ازونجایی که با قطع شدن نت گند زدن به برنامه هام واسه مطلب گذاری راجب فلسفه، بعد این جور دیگه میزارم و راجب سیاست هم میزارم هر ازگاهی
❤3
اصل "غیرقابلپیشبینی بودن" و "کنترل اطلاعات" از کتاب با سخنان عمداً مبهم ترامپ درباره اهداف حمله به ایران همخوانی دارد.
تاکتیک "ورود از موضع قدرت" در کتاب، در اعزام ناوگان عظیم به منطقه و بیان اینکه «شاید مجبور نشویم از آن استفاده کنیم» دیده میشود.
نظریه "پوشش دادن خود با تناقضگویی" که رسانهها به آن اشاره میکنند ، یادآور سبک مذاکرهای در کتاب است که بر سردرگمی طرف مقابل تاکید دارد.
تاکتیک "ورود از موضع قدرت" در کتاب، در اعزام ناوگان عظیم به منطقه و بیان اینکه «شاید مجبور نشویم از آن استفاده کنیم» دیده میشود.
نظریه "پوشش دادن خود با تناقضگویی" که رسانهها به آن اشاره میکنند ، یادآور سبک مذاکرهای در کتاب است که بر سردرگمی طرف مقابل تاکید دارد.
🔥3🗿1
Niccolò di Bernardo dei Machiavelli
اقلیت دانا هستند و اکثریت نادان، قدرت کنترل کردن در باور های مردم است نه در چیز دیگری باور های اکثریت نادان را می توان با رسانه کنترل کرد و امروزه در عصر ارتباطات رسانه یک نوع سلاح است مردم هرچیزی که در فضای مجازی می بینند باور میکنند.
سوال: در یک اتاق یک سرباز وجود دارد و یک شاه و یک تاجر و یک کشیش. کشیش، تاجر و پادشاه هرکدام به سرباز دستور می دهند تا دو نفر دیگر را بکشد؛ سرباز به دستور چه کسی عمل می کند؟
جواب:به دستور کسی که مردم اعتقاد دارند او قدرتمند تر است. قدرت در کنترل باور هاست، نه در پول یا زمین.
جواب:
❤3
کاموگاوا مربی بوکس تاکامورا مامورو در اولین مبارزه برای کمربند قهرمانی بوکس تاکامورا خطاب به او:
همه کسانی که سخت تلاش کردند موفق نشدند، اما همه کسانی که موفق شدند سخت تلاش کردند.
#انگیزشی
همه کسانی که سخت تلاش کردند موفق نشدند، اما همه کسانی که موفق شدند سخت تلاش کردند.
#انگیزشی
🔥3
لیبرالیسم، کمونیسم، امپریالیسم، دموکارسی، جمهوری و ... فرقی نمی کنه، همه این ایدئولوژی های سیاسی با یک هدف ساخته شدند؛ حکومت کردن، نه بهبود سبک زندگی مردم!
#سیاست
#سیاست
❤2⚡1
بنظر ساده میاد ولی فهمیدن همین سواد سیاسی شمارو خیلی ارتقا میده
تاریخچه:
در سال 1848 کارل مارکس و فردریش انگلس زیربنای این ایدئولوژی رو بنا کردن. اونا معتقد بودن که کارگران باید علیه سرمایه داران قیام کنن و مالکیت خصوصی یا همون انحصار بازار رو منسوخ کنن
در سال 1917، ولادمیر لنین رهبر بلشویک ها (بلشویک ها یعنی اکثریت و منظور حزب کارگری هست و حزب مخالف اون منشویک ها بودن به معنی اقلیت و منظور سرمایه دار ها هست)؛ لنین با فرصت طلبی از نارضایتی ها بخاطر جنگ جهانی اول قدرت بدست آورد و اولین دولت کمونیستی دنیا رو که اسمش اتحاد جماهیر شوروی بود تاسیس کرد.
بعد از لنین، ژوزف استالین با سرکوب مخالف ها به قدرت رسید و با اجرای برنامه 5 ساله ای که توش نظامیت تمامی خواه و صنعتی سازی و جمع سازی کشاورزی که اجباری بودن دیکتاتوری رو علنی کرد ولی یک نکته هست؛ دیکتاتوری شدن کمونیست از قبل استارت خورده بود و خود لنین اینکار رو کرد تا مخالفان کاپیتالیسمی خودشو سرکوب کنه ولی استالین دیگه پرده هارو کشید کنار و با صداقت فاز دیکتاتوری رو شروع کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم اتحاد جماهیر شوروی با آمریکا وارد جنگ سرد میشه و دنیا به دو قطب غرب (به رهبری ایالات متحده آمریکا) و شرق (به رهبری اتحاد جماهیر شوروی) تقسیم میشه. تا اواسط دهه 1970 کمونیست نیمی از جهان رو تحت تاثیر قرار داد و چین، کره شمالی، ویتنام، کوبا جزئی از بلوک شرق بودن.
