و آموزش نیز پیشرفت کرد. در کنار موشک و هوافضا و سلول‌های بنیادین؛ باید خودروسازی و تولید صنایع رقابتی نیز تقویت شود. همچنین دستاوردهای علمی باید در رشد اقتصادی بازتاب داشته باشد.


از ۱:۲۹:۴۰ تا انتها

🔹 سیاست‌های متناقض
🔸 دلیل اول مشکلات وجود سیاست‌های متناقض و هزینه‌زاست. دلیل دوم؛ در ساختار قدرت، تنش وجود دارد. تصمیم‌گیری نیازمند مشارکت همه ذی‌نفعان است تا اجماعی شود. سیستم توانمند تصمیماتش را از درون مردم استخراج می‌کند.
عباس عبدی Abbas Abdi
⭕️متاسفانه خبر ایرنا ابهام را برطرف نمی‌کند. زیرا اگر این اخبار فقط ارزش اسنادی ندارند که در جامعه ما چیز مهمی نیست. محققان سره را از ناسره جدا می‌کنند. ولی اگر آن اخبار دروغ است باید تصریح می‌شد. زیرا به معنی فاجعه‌ای جدی در نظام اطلاع‌رسانی و تصمیم‌سازی…
🔴در مدح هک!

🔺اعتماد آذر ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘هک شدن خبرگزاری فارس و انتشار بولتن‌های آن، بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. بلافاصله اعلام شد که مطالب آن سندیت ندارد، احیاناً دروغ و جعلی یا شایعه است یا از دقت کافی برخوردار نیست. عده‌ای هم در صدد تکذیب اصل ماجرا برآمدند که اصولاً فرماندهی سپاه نیازی به این بولتن‌ها ندارد، یا حتی گفتند این بولتن‌ها خودسرانه توسط یک نفر تولید می‌شده است و مثل همیشه افراد ذی‌صلاح و بدون صلاحیت در این زمینه اظهار نظر کردند. برخی از فعالان اصولگرا نیز شمشیر را علیه نویسندگان از رو بستند و آن را سلاح کثیف سیاسی نامیدند که همه اینها موجب تعجب شد. ولی به جای آنکه گره‌گشایی شود، گره را سفت‌تر و پیچیده‌تر کردند.

🔘اولین پرسش این است که اگر بپذیریم این بولتن‌ها که احتمالاً تعدادشان کم هم نیست، واجد گزاره‌ها و نقل قول‌های غلط و دروغ است، در این صورت چگونه است که همچنان منتشر می‌شده و هیچ مرجعی تا کنون نتوانسته مانع از تولید و بهره‌برداری از آنها شود؟ فقط پس از هک شدن است که همه متوجه وجود این بولتن‌سازی‌های خطرناک شده‌اند؟

🔘آیا این به معنای آن نیست که نظام اطلاع‌رسانی در این سیستم، حتی در سطوح بالا و محرمانه نیز معیوب و گمراه‌کننده است.
اگر چنین است باید از گروه هکری تشکر کنند که چنین شفافیتی را به ارمغان آورده است.

🔘می‌گویند این اطلاعات، شایعه یا دروغ و... است. آیا بر مخاطب اثرگذار بوده است یا خیر؟ اگر نه؛ پس اصولاً چرا تهیه و ارسال می‌شود؟ و اگر اثرگذار است، در این صورت باید پذیرفت که مبنای سیاست‌گذاری مخاطبان این بولتن و بولتن‌های مشابه، اطلاعات نادرست و غلطی است که از این بولتن‌ها می‌گیرند.

🔘اگر این اطلاعات غلط و شایعه است، آیا آگاهانه تولید و منتشر شده است یا آنکه به دلیل فقدان صلاحیت حرفه‌ای و از روی ناآگاهی این کار انجام می‌شده؟ اگر آگاهانه است، پس باید منتظر رسیدگی قضایی و مجازات باشیم، اگر هم به دلیل بی‌صلاحیتی است، مشکل فراتر از این خواهد شد، چون این خبرگزاری در بالاترین سطوح رسانه‌ای رسمی در حال جهت دادن نظام اطلاع‌رسانی کشور است، و این حد از بی‌صلاحیتی خطرناک می‌شود.

