دیپلماسی نیچه و لَنج قطر در خلیج پرتلاطم فارس
✍نویسنده: حسین اصغری ثانی،دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
سیاست بینالملل مدام در حال تغییر و تحول است. در نتیجه کشورها باید قوانین در حال تغییر بازی در صحنه سیاسی و دیپلماسی را یافته و آن را هدایت کنند. در نظام بینالملل، همیشه به کشورهای کوچک بهعنوان کشورهای آسیبپذیر نگاه میشود. ولی بارها اتفاق افتاده که این کشورهای کوچک از یک نقطه قوت خاص خود در سیاست بینالملل و منطقهای به خوبی استفاده کردهاند و تأثیر قابل توجهی بر مسائل جاری جهان گذاشتهاند. قطر شبهجزیرهای در خلیجفارس، همچون لَنجی کوچک بر روی دریای متلاطم است. کشوری ذره ای و آسیبپذیر که مانند تمام کشورها برای تأمین امنیت و حفظ بقا خود با چالشهای خاصی روبرو بوده است. آسیبپذیری این کشور کوچک، آن را نيازمند متحدشدن با کشورهای قدرتمندتر نموده، تا با پشتیبانی آنها، بتواند در مقابل عوامل تهدیدزا در منطقه ايستادگي كند. اما تحولات بینالمللی و تغییر در منابع قدرت ملی، محدوده انتخابهای قطر را گسترش داد. بهطوریکه این کشور قادر شد بدون اينكه لازم باشد امنيت خود را به متحدان قوی پیوند زند، به حيات سياسي خود ادامه دهد.
استراتژی قطر استفاده از دیپلماسی برای برندسازی در حوزههای نرمافزاری بود تا از این مسیر بتواند تصاویر متفاوت و مثبتی از قطر به افکار عمومی جهان ارایه کند. نتیجه این سیاستهای هوشمندانه، برندسازی در حوزه دیپلماسی رسانهای(شبکه الجزیره)، دیپلماسی ورزشی، میانجیگری در منازعات سیاسی، صنعت گاز(ال.ان.جی)، هوانوردی (هواپیمایی قطر)، گردشگری، علمی....بود.
برندسازی بازار قدرتمندی است که رقابت در آن پیچیده است. بخصوص در همسایگی دوبی و عربستان پهناور و زمانی که به تولید قدرت و تامین امنیت منجر می شود مخالفان جدی پیدا می کند.
چگونه یک کشور کوچک در همسایگی کشورهای بزرگ تر از خود، جسورانه پیشتاز برندسازی و خلق تصاویر شگفت انگیز از خود می شود؟! برند محصول یک تفکر خلاقانه و جسورانه است. این تفکر را امیرحمد از سال ۱۹۹۵ پیگیری میکرد و اکنون توسط پسرش تمیم دنبال میشود. برند بدون حکمرانی مطلوب سرانجامی نخواهد داشت و چنین نوعی از حکمرانی یقیناً افزایش کیفیت زندگی شهروندان را بهعنوان یک هدف عالی در نظر خواهد داشت. بههمین دلیل اکنون قطر بهعنوان ثروتمندترین کشور جهان اسلام شناخته میشود و مردمش بیشتر از سوئد از امکانات رفاهی برخوردارند. بههمین دلیل کسی انتظار نداشت که قطریها به انقلابهای عربی بپیوندند. علاوه بر رهبری هوشمندانه، ائتلافهای نظامی – امنیتی و تنوع در روابط خارجی ابزارهای دیگر قطر برای برند سازی هستند. قطر از سال ۱۹۷۳ روابط بسیار ویژه ای با آمریکایی ها داشته تا جایی که بزرگترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا در دوحه است علاوه بر این قطر روابط حسنهای با انگلیسیها دارد و از سال ۲۰۰۸ روابط امنیتی- نظامی خود را با هندیها تقویت کرده است. همچنین در تمام سالهای بعد از استقلال خود سعی نموده روابطش با ایران، تحت تاثیر عربستان قرار نگیرد.
به واسطه دیپلماسی،سالهاست که تصویر قطر، پررنگتر از تمام کشورهای عربی در سراسر جهان دیده میشود. شاید کسی در جهان نام عربستان را نشنیده باشد اما بعید است کسی نام قطر بر روی پیراهنهای تیم بارسلونا را ندیده باشد یا بعید است کسی اخبار شبکه الجزیره را دنبال نکرده باشد و اکنون میلیونها نفر در سراسر جهان منتظر برگزاری جام جهانی ۲۰۲۰ در قطر هستند.
