Aba Ebad | اَبا اِباد
540 subscribers
1.34K photos
152 videos
4 files
92 links
درود،

اَبا اِباد هستم،
اینجا به زبانی ساده در مورد علم، تکنولوژی، فلسفه و محیط زیست می‌نویسم. گاه گداری چند بیت شعری نیز می‌سرایم، تحفه‌ای از برای یاران.

ارتباط با من
aba.ebad@gmail.com

آدرس وبسایت:
abaebad.com

لینک شبکه‌های اجتماعی پین شده است.
Download Telegram
زمانی که کودک بودیم، وقتی به آرایشگاه می‌رفتیم، آرایشگر یک تکه چوب را روی دسته‌های صندلی می‌گذاشت تا کمی بالا بیاییم و قدمان به آینه برسد و او بتواند راحت‌تر موهایمان را اصلاح کند. حالا اما پیشرفته تر شده و می‌توانند خودشان صندلی را بالا و پایین ببرند. همچون کودک درون یک آرایشگاه که برای دیدن آینه، یک تخته برایش می‌گذارند، ما نیاز داریم تا یک تخته بگذاریم و بالاتر برویم تا بتوانیم کیهان را بهتر ببینیم. امروزه بخش زیادی از مشاهدات ما از کیهان، با تلسکوپ‌های فضایی مانند تلسکوپ فضایی هابل، تلسکوپ فضایی جیمز وب، رصدخانه‌ی فضایی هرشل، رصدخانه‌ی پرتوی ایکس چاندرا و تلسکوپ فضایی پرتوی گامای فرمی صورت می‌گیرد. هریک از این تلسکوپ‌ها، آسمان را به نحوی متفاوت می‌بینند. اما چرا ما نیاز داریم مانند آن کودک در آرایشگاه که تخته زیرش می‌گذارند، تلسکوپ‌هایمان را در فضا قرار دهیم تا کیهان را نگاه کنیم؟


دلایل قرار دادن تلسکوپ‌‌ها در فضا، بسته به اساس عملکرد تلسکوپ متفاوت است. در مورد تلسکوپی مانند هابل که با نور مرئی کار می‌کنند، یکی از مهم‌ترین دلایل، تاثیر اتمسفر زمین است. زمانی که شما از روی زمین به ستارگان نگاه می‌کنید، ستارگان مرتبا چشمک می‌زنند. اما این چشمک زدن تنها به علت جابجایی هوا در اتمسفر زمین است و‌ اگر از اتمسفر خارج شوید، دیگر ستارگان چشمک نمی‌زنند. جابجایی هوا در جو زمین حتی در صاف‌ترین شب‌ها نیز دید اخترشناسان را مخدوش می‌کند و تصاویر ستارگان و کهکشان‌های دور دست، از روی زمین بسیار تار می‌شود. در مورد تلسکوپ‌هایی مانند هرشل و جیمز وب که با نور فروسرخ کار می‌کنند، یکی از مهم‌ترین دلایل ارسال این تلسکوپ‌ها به فضا، تاثیر بخار آب روی آن‌هاست. بخار آب موجود در اتمسفر، بخش زیادی از تابش فروسرخ را به خود جذب می‌کند و به همین علت، امکان رصد تابش‌های فروسرخ از سطح زمین، بسیار بسیار محدود است.


دسته‌ی دیگری از تلسکوپ‌ها که ما‌ ناچار هستیم آن‌ها را در فضا قرار دهیم، تلسکوپ‌هایی مانند تلسکوپ چاندرا هستند‌ که پرتوهای ایکس را رصد می‌کنند. خوشبختانه اتمسفر زمین جلوی پرتوهای پرانرژی ایکس که از کیهان به ما‌ می‌رسد را می‌گیرد، وگرنه شرایط حیات در سطح زمین بسیار بغرنج می‌شد. اما به خاطر همین خاصیت اتمسفر زمین، ما نمی‌توانیم پرتوهای ایکس حاصل از اجرام بسیار داغ کیهانی را از روی زمین رصد کنیم. همین مساله در مورد پرتوهای گاما نیز وجود دارد. پرتوهای گاما بسیار پرانرژی هستند و اگر وارد زمین شوند، می‌توانند به شدت به ما آسیب برسانند. اما اتمسفر زمین پرتوهای گاما را جذب می‌کند و پرتوهای گاما نمی‌توانند وارد زمین شوند. از همین بابت تلسکوپی مانند تلسکوپ پرتوی گامای فرمی، بایستی در فضا قرار داده شود.




