فصل دو پرسی جکسون اومده.
فصل آخر استرنجر تینگز اومده.
فصل دو آواتار هم به زودی میاد.
به دوران امتحانات خوش اومدید.
فصل آخر استرنجر تینگز اومده.
فصل دو آواتار هم به زودی میاد.
به دوران امتحانات خوش اومدید.
Forwarded from برنامه ناشناس
دوستان، متن زیر رو فقط به عنوان یه تیکه از تاریخ بخونید و افتخار به تاریخ و فلان و بیسار رو قاطیش نکنید چون اصلا از اون دیدگاه نیست.
چیزهایی که ما الان به دست آوردیم مثل حق رای، حضور در عرصههای سیاسی، داشتن قدرت اجتماعى، حق مالکیت زمین و اموال و... همه چیزهایی هستن که قبلا هم وجود داشتن و در اختیار زنان بودن.
″طبق نوشتههای کتاب women in ancient persia نوشتهی Maria Brosius، در دورهی هخامنشی تعداد کارگران زن با کارگران مرد در تعادل بوده و ″کارگری″ مختص یک جنس خاص نبوده. و همینطور کسایی که خدمات جنسی ارائه میدادن محدود فقط به زن یا مرد نبوده و هر دو میتونستن انجام بدن. مدارک هم وجود داره که گواه از اینه که زنان صاحب زمین و ملک بودن و اجاره دریافت میکردن و توی تجارت و اقتصاد هم نقش داشتن. زنان درباری نیازی نداشتن که ارتباط خودشون با شاه یا دربار رو نشون بدن و توی مدارک قانونی و سندها اسم خودشون کافی بوده. توصیفات دیگری هم وجود داره که میگن زنان توی ارتش هم بودن و حضورشون یه چیز متداول بوده.″
اینطور که توی این کتاب نوشته شده حضور زن و مرد در دورهی هخامنشی در تعادل به نظر میاد. هزاران سال پیش مردمانی بودن که با این سیستم زندگی میکردن. اون برابریای که ما برای بدست آوردنش تلاش کردیم در اون دوره وجود داشته.
حالا در طی تاریخ و اتفاقات مختلف، اون فرهنگ و سیستم سقوط کرده و دفن شده تا اینکه الان دوباره بیرون کشیده شده.
به نظر من تنها چیزی که میتونه جلوی سقوط دوباره رو بگیره بیشتر شدن دانش و آگاهی مردم (نه فقط زنان) نسبت به حقوق انسانی و حقوق زنانه. باید بدونيم با چی طرف بودیم و الان با چی طرفیم.
ولی متاسفانه تغییر خوشایند نیست وقتی که موضعت در قدرت رو به خطر بندازه؛ و زن دقیقا همین کار رو با مردِ جامعهی مردسالار میکنه. ترس از قدرت داشتن زنان انقدر عمیق بوده که هزاران سال سعی کردن و میکنن که زن رو توی زنجیر و قفسهای مختلف نگهدارن. ترس وقتی مزمن میشه تبدیل به نفرت میشه.
دوستان، متن زیر رو فقط به عنوان یه تیکه از تاریخ بخونید و افتخار به تاریخ و فلان و بیسار رو قاطیش نکنید چون اصلا از اون دیدگاه نیست.
چیزهایی که ما الان به دست آوردیم مثل حق رای، حضور در عرصههای سیاسی، داشتن قدرت اجتماعى، حق مالکیت زمین و اموال و... همه چیزهایی هستن که قبلا هم وجود داشتن و در اختیار زنان بودن.
″طبق نوشتههای کتاب women in ancient persia نوشتهی Maria Brosius، در دورهی هخامنشی تعداد کارگران زن با کارگران مرد در تعادل بوده و ″کارگری″ مختص یک جنس خاص نبوده. و همینطور کسایی که خدمات جنسی ارائه میدادن محدود فقط به زن یا مرد نبوده و هر دو میتونستن انجام بدن. مدارک هم وجود داره که گواه از اینه که زنان صاحب زمین و ملک بودن و اجاره دریافت میکردن و توی تجارت و اقتصاد هم نقش داشتن. زنان درباری نیازی نداشتن که ارتباط خودشون با شاه یا دربار رو نشون بدن و توی مدارک قانونی و سندها اسم خودشون کافی بوده. توصیفات دیگری هم وجود داره که میگن زنان توی ارتش هم بودن و حضورشون یه چیز متداول بوده.″
اینطور که توی این کتاب نوشته شده حضور زن و مرد در دورهی هخامنشی در تعادل به نظر میاد. هزاران سال پیش مردمانی بودن که با این سیستم زندگی میکردن. اون برابریای که ما برای بدست آوردنش تلاش کردیم در اون دوره وجود داشته.
حالا در طی تاریخ و اتفاقات مختلف، اون فرهنگ و سیستم سقوط کرده و دفن شده تا اینکه الان دوباره بیرون کشیده شده.
به نظر من تنها چیزی که میتونه جلوی سقوط دوباره رو بگیره بیشتر شدن دانش و آگاهی مردم (نه فقط زنان) نسبت به حقوق انسانی و حقوق زنانه. باید بدونيم با چی طرف بودیم و الان با چی طرفیم.
ولی متاسفانه تغییر خوشایند نیست وقتی که موضعت در قدرت رو به خطر بندازه؛ و زن دقیقا همین کار رو با مردِ جامعهی مردسالار میکنه. ترس از قدرت داشتن زنان انقدر عمیق بوده که هزاران سال سعی کردن و میکنن که زن رو توی زنجیر و قفسهای مختلف نگهدارن. ترس وقتی مزمن میشه تبدیل به نفرت میشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The angst is angsting.
- Percy Jackson, S2
- Percy Jackson, S2
G L I T C H
واقعا پول برام شوخیه. یه جوری خرجش میکنم انگار رو درخت درمیاد.
سواد مالی منفی ده از ده.
Forwarded from 「 پرواز بدون بال 」
- چه هفته سختی بود.
+ هنوز یکشنبهست کاپیتان.
+ هنوز یکشنبهست کاپیتان.
「 پرواز بدون بال 」
بعضی وقتها به این فکر میکنم که اگه همکار سایه بودم چقدر ازم متنفر میشد؟
هیچی عزیزم. من مشکلاتم رو با کلام حل میکنم.
Forwarded from [تاسیان] (Sau)
بله دارم برای خودم چیزهایی میخرم که نه پدرم و نه مادرم برام نخریدن و کودک درونم رو شاد میکنم به جای این که برای ایندهام پس انداز کنم چون میدونم تا وقتی این کویر رو سیرآب نکنم پیش نمیرم. توی هیچ کاری.