آب و جامعه💧
1.69K subscribers
2.29K photos
929 videos
77 files
1.14K links
کانال آب وجامعه؛ برای پرداختن به رابطه بین آب و جامعه به عنوان یک رابطه درهم تنیده تاریخی ودیرپا می باشد. این کانال با رویکرد انتقادی و مستقل وبلاگ شخصی مهتابذرافکن دکتری جامعه شناسی و مطالعات آب و جامعه است.


وب سایت

Irwatereducation.com
Download Telegram
وقتی دانستن کافی نیست؛ تغییر اقلیم چگونه به واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود؟

مهتا بذرافکن

یک مقاله تازه در Financial Times درباره اینکه چگونه می‌توان گرمایش جهانی را متوقف کرد، نکته جالبی را مطرح می‌کند: مسئله امروز فقط کمبود دانش درباره تغییر اقلیم نیست؛ بلکه نحوه شکل‌گیری افکار عمومی درباره سیاست‌های اقلیمی، از جمله Net Zero،(انتشار گازهای گلخانه‌ای − حذف/جذب گازهای گلخانه‌ای = صفر خالص ) اهمیت زیادی دارد.
پژوهشی که در این گزارش به آن اشاره شده، بیش از ۷۳ هزار مقاله رسانه‌ای بریتانیا را بررسی کرده است. در سال ۲۰۱۸، ۹۰ درصد مطالبی که از «Net Zero» صحبت می‌کردند، هم‌زمان به «Climate Change» یا «Global Warming» هم اشاره داشتند. این رقم تا ۲۰۲۴ به ۴۲ درصد کاهش یافته است.
چرا این تغییر مهم است؟
چون ممکن است «Net Zero» به تدریج از معنای اولیه خود، یعنی پاسخ به تغییر اقلیم، جدا شود و در ذهن عمومی بیشتر با قیمت انرژی، هزینه اقتصادی، محدودیت‌های دولتی یا منافع صنعتی پیوند بخورد.
اینجا به نظرم باید از یک سؤال مهم عبور کنیم:
آیا مسئله اقلیم واقعاً فقط شکاف میان دانش و عمل است؟
در مقاله‌ای که اخیراً نوشته‌ام و اکنون در نوبت انتشار در Journal of Climate Change & Sustainable Development Research است، همین مسئله را از زاویه دیگری بررسی کرده‌ام: شکاف دانش–عمل را نمی‌توان بدون توجه به چگونگی ساخته‌شدن واقعیت اجتماعی تغییر اقلیم فهمید.
با الهام از جامعه‌شناسی پدیدارشناختی Alfred Schutz و نظریه ساخت اجتماعی واقعیت Berger & Luckmann، می‌توان گفت انسان‌ها صرفاً «اطلاعات» دریافت نمی‌کنند؛ آنها جهان را از خلال تجربه، دانش پیشین، تعاملات اجتماعی و چارچوب‌های معنایی موجود تفسیر می‌کنند.
بنابراین ممکن است دو نفر هر دو بدانند که تغییر اقلیم واقعی است، اما یکی آن را با خشکسالی و از دست رفتن معیشت بفهمد و دیگری با افزایش قیمت انرژی و مداخله دولت.
دانش علمی یکی است؛ اما معنای اجتماعی آن می‌تواند متفاوت باشد.
پس شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم:
«مردم چقدر درباره تغییر اقلیم می‌دانند؟»
بپرسیم:
«مردم با این دانسته‌ها چه واقعیتی درباره تغییر اقلیم می‌سازند؟»
شاید شکاف معروف Knowledge–Action Gap در واقع یک شکاف سه‌مرحله‌ای باشد:
Knowledge → Meaning → Action
و درست در میانه این زنجیره، جایی است که جامعه، رسانه، تجربه زیسته، قدرت و تعاملات اجتماعی، «واقعیت اقلیمی» را می‌سازند.
شاید برای تغییر رفتار اقلیمی، همیشه به اطلاعات بیشتر نیاز نداشته باشیم؛ گاهی باید ببینیم همین اطلاعات، در جهان اجتماعی مردم چه معنایی پیدا کرده است.

🔷 @WaterForUs
👍3
چرا آلودگی نفتی خلیج فارس نگران کننده است

مقاله ای به نام Marine environmental risks from armed conflict in the Persian Gulf: Past warnings, present urgency/ Springer/Volume 55, 2022–2026 (2026)
آلودگی نفتی خیلج فارس را بررسی کرده و میگه :
وقتی نفت وارد این اکوسیستم می‌شود، ریشه‌های هوایی حرا (Pneumatophores) با لایه‌ای از نفت پوشیده می‌شوند و تبادل اکسیژن مختل می‌شود. همچنین ترکیبات سمی نفت می‌توانند نهال‌های جوان را از بین ببرند و زنجیره غذایی را تحت تأثیر قرار دهند. پاکسازی در جنگل‌های حرا نیز بسیار دشوار است، زیرا ورود تجهیزات سنگین خود می‌تواند به ریشه‌ها آسیب بزند.
متاسفانه تصاویر و گزارش‌ها حاکی از آن است که آلودگی نفتی در برخی نواحی به سواحل و حتی بخش‌هایی از جنگل‌های حرا در اطراف قشم رسیده و پایش این مناطق آغاز شده است.