🔘آنچه که در بولتن‌ها دیده می‌شود این است که حداقل نویسنده و تولیدکنندگان محتوا در صدد جمع‌آوری شایعات و ارسال آنها به عنوان شایعه نبوده‌اند، مگر در مواردی که ذکر کرده‌اند که چنین چیزی شایعه است. در سایر موارد از ذکر کلمه شایعه اجتناب کرده‌اند؛ که غالب مطالب چنین است، بنابراین تقلیل دادن بولتن‌ها به جمع‌آوری اخبار آشکار و شایعات، مورد قبول مخاطب قرار نمی‌گیرد.

🔘از سوی دیگر مطالب بولتن، ترکیبی است از اخبار و تحلیل‌های آشکار و طبقه‌بندی شده. اگر این مطالب فاقد طبقه‌بندی بود، در این صورت انتشار آنها بازتابی پیدا نمی‌کرد، و این به معنای آن نیست که همه مطالب آن نیز طبقه‌بندی شده است.

🔘این بولتن‌ها از دو حیث طبقه‌بندی می‌شوند. اول از حیث ماهیت خبر که منتشر نشده است یا نباید انتشار عمومی پیدا کند. دوم از حیث اولویت‌بندی و رویکردی. مثلاً اگر یک دستگاه اطلاعاتی حتی اگر فقط اخبار روزنامه‌ها را در قالب یک بولتن تهیه کند، باز هم آن را در سطح محرمانه یا خیلی محرمانه طبقه‌بندی می‌کند، هر چند همه اطلاعات آن آشکار است. چرا؟ به دلیل اینکه بولتن سطح حساسیت و رویکرد آن نهاد را نسبت به اخبار آشکار نشان می‌دهد و با این ویژگی طبقه‌بندی می‌شود.

🔘یکی از نکات جالب در این بولتن‌ها وجود برخی نتایج نظرسنجی‌ها است که به نظر می‌رسد دقیق و معتبر نیز هستند ولی هیچ‌گاه در فضای عمومی منتشر نشده‌اند و نویسندگان بولتن به آنها دسترسی داشته‌اند. این نظرسنجی‌ها باید منتشر شوند و همه از جمله مدیران حکومتی از آن بهره‌مند شوند، چگونه ممکن است که با وجود نتایج این نظرسنجی‌ها، همچنان شاهد چنین تحلیل‌های رسمی از اعتراضات باشیم؟ این رویکرد محروم کردن خود و جامعه از درک واقعیت است.

🔘نکته مهم این است که چرا باید هک کردن یک مجموعه موجب شود که پدیده‌های منفی بروز پیدا کند به طوری که در صدد نفی و تکذیب آن برآیند؟ ایراد از ساختاری است که با آشکار شدن پشت پرده آن دچار مشکل و حتی بحران می‌شود.
🔴شورای نگهبان و اعتراضات کنونی

🔺اعتماد ۱۴ آذر ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘هفته گذشته سخنگوی شورای نگهبان به نکته بدیهی ولی مهمی اشاره کرد و گفت:

▪️"مردم در تشکیل حکومت اسلامی مختارند؛ یعنی باید بخواهند که چنین حکومتی را بر سر کار بیاورند. در نگاه بسیاری از سیاستمداران، مردم وسیله کسب قدرت هستند اما در نگاه امام خمینی، رضایت مردم مقدمه به دست آوردن رضایت خداست؛ در نگاه امام، مردم تاریخ مصرف ندارند."▪️

🔘بنده قصد ورود به جزییات سخنان آقای سخنگو را ندارم و نمی‌دانم که چگونه به دست آوردن رضایت مردم مقدمه به دست آوردن رضایت خداوند است. البته که این حرف جالب و جذابی است و هر کس از آن خشنود می‌شود، ولی اطلاق آن به این صورت و‌ منتسب به یک روحانی قدری سخت است، با این حال از آن استقبال می‌کنیم و می‌پرسیم که خوب چرا این قاعده را برای خود جاری نمی‌دانید؟ آیا در ساختار فعلی و نیز عملکرد شورای نگهبان، رضایت مردم از حکومت به دست می‌آید؟ طبعاً می‌توان نظر مردم را از خودشان پرسید، به جای آنکه از طرف آنان حرف زد.