با وجود چنین مشخصاتی برای کشور کوچک قطر، بعید است که امنیت آن با خطر جدی مواجه شود. تنشهای دیپلماتیک اخیر در روابط این کشور با همسایگان عربیاش به سود قطر تمام خواهد شد. چرا که این تنشها محصول روابط ایران- قطر نیست بلکه بهدلیل عقبماندگی تاریخی عربستان از قطر است. آنچه مسلم است ایران نباید رفتارهای اخیر قطر را یک چرخش در سیاست خارجیاش تلقی کند. قطریهای در لنج سواری بر روی امواج خروشان استاد شدهاند.
@politic_union
✍نویسنده: حسین اصغری ثانی،دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
سیاست بینالملل مدام در حال تغییر و تحول است. در نتیجه کشورها باید قوانین در حال تغییر بازی در صحنه سیاسی و دیپلماسی را یافته و آن را هدایت کنند. در نظام بینالملل، همیشه به کشورهای کوچک بهعنوان کشورهای آسیبپذیر نگاه میشود. ولی بارها اتفاق افتاده که این کشورهای کوچک از یک نقطه قوت خاص خود در سیاست بینالملل و منطقهای به خوبی استفاده کردهاند و تأثیر قابل توجهی بر مسائل جاری جهان گذاشتهاند. قطر شبهجزیرهای در خلیجفارس، همچون لَنجی کوچک بر روی دریای متلاطم است. کشوری ذره ای و آسیبپذیر که مانند تمام کشورها برای تأمین امنیت و حفظ بقا خود با چالشهای خاصی روبرو بوده است. آسیبپذیری این کشور کوچک، آن را نيازمند متحدشدن با کشورهای قدرتمندتر نموده، تا با پشتیبانی آنها، بتواند در مقابل عوامل تهدیدزا در منطقه ايستادگي كند. اما تحولات بینالمللی و تغییر در منابع قدرت ملی، محدوده انتخابهای قطر را گسترش داد. بهطوریکه این کشور قادر شد بدون اينكه لازم باشد امنيت خود را به متحدان قوی پیوند زند، به حيات سياسي خود ادامه دهد.
استراتژی قطر استفاده از دیپلماسی برای برندسازی در حوزههای نرمافزاری بود تا از این مسیر بتواند تصاویر متفاوت و مثبتی از قطر به افکار عمومی جهان ارایه کند. نتیجه این سیاستهای هوشمندانه، برندسازی در حوزه دیپلماسی رسانهای(شبکه الجزیره)، دیپلماسی ورزشی، میانجیگری در منازعات سیاسی، صنعت گاز(ال.ان.جی)، هوانوردی (هواپیمایی قطر)، گردشگری، علمی....بود.
برندسازی بازار قدرتمندی است که رقابت در آن پیچیده است. بخصوص در همسایگی دوبی و عربستان پهناور و زمانی که به تولید قدرت و تامین امنیت منجر می شود مخالفان جدی پیدا می کند.
چگونه یک کشور کوچک در همسایگی کشورهای بزرگ تر از خود، جسورانه پیشتاز برندسازی و خلق تصاویر شگفت انگیز از خود می شود؟! برند محصول یک تفکر خلاقانه و جسورانه است. این تفکر را امیرحمد از سال ۱۹۹۵ پیگیری میکرد و اکنون توسط پسرش تمیم دنبال میشود. برند بدون حکمرانی مطلوب سرانجامی نخواهد داشت و چنین نوعی از حکمرانی یقیناً افزایش کیفیت زندگی شهروندان را بهعنوان یک هدف عالی در نظر خواهد داشت. بههمین دلیل اکنون قطر بهعنوان ثروتمندترین کشور جهان اسلام شناخته میشود و مردمش بیشتر از سوئد از امکانات رفاهی برخوردارند. بههمین دلیل کسی انتظار نداشت که قطریها به انقلابهای عربی بپیوندند. علاوه بر رهبری هوشمندانه، ائتلافهای نظامی – امنیتی و تنوع در روابط خارجی ابزارهای دیگر قطر برای برند سازی هستند. قطر از سال ۱۹۷۳ روابط بسیار ویژه ای با آمریکایی ها داشته تا جایی که بزرگترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا در دوحه است علاوه بر این قطر روابط حسنهای با انگلیسیها دارد و از سال ۲۰۰۸ روابط امنیتی- نظامی خود را با هندیها تقویت کرده است. همچنین در تمام سالهای بعد از استقلال خود سعی نموده روابطش با ایران، تحت تاثیر عربستان قرار نگیرد.