آلودگی نفتی در محیط‌های دریایی تنها به تشکیل یک لایه نفت روی سطح آب محدود نمی‌شود. نفت تحت تأثیر جریان‌های دریایی، باد و جزر و مد می‌تواند به سواحل، خورها، تالاب‌های ساحلی و جنگل‌های حرا منتقل شود. بخشی از آن نیز وارد رسوبات بستر می‌شود و برای مدت طولانی در محیط باقی می‌ماند.
این نوع آلودگی می‌تواند تبادل اکسیژن و نور را در محیط‌های ساحلی مختل کند، ترکیبات سمی را وارد آب و رسوبات کند و بر آبزیان، پرندگان و سایر جانداران اثر بگذارد. در مراحل اولیه رشد، تخم، لارو و نوزاد بسیاری از گونه‌های آبزی نسبت به این آلاینده‌ها حساسیت بیشتری دارند و به همین دلیل پیامدهای آلودگی نفتی می‌تواند فراتر از محل نشت و در مقیاس اکوسیستم گسترش یابد.
در میان اکوسیستم‌های ساحلی، جنگل‌های حرا از آسیب‌پذیرترین زیست‌بوم‌ها در برابر آلودگی نفتی به شمار می‌روند. تجمع نفت بر روی ریشه‌های هوایی این درختان می‌تواند فرآیند تبادل گاز را مختل کند و ورود آلاینده‌ها به خاک و رسوبات نیز بر سلامت و بازسازی این اکوسیستم تأثیر بگذارد. از آنجا که پاکسازی جنگل‌های حرا بدون آسیب بیشتر به این زیست‌بوم دشوار است، پیشگیری و مهار سریع آلودگی از مهم‌ترین اقدامات حفاظتی محسوب می‌شود...
خیلج فارس قربانی زبان بسته جنگ است و زخم جنگ را دهها و شاید قرنها سال بر تن خواهد داشت..

🔷 @WaterForUs
💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیچاره این سیاره.. چه می کشه از دست ما انسانها..

امارات گاز انباشته اش را به آتش کشید

تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد امارات گاز طبیعی که تا قبل از این صادر می‌کرد را در دودکش‌های فلر می‌سوزاند.

به‌دنبال ناتوانی امارات در گذر امن از تنگهٔ هرمز، صادرات گاز این کشور به صفر رسیده است./فارس

🔷 @WaterForUs
👍2🕊21
تلگرام عزیز؛ اپلیکیشن همه چی تمام 13 ساله شد.
من تمام این 13 سال با تلگرام زندگی کردم. سال 2016 اولین کانالم با نام زنان روستایی و عشایری تا 2022 داشتم و هنوز هم هست اما متأسفانه به دلایلی که مجبور به حذف اکانتم شدم امکان ادمینی از دست دادم و ادامه راه در کانال آب و جامعه آوردم. تلگرام برای من یک رسانه، یک جا برای گفتگو، یک مکان برای آشنایی با دوستان بسیار خوب ، جایی عالی برای یادگرفتن و سرگرم شدن بوده. و درحالی که گرفتار فیلترینگیم 13 ساله شد..

🛑تلگرام ۱۳ ساله شد/ تعداد کاربران ایرانی چقدر است؟

🔶 ۱۳ سال پیش در چنین روزی «تلگرام»، شبکه اجتماعی محبوب ایرانیان متولد شد.

🔹تلگرام بیش از ۴۹ میلیون کاربر ایرانی دارد.

🔹ایرانی‌ها بیش از دو میلیون و هشتصد هزار کانال دارند که در طول سال بیش از ۹۰۰ میلیون پست منتشر می‌کنند.

🔹این تعداد پست در مجموع بیش از ۱۷۰ میلیارد نمایش یونیک به خود اختصاص می‌دهد که نشانگر کاربردهای گسترده تلگرام در ایران است./اقتصادنیوز
👏61
آب مدرن ابزار مدرنیته چپ و راست

مهتا بذرافکن

یکی از جالب‌ترین نکته‌هایی که در نگارش مقالاتم دیدم اینه که خط سیر «آب مدرن» ــ یعنی آب در خدمت توسعه ــ چندان چپ و راست نداشته است.

در شوروی، نفوذ ایدئولوژی کمونیستی در پروژه‌های آب بسیار عمیق و چندلایه بود؛ نوعی روکش تبلیغاتی و ایدئولوژیک چندسطحی روی تصمیمات مهندسی کشیده می‌شد.

در سطح گفتمانی:
در سنت «فتح طبیعت» که اساساً ریشه‌هایی در مدرنیسم غربی و اومانیسم داشت، مارکسیسم ـ لنینیسم نیز طبیعت را چیزی می‌دید که باید توسط «انسان سوسیالیست» مهار، تغییر و «اصلاح» شود. جمله معروفی که به میچورین نسبت داده می‌شود ــ «ما نمی‌توانیم منتظر لطف طبیعت بمانیم؛ وظیفه ما گرفتن آن از طبیعت است» ــ دقیقاً همین نگاه را نشان می‌دهد. سدها هم تجسم فیزیکی این ایده بودند.

در غرب هم کمابیش همین اتفاق افتاد؛ سدها به نوعی معابد مدرنیته تبدیل شدند.

در سطح اقتصادی ـ برنامه‌ریزی هم ماجرا جالب است. ساخت سدها و پروژه‌های عظیم آبی در شوروی در چارچوب اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده و متمرکز قرار داشت. همین امر امکان بسیج منابع عظیم برای پروژه‌هایی را فراهم می‌کرد که شاید با منطق سود کوتاه‌مدت اقتصادی توجیه‌پذیر نبودند.

اصطلاح «Великие стройки коммунизма»، یعنی «ساخت‌وسازهای بزرگ کمونیسم»، خودش یک عنوان کاملاً ایدئولوژیک بود و پروژه‌های عظیم زیرساختی را مستقیماً به روایت پیشرفت سوسیالیستی پیوند می‌زد.

