G L I T C H
262 subscribers
2.92K photos
2.02K videos
2 files
846 links
Glitch as a bug of what?!...

[https://t.me/BiChatBot?start=sc-7aa2e7260b]
Download Telegram
پسر توقع چه کانسپت عجیبیه.
شنیدید میگن از نخورده بگیر بده به خورده‌؟
من در تمام زندگیم اون نخورده‌هه بودم. تو کل شرایط همیشه تو یه حالتی نگه داشته میشدیم که اصلا نفهمیم تو دنیا داره چه اتفاقی میفته و اصلا درکی از داشته‌های دنیا نداشته باشیم که خواسته‌ای بخواد ایجاد بشه. دنیای ما دنیای خواستن و اصرار و توقع داشتن نبود، من از دنیایی اومدم که هیچ توقعی توش وجود نداشت. هیچ درکی از تفریحات مردم نداشتم. هیچ درکی از آزادی‌های مردم نداشتم. هرچی میگذشت هیچ تغییری رو تو زندگیم نداشتم و فکر میکردم همون کارهایی که دارن برام میکنن هم کارهاییه که از سرم زیاده و باید به شدت قدردانشون باشم.
نمایشگاه کتاب و کتاب خریدن؟ تو خونه ما اصلا تعریف نشده بود. منظورت چیه بری پول بدی برای کتابی که قراره یه بار بخونیش. اصلا بر فرض مثال اون رو خریدی، بعدش میخوای کجا بذاریش؟ چون مطمئنا کتابخونه‌ای هم وجود نداره چون کتابخونه یعنی خریدن کتاب بیشتر از حد نیاز که مجبوری براشون جا باز کنی. کتاب‌های مدرسه‌ت رو داری و درسات رو داری دیگه، بیشتر هم خواستی بخونی کتاب‌های کتابخونه هست. یعنی تو انقدر فرهیخته‌ای که کتاب‌های کتابخونه جوابت رو نمیدن و حالا باید خودت هم کتاب داشته باشی؟
فیلم خریدن؟ خرید فیلم و کارتون فقط در ازای انجام یه کاری که دوستش نداری اتفاق میفته. با من بیا حرم و منم برات اون سی‌دی رو میخرم. و خرید اون سی‌دی به این معنی نیست که قراره اگر نخوایش بتونی انتخاب دیگه‌ای داشته باشی و بتونی خونه بمونی، بهرحال تو رو جایی که میخوام میبرم فقط این انتخاب برات وجود داره که بتونی با شادی بیشتری بیای. پس قبل از اینکه من به زور متوسل شم بهتره خودت حواست رو جمع کنی و قبول کنی و بابت سی‌دی کارتونی که قراره بخری خوشحالی کنی. چون ظاهرا هیچ‌جای جهان غیر از اون سی‌دی فروشی دم حرم نیست که اون سی‌دی های چندتایی رو داشته باشه و سانسورم نشده باشن. حالا میتونی بابت اون دو دقیقه‌ای که تو دوبله سانسور شده و تو نسخه‌ای که داری نه و به انگلیسی حرف میزنن خوشحالی کنی.
فقط حواست باشه بعدش که سی‌دی رو هم خریدیم به این معنی نیست که اجازه استفاده‌ش همون موقع رو داری و درواقع باید صبر کنی تا ما خواب باشیم یا یه زمانی باشه که انقدر راضیمون کرده باشی که هیچ حرف دیگه‌ای برای زدن نباشه و اونوقت میتونی اون دستگاه کوچولوی سی‌دی خور رو برداری و تو اون کارتون ببینی چون معنا نداره که تلوزیون بخواد چنین چیزایی پخش کنه و تو بخوای وقتی پدرت داره تو خونه رفت و آمد میکنه چنین چیزایی که ممکنه یه سکانس نامناسب توش داره رو ببینی. تازه چرا ما باید صداش رو بشنویم و عصبی بشیم وقتی بهش علاقه‌ای نداریم؟ اصلا حالا که اینطور شد تو خونه هم لازم نیست از اون دستگاه کوچولوعه استفاده کنی، اون رو بذار برای سفر رفتن‌هامون. اینطوری تو ده ساعت مسیری که تو راهیم هم خسته نمیشی و کارتون ندیده برای دیدن داری.
از چند روز پیش که اون پست راجع به خوشحالیتون تو ایران چنده و مهاجرت چه خوشحالی‌ای بهتون میده رو دیدم دارم بهش فکر میکنم. هی فکر میکنم کدوم خوشحالیم رو از دست میدم؟ خانواده؟ ندارمش که. دوستام؟ همینجا هم به سختی دارمشون که. اون داشتنم هم تا امسال بیشتر فقط محدود به چت میشده. زندگی مادی راحت؟ گیر نبودم ولی هیچوقت هم نمیتونستم استفاده‌‌ای بکنم که از نیازهای اولیه نبوده.
اگر اینجا رو بذارم برم چی رو از دست میدم؟ شاید خونه. وضعم خوب نیست و میتونم کارتون‌خواب شم. اینجا حداقل مطمئنم کار پیدا میکنم ولی اونجا؟ هیچ ایده‌ای ندارم.
خب دیگه چی؟ خواهرم که اونم این روزا دیگه نصفه نیمه دارم.
دیگه چی؟ فقط نژاد پرستی و شهروند درجه اول بودن باقی مونده. این آخریشه. چیزی غیر از این ندارم که بخوام بهش فکر کنم.
خوشحالی من اینجا چنده؟ اصلا ظرف خوشحالیم تا حالا صد به خودش دیده؟ نود به خودش دیده؟ شاید در بهترین حالت به هفتاد رسیده باشه‌ اونم مجموعا ده بار تو زندگیم. اون چیزایی که من رو به هفتاد رسوندن هم چیزایی نبودن که به این خاک و بوم محدود باشن. این خاک و خانواده جز درد چیزی برام نداشته.
هرسال موقع نمایشگاه کتاب بهم میریزیم چون یکی از واضح‌ترین بخش‌هایی از بچگی و نوجوانیمه که هیچ ایده‌ای راجع بهش نداشتم و الانم هرچی تلاش میکنم هیچ حسی در من ایجاد نمیشه. کتاب میخوای؟ برو کتاب فروشی عزیزم. حداقل از اونجا تصور الکی نداری و واقعا خوشحالت میکنه. نمایشگاه کتاب جز گرما و شلوغی و ساعت‌ها بی‌هدف چرخیدن هیچ‌چیزی رو برام زنده نمیکنه.
Who’s Afraid of Little Old Me
Taylor Swift
I wanna snarl and show you just how disturbed this has made me
You wouldn't last an hour in the asylum where they raised me
I Can Do It With a Broken Heart
Taylor Swift
00:37

