G L I T C H
تو سریال "اشکالی نداره خوب نباشی"، دیو و دلبر رو با این موضوع معرفی میکرد که بل در طول داستان دچار سندروم استکهلم میشه؛ یه جور بیماری روانی که توش فردی که گروگان گرفته شده، زندانی شده، اسیر شده، عاشق زندانبانش میشه. که دیو اولش با بل خشن و بداخلاق بود و اینا…
و اینا همه از جایی شروع میشه که انسان ها دوست دارن فرشته صفت باشن.
یه جورایی یه بخشی از وجودشون اینقدر تلاش کرده جلوی همه خوب باشه، عادت کرده به پیدا کردن راه حل برای فدا کردن خودشون. برای دوست داشتن چیزایی که حتی دوست داشتنی هم نیستن.
و همین فدا کردن است که باعث میشه به این فکر کنه که من باید شرایط رو بهتر کنم.
من باید محبت کنم.
من میتونم تغییرش بدم.
فکر کنم از فکرایی که با من شروع نمیشن بدمون میاد.
یه جورایی یه بخشی از وجودشون اینقدر تلاش کرده جلوی همه خوب باشه، عادت کرده به پیدا کردن راه حل برای فدا کردن خودشون. برای دوست داشتن چیزایی که حتی دوست داشتنی هم نیستن.
و همین فدا کردن است که باعث میشه به این فکر کنه که من باید شرایط رو بهتر کنم.
من باید محبت کنم.
من میتونم تغییرش بدم.
فکر کنم از فکرایی که با من شروع نمیشن بدمون میاد.
از لذت بخش ترین لحظاتی که تو یک بحث دارم هم وقتاییه که آدم ها به برداشت اشتباهی ازم میرسن.
وقتی از قبل نمیشناسنم و وقتی حرف هایی که میزنم رو میبینن، اینطوری میشن که خب، این تو این گروه جا میگیره و جز ایناست ولی من تو اون دسته نیستم و دلیل حرف زدنم به اون راه هم منطق (با چاشنی مقدار زیادی لذت) و دیدیه که دارم.
اون لحظه آخر، وقتی میگن شما تو این شرایطی، شما اینطوری هستی، من یهو یه لبخند بزرگ تر از تمام طول بحث رو لبم میشینه و اگر مهربون باشم طرف رو ایگنور میکنم ولی بیشتر اوقات مهربون نیستم و تصحیح میکنم که نه، من تو این گروهم اتفاقا.
آه... باید ببینید چه طور جلز ولزشون در میاد. ^-^
وقتی از قبل نمیشناسنم و وقتی حرف هایی که میزنم رو میبینن، اینطوری میشن که خب، این تو این گروه جا میگیره و جز ایناست ولی من تو اون دسته نیستم و دلیل حرف زدنم به اون راه هم منطق (با چاشنی مقدار زیادی لذت) و دیدیه که دارم.
اون لحظه آخر، وقتی میگن شما تو این شرایطی، شما اینطوری هستی، من یهو یه لبخند بزرگ تر از تمام طول بحث رو لبم میشینه و اگر مهربون باشم طرف رو ایگنور میکنم ولی بیشتر اوقات مهربون نیستم و تصحیح میکنم که نه، من تو این گروهم اتفاقا.
آه... باید ببینید چه طور جلز ولزشون در میاد. ^-^
G L I T C H
از لذت بخش ترین لحظاتی که تو یک بحث دارم هم وقتاییه که آدم ها به برداشت اشتباهی ازم میرسن. وقتی از قبل نمیشناسنم و وقتی حرف هایی که میزنم رو میبینن، اینطوری میشن که خب، این تو این گروه جا میگیره و جز ایناست ولی من تو اون دسته نیستم و دلیل حرف زدنم به اون…
لبخند جوکر وارانم رو حس میکنید؟
Forwarded from BIB
گات سون نمونهی بارز حیف شدن یه استعداد از بی کفایتی کمپانیشه!
ᴍɪᴄʜᴀ ᴛʜᴇ ʜᴇᴅɢᴇʜᴏɢ 🦔
جدیدا هیجان از زندگی رفته...
البته جدید نیست، یه چیزی حدود هشت، نه ساله؟
تا حالا به آرزوهایی که دارید و شاید برای بقیه یه چیز طبیعی و گاها عذاب آور باشه فکر کردید؟
Forwarded from 「 پرواز بدون بال 」
نیاز دارم برای یک هفته کامل تعطیل باشم و اجراهارو شونصد بار دیگه ببینم.