به واسطه دیپلماسی،سالهاست که تصویر قطر، پررنگتر از تمام کشورهای عربی در سراسر جهان دیده میشود. شاید کسی در جهان نام عربستان را نشنیده باشد اما بعید است کسی نام قطر بر روی پیراهنهای تیم بارسلونا را ندیده باشد یا بعید است کسی اخبار شبکه الجزیره را دنبال نکرده باشد و اکنون میلیونها نفر در سراسر جهان منتظر برگزاری جام جهانی ۲۰۲۰ در قطر هستند.
با وجود چنین مشخصاتی برای کشور کوچک قطر، بعید است که امنیت آن با خطر جدی مواجه شود. تنشهای دیپلماتیک اخیر در روابط این کشور با همسایگان عربیاش به سود قطر تمام خواهد شد. چرا که این تنشها محصول روابط ایران- قطر نیست بلکه بهدلیل عقبماندگی تاریخی عربستان از قطر است. آنچه مسلم است ایران نباید رفتارهای اخیر قطر را یک چرخش در سیاست خارجیاش تلقی کند. قطریهای در لنج سواری بر روی امواج خروشان استاد شدهاند.
@politic_union
با سلام
از دانشجویان واساتید محترم تقاضا داریم مطالب وتحقیقات روز خود را با ما در میان بگذارند تا در کانال اتحادیه استفاده ممکن را انجام دهیم
کافیست مطالب خود را به آیدی روابط عمومی اتحادیه ارسال کنید تا پس از بازبینی مجدد در کانال قرار داده شود
با تشکر از تمامی اعضای محترم
@rationalanimal:آیدی روابط عمومی
.
@politic_union
از دانشجویان واساتید محترم تقاضا داریم مطالب وتحقیقات روز خود را با ما در میان بگذارند تا در کانال اتحادیه استفاده ممکن را انجام دهیم
کافیست مطالب خود را به آیدی روابط عمومی اتحادیه ارسال کنید تا پس از بازبینی مجدد در کانال قرار داده شود
با تشکر از تمامی اعضای محترم
@rationalanimal:آیدی روابط عمومی
.
@politic_union
Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
نشست بررسی برنامه دوره کارشناسی علوم سیاسی
نشست مشترک استادان علوم سیاسی و کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی روز دوشنبه 26 تیرماه برگزار شد.
در این نشست که با هدف بررسی برنامه پیشنهادی دوره کارشناسی علوم سیاسی برگزار شد، تعدادی از مدیران گروه های آموزشی علوم سیاسی و روابط بین الملل کشور، اعضای هیات مدیره انجمن علوم سیاسی ایران و همچنین بعضی از اعضای کارگروه تحول شرکت داشتند.
در ابتدای جلسه، دکتر محمدباقر خرمشاد، رئیس این کارگروه، درباره فعالیت های صورت گرفته طی 3 سال گذشته توضیحاتی داد و تاکید کرد که همواره سعی بر توجه به سوابق علمی پیشین، استفاده از تجربه دانشگاه های معتبر جهان و نیز رعایت نظرات و پیشنهادهای نهادهای تخصصی و محققان کشور بوده است.
وی در بخشی دیگر یادآور شد که تعریف دروس و سرفصل ها طبق چهار قاعده روزآمدی، کاربردی سازی، اسلامی سازی و بومی سازی (مصوب شورای تخصصی تحول در علوم انسانی) بوده و تقسیم بندی و جاریزی دروس هم بر اساس قواعد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صورت گرفته است.
در ادامه این نشست، رئیس انجمن علوم سیاسی ایران و تعدادی از مدیران و نمایندگان گروه های آموزشی از دانشگاه های بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، بوعلی سینای همدان، خوارزمی، یزد، شهیدباهنر کرمان، حکیم سبزواری، لرستان، فردوسی مشهد، رازی کرمانشاه و مازندران انتقادات، توصیه ها و پیشنهادهای خود را درباره برنامه تدوین شده مطرح کردند.
