اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران
2.72K subscribers
3.84K photos
84 videos
269 files
1.8K links
کانال رسمی اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران 🇮🇷

روابط عمومی اتحادیه :
@Usips_Admin

صفحه اینستاگرام:
Instagram.com/USIPS_IR
Download Telegram
کانال اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی کشور 🇮🇷
بمنظور اهداف زیر تشکیل شد؛
۱- اطلاع رسانی برنامه های اتحادیه
۲- اعلام فراخوان مقاله برای نشریه اتحادیه علوم سیاسی
۳-انتشار یادداشت ها و تحلیل های اساتید و دانشجویان علوم سیاسی سراسر کشور
۴- اطلاع رسانی برنامه های انجمن های علمی عضو اتحادیه

جهت عضویت در این کانال از طریق لینک زیر وارد شوید؛
@politic_union

از همراهی شما سپاسگذاریم
قطر و عربستان؛ ناهمسانی در برداشت از تهدید

نویسنده: وحید بهرامی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

یکی از عوامل واگرایی و تشدید تنش در روابط سیاسی بین قطر و عربستان در یک ماه اخیر را می‌توان در برداشت متفاوت از مقوله یا منبع "برداشت از تهدید و منافع ملی" نزد رهبران و نخبگان سیاسی آنان دانست، به نحوی که هریک از آن ها در راستای تأمین امنیت و منافع ملی خود در منطقه، عوامل خاصی را به عنوان رفع تهدید امنیت و منافع ملی خود معرفی نموده اند. به گونه‌ایی که ریاض و دوحه بیش از آنکه تهدید را از ناحیه بازیگران فرامنطقه ای مداخله‌گر و برهم زننده منطقه احساس نمایند؛ این تهدید را از ناحیه سیاست‌های خارجی و مداخله جویانه یکدیگر می‌بینند. برای بررسی دقیق‌تر این ناهمسانی سازه‌های ذهنی دو کشور حاشیه خلیج فارس، می‌توان سه عامل: رقابت برای رهبری جهان عرب، نقش اخوان‌المسلمین و همچنین ترس از قدرت ایران، را به عنوان عوامل تنش‌زا بین این دو کشور معرفی کرد که در ادامه به شرح آنان می‌پردازیم.

۱) رقابت برای رهبری جهان عرب
یکی از دلایل عمده واگرایی شیخ نشینان ریاض و دوحه را می‌توان، تلاش دو کشور در معرفی خود به عنوان رهبر جهان عرب دانست. به صورتی که متناسب با این سیاست و طرز نگرش، هر دو کشور در روابط خارجی در منطقه خلیج فارس سعی دارند طرف‌ مقابل را مطیع سیاست‌های خود کرده و از سوی دیگر به مقابله با مداخلات و تهدیدهای کشور مقابل بپردازند. برآیند و پیامدهای این ناهمسانی نگرشی و ادراکی، سبب واگرایی سیاست‌های خارجی این دو گردیده است. به عنوان مثال این اختلاف نگرشی و ادراکی عربستان و قطر بر سر رهبری جهان اسلام را می‌توان به خوبی در انتخاب دبیرکل، در اجلاس شانزدهم شورای همکاری خلیج فارس مشاهده کرد. البته در این مقوله، به نظر می رسد همراستا شدن منافع و همکاری همه جانبه سعودی‌ها با دولت تازه تاسیس ترامپ، سبب شده تا سیاستمداران عربستانی‌ در یک سال اخیر جسارت بیشتری پیدا کرده و خواهان ترد و منزوی کردن قطر به صورت علنی باشند، تا بدین وسیله رقیب اصلی خود در رهبری کشورهای عربی را از صحنه رقابت بیرون کنند. بر همین منوال به غیر از این مورد، در آینده نیز باید شاهد ومنتظر نفوذ‌ها و تنش آفرینی‌های بیشتری در منطقه از سوی سعودی‌ها باشیم.