در سال 1991 شوروی از هم پاشید و بزرگ ترین شکست در تاریخ برای کمونیست ها رقم خورد. با این وجود هنوز بیشتر از یک پنجم مردم دنیا در کشور های کمونیستی زندگی می کنن.
در سال 1848 کارل مارکس و فردریش انگلس زیربنای این ایدئولوژی رو بنا کردن. اونا معتقد بودن که کارگران باید علیه سرمایه داران قیام کنن و مالکیت خصوصی یا همون انحصار بازار رو منسوخ کنن
در سال 1917، ولادمیر لنین رهبر بلشویک ها (بلشویک ها یعنی اکثریت و منظور حزب کارگری هست و حزب مخالف اون منشویک ها بودن به معنی اقلیت و منظور سرمایه دار ها هست)؛ لنین با فرصت طلبی از نارضایتی ها بخاطر جنگ جهانی اول قدرت بدست آورد و اولین دولت کمونیستی دنیا رو که اسمش اتحاد جماهیر شوروی بود تاسیس کرد.
بعد از لنین، ژوزف استالین با سرکوب مخالف ها به قدرت رسید و با اجرای برنامه 5 ساله ای که توش نظامیت تمامی خواه و صنعتی سازی و جمع سازی کشاورزی که اجباری بودن دیکتاتوری رو علنی کرد ولی یک نکته هست؛ دیکتاتوری شدن کمونیست از قبل استارت خورده بود و خود لنین اینکار رو کرد تا مخالفان کاپیتالیسمی خودشو سرکوب کنه ولی استالین دیگه پرده هارو کشید کنار و با صداقت فاز دیکتاتوری رو شروع کرد.
بعد از جنگ جهانی دوم اتحاد جماهیر شوروی با آمریکا وارد جنگ سرد میشه و دنیا به دو قطب غرب (به رهبری ایالات متحده آمریکا) و شرق (به رهبری اتحاد جماهیر شوروی) تقسیم میشه. تا اواسط دهه 1970 کمونیست نیمی از جهان رو تحت تاثیر قرار داد و چین، کره شمالی، ویتنام، کوبا جزئی از بلوک شرق بودن.
در سال 1991 شوروی از هم پاشید و بزرگ ترین شکست در تاریخ برای کمونیست ها رقم خورد. با این وجود هنوز بیشتر از یک پنجم مردم دنیا در کشور های کمونیستی زندگی می کنن.
🔥4
هیت دادن به تاریخچه:
چرا من میگم لنین کمونیست رو دیکتاتوری بنا کرد؟ شاید خیلی از اساتید تاریخ مخالف این حرف که لنین دیکتاتور بود باشن اما اقدامات لنین برای به قدرت رسیدن و بعد از به قدرت رسیدن چه بود؟
1 با شعار های جذاب برای قشر گرسنه جامعه هوادار کسب کردن (مثل: صلح، نان، زمین)
2 با اشغال کاخ زمستانی قدرت را به زور به دست گرفتن
3 پس از به قدرت رسیدن حکم مصادره اموال کلیسا و زمین داران بزرگ را امضا کردن (با ترویج بی دینی همراه بود)
4 برای مقابله با مخالفان سازمان پلیس مخفی چکا را تاسیس کردن (اینجا دیگه مخالفان فقط یک نظر متفاوت نداشتن، بلکه مجرم بودن و آزادی بیان به خاک رفت)
5 جنگ خونینی رو علیه ارتش سفید که متشکل از سلطنت طلب ها و لیبرال ها بود راه انداختن و پیروز شدن
پس کمونیست شاید تو کتاب های کارل بنظر خیلی روشن فکری و برابری طلبی باشه اما در عمل از همون ابتدا دیکتاتوری بود؛ همه چیز در دست دولت و خاموش کردن صدای مخالف با سرب داغ. (چه داستان آشنایی)
چرا من میگم لنین کمونیست رو دیکتاتوری بنا کرد؟ شاید خیلی از اساتید تاریخ مخالف این حرف که لنین دیکتاتور بود باشن اما اقدامات لنین برای به قدرت رسیدن و بعد از به قدرت رسیدن چه بود؟
1 با شعار های جذاب برای قشر گرسنه جامعه هوادار کسب کردن (مثل: صلح، نان، زمین)
2 با اشغال کاخ زمستانی قدرت را به زور به دست گرفتن
3 پس از به قدرت رسیدن حکم مصادره اموال کلیسا و زمین داران بزرگ را امضا کردن (با ترویج بی دینی همراه بود)