سطح سوم، بسیج اجتماعی بود.

کومسومول و حزب از این پروژه‌ها برای ساختن «انسان نوین شوروی» استفاده می‌کردند. کار جمعی، فداکاری و کار در شرایط سخت، به‌عنوان بخشی از تربیت ایدئولوژیک و مشارکت در ساختن آینده سوسیالیستی معنا پیدا می‌کرد.

براتسک یکی از نمونه‌های شاخص این نوع پروژه‌ها بود؛ یک «ударная комсомольская стройка» یا پروژه بزرگ و ضربتیِ ساخت‌وساز کمسومولی که در آن جوانان نقش مهمی داشتند.

اما نکته مهم‌تر این است که در این گفتمان‌ها، ایدئولوژی گاهی به توجیه خشونت هم تبدیل می‌شد. در دوره استالینی، منطق تقدم هدف جمعی و «پیشرفت تاریخی» بر رنج فردی، در کنار سرکوب سیاسی، امکان استفاده گسترده از نیروی کار اجباری در پروژه‌های عظیم زیرساختی را فراهم کرد. بخشی از پروژه‌های بزرگ آبی شوروی نیز از نیروی کار گولاگ استفاده کردند.

حالا در غرب و capitalism چه خبر بود؟

کشورهای غیرکمونیست هم پروژه‌های عظیم سدسازی داشتند؛ از سد هوور و TVA در آمریکا گرفته تا سد آسوان در مصر. این پروژه‌ها هم با جابه‌جایی جمعیت، تغییر چشم‌انداز و در مواردی آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی همراه بودند.

بنابراین، شیفتگی به large-scale industrial modernization در قرن بیستم، فراتر از مرزهای ایدئولوژیک بود.

اما تفاوت‌های مهمی هم وجود داشت.

در شوروی، شدت بسیج ایدئولوژیک، تمرکز قدرت، محدودیت شدید امکان اعتراض عمومی و حقوقی، و در دوره‌هایی استفاده از کار اجباری، ابعاد خاصی به این پروژه‌ها می‌داد.

ساخت مخازن بزرگ در رودخانه‌هایی مانند ولگا و پروژه‌های عظیم دیگر، باعث غرقاب شدن روستاها و شهرها و جابه‌جایی جمعیت شد؛ در مواردی نیز بناهای تاریخی و مذهبی و گورستان‌ها زیر آب رفتند. در چنین شرایطی، امکان civil resistance، legal contestation و مطالبه غرامت بسیار محدود بود.

اما در غرب، دست‌کم از نظر نهادی، امکان اعتراض عمومی، دادخواهی و شکل‌گیری جنبش‌های مدنی علیه پروژه‌های سدسازی وجود داشت؛ هرچند این به آن معنا نیست که این سازوکارها همیشه از جابه‌جایی، تخریب فرهنگی یا بی‌عدالتی جلوگیری کرده‌اند.

و شاید همین‌جا یک نکته مهم برای فهم تاریخ آب مدرن وجود داشته باشد:

ایدئولوژی‌ها متفاوت بودند، اما تصور مدرنیستی از آب می‌توانست بسیار شبیه باشد: آب باید مهار، مهندسی، ذخیره، منتقل و در خدمت توسعه قرار گیرد. «آب مدرن» بیش از آنکه چپ یا راست باشد،محور هر نوع مدرنیته ای بوده و خروجی آن تخریب شدید رودخانه ها در تمام نقاط جهان بوده است.

یه سؤال : ایران کی به آب مدرن و نهضت سدسازی مدرن پیوست؟

🔷 @WaterForUs
👏2🙏1
امروز یه پیام مشابه این برام اومد. چون میدونستم مخربه باز نکردم. اگر برای شما هم اومد تحت هیچ شرایطی کلیک نکنید.
👍2
معرفی کتاب و کمی حاشیه نویسی

به نظرم هر کسی توی زندگی‌اش چندتا کتاب خونده که اون‌قدر روی طرز فکرش تأثیر گذاشتن که یه جورایی شدن «کتاب زندگیش». من هم چندتا کتاب از این دست دارم.
یکی از اون‌ها Doing Critical Ethnography نوشته جیم توماسه.

من توی دوره رساله‌نویسی دکتری، وقتی دنبال یه متدولوژی متفاوت می‌گشتم، به این کتاب رسیدم. یکی از دوستام توی کانادا PDF کتاب رو برام فرستاد. این‌قدر برام جذاب بود که سال ۹۴ با استادم ترجمه‌اش کردیم و انتشارات دانشگاه شیراز چاپش کرد.

اما ایده اصلی کتاب چیه؟ کتاب دوتا مفاهیم مهم داره. یکی «Domestication یا «اهلی‌سازی» که
توماس می‌گه اهلی‌سازی یه فرآینده که ما رو با شرایط زیست مون «کنار میاره» و باعث می‌شه کم‌کم با چیزهایی که اطرافمون اتفاق می‌افته، حتی اگر نیاز به تغییر داشته باشن، کنار بیایم و این باعث میشه که جریان تولید دانش و پژوهشگری که با پرسش‌گری شروع میشه دچار رکود و رخوت بشه.
در واقع، وقتی مفروضات و معناهای پذیرفته‌شده رو بدون پرسش می‌پذیریم و همون چارچوب‌های آشنا رو ادامه می‌دیم، داریم وارد نوعی اهلی‌سازی می‌شیم.
توماس برای توضیح این وضعیت از یه مفهوم خیلی جالب استفاده می‌کنه: «قلاده فکری ».
یعنی ما کم‌کم به مرزهای فکری خودمون عادت می‌کنیم و شاخه‌ای نازک و و برگ به دانسته های قبلی اضافه می کنیم و در نتیجه به جای تقویت تنه درخت دانش، شاخه ها انبوه و البته جدا از میشن. آن‌قدر که شاید حتی متوجه نشیم بیرون از این مرزهای انبوه و در ریشه های نامرئی درختان دانش هم چیزهایی برای دیدن و پرسیدن وجود داره.
توماس با مفهوم Intellectual Wilding «طغیان فکری» مفهوم دوباره پرورش دادن و انتقادی دیدن رو مطرح می کنه و میگه اون بخش سرکش و پرسشگر ذهن که حاضر نیست خیلی راحت با پاسخ‌های آماده کنار بیاد هست که موتور نوآوریه و اون رو باید پرورش داد نه هی مقاله های شبیه هم تولید کرد.

