رمان ‌های گمنام
4.18K subscribers
379 photos
7 videos
11 files
517 links
قبل ارسال پیام عکس پروفایل مطالعه شود
تبلیغ کانال رمان
@romansara_ads
💯برنامه رمانسرا
https://t.me/romansara/2353
http://rizy.ir/app
🔸انتشار رمان در رمانسرا
https://romansara.org/release

ارسال داستان رمان⬅️ @mahbo0obeh62
Download Telegram
#m2913

سلام
من یه رمان میخوندم، دختره با یه پسر خواننده ازدواج کرده بود بعد ‌پسره میخواست از یکی از دوستای دختره انتقام بگیره به دوستش نزدیک شد دختره یه بار میخواست بره مسافرت اما کنسل میشه وقتی برمیگرده مچشون رو تو خونه میگیره و دختره حامله بود و وقتی بچش به دنیا میاد بهش میگن بچش مرده دختره هم ول میکنه و میره بعد از چند سال از پیج پسره میفمه بچش زندس و برمیگرده
#m2914

سلام
من یه رمان قبلا میخوندم که اسم شخصیتش غزل یا غزال بود اول با یه پسری ازدواج کرد به اسم سهیل و بعد سهیل مریض شد و مرد و دختره با یکی دیگه به اسم آرمان فک میکنم ازدواج کرد یه قسمتی از رمان هم دختره میخواست خودشو توی دریا غرق کنه و اگه اشتباه نکنم اهل جنوب بود
کشی میدونه اسم رمان چیه؟
#m2915

ی دختره بود ب اسم رها ک پسرعمه اش از خارج میاد بعد اینا باهم لج میکنن تو مهمونی رها ی دختر چندش و میندازه ب جون رسا رساهم نامردی نمیکنه ی پسرچندش و میفرسته پیش رها میگ این عاشقته ی وفعه مادربزرگ خبر دار میشه به اینا میگ واسه اینکه این کار رو کردین باید تنبیه بشین یا با اینا ازدواج میکنین یا باید باهم دیگ تا شش ماه نامزد باشین تو این شش ماه اینا عاشق هم میشن رساهم ی خواننده بودع ک تاحالا کسی ندیده بودش بعد برای اینکه از رها خواستگاری کنه تو کنسرتش دعوتش مبکنه رها عاشق این خواننده بوده ولی نمیدونسته رسا هس بعدش ازدواج میکنن....ی عالمه داستان دیگ خسته شدم😢😢😢
#m2916
سلام
خسته نباشید
من یه رمان قبلاً خوندم اسمشو الان یادم نیست فقط یکمی از خلاصشو یادمه داستان درباره دختری بود که وضعیت مالی خوبی نداشتن یه شب که حال پدرش بد میشه می‌برنش بیمارستان اونجا هزینه بیمارستان خیلی زیاد میشه و دختر میره کنار خیابون اونجا با یه پسره آشنا میشه و ... که پسره میاد تو بیمارستان هزینه بیمارستان رو بده بعد می‌فهمن که فامیل هستند فکر کنم پسره پسر عمه دختره می‌شد بعدش دختر می‌بینه خانواده پدریش خیلی پول دارن از اون به بعدم میره خونه پدربزرگ پدریش که خیلی ثروتمندن زندگی کنه لطفاً اگه اسمشو می‌دونید کمک کنید ♥️
#m2914 بغض غزل
#m2917

سلام
من چند سال پیش یه رمانی خوندم که دختره پدرش با یه پسر جوون شریک هست مامان دختره هم چون تو سن کم ازدواج کرده بود با وجود اینکه دخترای دم بخت داره اما جوونه بابای دختره نمی‌دونم به چه دلیلی فوت میشه بعد از اون شریک باباش که پسر جوون و مجرد بوده با مادرش ازدواج می‌کنه دختره هم راضی نبود شوهر مادرش برادرم داره که سر جریان مخالفت کردن دختره با ازدواج مادرش که دائم با خانواده ی پسره رو درو میشه این دختر با برادره عاشق هم میشن فک کنم دختره یه خواهرم داشت که با یکی دیگه از برادرا ازدواج می‌کنه و یه برادر کوچیکم داره دختره ،خود دختره هم یه خورده اخلاق رفتار لوتی داره مثل پسرا میمونه رفتارش
میشه اسم این رمانو بگین ممنون
#g8192 طلوع سیاه(پریسا غفاری)
#m2918