قد ما کوتاه و آسمان بلند است، بیا روی نوک انگشتانمان بایستیم.



- اَبا اِباد




@AbaEbad



#physics #science #astronomy #astrophysics #ebadism #abaebad
👍21🥰1
تصویری از چند تلسکوپ فضایی و محدوده‌ی امواجی که رصد می‌کنند.


@AbaEbad
1
تصویر : تروفیم لیسنکو در حال بازدید از یک مزرعه


@AbaEbad
علم از تبلیغات پیروی نمی‌کند. هرچقدر کسانی سعی کنند یک ادعای غیرعلمی را به عنوان یک‌ موضوع علمی تبلیغ و‌ ترویج کنند، واقعیت جهان فیزیکی تغییری نمی‌کند. در دهه‌ی ۱۹۲۰ میلادی و پس از فروپاشی امپراتوری روسیه و جنگ‌های داخلی متعاقب آن، کشاورزی در اتحاد جماهیر شوروی، در یک‌ بحران عمیق فرو رفته بود. اقتصادی که پیشتر مبتنی بر داشتن مزارع کشاورزی کوچک بود، حالا به شکلی دستوری میرفت که به اقتصاد صنعتی و کشاورزی مبتنی بر مزارع جمعی تبدیل شود. قحطی‌های پی در پی و بحران غذا در شوروی، دولت شوروی را برانگیخت تا به دنبال یک راه حل اساسی برای حل بحران غذا بگردد. در همین حال و هوا، یک کشاورز روسی به نام تروفیم دنیسوویچ لیسنکو، شروع به تبلیغ روشی تحت عنوان بهاره سازی یا vernalization نمود.


در این روش، بذرهای گونه‌های زمستانه‌ی گندم را قبل از کاشت در دمای انجماد نگهداری و سپس در بهار آن‌ها را کشت می‌کنند و بدین صورت، گونه‌های گندم زمستانه را وادار به تولید محصول در بهار می‌کنند. در ادامه لیسنکو ادعا کرد که با این کار، بهاره شدن به یک صفت ارثی تبدیل می‌شود و فرزندان یک گیاه بهاره شده، طوری رفتار می‌کنند که گویی بهاره هستند. علیرغم اینکه این روش نسبتا شناخته شده بود، اما تحقیقات علمی نشان می‌داد که این روش، در نهایت تنها تا میزان اندکی، تولید محصول را افزایش می‌دهد. با این وجود، لیسنکو به علم تن نداد و بدون انجام آزمایش ادعا کرد که این روش، تولید محصول را تا ۱۵ درصد افزایش داده است و همچنین تبدیل به یک صفت ارثی آن‌ گونه‌ی گندم شده است. در این بین، حکومت شوروی که علاقه داشت نشان دهد که دهقانان با هوش و توانایی‌های خود، راه‌حل هایی برای مشکلات ارائه می‌دهند، شروع به تبلیغ ادعای لیسنکو کرد.


افراد دیگری نیز شروع به ادعاهای مشابهی کردند که می‌توان با استفاده از تکنیک‌های غیرژنتیکی، صفات اکتسابی را در گیاهان ایجاد کرد. این ایده برخلاف ژنتیک مندلی و همچنین تکامل طبیعی داروینی بود. از طرف دیگر، لیسنکو سیاستی را پیاده کرده بود که نشان دهد، علم ژنتیک یک "علم بورژوازی غربی" است. او آنچنان در این سیاست موفق بود که زمانی که در یک سخنرانی در برابر استالین، ژنتیک‌دانان را مخالف مارکسیسم و لنینیسم خواند، استالین با صدای بلند او را تشویق کرد. با افزایش نفوذ لیسنکو، بسیاری از ژنتیک دانان شوروی، دستگیر و روانه‌ی زندان شدند. کشاورزی شوروی بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۴ به طور کامل، تحت سلطه‌ی ایده‌های غیرعلمی لیسنکو بود و دستگاه پروپاگاندای شوروی نیز از او و ایده‌های اشتباهش، حمایت کامل‌ می‌کرد. اما همانطور که گفته شد، علم از تبلیغات پیروی نمی‌کند. نتیجه‌ی پیروی از نظریات غیرعلمی لیسنکو، قحطی بزرگ هولودومور در اوکراین و قحطی بزرگ چین تحت حکومت مائو بود که منجر به کشته شدن میلیون‌ها نفر گردید.



