Forwarded from گنجینه
ادبیات
49g ◽️◽️◽️ مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر با همه گرمیم... با دل های تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شبِ عمرم به…
هر شبِ عمرم به یادت اشک می ریزم ولی
بعدِ حافظ خوانیِ شب های یلدا بیشتر
#حامد_عسکری
#مجموعه_سرمه_ای
#نشرنیماژ
▫️@AAdabiyat▫️
بعدِ حافظ خوانیِ شب های یلدا بیشتر
#حامد_عسکری
#مجموعه_سرمه_ای
#نشرنیماژ
▫️@AAdabiyat▫️
💔1
Forwarded from گنجینه
❤1
#رباعی
هرچند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بینوای مارا ،ای عشق!
این ساز، شکسته اش خوش آهنگ تر است
#سیدحسن_حسینی
#مجموعه_رباعی
#در_آستانه_تازه_شدن
#نشر_سپیدباوران
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@AAdabiyat
هرچند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بینوای مارا ،ای عشق!
این ساز، شکسته اش خوش آهنگ تر است
#سیدحسن_حسینی
#مجموعه_رباعی
#در_آستانه_تازه_شدن
#نشر_سپیدباوران
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@AAdabiyat
ادبیات
💌 هیچ قول مردانه ای به نتیجه نمی رسد بیا برای باهم بودن زنانه تلاش کنیم #نیمامعماریان #مابلدبودیم_چطورگم_شویم #نشرنیماژ ▫️@AAdabiyat ▫️
203g
قول دادی بار ها اما یکی مردانه نیست
در زدم هر بار اما هیچکس در خانه نیست
عشق کاش آنقدر که ساده گرفتی ساده بود
عشق مثل کارهای ساده ی روزانه نیست
حاصل این زندگی در کنج این ویرانه چیست؟
پاسخ این اشک های گرم، وقتی شانه نیست
چشم پوشی چشم پوشی چشم پوشی تا کجا؟
ماجرای بی وفایی های تو افسانه نیست
بین ما بین من و تو، انتخاب من، من است
گرچه این زن دوستت دارد ولی دیوانه نیست
#فاطمه_قمری
▫️@AAdabiyat▫️
قول دادی بار ها اما یکی مردانه نیست
در زدم هر بار اما هیچکس در خانه نیست
عشق کاش آنقدر که ساده گرفتی ساده بود
عشق مثل کارهای ساده ی روزانه نیست
حاصل این زندگی در کنج این ویرانه چیست؟
پاسخ این اشک های گرم، وقتی شانه نیست
چشم پوشی چشم پوشی چشم پوشی تا کجا؟
ماجرای بی وفایی های تو افسانه نیست
بین ما بین من و تو، انتخاب من، من است
گرچه این زن دوستت دارد ولی دیوانه نیست
#فاطمه_قمری
▫️@AAdabiyat▫️
❤1
ادبیات
. . من چه کنم با دل آشفته اگر که موی تو با شانه ام کنار نیاید عشق تیر آخرین روز مباداست #وای_اگر_عشق_هم_به_کار_نیاید!! #حسین_زحمتکش #مجموعه_نامحرمانه #نشرنیماژ @AAdabiyat📮
نشست روبهرویم... باز شانه دستم داد...
درستتر که بگویم ... بهانه دستم داد!
#امیرحسین_ثابتی
▫️@AAdabiyat▫️
درستتر که بگویم ... بهانه دستم داد!
#امیرحسین_ثابتی
▫️@AAdabiyat▫️
204g
ای گفتن از تو در شب ممنوعهام خیال!
آغوش تو برای من انگارهای محال
سیبِ رسیدهای که مرا رانده از بهشت؛
صد بار بهتر است از افتادههای کال
پرسیدهای چه میکنی و کیستی؟ مپرس!
ای آخرین جواب من از اولین سؤال!
از استکان لب زدهات میخورم تو را
میبوسم از دریچهٔ ممکنترین مجال
انگشت میکشی به گریبان و شامهام
دنبال عطر توست فراسوی این جدال
تو وقت دیدن عطشم کور، کور، کور
من پای گفتن هوسم لال، لال، لال
آینده کو؟
گذشته کجا رفت؟
کاشکی
درهای لحظه را بگشاییم رو به حال
#مهدی_فرجی
▫️@AAdabiyat▫️
ای گفتن از تو در شب ممنوعهام خیال!
آغوش تو برای من انگارهای محال
سیبِ رسیدهای که مرا رانده از بهشت؛
صد بار بهتر است از افتادههای کال
پرسیدهای چه میکنی و کیستی؟ مپرس!
ای آخرین جواب من از اولین سؤال!