سلام وقت بخیر
ی پسری تو زیر زمین ی خونه در حال شکنجس بدنش زخمای وحشتناکه که توسط ی دختری که الان دیگه کسو کاری نداره تنهای تنهاس  18سالشه بوکسوره میره و شب میاد خونه اذیت و عقدشو سر پسره خالی میکنه
چرا چون که پسره ، پسر پولدار ی مردیه که تاجرن  دختره وقتی بچه بودن بابای دختره و پسره با هم رفیق بودن فک میکنم خلافکار بودن
خلاصه عالم بچیگی بابای پسره سر کنار کشیدن رفیقش یعنی بابای دختره و اختلاف بالا میگیره و بابا و مامان دختره رو میکشه و دختره بالا پله قایم شده بود شاهد قتل پدر مادرش بود اون موقه مثلا دختره 7یا 8سالش بوده فک کنم و الان دختره حالا داستان شروع میشه که بزرگ شده و از ای روش انتقام باباش میخواد از بابای پسره از این روش در بیاره و به طرز شکنجه بکشتش و پسره هم داداش بزرگتر داره که همینجور در جستجو و تحقیق  داداششه یادش میفته اخرین بار اومده پای ماشین پس صد درصد دوربین ماشین ثبت کرده باشه و میره میبینه بله و بلخره موفق میشه که فهمید داداشش دزدیده شده و از طریق دوربین ماشین پسره که میخواسه همون شب  سوار شه بیاد میبینه ی ادمیه نمیدونم حالا یادم نمیاد یا متوجه میشه که دختره چون از حرکات و جثه دختره متوجه میشه که ی دختره  و دختره میزنتش بیهوشش میکنه میبرتش اینو از دوربین ماشین داداش دزدیده شدش میبینه داستان بعدش هی عاشقانه هی انتقام و رقابت میشه
#m2919

اسم اون رمان چیه که یه دختر عاشق یه مردی ولی اون مرد دوستش ندازه فقط بخاطر زمین های باباش با دختر عروسی میکنه شب عروسی تحقیرش میکنه و
دختره طاقتش طاق میشه و به کمک دوست شوهرش فرار میکنه میره یه جا خیاطی میکنه و درس میخونه ولی بعد یه مدت مرد برمیگرده و عاشق دختر میشه و توی یه مهمونی که استاد دانشگاه دختره گرفته دختر راضی میشه بیاد پیشش و باهم باشن؟
#m2910 تاوان خیانت
#m2920

سلام وقتتون بخیر
دنبال یه رمانم
دختره وقتی کوچیکه با خانواده پدریش زندگی میکنه اسم پسرعموهاش مهراد و مهرداده فک میکنم
بعدا سر یه اتفاقی میره سمت خانواده مادریش
اسم مادرش فروغه
بزرگ که میشه دوباره با خانواده پدریش ارتباط میگیره

اسمشو یادم نیست اگه امکانش هست بزارید دوستان ببینن بلکه اسمشو بدونن
#m2921

سلام
من دنبال یک رمانم که دختر عموهه عاشق پسر عموشه ولی پسر عمو اونو نمی‌خواد عاشق یکی دیگست تا اینکه پسره  تصادف می‌کنه فراموشی میگیره دختره  هم وانمود می‌کنه پسره عاشقش بوده  ازدواج میکنن بعد چند وقت دختری که پسر عموهه دوست داشته میاد و یاد پسره میاد
#m2922

سلام وقت بخیر
درست یادم نمیاد ولی دنبال اسم یه رمان میگردم
یه دختری بود که تو خونه سرایداری بودن که می‌خواست با پسری ازدواج کنه فکر میکرد با ازدواج با این شخص زندگیش خوب میشه و در رفاه ولی بعدش اون پسر انقدر خسیس بود و خرجی کم میداد بهش که حتی برا دخترش مجبور میشد از یخچال جاریش چیزی برداره و یه بارم تو سوپری دزدی کرد گرفتنش
#m2923

سلام
رمانی که دنبالشم داستان دختریه که کل خانوادشو از جمله برادرش و همسرش در تصادف میمیرند و اون ودختر برادرش میمونن از لحاظ مالی در تنگناست با صاحبخونه مشکل داره تو شیرینی فروشی کار میکنه و بعدها مستاجرخونه ای میشه که خانواده محترمین وکارخانه فرش دارن و ستون اون خانواده پسر مذهبی هستش که تکیه گاه یه خاندانه  و اتفاقات پیش رو ازدواجش با دختر قصمون
#m2924