- اَبا اِباد




@AbaEbad



#science #pseudoscience #politics #history #ebadism #abaebad
👍31
لینک صفحه‌ی ابا اباد در اینستاگرام 👇🏾👇🏾

https://www.instagram.com/abaebad?igsh=MWttdzl2NWNjY3Jqcw==
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad
👍1
چه کسی اولین بار عطسه کرد؟ اصلا چرا ما عطسه می‌کنیم؟ از آنجایی که ما بارها و بارها عطسه کردن خود و دیگران را مشاهده کرده‌ایم، ممکن است عطسه کردن بسیار ساده به نظر برسد. اما عطسه کردن یک پدیده‌ی پیچیده‌ی عصبی‌ است و دلایل مختلفی پشت آن نهفته است. عطسه کردن ابتدا با تحریک پایانه‌های عصبی در غشای مخاطی سینوس‌ها آغاز می‌شود. این گیرنده‌ها، سپس سیگنال‌هایی را به ساقه‌ی مغز ارسال می‌کنند. ساقه‌ی‌ مغز جایی‌ست که بسیاری از اعمال ضروری بدن مانند تنفس را در بدن کنترل می‌کند. سپس مغز به بدن فرمان شروع عمل را می‌دهد. عطسه با بسته چشم‌ها، انقباض کل بدن و سپس یک بازدم بسیار قوی همراه است که در نهایت مواد محرک را از دستگاه تنفسی دفع می‌کند.


علت عطسه ممکن است آلرژی یا سرماخوردگی باشد. اما ممکن است علت آن عوامل غیرآلرژیک مانند واکنش به گرد و غبار، عطر، کپک، دود و یا تغییر شرایط محیطی مانند دما و رطوبت باشد. در بیشتر موارد عطسه راهی‌ست برای پاکسازی بدن از یک محرک. اما علت عطسه در بسیاری موارد نیز هنوز دقیقا مشخص نیست. مثلا یک‌ چهارم انسان ها در اثر قرارگیری در مقابل نور خورشید یا یک نور شدید عطسه می‌کنند. این یک ویژگی‌ ژنتیکی‌ است که به عنوان سندروم آکو ACHOO شناخته می‌شود. در مواردی نادری نیز افراد بعد از عمل جنسی عطسه می‌کنند که علت آن نیز هنوز دقیقا مشخص نیست. با هر بار عطسه کردن، حدود چهل هزار قطره‌ی ریز و درشت، از دهان و بینی فرد خارج می‌شود که این قطرات، اغلب مملو از باکتری‌ها و ویروس‌هاست.


از این طریق، بیماری‌ها به سادگی منتشر می‌شوند و از همین بابت، پزشکان از شما می‌خواهند که درون دست یا آرنج خود عطسه کنید تا این قطرات آب آلوده و معلق در هوا، کمتر در محیط منتشر شوند. واکنش عطسه آنقدر قوی است که بدن، هوا و این قطرات را با سرعت حدود ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت به بیرون پرتاب می‌کند. جالب است بدانید که ما در عطسه کردن تنها نیستیم و بسیاری از حیوانات از جمله سگ‌ ها، گربه ها و حتی مرغ ها نیز عطسه می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که اولین جانوری که عطسه کرده است، احتمالا یک نوع اسفنج بوده که حدود ۶۰۰ میلیون سال قبل، از عطسه و به صورت غیرارادی، برای خارج کردن مواد محرک از بدن استفاده می‌کرده است.




- اَبا اِباد


@AbaEbad



#science #biology #evolution #sneeze #ebadism #abaebad
👍3
Forwarded from Daydaad.com
این یک درمان نیست. سوءاستفاده است.

👇🏼👇🏼👇🏼
👍1
Forwarded from Daydaad.com
موردی بود که از مدت‌ها پیش مایل بودم که درباره‌ی آن بنویسم که متاسفانه فرصتی دست نمی‌داد اما اتفاقی در امروز سبب شد که بخواهم وقت گذاشته و مسئله را باز کنم و قضیه از این قرار است که درصد معتنابهی از روان‌درمانگران به‌ویژه آنانی که حضور فعال و مستمر در شبکه‌های اجتماعی دارند (علی‌الخصوص در لینکتین) خودشان به‌شدن روان‌درمانی‌لازم هستند.

در خلال تقریبا هشت سال گذشته که افتخار حضور در این شبکه‌ی جهانی متخصصین را دارم هربار در کمال ادب و انصاف برای این دست کاربران کامنتی گذاشته و مطلب ایشان را در چارچوب عقل و تجربه (فلسفه و علم) نقد کوتاهی کرده‌ام، سریعا کامنتم پاک شده و خودم نیز بلاک شده‌ام.