۲) حمایت یا سرکوب اخوان المسلمین
یکی دیگر از عوامل ناهمسانی در سیاست‌های قطر و عربستان، ناهمسانی در برداشت از تهدید و منافع ملی در برابر گروه اخوان المسلمین، نزد رهبران دو کشور است. این امر به صورتی است که قطر که داعیه رهبری جهان عرب را دارد، منافع ملی و ابزار نفوذ و گسترش هدف خود را در حمایت از گروه اخوان المسلمین می‌بیند و بر اساس همین سیاست نیز بعد از جنبش‌ها و انقلابات مردمی در سال ۲۰۱۱ به حمایت و طرفداری از گروه‌های اخوان المسلمین در کشورهای مختلف عربی، همچون مصر، سودان، تونس، سوریه و یمن پرداخت. عربستان نیز که ادعای رهبری جهان عرب را دارد، دقیقاً نگرشی برعکس قطر داشته و اخوان‌المسلمین را در تعارض با منافع ملی خود تعریف کرده و آن را یک تهدید برای حکومت و نفوذ خود در منطقه، به خصوص برای سلطه در یمن، در شرایط کنونی قلمداد می‌کند، و بر همین اساس است که عربستان تلاش دارد تا این گروه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دهد‌. به عنوان مثال همین جهت گیری‌های ناهمسان در سیاست برداشت از تهدید و منافع ملی از گروه اخوان‌المسلمین در سال ۲۰۱۴ سبب تنش بین قطر و عربستان و در نتیجه خروج سفرای عربستان و حامیانش از قطر شد، درست مانند آنچه که در این چند روز شاهد آن بودیم.

۳) ترس از قدرت ایران
با توجه به نفوذ بیش‌تر عربستان نسبت به قطر در میان کشورهای عربی، چنین به نظر می‌رسد که قطر قصد دارد برای مقابله با آن و ایجاد موازنه قدرت در منطقه خلیج فارس، به سمت ایران حرکت کند تا بدین ترتیب خود را از نفوذ و سلطه سعودی‌ها در امان نگه دارد. از سوی دیگر همین حرکت آهسته قطر به سوی ایران همچون عدم مشارکت همه جانبه قطر در سیاست‌های ضد ایرانی عربستان و همراهی نکردن تمام و کمال با شیخ نشینان سعودی، سبب گشته است تا از این ناحیه، پیش از پیش بر نگرانی عربستان و برداشت از تهدید از شکل گیری یک چهار ضلعی بین ایران، قطر، حزب الله و بشار اسد به رهبری ایران، و به تبع آن افزایش نقش و جایگاه ایران در منطقه، شکل بگیرد. بر همین اساس عربستان قصد دارد با منزوی کردن قطر و تحریم او مانع از شکل گیری این چهار ضلعی شود.
در مجموع می‌توان اذعان کرد، ذهنیت مسئولان سیاسی در دوحه و ریاض، دارای دوگانگی بارزی است و متناسب با آن می‌توان ناهمسانی‌ مشهودی در برداشت از تهدید در نزد رهبران سیاسی این دو کشور مشاهده کرد. بدین ترتیب در صورت میانجیگری دیگر کشورها و آشتی مجدد آنها نباید انتظار یک رابطه گرم و پایدار را داشت.