سلام
اسم این رمان کسی میدونه
اول اینکه اسمش فکرکنم تاجایی که یادمه تک کلمه ای بود بعد از اینا بود ک میخونی نمیفهمی چیه باید سرچ کنی بدونی معنیش چیه
رمان خارجی بود
درمورد یه دختره ک پدر مادرش مردن با خواهر بزرگترش زندگی میکنه
به مردم اعتماد نداره و یکم سرده
میره مدرسه تو مدرسشون دوتا داداش دوقلو میاد که یکیشون موهاش سفیده  کلا دخترا رو اینا کراش میزنن...اون یکی داداش ک موهاش رنگی نبود هی بااین کلکل می‌کنه
بعد اینا فکرکنم پنج تا داداشن ک برای ی خلافکار کله گنده کار میکردن این داداشه ک میره مدرسه موهاش رنگ نی مبارزه میکرد برای ت کلوپ
مثلا داش بزرگتره مواد یا وو... هرکدوم تو یچیزی براش کار میکردن
بعد داداش بزرگترش با خواهر این دختره رل میشه
ت کلوپ یبارم دختره میگیرن اون خلافکاره اینا میرن نجاتش بده...
اسمش کسی میدونه دیگه هرچی یادمه گفتم
اها یبارم پسره برای دختره صد دلیل برای دوست داشتنتش می‌نویسه برا تولدش...😐🖐
#m2925

سلام
یادم میاد آخر رمان
دختره شب عروسی با دوست پسرش فرار میکنه و بعد شوهره پیداش میکنه و بهش ت...میکنه بعد طی مدتی دختره از دست پسره فرار میکنه خارج، بعد چند سال دختره از خارج با پسرش برمیگرده ایران
با برادر شوهرش و خانواده اش اینا در ارتباط بوده
میفهمه شوهرش که ازش طلاق گرفته رستوران بزرگ داره و بعد اینا عاشق هم میشن و پسره میفهمه بچه خودشه و باهم به خوبی و
خوشی زندگی میکنن
نصف رمان رایگان بود برای نصف دیگه اش باید پول میدادی
یادم میام اسمش یه کلمه ای بود
#m2926
سلام

دنبال رمانایی باموضوع اینکه دختر هیچ کسی و نداره و خانواده واقعیش و پیدا میکنه یا خانواده داره ولی خانواده  واقعیش نیستن و خانواده واقعیو پیدا میکنه میگردم 🙏😭
#m2927

یک دکتر آزمایشگاه هست که دختره از این خوشش میاد بعد یه مدت که رابطشون جدی میشه پسره متوجه میشه دختره، دختر خالشه و اینارو نمیدونسته چون پسره با خانوادش قطع ارتباط کرده بوده چون پدر پسره مادرشو با چاقو کشته بوده
#m2928
سلام
وقتتون به‌خیر
دنبال یه رمانم
دختره وقتی کوچیکه با خانواده پدریش زندگی میکنه اسم پسرعموهاش مهراد و مهرداده فک میکنم
بعدا سر یه اتفاقی میره سمت خانواده مادریش
اسم مادرش فروغه
بزرگ که میشه دوباره با خانواده پدریش ارتباط میگیره

اسمشو یادم نیست اگه امکانش هست بزارید دوستان ببینن بلکه اسمشو بدونن
#m2929

سلام
وقتتون به‌خیر من چند وقت پیش یه رمان خوندم و اسمشو یادم رفته
یه دختره بود که مامان و باباش کلا به اون بی‌محلی می‌کردن و خرجش و خودش درمیاورد
تو یه شرکت کار میکرد،یه دوستم پیدا کرده بود که ازدواج کرد بعدها متوجه شد پدرو مادرش یکی دیگه هستن،و یه روز ماشین دوستشو برداشت و رفت و دزدینش وجوری سناریو چیدن که مرده و دوتا پلیس اونو نجات دادن و رفت خونه دوستش و تنها برادرش با اون خوب بود بعد با همون رئیس شرکت ازدواج کرد و پدرش و پسراش از خارج اومدن دیدنش(چون مامانش فوت کرده بود) و حامله بود و یکی از اون پلیسا با خواهر شوهرش ازدواج کرد