Aba Ebad | اَبا اِباد
برخی کشورهای حاشیهی خلیج فارس در چند دههی اخیر شاهد یک رشد اقتصادی بسیار سریع بوده اند و به دنبالهی این رشد اقتصادی چشمگیر، جمعیت آنها رشد بسیار فزایندهای داشته است. از طرفی این جمعیت بالا برای ادامهی توسعه نیاز به منابع عظیم آب شیرین دارد و از بین…
لینک مرجع اطلاعات ذکر شده در نوشتار فوق در مقاله ای که در سال ۲۰۲۲ در مجلهی نیچر به چاپ رسیده است
https://www.nature.com/articles/s41598-022-25167-5
https://www.nature.com/articles/s41598-022-25167-5
Nature
Long-term, basin-scale salinity impacts from desalination in the Arabian/Persian Gulf
Scientific Reports - Long-term, basin-scale salinity impacts from desalination in the Arabian/Persian Gulf
👍1
تصویر : معلولانی که از بابت مفید نبودن برای جامعه، به سوی مرگ میروند. در پروژهی T-4، بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵، حدود ۲۰۰ هزار معلول، توسط نازی ها به قتل رسیدند. تنها با این استدلال که با وجود اینها "جامعه پیشرفتی نخواهد کرد".
@AbaEbad
@AbaEbad
👍1💔1
این حقیقتا یک ضعف فرهنگیست که بسیاری از ایرانیان علاقه دارند از هرچیزی و هرکسی بت بسازند و آن را آنقدر بالا ببرند که کسی نتواند از آنها کوچکترین انتقادی بکند. البته در اینجا منظور از بت، آن چیزی نیست که پیروان برخی ادیان آن را میپرستند. بت یا idol هرچیزی یا هرکسیست که ارزشی بیشتر از ارزش واقعیاش به آن داده شده باشد. در جامعهی ایران هم تا دلتان بخواهد از این بتها سبز شده، از مجید سمیعی و محمود حسابی و فیروز نادری گرفته تا کسانی مثل ایلان ماسک و جف بزوس و مارک زاکربرگ. اگر در برابر طرفداران و سینه چاکان این بتها کوچکترین انتقادی به بتهایشان بکنید، یا با پاسخهایی پرت و پلا مواجه میشوید و یا بدون دریافت هیچ پاسخ روشنی، میبینید که صرفا عصبانی شده و شروع به توهین میکنند. البته این عصبانیت چیز بدی نیست، چرا که به گفتهی فیلسوف بزرگ دیداد، فلسفهی حقیقی بایستی جهل و نادانی را به درد آورد.
محض مثال اینجا به یک نمونه از هزاران نمونهی موجود از حاکمیت جهل و حماقت میپردازم. مدتی قبل در یک مصاحبه از ایلان ماسک که برای عدهی زیادی اکنون حکم منجی جهان را دارد، سوال شد که چرا روی پروژهی افزایش طول عمر انسان سرمایه گذاری نمیکنید؟ پاسخ این شخص که البته از بابت ثروت زیادش، قدرت زیادی نیز دارد و از بابت ضعف فرهنگی، در ایران طرفداران ویژه ای نیز دارد، این بود که "من فکر نمیکنم که باید برای افزایش طول عمر انسان، تلاش کنیم. چرا که اکثر انسانها بعد از مدتی در نظرات خود تغییری ایجاد نمیکنند. آنها فقط میمیرند. پس اگر انسانها عمر طولانی داشته باشند و نمیرند، ما در نظرات و ایده های قدیمی گیر خواهیم افتاد و جامعه دیگر پیشرفتی نخواهد کرد." حالا شاید عدهای بیخرد بگویند که ایلان ماسک چه دیدگاه رفیعی راجع به انسان دارد، اما حقیقت پشت چنین پاسخی چیست؟
میتوان از این پاسخ چنین برداشت کرد که گویی هدف انسانها از زندگی این است که پیشرفتهای مدنظر ایلان ماسک را اعمال کنند و اگر زمانی نتوانستند نظرشان را تغییر دهند، بهتر است که بمیرند تا افرادی با ایده های جدید جای آنها را بگیرند. چرا که آنها جلوی پیشرفت جامعه را خواهند گرفت. چنین دیدگاهی شبیه دیدگاه پشت پروژهی T-4 یا پروژهی مرگ آسان (euthanasia) است که توسط رژیم نازی در سال ۱۹۳۹ آغاز شد. در این پروژه که بخشی از هلوکاست است که کمتر بدان پرداخته شده، افراد دارای معلولیت جسمی یا ذهنی، به صورت سیستماتیک، به قتل میرسیدند. چرا که وجود چنین افرادی برای پیشرفت جامعه بیفایده تلقی میشد. از طرف دیگر نگهداری از این افراد برای جامعه پرهزینه بود. همچنین آنها تهدیدی برای ژن آریایی بودند. نازی ها همچنین معتقد بودند، معلولان و انسانهای ناتوان، دیگر ارزش زندگی ندارند یا unworthy of life هستند.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#philosophy #society #wisdom #idol #ebadism #abaebad
محض مثال اینجا به یک نمونه از هزاران نمونهی موجود از حاکمیت جهل و حماقت میپردازم. مدتی قبل در یک مصاحبه از ایلان ماسک که برای عدهی زیادی اکنون حکم منجی جهان را دارد، سوال شد که چرا روی پروژهی افزایش طول عمر انسان سرمایه گذاری نمیکنید؟ پاسخ این شخص که البته از بابت ثروت زیادش، قدرت زیادی نیز دارد و از بابت ضعف فرهنگی، در ایران طرفداران ویژه ای نیز دارد، این بود که "من فکر نمیکنم که باید برای افزایش طول عمر انسان، تلاش کنیم. چرا که اکثر انسانها بعد از مدتی در نظرات خود تغییری ایجاد نمیکنند. آنها فقط میمیرند. پس اگر انسانها عمر طولانی داشته باشند و نمیرند، ما در نظرات و ایده های قدیمی گیر خواهیم افتاد و جامعه دیگر پیشرفتی نخواهد کرد." حالا شاید عدهای بیخرد بگویند که ایلان ماسک چه دیدگاه رفیعی راجع به انسان دارد، اما حقیقت پشت چنین پاسخی چیست؟
میتوان از این پاسخ چنین برداشت کرد که گویی هدف انسانها از زندگی این است که پیشرفتهای مدنظر ایلان ماسک را اعمال کنند و اگر زمانی نتوانستند نظرشان را تغییر دهند، بهتر است که بمیرند تا افرادی با ایده های جدید جای آنها را بگیرند. چرا که آنها جلوی پیشرفت جامعه را خواهند گرفت. چنین دیدگاهی شبیه دیدگاه پشت پروژهی T-4 یا پروژهی مرگ آسان (euthanasia) است که توسط رژیم نازی در سال ۱۹۳۹ آغاز شد. در این پروژه که بخشی از هلوکاست است که کمتر بدان پرداخته شده، افراد دارای معلولیت جسمی یا ذهنی، به صورت سیستماتیک، به قتل میرسیدند. چرا که وجود چنین افرادی برای پیشرفت جامعه بیفایده تلقی میشد. از طرف دیگر نگهداری از این افراد برای جامعه پرهزینه بود. همچنین آنها تهدیدی برای ژن آریایی بودند. نازی ها همچنین معتقد بودند، معلولان و انسانهای ناتوان، دیگر ارزش زندگی ندارند یا unworthy of life هستند.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#philosophy #society #wisdom #idol #ebadism #abaebad
👍3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیح ویدئو : نحوهی قرارگیری سه ماهوارهی مربوط به پروژهی لیزا یا آنتن فضایی تداخل سنج لیزری (Laser Interferometer Space Antenna یا LISA) که شرحش در بالا گفته شد
@AbaEbad
@AbaEbad
❤1👍1
وقتی که کوچکتر بودیم، یکی از جذابترین و هیجان انگیزترین زمانهای سال، همین روزهای نزدیک به عید نوروز بود. کم کم خریدهای عید شروع میشد و بوی خوش تعطیلی مدرسه به مشاممان میرسید و ما سرخوش از این حال و هوا بودیم. گاهی اوقات هم در تلهی خانه تکانی گیر میافتادیم و مجبور میشدیم با فرچه و پارو به جان قالیهای خیس پهن شده در کف حیات بیفتیم و هی از اینور به آنور پارو کنیم. آن موزائیکها هم بعد از کمی شستشو، خیلی لغزنده میشد و کافی بود، خواهر کوچولوی بازیگوش نیز به دنبالت بدود تا یک سُر جانانه بخوری و با فرق سر بروی تو در و دیوار. خودم که به شخصه چندین بار این تجربه را داشتم و تا دلتان بخواهد سرم به اینور و آنور خورد و از اینهمه ضربه، نمیدانم چطور جان سالم به در بردم.
