بهم میگه همون روزی که رزومه فرستادی، رزومهت رو همهی ماها دیدیم و من به محض اینکه رزومهت رو باز کردم و معرفیت رو خوندم، گفتم این دختر برای این شرکت نیست. کارمندی پژمردهش میکنه. اگر بمونی از بین میری. چرا اومدی اینجا؟ تو این رو میخوای از زندگیت؟
G L I T C H
بهم میگه همون روزی که رزومه فرستادی، رزومهت رو همهی ماها دیدیم و من به محض اینکه رزومهت رو باز کردم و معرفیت رو خوندم، گفتم این دختر برای این شرکت نیست. کارمندی پژمردهش میکنه. اگر بمونی از بین میری. چرا اومدی اینجا؟ تو این رو میخوای از زندگیت؟
نمیدونم عزیزان. مکالمهم باهاش طولانی بود و عجیب. دلم رو بهم پیچوند.
G L I T C H
بهم میگه همون روزی که رزومه فرستادی، رزومهت رو همهی ماها دیدیم و من به محض اینکه رزومهت رو باز کردم و معرفیت رو خوندم، گفتم این دختر برای این شرکت نیست. کارمندی پژمردهش میکنه. اگر بمونی از بین میری. چرا اومدی اینجا؟ تو این رو میخوای از زندگیت؟
بهش میگم جایی قبولم نمیکردن باور نمیکرد. گفت میخوای من معرفیت کنم؟
نمیدونم عزیزان، زندگی هرروزش پر از تصمیمه.
نمیدونم عزیزان، زندگی هرروزش پر از تصمیمه.
Forwarded from ┌Cwtch Room࿚࿐┘ (🐼)
«اوایلِ دههی ۲۰ سالگی حسِ تنهایی خرید کردن توی فروشگاه رو میده. این شکلیه که شبها نودلِ آماده درست میکنی. خیلی یهویی وسطِ روز جزئیاتِ رندومِ اون دوستت که ۵ساله باهاش حرف نزدی رو یادت میاد. بخاطرِ هر خرجِ غیرِضروریای که میکُنی، کُلی عذاب وجدان میگیری. بیشتر وقتا وسطِ روز چُرت میزنی. از طریق اینترنت میفهمی دختری که توی دبیرستان اذیتت میکرد، الان ازدواج کرده و بچه داره. هر بار یه کوچولو به غریبههایِ داخلِ وسایل نقلیهی عمومی دل میبندی. تظاهر میکنی که از تنها موندن نمیترسی. همیشه برات سواله که پس قراره کِی بالاخره کاملا عاقل و فهمیده بشی. به آهنگهای موردعلاقهت توی دوران راهنمایی و دبیرستان گوش میدی. پلک میزنی و یهو میبینی که ماهِ آخرِ ساله. هرچقدرم که تلاش میکنی نمیتونی خودت رو توی ۱۰ سال آینده تصور کنی. و حس میکنی زمان داره از دستت در میره...»
-thestoicswan
-thestoicswan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I'm goddamn lost!
Forwarded from پاتوقهای دیالوگوس
فکر میکنم احساس تراژیک زمانی در ما شکل میگیرد که با کاراکتری مواجه میشویم که آماده است تمام زندگیاش را، اگر نیاز باشد، کنار بگذارد تا تنها از یک چیز محافظت کند—احساس عزت نفس خود.
_آرتور میلر
_آرتور میلر
Forwarded from LiliTh Daily (• lili†h)
● G L I T C H
~ تفنگ تک تیرانداز M24
دقت این تفنگ حرف نداره!
جزو اون دسته از تک تیرانداز هاست که درصد خطاش واقعا پایینه. هرچند تک تیرانداز ها با تیرهای قوی تری هم وجود دارن اما این تفنگ طول بردش به ۸۰۰میرسه و جزو اون دسته از تفنگ هایی که چندین تا رکورد با بالاترین طول برد رو هم داره.
دلیلش انتخابم برای تو؟
شاید چون به نظرم آدم صبور و دقیقی هستی؟
حس میکنم قرار نیست همینطوری جلو بری و به هرکی سمتت میاد بپری، صرفا وقتی بهش حمله میکنی که خیلی خوب براندازش کرده باشی و بدونی دقیقا کجا و کی و حتی چطوری، قراره نابودش کنی.
~ تفنگ تک تیرانداز M24
دقت این تفنگ حرف نداره!
جزو اون دسته از تک تیرانداز هاست که درصد خطاش واقعا پایینه. هرچند تک تیرانداز ها با تیرهای قوی تری هم وجود دارن اما این تفنگ طول بردش به ۸۰۰میرسه و جزو اون دسته از تفنگ هایی که چندین تا رکورد با بالاترین طول برد رو هم داره.