@politic_union
دیپلماسی نیچه و لَنج قطر در خلیج پرتلاطم فارس

نویسنده: حسین اصغری ثانی،دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس

سیاست بین‌الملل مدام در حال تغییر و تحول است. در نتیجه کشورها باید قوانین در حال تغییر بازی در صحنه سیاسی و دیپلماسی را یافته و آن را هدایت کنند. در نظام بین‌الملل، همیشه به کشورهای کوچک به‌عنوان کشورهای آسیب‌پذیر نگاه می‌شود. ولی بارها اتفاق افتاده که این کشورهای کوچک از یک نقطه قوت خاص خود در سیاست بین‌الملل و منطقه‌ای به خوبی استفاده کرده‌اند و تأثیر قابل توجهی بر مسائل جاری جهان گذاشته‌اند. قطر شبه‌جزیره‌ای در خلیج‌فارس، همچون لَنجی کوچک بر روی دریای متلاطم است. کشوری ذره ای و آسیب‌پذیر که مانند تمام کشورها برای تأمین امنیت و حفظ بقا خود با چالش‌های خاصی روبرو بوده است. آسیب‌پذیری این کشور کوچک، آن را نيازمند متحد‌شدن با کشورهای قدرتمند‌تر نموده‌، تا با پشتیبانی آنها، بتواند در مقابل عوامل تهدیدزا در منطقه ايستادگي كند. اما تحولات بین‌المللی و تغییر در منابع قدرت ملی، محدوده انتخاب‌های قطر را گسترش داد. به‌طوری‌که این کشور قادر شد بدون اينكه لازم باشد امنيت خود را به متحدان قوی پیوند زند، به حيات سياسي خود ادامه دهد.
استراتژی قطر استفاده از دیپلماسی برای برندسازی در حوزه‌های نرم‌افزاری بود تا از این مسیر بتواند تصاویر متفاوت و مثبتی از قطر به افکار عمومی جهان ارایه کند. نتیجه این سیاست‌های هوشمندانه، برندسازی در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای(شبکه الجزیره)، دیپلماسی ورزشی، میانجی‌گری در منازعات سیاسی، صنعت گاز(ال.ان.جی)، هوانوردی (هواپیمایی قطر)، گردشگری، علمی....بود.
برندسازی بازار قدرتمندی است که رقابت در آن پیچیده است. بخصوص در همسایگی دوبی و عربستان پهناور و زمانی که به تولید قدرت و تامین امنیت منجر می شود مخالفان جدی پیدا می کند.
چگونه یک کشور کوچک در همسایگی کشورهای بزرگ تر از خود، جسورانه پیشتاز برندسازی و خلق تصاویر شگفت انگیز از خود می شود؟! برند محصول یک تفکر خلاقانه و جسورانه است. این تفکر را امیرحمد از سال ۱۹۹۵ پیگیری می‌کرد و اکنون توسط پسرش تمیم دنبال می‌شود. برند بدون حکمرانی مطلوب سرانجامی نخواهد داشت و چنین نوعی از حکمرانی یقیناً افزایش کیفیت زندگی شهروندان را به‌عنوان یک هدف عالی در نظر خواهد داشت. به‌همین دلیل اکنون قطر به‌عنوان ثروتمند‌ترین کشور جهان اسلام شناخته می‌شود و مردمش بیشتر از سوئد از امکانات رفاهی برخوردارند. به‌همین دلیل کسی انتظار نداشت که قطری‌ها به انقلاب‌های عربی بپیوندند. علاوه بر رهبری هوشمندانه، ائتلاف‌های نظامی – امنیتی و تنوع در روابط خارجی ابزارهای دیگر قطر برای برند سازی هستند. قطر از سال ۱۹۷۳ روابط بسیار ویژه ای با آمریکایی ها داشته تا جایی که بزرگ‌ترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا در دوحه است علاوه بر این قطر روابط حسنه‌ای با انگلیسی‌ها دارد و از سال ۲۰۰۸ روابط امنیتی- نظامی خود را با هندی‌ها تقویت کرده است. همچنین در تمام سالهای بعد از استقلال خود سعی نموده روابطش با ایران، تحت تاثیر عربستان قرار نگیرد.
به واسطه دیپلماسی،سالهاست که تصویر قطر، پررنگ‌تر از تمام کشورهای عربی در سراسر جهان دیده می‌شود. شاید کسی در جهان نام عربستان را نشنیده باشد اما بعید است کسی نام قطر بر روی پیراهن‌های تیم بارسلونا را ندیده باشد یا بعید است کسی اخبار شبکه الجزیره را دنبال نکرده باشد و اکنون میلیون‌ها نفر در سراسر جهان منتظر برگزاری جام جهانی ۲۰۲۰ در قطر هستند.
با وجود چنین مشخصاتی برای کشور کوچک قطر، بعید است که امنیت آن با خطر جدی مواجه شود. تنش‌های دیپلماتیک اخیر در روابط این کشور با همسایگان عربی‌اش به سود قطر تمام خواهد شد. چرا که این تنش‌ها محصول روابط ایران- قطر نیست بلکه به‌دلیل عقب‌ماندگی تاریخی عربستان از قطر است. آنچه مسلم است ایران نباید رفتارهای اخیر قطر را یک چرخش در سیاست خارجی‌اش تلقی کند. قطری‌های در لنج سواری بر روی امواج خروشان استاد شده‌اند.