Cause I'm a real tough kid, I can handle my shit
They said, "Babe, you gotta fake it 'til you make it" and I did
Lights, camera, bitch smile, in stilettos for miles
He said he'd love me for all time
But that time was quite short
Breaking down, I hit the floor
All the pieces of me shattered as the crowd was chanting, "More"
I was grinning like I'm winning, I was hitting my marks
'Cause I can do it with a broken heart
Forwarded from Cordelia🌙
ʙᴇʀʀʏ sɪᴅᴇ 🍓
اجازه بدید اعلام کنم که دیگه می‌تونم تو زِرزِرهای مغزیِ شبانه‌م از زبانِ زیبای کره‌ای هم استفاده کنم. 🙂‍↔️
حسادت میکنم.
من از وقتی رفتم سرکار یه جوری زندگیم بهم ریخت که اصلا نفهمیدم ترم دوم چجوری گذشت و مجموعا چهار جلسه هم به زور حاضر بودم و باز وسطش مجبور بودم برم به یه بدبختی برسم. اصلا شروع ترم دوم با دگرگونی زندگی من هماهنگ شد.
خلاصه که پلن فعلا غبطه و غصه است تا ببینیم در آینده چی میشه‌.
پسر ولی چه دو ماه عجیبی رو گذروندم. مجموعا پنج ساعت از خاطراتش رو هم نمیتونم منسجم بیاد بیارم‌.
امروز آخرین باریه که اجازه و فرصتش رو دارم تا پام رو تو یه کتابخونه دانشگاهی بذارم. حداقل تا دو سال آینده رو مطمئنم که قرار نیست این تجربه برام تکرار بشه. نشستم درس بخونم ولی زل زدم به فضا و سعی دارم هرچی میتونم رو تو خاطراتم ذخیره کنم.
دانشگاه خوبی بدی‌های زیادی داشت ولی عزیزدل من بود‌. پناه آواره‌ بودن‌های من بود. سکوتی بود که ازش برای فرار از دنیا استفاده می‌کردم. شخصیتی رو درش ساختم که ازش برای قدرت گرفتن استفاده می‌کردم. دانشگاه همیشه دلیل لبخندم بود.
دوشنبه‌ای که آخرین امتحانم رو بدم، دوست‌نداشتنی‌ترین دوشنبه امسالمه. دلم به دست کشیدن از پناهم راضی نمیشه‌. تا تونستم این روند رو طول دادم ولی بالاخره باید باهاش مواجه شد. از این پناه میگذریم تا بتونیم پناه دیگه‌ای تو آینده برای خودمون بسازیم.
یه جوری از هوای بهارِ امسال راضیم که تا اطلاع ثانوی دیگه فقط به طرفدارای تابستون هیت میدم، نه طرفدارای بهار.
Forwarded from سوگ ایکاروس
علم پزشکی بر محوریت مردان یعنی چی؟