دلیلش انتخابم برای تو؟
شاید چون به نظرم آدم صبور و دقیقی هستی؟
حس میکنم قرار نیست همینطوری جلو بری و به هرکی سمتت میاد بپری، صرفا وقتی بهش حمله میکنی که خیلی خوب براندازش کرده باشی و بدونی دقیقا کجا و کی و حتی چطوری، قراره نابودش کنی.
LiliTh Daily
● G L I T C H ~ تفنگ تک تیرانداز M24 دقت این تفنگ حرف نداره! جزو اون دسته از تک تیرانداز هاست که درصد خطاش واقعا پایینه. هرچند تک تیرانداز ها با تیرهای قوی تری هم وجود دارن اما این تفنگ طول بردش به ۸۰۰میرسه و جزو اون دسته از تفنگ هایی که چندین تا رکورد با…
Nice!
از حسن انتخاب شما متشکریم :)
از حسن انتخاب شما متشکریم :)
من: چندوقته چقدر تمرکزم خوب شده. چقدر تغییر کردم. میتونم واقعا بشینم و یه کاری رو انجام بدم. میتونم ساعتها درس بخونم. پس هدف داشتن چنین قدرتی بهت میده؟ همینه که هیچوقت انگیزه و انرژی کافی نداشتم چون هدف نداشتم.
قرصهایی که برای اولین بار در طول ۲۳ سال زندگیم دارم مصرف میکنم و روانپزشکی که وقتی اولین بار علائمم رو شنید گفت پس چطور تا الان اصلا درس خوندی:
قرصهایی که برای اولین بار در طول ۲۳ سال زندگیم دارم مصرف میکنم و روانپزشکی که وقتی اولین بار علائمم رو شنید گفت پس چطور تا الان اصلا درس خوندی:
G L I T C H
من: چندوقته چقدر تمرکزم خوب شده. چقدر تغییر کردم. میتونم واقعا بشینم و یه کاری رو انجام بدم. میتونم ساعتها درس بخونم. پس هدف داشتن چنین قدرتی بهت میده؟ همینه که هیچوقت انگیزه و انرژی کافی نداشتم چون هدف نداشتم. قرصهایی که برای اولین بار در طول ۲۳ سال زندگیم…
پسر لیترالی اصلا حواسم نبود که این میتونه تاثیر دارو باشه و امروز که یادم رفت یکی از قرصام رو بخورم و مجبور شدم یه بار دیگه از کتابخونه برم بیرون و برگردم تا بخورمش حقیقت کوبیده شد تو صورتم. چرا دربرابر دارو درمانی مقاومت میکردم واقعا؟
Why I feel Weird.
اگر مثل بنده، سوپرایگو کلفت هستید، نگاهتون به EFT جدی باشه لطفا :) و به بهانهی اینکه "وااای لوس و نازنازیه" کنار نذاریدش. این مَردیِ تراپیست جهان من رو نجات داد در سالی که گذشت. از صمیم قلب میگم اینرو. ❤️ هزاربار حالم بهتره.
به عنوان یک سوپرایگو دیگه و یک مراجع سالها روانشناس رفته، منم به نوبه خودم میگم بچهها از EFT (درمان هیجان مدار) غافل نشید.
قبل از اینکه واردش بشید فکر میکنید زیادی آدم حسابی و عاقل و سوم شخص نسبت به مسائلتون هستید و این لووووس بازیها رو شما جواب نمیده چون آگاهیتون به خودتون بیشتر از این حرفهاست. ولی میرید و میبینید خیر. یک گوی آماده انفجار بودید.
من این روزها از وقتی درمان EFT رو با دکتر جدیدم شروع کردم، جلسهای رو بدون یک رود اشک نمیگذرونم بچهها. اونم منی که هر دکتری زور میزد بازم تو پنجاه جلسه مجموعا دو قطره اشک از من بیرون نمیکشید. تمرکز درمان هیجان مدار رو شماست. نه کاری به دور و برت داره، نه کاری به اتفاقات. تمرکز تویی و ذرهای نمیذاره از زیر چیزی که تجربه کردی دربری. میاد قدم به قدم زندگیت رو نور میندازه و برات روشن میکنه. اول باهم براش گریه میکنید و میذارید جیغ و فریادش رو هرچقدر میخواد تخلیه کنه بعد میرید سر درمانش. میرید سر نشونههاش تو زندگی الانت. میرید سر تغییری که درتون ایجاد کرده.