گاهی اوقات هم که قالی را اشتباها برخلاف جهت خوابش پارو میزدی، قسمتی از قالی روی موزائیکهای خیس و لغزنده، سر میخورد و دچار چین و چروک میشد. هندسهی جالبی بود. یک سطح صاف که فقط در قسمتی از آن، چین و چروک ایجاد شده بود. راستی فضای اطراف ما نیز پر است از این چین و چروک ها که با چشم قابل مشاهده نیست. اولین بار آلبرت اینشتین بود که به وجود این چین و چروکها در هندسهی فضا-زمان پی برد. زمانی که سیاهچالههای عظیم با یکدیگر ادغام میشوند، اعوجاجهای عظیمی در فضا-زمان ایجاد میکنند که به آنها امواج گرانشی گفته میشود. درست شبیه همان چین و چروکهایی که روی آن قالیها ایجاد میشد، این امواج گرانشی نیز به فضا-زمان، چین و چروک میدهند. میتوان آن را مثل پرتاب یک سنگ درون یک آب راکد در نظر گرفت که امواجی درون آب ایجاد میکند.
این امواج گرانشی برای ما خیلی مهم هستند. از این جهت که بسیاری از اجرام کیهان مانند همین سیاهچاله ها اصلا نوری از خود ساطع نمیکنند که به ما برسد و در نتیجه، پدیده هایی همچون برخورد دو سیاهچاله نیز برای ما قابل دیدن نیست. اما ما که اینجا در ساحل این برکهی بزرگ و آرام نشسته ایم و میبینیم که امواج گرانشی به ما میرسد، میتوانیم بفهمیم که کی و کجا و چگونه، این امواج گرانشی ایجاد شده است. این امواج گرانشی قبلا از روی زمین و توسط رصدخانهی LIGO مشاهده شده است. حالا برای اندازه گیری دقیق تر این امواج گرانشی، به خصوص مشاهدهی آنهایی که خیلی ضعیف هستند، سازمانهای فضایی در حال اجرای پروژهای تحت عنوان LISA هستند. در این پروژه، تا سال ۲۰۳۵، سه ماهواره در فضا و با فاصلهی زیاد از یکدیگر مستقر میشوند که با هم یک مثلث را میسازند. تغییر اندک در طول اضلاع این مثلث، امکان رصد ضعیفترین امواج گرانشی را فراهم خواهد کرد.
- اَبا اِباد
#physics #science #astrophysics #lisa #nasa #esa #ebadism #abaebad
گاهی اوقات هم که قالی را اشتباها برخلاف جهت خوابش پارو میزدی، قسمتی از قالی روی موزائیکهای خیس و لغزنده، سر میخورد و دچار چین و چروک میشد. هندسهی جالبی بود. یک سطح صاف که فقط در قسمتی از آن، چین و چروک ایجاد شده بود. راستی فضای اطراف ما نیز پر است از این چین و چروک ها که با چشم قابل مشاهده نیست. اولین بار آلبرت اینشتین بود که به وجود این چین و چروکها در هندسهی فضا-زمان پی برد. زمانی که سیاهچالههای عظیم با یکدیگر ادغام میشوند، اعوجاجهای عظیمی در فضا-زمان ایجاد میکنند که به آنها امواج گرانشی گفته میشود. درست شبیه همان چین و چروکهایی که روی آن قالیها ایجاد میشد، این امواج گرانشی نیز به فضا-زمان، چین و چروک میدهند. میتوان آن را مثل پرتاب یک سنگ درون یک آب راکد در نظر گرفت که امواجی درون آب ایجاد میکند.
این امواج گرانشی برای ما خیلی مهم هستند. از این جهت که بسیاری از اجرام کیهان مانند همین سیاهچاله ها اصلا نوری از خود ساطع نمیکنند که به ما برسد و در نتیجه، پدیده هایی همچون برخورد دو سیاهچاله نیز برای ما قابل دیدن نیست. اما ما که اینجا در ساحل این برکهی بزرگ و آرام نشسته ایم و میبینیم که امواج گرانشی به ما میرسد، میتوانیم بفهمیم که کی و کجا و چگونه، این امواج گرانشی ایجاد شده است. این امواج گرانشی قبلا از روی زمین و توسط رصدخانهی LIGO مشاهده شده است. حالا برای اندازه گیری دقیق تر این امواج گرانشی، به خصوص مشاهدهی آنهایی که خیلی ضعیف هستند، سازمانهای فضایی در حال اجرای پروژهای تحت عنوان LISA هستند. در این پروژه، تا سال ۲۰۳۵، سه ماهواره در فضا و با فاصلهی زیاد از یکدیگر مستقر میشوند که با هم یک مثلث را میسازند. تغییر اندک در طول اضلاع این مثلث، امکان رصد ضعیفترین امواج گرانشی را فراهم خواهد کرد.
