دلم برای اینجا تنگ شد خیلییی زیاد
اینقدی که بلاخره تونستم بیام اینجا
چقد اینجا حس خوب بهم میداد و میده
خونه کوچولوی من...
این سه ماهه مشخصه چی بهم گذشت اما الان فعلا خوبم خداروشکر
امیدوارم همتون خوب باشین
همتون خیلی برام عزیزین که تا الان اینجا موندین البته همتون ادمای مهم زندگیمین همین کافیه
باورم نمیشه فردا کامبک اکسو میاد....
تحلیل هارو که میخونم قشنگ مغزم هنگ میکنه
بعد از یکسالو هفت ماه اکسو داره میاد که بریزونتمون:)
تا الان وقت نکردم ام وی رو ببینم در صورتی که ساعت ۱نیم داشتم خفه میشدم
الانم همونقد استرس و تپش قلب دارم بلاخره دارم میرم ببینم
اگه نیومدم بدونین چی شد دیگه.....
من خوبم ....
ولی این زیادی خوب بود خدااا
چقد بینظیر بود هق
قشنگ باید خودمو تخلیه کنم یه روز همینجا
قشنگ جون گرفتما
لی بچمو خداااا
کنار همن:)))
موهای چان
پارت چانبکش:)
رپ سهون
وکال های دی او
موی نارنجی کای
وای
وای
وای
چیزی که همیشه اکسو رو برام متمایز میکنه اینه که همیشه همه جا یاد اکسوالا هستن
مردی این همه زحمت کشیده شب روز نخوابیده رژیم گرفته سختی کشیده
بازم اخر موزیک ویدیو میگه با اکسوالا
من دورت بگردم خب
تو به متواضع معنی جدید بخشیدی خب
از تبعیض متنفرم
تو هر جایی از زندگی
الانم تو هر محیطی که هستم افتادم توش:)
شده یه یه چیزی برسین و بعدش بگین عه همین بود؟
ذوق و شوقش قشنگ تر بود
الان دقیقا همونجام
ساعت هیچو دو دقیقست
یاد شیرینی بچگیش افتادم.....
موندن وسط دوراهی چه حسی داره؟
چه میشود اگر روزی از خواب برخیزی و اولین فکری که از ذهنت عبور میکند، این باشد که "باز هم صبح شد؟"... چه میشود اگر زنده باشی نه برای اینکه میخواهی زندگی کنی، بلکه فقط چون راه دیگری نداری؟
و اگر با خودت میگویی "من هم این را گذراندم"، باید این چنین پاسخت را بدهم: کاش نمی توانستی درکم کنی.
ما صبح زود بیدار میشویم، درس میخوانیم، سرکار میرویم، شبها از خستگی پیش از رفتن به تخت خواب چرت میزنیم. به تمام آنچه که اهمیت ندارد، اهمیت میدهیم. چرا؟! شاید چون میخواهیم به زندگی ای برسیم که باور داریم برایمان بهترین است.
و اگر به آنچه که برایش تلاش کردی، رسیدی و دیدی که همه چیز آن طور که تو تصور میکردی، نبوده، چه؟! آن وقت چه میکنی؟!
"او" یک روز درباره ی انیمیشنی گفته بود که فردی میگوید: 'همه ی پولهایم را دادم و این دندان مصنوعی های عالی را گرفتم تا بتوانم با آنها سیب بخورم... اما بعد فهمیدم که اصلا سیب دوست ندارم.'
حرفش این بود که طوری زندگی نکن که در نهایت تو بمانی و پشیمانیِ آنچه در رسیدن به هدفت از دست دادی.
شاید زندگی همین راهی باشد که گاه تنها و گاه همراه شخص دیگری در آن قدم برمیداری و نمیدانی که چه ارزشی دارد.
"او" باور داشت که همیشه بهترین راه برای روایت یک قصه، روراست بودن است، و من با شما صادقانه حرف میزنم از آنچه که اتفاق افتاد.
Ward Unit
چه میشود اگر روزی از خواب برخیزی و اولین فکری که از ذهنت عبور میکند، این باشد که "باز هم صبح شد؟"... چه میشود اگر زنده باشی نه برای اینکه میخواهی زندگی کنی، بلکه فقط چون راه دیگری نداری؟ و اگر با خودت میگویی "من هم این را گذراندم"، باید این چنین پاسخت را…
فکر کنم اولین نوشته ایه که برای من و با فکر کردن به من نوشته شده
اینقد احساسیم کرد که آخرین باری که اینطوری شدم یادم نمیاد....
خیلی برام ارزشمنده هم خودش هم نویسندش
برای یه فیکیه که اگه خدا و تمام کائنات بخوان یه روزی کامل میشه
بنظر من بی نقص ترینه اما خودش اصرار داره که ممکنه ایراد داشته باشه
به هرحال اون زیادی خودشو دست کم میگیره جوری که کار های خارق العادشو مثل مسواک زدن هر روزش نشون میده
مرسی که این احساس خوبو بهم دادی.
You 🌱
توی این شرایط از زندگیم‌
برای همه کسایی که میشناسمشون و دوسشون دارم
فقط سلامتی و آرامش میخوام
همینکه هنوز میتونم باهاشون حرف بزنم راجب اتفاقات روزمره برام کافیه
خدایا مثل همیشه هوامونو داشته باش
برای امروز که ۱۹ ساله شدم
هنوز کارهای زیادی مونده که میخوام انجام بدم و تجربه بدست بیارم
راه درازی مونده که باید طی کنم
اما یه چیزی که میخوام تا همیشه برام بمونه کسایی که برام مهمن و براشون مهمم امیدوارم همیشه کنارم باشن بدون ترس از دست دادنشون
پایان هیجده سالگیم مبارک🌱
میخوام یه بخش به چنل اضافه کنم از چیزایی که میبینم نقدو بررسی بزارم
خودم که خیلی ذوقشو دارم 💕
گاهی وقتا واقعا دوست دارم یه چیزایی بگم و بعضیا به خودشون بگیرن اما باز پشیمون میشم که نباید ناراحت بشن و واقعا از این جنبه خودم بدم میاد
باید چیزی نمی‌پرسیدیم، باید چیزی نمی‌دانستیم، باید چیزی نمی‌فهمیدیم... این "فهمیدن" بود که درد داشت و این ما بودیم که درمانی نداشتیم.
در جهان بسیار چیزها هست که آنها را ندانی، آسوده‌تری. بسیار حرف‌ها هست که آنها را نشنوی، آرام‌تری و بسیار تعابیر هست که آنها را بلد نباشی، با آدم‌ها رابطه‌ی خوب‌تری داری.

نرگس صرافیان طوفان
Dreamers
Piano Peace
بیدار نشستم،
که غمت را چو چراغی
از شب بستانم،
به سحر بسپرم امشب …

هیچ موزیک ارامش بخشی مثل ترکیب پیانو و بارون روحمو اروم نمیکنه
شبتون بخیر🌱✨

@WardUnit
کاش موسیقی‌ها آغوشی داشتند، که میشد در آن جای گرفت، و ساعت‌ها آرام خوابید …


@WardUnit