@politic_union
با سلام
از دانشجویان واساتید محترم تقاضا داریم مطالب وتحقیقات روز خود را با ما در میان بگذارند تا در کانال اتحادیه استفاده ممکن را انجام دهیم
کافیست مطالب خود را به آیدی روابط عمومی اتحادیه ارسال کنید تا پس از بازبینی مجدد در کانال قرار داده شود
با تشکر از تمامی اعضای محترم
@rationalanimal:آیدی روابط عمومی
.
@politic_union
نشست بررسی برنامه دوره کارشناسی علوم سیاسی

نشست مشترک استادان علوم سیاسی و کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی روز دوشنبه 26 تیرماه برگزار شد.
در این نشست که با هدف بررسی برنامه پیشنهادی دوره کارشناسی علوم سیاسی برگزار شد، تعدادی از مدیران گروه های آموزشی علوم سیاسی و روابط بین الملل کشور، اعضای هیات مدیره انجمن علوم سیاسی ایران و همچنین بعضی از اعضای کارگروه تحول شرکت داشتند.
در ابتدای جلسه، دکتر محمدباقر خرمشاد، رئیس این کارگروه، درباره فعالیت های صورت گرفته طی 3 سال گذشته توضیحاتی داد و تاکید کرد که همواره سعی بر توجه به سوابق علمی پیشین، استفاده از تجربه دانشگاه های معتبر جهان و نیز رعایت نظرات و پیشنهادهای نهادهای تخصصی و محققان کشور بوده است.
وی در بخشی دیگر یادآور شد که تعریف دروس و سرفصل ها طبق چهار قاعده روزآمدی، کاربردی سازی، اسلامی سازی و بومی سازی (مصوب شورای تخصصی تحول در علوم انسانی) بوده و تقسیم بندی و جاریزی دروس هم بر اساس قواعد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صورت گرفته است.
در ادامه این نشست، رئیس انجمن علوم سیاسی ایران و تعدادی از مدیران و نمایندگان گروه های آموزشی از دانشگاه های بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، بوعلی سینای همدان، خوارزمی، یزد، شهیدباهنر کرمان، حکیم سبزواری، لرستان، فردوسی مشهد، رازی کرمانشاه و مازندران انتقادات، توصیه ها و پیشنهادهای خود را درباره برنامه تدوین شده مطرح کردند.
انتقادات و توصیه های مطرح شده، به طور عمده، بر سازو کار انتخاب اعضای کارگروه، همپوشانی برخی دروس و سرفصل ها، وجود اغلاط ویرایشی متعدد در برنامه، عدم توازن شکلی و محتوایی در تعریف دروس و سرفصل ها، هنجاری و جانبدارانه بودن برخی عناوین درسی، ناسازگاری برخی دروس با قواعد چهارگانه مطرح شده و بی توجهی به استقلال علمی هر دانشگاه برای انجام تغییراتی مطابق با شرایط و ظرفیت های منطقه ای تمرکز داشت.
همچنین لزوم اجتناب از شتابزدگی، تلاش برای افزایش مهارت های علمی دانشجویان این رشته و نیز توجه به روند اجرایی کردن هر برنامه ای که تدوین شود، مورد تاکید همه مدعوین بود.
