▫️▫️▫️▫️
Carlos Marzal
Silla vacía
Una silla vacía
puede ser signo de una presencia;
a veces la ausencia
tiene una forma
más visible
que la presencia.
کارلوس مارزال
صندلی خالی
یک صندلی خالی
میتواند نشانهی حضور باشد؛
گاهی غیاب
از حضور
آشکارتر است.
Carlos Marzal
Silla vacía
Una silla vacía
puede ser signo de una presencia;
a veces la ausencia
tiene una forma
más visible
que la presencia.
کارلوس مارزال
صندلی خالی
یک صندلی خالی
میتواند نشانهی حضور باشد؛
گاهی غیاب
از حضور
آشکارتر است.
❤5🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️▫️▫️
سرِ متحرک فرانتس کافکا
Franz Kafka – K / Head of Franz Kafka
اثر دیوید چرنی (David Černý)، هنرمند معاصر اهل جمهوری چک، در سال ۲۰۱۴ در پراگ ساخته شد.
این مجسمهی جنبشی با ارتفاع حدود ۱۰٫۶ متر و وزن ۳۹ تن از ۴۲ لایهی فولاد ضدزنگ ساخته شده است. هر لایه بهطور مستقل حرکت میکند و در نتیجه چهرهی کافکا مدام شکل میگیرد، از هم میپاشد و دوباره بازسازی میشود.
حرکت هماهنگ این صفحات، چهره را از یک تصویر ثابت به فرمی متغیر و ناپایدار تبدیل میکند؛ خوانشی که میتوان آن را با مفاهیمی چون هویت، بیگانگی، دگرگونی و ناپایداری در جهان کافکا مرتبط دانست.
این اثر در کنار مرکز تجاری Quadrio و ایستگاه متروی Národní třída در پراگ قرار دارد و یکی از مشهورترین مجسمههای معاصر این شهر به شمار میرود.
سرِ متحرک فرانتس کافکا
Franz Kafka – K / Head of Franz Kafka
اثر دیوید چرنی (David Černý)، هنرمند معاصر اهل جمهوری چک، در سال ۲۰۱۴ در پراگ ساخته شد.
این مجسمهی جنبشی با ارتفاع حدود ۱۰٫۶ متر و وزن ۳۹ تن از ۴۲ لایهی فولاد ضدزنگ ساخته شده است. هر لایه بهطور مستقل حرکت میکند و در نتیجه چهرهی کافکا مدام شکل میگیرد، از هم میپاشد و دوباره بازسازی میشود.
حرکت هماهنگ این صفحات، چهره را از یک تصویر ثابت به فرمی متغیر و ناپایدار تبدیل میکند؛ خوانشی که میتوان آن را با مفاهیمی چون هویت، بیگانگی، دگرگونی و ناپایداری در جهان کافکا مرتبط دانست.
این اثر در کنار مرکز تجاری Quadrio و ایستگاه متروی Národní třída در پراگ قرار دارد و یکی از مشهورترین مجسمههای معاصر این شهر به شمار میرود.
❤6
▫️▫️▫️▫️
ژائومه پلنسا | Jaume Plensa
ژائومه پلنسا (Jaume Plensa، زادهٔ ۱۹۵۵ در بارسلونا) از شناختهشدهترین مجسمهسازان معاصر اسپانیاست؛ هنرمندی که بیش از چهار دهه است با پیکرههای انسانیِ عظیم، چهرههای خاموش و فضاهای عمومی کار میکند.
در آثار پلنسا، بدن انسان بیش از آنکه صرفاً موضوعی برای بازنمایی باشد، به بستری برای تأمل دربارهی هویت، حافظه، سکوت، زبان و تجربهی مشترک انسانی تبدیل میشود. چهرههای بزرگ و آرام او، اغلب با چشمهای بسته، حالتی میان خواب، مراقبه و دروننگری دارند.
او در آثارش از موادی مانند فولاد، چدن، برنز، رزین و شیشه استفاده میکند و بخش مهمی از فعالیتش به مجسمههای عمومی اختصاص دارد. از مشهورترین آثار او Crown Fountain (۲۰۰۴) در پارک هزارهی شیکاگو است.
آثاری چون Awilda and Irma (۲۰۱۴)، Talking Continents (۲۰۱۳) و Julia (۲۰۱۹) نیز نشان میدهند که چگونه پلنسا میان پیکره، معماری و فضای شهری ارتباط برقرار میکند.