برای من، جذابیت این ایده اینه که پژوهشگر رو موجودی منفعل نمی‌بینه. پژوهش فقط جمع کردن داده و تولید مقاله نیست؛ می‌تونه تلاشی باشه برای دیدن چیزهایی که کمتر دیده شده، پرسیدن سؤال‌هایی که کمتر پرسیده شده و شاید حتی کمک به تغییر چیزی در وضعیت موجود.
اما امروز چرا یاد این کتاب و معرفی کردنش افتادم؟ چون به یه چیز دیگه هم فکر کردم. شاید یکی از سخت‌ترین بخش‌های پژوهش انتقادی این باشه که بپذیریم ممکنه خودِ ما هم مسئله رو درست نفهمیده باشیم. این پذیرش آسون نیست. گاهی خیلی راحت‌تره که فکر کنیم جواب رو می‌دونیم و فقط باید دیگران رو قانع کنیم. اما شاید پژوهش انتقادی از جایی شروع بشه که کمی مکث کنیم و بپرسیم:
نکنه چیزی رو نمی‌بینیم؟
نکنه پرسشی هست که اصلاً به ذهنمون نرسیده؟
نکنه چیزی که برای ما بدیهی شده، خودش نیاز به دوباره فکر کردن داره؟
شاید اینجا epistemic humility یا «فروتنی معرفتی» خیلی مهم می‌شه؛ اینکه بپذیریم دانش ما کامل نیست و حتی ممکنه در فهم خودِ مسئله هم شکاف داشته باشیم. و شاید Intellectual Wilding از همین‌جا شروع بشه؛ از جرئتِ دوباره پرسیدن و مشاهده دقیق برای پیدا کردن شکاف دانشی. نه برای اینکه حتماً چیزی را رد کنیم، بلکه برای اینکه با فروتنی ببینیم چه چیزهایی هنوز ندیده‌ایم و یاد نگرفته ایم...


🔷 @WaterForUs
2
💧 مسابقه هفتگی «آب‌دان»؛ هفته دوم آغاز شد!🌱🎉

فکر می‌کنی فضای سبز شهر چقدر به آب نیاز داره؟
چطور میشه هم شهرمون سبز بمونه و هم آب کمتری مصرف کنیم؟ 🌳💧

حالا وقتشه دانشت رو به چالش بکشی! 💙

🔹 در دومین مسابقه هفتگی آب‌دان شرکت کن.
🔹 به سؤال‌های این هفته پاسخ بده و دانشت رو محک بزن.
🔹 امتیاز بگیر و شانس خودت رو برای برنده شدن جوایز ویژه افزایش بده. 🏆

🎁 جوایز ویژه

📲 همین حالا از طریق لینک زیر یا QR Code موجود در پوستر وارد مسابقه شو و شانس خودت رو امتحان کن.

🔗 شرکت در مسابقه | ویژه شهروندان:
[https://survey.porsline.ir/s/Buz0qZoP]

🔗 شرکت در مسابقه | ویژه دانش‌آموزان:
[https://survey.porsline.ir/s/Fszo9Zqz]

🌱 با یادگیری، مشارکت و مسئولیت‌پذیری، در کمپین #دوستدار_آب_باشیم همراه ما باش و برای آینده آب شهرمون نقش‌آفرینی کن. 💙

📲 برای اطلاعات بیشتر همراه ما باشید:

[https://services.mashhad.ir/s/mfaVU58]

📢 کانال شهر دوستدار آب
🆔 @water_friendly_city


━━━━━━━━ ❖ ارتباط با ما ❖ ━━━━━━━━
تلگرام | * ایتا | * اینستاگرام | * شاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ردپای پنهان آب؛ آبی که در ظاهر دیده نمی‌شود، اما بخشی از هزینه واقعی هر محصول است.

🎯 خوب ببین، خوب بخون؛ سوالات #مسابقه_هفتگی از همین‌جاست!