در بخشی از این جلسه، دکتر سیدعبدالامیر نبوی و دکتر قدیر نصری، به نمایندگی از انجمن علوم سیاسی ایران، بخشی از نقطه نظرات این انجمن را درباره برنامه پیشنهادی کارگروه ذیل شش محور بیان کردند. از دیدگاه انجمن، با توجه به روند فعلی کیفیت آموزش و پژوهش در کشور، چاره ای جز بازتعریف دروس و سرفصل های این رشته نیست، ولی به نظر می رسد برنامه بازنگری شده موجب ارتقای کیفیت آموزش، کاهش گریز از یادگیری و تشویق به امر پژوهش نخواهد شد. اگرچه این برنامه در مقایسه با برنامه پیشنهادی گذشته تاحدودی بهبود یافته است، اما در باب سازوکارها، محتوا و فرایند بازنگری ملاحظات جدی وجود دارد، لذا انجمن برای مشارکت فعالانه، همه جانبه و موثر در جهت اصلاح و ارتقای برنامه به نحوی که برآیند تجربیات و دیدگاه های جامعه علمی ایران باشد. آمادگی دارد.
در پایان، دکتر خرمشاد ضمن جمع بندی مباحث مطرح شده، بهره گیری هرچه بیشتر از نظرات جامعه علمی را مورد توجه خود و همکارانش دانست. وی تاکید کرد کوشش شده برنامه جدید به صورت علمی و واقع بینانه تدوین شود، هرچند همچنان قابل بازبینی است.
گفتنی است انجمن علوم سیاسی ایران به تلاش مستقلانه و تعامل خود برای دریافت و انعکاس نظرات جامعه علمی علوم سیاسی و روابط بین الملل ادامه خواهد داد.
Forwarded from محسن خلیلی (mohsen khalili)
علوم‌سیاسی، اکنون، در معرضِ خطریْ بسیارجدّی است و بر الّاکلنگی از تردید و دودلی، سوار شده است. هم بدان نیاز است، زیرا رشته‌ای است با ماهیتی بین‌المللی و مقبول همه‌ی دانشگاه‌های دنیا؛ هم بدان نیاز نیست، زیرا رشته‌ای است‌که بنا به برخی تعابیر، مدام، نق می‌زند و انتقاد می‌کند و برجِ‌عاج‌نشین است و مسائل ملموسِ کشورداری را نمی‌داند. ازدیگرسو، در بیرون دانشگاه هم، صاحب‌دار شده است و رقیبی قدرتمند دارد. بنابراین، باید برای نجاتِ علوم‌سیاسی، کاری کرد و گرنه، شکّ نباید داشت که آرام‌آرام، علوم‌سیاسی‌خوانده‌ها را مصیبت‌افزا و کارنابلد و غیرلازم، به‌شمار می‌آورند؛ از این بابت که، «چیزی به‌دردْخور بلد نیستند؛ فقط نق می‌زنند؛ تئوری‌بافی می‌کنند؛ تجربه‌های عملیاتی ندارند و نمی‌توانند حتّی مسأله‌ی یک بخشداری کشور را بشناسند و راه‌حلّ ارائه دهند؛ در دانشگاه‌ها چیزهایی می‌خوانند که اصلاً به‌دردِ بازار کار نمی‌خورد؛ شگردهای زمامداری را بلد نیستند؛ فقط مجهز به انبوهی از داده‌های تلنبارشده‌ی بی‌مصرف‌اند؛ موقعِ پیشامدِ یک مسأله‌ی واقعی، داده‌ها را نمی‌توانند به راه‌حل تبدیل کنند؛ هنگامِ وقوعِ بحران‌های داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی، مشتیْ حرفِ بی‌مصرف بلدند و هیچ بلد نیستند طرحی برای مدیریت یک بحرانِ داخلی و یا طرحواره‌ای برای مدیریت مذاکرات بین‌المللی بنویسند و اصلاً تجربه‌ی شرکت در فرآیندهای دیپلماتیک و حلّ‌وفصل دعاوی و مذاکرات منجر به نجات از بحران و آشوب و شورش و اعتراض ندارند؛ سروکارشان با حدس‌وگمان‌های بیهوده است که به‌دردِ چاپ در نشریه‌ها می‌خورد و کسی هم نمی‌خوانندشان...». چه باید کرد؟
ازصفحه فريد مرجايي
مصاحبه یرواند آبراهامیان با Real News ،
اسناد جدید وزارت خارجه آمریکا، و کودتای 28 مرداد