یعنی وسایل پاپ اسمیر از دوره ویکتوریا فرقی نکرده مقایسه کنیم با کولون اسکوپی یکی از سرطان های رایج برای مرد ها
تازه اسفنگتری هم دهانه رحم نداره.

یعنی بخش عظیمی از بیماری‌های زنان رو بیمه پوشش نمی‌ده چون لوس بازی و تقاضاهای لوکس حسابشون می‌کنه در حالی که ما داریم درد می‌کشیم.

یعنی چیزی به اسم پرده‌ی بکارت وجود نداره اما وقتی می‌ری دکتر اول می‌پرسه ویرجینی؟ و اگر باشی، درمان درست رو بهت نمی‌دن.
مثلا اندومتریوز باید با سونوگرافی واژینال تشخیص داده بشه. سونوی رکتال گزینه جایگزینه توی سیستم ایدئولوژیک در حالی که هم دکتره هم سیستم می‌دونه چیزی در معنای ویرجینیتی به صورتی که اینا تو سر مردم فرو کرده‌ن ذاتا ماهیت حقیقی نداره و فقط یه افسانه ست!
خیلی از موارد با سونوی رکتال تشخیص داده نمی‌شه ولی درمان درست رو بهت نمی‌دن.

اگر مجرد باشی، جراحی‌های مربوط به تخلیه کیست‌های رحمی رو انجام نمی‌دن و با داروهای خوراکی که اثربخش هم نیست خیلی وقت‌ها، ردت می‌کنن می‌گن برو هر وقت شوهر کردی بیا! ایشالا تا اون موقع نمی‌میری.

گذشته از این‌ها یک بخش حقوقی هم وجود داره.
فقط تحت شرایطی جراحی‌ها انجام می‌شه که یک ولی رضایتنامه رو امضا کنه. ولی هرگز یک زن نیست. یا پدره، یا جد پدری، یا شوهر، یا قیم قانونی مذکر. مادر حتی اگر حضانت رو بگیره هرگز نمی‌تونه ولایت رو بگیره و هیچ رضایتنامه‌ای رو در شرایط اضطرار نمی‌تونه امضا کنه حتی اگر مرد رهاشون کرده باشه و رفته باشه یا مرده باشه.
اگر شوهر تصمیم بگیره برای یک جراحی رضایت نده به هر دلیلی، تو محکومی به زندگی با درد یا حتی مرگ تدریجی. تو حق تصمیمگیری برای سلامتی خودت رو نداری. باهات مثل یه حیوون رفتار می‌کنن که از این مالک به اون مالک منتقل می‌شه ولی هرگز حقی برای خودش نداره.


از سری مشکلاتی که مردها حتی تو خوابم ندیده‌ن و بهش فکر نمی‌کنن، ولی میزان بدبختیاشونو با ما یکی می‌دونن صرفا چون سربازی میرن!
والا که Iran is not for the weak.
Forwarded from wired musings (tt)
این عزای عمومی ما چی شد اقا من خیلی ناراحتم
پسر جدی جدی ما رو تعطیل نکردن. بخدا گریه میکنم.
بابا این غم رو پس چطور به در کنم؟ این ناراحتی ما چه؟
اتیستیک هستم، دیدن دیگر گزینه‌ها: