abasmanesh.com
48.8K subscribers
796 photos
168 videos
39 files
2.12K links
آدرس سایت:
abasmanesh.com
كانال رسمي گروه تحقیقاتی عباس منش

خدا را باور کن و دنیا رو تبدیل به جای بهتری برای زندگی کن.

⚠️⚠️ محصولات استاد عباس منش فقط و فقط در سایت به فروش می رسد.
آدرس سایت:
abasmanesh.com
Download Telegram
میخوام با صدای بلند با قلبی گشوده بنویسم، خدایا من نمیدونم،تو میدونی، من تسلیمم، من به هر خیری که از سمت تو برسه محتاجم، خدایا تو بگو، تو انجامش بده، تو مدیریت اجرایی و انجام کارها رو به عهده بگیر، تو آدمای مناسب رو در زمانبندی مناسب بیار تو مسیرمون، خدایا ما تسلیم هستیم. خدایا ما رو هدایت کن به مسیر راستی، درستی، پاکی و صداقت، خدایا ما با قلبی باز آماده ی دریافت جریان پیوسته ی نعمت ها توی لحظه های زندگیمون هستیم. ایاک نعبد وایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم..

خدایا تو ستاره قطبی ما باش، تو آرامش قلبمون باش، خدایا ما رو از سپاسگزاران قرار بده، خدایا لحظه ها رو بر ما آسان بگردان و ما رو در زمان مناسب، در مکان و شرایط و موقعیت مناسب قرار بده..

رزای عزیزم سپاسگزارم، خانم شایسته ی جسورم سپاسگزارم، استاد توحیدی دوست داشتنی من سپاسگزارم، دوستان نازنینم که با خوندن کامنت هاتون هر بار شگفت زده میشم و ذوق میزنم، سپاسگزارم. خدای عزیزم که هر چه دارم از آن توست، بینهایت سپاسگزارم

جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
725👏106🙏46👍32
دیدگاه مرضیه عزیز در پروژه تغییر را در آغوش بگیر:

سلام به استاد جان خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

1. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

من قبل از آشنایی با استاد، تو روستامون زندگی می‌کردم؛ بین جمعیتی که اصلاً همدیگه رو درک نمی‌کردیم و پر از خفقان بود. آدم به‌شدت عصبی و واکنشی بودم، به‌شدت زودرنج، به‌شدت احساسِ قربانی‌شدن داشتم، دعوایی بودم، هیچ شناختی از خودم نداشتم؛ از خواسته‌هام، از توانایی‌هام. اعتمادبه‌نفسم به بود، احساسِ ارزشمندیم نابود بود، هر کاری می‌کردم ضرر می‌کردم، روابطم داغون بود، آدم حسودی بودم و…

2. جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس‌منش باعث شروع تغییرات بود.

من از فایل‌های رایگان استاد شروع کردم و به‌شدت به این فایل‌ها وابسته بودم؛ جوری که خواب و خوراکم شده بود و پشت سر هم می‌گذاشتم تا فایل‌ها پلی بشه. اما کار کردن روی دوره‌ی عزت‌نفس، همین‌طور هم‌زمان «ثروت ۱» باعث یه حرکت‌هایی در من شد. از اون‌جایی که بودم خواستم شروع کنم کسب‌وکارم رو، اما جهان من رو هل داد سمت مهاجرت و من اومدم تهران. ساخته‌شدنِ باورهای توحیدی در وجودم باعث شد خیلی راحت حرکت کنم و بیام و نترسم؛ چون من حتی جرأت نکرده بودم بیام شهرِ بزرگ‌تر تو استان خودم. اما وقتی جهان نشانه داد که برو تهران، راحت اومدم و دیگه پشت سرم هم نگاه نکردم.

3. اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

خودم رو بستم به فایل‌های استاد و روند فکری من آروم‌آروم شروع به تغییر کرد؛ یک‌سری «سیستم‌کِشی» جدید شد تو مغزم. بعدشم خواستم از جایی که هستم شروع کنم به راه‌اندازیِ کسب‌وکارم. یادمه کلی ضایعات و آشغال واقعاً تو حیاط ما جمع شده بود که شروع کردم به پاک‌سازیِ اون‌جا. همین که تموم شد، جهان گفت حالا قدم بعدی اینه که مهاجرت کنی؛ آفرین، نشون دادی که مردِ عملی و حرکت می‌کنی، حالا برو تهران. و منم اومدم و بازم دست‌به‌کار شدم؛ بازم حرکت می‌کردم، تلاش می‌کردم که کاری که بلدش بودم رو راه‌اندازی کنم و کردم، و جهانم حسابی ازم حمایت کرد.

4. فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته و…) با مثال مشخص.

گفتم من خودم رو بسته بودم به فایل‌های استاد و شبانه‌روز تو گوشم بود. می‌نوشتم، نکته‌برداری می‌کردم، من دفترها پر کردم، تمریناتی که گفته می‌شد رو انجام می‌دادم. از همه مهم‌ترش تمرین «آگهیِ بازرگانی» بود که انجام دادم؛ خیلی سختم بود، اما چندین بار انجام دادم، حتی تو جمعِ همکاران، و اون اصلاً منو ساخت؛ اصلاً من یه آدم دیگه شدم؛ کوه‌ها رو دیگه می‌تونستم جا‌به‌جا کنم با اون اعتمادبه‌نفسی که ساخته شده بود. و بعدش اون مهاجرت اتفاق افتاد و بعدش تونستم با آدم‌های ثروتمند ارتباط برقرار کنم، برم مصاحبه کنم و بعدش تونستم تو شهرِ غریب کسب‌وکارم رو راه‌اندازی کنم.

و الآن هم «ستاره‌ی قطبی» و دفترِ شکرگزاری‌م، عمل‌کردن به الهاماتی که به‌م میشه—حداقل تو کاری که هستم—و بیشتر و بیشتر روی خدا حساب‌کردن و نتیجه‌گرفتن از این حساب‌کردن و یکم بیشتر ازش خواستن و…

پا روی خیلی ترس‌ها گذاشتن و اقدام‌کردن؛ علی‌الخصوص اون‌جاهایی که خیلی دردم می‌گیره و بیشتر دست‌وپام می‌لرزه؛ مثل تحسین‌کردن به‌جای حسادت‌کردن، مثل مرورکردنِ نکاتِ مثبتِ طرفم؛ چون همش می‌خواد بگه کمه، نامرده، فلانه، ببین چی‌کار کرد… منم می‌گم من دارم خلق می‌کنم، رفتارش بی‌دلیل نیست؛ عوضش این خوبی رو داره، عوضش یادته اون مهربونی رو کرد.

5. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

یکی از بزرگ‌ترین‌هاش؛ یادمه چند سال پیش باز داشتم روی اعتمادبه‌نفسم بکوب کار می‌کردم که به‌م گفت: «موهاتو تیغ بزن.» خیلی سخت بود، اما کاری بود که باید می‌کردم؛ باید یه‌سری چیزهای دیگه درونِ من درست می‌شد، باید قوی‌تر می‌شدم. بدون این‌که به کسی بگم، زدم. بعدش حجمی از توهین‌ها، سرزنش‌ها شروع شد؛ حتی عشقم تا مدت‌ها با من صحبت نمی‌کرد، رختخوابش رو جدا کرد و…

اما من هدف داشتم؛ به دلیلی این کارو کرده بودم، برای همین بی‌توجهی کردم، اهمیت نمی‌دادم و تمامِ مدت تمرکزم رو روی نکاتِ مثبت نگه داشتم. می‌دونستم این یه چالشه که اومده منو قوی‌تر کنه؛ باید سربلند ازش بیام بیرون. این الهام به‌من شد که درس‌های بزرگی یادم بده و داد؛ به مرور درکش کردم: اولاً اراده‌م تقویت شد؛ دوماً حرفِ مردم برام کمرنگ‌تر شد؛ سوماً خودم رو شناختم؛ چهارم قوهٔ الهامم قوی‌تر شد، اتصالم به منبعم بیشتر شد، از یک‌سری وابستگی‌های عاطفی بیشتر کنده شدم، بیشتر فهمیدم مهم‌ترین رابطه من با کیه و…

6. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
302👏55👍14🙏14
خوب من، خداروشکر، می‌تونم بگم خیلی قوی‌تر از قبلَم هستم. دختری که با کوچک‌ترین ناراحتی واکنش نشون می‌داد، قهر می‌کرد، پرخاش می‌کرد؛ بهش می‌گفتند «بالا چشمت ابرو»، اشکش درمی‌اومد—مدت‌هاست رفته—جاشو داده به یه آدم جسورتر، قوی‌تر، محکم‌تر، غیروابسته‌تر، عاقل‌تر، منطقی‌تر، متفکرتر. الآن مدت‌هاست به رفتارهای فکر می‌کنه، به دلیلِ اتفاقاتش فکر می‌کنه؛ مدت‌هاست عاملِ بدبختی یا خوشبختیش رو گردنِ دیگران نمی‌ندازه؛ مدت‌هاست چشمم بیشتر دنبالِ دستِ خداست، نه بنده‌های خدا.

مدت‌هاست سلامته و با این‌که دور از خانوادشه احساسِ تنهایی و بی‌کسی نمی‌کنه؛ اتفاقاً لذت می‌بره از این تنهایی و شاکرِ خداست. مدت‌هاست بیشتر داشته‌هاش رو می‌بینه و سپاس‌گزارشونه؛ با خودش، با آدم‌ها در صلحه و اون‌ها رو همون‌جور که هستند پذیرفته؛ دنبالِ تغییرِ کسی یا چیزی در بیرون نیست؛ تمرکزش فقط روی خودشه.

روابطِ قشنگی داره؛ آدم‌ها دوستش دارند، از بودن باهاش لذت می‌برند، احساسِ امنیت و راحتی دارند در کنارش. عشقش هر روز روزی چند بار می‌گه «عاشقتم، دوست دارم» و از بودن در کنارش لذت می‌بره. مشتری‌هاش عاشقشن و همیشه سراغش رو می‌گیرند.

تو کارش موفقه؛ به الهامش عمل کرده، سایتِ خودش رو زده، مشتری‌گیر شده، داره آروم‌آروم شناخته میشه و فروش داره. کلی چیز تو این مسیر یاد گرفته و تمامِ محتوای سایتش رو خودش انجام می‌ده؛ کاملاً هدایتی و…

واقعاً استاد جان سپاس‌گزارم که بازم یه لایروبیِ ذهنیِ دیگه برای ما راه انداختی، اون‌هم به‌صورت هدیه؛ این کار دلِ بزرگی می‌خواد، باور به فراوانیِ ساخته‌ای‌شده‌ای می‌خواد؛ وگرنه این می‌تونست خودش دوره‌ی پول‌سازی بشه.

جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
500👏136👍43🙏28🤔1
دیدگاه حامد عزیز در پروژه تغییر را در آغوش بگیر:

سلام به استاد و خانم شایسته‌ی عزیز که عاشقانه الهاماتشان را فالو می‌کنند.

حافظ می‌گه:

هر چه هست از قامتِ ناسازِ بی‌اندامِ ماست
ورنه تشریفِ تو بر بالایِ کس کوتاه نیست

در این بیت دقیقاً داره قانونِ مدارها و قانونِ رشد رو می‌گه. مصرعِ دوم می‌گه لطف و رحمتِ خداوند بی‌نهایت است و در مصرعِ اول می‌گه ما به اندازه‌ی ظرف‌مان این لطف و رحمت را دریافت می‌کنیم.
«هر چه هست از طرفِ ماست»، از قامتِ ناسازِ بی‌اندامِ ماست وگرنه لطف و رحمت و ثروتِ خداوند بی‌نهایت است و بارانِ نعمت و ثروتِ خداوند همواره داره می‌باره.

الان که در گام سومِ پروژه هستیم، یک احساسِ عمیق از هم‌زمانیِ دقیق و بدونِ نقص را از طرفِ خداوند مشاهده می‌کنم. همان‌طور که در فایلِ معرفیِ «تغییر را در آغوش بگیر» که استاد روی سایت گذاشتند کامنت نوشتم، مدتی هست که من احساسِ *stuck* شدن داشتم؛ یعنی احساسِ گیر کردن و متوقف شدن. بعد از خداوند درخواست کردم که منو هدایت کنه به مسیرِ درست، و با خودم فکر کردم که چرا این اتفاق افتاده. از خداوند سؤال کردم که منو هدایت کن تا مسیرِ درست رو پیدا کنم.

خیلی از مواقع تلاشِ ذهنی می‌کردم که به یاد بیارم چه باورهایی و چه اقداماتی درستی در شروعِ مسیری که با استاد آشنا شدم داشتم که باعث شده بود من *unstoppable* بشم، یعنی همین‌جوری قدم‌های رو به جلو بردارم. بعد بازم ذهنم حواسش پرت می‌شد و نمی‌تونستم متمرکز بمونم. بعد دوباره از خداوند درخواست کردم و می‌گفتم: «خدایا! تو همین عقل و همین حافظه را هم به من دادی، من تسلیمم و تو به یادِ من بیار، و به من الهام کن و با من صحبت کن و نشونه‌هات رو بفرست که متوجه بشم.»

همین‌جوری درخواست و درخواست و سؤال و فکر می‌کردم تا اینکه پروژه‌ی «تغییر را در آغوش بگیر» اومد و من قسمتِ اول، دوم و تا الان سوم رو که گوش کردم، اصلاً مو به تنم سیخ میشه از اینکه چطور خداوند داره ما رو هدایت می‌کنه و به سؤالات و درخواست‌های ما دقیق و بدونِ نقص پاسخ می‌ده.

یعنی با اینکه این سری فایل‌های گفتگو قبلاً روی سایت بود و من بارها گوش کرده بودم، اما الان نمی‌دونم چرا احساس می‌کنم جنسش فرق کرده و پیام‌ها و هدایت‌هایی که داخلِ این فایل‌ها هست رو قبلاً نمی‌شنیدم، نمی‌دیدم و بهش توجه نمی‌کردم.
انگار فایل‌ها از اول ضبط شدن و پیام‌های الهی و آگاهی‌هایی داخلِ اون‌ها هست که به‌صورت دقیق و صحیح متناسبِ حالِ الانِ من هست.
انگار پاسخِ تک‌تکِ سؤالات و درخواست‌هایی که داشتم رو داره به من می‌ده.

بعدش ایمان آوردم و به خودم گفتم:
«ایمان دارم تک‌تکِ گام‌های این پروژه قراره من رو از اول بسازه؛
تک‌تکِ گام‌های این پروژه جوابِ درخواست‌های منه؛
تک‌تکِ گام‌های پروژه قطعاً و صد در صد همان گام‌هایی هستند که باید برای تغییر بردارم و به مدارهای بالاتر برم؛
تک‌تکِ گام‌های این پروژه همون دستورالعمل‌هایی هستند که باید فالو کنم تا به یادم بیارم زمانی‌که بدونِ توقف داشتم حرکت می‌کردم و تغییر می‌کردم و به دنبالِ بهبودهای هر روز و مداوم بودم، چه بودند.»


حالا می‌خوام در موردِ تمرینِ این گام صحبت کنم.
موضوعِ فایل: رسیدن به هدف پایان نیست، سکون آغازِ سقوط است.

