Forwarded from °. Nullity..?! 🥀.°
استایل پسرا توی فرش قرمز مراسم امروز یه جوریه که انگار بیگ هیت گفته:
- یه چند تا فرش قراره بشورین مجهز برین.. :)))
- یه چند تا فرش قراره بشورین مجهز برین.. :)))
من هیچوقت در جریان اهمیت چارتهای موسیقی نبودم و هنوزم نیستم و علاقهای به شناختشونم ندارم ولی وقتی بعد اون استریمها بنگتن نامبر وان هات صد شدن و اینقدر بابتش خوشحال شدن و همه میگفتن سطح متفاوته، یه جورایی انتظارم تغییر کرد ولی حالا که دارم به تمام آهنگای نامبر وان امسال گوش میدم دوباره برام سوال پیش اومده که مگه چی درموردش اینقدر خاصه...
چون واقعا سطح آهنگها یکسان نیست.
چون واقعا سطح آهنگها یکسان نیست.
G L I T C H
من هیچوقت در جریان اهمیت چارتهای موسیقی نبودم و هنوزم نیستم و علاقهای به شناختشونم ندارم ولی وقتی بعد اون استریمها بنگتن نامبر وان هات صد شدن و اینقدر بابتش خوشحال شدن و همه میگفتن سطح متفاوته، یه جورایی انتظارم تغییر کرد ولی حالا که دارم به تمام آهنگای…
یادم نیست کجا خوندم که میگفت اگر نویسنده معروفی هستی باید بیشتر به نوشتههات دقت کنی چون دیگه کسی نوشتهات رو ارزشیابی نمیکنه و همه ازش تغذیه میکنن.
فکر کنم موسیقی هم همینه... واقعا با دید بی طرف باهاش مواجه میشیم و به خودمون نگاه میکنیم که ازش خوشمون اومده و لذت بردیم و ارزش گوش دادن داره یا از یه جایی به بعد طرفدارایی میشیم که هرچیزی به خوردمون بدن رو میپذیریم؟
فکر کنم موسیقی هم همینه... واقعا با دید بی طرف باهاش مواجه میشیم و به خودمون نگاه میکنیم که ازش خوشمون اومده و لذت بردیم و ارزش گوش دادن داره یا از یه جایی به بعد طرفدارایی میشیم که هرچیزی به خوردمون بدن رو میپذیریم؟
تو چنل قبلیم یه سری یه پیام راجع به زندگی خودم گذاشته بودم که یه جریانیش رو با بنگتن مقایسه کرده بودم، بعد یکی از این چنل های انسرز رو که باز کردم دیدم پیامم کامل اونجاست و فحشی نیست که بهم نداده باشن چون به نظرشون به ارزشها بی احترامی کرده بودم؟
یهو داشتیم با قاصدک حرف میزدیم یادش افتادم... یعنی اینبار قراره این اسکرینا رو کجا ببینم؟
یهو داشتیم با قاصدک حرف میزدیم یادش افتادم... یعنی اینبار قراره این اسکرینا رو کجا ببینم؟
چنلم رو که میخونم، یاد دوستا و خواهرم میفتم که اینجان و میدونن چه دلقکیم و دچار بحران روحی میشم...
افکار آدمها با اعمالشون خیلی فرق داره فکر کنم.
افکار آدمها با اعمالشون خیلی فرق داره فکر کنم.
یکی از علاقمندیهام تو زندگی بدجنس بودنه.
اصلا آدمای بدجنسی که هر حرفی که میخوان رو هرجایی میزنن و به احساسات و ادب و احترام هیچ اهمیتی نمیدن، آدمایین که دوست دارم بهشون تبدیل شم و در آستانه بیستمین سال شکستم به سر میبرم.
اصلا آدمای بدجنسی که هر حرفی که میخوان رو هرجایی میزنن و به احساسات و ادب و احترام هیچ اهمیتی نمیدن، آدمایین که دوست دارم بهشون تبدیل شم و در آستانه بیستمین سال شکستم به سر میبرم.
G L I T C H
چنلم رو که میخونم، یاد دوستا و خواهرم میفتم که اینجان و میدونن چه دلقکیم و دچار بحران روحی میشم... افکار آدمها با اعمالشون خیلی فرق داره فکر کنم.
هرچند اینا دقیقا افکار من نیستن؟
یه جورایی یهویی به ذهنم میرسن و رد میشن.
یه جورایی یهویی به ذهنم میرسن و رد میشن.
امشب مثل یک انسان خودآزار رفته بودم ادیت نامکوک میدیدم و اینقدر تمام قسمت های داخلی لب و دهنم رو گاز گرفتم که نخندم و از ذوق جیغ نزنم که الان لبام سه سایز افزایش پیدا کردن...
دوست دارم براتون راجع به استارتآپ بگم ولی این خواب روشن هنوز مونده و اونم جریانش طولانیه و چند پارت میشه و نمیکشم واقعا.