انتقادات و توصیه های مطرح شده، به طور عمده، بر سازو کار انتخاب اعضای کارگروه، همپوشانی برخی دروس و سرفصل ها، وجود اغلاط ویرایشی متعدد در برنامه، عدم توازن شکلی و محتوایی در تعریف دروس و سرفصل ها، هنجاری و جانبدارانه بودن برخی عناوین درسی، ناسازگاری برخی دروس با قواعد چهارگانه مطرح شده و بی توجهی به استقلال علمی هر دانشگاه برای انجام تغییراتی مطابق با شرایط و ظرفیت های منطقه ای تمرکز داشت.
همچنین لزوم اجتناب از شتابزدگی، تلاش برای افزایش مهارت های علمی دانشجویان این رشته و نیز توجه به روند اجرایی کردن هر برنامه ای که تدوین شود، مورد تاکید همه مدعوین بود.
در بخشی از این جلسه، دکتر سیدعبدالامیر نبوی و دکتر قدیر نصری، به نمایندگی از انجمن علوم سیاسی ایران، بخشی از نقطه نظرات این انجمن را درباره برنامه پیشنهادی کارگروه ذیل شش محور بیان کردند. از دیدگاه انجمن، با توجه به روند فعلی کیفیت آموزش و پژوهش در کشور، چاره ای جز بازتعریف دروس و سرفصل های این رشته نیست، ولی به نظر می رسد برنامه بازنگری شده موجب ارتقای کیفیت آموزش، کاهش گریز از یادگیری و تشویق به امر پژوهش نخواهد شد. اگرچه این برنامه در مقایسه با برنامه پیشنهادی گذشته تاحدودی بهبود یافته است، اما در باب سازوکارها، محتوا و فرایند بازنگری ملاحظات جدی وجود دارد، لذا انجمن برای مشارکت فعالانه، همه جانبه و موثر در جهت اصلاح و ارتقای برنامه به نحوی که برآیند تجربیات و دیدگاه های جامعه علمی ایران باشد. آمادگی دارد.
در پایان، دکتر خرمشاد ضمن جمع بندی مباحث مطرح شده، بهره گیری هرچه بیشتر از نظرات جامعه علمی را مورد توجه خود و همکارانش دانست. وی تاکید کرد کوشش شده برنامه جدید به صورت علمی و واقع بینانه تدوین شود، هرچند همچنان قابل بازبینی است.
گفتنی است انجمن علوم سیاسی ایران به تلاش مستقلانه و تعامل خود برای دریافت و انعکاس نظرات جامعه علمی علوم سیاسی و روابط بین الملل ادامه خواهد داد.
نشست مشترک استادان علوم سیاسی و کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی روز دوشنبه 26 تیرماه برگزار شد.
در این نشست که با هدف بررسی برنامه پیشنهادی دوره کارشناسی علوم سیاسی برگزار شد، تعدادی از مدیران گروه های آموزشی علوم سیاسی و روابط بین الملل کشور، اعضای هیات مدیره انجمن علوم سیاسی ایران و همچنین بعضی از اعضای کارگروه تحول شرکت داشتند.
در ابتدای جلسه، دکتر محمدباقر خرمشاد، رئیس این کارگروه، درباره فعالیت های صورت گرفته طی 3 سال گذشته توضیحاتی داد و تاکید کرد که همواره سعی بر توجه به سوابق علمی پیشین، استفاده از تجربه دانشگاه های معتبر جهان و نیز رعایت نظرات و پیشنهادهای نهادهای تخصصی و محققان کشور بوده است.
وی در بخشی دیگر یادآور شد که تعریف دروس و سرفصل ها طبق چهار قاعده روزآمدی، کاربردی سازی، اسلامی سازی و بومی سازی (مصوب شورای تخصصی تحول در علوم انسانی) بوده و تقسیم بندی و جاریزی دروس هم بر اساس قواعد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صورت گرفته است.
در ادامه این نشست، رئیس انجمن علوم سیاسی ایران و تعدادی از مدیران و نمایندگان گروه های آموزشی از دانشگاه های بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، بوعلی سینای همدان، خوارزمی، یزد، شهیدباهنر کرمان، حکیم سبزواری، لرستان، فردوسی مشهد، رازی کرمانشاه و مازندران انتقادات، توصیه ها و پیشنهادهای خود را درباره برنامه تدوین شده مطرح کردند.