- اَبا اِباد
#physics #science #astrophysics #lisa #nasa #esa #ebadism #abaebad
❤1👍1🙏1
به این تصویر جذاب نگاه کنید. این یک اثر هنری نیست. این تصویر یک انفجار هم نیست. این یک اتاقک ابر است و آن خطوط که مشاهده میکنید، مسیر حرکت ذرات زیراتمیست. روش اتاقک ابر که اولین بار توسط فیزیکدان اسکاتلندی سی تی آر ویلسون، در سال ۱۹۱۲ ابداع شد، یکی از اولین و سادهترین روشهای مشاهدهی ذرات بنیادین است که تاکنون توسط فیزیکدانان به کار گرفته شده است. اگرچه امروزه دیگر فیزیکدانان ذرات، از روشها و تجهیزات جدیدتری برای مشاهدهی ذرات زیراتمی استفاده میکنند، اما اتاقک ابر همچنان به عنوان یک نمونهی آموزشی باقی مانده است. این روش آنقدر ساده است که حتی میتوانید در خانه نیز آن را بسازید و با آن ذرات بنیادینی که از کیهان وارد فضای خانهی شما میشوند را مشاهده کنید.
شاید در پست دیگری روش انجام این آزمایش را توضیح دهم، اما در اینجا قصد دارم ابتدا اساس عملکرد اتاقک ابر ویلسون را شرح دهم. داخل محفظهی ویلسون، مقداری بخار وجود دارد که این بخار ممکن است، بخار آب یا اتانول یا بخارهای دیگری باشد. البته این بخار یک بخار معمولی نیست، بلکه یک بخار در حالت فوق اشباع است. حالت فوق اشباع از نظر ترمودینامیکی، بدین معناست که در این محفظه، بیشتر از چیزی که ظرفیت دارد، بخار وجود دارد. این موضوع باعث میشود که این بخار آمادهی تبدیل شدن به مایع باشد. این حالت در یک ابر نیز اتفاق میافتد. بخار آب در هوا به حالت فوق اشباع میرسد و بعد باران آغاز میشود. روند تشکیل باران نیز بدین صورت است که ابتدا قطرات بسیار ریزی تشکیل میشود و بعد، این قطرات بزرگ و بزرگتر میشوند تا سقوط کنند.
ما به آن ذرات ریز اولیه، هستههای میعان میگوییم و به آن فرآیند نیز هسته زایی میگوییم. این هستهها بعدا بزرگتر میشوند و قطرات باران را میسازند. این همان چیزیست که اتاقک ابر از آن برای مشاهدهی ذرات استفاده میکند. وقتی که یک ذرهی پر انرژی مثل ذرات آلفا یا ذرات بتا یا دیگر ذرات بنیادین، از درون این بخار فوق اشباع عبور میکند، با بخار آب واکنش میدهد و در مسیر خود، یونهایی را میسازد. حالا این یونها نقش همان هستهها در فرآیند هسته زایی ایفا میکنند. اگر بخار در حالت فوق اشباع باشد، سریعا در اطراف این هستههای یونی، میعان رخ میدهد و شما یک خط زیبای سفیدرنگ مشاهده میکنید که بخار را شکافته است. این خط سفیدرنگ، مسیر حرکت همان ذرات بنیادین است. در گذشته در شتابدهندههای ذرات، به صورت گسترده از این روش برای مشاهدهی ذرات بنیادین استفاده میشد.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #particlephysics #elementaryparticles #ebadism #abaebad
شاید در پست دیگری روش انجام این آزمایش را توضیح دهم، اما در اینجا قصد دارم ابتدا اساس عملکرد اتاقک ابر ویلسون را شرح دهم. داخل محفظهی ویلسون، مقداری بخار وجود دارد که این بخار ممکن است، بخار آب یا اتانول یا بخارهای دیگری باشد. البته این بخار یک بخار معمولی نیست، بلکه یک بخار در حالت فوق اشباع است. حالت فوق اشباع از نظر ترمودینامیکی، بدین معناست که در این محفظه، بیشتر از چیزی که ظرفیت دارد، بخار وجود دارد. این موضوع باعث میشود که این بخار آمادهی تبدیل شدن به مایع باشد. این حالت در یک ابر نیز اتفاق میافتد. بخار آب در هوا به حالت فوق اشباع میرسد و بعد باران آغاز میشود. روند تشکیل باران نیز بدین صورت است که ابتدا قطرات بسیار ریزی تشکیل میشود و بعد، این قطرات بزرگ و بزرگتر میشوند تا سقوط کنند.
ما به آن ذرات ریز اولیه، هستههای میعان میگوییم و به آن فرآیند نیز هسته زایی میگوییم. این هستهها بعدا بزرگتر میشوند و قطرات باران را میسازند. این همان چیزیست که اتاقک ابر از آن برای مشاهدهی ذرات استفاده میکند. وقتی که یک ذرهی پر انرژی مثل ذرات آلفا یا ذرات بتا یا دیگر ذرات بنیادین، از درون این بخار فوق اشباع عبور میکند، با بخار آب واکنش میدهد و در مسیر خود، یونهایی را میسازد. حالا این یونها نقش همان هستهها در فرآیند هسته زایی ایفا میکنند. اگر بخار در حالت فوق اشباع باشد، سریعا در اطراف این هستههای یونی، میعان رخ میدهد و شما یک خط زیبای سفیدرنگ مشاهده میکنید که بخار را شکافته است. این خط سفیدرنگ، مسیر حرکت همان ذرات بنیادین است. در گذشته در شتابدهندههای ذرات، به صورت گسترده از این روش برای مشاهدهی ذرات بنیادین استفاده میشد.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #particlephysics #elementaryparticles #ebadism #abaebad
👍6
سپهر معتقد Sepehr Motaghed، این هفته مهمان سمپوزیوم هامبورگ بود. سپهر معتقد فیلسوف عرصهی معماریست و با خلق گفتمانی تحت عنوان بهتر_با_کمتر سعی دارد با معرفی روشها و استانداردهایی، ضایعات و ناکارآمدیهای صنعت ساختمان در ایران را به حداقل برساند. یکی از بخشهایی که سپهر معتقد به همراه تیمش در مجموعهی پایادیس PAYADIS architects بر روی آن تمرکز دارد، پیاده سازی تکنولوژی ساخت ماژولار ساختمان ها در ایران است. در این تکنولوژی، قسمتهای مختلف ساختمان، به جای اینکه در محل ساختمان (on-site) ساخته شوند، در جای دیگری مثلا یک کارگاه یا یک کارخانه و به صورت خارج از محل (off-site) تولید میشود و به صورت آماده و کامل، به محل ساختمان منتقل شده و تنها نصب میگردد.
این روش مزایای زیادی دارد. از جمله اینکه سرعت ساخت ساختمان حداقل به نصف کاهش پیدا میکند، چرا که تنها بایستی ماژولهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گیرند. از طرف دیگر، در شرایط تولید صنعتی در یک کارخانه، اعمال استانداردها و بررسی و کنترل کیفیت، راحت تر است. اگر زمانی یکی از ماژول ها مثلا ماژول تاسیسات حرارتی فرسوده شد، میتوان به راحتی آن ماژول را خارج کرد و یک ماژول تاسیسات جدید جایگزین آن نمود یا اینکه آن را تعمیر کرد تا مجددا مورد استفاده قرار گیرد. در تولید صنعتی یک ماژول، میتوان میزان ضایعات را به حداقل کاهش داد. از طرف دیگر، برخلاف روش سنتی که بایستی منتظر ماند تا پس از هر مرحله وارد مرحلهی بعدی شد، در روش ساخت ماژولار، میتوان ساخت ماژولها را به صورت موازی با ساخت فونداسیون، پیش برد و این کار سرعت ساخت را بسیار افزایش میدهد.