مشخصا هر درمانی مراجع خاص خودش رو هم داره ولی برای عزیزان مثلا self-aware، برای بچههایی که ایگوشون سر به آسمان کشیده و فکر میکنن هیچچیزی نیست که درکش نکرده باشن و برای اونایی که بهترین مشاورهان چون مثلا منطقشون از احساساتشون جداست، بنظر من هیچچی مثل EFT جواب نمیده.
این هم توصیه من به عنوان یک مراجع ساده که خیلی تخصصی نداره.
قبل از اینکه واردش بشید فکر میکنید زیادی آدم حسابی و عاقل و سوم شخص نسبت به مسائلتون هستید و این لووووس بازیها رو شما جواب نمیده چون آگاهیتون به خودتون بیشتر از این حرفهاست. ولی میرید و میبینید خیر. یک گوی آماده انفجار بودید.
من این روزها از وقتی درمان EFT رو با دکتر جدیدم شروع کردم، جلسهای رو بدون یک رود اشک نمیگذرونم بچهها. اونم منی که هر دکتری زور میزد بازم تو پنجاه جلسه مجموعا دو قطره اشک از من بیرون نمیکشید. تمرکز درمان هیجان مدار رو شماست. نه کاری به دور و برت داره، نه کاری به اتفاقات. تمرکز تویی و ذرهای نمیذاره از زیر چیزی که تجربه کردی دربری. میاد قدم به قدم زندگیت رو نور میندازه و برات روشن میکنه. اول باهم براش گریه میکنید و میذارید جیغ و فریادش رو هرچقدر میخواد تخلیه کنه بعد میرید سر درمانش. میرید سر نشونههاش تو زندگی الانت. میرید سر تغییری که درتون ایجاد کرده.
مشخصا هر درمانی مراجع خاص خودش رو هم داره ولی برای عزیزان مثلا self-aware، برای بچههایی که ایگوشون سر به آسمان کشیده و فکر میکنن هیچچیزی نیست که درکش نکرده باشن و برای اونایی که بهترین مشاورهان چون مثلا منطقشون از احساساتشون جداست، بنظر من هیچچی مثل EFT جواب نمیده.
این هم توصیه من به عنوان یک مراجع ساده که خیلی تخصصی نداره.
عزیزان تا جایی که من فهمیدم، اونایی که ران بیتیاس و گویینگ سونتین و امثال این برنامهها رو هرگز ندیدن، جوکر میبینن.
Audacity
برای "GLITCH" که ساخته شده برای: کسی که هیچوقت دردهاش رو ندیدن و آسیبهاش رو درک نکردن. کسی که همیشه محکوم شد بدون اینکه به این توجه کنن که داره تلاش خودش رو برای بهبودی میکنه. کسی که همیشه سرزنش شد ولی هیچکس متوجه نشد که اون هم به اندازهی بقیه درد داره.
مشکل اینه که این تا حدی حقیقته. من همیشه و گاهی حتی زیادی هم اون طرف داستان و دلیل هر رفتاری رو درک میکنم و این باعث میشه خیلیوقتها نتونم فرقی بین چیزی که اشتباهه و دلیل کار اشتباه بذارم. درد رو درک میکنم و رفتارش با توجه به موقعیتش منطقی بنظر میاد و بعدش دیگه نمیتونم متناسب با رفتاری که دیدم پاسخ بدم.
ولی این فقط تا یه جایی برام جواب میده. اینطوری نیست که هی تا آخر همینطوری باشم و همهچی رو درک کنم، یهو یه روز میبینم که خسته شدم و هرچی انرژی روانی برای این آدم ذخیره کرده بودم تموم شد و بیشتر از ظرفیتشم مصرف کرد و اونجا یهو عقب میکشم.
این عقب کشیدن و یهو کنار گذاشتن انسانها خیلی بهشون آسیب میزنه چون دقیقا تا روز قبلش من رو تمام و کمال داشتن و حتی ممکنه درک هم نکنن که چیشد که من کامل حذف شدم. اونا این ریز ریز خسته شدنها رو درک نکردن چون من چیزی نشون ندادم و اگر نشون دادم هم متوجهش نشدن. اونا نمیفهمن برای چی ترک میشن ولی من میدونم چرا ترکشون کردم و چطور مدت زیادی حتی از چیزی که باید هم بیشتر درکشون کردم.
پس آره این حقیقته ولی اکثر اوقات سکه میچرخه و به ضرر روابطم تموم میشه چون درک یه بحثه، انرژی روانی یه بحث دیگه.