انتقادات و توصیه های مطرح شده، به طور عمده، بر سازو کار انتخاب اعضای کارگروه، همپوشانی برخی دروس و سرفصل ها، وجود اغلاط ویرایشی متعدد در برنامه، عدم توازن شکلی و محتوایی در تعریف دروس و سرفصل ها، هنجاری و جانبدارانه بودن برخی عناوین درسی، ناسازگاری برخی دروس با قواعد چهارگانه مطرح شده و بی توجهی به استقلال علمی هر دانشگاه برای انجام تغییراتی مطابق با شرایط و ظرفیت های منطقه ای تمرکز داشت.
همچنین لزوم اجتناب از شتابزدگی، تلاش برای افزایش مهارت های علمی دانشجویان این رشته و نیز توجه به روند اجرایی کردن هر برنامه ای که تدوین شود، مورد تاکید همه مدعوین بود.
در بخشی از این جلسه، دکتر سیدعبدالامیر نبوی و دکتر قدیر نصری، به نمایندگی از انجمن علوم سیاسی ایران، بخشی از نقطه نظرات این انجمن را درباره برنامه پیشنهادی کارگروه ذیل شش محور بیان کردند. از دیدگاه انجمن، با توجه به روند فعلی کیفیت آموزش و پژوهش در کشور، چاره ای جز بازتعریف دروس و سرفصل های این رشته نیست، ولی به نظر می رسد برنامه بازنگری شده موجب ارتقای کیفیت آموزش، کاهش گریز از یادگیری و تشویق به امر پژوهش نخواهد شد. اگرچه این برنامه در مقایسه با برنامه پیشنهادی گذشته تاحدودی بهبود یافته است، اما در باب سازوکارها، محتوا و فرایند بازنگری ملاحظات جدی وجود دارد، لذا انجمن برای مشارکت فعالانه، همه جانبه و موثر در جهت اصلاح و ارتقای برنامه به نحوی که برآیند تجربیات و دیدگاه های جامعه علمی ایران باشد. آمادگی دارد.
در پایان، دکتر خرمشاد ضمن جمع بندی مباحث مطرح شده، بهره گیری هرچه بیشتر از نظرات جامعه علمی را مورد توجه خود و همکارانش دانست. وی تاکید کرد کوشش شده برنامه جدید به صورت علمی و واقع بینانه تدوین شود، هرچند همچنان قابل بازبینی است.
گفتنی است انجمن علوم سیاسی ایران به تلاش مستقلانه و تعامل خود برای دریافت و انعکاس نظرات جامعه علمی علوم سیاسی و روابط بین الملل ادامه خواهد داد.
Forwarded from محسن خلیلی (mohsen khalili)
علومسیاسی، اکنون، در معرضِ خطریْ بسیارجدّی است و بر الّاکلنگی از تردید و دودلی، سوار شده است. هم بدان نیاز است، زیرا رشتهای است با ماهیتی بینالمللی و مقبول همهی دانشگاههای دنیا؛ هم بدان نیاز نیست، زیرا رشتهای استکه بنا به برخی تعابیر، مدام، نق میزند و انتقاد میکند و برجِعاجنشین است و مسائل ملموسِ کشورداری را نمیداند. ازدیگرسو، در بیرون دانشگاه هم، صاحبدار شده است و رقیبی قدرتمند دارد. بنابراین، باید برای نجاتِ علومسیاسی، کاری کرد و گرنه، شکّ نباید داشت که آرامآرام، علومسیاسیخواندهها را مصیبتافزا و کارنابلد و غیرلازم، بهشمار میآورند؛ از این بابت که، «چیزی بهدردْخور بلد نیستند؛ فقط نق میزنند؛ تئوریبافی میکنند؛ تجربههای عملیاتی ندارند و نمیتوانند حتّی مسألهی یک بخشداری کشور را بشناسند و راهحلّ ارائه دهند؛ در دانشگاهها چیزهایی میخوانند که اصلاً بهدردِ بازار کار نمیخورد؛ شگردهای زمامداری را بلد نیستند؛ فقط مجهز به انبوهی از دادههای تلنبارشدهی بیمصرفاند؛ موقعِ پیشامدِ یک مسألهی واقعی، دادهها را نمیتوانند به راهحل تبدیل کنند؛ هنگامِ وقوعِ بحرانهای داخلی و منطقهای و بینالمللی، مشتیْ حرفِ بیمصرف بلدند و هیچ بلد نیستند طرحی برای مدیریت یک بحرانِ داخلی و یا طرحوارهای برای مدیریت مذاکرات بینالمللی بنویسند و اصلاً تجربهی شرکت در فرآیندهای دیپلماتیک و حلّوفصل دعاوی و مذاکرات منجر به نجات از بحران و آشوب و شورش و اعتراض ندارند؛ سروکارشان با حدسوگمانهای بیهوده است که بهدردِ چاپ در نشریهها میخورد و کسی هم نمیخوانندشان...». چه باید کرد؟
بحران سوریه؛ راهبردها و سناریوهای رژیم اسرائیل برای تضعیف محور مقاومت
نویسنده:محمود باهوش فاردقی-
مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی
👉 http://peace-ipsc.org/fa/بحران-سوریه؛-راهبردها-و-سناریوهای-رژی/
.