در کنار همهی اینها، ساخت ماژولار تحت تاثیر شرایط آب و هوا قرار نمیگیرد، چرا که ماژول ها درون کارخانه ساخته میشوند. ساخت ماژولها در شرایط داخل یک کارخانه، بسیار ایمنتر از ساخت همان قسمتها درون یک ساختمان است و از بسیاری از حوادث کارگاهی جلوگیری میشود. در نهایت اینکه، ساخت قطعات ساختمانی در خارج از محل، شرایط کنترل شده تری را فراهم می کند و امکان بهبود کیفیت و دقت در ساخت قطعه را فراهم می آورد. ایدهی پشت این روش ساخت، بسیار ساده است: به جای اینکه قسمتهای مختلف را در محل بسازید، آن را در کارگاه بسازید و تنها در محل نصب کنید. روش ساخت ماژولار، همان روشیست که برای ساخت ایستگاه بین المللی فضایی از آن استفاده شده است. به جای اینکه ایستگاه را در فضا بسازیم، قسمتهای مختلف را روی زمین بسازیم و در فضا فقط آنها را مونتاژ (assemble) کنیم.
پینوشت : مجموعهی معماری پایادیس، اولین مجموعهای است که میخواهد با ساخت یک مدرسه به کمک تکنولوژی تولید ماژولار، نخستین قدم را در وارد کردن این تکنولوژی به ایران بردارد. برای این تیم قوی و خوش فکر، آرزوی موفقیت داریم.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#science #sustainability #betterwithless #symposium #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
این روش مزایای زیادی دارد. از جمله اینکه سرعت ساخت ساختمان حداقل به نصف کاهش پیدا میکند، چرا که تنها بایستی ماژولهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گیرند. از طرف دیگر، در شرایط تولید صنعتی در یک کارخانه، اعمال استانداردها و بررسی و کنترل کیفیت، راحت تر است. اگر زمانی یکی از ماژول ها مثلا ماژول تاسیسات حرارتی فرسوده شد، میتوان به راحتی آن ماژول را خارج کرد و یک ماژول تاسیسات جدید جایگزین آن نمود یا اینکه آن را تعمیر کرد تا مجددا مورد استفاده قرار گیرد. در تولید صنعتی یک ماژول، میتوان میزان ضایعات را به حداقل کاهش داد. از طرف دیگر، برخلاف روش سنتی که بایستی منتظر ماند تا پس از هر مرحله وارد مرحلهی بعدی شد، در روش ساخت ماژولار، میتوان ساخت ماژولها را به صورت موازی با ساخت فونداسیون، پیش برد و این کار سرعت ساخت را بسیار افزایش میدهد.
در کنار همهی اینها، ساخت ماژولار تحت تاثیر شرایط آب و هوا قرار نمیگیرد، چرا که ماژول ها درون کارخانه ساخته میشوند. ساخت ماژولها در شرایط داخل یک کارخانه، بسیار ایمنتر از ساخت همان قسمتها درون یک ساختمان است و از بسیاری از حوادث کارگاهی جلوگیری میشود. در نهایت اینکه، ساخت قطعات ساختمانی در خارج از محل، شرایط کنترل شده تری را فراهم می کند و امکان بهبود کیفیت و دقت در ساخت قطعه را فراهم می آورد. ایدهی پشت این روش ساخت، بسیار ساده است: به جای اینکه قسمتهای مختلف را در محل بسازید، آن را در کارگاه بسازید و تنها در محل نصب کنید. روش ساخت ماژولار، همان روشیست که برای ساخت ایستگاه بین المللی فضایی از آن استفاده شده است. به جای اینکه ایستگاه را در فضا بسازیم، قسمتهای مختلف را روی زمین بسازیم و در فضا فقط آنها را مونتاژ (assemble) کنیم.
پینوشت : مجموعهی معماری پایادیس، اولین مجموعهای است که میخواهد با ساخت یک مدرسه به کمک تکنولوژی تولید ماژولار، نخستین قدم را در وارد کردن این تکنولوژی به ایران بردارد. برای این تیم قوی و خوش فکر، آرزوی موفقیت داریم.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#science #sustainability #betterwithless #symposium #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
👏1
تصویر : سمت چپ جان فوربز نش. تصویر سمت راست فیلم یک ذهن زیبا (۲۰۰۱) راجع به زندگی این ریاضیدان بزرگ. جان نش در زندگی واقعی مبتلا به بیماری روانی پارانویا بود، اما به گفتهی خانوادهاش، در مورد شدت بیماری نش، در فیلم مبالغه صورت گرفته است.
@AbaEbad
@AbaEbad
❤🔥2
در سال ۱۹۵۰، ریاضیدان آمریکایی، جان فوربز نش، در یک مقالهی یک صفحهای، مفهوم تعادل را برای بازیهای چند نفره ارائه داد که ما امروزهآن را تحت عنوان "تعادل نش" یا Nash Equilibrium میشناسیم. تعادل نش، نقش بسیار مهمی (تقریبا نقش اصلی) در نظریهی بازیها در ریاضیات دارد. اما تعادل نش محدود به ریاضیات باقی نمانده و از آن به طور گسترده در اقتصاد و سایر علوم رفتاری ، استفاده شده است. نظریهی بازیها و به طور خاص تعادل نش، اکنون به یکی از برجستهترین نظریات در حوزهی علوم اجتماعی تبدیل شده است و این بسیار زیباست. تصور کنید که بتوانید رفتار افراد یک اجتماع را به کمک فرمولهای ریاضیاتی، پیشبینی کنید. یکی از معروفترین مثال هایی که تعادل نش پاسخ آن را مییابد، پارادوکس دوراهی زندانی یا Prisoner’s Dilemma است. فرض کنید دو نفر یک بانک را زده اند و پلیس آنها را دستگیر کرده است. هیچ شاهدی غیر از این دو نفر وجود ندارد که شهادت دهد آنها بوده اند که بانک را زده اند. اما پلیس به شدت به این دو مظنون است.