JaumePlensa
ژائومه پلنسا | Jaume Plensa
ژائومه پلنسا (Jaume Plensa، زادهٔ ۱۹۵۵ در بارسلونا) از شناختهشدهترین مجسمهسازان معاصر اسپانیاست؛ هنرمندی که بیش از چهار دهه است با پیکرههای انسانیِ عظیم، چهرههای خاموش و فضاهای عمومی کار میکند.
در آثار پلنسا، بدن انسان بیش از آنکه صرفاً موضوعی برای بازنمایی باشد، به بستری برای تأمل دربارهی هویت، حافظه، سکوت، زبان و تجربهی مشترک انسانی تبدیل میشود. چهرههای بزرگ و آرام او، اغلب با چشمهای بسته، حالتی میان خواب، مراقبه و دروننگری دارند.
او در آثارش از موادی مانند فولاد، چدن، برنز، رزین و شیشه استفاده میکند و بخش مهمی از فعالیتش به مجسمههای عمومی اختصاص دارد. از مشهورترین آثار او Crown Fountain (۲۰۰۴) در پارک هزارهی شیکاگو است.
آثاری چون Awilda and Irma (۲۰۱۴)، Talking Continents (۲۰۱۳) و Julia (۲۰۱۹) نیز نشان میدهند که چگونه پلنسا میان پیکره، معماری و فضای شهری ارتباط برقرار میکند.
JaumePlensa
❤2👏1
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
رنگ، بهمثابه رابطه
تأملی درباره سانزو وادا و «فرهنگ ترکیبهای رنگ»
شاید رنگ، آنگونه که معمولاً تصور میکنیم، چیزی نیست که در خودِ اشیا وجود داشته باشد. رنگ از جایی آغاز میشود که یک رنگ در کنار رنگ دیگری قرار میگیرد؛ جایی میان دو چیز، در فاصلهای که چشم آن را میسازد و ذهن آن را معنا میکند. از این منظر، رنگ نه یک صفت، بلکه یک رابطه است.
سانزو وادا، نقاش و پژوهشگر ژاپنی، در دهه ۱۹۳۰ کوشید همین رابطه را ثبت کند. حاصل کار او مجموعهای از ترکیبهای رنگی بود که بعدها با عنوان A Dictionary of Color Combinations شناخته شد. اهمیت این کتاب فقط در تعداد رنگها یا دقت نمونههایش نیست؛ اهمیتش در نوع نگاه وادا به رنگ است. او به ما نمیگوید کدام رنگ زیباست؛ به ما نشان میدهد که چه اتفاقی میان رنگها رخ میدهد.
این تفاوت کوچکی به نظر میرسد، اما در واقع تغییر یک نگاه است.
در یک ترکیب رنگی، هیچ رنگی کاملاً مستقل نیست. آبیِ کنار نارنجی، همان آبیِ کنار خاکستری نیست. سرخی که در کنار سیاه قرار گرفته، کیفیت دیگری دارد با همان سرخ در مجاورت زرد. هر رنگ، رنگِ دیگری را تغییر میدهد؛ و در همین تغییر، چیزی پدیدار میشود که پیش از آن وجود نداشته است.
وادا از این جهت تنها درباره رنگ صحبت نمیکند. او درباره نسبتها صحبت میکند.
نسبت، یکی از بنیادیترین مفاهیم هنر است. در معماری، نسبت میان فضای خالی و توده، میان ستون و دهانه، میان تاریکی و نور، فرم را به وجود میآورد. در موسیقی، نت بهتنهایی موسیقی نیست؛ فاصله میان نتهاست که موسیقی را میسازد. در شعر نیز کلمه در تنهایی خود تمام نمیشود؛ کلمه در مجاورت کلمه دیگر، در سکوت میان دو جمله و در فاصله میان معناهای آشکار و پنهان، به چیزی دیگر تبدیل میشود.
رنگ نیز چنین است.
شاید به همین دلیل بتوان کتاب وادا را فراتر از یک کتاب رنگ دید؛ نوعی کتاب روابط. هر صفحه آزمایشی است درباره اینکه چگونه دو، سه یا چند عنصر میتوانند در کنار یکدیگر، کیفیتی تازه بسازند. چیزی که در اینجا اهمیت دارد، خودِ عناصر نیستند؛ فضای میان آنهاست.