#دوستدار_آب_باشیم
#منبع_سوال


📢 کانال شهر دوستدار آب
🆔 @water_friendly_city
━━━━━━━━ ❖ ارتباط با ما ❖ ━━━━━━━━
تلگرام | * ایتا | * اینستاگرام | * شاد
👍1
سر یه کنجکاوی تعداد 50 مقاله یه مرور جدی کردم و در این مرور اولیه به یه الگوی جالب رسیدم که انگار توانمندسازی زنان برای سازگاری با تغییر اقلیم؛ یک روایت تکراری داره که حتی میشه گفت به یه جور تصور قالبی تبدیل شده. مثلا در ادبیات تغییر اقلیم، هم‌نشینیِ زنان با مفاهیمی مانند
vulnerability، آسیب پذیری
adaptive capacity، ظرفیت سازگاری
adaptation، سازگاری
empowerment، توانمندسازی
به یک الگوی بسیار رایج تبدیل شده است.. چندتا مقاله خارجی هم پیدا کردم که اتفاقا به همین مساله پرداختن. مثلا یک مرور نظام‌مند از ۵۹ مقاله درباره کشورهای درحال‌توسعه نشان داده که
مفاهیمی مثل gender and adaptive capacity (جنسیت و ظرفیت سازگاری ) به یک محور مشخص پژوهش تبدیل شده و زنان مرتب در بحث ظرفیت سازگاری، منابع، تصمیم‌گیری، آب، غذا و کشاورزی ظاهر می‌شوند.
تو این بحث‌های مربوط به تغییر اقلیم، یک الگوی آشنا اینطوریه که زنان آسیب‌پذیرند؛ پس باید توانمند شوند تا بتوانند با تغییر اقلیم سازگار شوند.
اما بد نیست یک لحظه مکث کنیم و خودِ این روایت را زیر سؤال ببریم.
توانمندسازی دقیقاً یعنی چه؟
چه کسی تعیین می‌کند زنِ «توانمند» چه زنی است؟
و آیا هر مسئولیت تازه‌ای که برای سازگاری با تغییر اقلیم بر دوش زنان گذاشته می‌شود، واقعاً توانمندسازی است؟
گاهی ممکن است چیزی که در زبان سیاست‌گذاری و پژوهش empowerment (توانمندسازی ) نامیده می‌شود، در زندگی روزمره زنان به شکل مسئولیت بیشتر، کار بیشتر و... بیشتر تجربه شود. بنابراین، در کنار پرسش رایجِ:
«چگونه زنان را برای سازگاری با تغییر اقلیم توانمند کنیم؟» شاید لازم باشد بپرسیم: «چگونه گفتمان سازگاری با تغییر اقلیم، تصویرِ زنِ توانمند و سازگار را می‌سازد؟» شاید مسئله فقط توانمندسازی زنان نباشد؛ شاید لازم باشد ببینیم چه مسئولیت‌هایی را به نام توانمندسازی به زنان واگذار می‌ شود.
مسئله فقط این نیست که زنان چگونه با تغییر اقلیم سازگار می‌شوند؛ مسئله این است که دانش و سیاست چگونه «زنِ سازگارشونده» را تعریف می‌کنند!!

پ. ن: موضوع مطالعه ای که در مجله climate and development تحت داوری دارم چیزی شبیه اینه. ولی این الگو در مقالات در حوزه اقلیم و زنان قابل مطالعه اس.. فعلا حال و حوصله اش ندارم. شاید بعدا

🔷 @WaterForUs
👍3
این بچه های شگفت انگیز

پس‌انداز دخترانه برای نجات حیات‌وحش تشنه بوشکان

محیط زیست استان بوشهر:
ویدا امینی، دختر دوستدار طبیعت از بخش بوشکان ـ روستای فاریاب(دشتستان)، در اقدامی شایسته با جمع‌آوری و پس‌انداز پول‌های توجیبی خود، هزینه تأمین آب مورد نیاز برای پر کردن مخزن آبشخور مصنوعی حیات‌وحش منطقه حفاظت شده تنگ باهوش را اهدا کرده است.

اینکه یک دختر نوجوان با پس‌انداز پول‌های توجیبی خود، به جای هزینه‌کرد آن برای امور شخصی، هزینه تأمین آب حیات‌وحش را بر عهده می‌گیرد، نشان‌دهنده شکل‌گیری نسلی مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند نسبت به محیط زیست است.



🔷 @WaterForUs
👏52💯1
بختت ایران...
ای وطن خسته و در هم شکسته.. جنگلها رو نابود و از وسعتش کم می کنند تا سایت زباله گسترش بدهند..

🔷 @WaterForUs
😱2🤬1💔1
خب خوشحالم که برخی از دوستان سوال می پرسند. در مورد صورت‌بندی
Water و Hydro
یک تمایز وجود دارد که اتفاقا در پژوهش‌ها مهمه و در کتابم مفصل بهش پرداختم. امیدوارم شرایط درست بشه و ما هم برگردیم به یک زندگی معمولی... اما

آب پس از فرآیند: لوله، شیر، تانکر، مخزن خانگی، چاه و حتی سد میشه ماده ای که از قبل رام و تحویل داده شده. و به نوعی آب قابل برنامه‌ریزی..
Hydro (کلی/طبیعی) = چرخهٔ هیدرولوژیک، رودخانه، سفرهٔ زیرزمینی، منبع خام، پیش از رام‌شدن.

از یک لنز عمیق تر این تمایز Water/Hydro یک تمایز هستی‌شناختی دربارهٔ خودِ ماهیت آب است.
اما تمایز اجتماعی که در کتابم طرح شده اینه که زنان در حوزهٔ خانگی/مصرفی‌ان و مردان در حوزهٔ حکمرانی/تولیدی و این یک تمایز اجتماعی-نهادیه
کسانی با Water سروکار دارن، یعنی با چیزی مواجهند که:
از قبل پردازش و تحویل داده شده (نه چیزی که باید استخراج، مهار یا توزیع بشه) و این یعنی یک وضعیت‌ جهت‌دار و یک‌طرفه، چون آب به سمت او می‌آد، او آب رو کنترل نمی‌کنه، فقط با پیامدهای کمبود یا کیفیتش کنار می‌آد
در نتیجه، رابطهٔ او با آب اساساً واکنشیه و نه مولد.
( زنان و گروه‌های در حاشیه مثل مردم رودخانه نشین با این چالش‌ها مواجهند، در تصمیمات نقشی ندارند)

در حالی که میدان Hydro، جایی‌ست که تصمیمات گرفته می‌شه. چه کسی حقابه داره، کجا سد ساخته می‌شه، کدوم مزرعه آب می‌گیره. اونجا آب هنوز شکل نگرفته و قدرت اونجا اعمال می‌شه. یعنی جایی که دانش و قدرت جمع می شن.
چرا مهمه؟ چون ما را به یک تناقض آشکار در مورد مشارکت، عدالت و به خصوص عدالت نمایندگی می رسونه.