پلیس برای اینکه این دو نفر را به اعتراف مجبور کند، ناچار میشود که از آنها اعتراف بگیرد. البته نه با زور، بلکه از طریق یک بازی که دزدها روحشان هم از آن بازی خبر ندارد و از قبل، فکرش را نمیکردهاند که وارد چنین بازی میشوند و برایش آماده نشده بودند. از طرف دیگر، این دزدها یعنی دزد الف و دزد ب، اولین بار بوده که با یکدیگر به دزدی میرفته اند و اصلا از رفتار یکدیگر خبر ندارند. یعنی هر یک از آنها نمیداند که دیگری آدم خائنیست یا آدم وفاداریست. همه چیز به نفع پلیس است که بازی را اجرا کند. بازی بدین صورت است که از هر دو نفر به صورت کاملا جدا اعتراف گرفته میشود. اگر هر دو ساکت بمانند و دیگری را لو ندهند، هرکدام برای یک سال به زندان خواهند رفت. اگر یکی خیانت کند و دیگری را لو دهد و آن دیگری ساکت بماند، اویی که لو داده فورا آزاد میشود و اویی که لو رفته، به ۲۰ سال حبس محکوم میشود. اگر هر دو خیانت کنند و هریک دیگری را لو بدهد، هرکدام به ۵ سال حبس محکوم میشوند.
حالا استراتژی هر زندانی بایستی چه باشد که بهترین نتیجه را بگیرد؟ اگر شما یکی از آن دو بودید، لو میدادید یا ساکت میماندید؟ تعادل نش میگوید که یک نتیجهی بهینه برای یک بازی آن نتیجهای است که در آن، هیچ بازیکنی دلیلی برای تغییر استراتژی خود با توجه به استراتژی حریف ندارد. در این بازی اگر هریک ساکت بماند و لو ندهد، نتیجهی خوبیست، چرا که هر کدام، یک سال به زندان میرود. اما از کجا معلوم که دیگری تو را لو ندهد؟ در این حالت بدترین نتیجه به دست میآید: بیست سال حبس برای یکی و آزادی برای دیگری. مطابق تعادل نش، بهترین استراتژی این است که هریک دیگری را بدون نظر گرفتن تصمیم دیگری لو دهد، دو حالت بیشتر ندارد، یا آزاد میشود یا پنج سال به زندان میرود. هر دو حالت بهتر از ۲۰ سال به زندان رفتن است. دلیلی وجود ندارد که فرد استراتژی خود را تغییر دهد. جان نش موفق شد در سال ۱۹۹۴ از بابت تعادل نش، نوبل اقتصاد را از آن خود کند.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #mathematics #gametheory #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
پلیس برای اینکه این دو نفر را به اعتراف مجبور کند، ناچار میشود که از آنها اعتراف بگیرد. البته نه با زور، بلکه از طریق یک بازی که دزدها روحشان هم از آن بازی خبر ندارد و از قبل، فکرش را نمیکردهاند که وارد چنین بازی میشوند و برایش آماده نشده بودند. از طرف دیگر، این دزدها یعنی دزد الف و دزد ب، اولین بار بوده که با یکدیگر به دزدی میرفته اند و اصلا از رفتار یکدیگر خبر ندارند. یعنی هر یک از آنها نمیداند که دیگری آدم خائنیست یا آدم وفاداریست. همه چیز به نفع پلیس است که بازی را اجرا کند. بازی بدین صورت است که از هر دو نفر به صورت کاملا جدا اعتراف گرفته میشود. اگر هر دو ساکت بمانند و دیگری را لو ندهند، هرکدام برای یک سال به زندان خواهند رفت. اگر یکی خیانت کند و دیگری را لو دهد و آن دیگری ساکت بماند، اویی که لو داده فورا آزاد میشود و اویی که لو رفته، به ۲۰ سال حبس محکوم میشود. اگر هر دو خیانت کنند و هریک دیگری را لو بدهد، هرکدام به ۵ سال حبس محکوم میشوند.
حالا استراتژی هر زندانی بایستی چه باشد که بهترین نتیجه را بگیرد؟ اگر شما یکی از آن دو بودید، لو میدادید یا ساکت میماندید؟ تعادل نش میگوید که یک نتیجهی بهینه برای یک بازی آن نتیجهای است که در آن، هیچ بازیکنی دلیلی برای تغییر استراتژی خود با توجه به استراتژی حریف ندارد. در این بازی اگر هریک ساکت بماند و لو ندهد، نتیجهی خوبیست، چرا که هر کدام، یک سال به زندان میرود. اما از کجا معلوم که دیگری تو را لو ندهد؟ در این حالت بدترین نتیجه به دست میآید: بیست سال حبس برای یکی و آزادی برای دیگری. مطابق تعادل نش، بهترین استراتژی این است که هریک دیگری را بدون نظر گرفتن تصمیم دیگری لو دهد، دو حالت بیشتر ندارد، یا آزاد میشود یا پنج سال به زندان میرود. هر دو حالت بهتر از ۲۰ سال به زندان رفتن است. دلیلی وجود ندارد که فرد استراتژی خود را تغییر دهد. جان نش موفق شد در سال ۱۹۹۴ از بابت تعادل نش، نوبل اقتصاد را از آن خود کند.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #mathematics #gametheory #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
👍1
"آگاهی محاسباتی نیست، consciousness is not computational. آگاهی ما صرفا محصول یک فرآیند مکانیکی معمولی نیست که بتوان یک ماشین را طوری تنظیم کرد که آن را انجام دهد. برای درک آگاهی، بایستی درکمان از جهان فیزیکی را تغییر دهیم." این چند خط، گوشهای از مصاحبهی فیزیکدان بزرگ، راجر پنروز با نشریهی NewScientist بود. بحثی مهم در پاسخ بسیاری از نگرانیها دربارهی هوش مصنوعی (Artificial Intelligence یا AI). ما هنوز فاصلهی بسیاری با دستیابی به یک هوش و یک آگاهی داریم. چیزهایی مانند چت جی پی تی که این روزها بحثهای زیادی پیرامون آنها صورت میگیرد، در واقع هوش نیستند، بلکه تنها مدلهای زبانی هستند. این صحبت راجر پنروز که هوش و آگاهی ما، چیزی ورای محاسبات فیزیکیست، پشتوانهای کاملا علمی و فلسفی دارد. آگاهی یا خودآگاهی، کیفیتیست که ما هنوز آن را درست نمیشناسیم.
ما هنوز نمیدانیم آگاهی چطور اتفاق میافتد. آگاهی همان احساس چیزی بودن است، ما بودن خود را احساس میکنیم. فیلسوفان این جنبه از آگاهی را، qualia مینامند. این آگاهی همان چیزیست که رنه دکارت در جملهی مشهورش بدان اشاره میکند که "من میاندیشم پس هستم". این دقیقا همان جاییست که کُمیت الگوریتمهای محاسباتی در آن لَنگ است و متخصصان آن را، "مسالهی دشوار آگاهی یا hard problem of consciousness" مینامند. چرا که ما هنوز دقیقا نمیدانیم این آگاهی چیست، پس الگوریتمهای ما نیز نمیتوانند آن را محاسبه کنند. بحثهای زیادی راجع به این موضوع صورت گرفته است. یکی از معروفترین استدلالها برای اینکه نشان دهد کامپیوترهای حال حاضر هرچقدر هم پیشرفته باشند، نمیتوانند ذهن یا آگاهی داشته باشند، برهان اتاق چینیها (Chinese Room Argument) است.