از این منظر، «فرهنگ ترکیبهای رنگ» بیش از آنکه فرهنگ لغات باشد، نوعی نحو است: دستور زبانی برای کنار هم نشاندن چیزها.
وادا در دهه ۱۹۳۰، زمانی که جهان طراحی و تولید صنعتی با سرعتی تازه در حال تغییر بود، رنگ را از قلمرو صرفاً نقاشانه بیرون آورد و به حوزههای طراحی، لباس، گرافیک، سینما و زندگی روزمره برد. رنگ دیگر فقط چیزی برای بازنمایی جهان نبود؛ میتوانست جهان را شکل دهد.
این نگاه امروز شاید حتی اهمیت بیشتری پیدا کرده باشد. ما در جهانی زندگی میکنیم که تقریباً همه چیز طراحی شده است: بستهبندی، لباس، ساختمان، صفحه نمایش، نشانهها، صحنههای فیلم، مبلمان و حتی تصویری که از خودمان در فضای مجازی میسازیم. در چنین جهانی، رنگ دیگر یک امر تزئینی و حاشیهای نیست؛ بخشی از معماری ادراک ماست.
اما چیزی در کار وادا همچنان ساده و خاموش باقی میماند: او به جای توضیح دادن، کنار هم میگذارد.
این شاید یکی از زیباترین درسهای هنر باشد.
گاهی برای فهمیدن یک رابطه، نباید درباره آن سخن گفت؛ باید دو چیز را کنار هم قرار داد و اجازه داد فاصله میان آنها سخن بگوید.
در این معنا، وادا فقط مجموعهای از رنگها را به ما واگذار نکرده است. او شیوهای برای دیدن به ما پیشنهاد میکند: اینکه هیچ چیز را بهتنهایی نبینیم. نه رنگ را، نه فرم را، نه معماری را، نه حتی یک اثر هنری را.
زیبایی ممکن است نه در خودِ رنگ، بلکه در لحظهای اتفاق بیفتد که دو رنگ یکدیگر را تغییر میدهند.
و شاید این تعریف گستردهتری از هنر باشد:
هنر، ساختن چیزها نیست؛ ساختن رابطه میان چیزهاست.
رنگ، بهمثابه رابطه
تأملی درباره سانزو وادا و «فرهنگ ترکیبهای رنگ»
شاید رنگ، آنگونه که معمولاً تصور میکنیم، چیزی نیست که در خودِ اشیا وجود داشته باشد. رنگ از جایی آغاز میشود که یک رنگ در کنار رنگ دیگری قرار میگیرد؛ جایی میان دو چیز، در فاصلهای که چشم آن را میسازد و ذهن آن را معنا میکند. از این منظر، رنگ نه یک صفت، بلکه یک رابطه است.
سانزو وادا، نقاش و پژوهشگر ژاپنی، در دهه ۱۹۳۰ کوشید همین رابطه را ثبت کند. حاصل کار او مجموعهای از ترکیبهای رنگی بود که بعدها با عنوان A Dictionary of Color Combinations شناخته شد. اهمیت این کتاب فقط در تعداد رنگها یا دقت نمونههایش نیست؛ اهمیتش در نوع نگاه وادا به رنگ است. او به ما نمیگوید کدام رنگ زیباست؛ به ما نشان میدهد که چه اتفاقی میان رنگها رخ میدهد.
این تفاوت کوچکی به نظر میرسد، اما در واقع تغییر یک نگاه است.
در یک ترکیب رنگی، هیچ رنگی کاملاً مستقل نیست. آبیِ کنار نارنجی، همان آبیِ کنار خاکستری نیست. سرخی که در کنار سیاه قرار گرفته، کیفیت دیگری دارد با همان سرخ در مجاورت زرد. هر رنگ، رنگِ دیگری را تغییر میدهد؛ و در همین تغییر، چیزی پدیدار میشود که پیش از آن وجود نداشته است.
وادا از این جهت تنها درباره رنگ صحبت نمیکند. او درباره نسبتها صحبت میکند.