🔘هدف این یادداشت پرداختن به بخش اول سخنان آقای سخنگو است. همان طور که می‌دانید در قانون اساسی قاعده‌ای و شیوه‌ای برای تغییر حکومت منظور نشده است. به تعبیر دیگر این کار از نظر قانون اساسی ممتنع است. این امر غیر طبیعی نیست، زیرا قوانین اساسی مبتنی بر فرضی هستند که مانع از نوشتن اصلی مشخص برای الغای آن می‌شود. این فرض که، قرار نیست حکومت رضایت اکثریت مردم را از دست بدهد تا مجبور به تغییر حکومت و ابطال قانون اساسی شوند.

🔘این فرض منطقی است، زیرا نویسندگان قانون اساسی سازوکار آن را به گونه‌ای تصویب کردند که همواره خواست و اراده اکثریت مردم در ساختار سیاسی بازتاب پیدا کند، و اگر چنین باشد، تغییر حکومت بی‌معنی است. چون هنگامی که اکثریت در حکومت است، و اراده آنها جاری است، چه چیزی را می‌خواهد تغییر دهد؟ اراده خودش را؟

🔘و اگر به هر دلیلی این هدف محقق نشود باز هم نوشتن چنین اصلی برای رسمیت ندادن به الغای قانون اساسی و حکومت، بی‌مناسبت خواهد بود چون چنین مردمی رأساً اقدام به تغییر انها خواهند کرد.

🔘پس گزاره‌های اولیه آقای سخنگو، طرح بدیهیات است و باید پذیرفت که حکومت بدون رضایت و توافق مردم پایدار و ماندگار نخواهد بود. پس چرا این تصور در شرایط کنونی به وجود آمده که آقای سخنگو را به بیان چنین گزاره‌ای واداشته؟ این سخن در پاسخ به چه پرسشی است؟ و اصولاً نقش و عملکرد شورای نگهبان در این وضعیت چیست؟

🔘متأسفانه شورای نگهبان به چند علت در بروز این شکاف میان جامعه و قانون اساسی نقش اساسی داشته و به طور دقیق می‌توان گفت که رابطه مردم و جامعه را با این متن مهم قطع کرده است.

🔘در درجه اول شورای نگهبان در مقاطع زیادی به عنوان یک طرف سیاست وارد ماجرا شده است، تقریباً عناصر اصلی این شورا از پنهان کردن سوگیری سیاسی خود نیز ابا نداشتند. در حالی که جایگاه این شورا به گونه‌ای است که باید بی‌طرفی محض و رویکرد حقوقی را معیار تصمیمات و مصوبات خود قرار دهد، تا قاطبه حقوق‌دانان از تصمیمات آن دفاع کنند.

🔘این رویکرد، قانون اساسی را به اولویت‌های قدرت تقلیل داد و حضور مردم را از طریق رد صلاحیت‌های استصوابی و نیز بی‌اثر کردن جایگاه مجلس در ساختار قانونگذاری و نظارتی به مرور کم‌رنگ کرد.

🔘غلبه این رویکرد نه فقط در تأیید و رد صلاحیت‌ها که در تطبیق قوانین با شرع و قانون اساسی نیز مشهود است. عملاً بخش مهمی از امور مملکت را به نام ولایت، از دایره رسیدگی‌های مردمی و رسمی خارج کرد.