اولین بار فیلسوف آمریکایی جان سرل، این برهان را در سال ۱۹۸۰ ارائه داد و تا به امروز، مورد قبول بسیاری فیلسوفان و دانشمندان واقع شده است. تصور کنید شما درون یک اتاق هستید و چند چینی بیرون از اتاق با شما صحبت میکنند و شما اصلا چینی نمیدانید. اما الگوریتمی کامپیوتری در اختیار دارید که میتوانید همه چیز را به چینی ترجمه کنید و به کمک آن، روی کاغذ به چینی چیزهای مینویسید و از زیر در، بیرون میدهد. چینیها در بیرون کاغذها را میبینند و تصور میکنند که شخصی مسلط به زبان چینی درون اتاق است. آگاهی و ذهن الگوریتمهای کامپیوتری نیز دقیقا به همین شکل است. الگوریتمی که وانمود میکنند حرف شما را درک میکند، در حالیکه فقط یاد گرفته کلمات را کنار یکدیگر قرار دهد. کامپیوترها فقط از قوانین دستور زبان استفاده میکنند تا حروف و کلمات را با دقت کنار یکدیگر قرار دهند. اما هیچ درک و آگاهی نسبت به کاری که انجام میدهند ندارند و ذهن ما اساسا با کامپیوترها و محاسبات کامپیوتری متفاوت است.
پینوشت: بحث فوق، یک بحث داغ بین فیلسوفان و دانشمندان است و تضمینی وجود ندارد که هریک از این دیدگاهها در آینده نقض نشود.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #mathematics #artificialintelligence #computerscience #daydaad #abaebad
ما هنوز نمیدانیم آگاهی چطور اتفاق میافتد. آگاهی همان احساس چیزی بودن است، ما بودن خود را احساس میکنیم. فیلسوفان این جنبه از آگاهی را، qualia مینامند. این آگاهی همان چیزیست که رنه دکارت در جملهی مشهورش بدان اشاره میکند که "من میاندیشم پس هستم". این دقیقا همان جاییست که کُمیت الگوریتمهای محاسباتی در آن لَنگ است و متخصصان آن را، "مسالهی دشوار آگاهی یا hard problem of consciousness" مینامند. چرا که ما هنوز دقیقا نمیدانیم این آگاهی چیست، پس الگوریتمهای ما نیز نمیتوانند آن را محاسبه کنند. بحثهای زیادی راجع به این موضوع صورت گرفته است. یکی از معروفترین استدلالها برای اینکه نشان دهد کامپیوترهای حال حاضر هرچقدر هم پیشرفته باشند، نمیتوانند ذهن یا آگاهی داشته باشند، برهان اتاق چینیها (Chinese Room Argument) است.
اولین بار فیلسوف آمریکایی جان سرل، این برهان را در سال ۱۹۸۰ ارائه داد و تا به امروز، مورد قبول بسیاری فیلسوفان و دانشمندان واقع شده است. تصور کنید شما درون یک اتاق هستید و چند چینی بیرون از اتاق با شما صحبت میکنند و شما اصلا چینی نمیدانید. اما الگوریتمی کامپیوتری در اختیار دارید که میتوانید همه چیز را به چینی ترجمه کنید و به کمک آن، روی کاغذ به چینی چیزهای مینویسید و از زیر در، بیرون میدهد. چینیها در بیرون کاغذها را میبینند و تصور میکنند که شخصی مسلط به زبان چینی درون اتاق است. آگاهی و ذهن الگوریتمهای کامپیوتری نیز دقیقا به همین شکل است. الگوریتمی که وانمود میکنند حرف شما را درک میکند، در حالیکه فقط یاد گرفته کلمات را کنار یکدیگر قرار دهد. کامپیوترها فقط از قوانین دستور زبان استفاده میکنند تا حروف و کلمات را با دقت کنار یکدیگر قرار دهند. اما هیچ درک و آگاهی نسبت به کاری که انجام میدهند ندارند و ذهن ما اساسا با کامپیوترها و محاسبات کامپیوتری متفاوت است.
پینوشت: بحث فوق، یک بحث داغ بین فیلسوفان و دانشمندان است و تضمینی وجود ندارد که هریک از این دیدگاهها در آینده نقض نشود.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #mathematics #artificialintelligence #computerscience #daydaad #abaebad
❤1👍1
قسمت یازدهم برنامهی فراساختار
در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در حوزهی پایداری، در کمپانی مپنا در ایران آغاز کرده و هم اکنون نیز، با یکی از کمپانیهای بزرگ آلمانی فعال در بخش انرژی، همکاری دارند. لیلا حسومی در کنار مطالعات و تحقیقاتشان در حوزهی پایایی، علاقهی ویژهای به فلسفهی کاربردی و ارتباط آن با پایایی دارند. در این برنامه پیرامون دستاوردها و پیشرفتهای حوزهی پایداری، به بحث و گفتگو پرداختیم. گفتگویی عمیق و معنادار که همواره جزو اهداف برنامهی فراساختار بوده است.
پیشاپیش از خانم لیلا حسومی از بابت حضور در این برنامه و از استاد دیداد به خاطر راهنماییهایشان در پیشبرد بهتر اهداف برنامهی فراساختار کمال تشکر را دارم.
برای دیدن ادامهی این قسمت از برنامه (ورژن کامل برنامه)، به کانال یوتیوب و وبسایت ابا اباد دات کام مراجعه فرمایید.
برنامهی فراساختار
قسمت یازدهم
ابا اباد
@AbaEbad
#science #sustainability #metastructure #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در حوزهی پایداری، در کمپانی مپنا در ایران آغاز کرده و هم اکنون نیز، با یکی از کمپانیهای بزرگ آلمانی فعال در بخش انرژی، همکاری دارند. لیلا حسومی در کنار مطالعات و تحقیقاتشان در حوزهی پایایی، علاقهی ویژهای به فلسفهی کاربردی و ارتباط آن با پایایی دارند. در این برنامه پیرامون دستاوردها و پیشرفتهای حوزهی پایداری، به بحث و گفتگو پرداختیم. گفتگویی عمیق و معنادار که همواره جزو اهداف برنامهی فراساختار بوده است.
پیشاپیش از خانم لیلا حسومی از بابت حضور در این برنامه و از استاد دیداد به خاطر راهنماییهایشان در پیشبرد بهتر اهداف برنامهی فراساختار کمال تشکر را دارم.
برای دیدن ادامهی این قسمت از برنامه (ورژن کامل برنامه)، به کانال یوتیوب و وبسایت ابا اباد دات کام مراجعه فرمایید.