واقعا جای تعجب دارد که چنین افرادی که خود تحمل شنیدن کوچک‌ترین انتقادی در باب نظرات غیرعلمی و اشتباه‌شان را ندارند، چگونه خود را در مقامی می‌بینند که بخواهند دیگران را در پیرامون مصائب روانی‌شان مدد رسانند!

البته در هر فیلدی کارشناس خوب و بد پیدا می‌شود اما برایم بسیار عجیب است که کارشناسان این حوزه تا بدین مرتبه از عدم خویشتن‌داری در رنجند و آنچه از احوالات‌شان پیداست، من را نسبت به این حوزه به‌شدت بدبین می‌کند.

قضیه از این قرار است که یک خانم به‌اصطلاح سکس‌تراپیست در این شبکه - که از هر ده پُستش (که از قضا محتوای‌شان عمدتا از وب کپی شده و با گوگل ترنسلیت ناشیانه به فارسی غیرسلیس ترجمه می‌شوند) هشت موردش عکس بَزَک شده‌ی خودش است تا که احتمالا مشتری بیشتری پیدا کند - امروز پُستی ویدیویی منتشر کردند که ضمنش در رابطه با conversion therapy گفتند که به‌موجبش ادعا می‌کردند که گرایش‌های جنسی چنانچه فرد را بیآزارند قابل تغییر دادن هستند!

وقتی به این کارشناس‌نما یادآوری کردم که گرایش‌های جنسی (دگرجنسگرایی، همجنسگرایی، دوجنسگرایی و...) همگی تنوع‌های طبیعی و مثبت بوده (مثل چپ‌دستی و راست‌دستی و یا رنگ پوست و...) و درمان برای‌شان موضوعیت ندارد و نیز اینکه صرفا به گونه‌ی انسان مربوط نشده و در تمامی گونه‌های جانوری از حشرات تا نخستی‌ها مشاهده می‌شوند، مغلطه کردند که تجربیات ایشان در اتاق درمان چیز دیگری می‌گوید و علم اشتباه می‌کند.

ادعای ایشان (در پاسخ به کامنت من) این بود که افرادی که از بابت گرایش‌شان دچار ملال شده و به ایشان رجوع کنند، وی ایشان را درمان می‌کند!

دوباره در پاسخ به این ادعای عجیب متذکر شدم که گرایش جنسی علت دردمندی نیست و این اجتماع ناآگاه و انگ‌زنی‌ها و استیگماها و شرمسارسازی‌هایش است که علت ملال است و به‌جای کار کردن در جهت تغییر ناممکن طبیعت یک انسان لازم است که بر افسردگی منتج از عدم کنار آمدن فرد با طبیعتش کار کرد که نتیجه‌ی علل موقعیتی است که بلافاصله بلاک شدم.

آنچه این فرد بی‌وجدان حرفه‌ای مدعی آن است روش غیرعلمی conversion therapy است که در تمامی محافل علمی مردود بوده، به‌شدت غیراخلاقی و آسیب‌زاست و در ممالک مترقی جهان اساسا جرم است.

علم اشتباه می‌کند بعد یک مثلا سکس‌تراپیست بی‌اعصاب مراجعانش را در اتاق درمان به مدد روش‌های فروعلمی و شبه‌علم بهره‌مند از سرویس تغییر گرایش می کند!

حقا که اقدامات سبک‌سرانه‌ی این عده بدتر عرصه را بر اقلیت‌های مورد ستم جامعه تنگ‌تر ساخته و فاجعه به بار می‌آورد.

#دی_داد

پانوشت: البته به نیکی واقفم که انگیزه‌ی این دست افراد برای مطرح کردن این موضوعات چالشی چیزی جز دیده شدن و کاسبی نیست اما می‌خواهم خاطرنشان کنم که از این قماشِ تشنه‌ی دیده شدن و پول فاصله بگیرید زیرا که معمولا حال مراجعان‌شان را به وخامت می‌کشند.

___

برای مطالعه‌ی بیشتر:

👇🏼👇🏼👇🏼

Conversion therapy is the pseudoscientific practice of attempting to change an individual's sexual orientation, gender identity, or gender expression to align with heterosexual and cisgender norms.

تبدیل درمانی یک عمل شبه علمی برای تغییر گرایش جنسی، هویت جنسی، یا بیان جنسیت یک فرد برای همسویی با هنجارهای دگرجنس گرا و جنسیتی است.