🔘قوانین را براساس یک برداشت محدود شرعی و بسیار بسته مورد تطبیق با شرع قرار داد. به همین علت با سیاسی شدن شورا، اعتبار بی‌طرفی و حقوقی آن از میان رفت. با بی‌توجهی به فصل حقوق ملت، عملاً اصول این فصل، تفسیر مضیق شد و به حاشیه رفت، و از طریق تطبیق قوانین با مفهوم خاصی از قانون اساسی و شرع، قوانین را از اعتبار و کارآیی تهی کرد و بالاخره با رد صلاحیت‌های گسترده، نهایتاً ما را از مجلس و ریاست جمهوری اول رسانده است به مجلس کنونی و دولت فعلی.

🔘🔘متاسفانه این سه رفتار برای جدا شدن هر مردمی از قانون اساسی کفایت می‌کرد و نیازمند کار دیگری نبوده و نیست.
🔹حذف گشت ارشاد لازم، ولی ناکافی است و باید تبصره قانون مربوط به پوشش زنان تغییر کند. ولی ظاهراً تا مقررات و رویه های موجود به اندازه کافی برای جامعه و حکومت هزینه ایجاد نکنند، انگیزه تغییر آنها در حکومت ایجاد نخواهد شد.
🔴موردی یا رویکردی؟

🔺اعتماد ۱۵ آذر ۱۴۰۱

✍️عباس عبدی

🔘تا کنون چند بار متذکر شده‌ام که مساله ایران فنی؛ موردی و اصطلاحاً تکنیکال نیست. این یادداشت در پی شرح بیشتر این ادعا است. چه زمانی می‌گوییم مشکل فنی است؟ زمانی که سیاست و راهبرد کلان در کلیت خود مورد قبول و فقط اجرای آن ناهماهنگ یا ناکارآمد باشد.

🔘فرض کنید که در یک مسابقه فوتبال مربی، راهبرد دفاعی را در دستور کار خود قرار دهد. اگر این راهبرد درست باشد، پس باید بازیکنان را مطابق آن انتخاب کند. البته ممکن است در این انتخاب دچار اشتباه شود یا بازیکنی نتواند نقش خود را خوب ایفا کند، در نتیجه با تغییر بازیکن این نقیصه را جبران می‌کند. ولی اگر کسی متعرض اصل راهبرد دفاعی او باشد، در این صورت تغییر بازیکن مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه مشکل را بدتر می‌کند. چون ممکن است در راهبرد دفاعی یک فوروارد را بیرون بیاورید و یک مدافع اضافه کنید ولی اگر شما طرفدار راهبرد هجومی هستید، این تغییر برای راهبرد هجومی نتیجه منفی دارد. پس مربی باید در کلیت راهبرد دفاعی تجدیدنظر کند، و تغییرات موردی مشکلی را حل نخواهد کرد، بدتر هم می‌کند.

🔘برای حل مشکل ایران از این پیشنهادهای موردی زیاد می‌شنویم. عده‌ای پیشنهاد رفع محدودیت‌های فضای مجازی را می‌دهند یا حتی با تعجب می‌پرسند که چرا فیلتر می‌کنید؟ این کار بسیار زیان‌بار است. از جمله خودم بارها نوشته‌ام که چرا این سیاست بی‌فایده است. یا اینکه چرا افراد را بازداشت می‌کنید؟ یا اینکه چرا در برابر حجاب چنین مواضع سخت‌گیرانه‌ای دارید؟ یا چرا نسبت به مجاز دانستن اعتراض کوتاهی می‌کنید؟

🔘در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد و جامعه نیز می‌توان نمونه‌های فراوان ذکر کرد. مثلاً چرا رسانه‌ها بویژه صداوسیما در کارکرد رسانه‌ای خود ناتوانند؟ چرا سانسور کتاب و فیلم و... رایج است؟ آن هم در شرایطی که روش‌های دیگر برای دسترسی به مطالب بدون سانسور وجود دارد؟ در اقتصاد، چرا نقدینگی را افزایش می‌دهید که موجب تورم شود؟ بعد مجبور به افزایش حقوق و دستمزد می‌شوید. در آموزش چرا مطالب غیر واقعی و سوگیرانه در کتاب‌ها هست که اثرگذاری آموزش را خنثی یا حتی منفی می‌کند؟ در سیاست، چرا رد صلاحیت‌ها گسترده‌تر و گسترده‌تر می‌شود، در حالی که پایه‌های سیاسی حکومت را ضعیف و ضعیف‌تر می‌کند؟