نسبت، یکی از بنیادیترین مفاهیم هنر است. در معماری، نسبت میان فضای خالی و توده، میان ستون و دهانه، میان تاریکی و نور، فرم را به وجود میآورد. در موسیقی، نت بهتنهایی موسیقی نیست؛ فاصله میان نتهاست که موسیقی را میسازد. در شعر نیز کلمه در تنهایی خود تمام نمیشود؛ کلمه در مجاورت کلمه دیگر، در سکوت میان دو جمله و در فاصله میان معناهای آشکار و پنهان، به چیزی دیگر تبدیل میشود.
رنگ نیز چنین است.
شاید به همین دلیل بتوان کتاب وادا را فراتر از یک کتاب رنگ دید؛ نوعی کتاب روابط. هر صفحه آزمایشی است درباره اینکه چگونه دو، سه یا چند عنصر میتوانند در کنار یکدیگر، کیفیتی تازه بسازند. چیزی که در اینجا اهمیت دارد، خودِ عناصر نیستند؛ فضای میان آنهاست.
از این منظر، «فرهنگ ترکیبهای رنگ» بیش از آنکه فرهنگ لغات باشد، نوعی نحو است: دستور زبانی برای کنار هم نشاندن چیزها.
وادا در دهه ۱۹۳۰، زمانی که جهان طراحی و تولید صنعتی با سرعتی تازه در حال تغییر بود، رنگ را از قلمرو صرفاً نقاشانه بیرون آورد و به حوزههای طراحی، لباس، گرافیک، سینما و زندگی روزمره برد. رنگ دیگر فقط چیزی برای بازنمایی جهان نبود؛ میتوانست جهان را شکل دهد.
این نگاه امروز شاید حتی اهمیت بیشتری پیدا کرده باشد. ما در جهانی زندگی میکنیم که تقریباً همه چیز طراحی شده است: بستهبندی، لباس، ساختمان، صفحه نمایش، نشانهها، صحنههای فیلم، مبلمان و حتی تصویری که از خودمان در فضای مجازی میسازیم. در چنین جهانی، رنگ دیگر یک امر تزئینی و حاشیهای نیست؛ بخشی از معماری ادراک ماست.
اما چیزی در کار وادا همچنان ساده و خاموش باقی میماند: او به جای توضیح دادن، کنار هم میگذارد.
این شاید یکی از زیباترین درسهای هنر باشد.
گاهی برای فهمیدن یک رابطه، نباید درباره آن سخن گفت؛ باید دو چیز را کنار هم قرار داد و اجازه داد فاصله میان آنها سخن بگوید.
در این معنا، وادا فقط مجموعهای از رنگها را به ما واگذار نکرده است. او شیوهای برای دیدن به ما پیشنهاد میکند: اینکه هیچ چیز را بهتنهایی نبینیم. نه رنگ را، نه فرم را، نه معماری را، نه حتی یک اثر هنری را.
زیبایی ممکن است نه در خودِ رنگ، بلکه در لحظهای اتفاق بیفتد که دو رنگ یکدیگر را تغییر میدهند.
و شاید این تعریف گستردهتری از هنر باشد:
هنر، ساختن چیزها نیست؛ ساختن رابطه میان چیزهاست.
❤4
▫️▫️▫️
فرهنگ ترکیبهای رنگ، جلد اول (A Dictionary of Color Combinations Vol. 1)، چاپ دوزبانهای است که انتشارات Seigensha در سال ۲۰۱۰ از میان ۳۴۸ ترکیب رنگیِ برگرفته از مجموعه مرجع ششجلدی «Haishoku Soukan» اثر سانزو وادا، منتشر کرد؛ مجموعهای که در دهه ۱۹۳۰ شکل گرفته بود.
سانزو وادا، طراح لباس برنده اسکار و بنیانگذار انجمن رنگ استاندارد ژاپن، پالتهایی را تدوین کرد که امروزه در طراحی مد، دکوراسیون داخلی و طراحی گرافیک مورد استفاده قرار میگیرند.
این کتاب، ترکیبهای رنگی را در صفحاتی ساده و مینیمال ارائه میکند و در پایان نیز یک نمایه تطبیقی CMYK برای شناسایی و بازتولید رنگها دارد. کتاب در قطع جیبی و در ۲۵۶ صفحه منتشر شده است.
فرهنگ ترکیبهای رنگ، جلد اول (A Dictionary of Color Combinations Vol. 1)، چاپ دوزبانهای است که انتشارات Seigensha در سال ۲۰۱۰ از میان ۳۴۸ ترکیب رنگیِ برگرفته از مجموعه مرجع ششجلدی «Haishoku Soukan» اثر سانزو وادا، منتشر کرد؛ مجموعهای که در دهه ۱۹۳۰ شکل گرفته بود.
سانزو وادا، طراح لباس برنده اسکار و بنیانگذار انجمن رنگ استاندارد ژاپن، پالتهایی را تدوین کرد که امروزه در طراحی مد، دکوراسیون داخلی و طراحی گرافیک مورد استفاده قرار میگیرند.
این کتاب، ترکیبهای رنگی را در صفحاتی ساده و مینیمال ارائه میکند و در پایان نیز یک نمایه تطبیقی CMYK برای شناسایی و بازتولید رنگها دارد. کتاب در قطع جیبی و در ۲۵۶ صفحه منتشر شده است.
❤4
Forwarded from راهبندان (А)
_
فلوجه
سیا ارمجانی
«فلوجه» (Fallujah) یکی از آثار مهم و سیاسی سیا ارمجانی، هنرمند و معمار ایرانی-آمریکایی، است که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد؛ زمانی که جنگ عراق به یکی از خشونتبارترین مراحل خود رسیده بود.
ارمجانی این اثر را با الهام از نبرد فلوجه در عراق ساخت؛ اما بهجای نمایش مستقیم سربازان، اسلحه یا صحنههای جنگ، تصویری استعاری از خانهای ویرانشده ارائه میکند. سازه از تیرهای چوبی، قطعات معماری، سقف، پنجره و عناصری شبیه به وسایل و ساختارهای یک خانه تشکیل شده است؛ گویی ساختمانی در اثر یک انفجار یا آتشسوزی از هم پاشیده باشد.
انتخاب «خانه» اهمیت زیادی دارد: خانه معمولاً نماد امنیت، خانواده و زندگی روزمره است، اما در این اثر به نشانهای از ویرانی و بیخانمانی ناشی از جنگ تبدیل میشود.
«فلوجه» نمونهای از Public Art سیاسی ارمجانی است؛ اثری که بهجای روایت قهرمانانه از جنگ، توجه مخاطب را به سرنوشت انسانها و فضای زندگی آنها جلب میکند. این اثر همچنین نشان میدهد که چگونه ارمجانی مرز میان مجسمه، معماری و یادمان را درهم میشکند.
__
#Fallujah
#Сиа_Армаджани
Ирано- американский художник.
فلوجه
سیا ارمجانی
«فلوجه» (Fallujah) یکی از آثار مهم و سیاسی سیا ارمجانی، هنرمند و معمار ایرانی-آمریکایی، است که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد؛ زمانی که جنگ عراق به یکی از خشونتبارترین مراحل خود رسیده بود.
ارمجانی این اثر را با الهام از نبرد فلوجه در عراق ساخت؛ اما بهجای نمایش مستقیم سربازان، اسلحه یا صحنههای جنگ، تصویری استعاری از خانهای ویرانشده ارائه میکند. سازه از تیرهای چوبی، قطعات معماری، سقف، پنجره و عناصری شبیه به وسایل و ساختارهای یک خانه تشکیل شده است؛ گویی ساختمانی در اثر یک انفجار یا آتشسوزی از هم پاشیده باشد.
انتخاب «خانه» اهمیت زیادی دارد: خانه معمولاً نماد امنیت، خانواده و زندگی روزمره است، اما در این اثر به نشانهای از ویرانی و بیخانمانی ناشی از جنگ تبدیل میشود.
«فلوجه» نمونهای از Public Art سیاسی ارمجانی است؛ اثری که بهجای روایت قهرمانانه از جنگ، توجه مخاطب را به سرنوشت انسانها و فضای زندگی آنها جلب میکند. این اثر همچنین نشان میدهد که چگونه ارمجانی مرز میان مجسمه، معماری و یادمان را درهم میشکند.
__
#Fallujah
#Сиа_Армаджани
Ирано- американский художник.
❤2👍1
▫️▫️▫️
سال ۹۴ در هماهنگی با سفارت فنلاند یه مرمتی روش انجام شده و هنوز توی پارکه.
از توییتر
https://x.com/MehdiZandpoor
سال ۹۴ در هماهنگی با سفارت فنلاند یه مرمتی روش انجام شده و هنوز توی پارکه.
از توییتر
https://x.com/MehdiZandpoor
❤3👍1