@politic_union
نویسنده:محمود باهوش فاردقی-
مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی
👉 http://peace-ipsc.org/fa/بحران-سوریه؛-راهبردها-و-سناریوهای-رژی/
.
@politic_union
مرکز بین المللی مطالعات صلح
بحران سوریه؛ راهبردها و سناریوهای رژیم اسرائیل برای تضعیف محور مقاومت - مرکز بین المللی مطالعات صلح
محمود باهوش فاردقی
مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری روابط بین الملل
مقدمه
منطقه خاورمیانه سرشار از عوامل منازعهساز تاریخی است که زمینه تنش را گسترش دهد. اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیک سوریه را میتوان چنین بیان کرد: اول، ...
مدرس دانشگاه و دانشجوی دکتری روابط بین الملل
مقدمه
منطقه خاورمیانه سرشار از عوامل منازعهساز تاریخی است که زمینه تنش را گسترش دهد. اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیک سوریه را میتوان چنین بیان کرد: اول، ...
Forwarded from مصدق به روايت تاريخ و اسناد
ازصفحه فريد مرجايي
مصاحبه یرواند آبراهامیان با Real News ،
اسناد جدید وزارت خارجه آمریکا، و کودتای 28 مرداد
محتوی مصاحبه:
اسناد تازه به دست رسیده بطور مستقیم نشان می دهد که تا چه اندازه وزارت خارجه و سفارتخانه آمریکا ( نه تنها سرویس جاسوسی سیا) در حیات سیاسی ایران دست داشتند. یعنی فقط موضوع بحران نفت، مذاکرات و میانجی گری بین انگلیس و ایران نبود، بلکه وزارت خارجه ( در کنار سازمان سیا) از سال 1951 که همان 1330 می باشد، در انتخابات کشور و تعیین نخست وزیر نقش مداخله گر داشتند. مدارک نشانگر آن هست که دولت آمریکا هر کاری که می توانستند برای ناتوان کردن دکتر مصدق انجام دادند، حتی مدت ها قبل از کودتا. این مدارک بیانگر آن است که آمریکا در جزئیات مسائل داخلی کشور ایران دست داشت.
وقتی که دکتر مصدق شرکت استعماری نفت انگلیس/ایران را ملی کرد، این تصور بود که بحران فقط بین کشور انگلیس و ایران است. ولی این جور نبود، در حقیقت، از دید دولت آمریکا، این تحولات تبعاتی هم بطور مستقیم برای منافع کشور آمریکا داشت. یعنی اگر ایران در ملی کردن نفت خود موفق می شد، منافع امتیازی (نفتی) آمریکا را نه تنها در منطقه، بلکه در دنیا تحت الشعاع قرار می داد. به عبارت دیگر، این نگرانی بود که کشورهای دیگر از اقدام ایران الهام گرفته و نفت خود را ملی کنند. از همان اول، دولت آمریکا مخالف ملی شدن « واقعی» منابع نفتی بود. دولت آمریکا می خواستند که "ملی شدن" نفت بصورت ظاهری صورت گرفته ، و در الفاظ مطرح شود. به عبارت دیگر، در حقیقت آن ها نمی خواستند که صنعت نفت ایران بوسیله ایرانی ها کنترل شود. ( اینجا واژه کنترل کلیدی است)
این همواره موضع مشخص دولت های ترومن و آیزنهاور بود. جالب اینکه این اسناد ( و تلگراف های دیپلماتیک آمریکا) ثابت می کند که تا چه حدی دولت آمریکا سعی داشت که ملی شدن صنعت نفت بصورت " واقعی" درایران صورت نگیرد. پرزیدنت آیزنهاور در جلسات «شورای امنیت ملی» گفته بود که ملی کردن صنعت نفت، سرپیچی از یک قرارداد بین المللی است. تا کنون خیلی از تاریخ دانان این نکته را تکذیب می کردند که آمریکا نمی خواست که ملی شدن نفت بصورت واقعی موفق شود.