___

@@DaydaadDotCom
👍2👌1
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad
1🎉1
دو سال قبل در همین روز، یعنی هشتم ماه مارس سال ۲۰۲۲، صفحه‌ی ابا اباد در لینکدین و دیگر شبکه‌های اجتماعی آغاز به کار کرد. در این مدت، سعی نمودم به صورت مستمر، در حوزه‌های علمی، فلسفی، اجتماعی و زیست‌ محیطی مطالب مختلفی را به زبان ساده، با مخاطبانم به اشتراک بگذارم. امروز بسیار خرسندم که بعد از دو سال فعالیت، بالغ بر ۶۲۵ کار با موضوعات متنوع منتشر کرده‌ام. به جز سال گذشته که از بابت احترام به جنبش ارزشمند زن زندگی آزادی، مدتی فعالیتم را متوقف نمودم، مابقی این دو سال تقریبا به صورت روزانه، کارهایم را منتشر کردم و نتیجه‌ی آن، بالغ بر دو میلیون ایمپرشن در شبکه‌های اجتماعی مختلف بود. عمده‌ی فعالیت‌های من محتوای نوشتاری بوده و البته، برنامه‌های تصویری در غالب برنامه‌ی فراساختار و برنامه‌ی نوبلیست‌های فیزیک با ابا اباد، را نیز شامل می‌شد.


عامه فهم سازی علم (science communication) با تمرکز بر فیزیک نظری، کار‌ دل من بود که دو سال قبل با راهنمایی استاد دی‌داد، آن را آغازیدم و از این جهت که کار دل، نقطه‌ی تلاقی استعداد، علاقه و دغدغه است، موفق شدم فعالیتم را تا به امروز به صورت مستمر ادامه دهم و از این بابت از همه‌ی عزیزان، دوستان و همراهان که در این مدت پشتیبان و همگام و همراه من بودند، کمال تشکر را دارم. همچنین از استاد دی‌داد که همواره راهنمایی‌ها و حمایت‌هایشان، مشوق من در این راه بود، بسیار سپاسگزارم. حالا می‌توانم تاثیر این فعالیت‌ها را در ابعاد مختلف زندگی‌ام، به خوبی مشاهده کنم و می‌توانم بگویم که حقیقتا کار دل، درمان است. اما در اینجا علاقه دارم شما دوستان گرامی‌ام را تشویق کنم که اگر پیشرفت جامعه‌ای که متعلق به آن هستید برایتان اهمیت دارد، دست به کار شوید و با یافتن کار دل خود، تاثیرگذاری را با تکیه بر فلسفه و علم (بخوانید عقل و تجربه) آغاز کنید.


روزی یکی از دوستان از وفور محتوای مبتذل در شبکه‌های اجتماعی و استقبال گسترده‌ی مردم از این نوع محتوا ناراحت بود و شکایت می‌کرد. البته منظور از محتوای مبتذل، محتوای هجو و بی‌ ارزشی است که به مخاطب چیزی نمی‌افزاید. من به آن دوستم گفتم که‌ مطمئنا‌ راه مقابله با چنین حجم از محتوای بی‌ارزشی، این نیست که گوشه ای بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و غصه بخوریم که چرا چنین شده است. راهش این است که هرکسی که توانایی آن را دارد، شروع به فعالیت کند و به جای محتوای رایج، محتوایی ارزشمند تولید کند و یا محتوای ارزشمند تهیه شده توسط دیگران را، بازنشر کند و به این صورت، رفته رفته، فرهنگ آن جامعه نیز رشد خواهد کرد و محتوای مبتذل، به حاشیه رانده خواهد شد. من موفقیت خود را آن روزی می‌بینم که افرادی را ببینم که دست به کار شده اند و آنچه که می‌دانند و می‌فهمند، به زبان ساده برای دیگران توصیف می‌کنند. از نظر من، آتیه‌ای درخشان انتظار آن جامعه را خواهد کشید.




- اَبا اِباد



@AbaEbad




#physics #science #philosophy #society #impact #socialimpact #ebadism #abaebad
4👍1
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad
👍1
در همین هنگام که شما این متن را می‌خوانید، در هر دقیقه مساحتی به اندازه‌ی یک زمین فوتبال، از سطح جنگل های جهان از بین می‌رود. فقط از سال ۲۰۰۰ تا به امروز، بیش از سه و نیم میلیون کیلومتر مربع از جنگل‌های جهان نابود شده است. این مساحت، حتی از مساحت کشور هند نیز بیشتر بوده و می‌توان گفت طی این مدت، حدود ۹ درصد جنگل‌های جهان از بین رفته است. در حال حاضر به طور میانگین حدود ۱۵ میلیارد درخت در هر سال، قطع می‌شوند. مساحت کنونی جنگل‌ها اکنون دقیقا معادل نصف مساحت جنگل‌ها پیش از تکامل گونه‌ی انسان بوده است. مقایسه‌ی این اعداد به ما می‌گوید که ما دقیقا در همین یکی دو قرن اخیر، نابودی جنگل‌ها را تسریع کرده ایم. درباره‌ی اهمیت‌ جنگل‌ها برای حیات روی زمین، مقالات زیادی نوشته شده است. اما من در اینجا قصد دارم تعدادی راهکار عملی که هر فرد می‌تواند برای جلوگیری از نابودی جنگل‌ها انجام دهد، ارائه دهم:


