ادبیات
287 subscribers
1.69K photos
54 videos
2 files
14 links
🔴غزل های ادبیات 🖊
🔴ایستگاه کتاب 📚
🔴دیالوگ 🎥
🔴ترانه های ادبیات 🎤
🔴 موسیقی بی کلام 🎧
🔴 گنجینه(ابیات ناب از اشعار کهن)
🔴 تابلوهای نقاشی ادبیات 🏞

انتقاد و پیشنهاد های خود را با در میان بگذارید
@Mahdavi13
Download Telegram
Forwarded from گنجینه
ای زلف یار تا کی
با شانه همزبانی

ما نیز سینه چاکیم‌‌
رحمی به حال ماهم

#بیدل
▫️@Ganjjineh▫️
Forwarded from گنجینه
زیر گردون چون سحر در یک‌نفس گشتیم پیر

می شود موی اسیران زود در زندان سفید

▫️@Ganjjineh▫️
1
#رباعی

هرچند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بینوای مارا ،ای عشق!
این ساز، شکسته اش خوش آهنگ تر است

#سیدحسن_حسینی
#مجموعه_رباعی
#در_آستانه_تازه_شدن
#نشر_سپیدباوران

▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@AAdabiyat
ادبیات
💌 هیچ قول مردانه ای به نتیجه نمی رسد بیا برای باهم بودن زنانه تلاش کنیم #نیمامعماریان #مابلدبودیم_چطورگم_شویم #نشرنیماژ ▫️@AAdabiyat ▫️
203g

قول دادی بار ها اما یکی مردانه نیست
در زدم هر بار اما هیچکس در خانه نیست

عشق کاش آنقدر که ساده گرفتی ساده بود
عشق مثل کارهای ساده ی روزانه نیست

حاصل این زندگی در کنج این ویرانه چیست؟
پاسخ این اشک های گرم، وقتی شانه نیست

چشم پوشی چشم پوشی چشم پوشی تا کجا؟
ماجرای بی وفایی های تو افسانه نیست

بین ما بین من و تو، انتخاب من، من است
گرچه این زن دوستت دارد ولی دیوانه نیست



#فاطمه_قمری

▫️@AAdabiyat▫️
1
204g

ای گفتن از تو در شب ممنوعه‌ام خیال!
آغوش تو برای من انگاره‌ای محال

سیبِ رسیده‌ای که مرا رانده از بهشت؛
صد بار بهتر است از افتاده‌های کال

پرسیده‌ای چه می‌کنی و کیستی؟ مپرس!
ای آخرین جواب من از اولین سؤال!

از استکان لب زده‌ات می‌خورم تو را
می‌بوسم از دریچهٔ ممکن‌ترین مجال

انگشت می‌کشی به گریبان و شامه‌ام
دنبال عطر توست فراسوی این جدال

تو‌ وقت دیدن عطشم کور، کور، کور
من پای گفتن هوسم لال، لال، لال

آینده کو؟
گذشته کجا رفت؟
کاشکی
درهای لحظه را بگشاییم رو به حال

#مهدی_فرجی

▫️@AAdabiyat▫️
🔥1
205g

از ریل‌های خسته گذر کرده‌ای چرا؟
می‌آمدم خودم، تو خطر کرده‌ای چرا؟!

یک عمر رفتم از خودم و آمدم به تو
بر این خطوط کهنه سفر کرده‌ای چرا؟!

وقتی جهانِ خالی من وقف یاد توست
با کوپه‌های عاریه سر کرده‌ای چرا؟!

گفتی میان مدعیان مرد جنگ باش
باشد؛ ولی تو سینه سپر کرده‌ای چرا؟!

گفتم به وقت حادثه لب تر کنی فقط؛
چشم از غبار خاطره تر کرده‌ای چرا؟!

تنها شدی،غریب شدی،آه پس بگو .....
حالا به من دوباره نظر کرده‌ای چرا ....

#فاطمه_اميری_مقدم

▫️@AAdabiyat▫️
1
‏در اندکی از ما
هر روز پاییز است
هر شب زمستان است!

#حسین‌_صفا
▫️@AAdabiyat▫️
206g

‏جنگلی آتش گرفت و خشک و تر می‌سوختیم
از جدال باد و آتش بیخبر می‌سوختیم

از گِل خشکیده‌مان دیگر نمی‌روید گُلی
ما شبیه دانه‌هایی بی‌ثمر می‌سوختیم

از صدای های و هوی طبلِ توخالیِ شهر
در حصارِ وهم و عادت کور و کر می‌سوختیم

یک کلاغ بدخبر هر شب صدامان‌می‌زد و
تا دمِ صبحِ سحر از هر خبر می‌سوختیم

دودِمان بالا گرفت و چشم شهری کور شد
در صف کبریت‌هایی سر به سر می‌سوختیم

عمرمان را شمع‌های روی کیک اندازه زد
شمع هرچه بیشتر ما بیشتر می‌سوختیم

#نیلوفر_رضایی

▫️@AAdabiyat▫️
1
207g

غمی نباشد اگر عاشق از معاش بیفتد
ولی مباد که یک لحظه از تلاش بیفتد!

مرا به طایفه‌ی عاقلان چه‌کار که هرگز
دلم نخواسته کارم به این قماش بیفتد

مرا مبین که لبم از شراب دست کشیده
هنوز اهل دلم هر زمان که پاش بیفتد!