4 برای مقابله با مخالفان سازمان پلیس مخفی چکا را تاسیس کردن (اینجا دیگه مخالفان فقط یک نظر متفاوت نداشتن، بلکه مجرم بودن و آزادی بیان به خاک رفت)
5 جنگ خونینی رو علیه ارتش سفید که متشکل از سلطنت طلب ها و لیبرال ها بود راه انداختن و پیروز شدن
پس کمونیست شاید تو کتاب های کارل بنظر خیلی روشن فکری و برابری طلبی باشه اما در عمل از همون ابتدا دیکتاتوری بود؛ همه چیز در دست دولت و خاموش کردن صدای مخالف با سرب داغ. (چه داستان آشنایی)
⚡4
تئوری در مقابل واقعیت:
در تئوری کمونیست میخواد کاری کنه که سرمایه دار مزد زحمات کارگر رو به جیب نزنه، فاصله طبقاتی از بین بره و نیاز های کارگر تأمین بشه، انسان بجای رقابت برای بقا به همکاری برای شکوفایی جمعی روی بیاره (که اینجا بدترین قسمت کمونیست هست) و اقتصاد بر اساس نیاز های مردم برنامه ریزی بشه نه بر اساس سودای سود سرمایه دارا!
اما در عمل؛
1 برای تحقق این آرمان، مارکس (بله مارکس) گفت نیاز به دیکتاتوری داریم (پس حتی قبل از لنین، یعنی وقتی مارکس قلم دست گرفت این حزب دیکتاتوری بود) چون انسان موجود خودخواهی هست و منافع خویش رو ارجحيت میده به منافع جمعی! بعد از لنین این دیکتاتوری تبدیل میشه به حزب تکرو که صدای مخالف رو خاموش کنه. مدیریت جامعه تبدیل شد به سلطه بر جامعه و رای مخالف تبدیل شد به دشمن طبقاتی!
2 در یک اقتصاد بزرگ میلیون ها کالا و نیاز وجود داره؛ ما در اقتصاد می خونیم که نیاز های بشری نامحدود و منابع محدود هستن. قیمت ها در بازار سرمایه داری کمبود یا وفور کالا رو نشون میدن؛ ولی وقتی دولت بخواد از بالا همه چیز رو برنامه ریزی و قیمت هارو دستوری کنه به دلیل پیچیدگی های بی نهایت، اطلاعات از دست میده و با کمبود شدید یا مازاد بی مصرف تولید رو به رو میشه!
3 تئوری فرض میکنه که وقتی نیاز های اولیه تأمین شد، آگاهی طبقاتی میاد رو کار و مردم جامعه رو اولویت قرار میدن (چون اولویت اول انسان نیاز های اساسی هست و ثانویه جامعه هست! یعنی تا وقتی نیاز اساسی تامین نشده باشه کسی به جامعه اهمیت نمیده و مارکس فکر میکرد اگر این نیاز تامین بشه اولویت ثانویه یعنی جامعه تبدیل به اولویت اول برای مردم میشه) ولی این باعث بی انگیزگی کشاورزان شد چون کشاورز می دید زمین برای همه هست و دیگه دلش نمی خواست سخت کار کنه و این مثال همون جمع سازی اجباری استالین بود که باعث سقوط شوروی شد. در نتیجه برای وادار کردن کارگر بی انگیزه به کار دست به اجبار و ترس زدن و کمونیست حزب کمک به کارگران در مقابل کارگران ایستاد.
در تئوری کمونیست میخواد کاری کنه که سرمایه دار مزد زحمات کارگر رو به جیب نزنه، فاصله طبقاتی از بین بره و نیاز های کارگر تأمین بشه، انسان بجای رقابت برای بقا به همکاری برای شکوفایی جمعی روی بیاره (که اینجا بدترین قسمت کمونیست هست) و اقتصاد بر اساس نیاز های مردم برنامه ریزی بشه نه بر اساس سودای سود سرمایه دارا!
اما در عمل؛
1 برای تحقق این آرمان، مارکس (بله مارکس) گفت نیاز به دیکتاتوری داریم (پس حتی قبل از لنین، یعنی وقتی مارکس قلم دست گرفت این حزب دیکتاتوری بود) چون انسان موجود خودخواهی هست و منافع خویش رو ارجحيت میده به منافع جمعی! بعد از لنین این دیکتاتوری تبدیل میشه به حزب تکرو که صدای مخالف رو خاموش کنه. مدیریت جامعه تبدیل شد به سلطه بر جامعه و رای مخالف تبدیل شد به دشمن طبقاتی!