همین عنوانِ این گام، گویای چیزی بود که من این مدت بهش توجه نکرده بودم.
اینکه رسیدن به هر هدفی به معنای پایانِ داستان نیست، بلکه پله‌ای برای رسیدن به هدفِ بعدی و بعدی و همین‌جوری پیشرفت و حرکت کردن در مسیرِ جهان است که همیشه رو به پیشرفت است.

این فایل دقیقاً مثالِ من بود. اینکه وقتی به هدف‌هایی که خواستم رسیدم، دیگه متوقف شدم با این خیال که: «خوب، حالا همه‌چیز تکمیل است.»
اون موضوعی که در گامِ اول گفتم، حالا می‌بینم که این‌جا چقدر خوب توسط استاد و دوست عزیزمان مطرح شد.

من دقیقاً این تجربه رو داشتم که وقتی به چند تا از اهدافم که برآمده از دلِ تضادها بود رسیدم، دیگه حرکت نکردم.
بعد فکر می‌کردم حالا اگر هم تغییر نکنم، اتفاقِ خاصی نمی‌افته.
در حالی که به این موضوع توجه نکرده بودم که اگر ممنتومِ تغییر را متوقف کنم، به نقطه‌ی اول می‌رسم! یعنی حتی با تلاشِ بیشتری باید از اول شروع کنم.

به قول استاد، در بادِ موفقیت‌ها خوابیدم.
یعنی دقیقاً من این را تجربه کردم که رکود، حتی در بهترین شرایط، آغازِ فرسایش است.

بعد نگاه می‌کنم به این پروژه‌ی «تغییر» و می‌گم:
«خدایا! سپاسگزارم که این تلنگر را به من زدی و به یادِ من آوردی و به درخواستِ من پاسخ دادی که چطور باید همیشه در حالِ پیشرفت باشم.»

بعد به این نگاه برسم که خوشبختیِ واقعی در گروِ فقط رسیدن به خواسته و نقطه‌ی پایانی نیست؛
خوشبختیِ واقعی در درکِ صحیحِ قانون و حرکت‌کردن با مسیرِ جهان است که همیشه رو به رشد و فراوانی است.
371👏83👍23🙏19
یعنی من باید همواره هم‌جهت باشم با جریانِ خداوند، فارغ از اینکه به چند تا از اهداف و خواسته‌هایم رسیدم و چقدر از نظرِ مالی، سلامتی، روابط و… پیشرفت کردم.

این یعنی خوشبختیِ واقعی.
یعنی در واقع، اون مسیری که من دارم حرکت می‌کنم برای من حالِ خوب میاره، در حالی‌که دارم روی خودم کار می‌کنم.
نه اینکه منتظر باشم به هدفِ خاصی برسم، بعد احساسِ خوبی داشته باشم؛
و بدتر از اون، فکر کنم حالا که به این هدف رسیدم، دیگه تمومه و من نیازی به حرکت‌کردن ندارم.

جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
403👏109👍33🙏32
دیدگاه اصغر عزیز در پروژه تغییر را در آغوش بگیر:

تمرین این قسمت:

اگر بخواهی الگوی موفقیتِ قبلی‌ات را همین امروز در چالشِ فعلی‌ات کپی کنی، دقیقاً چه می‌کنی؟ با جزئیات، داستانِ «از صفر تا موفقیتی» که قبلاً ساخته‌ای را بنویس.

چقدر لذت بردم از صحبت‌های منصوره‌ی نازنین و توضیحاتِ تکمیلی استادِ عزیز.

خداوند دوستم داشت و در سال ۹۸ منو با استاد عباس‌منش آشنا کرد، و نتیجه‌ی آشناییِ من با استاد و قدم‌گذاشتن در مسیرِ تغییر را به اختصار شرح می‌دهم:

مسیرِ نور؛ داستانِ تولدِ دوباره‌ام با هدایتِ خداوند و آموزه‌های استاد عباس‌منش

گاهی در زندگی لحظه‌ای فرا می‌رسد که انسان احساس می‌کند در میانِ تاریکیِ بی‌پایان گم شده است؛ نه راهِ بازگشت را می‌داند و نه مقصد را می‌بیند.
من هم روزگاری چنین بودم؛ با اینکه ظاهراً زندگی‌ام جریان داشت، اما در درونم خلأی عمیق حس می‌کردم.
درگیرِ نگرانی، ترس، تردید و احساسِ بی‌قدرتی بودم. با وجودِ تلاش‌ها و آرزوهای بسیار، گویی نیرویی نامرئی مرا از درون می‌کشید و مانعِ شکوفایی‌ام می‌شد.
تا اینکه در نقطه‌ای از مسیر، خداوند مرا به سویِ نور هدایت کرد؛ به سویِ آگاهی، ایمان و شناختِ قوانینِ الهی‌ای که سال‌ها نادیده گرفته بودم و از آنها بی‌خبر بودم.

و این هدایت با آشناییِ من با آموزه‌های استاد عباس‌منش آغاز شد.


آغازِ تغییر؛ جرقه‌ای از ایمان

اولین باری که سخنانِ استاد را در قالبِ فایل‌های توحیدِ عملی شنیدم، در وجودم چیزی لرزید.
واژه‌هایش ساده بود؛ او از خداوندی سخن می‌گفت که نه در آسمان‌های دور، بلکه در درونِ من است؛ از قدرتی درونی که با ایمان و باور بیدار می‌شود.
تا آن زمان همیشه به‌دنبالِ کمک در بیرون از خودم بودم، اما برای نخستین‌بار فهمیدم که کلیدِ تمامِ درها در دستانِ خودِ من است.

با شنیدنِ آن سخنان، در قلبم نوری روشن شد.
با خود گفتم: «شاید واقعاً بتوانم زندگی‌ام را تغییر دهم، شاید خداوند از من نگذشته باشد، شاید هنوز فرصت هست.»

گام‌های نخست؛ از شک تا یقین

راهِ تغییر آسان نبود؛ ذهنم پر از باورهای محدودکننده بود.
صدایی درونم می‌گفت: «تو نمی‌تونی، دیر شده، شرایطت خاصه.»
اما هر بار که صدای ناامیدی بلند می‌شد، آموزه‌های استاد همچون نوری راهنمایم می‌شدند.

تمرین‌ها را با دقت انجام می‌دادم؛ از شکرگزاریِ روزانه گرفته تا تمرکز بر خواسته‌ها و توجه به زیبایی‌ها به‌جایِ ترس‌ها و نگرانی‌ها.
به مرور دیدم که نشانه‌ها یکی‌یکی ظاهر می‌شوند؛ آدم‌هایی وارد زندگی‌ام می‌شوند که کمکم می‌کنند، موقعیت‌هایی پیش می‌آید که روزی فقط آرزو بود و از همه مهم‌تر، درونم آرام شد.

فهمیدم تغییرِ واقعی از درون آغاز می‌شود و وقتی درونم روشن شد، بیرونم نیز تغییر کرد.

ایمانی نو؛ زندگی با حضورِ خداوند

بزرگ‌ترین دستاوردِ من در این مسیر، درکِ حضورِ همیشگیِ خداوند بود.
دیگر خدا را موجودی دور و دست‌نیافتنی نمی‌دیدم، بلکه او را در ذراتِ زندگی، در لحظه‌های کوچک، در لبخندِ یک رهگذر، در آرامشِ یک دعا و در موفقیت‌های کوچک و بزرگ خودم حس می‌کردم.

هر بار که با مشکلی روبه‌رو می‌شدم، به‌جایِ ترس، با ایمان برخورد می‌کردم.
می‌دانستم اگر درونم را با عشق، شکرگزاری و باور به خداوند پر کنم، جهانِ بیرون نیز پاسخ خواهد داد — و به‌سرعت هم همین‌طور شد.