میان عاشق و یک کارمند ساده چه فرقی‌ست
اگر که عشق به "این باش" و "آن مباش" بیفتد

خداکند که بیفتند عاقلان همه در خون
ولی مباد که بر عاشقی خراش بیفتد

#علیرضانورعلیپور

▫️@AAdabiyat▫️
👍1😍1
Khate Payan
Ali ZandeVakili
▫️@AAdabiyat▫️
208g

بیا به بغض بگو بس کند فشردن را
که غم گره زده امشب به دار گردن را

برای آمدنت انتظار کافی نیست؟
بیا تمام کن این ثانیه شمردن را

شکست دادن سهراب مثل قصه ی ماست
بپرس از پدرش طعم تلخ بردن را

چه زود رفت جوانی چه دیر فهمیدم
نداشت ارزش این‌قدر غصه خوردن را

ببین که مادر موسی چه خوب یادم داد
به دست آب روان، جان خود سپردن را

فقط به عشق تو درراه کم نیاوردم
به جان خریده ام این ایستاده مردن را

#امیرحسین_آزاد


▫️@AAdabiyat▫️
1
209g

حالا که با من چشم‌هایت نیز صادق نیست
دل می‌کنم! محراب دل جای منافق نیست

یا من صبورِ پیش از این‌ها نیستم دیگر
یا دردهای تازه‌ام مانند سابق نیست

دنبال فرصت می‌دویدی سال‌ها اما
هرگز نفهمیدی زمان جز این دقایق نیست

آغوش، تنها کشتی دریای دل‌تنگی است
سهم من از موج تو آیا قدر قایق نیست؟!

آیینه از وقتی غمت در چهره‌ام جا کرد
در خانه‌ام چیزی به‌جز آیینه دق نیست

گفتم که «خوبم!»، اشک جاری کرد بغضم را
دیدم که چشمم نیز با حرفم موافق نیست

ناگفته‌ها یک روز ما را می‌شناساند
تعریف «انسان» تا ابد «حیوان ناطق» نیست

یک روز می‌فهمی ولی راز سکوتم را
روزی که دیگر این دل رنجیده عاشق نیست


#محمدهادی_علی_بابایی

▫️@AAdabiyat▫️
💔2
نیستم
‌جزئیات
یک روز می‌آیی که من
دیگر دچارت نیستم..!

▫️@AAdabiyat▫️
#عاشقانه_ها

آن كه می گويد دوستت می دارم
خنياگرِ غمگينی ست
كه آوازش را از دست داده است.
                      ای كاش عشق را
                   زبان سخن بود
هزار كاكلی شاد
                  در چشمانِ توست
هزار قناريي خاموش
در گلوی من
                عشق را
                اي كاش زبانِ سخن بود

آن كه می گويد دوستت می دارم
دلِ اندوه گينِ شبی ست
كه مهتاب اش را می جويد .
                ای كاش عشق را
               زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره ی گريان
در تمنای من
               عشق را
              ای كاش زبانِ سخن بود


#احمد_شاملو

▫️@AAdabiyat▫️
2
Hasrat
Fereydoun Asraei
قرار این نبودکه ما تنها بشیم

▫️@AAdabiyat▫️
2
210g

هزار خلسه‌ی شمسی‌است هر دقیقه‌ی تو
که نیست فاصله تا ماه در طریقه‌ی تو

کدام دگمه مگر باز مانده بود؟ که شد 
دوباره پاتوق پروانه‌ها جلیقه‌ی تو

پریدن از سر پل یا رها شدن بر دار؟
بگو چگونه بمیریم با سلیقه‌ی تو

زیاد فکر نکن، گیج می‌رود سر ماه
به وقت بوسه‌ی انگشتت از شقیقه‌ی تو

به لطف سبزی چشمت، هزار باغچه‌ گل
درآمد از قفس خاک با وثیقه‌ی تو

درون شیشه‌ی یک‌موزه می‌رسند به هم
کتِ قدیمیِ من، دامنِ عتیقه‌ی تو


#سعید_مبشر
#مجموعه_غزل_کوبه
#نشر_ایهام

@AAdabiyat
7
211g


برایت آرزوکردم شبی دلتنگ بودن را
مگر درمان کند دلتنگی ات دلسنگ بودن را

به اعجاز زمان ایمان نیاوردم مگر روزی
که از چشم تو دیدم آیه ی دلتنگ بودن را

اگر تقدیر روی خاطراتت رنگ غم پاشید
چشیدی طعم در چشم کسی کمرنگ بودن را

اگر در کشور جانت میان عقل و دل دیدی
شبیه چشم های شرقی ات در جنگ بودن را

به یاد خرده های شیشه ی شفاف قلبی باش
که یادش داده بودی روزگاری سنگ بودن را


#الهام_کریمی
#مجموعه_آیینه_ساز
#نشر_ایهام

▫️@AAdabiyat▫️

@Elham_k_arimi
3
212g

از دست غم تمام تنم زخم خورده است
شعر وسکوتم و سخنم زخم خورده است

هرجا که می روم به تنم سنگ می‌زنند
مثل قطارها بدنم زخم خورده است

از بس مچاله مانده ام این گوشه در خودم
حتی اتوی پیراهنم زخم خورده است

یک عمر آزگار ،دلم کنج زندگی
تنها به جرم اینکه زنم، زخم خورده است

ناگفته ها گرفته گلوی مرا ولی
حرفی نمی زنم، دهنم زخم خورده است

من مرده ام درون خودم ،از کنار من
آرام تر برو کفنم ،زخم خورده است

#بیتا_امیری
#مجموعه_زیر_بارانی_که_نیست
#فصل_پنجم


▫️@AAdabiyat▫️
2