یه تئوری هست که میگه انسان ها قبل بدنیا اومدن، یکبار زندگیشونو میبینن و بر اساس یه دلیلی انتخاب میکنن که به این دنیا بیان. چند وقتیه دنبال اون دلایلم.
خوشحال میشم اگه دلایلتون رو باهام به اشتراک بذارین. اینجا ✨
با اینکه ذهنم آشفتست یکم اینجا رو خلوت کردم و الان حس بهتری دارم.
توانایی ارتباط گرفتن با آدمای غریبه:0
حتی سلام و احوال پرسی عادی هم یادم میره...
Hello 20✨🌱
من از چیزایی گذشتم که روزی بدون اونا دووم نمیاوردم.
واقعا زندگی طوری تغییر میکنه که آدم نمیدونه به دغدغه الانش چند ماه دیگه میخنده و میگه چرا اون کارو میکردم.
اینکه خودم یه برنامه ای رو بهم بزنم جدا روحمو آزار میده چون خودم از این کار متنفرم.
اما اینکه موقع برنامه ریزیش بگم احساس میکنم درست تره تا دقیقا همون روز.
چند وقت پیش یکی بهم گفت: هیچ آدمی، حتی خودت به دیگران، هیچوقت تمام صد درصد وجودشو نشون نمیده و بنظرم تا الان خیلی به کارم اومده.
Forwarded from a HAVEN like HEAVEN 🦋
سلام، روز بخیر 💚 قراره با همراهی هم یه چالش کوچولو انجام بدیم.

این پیام رو توی کانال‌هاتون فوروارد کنین تا بهتون بگم کدوم دنیای جادویی متعلق به شما و دیلیتونه 🪐~ پرایوت‌ها می‌تونن لینک دیلی خودشون رو از طریق بات ناشناس برام ارسال کنن.
لینک ناشناس من

لطفاً صبور باشین 🤍 ممکنه پروسه‌ی گذاشتن نتیجه‌ها کمی طول بکشه.

◟ : SunovaVibes !🍀  ֶָ֪ ◞
تمام تلاشمو میکنم که به حریم خصوصی بقیه احترام بذارم،اینکه همونو متقابلا بخوام چیز زیادیه؟
Forwarded from a HAVEN like HEAVEN 🦋
برای آ؛

اگه تا به حال آوازه‌ی «سرزمین‌های همیشه سبز» به گوشتون نخورده، احتمالا هنوز چیز زیادی از دنیاهای جادویی نمی‌دونین.
همه چیز از دورانی شروع شد که یکی از شهرهای خیلی خیلی دور دچار قحطی وهم برانگیزی شد.
برای مدت‌ها بارونی نبارید و مرگ تمام نواحی رو در بر گرفت، تا این‌که دختر ناشناس زیبایی، در نوک بالاترین تپه، زانو زد و ساعت‌ها آوای دلنشینی رو درست مثل یک شعر زمزمه کرد.
بعد از اون بود که بارون شروع به باریدن کرد و خشک‌سالی برای همیشه از اون‌جا خداحافظی کرد.
زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها آباد شدند و محصولات بی‌نظیری به برداشت رسیدند.
به این ترتیب به «سرزمین‌های همیشه سبز» معروف شدند چون که طبق دعای «دمتر» الهه‌ی حاصلخیزی زمین، قرار نبود هرگز دوباره رنگی از قحطی به خودشون بگیرن.

◟ : SunovaVibes !🍀  ֶָ֪ ◞
مثل همیشه قلبمو لمس کرد.
ولی اگه میبینی گرسنه ام و همچنان باهات مهربونم،بدون تو واسم فرق داری.
난 또 혼자야.
نمیخوام بدبین باشم اما صبحی که اینطوری شروع بشه بقیه روزش چی میخواد بشه؟
اینکه نمیتونی از مشکلاتت و باری که روی دوشته به کسی بگی از دردش سخت تره...
علیرغم آن همه اشتیاق و علاقه
اگر قلبش جوانه‌ای نزد؛
بدانید که شما خاکش نبودید.

👤 جاهد ظریف اوغلو
من هر ترم یه برنامه شیک و قشنگ برای کلاسام با درسای ارائه شده میچینم و هر ترم دانشگاه روز انتخاب رشته بهم میگه: هه اینجا من رئیسم و به دلایل عجیب غریب نمیتونی اونی که میخوای بشه.
یادتان باشد، اینجا ما را به حالِ خود رها کرده‌اند؛
کسی هم از بیرون کمک مان نمی‌کند.

کوری
👤 ژوزه ساراماگو
@WardUnit 🌱
Forwarded from a HAVEN like HEAVEN 🦋
همه چیز یه کمدی ناراحت کننده‌ست.
وقتی غمگینی و قلبت به درد اومده، حتی هویج هم تلخ می‌شه.
امروز وقتی رفتم داخل مغازه مورد علاقم (لوازم تحریری) بجز چندتا خودکار و دوتا کلاسور نتونستم چیز دیگه ای بردارم قشنگ متوجه شدم که بزرگ شدم.
هنوز دلم پیش اون جامدادی و وسایلای قشنگه.