از استکان لب زدهات میخورم تو را
میبوسم از دریچهٔ ممکنترین مجال
انگشت میکشی به گریبان و شامهام
دنبال عطر توست فراسوی این جدال
تو وقت دیدن عطشم کور، کور، کور
من پای گفتن هوسم لال، لال، لال
آینده کو؟
گذشته کجا رفت؟
کاشکی
درهای لحظه را بگشاییم رو به حال
#مهدی_فرجی
▫️@AAdabiyat▫️
🔥1
205g
از ریلهای خسته گذر کردهای چرا؟
میآمدم خودم، تو خطر کردهای چرا؟!
یک عمر رفتم از خودم و آمدم به تو
بر این خطوط کهنه سفر کردهای چرا؟!
وقتی جهانِ خالی من وقف یاد توست
با کوپههای عاریه سر کردهای چرا؟!
گفتی میان مدعیان مرد جنگ باش
باشد؛ ولی تو سینه سپر کردهای چرا؟!
گفتم به وقت حادثه لب تر کنی فقط؛
چشم از غبار خاطره تر کردهای چرا؟!
تنها شدی،غریب شدی،آه پس بگو .....
حالا به من دوباره نظر کردهای چرا ....
#فاطمه_اميری_مقدم
▫️@AAdabiyat▫️
از ریلهای خسته گذر کردهای چرا؟
میآمدم خودم، تو خطر کردهای چرا؟!
یک عمر رفتم از خودم و آمدم به تو
بر این خطوط کهنه سفر کردهای چرا؟!
وقتی جهانِ خالی من وقف یاد توست
با کوپههای عاریه سر کردهای چرا؟!
گفتی میان مدعیان مرد جنگ باش
باشد؛ ولی تو سینه سپر کردهای چرا؟!
گفتم به وقت حادثه لب تر کنی فقط؛
چشم از غبار خاطره تر کردهای چرا؟!
تنها شدی،غریب شدی،آه پس بگو .....
حالا به من دوباره نظر کردهای چرا ....
#فاطمه_اميری_مقدم
▫️@AAdabiyat▫️
❤1
206g
جنگلی آتش گرفت و خشک و تر میسوختیم
از جدال باد و آتش بیخبر میسوختیم
از گِل خشکیدهمان دیگر نمیروید گُلی
ما شبیه دانههایی بیثمر میسوختیم
از صدای های و هوی طبلِ توخالیِ شهر
در حصارِ وهم و عادت کور و کر میسوختیم
یک کلاغ بدخبر هر شب صدامانمیزد و
تا دمِ صبحِ سحر از هر خبر میسوختیم
دودِمان بالا گرفت و چشم شهری کور شد
در صف کبریتهایی سر به سر میسوختیم
عمرمان را شمعهای روی کیک اندازه زد
شمع هرچه بیشتر ما بیشتر میسوختیم
#نیلوفر_رضایی
▫️@AAdabiyat▫️
جنگلی آتش گرفت و خشک و تر میسوختیم
از جدال باد و آتش بیخبر میسوختیم
از گِل خشکیدهمان دیگر نمیروید گُلی
ما شبیه دانههایی بیثمر میسوختیم
از صدای های و هوی طبلِ توخالیِ شهر
در حصارِ وهم و عادت کور و کر میسوختیم
یک کلاغ بدخبر هر شب صدامانمیزد و
تا دمِ صبحِ سحر از هر خبر میسوختیم
دودِمان بالا گرفت و چشم شهری کور شد
در صف کبریتهایی سر به سر میسوختیم
عمرمان را شمعهای روی کیک اندازه زد
شمع هرچه بیشتر ما بیشتر میسوختیم
#نیلوفر_رضایی
▫️@AAdabiyat▫️
❤1
207g
غمی نباشد اگر عاشق از معاش بیفتد
ولی مباد که یک لحظه از تلاش بیفتد!
مرا به طایفهی عاقلان چهکار که هرگز
دلم نخواسته کارم به این قماش بیفتد
مرا مبین که لبم از شراب دست کشیده
هنوز اهل دلم هر زمان که پاش بیفتد!
میان عاشق و یک کارمند ساده چه فرقیست
اگر که عشق به "این باش" و "آن مباش" بیفتد
خداکند که بیفتند عاقلان همه در خون
ولی مباد که بر عاشقی خراش بیفتد
#علیرضانورعلیپور
▫️@AAdabiyat▫️
غمی نباشد اگر عاشق از معاش بیفتد
ولی مباد که یک لحظه از تلاش بیفتد!
مرا به طایفهی عاقلان چهکار که هرگز
دلم نخواسته کارم به این قماش بیفتد
مرا مبین که لبم از شراب دست کشیده
هنوز اهل دلم هر زمان که پاش بیفتد!