محتوی مصاحبه:

اسناد تازه به دست رسیده بطور مستقیم نشان می دهد که تا چه اندازه وزارت خارجه و سفارتخانه آمریکا ( نه تنها سرویس جاسوسی سیا) در حیات سیاسی ایران دست داشتند. یعنی فقط موضوع بحران نفت، مذاکرات و میانجی گری بین انگلیس و ایران نبود، بلکه وزارت خارجه ( در کنار سازمان سیا) از سال 1951 که همان 1330 می باشد، در انتخابات کشور و تعیین نخست وزیر نقش مداخله گر داشتند. مدارک نشانگر آن هست که دولت آمریکا هر کاری که می توانستند برای ناتوان کردن دکتر مصدق انجام دادند، حتی مدت ها قبل از کودتا. این مدارک بیانگر آن است که آمریکا در جزئیات مسائل داخلی کشور ایران دست داشت.

وقتی که دکتر مصدق شرکت استعماری نفت انگلیس/ایران را ملی کرد، این تصور بود که بحران فقط بین کشور انگلیس و ایران است. ولی این جور نبود، در حقیقت، از دید دولت آمریکا، این تحولات تبعاتی هم بطور مستقیم برای منافع کشور آمریکا داشت. یعنی اگر ایران در ملی کردن نفت خود موفق می شد، منافع امتیازی (نفتی) آمریکا را نه تنها در منطقه، بلکه در دنیا تحت الشعاع قرار می داد. به عبارت دیگر، این نگرانی بود که کشورهای دیگر از اقدام ایران الهام گرفته و نفت خود را ملی کنند. از همان اول، دولت آمریکا مخالف ملی شدن « واقعی» منابع نفتی بود. دولت آمریکا می خواستند که "ملی شدن" نفت بصورت ظاهری صورت گرفته ، و در الفاظ مطرح شود. به عبارت دیگر، در حقیقت آن ها نمی خواستند که صنعت نفت ایران بوسیله ایرانی ها کنترل شود. ( اینجا واژه کنترل کلیدی است)

این همواره موضع مشخص دولت های ترومن و آیزنهاور بود. جالب اینکه این اسناد ( و تلگراف های دیپلماتیک آمریکا) ثابت می کند که تا چه حدی دولت آمریکا سعی داشت که ملی شدن صنعت نفت بصورت " واقعی" درایران صورت نگیرد. پرزیدنت آیزنهاور در جلسات «شورای امنیت ملی» گفته بود که ملی کردن صنعت نفت، سرپیچی از یک قرارداد بین المللی است. تا کنون خیلی از تاریخ دانان این نکته را تکذیب می کردند که آمریکا نمی خواست که ملی شدن نفت بصورت واقعی موفق شود.