زندگی‌ام کم‌کم رنگ و بویِ دیگری گرفت:
روابط، سلامتی، وضعیت مالی بهتر، آرامش ذهنی، و حتی چهره‌ام بشاش‌تر شد.
شادتر شدم؛ دیگر آن انسانِ مضطرب و بی‌انگیزه و افسرده و مبتلا به سردردِ میگرنی نبودم.
حالا با شورِ ایمان و اشتیاقِ رشد زندگی می‌کنم.

سپاس از خداوند و استاد عباس‌منش

از صمیمِ قلب، خداوند را شاکرم که مرا در مسیرِ آگاهی قرار داد و استاد عباس‌منش را وسیله‌ی این هدایت قرار داد.
سخنانش فقط آموزش نبود، نوری بود که تاریکی‌های ذهنم را روشن کرد.
هر کلمه‌اش مرا به یادِ قدرتی می‌انداخت که در درونم خفته بود.
او مرا با قانونِ باور، قانونِ فرکانس و ارتعاش و قدرتِ شکرگزاری آشنا کرد.
و با هر تمرین، با هر فایلِ صوتی و تصویری، با هر نکته‌ی ساده، گامی دیگر به سویِ خودِ حقیقی‌ام برداشتم.

ادامه‌ی مسیر؛ اشتیاقی بی‌پایان برای رشد

اکنون می‌دانم این پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ مسیری زیبا و الهی است.
من با ایمان، عشق و اشتیاق در این مسیر گام برمی‌دارم و هر روز بیشتر می‌آموزم، بیشتر رشد می‌کنم و بیشتر عشق می‌ورزم.

می‌دانم که خداوند همیشه همراهِ من است و هر خواسته‌ای که از روی عشق و ایمان باشد، در بهترین زمان و به زیباترین شکل ممکن به من می‌رسد.
من دیگر آن آدمِ سابق نیستم.
اکنون انسانی هستم که به قوانینِ الهی ایمان دارد، مسئولیتِ زندگی‌اش را پذیرفته و با آگاهی زندگی می‌کند.
422👏73👍31🙏30🤔3
دوستِ عزیزم، اگر این کلمات را می‌خوانی و در دلت احساس می‌کنی که چیزی در تو در حالِ بیدار شدن است، بدان که این همان ندایِ خداوند است.
مسیرِ تغییر شاید در آغاز دشوار به نظر برسد، اما کافی‌ست قدمی کوچک برداریم، ایمان بیاوریم، تمرین کنیم، شکرگزار باشیم و مطمئن باشیم که جهان در حالِ هماهنگی با ماست.

من به‌خوبی این تغییر را در خودم احساس می‌کنم و نتایجم شاهد و گواه است.

جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
463👏76🙏39👍37🤔3
دیدگاه مریم عزیز در دوره هم‌جهت با جریان خداوند | جلسه ۱۲:

درود خدا بر شما استاد بزرگوار و بانو شایسته عزیز

دوره‌های مراقبه آن‌قدر عالی هستند که نمی‌توانم فقط گوش بدهم و رد شوم! برای همین، هر روز بخشی از آن را می‌نویسم تا جمله‌به‌جمله درکش کنم.

امروز مراقبه جلسه دوازدهم دوره هم‌جهت با جریان خداوند را تمام کردم و تازه فرصت کردم تا کامنت این جلسه را بنویسم.

نمی‌دانم تلقین است یا حقیقت، اما ایمان دارم که هدایت و فضل خدا شامل حالم شده است. هر روز که مراقبه را می‌نوشتم و از هر جمله آن لذت می‌بردم و آرام می‌شدم، در طول روز واقعاً معجزات خدا را می‌دیدم.

من در بین همکارانم فروشنده بزرگی نبودم، اما در این مدت واقعاً فروش‌های فوق‌العاده‌ای داشتم.
در شغلم از هر جهت در حال رشد هستم و از ته دل ذوق دارم. خدایا شکرت.

در زندگی شخصی‌ام نیز رابطه‌ام با همسر، دختر، خانواده و عزیزانم به حدی عالی شده که خیلی‌ها از دیدنش شگفت‌زده می‌شوند.
رابطه‌ام با همکارانم و عزتی که خدا در شغل و زندگی‌ام به من بخشیده، واقعاً بی‌نظیر است و زبانم از شکرگزاری قاصر است.

به قول استاد، واقعاً از پس این‌همه شکر برنمی‌آیم و امیدوارم خداوند به عزت خودش ببخشد.


از نظر مالی هم خداوند به طرز عجیبی به درآمد من و همسرم برکت داده، طوری که همه تعجب می‌کنند که این برکت از کجاست!
اما من می‌دانم که از خزانه‌ی غیب خداست؛ از جایی که حتی گمانش را نمی‌برم، روزی بی‌حساب به ما می‌رسد.

مثلاً ما همیشه می‌گفتیم: «آیا ممکن است خدا یک سوئیت کوچک در حد سرپناهی در مرکز استان به ما بدهد؟»
و هفته‌ی گذشته، به فضل خدا، توانستیم به‌راحتی یک خانه‌ی ۱۲۰ متری دوخوابه نوساز و کلید نخورده در همان‌جا بخریم تا با سلیقه‌ی خودمان آن را کامل کنیم.

واقعاً به این درک رسیده‌ام که فرمول رسیدن به هر خواسته‌ای فقط این است که شکرگزارِ داشته‌هایی از جنس همان خواسته باشم.
من خواسته‌ام را با خدا مطرح می‌کنم و در جهتش تلاش می‌کنم، اما با احساس آرامش و شادی، با لذت از همان لحظه‌ای که رسیدن به آن را حس می‌کنم.

وقتی به خواسته‌ام نمی‌چسبم و بابتش شکایت نمی‌کنم، به‌راحتی به آن می‌رسم.

باز هم سپاسگزار خدای وهاب و عزیزم هستم، برای وجودش و برای خلق قوانینی که زندگی ما را آسان کرده است.
و باز هم سپاسگزار خدایی هستم که شما استاد عزیز را برای هدایت ما آفرید تا بهترین زندگی را تجربه کنیم.

شاد و سالم باشید استاد گرامی.

جهت اطلاعات بیشتر و خرید دوره هم جهت با جریان خداوند بر لینک زیر کلیک کنید:

https://abasmanesh.com/fa/product/aligned-with-flow-of-god-course/
598👏114👍46🙏34🤔2
دیدگاه اعظم عزیز در دوره هم‌جهت با جریان خداوند:

از زمانی که دوره‌ی هم‌جهت با جریان خداوند را آغاز کردم، اتفاقات بسیار زیادی در زندگی‌ام رخ داده که هر بار مرورشان می‌کنم، وجودم سرشار از سپاسگزاری می‌شود. این دوره واقعاً دوره‌ی کیمیاگری بود که مرا در مسیر درست زندگی نگه داشت.

۱. ماندن در مومنتوم مثبت و اجازه ندادن به پیشروی افکار منفی؛
حتی اگر ناراحتی من از نظر ذهنی منطقی به‌نظر برسد، می‌دانم مثل آن است که دستم را در آتش ببرم، و من دیگر این کار را نمی‌کنم.

۲. تایم اوت گرفتن —
یعنی با هر کار یا فکری، حتی کوچک، از افکار منفی فاصله گرفتن و تغییر مسیر دادن.

۳. تکرار باورهای قدرتمندکننده؛
باورهایی که نیرو و توان را هزاران برابر می‌کنند و باعث می‌شوند خدا را در همه‌چیز ببینم.

۴. سپاسگزاری از خداوند، از انسان‌ها، از امکانات و از خودم. یاد گرفتم از خودم هم سپاسگزار باشم —
چیزی که تا پیش از این هرگز انجام نمی‌دادم. حالا هر روز چند مورد از چیزهایی که بابتشان از خدا، دیگران و خودم سپاسگزارم را می‌نویسم.