ولی این فقط تا یه جایی برام جواب میده. اینطوری نیست که هی تا آخر همینطوری باشم و همهچی رو درک کنم، یهو یه روز میبینم که خسته شدم و هرچی انرژی روانی برای این آدم ذخیره کرده بودم تموم شد و بیشتر از ظرفیتشم مصرف کرد و اونجا یهو عقب میکشم.
این عقب کشیدن و یهو کنار گذاشتن انسانها خیلی بهشون آسیب میزنه چون دقیقا تا روز قبلش من رو تمام و کمال داشتن و حتی ممکنه درک هم نکنن که چیشد که من کامل حذف شدم. اونا این ریز ریز خسته شدنها رو درک نکردن چون من چیزی نشون ندادم و اگر نشون دادم هم متوجهش نشدن. اونا نمیفهمن برای چی ترک میشن ولی من میدونم چرا ترکشون کردم و چطور مدت زیادی حتی از چیزی که باید هم بیشتر درکشون کردم.
پس آره این حقیقته ولی اکثر اوقات سکه میچرخه و به ضرر روابطم تموم میشه چون درک یه بحثه، انرژی روانی یه بحث دیگه.
Forwarded from BuzZz⚡️
چیزی به اسمِ آدم موردعلاقه/رشته موردعلاقه/شغل موردعلاقه وجود نداره و از آسمون یه چیز مقدر شده برای شما نخواهد افتاد.
FAKE IT TILL YOU MAKE IT and guess what... you'll prolly end up MAKING IT chon ke ensan be HAMECHIZ adat mikone
FAKE IT TILL YOU MAKE IT and guess what... you'll prolly end up MAKING IT chon ke ensan be HAMECHIZ adat mikone
شماها شاید یادتون نیاد، ولی این صحبتهای "این یکی فرق داره"، "این امید آخره" و "رای ندادن خودش یه نوع رای دادنه" رو ما سال ۹۶ هم شنیدیم و واقعا تاثیر هم داشت. یک جو عجیبی تو کشور راه انداخته بود؛ همه نوار بنفش میبستن، استوریهای تا ۱۴۰۰ با روحانی میذاشتن، امید تو خونشون میجوشید و فکر میکردن بالاخره نجات دهندشون رو دیدن. داشتن آخرین ذرات امیدشون رو شرط میبستن و در نهایت برنده شدن و وقتی نتایج نهایی شد ریختن تو خیابون و جشن گرفتن.
میدونید آخرش چیشد؟ روحانی دقیقا همون رئیس جمهوری شد که باعث شد دیگه هیچکس ذرهای امید به این نظام نبنده و تو رایگیریهای بعدی فقط احمقها و دیوانگان شرکت کنن.
حالا فقط هفت سال گذشته و یه عده دوباره فراموش کردن. دوباره اینطورین که "ولی این یکی چی؟ بیاید آخرین امیدمون باشه"، "آدم سالمیه"، "رای ندی فلانی رای میاره" و...
امگا۳ بخور عزیزم، امگا۳ بخور که فراموش نکنی چی از سر گذروندی و چی به سرت آوردن. امگا۳ بخور تا شبایی که از ترس جون عزیزانت خوابت نمیرفت، روزهایی که پا رو خودت میذاشتن، عصرهایی که تو کوچهها با ترس میدوییدی و اشکایی که ریختی یادت بیاد تا دوباره توهم برت نداره کسی که اون زمان یا داشته به اون جماعت کمک میکرده، یا حتی در بهترین حالت فقط هیچ دخالتی نداشته، قراره کمکی بهت بکنه.
میدونید آخرش چیشد؟ روحانی دقیقا همون رئیس جمهوری شد که باعث شد دیگه هیچکس ذرهای امید به این نظام نبنده و تو رایگیریهای بعدی فقط احمقها و دیوانگان شرکت کنن.
حالا فقط هفت سال گذشته و یه عده دوباره فراموش کردن. دوباره اینطورین که "ولی این یکی چی؟ بیاید آخرین امیدمون باشه"، "آدم سالمیه"، "رای ندی فلانی رای میاره" و...
امگا۳ بخور عزیزم، امگا۳ بخور که فراموش نکنی چی از سر گذروندی و چی به سرت آوردن. امگا۳ بخور تا شبایی که از ترس جون عزیزانت خوابت نمیرفت، روزهایی که پا رو خودت میذاشتن، عصرهایی که تو کوچهها با ترس میدوییدی و اشکایی که ریختی یادت بیاد تا دوباره توهم برت نداره کسی که اون زمان یا داشته به اون جماعت کمک میکرده، یا حتی در بهترین حالت فقط هیچ دخالتی نداشته، قراره کمکی بهت بکنه.