آقای مالکوم برن از آرشیو ملی، زحمات زیادی کشیده است که اسناد محرمانه در دسترس عموم قرار گیرد و این قابل تقدیر است. ولی من (یرواند آبراهامیان) با نظرات ایشان همواره مخالف بوده ام. ایشان معتقد است که کودتا یک " اشتباه" بود، ولی انگیزهای آمریکا در بستر جنگ سرد اشکالی نداشته اند. حقیقت امر ان است که بسیاری بخاطر جنگ سرد و توهم خطر سرخ، مسائل زیادی را توجیه می کنند، و هر چیزی که بخواهند مشروع جلوه دهند، آن را در چارچوب جنگ سرد قرار می دهند.

در صورت جلسات مذاکرات نفت، وقتی به مواضع انگلیس و آمریکا می نگرید، می گفتند که "ملی شدن" اشکالی ندارد، ولی شما توانایی استخراج، تصفیه، و بازاریابی ( و کنترل) نفت را ندارید، ما برای شما انجام می دهیم. شما در حوزه عمومی اعلان کنید "ملی شدن" صورت گرفته. ولی ما (انگلیس، آمریکا) در نهایت باید کنترل داشته باشیم. باید در نظر داشته باشیم که ملی شدن نفت ایران، منافع نفتی آمریکا در عراق، خلیج فارس، اندونزی و ونزوئلا را به خطر می اندخت.
t.me/FaridMarjai
اپوزیسیون واژه فرانسوی به معنای مخالفت یا مخالفان است و ریشه لاتین آن از کلمه OPPOSIT به معنای ضد میباشد. اپوزیسیون احزاب و گروه های سیاسی سازمان یافته ای است که مخالف حکومت مستقر می باشند و تحت حمایت قانون از آن انتقاد میکنند. در صورت کسب آراء اکثریت مردم در انتخابات آزاد، قدرت سیاسی و اداره امور کشور را بدست میگیرند و به تلاش برای دستیابی به هدفهایی در جهت مخالف هدفهای دارندگان قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می پردازند.
در نظامهای سیاسی و حکومتی دنیا دو نوع اپوزیسیون مطرح است: قانونی یا پارلمانی و غیر قانونی
1_پارلمانی: به موجب قانون اساسی، موجودیت اپوزیسیون به رسمیت شناخته می شود و در پارلمان گروهی را تشکیل میدهند که به حکومت یا دولت وابسته نیست و از آن حمایت نمیکند ولی خود را به قانون اساسی وفادار میداند. اینگونه اپوزیسیون با شرکت در گفتگوهای مجلس مطابق شرایطی که قانون معین کرده است در کار حکومت نظارت میکنند و افکار عمومی را در جریان میگذارند. اینگونه اپوزیسیون ها در نظام هایی که معمولا دو حزب اصلی در آنها وجود دارد مثل انگلستان یا فرانسه پدید می آیند و در نظام های تک حزبی اپوزیسیون به صورت رسمی و قانونی وجود ندارد.
2_غیر قانونی: در برخی از نظام های حکومتی اعم از اینکه دارای قانون اساسی و پارلمانی باشند مثل آمریکا و یا نباشند مثل عربستان، اپوزیسیون جایگاهی ندارد و به عنوان یکی از نهادهای قانونی و رسمی به حساب نمی آید. در ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان سوم اپوزیسیون غالبا به آن دسته از مخالفینی اطلاق میشود که در صدد براندازی نظام حکومتی آن جامعه یا به زیر کشیدن قدرتمندان نظام از اریکه قدرت هستند.
نکته آخر اینکه؛ اپوزیسیون در کشورهای مختلف به سه صورت به وجود می آید: 1_قدرت طلب: شامل مخالفینی که تنها با دولت سیاسی حاکم مخالفت میورزند.

2_ اصلاح طلب: کل نظام سیاسی را قبول دارند ولی مخالف سیاست های جاری هستند.
3_انقلابی: شامل کسانی که با کل نظام سیاسی مخالفت میورزند.
.
@politic_union
پسابرجام؛الزامات و فرصت ها
نویسنده:ذبیح الله جعفری-عضو انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
👉 http://fararu.com/fa/news/310479
.
@politic_union