۵. ساخت شیشه‌ی شفاف سپاسگزاری
، پر از کاغذهای رنگی که هرکدام یادآور نعمتی هستند و ثروت من محسوب می‌شوند.

۶. نوشتن سپاسگزاری‌های روزانه در گوشی موبایلم؛
هر روز چند دقیقه طول می‌کشد تا لیستم را مرور و موارد جدید را اضافه کنم. دیدن این‌همه نعمت، قلبم را سرشار از شادی و شکر می‌کند.

۷. دوستی با خداوند؛
دیدن او در هر اتفاق و نشانه، عشق‌ورزیدن با او، رقصیدن در حضورش، اشک ریختن و به سجده افتادن از سر عشق و سپاس.

۸. داشتن پس‌انداز قابل‌توجه
— چیزی که تا پیش از این تجربه نکرده بودم: چک‌پول، دلار، طلا و کارت بانکی پر از پول که از فضل بی‌نهایت خداوند همیشه سرشار است.

۹. رابطه‌ای فوق‌العاده با همسرم،
که یکی از بزرگ‌ترین نتایج این دوره است. گویی خداوند از طریق این بنده‌ی مهربانش هر لحظه به من عشق می‌ورزد.
محبت‌های بی‌اندازه، احترام عمیق، هدایا، واریزی‌ها، گفت‌وگوهای عاشقانه و عشقی فراتر از تصور، همگی از الطاف الهی هستند.
در طول بیست سال زندگی مشترک، هرگز چنین سطحی از عشق و توجه را تجربه نکرده بودم و اکنون هر روز شاهد افزایش آن هستم.
می‌دانم همه‌ی اینها نتیجه‌ی دوست داشتن خودم است، و این جهان همچون آینه، همان را از طریق او به من بازتاب می‌دهد.
خدایا میلیاردها بار سپاسگزارم...

۱۰. کنترل ذهن و تقوا در روزهای دشوار جنگ دوازده‌روزه،
زمانی که پسرم در پادگانی زیر بمباران بود. باورهایی که از این دوره آموخته بودم، مرا از وسوسه‌ها و ترس‌های شیطانی نجات دادند. پاداش این ایمان، آرامشی بود که هنوز هم با یادآوری آن، اشک شکر در چشمانم جمع می‌شود.

۱۱. انس با قرآن؛
چنان عاشقش شده‌ام که هر چند روز یک‌بار سوره‌ای را دانلود و بارها گوش می‌دهم و قوانین زیبای الهی را به یاد می‌آورم.

۱۲. دریافت هدیه‌ای ارزشمند از والدینم؛
زمینی به ارزش بیش از دو و نیم میلیارد تومان که همزمان با شروع این دوره به ما بخشیده شد — نشانه‌ای روشن از فضل بی‌نهایت خداوند.

۱۳. غلبه بر ترس‌هایم؛
یاد گرفتم به تنهایی رانندگی کنم و حتی تا شهرهای دور و بزرگ بروم. ترس رانندگی در شب را هم پشت سر گذاشتم و حالا استقلال و آزادی‌ام در رفت‌وآمد، برایم یکی از ارزشمندترین نتایج این دوره است.

۱۴. تعویض ماشین دوممان و خرید یک تندر نو در کنار لاماری شاسی‌بلند
— باز هم از فضل بی‌پایان خداوند.

۱۵. انجام کارهایی در خانه که بیش از هشت سال به تعویق افتاده بودند
و امسال به لطف خداوند در حال انجام‌اند.

۱۶. سلامتی کامل بدنم،
حذف قند و شکر از رژیم غذایی و تجربه‌ی انرژی و نشاط فراوان.

۱۷. گوش دادن مداوم به فایل‌های مراقبه، سپاسگزاری و هدایت.


۱۸. خرید زمین برای توسعه‌ی باغ، خرید مغازه و زمین جدید برای ساخت‌وساز.

۱۹. تحقق آرزویی قدیمی که سال‌ها در دفتر آرزوهایم نوشته بودم
و امسال به لطف خدا به ساده‌ترین شکل ممکن تحقق یافت — درست مثل کتاب راز.

۲۰. احساس ارزشمندی بدون نیاز به دستاورد؛
درک اینکه من تکه‌ای از خداوند و جگرگوشه‌ی او هستم و از روح او در من دمیده شده است.

۲۱. یاد گرفتن صبار و شکور بودن
؛ صبر در مسیر و شکر در نتیجه.

۲۲. تحسین دیگران،
دیدن زیبایی‌هایشان و تمرکز آگاهانه بر نکات مثبتشان.

۲۳. نوشتن کامنت برای هر جلسه،
گاه حتی بیش از یکی، و خواندن کامنت‌های دیگران با احساس سپاس به خاطر این سایت ارزشمند.

۲۴. یاد گرفتن شنا
، که روزی فقط آرزویم بود.

۲۵. یاد گرفتن بازی والیبال
.

۲۶. پیدا کردن دوستان هم‌فرکانس و انسان‌های ارزشمند.


۲۷. فروش بیش از صد میلیون تومان از محصولات باغ‌ویلایی‌مان
، که برای نخستین بار در امسال اتفاق افتاد و از فضل خداوند نصیبم شد.
545👏137👍33🙏31🤔2
و هزاران نتیجه‌ی دیگر که حالا هنگام نوشتن به ذهنم نمی‌رسد.
هم‌اکنون که این سطور را در نیمه‌شب می‌نویسم و نور مهتاب از پنجره به اتاقم می‌تابد و عطر گل‌های یاسِ باغ فضای خانه را بهشتی کرده است، می‌دانم اگر دفترم را باز کنم، پر از نعمت‌هایی است که به یاد نیاورده‌ام.

خدایا،
میلیاردها بار سپاسگزارم که مرا به این مسیر هدایت کردی.
و سپاسگزار استادم هستم که راه درست زیستن را به من آموخت.

مطالعه محتوای آموزشی دوره هم جهت با جریان خداوند و نقش این آگاهی ها در به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام رها شده و تحقق خواسته ها از هموارترین مسیر
👇👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/product/aligned-with-flow-of-god-course/
551👏145👍32🙏29🤔1
دیدگاه نسیبه عزیز از آموزش‌های استاد عباس منش در سایت:

به نام پروردگار مهربان
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس‌منش گرامی و تمامی دوستان ارجمند.

اگرچه این فایل و بسیاری از فایل‌های دیگر استاد را در طی سال‌های اخیر بارها شنیده‌ام و فراز و نشیب‌های فراوانی را تجربه کرده‌ام؛ اما نوشته‌ای از گذشته‌ی خویش را مشاهده نمودم که مرا بر آن داشت تا تجربیات خود را به نگارش درآورم. هدف من تنها یک جمله است: «به راستی، قانونمندی‌های الهی مؤثر و پاسخگو هستند.»

در سال ۱۳۹۹ که با آموزش‌های شما آشنا شدم، در وضعیت بسیار نابسامانی به سر می‌بردم که حتی میل به یادآوری آن ندارم. اما هنگامی که آموزه‌ها را باور کردم، همه چیز شروع به دگرگونی نمود: شرایط مالی، روابطم، وضعیت سلامتی‌ام و از همه مهم‌تر، احساس آرامش و یقینی عمیق درونم آغاز به رشد کرد. این تحول، مرا از احساسات تلخ ناشی از عذاب وجدان، سوگ، و خودسرزنشی‌های بی‌پایان، به صلح و سکوت درونی‌ای رساند که پیش از آن هرگز تجربه‌اش نکرده بودم.