🔷 @WaterForUs
👏3👍1
🌿 روز جهانی جوانان مبارک🌿

امروز 16 آگوست روز جهانی جوانان است؛ روزی برای یادآوری نسلی که قرار نیست فقط «آینده» باشد.

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) جمعیت جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله جهان را حدود ۱.۳ میلیارد نفر برآورد می‌کند و تأکید دارد که بخش بزرگی از آنان در سیستم‌های کشاورزی-غذایی نقش دارند.
اما شاید مهم‌تر از این عددها، یک سؤال باشد:
آیا ما جوانان را فقط برای آینده آماده می‌کنیم، یا به آنها اجازه می‌دهیم همین امروز در ساختن آینده مشارکت کنند؟
در جهانی که تغییر اقلیم، بحران آب، ناامنی غذایی و تخریب منابع طبیعی، آینده را بیش از همیشه نامطمئن کرده است، جوانان نباید فقط «گروه هدف» سیاست‌ها باشند، آنها تجربه، دانش، ایده و حق مشارکت دارند.
البته «جوانان» هم یک گروه یکدست نیستند؛ تجربه یک جوان روستایی با یک جوان شهری، یک زن جوان با یک مرد جوان، یا یک جوان ساکن منطقه‌ای درگیر بحران آب و اقلیم، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.
پس شاید به جای این شعار که گفته می‌شود: «جوانان آینده‌اند»
بهتر باشد که بپرسیم:
امروز چه مقدار از تصمیم‌هایی که آینده جوانان را می‌سازند، با حضور و صدای خود آنها گرفته می‌شود؟
روز جوانان مبارک و به امید جهانی که جوانان در آن فقط وارث آینده نباشند، بلکه شریک ساختن آن باشند.
و حیف از نیروی جوانی که به دهها دلیل در کشور ما تباه شد و می شود.. حیف جوانان..

🔷 @WaterForUs
😐2
جوانان؛ از جمعیت هدف تا شریک تصمیم‌گیری تااز امید تا تعلیق

به مناسبت 16 آگوست روز جهانی جوانان، خوب است نگاهی به چند گزارش معتبر بین‌المللی درباره وضعیت و نقش جوانان بیندازیم.
بر اساس گزارش ۲۰۲۵ سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، حدود ۱.۳ میلیارد نفر از جمعیت جهان را جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله تشکیل می‌دهند و نزدیک به ۸۵ درصد آنها در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسطِ پایین زندگی می‌کنند. همچنین ۴۴ درصد جوانان شاغل جهان برای اشتغال به سیستم‌های کشاورزی-غذایی وابسته‌اند؛ در حالی که این رقم برای بزرگسالان شاغل ۳۸ درصد است.
گزارش FAO جوانان را فقط دریافت‌کنندگان سیاست‌های توسعه نمی‌داند، بلکه آنها را از بازیگران مهم تحول سیستم‌های کشاورزی-غذایی می‌داند؛ جوانانی که به‌ویژه در مناطق روستایی با تغییر اقلیم، کمبود آب، ناامنی غذایی، تغییرات بازار، سیاست‌های ناکارآمد، فساد و تبعیض در کار مواجه‌اند، اما همچنان می‌توانند در تحول این سیستم‌ها نقش داشته باشند.

یک واقعیت مهم دیگر این است که سهم جوانان شاغل در سیستم‌های کشاورزی-غذایی بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ از ۵۴ درصد به ۴۴ درصد کاهش یافته است. همچنین حدود ۳۹۵ میلیون جوان روستایی در مناطقی زندگی می‌کنند که انتظار می‌رود کاهش بهره‌وری کشاورزی ناشی از تغییرات اقلیمی را تجربه کنند؛ و ایران نیز با چالش‌های انباشته، در معرض چنین فشارهایی قرار دارد. بنابراین، بحث فقط درباره «نقش جوانان» نیست؛ بلکه درباره شرایطی است که امکان ایفای این نقش را فراهم یا محدود می‌کند.

اینجاست که مفهوم مشارکت معنادار جوانان (Meaningful Youth Participation) اهمیت پیدا می‌کند.

گزارش Youth2030 Progress Report 2026 سازمان ملل نشان می‌دهد که مشارکت جوانان در نظام سازمان ملل گسترش یافته، اما هنوز میان «مشارکت» و اثرگذاری بر تصمیم‌گیری شکاف وجود دارد. فرصت جوانان برای مشارکت در برنامه‌ها و مشورت بیشتر از فرصت آنها برای اثرگذاری بر تصمیم‌ها ست. این یافته یک تمایز مهم را نشان می‌دهد:
حضور در یک فرایند، لزوماً به معنای داشتن قدرت اثرگذاری بر آن نیست.
ممکن است از جوانان نظرخواهی شود، در برنامه‌ها مشارکت کنند یا نماینده‌ای از جوانان در یک نشست حضور داشته باشد؛ اما پرسش مهم‌تر این است:
آیا آنها در تصمیم نهایی نیز قدرت اثرگذاری دارند؟

