زادهٔ مِهـر
شاید یکی از قشنگترین تعریفهایی که از خودم شنیدم این بود که دوستم بهم گفت: «من از جانب تو خیلی مطمئنم».
«زندگی درونت جریان داره و زندگی من رو وادار میکنی که جریان داشته باشه.»
توی نصف ویسهایی که برای دوستهام میفرستم دارم میخندم، گاهی انقدر میخندم که یادم میره چی میخواستم بگم.
و ناگهان نوبت من شد، من شدم اون کسی که اطرافیانم در تلاش باشن تا چشمهاش رو روی منطق باز کنن.
پشت کن به من، تا بیآنکه نگاهت به نگاهم گره بخورد، تو را از سر تا پا مرور کنم. چشمهایت را ببند، تا مسیر مژههایت تا انحنای لبهایت را آسودهتر بپیمایم و سرخی شرمم در سیاهی شب پنهان بماند. رو برگردان تا تماشایت برایم ممکنتر شود، بگذار من همان کسی باشم که در غبار فاصلهها میایستد و قد و قامت رفتنت را تماشا میکند. باری دیگر سلامم کن، تا از همین حالا تا بزنگاه خداحافظی، تا آخرین قدمی که تو را از مدار دیدرس من بیرون میبرد، دمی از قربان صدقه رفتنهای پنهانی دلم جا نمانم. بگذار این فاصله، تمام فضایی باشد که برای سرودنت نیاز دارم. برو، اما نه آنقدر شتابان که عطرت روی خطوط هوا جا نماند. بگذار گامهایت آهسته باشند، تا هر قدمت سطر تازهای شود در کتابی که بعد از تو، بارها میخوانمش. من اینجا، در نقطهی ماندن، تکهتکهی حضورت را در خاطره سنجاق میکنم. تو دور میشوی و من عمیقتر میشوم و خیالم تا آخرین پیچ خیابان پا به پایت میآید، بیآنکه ردّی از التماس روی شانههای غرورت بنشاند.
- گاهی انقدر توی این چیزهای کوچیک دوست داشتنت رو بهم نشون میدی که دلم میخواد ازت دوست داشتن رو یاد بگیرم.
+ تو استاد دوست داشتن هستی، چطوری میخوای از من یاد بگیریش؟
- دوست داشتن چیزیه که هیچوقت استادش نمیشم، همیشه میتونم ببینم و بشنوم و بیشتر یادش بگیرم.
+ تو استاد دوست داشتن هستی، چطوری میخوای از من یاد بگیریش؟
- دوست داشتن چیزیه که هیچوقت استادش نمیشم، همیشه میتونم ببینم و بشنوم و بیشتر یادش بگیرم.
من دیگه تصمیم گرفتم به هیچ چیز بیشتر از چند دقیقه فکر نکنم چون اگر فکر کنم، تا دیوانه شدن فاصلهای نیست از اینجا که منم.
وقتی خودم خودم رو ناامید میکنم واقعا قلبم میشکنه و باهام قهر میکنم، متأسفانه مدت زمان قهر موندنم طولانی هم هست.
Forwarded from سپیدهدم
وقتی از درون سیراب و لبریز از عشقِ سالم باشید، نگاهتون به کل جهان تغییر میکنه. شما با دیگران مهربانتر میشید، زودتر میبخشید، کمتر قضاوت میکنید و آستانهٔ تحملتون بالاتر میره. در واقع، آدمِ درست با قشنگتر کردنِ دنیای کوچکِ دونفرهتون، شما رو به آدم بهتری برای این جامعه تبدیل میکنه.
اون روز داشتم از میزان عاشقِ عشق بودنم برای دوستم میگفتم و وقتی دربارهش صحبت میکردم، با کودکی که اسباببازی موردعلاقهش رو هدیه گرفته فرقی نداشتم. چشمهام پر بودن از ذوق و شعف.
Forwarded from منی که تمام میشود.
بچهها ببخشید که نمیتونم همیشه قوی بمونم. ببخشید که هرجا چیزی ازتون میشنوم یا میبینم انگار داغ همون شبها واسهم زنده میشه و باز هم یهدور دیگه از اول گریه میکنم. ببخشید که شما رفتید و من موندم و اشکهام. ببخشید که نمیتونم بهتنهایی کاری انجام بدم واستون. وای الهی بمیرم واستون، وای از این همه دلتنگی، وای از این همه کاش، وای از این همه درد و سوگواری، وای وای وای.
زادهٔ مِهـر
Pallett – Negah Kon
Negah Kon
Bleumea
کنون که آمدیم تا به اوجها،
مرا بشوی با شراب موجها،
مرا بپیچ در حریر بوسهات،
مرا بخواه در شبان دیرپا.
مرا دگر رها مکن،
مرا از این ستارهها جدا مکن.
مرا بشوی با شراب موجها،
مرا بپیچ در حریر بوسهات،
مرا بخواه در شبان دیرپا.
مرا دگر رها مکن،
مرا از این ستارهها جدا مکن.
فروغ فرخزاد