به سرعت قانون را باور نمودم و مسئولیت تمامی تجربیاتم را پذیرفتم. یکی از شاخص‌ترین نتایج بزرگی که کسب کردم، عزت و اعتبار شگفت‌انگیزی بود که پروردگار در محیط دانشگاهی و پژوهشی به من عطا نمود؛ اعتباری که هرگز در زندگی‌ام سابقه‌ای نداشت. همچنین، در پایان تحصیل، به شکلی معجزه‌آسا به درآمد رسیدم و این درآمد روز به روز افزایش یافت.

متأسفانه، غفلت از ادامه‌ی کار بر روی خود، موجب شد تا گمان کنم این نتایج تصادفی و موقتی بوده‌اند و اصل را فراموش کردم. در نتیجه، ابتدا رشد درآمد متوقف شد و سپس به تدریج کاهش یافت. چالش‌ها با همکاران آغاز گشت و لذت کار از بین رفت. شرایط مالی هر روز سخت‌تر می‌شد و اشتیاق پیشین برای پیشرفت، جای خود را به تقلای بی‌حاصل برای کسب درآمد ناچیز داد. این عاقبت کسانی است که کار کردن بر روی باورهای خویش را متوقف می‌کنند.

پس از مدتی دوری و تجربه تضادهای دشوار، در ابتدای شهریور ماه امسال، مجدداً با تعهد کامل شروع کردم. با آغاز تعهد هفت‌ماهه برای تغییر، از خداوند خواستم تأیید خویش را بر پیمانم نهد و آفریدگار پرقدرت و مهربان، با نشان دادن سوره‌ی فتح، چنان قلبم را آرام ساخت که گویی هیچ چیز نمی‌توانست آن سکینه را از من سلب کند.

هدفگذاری نمودم تا در مدت هفت ماه، یعنی تا ابتدای فروردین ۱۴۰۵، درآمد خود را حداقل سه برابر کنم. هر روز بر روی باورهایم کار کردم؛ از جمله فایل‌های دوره‌ی دوازده قدم، عزت نفس و احساس لیاقت. سپاسگزاری‌های روزانه را می‌نوشتم و اگرچه بارها از مسیر خارج شدم و بی‌نقص عمل نکردم، اما هر بار با یادآوری سوره فتح، سعی نمودم کمتر از قبل در احساس بد بمانم. با کنار گذاشتن غرور بی‌جا، قدم‌هایی برای افزایش مهارت‌هایم برداشتم و کارهایی که از آن‌ها می‌ترسیدم را انجام دادم. در نهایت به خداوند اعتماد کردم و اجازه دادم تا مسیر درست را به من نشان دهد.

هنگامی که به سراغ دفتر تعهدم رفتم، در حالی که آن هدفگذاری را به کلی فراموش کرده بودم، از عظمت و لطف پروردگارم، فرمانروای قدرتمند و بی‌شریک جهانیان، اشک شوق ریختم و شوکه شدم.

درآمد من نه پس از هفت ماه، بلکه پس از تنها یک ماه، یعنی در پایان شهریور ماه، بیش از ۳ برابر شده بود و در پایان مهرماه، درآمد من نسبت به مرداد ماه، نزدیک به ۶ برابر گردید. این نتیجه تنها در طول دو ماه محقق شد.

چگونه می‌توانم شکر این همه لطف الهی را به جا آورم؟ بزرگترین سپاسگزاری من این است که پایم را محکم بر زمین می‌گذارم و به مسیر ادامه می‌دهم. چرا باید بترسم، وقتی هرگز تغییری در سنت‌های الهی رخ نمی‌دهد؟ چرا باید بترسم، وقتی قانون این‌قدر دقیق عمل می‌کند؟ چرا باید بترسم، وقتی که خداوند این‌قدر نزدیک است و این‌قدر سریع پاسخ می‌دهد؟

از خداوند می‌خواهم که مرا در این مسیر حفظ نماید و با تمام وجود، برای این آموزه‌های گرانبها سپاسگزارم. استاد عباس‌منش گرامی، بابت تک‌تک لحظاتی که به ندای درونی خویش گوش فرا دادید و این آموزه‌ها را با ما به اشتراک گذاشتید، عمیقاً از شما سپاسگزارم. در آینده‌ای نزدیک، از نتایج بسیار بزرگتر برای شما خواهم نوشت.

جهت مطالعه توضیحات محصولات استاد عباس منش و خرید آنها به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید:

https://abasmanesh.com/fa/shop/
538👏147👍38🙏36🤔1
دیدگاه دریا عزیز در پروژه تغییر را در آغوش بگیر:

با عرض سلام و ارادت خدمت استاد ارجمند، همسفرِ این مسیر معنوی.

اگر بخواهم در خصوص تجربیات خود بنویسم، می‌توانم بگویم که یکی از بزرگ‌ترین تحولات زندگی‌ام، با کمک قوانین، یادآوری‌ها و بازگشت به مسیرِ آموزش‌های استاد عباس منش رقم خورده است. این آموزه‌ها، در حقیقت، معجزه را وارد زندگی‌ام کردند.

تقریباً هشت سال است که با استاد عباس منش آشنا شده‌ام. در این مدت، هم از فایل‌های رایگان استفاده کرده‌ام و هم دوره دوازده قدم را تهیه نموده و در حال گوش دادن هستم.

اما تجربه اصلی من مربوط به تقریباً دو سال پیش است. در آن زمان، مسئله‌ای برایم پیش آمد که مرا کاملاً از "صد به صفر" رساند. من در آن وضعیت، افسرده، عصبی، ناامید و در جایگاه قربانی بودم. وضعیت روحی و جسمی‌ام به قدری وخیم بود که از دیدن خودم و احساساتم هراس داشتم. از درون احساس می‌کردم مُرده‌ام، اما مجبور بودم ظاهر را حفظ کنم و تمام ناراحتی‌ها را در خود پنهان نگاه دارم.

همواره در سخت‌ترین شرایط زندگی، فایل‌های استاد برایم مانند یک معجزه و آرام‌بخش عمل می‌کردند و حالِ مرا دگرگون می‌ساختند، اما این بار شرایط متفاوت بود؛ من از نظر روحی کاملاً درهم شکسته بودم.

به یاد دارم که مجبور شدم یک جلسۀ مشاوره بگیرم. وضعیتم چنان حاد بود که برایم نوبت اضطراری تعیین کردند. جملۀ مشاور که گفت: چگونه با این وضعیت هنوز روال عادی زندگی‌ات را حفظ کرده‌ای؟ با خودت چه کرده‌ای؟ در خاطرم ماندگار است. رنگ صورتم پریده، حالم پریشان و حدود هفت هشت کیلو وزن کم کرده بودم. هر کسی مرا می‌دید، متوجه وخامت اوضاع می‌شد.

در آن روزها، تنها چیزی که در ذهنم طنین‌انداز بود، صحبت‌های استاد عباس منش دربارۀ حال خوب و احساس خوب بود و اینکه تنها کسانی که می‌توانند به من کمک کنند، در درجه اول خداوند و سپس خودم هستم. یک آینۀ جیبی خریدم و شب‌ها قبل از خواب و صبح‌ها بلافاصله پس از بیداری، با خود گفتگو می‌کردم و جملات تاکیدی مثبت را تکرار می‌نمودم؛ جملاتی مانند: من چقدر دوست‌داشتنی و ارزشمندم و لایق بهترین زندگی هستم.

قابل ذکر است که در مدت زمانی بسیار کوتاه، تغییرات عظیمی در من ایجاد شد و حالم به شدت بهبود یافت. اتاق من پر از یادداشت‌های انگیزشی شد. هر روز آموزش‌ها را گوش می‌دادم. ورزش را در برنامه قرار دادم و از عوامل منفی دوری کردم؛ عواملی چون تلویزیون، اخبار منفی، شبکه‌های اجتماعی و آهنگ‌های غمگین. به طبیعت می‌رفتم. خلاصه، تمام آنچه را آموخته بودم، به مرحلۀ عمل رساندم.

نتیجه‌ای که حاصل شد، واقعاً معجزه بود. کم‌کم وضعیت جسمانی‌ام روبه‌راه شد و از نظر روحی به آرامش و تعالی رسیدم. ارتباطاتم با دیگران بهتر شد و اتفاقات خوب، یکی پس از دیگری وارد زندگی‌ام شدند. این دستاوردها، تنها و تنها با عمل کردن به قوانین جهان هستی و جدی گرفتن آن‌ها میسر گردید.

این قوانین حقیقتاً ثابت و بدون تغییر هستند؛ حتی اگر در بدترین موقعیت‌ها قرار داشته باشیم، هر لحظه که اراده کنیم و فکر و رفتار خود را تغییر دهیم، در همان لحظه وقایع دگرگون می‌شوند و نشانه‌ها از راه می‌رسند.


تجربیات گذشته، دستاوردهایم و همچنین مطالعۀ نتایج موفقیت سایر دوستان در این کانال، همگی انگیزه‌ای شدند تا مجدداً برخیزم و با قدرت به مسیر ادامه دهم. مثل همیشه، از خداوند مهربان، استاد عزیزم، و همراهی خانم شایسته گرامی، صمیمانه سپاسگزارم.

جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
448👏140👍28🙏25🤔1
دیدگاه الهام عزیز در دوره هم جهت با جریان خداوند

سلام بر شما.

استاد عباس‌منش فرمودید که دوره را از اول شروع کنم و من نیز اطاعت کردم. امروز، پس از ۹ ماه، دوباره بازگشتم تا ببینم که چطور خداوند مرا به این جایگاه و موفقیت رسانده است. جالب اینجاست که این معجزات و زیر و رو شدن زندگی من**، به لطف ایمان و آموزه‌های شما در همین دوره، حتی کمتر از ۹ ماه طول کشید. این تغییرات بزرگ از اواخر تیرماه به شکل انفجاری شروع شدند و واقعاً **معجزه رخ داد.

به یاد می‌آورم که اسفندماه سال گذشته، در بی‌انگیزه‌ترین حالت ممکن بودم؛ به قدری که دیگر رمقی برای بیدار شدن صبحگاهی نداشتم و درآمدم نیز قطع شده بود. هیچ حوصله‌ای برایم نمانده بود، اما تصمیم گرفتم دوره را بخرم. دوره را گوش می‌دادم، اما حالم پر از نوسان بود و مدام می‌گفتم: پس کی این تغییرات رخ می‌دهد؟

با وجود همه سختی‌ها، فایل‌ها را گوش می‌دادم و هرگاه که می‌خواستم تسلیم شوم، با این آیه شریفه مواجه می‌شدم:
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ
و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.

این آیه به من دوباره امید می‌داد و به خودم می‌گفتم که خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند.

در روزهایی که اوضاع کمی سخت بود، استاد عباس‌منش فایل جدیدی منتشر کردند که انگار موتور من دوباره روشن شد. هر روز این عبارت‌ها را تکرار می‌کردم که: هر اتفاقی بیفتد به نفع من است، خدا برای من یک برنامه ویژه دارد و هر شرایطی باعث پیشرفت من می‌شود. از شما یاد گرفتم که در همان لحظه، از همه کسانی که زحمت می‌کشند سپاسگزاری کنم.

بالاخره، این تلاش‌ها در پایان تیرماه نتیجه داد. صفحه اینستاگرام من به لطف وجود و کلام شما، شروع به رشد کردن کرد.

درآمدم به شکلی باورنکردنی در حال افزایش بود که نمی‌توانم توصیف کنم. فروش بسیار بالا و مشتریانی فوق‌العاده داشتم و هنوز هم دارم. قبلاً فکر می‌کردم اگر روزی ۵ میلیون تومان درآمد داشته باشم، عالی است؛ اما خداوند خیلی بیشتر از آن برایم رقم زد.

یادم می‌آید در یکی از قسمت‌های سفر به دور آمریکا، خداوند از زبان تصاویر شما به من گفت که بهترین تابستان زندگی‌ام را تجربه خواهم کرد، البته تا همین لحظه از زندگی‌ام. من هر روز این حرف را تکرار می‌کردم که خدایا تو گفتی بهترین تابستان عمرم و هر روز اوضاع من و کسب و کارم بهتر می‌شود و می‌دانم که از فضل خود برایم معجزه‌هایی در راه داری.

تابستان به پایان رسید و من درآمدی را دیدم که به غیر از معجزه خدا، از هیچ راه دیگری نمی‌توانستم با منطق و تلاش خودم به آن برسم. جالب اینکه در پاییز، درآمد بالاتری را دیدم و فقط شکرگزار خداوند بودم. من که از نظر مالی صفر بودم، به ارقامی رسیدم که واقعاً همان آیه شریفه بود:
که به زودی خداوند بخششی خواهد کرد که تو را خشنود کند.

اگر بگویم چه درآمدی را تجربه کردم، شاید برای کاربران سایت عادی باشد، اما اطرافیانم حتی به ذهنشان هم خطور نمی‌کند. من ترجیح دادم این موضوع را پیش خودم نگه دارم.

خدایی که مرا از آن نقطه «صفر کلوین» -به قول شما- به اینجا رسانده، مطمئناً با شروع دوباره این دوره، برنامه بهتری برایم دارد. من هیچ نداشتم و حالا اینجا هستم. می‌دانم که استاد عباس‌منش بیهوده به من نگفتند که این دوره را شروع کنم. می‌دانم که خداوند می‌خواهد ظرف وجود مرا برای معجزات بیشتر بزرگ‌تر کند. در این دو روز که دوباره قسمت اول را آغاز کردم، مدام این نکته را به خودم و خدا می‌گویم.

استاد عباس‌منش، امیدوارم روزی بیایم و برایتان تعریف کنم که چگونه این اتفاقات افتاد و چطور شما معجزه زندگی من شدید.

برای شما آرزوی سلامتی، شادی، و ثروتی روزافزون‌تر دارم. من عاشق آن دعای شما هستم که می‌گویید: دست به خاک می‌زنید طلا شود، چرا که شما زندگی مرا زیر و رو کردید.

کمی که دوره را پیش ببرم، در اواسط یا انتهای آن، دوباره خواهم آمد و خواهم نوشت که از این نقطه به کجا رسیده‌ام.

عاشق شما هستم.
خدایا شکرت.

مطالعه محتوای آموزشی دوره هم جهت با جریان خداوند و نقش این آگاهی ها در به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام رها شده و تحقق خواسته ها از هموارترین مسیر
👇👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/product/aligned-with-flow-of-god-course/
577👏159👍37🙏30🤔3
این سؤال با عنوان زیر در عقل کل مطرح شده:

عنوان سوال: قبل از شروع کسب‌وکار شخصی‌ام، باید روی پرورش احساس لیاقت کار کنم یا پرورش باورهای ثروت‌ساز؟

توضیحات سوال:
سلام به دوستان و مشاوران بخش عقل کل
من در حال حاضر جایی مشغول کار هستم اما مصمم هستم که در کنار کاری که الان انجام می‌دهم، آروم‌آروم راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی‌ام رو شروع کنم. هرچی بیشتر خودم رو می‌شناسم، بهتر متوجه می‌شم که باور‌هام درباره پول و ثروت خیلی ایراد داره.
از دوستانی که تجربه راه‌اندازی کسب‌وکار خودشون رو دارند و به‌نسبت توی این مسیر با موفقیت پیش رفتند، یا دوستانی که
دوره احساس لیاقت رو کار کردند و نقش آگاهی‌های این دوره رو در بهبود کسب‌وکارشون می‌بینن، می‌خوام که با تجربه‌هاشون من رو راهنمایی کنن که:
آیا توی این وضعیت، بهتره قدم اول رو با دوره احساس لیاقت شروع کنم یا با
دوره روانشناسی ثروت؟
چون برای من فرقی نداره کدوم دوره رو بخرم، فقط هدفم رشد وضعیت مالی‌ام و پیشرفت در کسب‌وکارم هست.