2 در یک اقتصاد بزرگ میلیون ها کالا و نیاز وجود داره؛ ما در اقتصاد می خونیم که نیاز های بشری نامحدود و منابع محدود هستن. قیمت ها در بازار سرمایه داری کمبود یا وفور کالا رو نشون میدن؛ ولی وقتی دولت بخواد از بالا همه چیز رو برنامه ریزی و قیمت هارو دستوری کنه به دلیل پیچیدگی های بی نهایت، اطلاعات از دست میده و با کمبود شدید یا مازاد بی مصرف تولید رو به رو میشه!
3 تئوری فرض میکنه که وقتی نیاز های اولیه تأمین شد، آگاهی طبقاتی میاد رو کار و مردم جامعه رو اولویت قرار میدن (چون اولویت اول انسان نیاز های اساسی هست و ثانویه جامعه هست! یعنی تا وقتی نیاز اساسی تامین نشده باشه کسی به جامعه اهمیت نمیده و مارکس فکر میکرد اگر این نیاز تامین بشه اولویت ثانویه یعنی جامعه تبدیل به اولویت اول برای مردم میشه) ولی این باعث بی انگیزگی کشاورزان شد چون کشاورز می دید زمین برای همه هست و دیگه دلش نمی خواست سخت کار کنه و این مثال همون جمع سازی اجباری استالین بود که باعث سقوط شوروی شد. در نتیجه برای وادار کردن کارگر بی انگیزه به کار دست به اجبار و ترس زدن و کمونیست حزب کمک به کارگران در مقابل کارگران ایستاد.
🔥3
نظر نویسنده:
کمونیست ایدئولوژی مناسبی برای انسان نیست چون از نظر فلسفی (بازم بنظر خودم) انسان تنها موجودی هست که در اجتماع زندگی میکنه ولی منافع شخصیش در اولویت هست؛ (برعکس تمام موجودات اجتماعی) برای همین این ایدئولوژی بیشتر بدرد مورچه های زیر زمین میخوره تا آدمای روی زمین! (چه هیتی دادم به بلوک شرق، خود ترامپم نمی تونست😂) این به مورچه ها بیشتر میاد که وقتی یدونه گندم دارن برای مصرف همشون باشه تا اینکه آدما وقتی یه گاو دارن بخوان بین خودشون تقسیم کنن! هرچقدرم اون گاو عادلانه تقسیم شه بازم دعوا میشه یکی میاد میگه من بیشتر کار کردم یکی دیگه یچی دیگه میگه
در آخر چپ درست بشو نیست وقتی از یه ایدئولوژی که از پایه غلط بنا شده طرفداری میکنن انتظار نداشته باشید با بحث منطقی یه چیزی رو قبول کنن
#کمونیست #کمونیسم
کمونیست ایدئولوژی مناسبی برای انسان نیست چون از نظر فلسفی (بازم بنظر خودم) انسان تنها موجودی هست که در اجتماع زندگی میکنه ولی منافع شخصیش در اولویت هست؛ (برعکس تمام موجودات اجتماعی) برای همین این ایدئولوژی بیشتر بدرد مورچه های زیر زمین میخوره تا آدمای روی زمین! (چه هیتی دادم به بلوک شرق، خود ترامپم نمی تونست😂) این به مورچه ها بیشتر میاد که وقتی یدونه گندم دارن برای مصرف همشون باشه تا اینکه آدما وقتی یه گاو دارن بخوان بین خودشون تقسیم کنن! هرچقدرم اون گاو عادلانه تقسیم شه بازم دعوا میشه یکی میاد میگه من بیشتر کار کردم یکی دیگه یچی دیگه میگه
در آخر چپ درست بشو نیست وقتی از یه ایدئولوژی که از پایه غلط بنا شده طرفداری میکنن انتظار نداشته باشید با بحث منطقی یه چیزی رو قبول کنن
#کمونیست #کمونیسم
🗿3
چه پخت و پز طولانی شد؛ ولی بخونید شاید یک ربع وقت ببره با دقت بخونید، تقریبا کاربردی نوشتم تا سطح سواد 10 تا ممبری که دارم رو ارتقا بدم.
❤4
همچنان یک موضوع سنگین دیگه انتخاب کردم با توجه به موضوع قبلی
❤1
Niccolò di Bernardo dei Machiavelli
همچنان یک موضوع سنگین دیگه انتخاب کردم با توجه به موضوع قبلی
چون نصفه موند بعدن کلشو باهم میزارم