خب میپرسین که چرا اینجا حرف نمیزنم
دلایلش برای خودمم مشخص نیست
اما یکی از بزرگترینش اینه که نکنه چیزی بگم که برداشت بد بکنین و ناراحت بشین
برای همین ترجیج میدم کلا چیزی نگم
اما قرار نیست تو واحد تنهایی خودمم ساکت باشم
It Is You (I Have Loved)
Dana Glover
There is something that I see
In the way you look at me
There's a smile, there's a truth
In your eyes💕🎶

But in an unexpected way
On this unexpected day🎵
Could it mean this is where I belong
It is you I have loved all along🎶💓

It's no more a mystery, it is finally clear to me💞
You're the home my heart searched for so long🎶
And it is you I have loved all along

شبتون زیبا
@WardUnit
به یک جایی از زندگی که رسیدی،
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی...

👤ویلیام فاکنر

@WardUnit
دوست دارم فقط بتونم به یسری چیزا تو سال جدید عمل کنم
همین برام بسته
الان اینقد خوشحال و ذوق زدم که نمیتونم خودمو خالی نکنم
از دیشب که نت وای فای تموم شد مثل همیشه به طرز زجر اوری نت ضعیف شد به طوری که ترجیح میدم کلا قطع شه تا اینجوری کل امروز با زجر گذشت چون حتی تلگرامم خوب بالا نمیومد البته چند روزه نیستم زیاد
الان یهو تو گپ چت دانشگاه که هیچوقت نمیخونمش چشمم خورد که داشتن درمورد ۶۰ اینترنت دانشجویی حرف میزدن که من فعالش کرده بودم دو هفته پیش اما پیامکی نیومد که این فعال شده و من همچنان فکرمیکردم فعال نیست چون شک کردم که نکنه فعال کرده باشن
یکم ان شدم و رفتم تو اینستا دیدم شارژم ثابته و الان واقعا خوشحالم
ولی الان یادم اومده این نت بیچاره حدود ۱۰ روزه فعال شده اما من نفهمیدم
وقتی خونه خالم بودم هی میگفتم نت یه روزم تموم شده اما چرا من هنوز نت دارم نگو از این بود و من نفهمیدم و تمام این چند وقت با بی نتی سرکله زدم خونه خالم چون نت اوناهم تموم شده بود....
برای چیزهایی وقت بزارین که کسی نمیتونه ازتون بگیره مثل شخصیتتون،دانش تون و وجودتون
زندگی بالاخره قراره بهم لبخند بزنه
خوشحالم
برای همینم که شده باید خودمو تغییر بدم
منِ عزیز امروز خیلی خسته شدی و بدنت داره الان از درد ناله میکنه
روز سخت و طولانی ای بود
اما الان از خودت راضی ای همین کافیه
برای امروز کارت عالی بود لبخند بزن و خوب بخواب.
#note_to_self
دلم برای اینجا تنگ شد خیلییی زیاد
اینقدی که بلاخره تونستم بیام اینجا
چقد اینجا حس خوب بهم میداد و میده
خونه کوچولوی من...
این سه ماهه مشخصه چی بهم گذشت اما الان فعلا خوبم خداروشکر
امیدوارم همتون خوب باشین
همتون خیلی برام عزیزین که تا الان اینجا موندین البته همتون ادمای مهم زندگیمین همین کافیه
باورم نمیشه فردا کامبک اکسو میاد....
تحلیل هارو که میخونم قشنگ مغزم هنگ میکنه
بعد از یکسالو هفت ماه اکسو داره میاد که بریزونتمون:)
تا الان وقت نکردم ام وی رو ببینم در صورتی که ساعت ۱نیم داشتم خفه میشدم
الانم همونقد استرس و تپش قلب دارم بلاخره دارم میرم ببینم
اگه نیومدم بدونین چی شد دیگه.....
من خوبم ....
ولی این زیادی خوب بود خدااا
چقد بینظیر بود هق
قشنگ باید خودمو تخلیه کنم یه روز همینجا
قشنگ جون گرفتما
لی بچمو خداااا
کنار همن:)))
موهای چان
پارت چانبکش:)
رپ سهون
وکال های دی او
موی نارنجی کای
وای
وای
وای
چیزی که همیشه اکسو رو برام متمایز میکنه اینه که همیشه همه جا یاد اکسوالا هستن
مردی این همه زحمت کشیده شب روز نخوابیده رژیم گرفته سختی کشیده
بازم اخر موزیک ویدیو میگه با اکسوالا
من دورت بگردم خب
تو به متواضع معنی جدید بخشیدی خب
از تبعیض متنفرم
تو هر جایی از زندگی
الانم تو هر محیطی که هستم افتادم توش:)
شده یه یه چیزی برسین و بعدش بگین عه همین بود؟
ذوق و شوقش قشنگ تر بود
الان دقیقا همونجام
ساعت هیچو دو دقیقست
یاد شیرینی بچگیش افتادم.....
موندن وسط دوراهی چه حسی داره؟
چه میشود اگر روزی از خواب برخیزی و اولین فکری که از ذهنت عبور میکند، این باشد که "باز هم صبح شد؟"... چه میشود اگر زنده باشی نه برای اینکه میخواهی زندگی کنی، بلکه فقط چون راه دیگری نداری؟
و اگر با خودت میگویی "من هم این را گذراندم"، باید این چنین پاسخت را بدهم: کاش نمی توانستی درکم کنی.
ما صبح زود بیدار میشویم، درس میخوانیم، سرکار میرویم، شبها از خستگی پیش از رفتن به تخت خواب چرت میزنیم. به تمام آنچه که اهمیت ندارد، اهمیت میدهیم. چرا؟! شاید چون میخواهیم به زندگی ای برسیم که باور داریم برایمان بهترین است.
و اگر به آنچه که برایش تلاش کردی، رسیدی و دیدی که همه چیز آن طور که تو تصور میکردی، نبوده، چه؟! آن وقت چه میکنی؟!
"او" یک روز درباره ی انیمیشنی گفته بود که فردی میگوید: 'همه ی پولهایم را دادم و این دندان مصنوعی های عالی را گرفتم تا بتوانم با آنها سیب بخورم... اما بعد فهمیدم که اصلا سیب دوست ندارم.'
حرفش این بود که طوری زندگی نکن که در نهایت تو بمانی و پشیمانیِ آنچه در رسیدن به هدفت از دست دادی.
شاید زندگی همین راهی باشد که گاه تنها و گاه همراه شخص دیگری در آن قدم برمیداری و نمیدانی که چه ارزشی دارد.
"او" باور داشت که همیشه بهترین راه برای روایت یک قصه، روراست بودن است، و من با شما صادقانه حرف میزنم از آنچه که اتفاق افتاد.