برنامهی فراساختار
قسمت یازدهم
ابا اباد
@AbaEbad
#science #sustainability #metastructure #daydaad #daydaadism #ebadism #abaebad
🔥1
Aba Ebad | اَبا اِباد
قسمت یازدهم برنامهی فراساختار در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در حوزهی…
YouTube
فراساختار، قسمت یازدهم
قسمت یازدهم برنامهی فراساختار
در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در…
در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در…
Aba Ebad | اَبا اِباد
قسمت یازدهم برنامهی فراساختار در قسمت یازدهم از برنامهی فراساختار، میزبان سرکار خانم لیلا حسومی بودم. خانم لیلا حسومی از متخصصین امر استراتژی و توسعهی پایدار و همچنین محقق عرصهی تعالی و رهبری در سطوح فردی و سازمانی هستند. ایشان فعالیتهای خود را در حوزهی…
لینک ادامهی این مصاحبه در وبسایت ابا اباد دات کام (بدون نیاز به فیلترشکن)
https://abaebad.com/videos/
https://abaebad.com/videos/
اَبا اِباد
ویدئوها | اَبا اِباد
جوایز نوبل فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و پزشکی، ادبیات و صلح از سال ۱۹۰۱ و جایزهی نوبل اقتصاد، از سال ۱۹۶۹ به این سو، اهدا شده است.
شنیده ام که اولین قانون برنامه نویسان این است که اگر درست کار میکند به آن دست نزن ,if it works don't touch it. البته این بیشتر حالت طنز دارد، اما حتی اگر در بسیاری موارد درست باشد نیز، در فیزیک نظری اصلا درست نیست، بلکه تلهایست که بسیاری از فیزیکدانان بدان گرفتار آمده اند. سالهاست که بسیاری از فیزیکدانان، فهم فیزیک کوانتوم را رها کرده اند و کسی نمیپرسد که این روابط چه ارتباط دقیقی با واقعیت دارند. ما فقط مشاهده میکنیم که این روابط درست عمل میکند و رفتار سیستمهای کوانتومی را به شکلی باورنکردنی، دقیق پیش بینی میکند؛ اما این مساله کافی نیست. ما در نهایت نیاز داریم به کمک فیزیک، واقعیت جهان فیزیکی را به درستی درک کنیم و صرف پیشبینی، نشان از درک صحیح ما ندارد.
به عنوان مثال، انسان قرنها تصور میکرد که زمین مرکز جهان هستیست و بر همین اساس، محاسبات و اندازه گیریهایی در علوم (تحت عنوان) هیات و نجوم صورت میگرفت. این اندازهگیریها و پیشبینیهای حاصل از این محاسبات، نسبتا دقیق بود و برای قرنهای متمادی، دریانوردان را به مقصد میرساند، زمان رسیدن بهار را به درستی پیشبینی میکرد و کاربردهای دیگری نیز داشت. اما این تفسیر از جهان مطابق با واقعیت فیزیکی جهان هستی نبود. از طرف دیگر، آن جملهی "اگر درست کار میکند به آن دست نزن"، یک اشکال اساسی ایجاد میکند. ما تنها بعد از اینکه فهمیدیم زمین مرکز هستی نیست و درک کردیم قانون گرانش نیوتن بر جهان هستی حاکم است، آنوقت تازه متوجه شدیم که کاربرد فیزیک تنها تنظیم تقویم و جهت یابی نیست. یعنی کاربردهایی را یافتیم که قبل از کشف حقیقت هستی، اصلا به آنها فکر هم نکرده بودیم. اساسا اولین هدف علم شناخت واقعیت جهان است و به کار گرفتن این شناخت در سطوح بعدی قرار میگیرد.
پس در مورد فیزیک کوانتوم نیز ما بایستی در نهایت دریابیم که چرا جهان اینگونه عمل میکند. اما در مورد فیزیک کوانتوم ما احتمالا با یک مشکل اساسی مواجه هستیم و آن محدودیت ذهن خودمان است. شاید علت اینکه فیزیک کوانتوم اینقدر برای ما عجیب به نظر میرسد، این است که ذهن ما جهان را اینطور درک نمیکند. این مثل این است که یک رنگ جدید در جهان پدید آید و چشم ما اصلا توانایی دیدن آن رنگ را نداشته باشد و ما تنها آن را به صورت ترکیبی از رنگهای مختلف دیگر مشاهده کنیم. پس ما چطور بایستی محدودیتهای ذهن خود را پیدا کنیم؟ این سوالیست که بایستی فلسفه پاسخ دهد، چرا که شناخت نحوهی کارکرد ذهن انسان در شاخههای فلسفه مانند فلسفهی ذهن و فلسفهی زبان و فلسفهی علم صورت میگیرد. شاخهای که به بررسی این موضوعات در فیزیک میپردازد، فلسفهی فیزیک یا philosophy of physics نام دارد.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #philosophy #quantum #ebadism #abaebad
به عنوان مثال، انسان قرنها تصور میکرد که زمین مرکز جهان هستیست و بر همین اساس، محاسبات و اندازه گیریهایی در علوم (تحت عنوان) هیات و نجوم صورت میگرفت. این اندازهگیریها و پیشبینیهای حاصل از این محاسبات، نسبتا دقیق بود و برای قرنهای متمادی، دریانوردان را به مقصد میرساند، زمان رسیدن بهار را به درستی پیشبینی میکرد و کاربردهای دیگری نیز داشت. اما این تفسیر از جهان مطابق با واقعیت فیزیکی جهان هستی نبود. از طرف دیگر، آن جملهی "اگر درست کار میکند به آن دست نزن"، یک اشکال اساسی ایجاد میکند. ما تنها بعد از اینکه فهمیدیم زمین مرکز هستی نیست و درک کردیم قانون گرانش نیوتن بر جهان هستی حاکم است، آنوقت تازه متوجه شدیم که کاربرد فیزیک تنها تنظیم تقویم و جهت یابی نیست. یعنی کاربردهایی را یافتیم که قبل از کشف حقیقت هستی، اصلا به آنها فکر هم نکرده بودیم. اساسا اولین هدف علم شناخت واقعیت جهان است و به کار گرفتن این شناخت در سطوح بعدی قرار میگیرد.