این مسئله در حوزه تغییر اقلیم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. گزارش Children’s Climate Risk Report 2026 یونیسف نیز بر ضرورت مشارکت معنادار کودکان و جوانان در اقدام اقلیمی تأکید دارد.
البته نباید کودکان، نوجوانان و جوانان را یک گروه یکدست فرض کنیم. یونیسف بر حق نوجوانان برای بیان دیدگاه‌هایشان درباره موضوعاتی که بر زندگی آنها اثر می‌گذارد و توجه به این دیدگاه‌ها در تصمیم‌گیری تأکید می‌کند.
این تمایز برای سیاست‌های آب، تغییر اقلیم، غذا و توسعه اجتماعی مهم است؛ زیرا سن، موقعیت اجتماعی، محل زندگی، جنسیت، دسترسی به منابع و میزان قدرت تصمیم‌گیری، تجربه و امکان مشارکت افراد را تغییر می‌دهد.
پس به جای تکرار جمله آشنای «جوانان آینده‌اند» شاید بهتر باشد بپرسیم:
اگر جوانان قرار است آینده را زندگی کنند، چه میزان از قدرت تصمیم‌گیری درباره آن آینده را امروز در اختیار دارند؟ شاید معنای واقعی مشارکت جوانان همین باشد:
سیاست‌مداران نه فقط برای جوانان تصمیم بگیرند، نه فقط درباره جوانان صحبت کنند، بلکه تا جایی که تصمیم‌ها بر زندگی آنها اثر می‌گذارد، با جوانان تصمیم بگیرند.

اما در مورد کشور خودمان:
وقتی جوانان ایرانی با این حجم از عدم‌قطعیت درباره شغل، درآمد، مسکن، مهاجرت، محیط‌زیست و آینده روبه‌رو هستند، آیا اصلاً در تصمیم‌هایی که این آینده را شکل می‌دهند، صدای مؤثری دارند؟ به آمارها نگاه کنیم:
بر اساس داده‌های بانک جهانی متکی بر ILO، در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۴.۱ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله ایران در وضعیت NEET بوده‌اند؛ یعنی نه در اشتغال، نه در آموزش و نه در دوره‌های مهارتی.
مسئله جنسیتی نیز همچنان جدی است. نسبت بیکاری جوانان زن به مرد در ایران در برآورد ILO برای ۲۰۲۵ حدود ۱۶۵.۷ درصد بوده؛ یعنی نرخ بیکاری جوانان زن حدود ۱.۶۶ برابر جوانان مرد بوده است.
همچنین ILOSTAT در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که ترکیب اشتغال جوانان در ایران به‌شدت نامتوازن است و سهم زنان در اشتغال بسیار پایین‌تر از مردان است. درباره آب و اقلیم، یک سند UNICEF درباره ایران نشان می‌دهد که تغییر اقلیم از طریق کمبود آب، افزایش دما و رخدادهای شدید جوی بر کودکان و جوانان ایران اثر می‌گذارد.
در روز جهانی جوانان، شاید باید از خودمان بپرسیم:
جوان ایرانی؛ نسلی که باید منبع امید، شادابی و آبادی کشور باشد، امروز تا چه اندازه امکان ساختن آینده خودش را دارد؟ متاسفانه جوانان ایران معلق میان حال و آینده اند 💔

🔷 @WaterForUs
4
امنیتی‌شدن همکاری علمی!! مصوبه ای که بسیاری از پژوهشگران را ناچار به هجرت خواهد کرد؟

برای ثبت در تاریخ در ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ / ۱۶ اوت ۲۰۲۶، مجلس طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» را با ۱۸۳ رأی موافق تصویب کرده و در ماده ۵ آمده که وزارت اطلاعات باید سالانه فهرست دانشگاه‌ها، مؤسسات و سازمان‌های غیرایرانی مجاز را برای مواردی مثل بورسیه، قرارداد یا تفاهم‌نامه، کنفرانس و رویدادهای علمی منتشر کند. سپس همکاری علمی با نهادهای غیرایرانیِ خارج از این چارچوب، در شرایطی که متن قانون مشخص کرده، مشمول تشدید مجازات می‌شود!!!
این یعنی همکاری علمی بین‌المللی دیگر صرفاً یک موضوع دانشگاهی، حرفه‌ای یا پژوهشی نیست بلکه یک امر امنیتی می‌شود!!
این مصوبه می‌تواند مستقیماً روی تولید دانش، پیوستن به شبکه‌های علمی جهانی ، کنفرانس‌ها، پروژه‌های مشترک، داوری، نشر و حتی ارتباط حرفه‌ای پژوهشگران اثر بگذارد!!
به کجا چنین شتابان؟

🔷 @WaterForUs
😨2
ایرانی ها مجبور به خریدن محصولی هستند که بی کیفیت، گران و. انحصاری شده. آیا کنترلی بر واردات خودرو دارند که برن خودرو کم مصرف بخرند، تا هم دولت، هم محیط زیست و هم خودشون نجات پیدا کنند؟ مردم چه قصوری کردند جز خریدن خودرو بی کیفیت داخلی از روی ناچاری؟
💯3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رودخانه های فصلی؛ مظلوم بی محافظ

خبر ایرنا به نقل از شهردار الیگودرز که گفته:«شهرداری الیگودرز بستر یک رودخانه فصلی که درمقاطعی به لجنزار تبدیل و مشکلات بهداشتی و زیست‌محیطی ایجاد می‌کرده را با عنوان فریبکارانه ساماندهی، آسفالت کرده و با افتخار گفته که حدود ۱.۵ هکتارزمین در مرکز شهر برای کاربری‌های مختلف ایجاد شده» بسیار تأمل برانگیز است!
با افتخار می‌گویندکه رودخانه کم‌آب و آلوده به‌جای اینکه مسئله‌ای برای احیا و بازاندیشی رابطه شهر و آب باشد، با پاک کردن صورت مسئله تصرف کرده اند.
شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا خودِ آسفالت نباشد. عجیب‌تر این است که بی‌آبی رودخانه، به جای اینکه ضرورت احیای رودخانه را برجسته کند، به استدلالی برای حذف تدریجی کارکرد رودخانه پیش چشم نهاد ناظر شده است.
این حذف رودخانه در قلمرو شهر ، نماد فقدان درک رابطه اجتماعی و فرهنگی شهر با آب است. وقتی رودخانه آسفالت می‌شود، نه فقط بخشی از رودخانه بلکه معنا و موجودیت رودخانه را حافظه شهر حذف میکنند.