🔘از این انتقادات فراوان است. ولی هیچ‌کدام نیز منجر به شنیده شدنِ نتیجه‌بخش و تغییر نمی‌شود. چرا؟ برای اینکه اجرای آنها از طرف مجریان و تصمیم‌گیران نیز به اندازه کافی دلایل خود را دارد. برای مثال اگر حکومت، معترضین را بازداشت یا با آنها برخورد نکند، منطقا انتظار دارد که اعتراضات ابعاد بزرگی پیدا کند. اگر فضای مجازی را باز کند، انتظار دارد که بیش از اینکه هست دچار دردسر بشود، چون همه دردسرها را از این فضا می‌بیند. اگر راه اعتراضات قانونی باز شود، ممکن است خیلی گسترده شود. اگر صداوسیما آزادی مناسبی داشته باشد، خیلی‌ها باید پاسخگو شوند که نمی‌خواهند شوند.

🔘خلاصه هر کدام از این‌ها عوارض خاص خود را دارد در نتیجه انجام دادن یا انجام ندادنش ساختار موجود را دچار تبعات سنگینی می‌کند. حتی در مورد برجام هم همین منطق حاکم است. در این دو راهی، حکومت یک سوی ماجرا را می‌رود و ناظران و تحلیل‌گران متعجب از نتایج رفتارش، اجرای سویه مقابل را پیشنهاد می‌کنند.

🔘این وضعیت بدان معنی است که مساله ایران، موردی و تکنیکال نیست تا با این پیشنهادها حل شود. تا هنگامی که رویکرد رسمی اصلاح نشود هر دو سوی ماجرا برایش زیان‌بار است. و در این میان ساختار رسمی آن سویه‌ای را انتخاب می‌کند که زیان نقدش کمتر است، و گمان دارد که در آینده سودی ندارد. منتقدان پیشنهاد سویه‌ای را می‌دهند که سود قطعی بلندمدت دارد، در حالی که از نظر ساختار سیاسی چنین سودی برای رویکرد آن متصور نیست.

🔘هر دو درست تحلیل می‌کنند، ولی از دو منظر و راهبرد جداگانه به موضوع نگاه می‌کنند. به همین دلیل دو نتیجه‌ متضاد می‌گیرند.

🔘این دو منظر متفاوت کدام است؟ رابطه حکومت و مردم. اگر حکومت را به منزله کارگزاری مردم، یا همان ۸۵ میلیون شهروند ایرانی بدانیم، ماجرا متفاوت است از هنگامی که حکومت را هادی و برتر و مستقل از این مردم بدانیم که باید آنان را به سوی هدف مورد نظر هدایت و راهنمایی کند.

🔘اگر در ذیل منظر حکومتِ هدایتگر و‌ کارفرما نگاه کنید، تمامی اقدامات جاری توجیه‌پذیر می‌شود، گرچه تداوم آنها در میان‌مدت و بلندمدت غیر قابل اجرا خواهد بود، همچنان که تا کنون منجر به نتیجه بلندمدت نشده است.

🔘ولی اگر از رویکرد کارگزار بودن حکومت نگاه کنید، همه این اقدامات و سیاست‌ها زیان‌بار است. ایران راه‌حلی فنی ندارد و باید رویکرد را تغییر داد.

🔘البته ذکر عوارض این اقدامات برای نشان دادن تناقضات سیاستی موجود مفید است.
🔹سواستفاده استادان دانشگاهی از پژوهش دیگران یا پایان‌نامه‌های دانشجویی، متاسفانه رایج است. نمونه آن را خودم شاهد بودم که چگونه برای ارتقا رتبه دانشگاهی، پژوهشی را که هیچ نقشی در آن نداشتند به نام خود سند زدند.
امیدوارم خودکشی این دختر خانم آغازی بر پایان این پدیده بسیار زشت باشد