آقای مالکوم برن از آرشیو ملی، زحمات زیادی کشیده است که اسناد محرمانه در دسترس عموم قرار گیرد و این قابل تقدیر است. ولی من (یرواند آبراهامیان) با نظرات ایشان همواره مخالف بوده ام. ایشان معتقد است که کودتا یک " اشتباه" بود، ولی انگیزهای آمریکا در بستر جنگ سرد اشکالی نداشته اند. حقیقت امر ان است که بسیاری بخاطر جنگ سرد و توهم خطر سرخ، مسائل زیادی را توجیه می کنند، و هر چیزی که بخواهند مشروع جلوه دهند، آن را در چارچوب جنگ سرد قرار می دهند.
در صورت جلسات مذاکرات نفت، وقتی به مواضع انگلیس و آمریکا می نگرید، می گفتند که "ملی شدن" اشکالی ندارد، ولی شما توانایی استخراج، تصفیه، و بازاریابی ( و کنترل) نفت را ندارید، ما برای شما انجام می دهیم. شما در حوزه عمومی اعلان کنید "ملی شدن" صورت گرفته. ولی ما (انگلیس، آمریکا) در نهایت باید کنترل داشته باشیم. باید در نظر داشته باشیم که ملی شدن نفت ایران، منافع نفتی آمریکا در عراق، خلیج فارس، اندونزی و ونزوئلا را به خطر می اندخت.
t.me/FaridMarjai
مصاحبه یرواند آبراهامیان با Real News ،
اسناد جدید وزارت خارجه آمریکا، و کودتای 28 مرداد
محتوی مصاحبه:
اسناد تازه به دست رسیده بطور مستقیم نشان می دهد که تا چه اندازه وزارت خارجه و سفارتخانه آمریکا ( نه تنها سرویس جاسوسی سیا) در حیات سیاسی ایران دست داشتند. یعنی فقط موضوع بحران نفت، مذاکرات و میانجی گری بین انگلیس و ایران نبود، بلکه وزارت خارجه ( در کنار سازمان سیا) از سال 1951 که همان 1330 می باشد، در انتخابات کشور و تعیین نخست وزیر نقش مداخله گر داشتند. مدارک نشانگر آن هست که دولت آمریکا هر کاری که می توانستند برای ناتوان کردن دکتر مصدق انجام دادند، حتی مدت ها قبل از کودتا. این مدارک بیانگر آن است که آمریکا در جزئیات مسائل داخلی کشور ایران دست داشت.
وقتی که دکتر مصدق شرکت استعماری نفت انگلیس/ایران را ملی کرد، این تصور بود که بحران فقط بین کشور انگلیس و ایران است. ولی این جور نبود، در حقیقت، از دید دولت آمریکا، این تحولات تبعاتی هم بطور مستقیم برای منافع کشور آمریکا داشت. یعنی اگر ایران در ملی کردن نفت خود موفق می شد، منافع امتیازی (نفتی) آمریکا را نه تنها در منطقه، بلکه در دنیا تحت الشعاع قرار می داد. به عبارت دیگر، این نگرانی بود که کشورهای دیگر از اقدام ایران الهام گرفته و نفت خود را ملی کنند. از همان اول، دولت آمریکا مخالف ملی شدن « واقعی» منابع نفتی بود. دولت آمریکا می خواستند که "ملی شدن" نفت بصورت ظاهری صورت گرفته ، و در الفاظ مطرح شود. به عبارت دیگر، در حقیقت آن ها نمی خواستند که صنعت نفت ایران بوسیله ایرانی ها کنترل شود. ( اینجا واژه کنترل کلیدی است)
این همواره موضع مشخص دولت های ترومن و آیزنهاور بود. جالب اینکه این اسناد ( و تلگراف های دیپلماتیک آمریکا) ثابت می کند که تا چه حدی دولت آمریکا سعی داشت که ملی شدن صنعت نفت بصورت " واقعی" درایران صورت نگیرد. پرزیدنت آیزنهاور در جلسات «شورای امنیت ملی» گفته بود که ملی کردن صنعت نفت، سرپیچی از یک قرارداد بین المللی است. تا کنون خیلی از تاریخ دانان این نکته را تکذیب می کردند که آمریکا نمی خواست که ملی شدن نفت بصورت واقعی موفق شود.
