Forwarded from Alyona'sHere
من هنوز دولورو شروع نکردم و صادقانه منتظرم فول شه ببینم پایانش چیه ولی حس میکنم تا حالا خوب پیش رفته
امیدوارم تهشم بد نشه
امیدوارم تهشم بد نشه
🤝5
Alyona'sHere
من هنوز دولورو شروع نکردم و صادقانه منتظرم فول شه ببینم پایانش چیه ولی حس میکنم تا حالا خوب پیش رفته امیدوارم تهشم بد نشه
بد نشه یعنی غمگین نباشه؟ یا چی؟
👍6
Forwarded from Alyona'sHere
ببخشید فقط منم که هنوزم به جونگکوک بدبینم؟ بخدا احساس میکنم بازم یه چیز شومی تو کلشه😭
Forwarded from Alyona'sHere
https://t.me/WeCallItDen/3017
یعنی سر و ته داستانو به زور هم نیاره نویسندش
البته قصد توهینی ندارم زیبا❤️
یعنی سر و ته داستانو به زور هم نیاره نویسندش
البته قصد توهینی ندارم زیبا❤️
Telegram
𝔻𝔼ℕ°
بد نشه یعنی غمگین نباشه؟ یا چی؟
Alyona'sHere
https://t.me/WeCallItDen/3019 آره میخواد ثروت تهیونگ رو بالا بکشه😟
بعدش نفوذ کنه به کرهی شمالی😳
🤣6
Forwarded from Alyona'sHere
https://t.me/WeCallItDen/3019
نه منم همینم و در انتظارم بفهمم دیگه چه بلای اسمونی سر این بچه نازل میشه 😢
نه منم همینم و در انتظارم بفهمم دیگه چه بلای اسمونی سر این بچه نازل میشه 😢
Telegram
𝔻𝔼ℕ°
ببخشید فقط منم که هنوزم به جونگکوک بدبینم؟ بخدا احساس میکنم بازم یه چیز شومی تو کلشه😭
Alyona'sHere
https://t.me/WeCallItDen/3019 نه منم همینم و در انتظارم بفهمم دیگه چه بلای اسمونی سر این بچه نازل میشه 😢
محض رضای خدا😂
یککم احتمال بدین خوشبخت بشه😂
یککم احتمال بدین خوشبخت بشه😂
🔥4😭1
سوآ مشتهای کوچکش رو به شونهی جونگکوک زد و با شیرینزبونی و دندونهایی که کمتر از چند میلیمتر و بهطرز بامزهای رشد کرده بودن، خندید.
- بابا گوکی! نگاه کن چی کشیدم...
آلفا تنهی ریز آلفای کوچکش رو بالا کشید و روی بازوی راستش نشوند.
با محبت و لبخندی که تموم تلاشش رو میکرد تا سرپوشی برای دلتنگیاش باشه، گونهی تپل و خنک سوآ رو بوسید.
- چی کشیدی قشنگِ بابا؟ ببینم!
سوآ نقاشی مچالهشدهای رو از کیفش بیرون آورد.
سهتا شکلک آدمک با دستهای بههمچسبیده کشیده شده بودن.
- این تویی، این منم، این هم تهته... نگاه کن دست همدیگه رو گرفتیم!
موجی از دردی شیرین، قلب آلفا رو فشرد.
نگاهی به سه شکلک سادهی روی کاغذ انداخت.
سوآ به یقهی سوییشرت جونگکوک چنگ زد و با همون سادگی کودکانهاش پرسید:
- بابا، تهته کی میاد؟ دلم براش تنگ شده... دیشب که میخوابیدم، نبود. صبح هم که بیدار میشدم، رفته بود. دوست نداره من رو؟
#BlackVelvet
#Spoil
Coming soon...
- بابا گوکی! نگاه کن چی کشیدم...
آلفا تنهی ریز آلفای کوچکش رو بالا کشید و روی بازوی راستش نشوند.
با محبت و لبخندی که تموم تلاشش رو میکرد تا سرپوشی برای دلتنگیاش باشه، گونهی تپل و خنک سوآ رو بوسید.
- چی کشیدی قشنگِ بابا؟ ببینم!
سوآ نقاشی مچالهشدهای رو از کیفش بیرون آورد.
سهتا شکلک آدمک با دستهای بههمچسبیده کشیده شده بودن.
- این تویی، این منم، این هم تهته... نگاه کن دست همدیگه رو گرفتیم!
موجی از دردی شیرین، قلب آلفا رو فشرد.
نگاهی به سه شکلک سادهی روی کاغذ انداخت.
سوآ به یقهی سوییشرت جونگکوک چنگ زد و با همون سادگی کودکانهاش پرسید:
- بابا، تهته کی میاد؟ دلم براش تنگ شده... دیشب که میخوابیدم، نبود. صبح هم که بیدار میشدم، رفته بود. دوست نداره من رو؟
#BlackVelvet
#Spoil
Coming soon...
😭16