میان عاشق و یک کارمند ساده چه فرقیست
اگر که عشق به "این باش" و "آن مباش" بیفتد
خداکند که بیفتند عاقلان همه در خون
ولی مباد که بر عاشقی خراش بیفتد
#علیرضانورعلیپور
▫️@AAdabiyat▫️
👍1😍1
208g
بیا به بغض بگو بس کند فشردن را
که غم گره زده امشب به دار گردن را
برای آمدنت انتظار کافی نیست؟
بیا تمام کن این ثانیه شمردن را
شکست دادن سهراب مثل قصه ی ماست
بپرس از پدرش طعم تلخ بردن را
چه زود رفت جوانی چه دیر فهمیدم
نداشت ارزش اینقدر غصه خوردن را
ببین که مادر موسی چه خوب یادم داد
به دست آب روان، جان خود سپردن را
فقط به عشق تو درراه کم نیاوردم
به جان خریده ام این ایستاده مردن را
#امیرحسین_آزاد
▫️@AAdabiyat▫️
بیا به بغض بگو بس کند فشردن را
که غم گره زده امشب به دار گردن را
برای آمدنت انتظار کافی نیست؟
بیا تمام کن این ثانیه شمردن را
شکست دادن سهراب مثل قصه ی ماست
بپرس از پدرش طعم تلخ بردن را
چه زود رفت جوانی چه دیر فهمیدم
نداشت ارزش اینقدر غصه خوردن را
ببین که مادر موسی چه خوب یادم داد
به دست آب روان، جان خود سپردن را
فقط به عشق تو درراه کم نیاوردم
به جان خریده ام این ایستاده مردن را
#امیرحسین_آزاد
▫️@AAdabiyat▫️
❤1
209g
حالا که با من چشمهایت نیز صادق نیست
دل میکنم! محراب دل جای منافق نیست
یا من صبورِ پیش از اینها نیستم دیگر
یا دردهای تازهام مانند سابق نیست
دنبال فرصت میدویدی سالها اما
هرگز نفهمیدی زمان جز این دقایق نیست
آغوش، تنها کشتی دریای دلتنگی است
سهم من از موج تو آیا قدر قایق نیست؟!
آیینه از وقتی غمت در چهرهام جا کرد
در خانهام چیزی بهجز آیینه دق نیست
گفتم که «خوبم!»، اشک جاری کرد بغضم را
دیدم که چشمم نیز با حرفم موافق نیست
ناگفتهها یک روز ما را میشناساند
تعریف «انسان» تا ابد «حیوان ناطق» نیست
یک روز میفهمی ولی راز سکوتم را
روزی که دیگر این دل رنجیده عاشق نیست
#محمدهادی_علی_بابایی
▫️@AAdabiyat▫️
حالا که با من چشمهایت نیز صادق نیست
دل میکنم! محراب دل جای منافق نیست
یا من صبورِ پیش از اینها نیستم دیگر
یا دردهای تازهام مانند سابق نیست
دنبال فرصت میدویدی سالها اما
هرگز نفهمیدی زمان جز این دقایق نیست
آغوش، تنها کشتی دریای دلتنگی است
سهم من از موج تو آیا قدر قایق نیست؟!
آیینه از وقتی غمت در چهرهام جا کرد
در خانهام چیزی بهجز آیینه دق نیست
گفتم که «خوبم!»، اشک جاری کرد بغضم را
دیدم که چشمم نیز با حرفم موافق نیست
ناگفتهها یک روز ما را میشناساند
تعریف «انسان» تا ابد «حیوان ناطق» نیست
یک روز میفهمی ولی راز سکوتم را
روزی که دیگر این دل رنجیده عاشق نیست
#محمدهادی_علی_بابایی
▫️@AAdabiyat▫️
💔2
#عاشقانه_ها
آن كه می گويد دوستت می دارم
خنياگرِ غمگينی ست
كه آوازش را از دست داده است.
ای كاش عشق را
زبان سخن بود
هزار كاكلی شاد
در چشمانِ توست
هزار قناريي خاموش
در گلوی من
عشق را
اي كاش زبانِ سخن بود
آن كه می گويد دوستت می دارم
دلِ اندوه گينِ شبی ست
كه مهتاب اش را می جويد .
ای كاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره ی گريان
در تمنای من
عشق را
ای كاش زبانِ سخن بود
#احمد_شاملو
▫️@AAdabiyat▫️
آن كه می گويد دوستت می دارم
خنياگرِ غمگينی ست
كه آوازش را از دست داده است.
ای كاش عشق را
زبان سخن بود
هزار كاكلی شاد
در چشمانِ توست
هزار قناريي خاموش
در گلوی من
عشق را
اي كاش زبانِ سخن بود
آن كه می گويد دوستت می دارم
دلِ اندوه گينِ شبی ست
كه مهتاب اش را می جويد .