۱- درخت بکاریم، چه به صورت فردی چه به صورت گروهی. همچنین از درختانی که کاشته شده مراقبت کنیم.


۲- کاغذ کمتری مصرف کنیم، اگر می‌توانیم کارمان را دیجیتالی و بدون مصرف کاغذ انجام دهیم و اگر ناچاریم، روی هر دو طرف کاغذ پرینت بگیریم. برای یادداشت کردن، از چک پرینت استفاده کنیم.


۳- از شرکت‌ها و مجموعه‌هایی که در راستای مقابله با جنگل‌زدایی قدم برمی‌دارند، حمایت کنیم. از کسب‌ و کارهای پایدار خریداری کنیم.


۴- وسایل چوبی کمتر بخریم و اگر به ناچار می‌خریم، وسایلی بخریم که گواهی FSC داشته باشند.


۵- کمتر مصرف کنیم و اگر وسایلی می‌خریم، وسایلی با بسته بندی کمتر استفاده کنیم.


۶- از خریدن مواردی که در ساخت آن‌ها از روغن پالم استفاده شده، خودداری کنیم. تولید روغن پالم یک عامل مهم در جنگل‌ زدایی است.


۷- زباله‌ها را به منظور بازیافت تفکیک کنیم و ترجیحا محصولات بازیافتی بخریم. وسایل چوبی را مجددا استفاده کنیم و دور نیندازیم.


۸- مصرف گوشت را کاهش دهیم، چرا که دامپروری یک عامل مهم در جنگل زدایی است.


۹- از اقلام یک بار مصرف مثل کیسه‌های کاغذی و لیوان‌های کاغذی استفاده نکنیم.


۱۰- دیگران را در این رابطه آگاه کنیم.



خودخواه نباشیم. چرا که جنگل‌ها، زیستگاه بیش از ۸۰ درصد گونه‌های زنده‌ی روی خشکی هستند. بیش از ۸۰ درصد دوزیستان، ۷۵ درصد پرندگان و ۶۸ درصد پستانداران در جنگل‌ها زندگی می‌کنند. مراقب آن‌ها باشیم.




-اَبا اِباد



@AbaEbad




#science #sustainability #deforestation #forests #ebadism #abaebad
👍4🙏1
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad
مدتی قبل که نوشتاری راجع به اهمیت وجود فلسفه در کنار علم منتشر کردم، یکی از سوالاتی که برای مخاطبان ایجاد شده بود، این بود که اگر مفاهیمی مانند عدالت و آزادی، وجود خارجی ندارند و ذهن ما آن‌ها را ساخته است، پس اساسا پرداختن به یک چنین مفاهیمی که ساخته‌ی ذهن ماست، چه ضرورتی دارد؟ در پاسخ به این سوال، ابتدا بایستی با دو مفهوم فلسفی آشنا شویم. یکی از دوگانگی‌ها یا dichotomyهای مهم فلسفه، دوگانگی واقعیت عینی (objective reality) و واقعیت ذهنی (subjective reality) است که به آن ابژه و سوژه نیز گفته می‌شود. به زبان خیلی ساده، واقعیت عینی، واقعیتی است که خارج از ذهن شماست و واقعیت ذهنی، واقعیتی است که درون ذهن شماست. یا بهتر است بگوییم، واقعیت عینی مربوط به جهان بیرون از ماست و واقعیت ذهنی مربوط به جهان درون ماست.