پس در مورد فیزیک کوانتوم نیز ما بایستی در نهایت دریابیم که چرا جهان اینگونه عمل میکند. اما در مورد فیزیک کوانتوم ما احتمالا با یک مشکل اساسی مواجه هستیم و آن محدودیت ذهن خودمان است. شاید علت اینکه فیزیک کوانتوم اینقدر برای ما عجیب به نظر میرسد، این است که ذهن ما جهان را اینطور درک نمیکند. این مثل این است که یک رنگ جدید در جهان پدید آید و چشم ما اصلا توانایی دیدن آن رنگ را نداشته باشد و ما تنها آن را به صورت ترکیبی از رنگهای مختلف دیگر مشاهده کنیم. پس ما چطور بایستی محدودیتهای ذهن خود را پیدا کنیم؟ این سوالیست که بایستی فلسفه پاسخ دهد، چرا که شناخت نحوهی کارکرد ذهن انسان در شاخههای فلسفه مانند فلسفهی ذهن و فلسفهی زبان و فلسفهی علم صورت میگیرد. شاخهای که به بررسی این موضوعات در فیزیک میپردازد، فلسفهی فیزیک یا philosophy of physics نام دارد.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #philosophy #quantum #ebadism #abaebad
👏2
حتما از کتاب فارسی چندم دبستان، داستان کودکی را به خاطر دارید که برای اینکه ببیند کدام سیب شیرین است و کدام سیب ترش است، همهی سیبها را گاز زد. او در نهایت یک سبد سیب شیرین را به خانه برد، اما یک سبد سیب شیرین گاز خورده. اگر سیبها همگی هم رنگ و یک شکل بودند، او برای فهم شیرین یا ترش بودن تک تک سیبها، راهی نداشت جز اینکه تک تک سیبها را گاز بزند. حالا تصور کنید که به جای یک وانت پر از سیب، یک انبار مهمات داریم که در این انبار، بمبهای حساس به نور قرار دارند و این بمبها مدتهاست که آنجا بوده اند و مشخص نیست که این بمبها اکنون خراب هستند یا درست کار میکنند. این بمبها آنقدر حساساند که با برخورد یک فوتون نور به سنسور آنها، منفجر میشوند. حالا چاره چیست؟ اگر ما تک تک این بمبهای حساس به نور را از انبار مهمات خارج کنیم و یک فوتون نور به سنسور آنها بتابانیم، آن بمبهایی که خراب هستند، کار نمیکنند و منفجر نمیشوند، اما آن بمبها خرابند و به کار نمیآیند.
اگر هم بمبهایی سالم باشند، با تاباندن فوتون نور به سمت سنسورشان، عمل میکنند و منفجر میشوند و دیگر، چیزی از آنها باقی نمیماند که کسی بخواهد از آنها استفاده کند. اما فیزیک کوانتوم با خواص عجیب و غریبش، برای ما یک راه حل ارائه میدهد. در سال ۱۹۹۳، دو فیزیکدان اسرائیلی به نامهای اوشلوم کوروش الیتزور (ایرانی الاصل) و لو ویدمن، آزمایشی ذهنی تحت عنوان Elitzur–Vaidman bomb-tester ارائه دادند که میتوانست با استفاده از خواص مکانیک کوانتومی، احتمال موفقیت تست یک بمب حساس به نور را بدون انفجار آن افزایش دهد. توجه داشته باشید که اگر بمب خراب باشد، فوتون از آن عبور میکند و اگر درست باشد فوتون را جذب میکند و منفجر میشود. اما آزمایش مانند تصویر زیر است. یک فوتون نور از نقطهی A تابانده میشود و به یک شکافندهی پرتو (beam splitter) برخورد میکند. بیم اسپلیتر، با احتمال پنجاه درصد فوتون را عبور میدهد تا به بمب برسد و با احتمال ۵۰ درصد، نور را بازتاب میکند تا مسیر بالا را طی کند.
اما مطابق مکانیک کوانتومی، فوتون وارد هر دو مسیر میشود! در واقع ما یک ابرانطباق کوانتومی (quantum superposition) داریم، بدین معنی که فوتون همزمان در هر دو مسیر قرار دارد (مانند گربهی معروف شرودینگر که همزمان زنده و مرده است). یک بیم اسپلیتر دیگر نیز در بالا سمت راست قرار داده شده است. اگر بمب خراب باشد، فوتون از مسیر پایین و بالا عبور کرده و حتما به نقطهی C میرسد. اگر بمب سالم باشد، با احتمال ۵۰ درصد، با رسیدن فوتون به بمب، بمب منفجر میشود. اما ۵۰ درصد احتمال دارد فوتون وارد مسیر بالا شود. در این حالت بمب سالم مسیر پایین را میبندد و فوتون با به نقطهی C یا D میرسد. احتمال رسیدن به هریک از نقاط C یا D در این حالت ۲۵ درصد است. اگر فوتون را در D مشاهده کنید، حتما بمبی دارید که کار میکند اما منفجر نشده است. اگر در C مشاهده کنید، نمیتوانید نتیجهگیری کنید که بمب سالم است یا خراب است. اما با این حال شما ۲۵ درصد شانس موفقیت دارید. اینکه فوتون را در D مشاهده کنید و دریابید بمب سالم است، بدون اینکه آن را منفجر کنید.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #quantum #quantumphysics #ebadism #abaebad
اگر هم بمبهایی سالم باشند، با تاباندن فوتون نور به سمت سنسورشان، عمل میکنند و منفجر میشوند و دیگر، چیزی از آنها باقی نمیماند که کسی بخواهد از آنها استفاده کند. اما فیزیک کوانتوم با خواص عجیب و غریبش، برای ما یک راه حل ارائه میدهد. در سال ۱۹۹۳، دو فیزیکدان اسرائیلی به نامهای اوشلوم کوروش الیتزور (ایرانی الاصل) و لو ویدمن، آزمایشی ذهنی تحت عنوان Elitzur–Vaidman bomb-tester ارائه دادند که میتوانست با استفاده از خواص مکانیک کوانتومی، احتمال موفقیت تست یک بمب حساس به نور را بدون انفجار آن افزایش دهد. توجه داشته باشید که اگر بمب خراب باشد، فوتون از آن عبور میکند و اگر درست باشد فوتون را جذب میکند و منفجر میشود. اما آزمایش مانند تصویر زیر است. یک فوتون نور از نقطهی A تابانده میشود و به یک شکافندهی پرتو (beam splitter) برخورد میکند. بیم اسپلیتر، با احتمال پنجاه درصد فوتون را عبور میدهد تا به بمب برسد و با احتمال ۵۰ درصد، نور را بازتاب میکند تا مسیر بالا را طی کند.
اما مطابق مکانیک کوانتومی، فوتون وارد هر دو مسیر میشود! در واقع ما یک ابرانطباق کوانتومی (quantum superposition) داریم، بدین معنی که فوتون همزمان در هر دو مسیر قرار دارد (مانند گربهی معروف شرودینگر که همزمان زنده و مرده است). یک بیم اسپلیتر دیگر نیز در بالا سمت راست قرار داده شده است. اگر بمب خراب باشد، فوتون از مسیر پایین و بالا عبور کرده و حتما به نقطهی C میرسد. اگر بمب سالم باشد، با احتمال ۵۰ درصد، با رسیدن فوتون به بمب، بمب منفجر میشود. اما ۵۰ درصد احتمال دارد فوتون وارد مسیر بالا شود. در این حالت بمب سالم مسیر پایین را میبندد و فوتون با به نقطهی C یا D میرسد. احتمال رسیدن به هریک از نقاط C یا D در این حالت ۲۵ درصد است. اگر فوتون را در D مشاهده کنید، حتما بمبی دارید که کار میکند اما منفجر نشده است. اگر در C مشاهده کنید، نمیتوانید نتیجهگیری کنید که بمب سالم است یا خراب است. اما با این حال شما ۲۵ درصد شانس موفقیت دارید. اینکه فوتون را در D مشاهده کنید و دریابید بمب سالم است، بدون اینکه آن را منفجر کنید.
- اَبا اِباد
@AbaEbad
#physics #science #quantum #quantumphysics #ebadism #abaebad
🤔1🥱1