سوال مهم این است که محافظت از حقوق رودخانه ها برعهده چه نهادی است وچگونه مجوز چنین مرگی برای رودخانه صادرشده است؟

🔷 @WaterForUs
👍3
چرا آشنایی جامعه با مفهوم « سیاست خوانا کردن آب برای مقاصد اداری» مهم است؟

مهتا بذرافکن

در جهان امروز، آب فقط در چارچوب چرخه هیدرولوژیک (Hydrologic Cycle) فهم نمی‌شود؛ بلکه در چارچوب چرخه هیدروسوشیال (Hydrosocial Cycle) نیز فهم می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن آب، جامعه، فناوری، زیرساخت و ساختارهای قدرت، موجودیت‌هایی کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند، بلکه به‌صورت درونی با یکدیگر مرتبط‌اند و در طول زمان یکدیگر را تغییر می‌دهند.

بااین‌حال، در برنامه‌های عمومی افزایش آگاهی و سواد آب و نیز کتاب‌های درسی، آب همچنان عمدتاً به‌مثابه یک ماده طبیعی و شیمیایی که باید برای خدمت به انسان مهار شود، معرفی می‌گردد؛ همان تصویری که ریشه‌های آن را می‌توان در شکل‌گیری آب مدرن (Modern Water) جست‌وجو کرد؛ فرایندی تاریخی که مأموریت‌های هیدرولیکی را با توسعه هم‌ارز ساخت و با تقلیل آب به یک ماده قابل‌اندازه‌گیری و قابل‌تصرف، به بهره‌برداری بی‌حد و بدون نیاز به نظارت و پاسخگویی انجامید. این مداخلات آسیب‌زننده را می‌توان در مناطق مختلف مشاهده کرد؛ مداخلاتی که گاه با این تعریف از آب آغاز می‌شوند که: «آب به عنوان منبع و ترکیبی بی‌رنگ، شفاف، بی‌مزه و بی‌بو از اکسیژن و هیدروژن در حالت مایع...»

هنگامی که آب به‌عنوان یک «منبع» تعریف می‌شود، این پرسش که چه کسی باید آن را اندازه‌گیری، کنترل و مدیریت کند، ما را به اهمیت درک «پارادایم دولت ـ هیدرولیک» می‌رساند؛ پارادایمی که با جدا کردن آب از محتوای اجتماعی و تاریخ‌زدایی از آن، آب و مکان‌های آبی را به کمیتی قابل‌اندازه‌گیری و قابل‌ابزارسازی تقلیل می‌دهد و در نتیجه، حتی «آسفالت کردن بستر رودخانه» را نه‌تنها بدیهی، بلکه گاه افتخارآمیز معرفی می‌کند.

این رویکرد، همان «خوانا کردن آب برای مقاصد اداری و مدیریتی» است.

از آنجا که آب جاری در نهر، تالاب، رودخانه، چشمه و... در طول تاریخ و در فرهنگ‌های مختلف، هرگز صرفاً یک مکان یا H₂O نبوده و مردم آب را از مکانی به مکان دیگر، مطابق با ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و بوم‌شناختی آن، متفاوت تجربه و درک کرده‌اند؛ می‌توان این احساس تعلق را در مردم زنده کرد تا به یاد آورند که آب بخشی از تجربه و حافظه فرهنگی جامعه است، نه صرفاً ابزاری برای توسعه.

چرا این کار مهم است؟

زیرا انتزاع آب از تاریخ و زمینه‌ای که در آن وجود دارد، پیامدهای مهمی دارد؛ اگر رابطه آب و جامعه تغییر کند، خودِ معنای آب نیز می‌تواند تغییر کند. از این منظر، ترویج سواد آب ـ اجتماعی (Social Water Literacy) باید به همه شهروندان امکان دهد درک کنند:
چه روابط قدرت، فناوری‌ها، قوانین، دانش‌ها، نهادها و زیرساخت‌هایی در تولید، توزیع و هدایت «آب» نقش دارند؟
و چه کسانی از این نظم آبی سود می‌برند و چه کسانی هزینه‌های آن را پرداخت می‌کنند؟

اینکه شهروند فقط بداند آب از کجا می‌آید و چگونه مصرف شود، کافی نیست؛ باید بتواند بفهمد چه کسی درباره آب تصمیم می‌گیرد، بر اساس چه دانشی، با چه فناوری و زیرساختی، تحت چه قانونی و با چه پیامدهایی برای گروه‌های مختلف اجتماعی و محیط‌زیست، سیاست‌گذاری می‌شود.

اگر چنین آگاهی‌ای ایجاد شود، شاید واکنش مردم به نابودی رودخانه‌ها ــ چه فصلی و چه دائمی ــ و آلوده کردن و غارت آب، هرگز منفعلانه نباشد.

🔷 @WaterForUs

پ.ن: می‌دانم که درد، از هر طرف که بخوانی، درد است...
💯2