هم اکنون بیرون از ذهن شما، یک صندلی وسط اتاق قرار دارد. صندلی یک واقعیت عینی است. احساس شما هرچه باشد، شما به آن فکر کنید یا نکنید و یا هر نظری راجع به آن صندلی داشته باشید، آن صندلی آنجا قرار دارد. پس وجود آن صندلی از ذهن من و شما کاملا مستقل است. آن صندلی از جنس واقعیت عینی بوده و کاملا objective است. راه فهم واقعیت عینی نیز همان حواس پنجگانه است که ما بدان آشنا هستیم. حالا دوباره به همان صندلی نگاه کنید. مثلا با خودتان می‌گویید این صندلی بسیار زیباست. آیا این "زیبا بودگی" واقعیت دارد؟ بله واقعیت دارد، اما در ذهن شما واقعیت دارد نه در جهان خارج. آن صندلی فقط تا زمانی زیباست که ذهن شما بگوید آن صندلی زیباست. وقتی ذهن شما نباشد، زیبایی نیز در کار نیست. پس "زیبا بودگی" در ذهن شما و متکی بر ذهن شماست و از جنس واقعیت ذهنی‌ و کاملا subjective است.


همانطور که از این تعاریف پیداست، واقعیت ذهنی با اینکه درون ذهن ماست، باز هم از جنس واقعیت است و باطل نیست. جهان ذهنی، جهان عواطف و احساسات است. واقعیت ذهنی، از افکار، عقاید، قضاوت‌ها و احساسات خود فرد ساخته شده است‌ و کاملا متکی بر فرد است. اگر در مقابل شما یک صندلی وجود داشته باشد، چه ذهن شما بپذیرد و چه نپذیرد، آن صندلی واقعیت عینی دارد. اما اینکه آیا آن صندلی زیباست یا زشت است، این کاملا بستگی به شما دارد. چیزی که برای شما یک واقعیت ذهنی‌ست، ممکن است برای دیگری واقعیت ذهنی نباشد. ممکن است برای شما آن صندلی زیبا باشد و برای دیگری زشت باشد. اما زیبا بودن یا زشت بودن باطل است و وجود ندارد؟ البته که وجود دارد، اما از جنس واقعیت ذهنی‌ست نه واقعیت عینی. عدالت و آزادی نیز، از جنس واقعیت ذهنی‌ هستند، اما همچنان واقعیت دارند.





- اَبا اِباد




@AbaEbad




#philosophy #science #knowledge #objective #subjective #ebadism #abaebad
👍4
ویدئوی زیر، یک پاندوله‌ی ساده در دنیای کوانتومی است. بدین‌ معنا که اگر یک پاندوله‌ی ساده به صورت کوانتومی‌ رفتار می‌کرد، چنین رفتاری از خود نشان می‌داد. در این ویدئو، قسمت‌هایی که به صورت سایه نمایش داده شده است، احتمال وجود پاندوله در آنجا را نشان می‌دهد. قسمتی که به صورت خط پررنگ نمایش داده شده، میانگین احتمال وجود پاندوله در آن نقطه را نشان می‌دهد. طبق نظریه‌ی ارنفست (Ehrenfest Theorem) میانگین مکان‌هایی که پاندوله می‌تواند در آنجا باشد، مشابه یک پاندوله‌ی کلاسیک رفتار می‌کند. در این ویدئو به راحتی می‌توانید این موضوع را ببینید. چرا که میانگین مکان‌های پاندوله که به صورت خطوط پررنگ نمایش داده شده، دقیقا مشابه یک پاندوله‌ی کلاسیک است که در حال بازی کردن است.


نظریه‌ی ارنفست در مکانیک کوانتومی از این جهت حائز اهمیت است که شکاف بین فیزیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک را تا حدی پر می‌کند. این قضیه که اولین بار توسط فیزیکدان اتریشی، پائول ارنفست ارائه گردید، رفتار میانگین سیستم‌های کوانتومی را توصیف می‌کند و یک راه روشن برای انتقال از دنیای کوانتومی به دنیای کلاسیک، به ما نشان می‌دهد. همانطور که دیدیم، علیرغم اینکه ما درک واضحی از مکانیک کوانتومی نداریم و ذهن ما به صورت کلاسیک فکر می‌کند، اما با دیدن حرکت این پاندوله که یک نمونه‌ی بسیار ساده است، به یک درک نسبی نسبت به این پدیده ها دست یافتیم. اما نظریه‌ی ارنفست چطور چنین ارتباطی را برقرار کرده است؟ نظریه‌ی ارنفست روی مفهومی به نام مقادیر مورد انتظار (Expectation Values) استوار است.