ای كاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره ی گريان
در تمنای من
عشق را
ای كاش زبانِ سخن بود
#احمد_شاملو
▫️@AAdabiyat▫️
❤2
210g
هزار خلسهی شمسیاست هر دقیقهی تو
که نیست فاصله تا ماه در طریقهی تو
کدام دگمه مگر باز مانده بود؟ که شد
دوباره پاتوق پروانهها جلیقهی تو
پریدن از سر پل یا رها شدن بر دار؟
بگو چگونه بمیریم با سلیقهی تو
زیاد فکر نکن، گیج میرود سر ماه
به وقت بوسهی انگشتت از شقیقهی تو
به لطف سبزی چشمت، هزار باغچه گل
درآمد از قفس خاک با وثیقهی تو
درون شیشهی یکموزه میرسند به هم
کتِ قدیمیِ من، دامنِ عتیقهی تو
#سعید_مبشر
#مجموعه_غزل_کوبه
#نشر_ایهام
@AAdabiyat
هزار خلسهی شمسیاست هر دقیقهی تو
که نیست فاصله تا ماه در طریقهی تو
کدام دگمه مگر باز مانده بود؟ که شد
دوباره پاتوق پروانهها جلیقهی تو
پریدن از سر پل یا رها شدن بر دار؟
بگو چگونه بمیریم با سلیقهی تو
زیاد فکر نکن، گیج میرود سر ماه
به وقت بوسهی انگشتت از شقیقهی تو
به لطف سبزی چشمت، هزار باغچه گل
درآمد از قفس خاک با وثیقهی تو
درون شیشهی یکموزه میرسند به هم
کتِ قدیمیِ من، دامنِ عتیقهی تو
#سعید_مبشر
#مجموعه_غزل_کوبه
#نشر_ایهام
@AAdabiyat
❤7
211g
برایت آرزوکردم شبی دلتنگ بودن را
مگر درمان کند دلتنگی ات دلسنگ بودن را
به اعجاز زمان ایمان نیاوردم مگر روزی
که از چشم تو دیدم آیه ی دلتنگ بودن را
اگر تقدیر روی خاطراتت رنگ غم پاشید
چشیدی طعم در چشم کسی کمرنگ بودن را
اگر در کشور جانت میان عقل و دل دیدی
شبیه چشم های شرقی ات در جنگ بودن را
به یاد خرده های شیشه ی شفاف قلبی باش
که یادش داده بودی روزگاری سنگ بودن را
#الهام_کریمی
#مجموعه_آیینه_ساز
#نشر_ایهام
▫️@AAdabiyat▫️
@Elham_k_arimi
برایت آرزوکردم شبی دلتنگ بودن را
مگر درمان کند دلتنگی ات دلسنگ بودن را
به اعجاز زمان ایمان نیاوردم مگر روزی
که از چشم تو دیدم آیه ی دلتنگ بودن را
اگر تقدیر روی خاطراتت رنگ غم پاشید
چشیدی طعم در چشم کسی کمرنگ بودن را
اگر در کشور جانت میان عقل و دل دیدی
شبیه چشم های شرقی ات در جنگ بودن را
به یاد خرده های شیشه ی شفاف قلبی باش
که یادش داده بودی روزگاری سنگ بودن را
#الهام_کریمی
#مجموعه_آیینه_ساز
#نشر_ایهام
▫️@AAdabiyat▫️
@Elham_k_arimi
❤3
212g
از دست غم تمام تنم زخم خورده است
شعر وسکوتم و سخنم زخم خورده است
هرجا که می روم به تنم سنگ میزنند
مثل قطارها بدنم زخم خورده است
از بس مچاله مانده ام این گوشه در خودم
حتی اتوی پیراهنم زخم خورده است
یک عمر آزگار ،دلم کنج زندگی
تنها به جرم اینکه زنم، زخم خورده است
ناگفته ها گرفته گلوی مرا ولی
حرفی نمی زنم، دهنم زخم خورده است
من مرده ام درون خودم ،از کنار من
آرام تر برو کفنم ،زخم خورده است
#بیتا_امیری
#مجموعه_زیر_بارانی_که_نیست
#فصل_پنجم
▫️@AAdabiyat▫️
از دست غم تمام تنم زخم خورده است
شعر وسکوتم و سخنم زخم خورده است
هرجا که می روم به تنم سنگ میزنند
مثل قطارها بدنم زخم خورده است
از بس مچاله مانده ام این گوشه در خودم
حتی اتوی پیراهنم زخم خورده است
یک عمر آزگار ،دلم کنج زندگی
تنها به جرم اینکه زنم، زخم خورده است
ناگفته ها گرفته گلوی مرا ولی
حرفی نمی زنم، دهنم زخم خورده است
من مرده ام درون خودم ،از کنار من
آرام تر برو کفنم ،زخم خورده است
#بیتا_امیری
#مجموعه_زیر_بارانی_که_نیست
#فصل_پنجم
▫️@AAdabiyat▫️
❤2