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

از مشاوران عقل کل و دانشجویانی که در دوره احساس لیاقت شرکت داشته‌اند و از آموزه‌های این دوره در عمل استفاده می‌کنند، برای پاسخ به این سوال دعوت می‌کنیم. زیرا از طریق پاسخ به این سوال، نه فقط مسیری برایتان مرور و یادآوری می شود که شما را به موفقیت های کنونی رسانده، بلکه به رشد وضعیت مالی و رونق کسب‌وکار دانشجویان زیادی کمک کند.

می‌توانید در پاسخ به این سؤال، درباره تجربیات خود بنویسید که:

تمرکز بر آموزه‌های دوره احساس لیاقت و پرورش احساس لیاقت درونی، چطور کیفیت وضعیت مالی زندگی شما را بالا برده است؟ به‌ طوریکه می توانید بگویید: حتی کارهایی که قبلاً در زمینه کسب‌وکار خود انجام داده بودند و بی‌نتیجه مانده بود، فقط با پرورش احساس لیاقت درونی تان، به ثمر نشسته است.
یا اینکه: پرورش احساس لیاقت، ترس‌هایی که از شروع کسب و کار شخصی یا تولید یک محصول داشتید را، به اشتیاق و اطمینان تبدیل کرد. چون خود را لایق داشتن یک کسب و کار موفق دیدید و به خاطر این احساس لیاقت درونی، کاری را شروع کردید که سالها به تعویق انداخته بودید.
سپس قدم به قدم که روی احساس لیاقت خود هم کار کرده اید، نتایج بهتر و بهتر شده است.

البته که این تغییر در نتایج هم کاملا طبیعی و منطقی است. زیرا عاملی که میزان کیفیت زندگی ما را در تمام زمینه‌ها، خصوصاً "میزان موفقیت در کسب‌وکار و خلق ثروت" تعیین می‌کند، "میزان احساس لیاقت ما درباره پول و ثروت است". چون غالب‌ترین فرکانسی که ما همواره به جهان ارسال می‌کنیم، فرکانس احساس لیاقت یا احساس عدم لیاقت درباره خواسته هایمان است.

به همین دلیل، به‌محض اینکه فرد ذره‌ای بهبود در احساس لیاقت خود ایجاد می‌کند، همان مقدار کم از بهبود در احساس لیاقت، آنقدر فرکانس بالایی دارد که بیشترین تأثیر مثبت را در کیفیت زندگی او ایجاد می‌کند.

دانشجویان دوره احساس لیاقت در بخش نظرات این دوره، بارها از تجربه خود گفته‌اند که چطور وقتی با تمرکز روی آموزه های دوره احساس لیاقت کار کردند، نه تنها نتایج مالی آنها به شدت بیشتر شد، بلکه حتی توانستند آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت را بهتر درک کنند و بهتر در عمل اجرا کنند و حتی از آموزه های این دوره نیز بیشتر نتیجه بگیرند.

برای ورود به بخش پاسخ به این سوال در عقل کل، روی این لینک کلیک کنید
421👏53👍36🙏32🤔5
دوستان عزیزم

فایل جدیدی از مجموعه «تغییر را در آغوش بگیر» با عنوان تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷ روی سایت abasmanesh.com قرار گرفت.

گوش‌دادن به تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷ می‌تواند ایمان ما را به رسیدن به اهداف و خواسته‌هایمان عمیق‌تر و محکم‌تر کند؛ ایمانی که کمک می‌کند:

• به‌جای دیدنِ محدودیت‌ها، بیشتر حضور و کمک خداوند را در مسیر اهدافمان ببینیم

• در مواجهه با تغییرها، به‌جای ترس و تردید، احساس امنیت و آرامش بیشتری تجربه کنیم

• وقتی ظاهر شرایط مطابق میل‌مان نیست، در درون محکم‌تر و مطمئن‌تر بایستیم

• باور کنیم که خواسته‌های ما واقعاً «شدنی» و در دسترس هستند، نه فقط یک رؤیای دور

اگر می‌خواهی حس اعتماد و اطمینانت به رسیدن به اهداف زندگی‌ات قوی‌تر شود، پیشنهاد می‌کنم همین حالا این فایل را از روی سایت abasmanesh.com بشنوی 👇

تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷
519🙏76👍50👏30🤔2
از "تغییر" تا "درک قوانین خداوند"؛ فصل جدیدی آغاز شد

دوستان و همراهان عزیزم، سلام

هنوز شیرینیِ همراهی با شما در پروژه ۱۹ گامِ «تغییر را در آغوش بگیر» در قلب من باقی است. هزاران نفر از شما در این مسیر همراه شدید، در بخش نظرات طوفان به پا کردید و با نوشتن تجربیات ارزشمندتان، به این مسیر جان بخشیدید. از تک‌تک شما سپاسگزارم که جسارت تغییر را داشتید.

اما... پایان آن ۱۹ گام، شروع یک درک عمیق‌تر بود.

خبر فوق‌العاده: پروژه جدید و بسیار مهمی را روی سایت آغاز کرده‌ایم با نام: «درک عمیق‌تر قوانین خداوند»

هدف این پروژه جدید این است که از لایه ظاهری عبور کنیم و ببینیم سیستم جهان هستی و قوانین خداوند در عمل و در زندگی واقعی چگونه کار می‌کنند.

گام اول هم‌اکنون به صورت هدیه روی سایت قرار گرفته است. این فایل‌ها اگرچه هدیه هستند، اما تاثیرشان در زندگی شما "قیمت" ندارد. از شما می‌خواهم با همان اشتیاقی که تغییر را در آغوش گرفتید، این فایل‌ها را بارها گوش دهید، نه فقط برای شنیدن، بلکه برای عمل کردن.

منتظر خواندن ردپای زیبای شما و درک‌های جدیدتان در بخش نظرات گام اول هستم.

👇 همین الان گام اول را بشنوید:
https://abasmanesh.com/fa/tag/deeper-understanding-of-god-laws/
696🙏78👍44👏38🤔9
فایل جدید استاد عباس منش با عنوان "تمرکز بر جنبه‌هایی که تحت کنترل ما هستند" بر روی سایت قرار داده شد. جهت دانلود و مطالعه نظرات دوستان به سایت مراجعه نمایید.
https://abasmanesh.com/fa/focus-on-aspects-that-are-within-our-control/
568🙏63👍41👏22🤔14
جهت شرکت در لایو فردا بر روی لینک زیر کلیک کنید:
https://youtube.com/live/cwUW8f4XMmc?feature=share
108👍26🤔7👏4🙏4
لایو یوتیوب با استاد عباس منش
فردا سه‌شنبه ساعت ٩:٣٠ شب به وقت ایران
موضوع: راز تغییر بنیادین در سال جدید
لینک ورود به لایو یوتیوب:

https://youtube.com/live/LDhs3Rz1iMA?feature=share
99👍12🙏10🤔7👏3
لایو یوتیوب با استاد عباس منش
امروز ‌شنبه ساعت ٩:٣٠ شب به وقت ایران
حدود ۲ ساعت دیگر
لینک ورود به لایو یوتیوب:

https://youtube.com/live/_zX_Lh5fUDo?feature=share
27🙏5👍4