مثلا وقتی که شما یک تاس را هزار بار می‌ریزید، انتظار دارید که به طور میانگین در یک ششم موارد، شش بیاورید. مقادیر مورد انتظار در مکانیک کوانتومی، میانگین آماری یک کمیت است. اینکه شما هر بار سیستم کوانتومی را اندازه گیری می‌کنید، انتظار دارید چه چیزی به دست آورید. شما هر بار می‌خواهید الکترون را اطراف هسته پیدا کنید، انتظار دارید او را کجا و در چه فاصله‌ای از هسته پیدا کنید؟ در این ویدئو، قسمت‌هایی که به صورت سایه نمایش داده شده، همان جاهایی است که ما انتظار داریم که پاندوله‌ی کوانتومی را پیدا کنیم. تئوری ارنفست به ما می‌گوید که این مقادیر مورد انتظار در گذر زمان چگونه تغییر می‌کند. وقتی ما تعداد زیادی ذره داشته باشیم، مثل بدن ما که از میلیاردها ذره‌ی زیراتمی تشکیل شده، مجموع این ذرات از میانگین پیروی می‌کند و به همین خاطر ما رفتار کلاسیک را می‌بینیم.



Video Owner: Prof. Jacopo Bertolotti from University of Exeter



- اَبا اِباد


@AbaEbad





#physics #science #quantum #quantumphysics #ebadism #abaebad
👍3
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad
کره‌ی زمین در یک تعادل گرمایی قرار دارد. بدین معنا که هر مقدار انرژی که وارد زمین می‌شود، همان مقدار نیز خارج می‌شود. اگر اینطور نبود و انرژی خورشید روی زمین جمع میشد، زمین باید روز به‌ روز داغ تر و داغ تر میشد. اما ما می‌بینیم که‌ چنین اتفاقی نمی‌افتد. زمین به همان شکلی که انرژی خورشید را به صورت تابش دریافت می‌کند، به همان صورت نیز انرژی خود را به فضا باز پس می‌دهد. اگر به عنوان مثال صد واحد انرژی از سمت خورشید به زمین تابیده شود، ۲۳ واحد به وسیله‌ی ابرها و به صورت امواج پرانرژی و ۹ واحد به صورت امواج کم انرژی به فضا بازتاب می‌شود. ۴۹ واحد آن به وسیله‌ی اتمسفر و به صورت امواج کم انرژی به فضا باز می‌گردد. ۷ واحد به صورت امواج پرانرژی و ۱۲ واحد به صورت امواج کم انرژی، از سطح زمین به فضا تابیده می‌شود.


مشاهده می‌کنید که هرچقدر انرژی از طرف خورشید وارد زمین می‌شود، به همان میزان انرژی از زمین خارج می‌شود. حالا سوال اینجاست که اگر تمام انرژی خورشید مجددا زمین را ترک می‌کند، ما اساسا چه نیازی به خورشید داریم؟‌پس این انرژی خورشید به چه کاری می‌آید و حرف‌هایی که در این رابطه زده می‌شود که خورشید منبع انرژی زمین است روی چه اساسی است؟ در واقع هر دوی این ادعاها صحیح هستند. این درست است که انرژی خورشید در زمین جمع نمی‌شود، اما ما همچنان به انرژی خورشید نیاز داریم. پاسخ سوال فوق در آنتروپی نهفته است. خورشید برای ما یک جریان مداوم انرژی با آنتروپی پایین فراهم می‌کند. این انرژی از آنجایی که بسیار متمرکز است، بی‌ نظمی و آنتروپی آن بسیار پایین است.


از آنجایی که آنتروپی این انرژی بسیار پایین است، این انرژی برای ما قابل مصرف است. گیاهان این انرژی با آنتروپی پایین را دریافت می‌کنند و از طریق فوتوسنتز، مولکول‌های قند را می‌سازند. حیوانات این گیاهان را می‌خورند و حرکت می‌کنند. حیوانات دیگری این حیوانات گیاه‌خوار را می‌خورند و آن‌ها نیز به راه می‌افتند. می‌بینید که آن انرژی که بسیار متمرکز بود و آنتروپی پایینی داشت، رفته رفته در زنجیره‌ی غذایی پخش می‌شود و آنتروپی آن، بیشتر و بیشتر می‌شود. در نهایت بدن یک حیوان با خوردن آن غذاها داغ شده است و از بابت همین دمای بالا، در حال تابش انرژی حرارتی است. انرژی حرارتی که حالا دیگر آنتروپی آن بالاست و به درد کسی نمی‌خورد و در نهایت از اتمسفر خارج می‌شود. تمام فرآیندهای روی زمین، در نهایت موجب افزایش آنتروپی می‌شود. اما شروع و تدوام این افزایش آنتروپی، همان انرژی متمرکز خورشید است.



- اَبا اِباد



@AbaEbad



#physics #science #thermodynamics #entropy #ebadism #abaebad
👍3
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾

@AbaEbad