آقای مالکوم برن از آرشیو ملی، زحمات زیادی کشیده است که اسناد محرمانه در دسترس عموم قرار گیرد و این قابل تقدیر است. ولی من (یرواند آبراهامیان) با نظرات ایشان همواره مخالف بوده ام. ایشان معتقد است که کودتا یک " اشتباه" بود، ولی انگیزهای آمریکا در بستر جنگ سرد اشکالی نداشته اند. حقیقت امر ان است که بسیاری بخاطر جنگ سرد و توهم خطر سرخ، مسائل زیادی را توجیه می کنند، و هر چیزی که بخواهند مشروع جلوه دهند، آن را در چارچوب جنگ سرد قرار می دهند.
در صورت جلسات مذاکرات نفت، وقتی به مواضع انگلیس و آمریکا می نگرید، می گفتند که "ملی شدن" اشکالی ندارد، ولی شما توانایی استخراج، تصفیه، و بازاریابی ( و کنترل) نفت را ندارید، ما برای شما انجام می دهیم. شما در حوزه عمومی اعلان کنید "ملی شدن" صورت گرفته. ولی ما (انگلیس، آمریکا) در نهایت باید کنترل داشته باشیم. باید در نظر داشته باشیم که ملی شدن نفت ایران، منافع نفتی آمریکا در عراق، خلیج فارس، اندونزی و ونزوئلا را به خطر می اندخت.
t.me/FaridMarjai
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
Google Docs
تلاش دانشجویان دانشگاه تهران برای توقف تغییرات غیرکارشناسی در سرفصل های رشته علوم سیاسی
باسمه تعالی
جناب آقای حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری و ریاست محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی
با عنایت به مصوبه شورای تحول علوم انسانی در زمینه بازنگری و تغییر در سرفصل های رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی و در دستور کار قرار گرفتن و اعمال این سرفصل ها در…
جناب آقای حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری و ریاست محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی
با عنایت به مصوبه شورای تحول علوم انسانی در زمینه بازنگری و تغییر در سرفصل های رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی و در دستور کار قرار گرفتن و اعمال این سرفصل ها در…
اپوزیسیون واژه فرانسوی به معنای مخالفت یا مخالفان است و ریشه لاتین آن از کلمه OPPOSIT به معنای ضد میباشد. اپوزیسیون احزاب و گروه های سیاسی سازمان یافته ای است که مخالف حکومت مستقر می باشند و تحت حمایت قانون از آن انتقاد میکنند. در صورت کسب آراء اکثریت مردم در انتخابات آزاد، قدرت سیاسی و اداره امور کشور را بدست میگیرند و به تلاش برای دستیابی به هدفهایی در جهت مخالف هدفهای دارندگان قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می پردازند.
در نظامهای سیاسی و حکومتی دنیا دو نوع اپوزیسیون مطرح است: قانونی یا پارلمانی و غیر قانونی
1_پارلمانی: به موجب قانون اساسی، موجودیت اپوزیسیون به رسمیت شناخته می شود و در پارلمان گروهی را تشکیل میدهند که به حکومت یا دولت وابسته نیست و از آن حمایت نمیکند ولی خود را به قانون اساسی وفادار میداند. اینگونه اپوزیسیون با شرکت در گفتگوهای مجلس مطابق شرایطی که قانون معین کرده است در کار حکومت نظارت میکنند و افکار عمومی را در جریان میگذارند. اینگونه اپوزیسیون ها در نظام هایی که معمولا دو حزب اصلی در آنها وجود دارد مثل انگلستان یا فرانسه پدید می آیند و در نظام های تک حزبی اپوزیسیون به صورت رسمی و قانونی وجود ندارد.
2_غیر قانونی: در برخی از نظام های حکومتی اعم از اینکه دارای قانون اساسی و پارلمانی باشند مثل آمریکا و یا نباشند مثل عربستان، اپوزیسیون جایگاهی ندارد و به عنوان یکی از نهادهای قانونی و رسمی به حساب نمی آید. در ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان سوم اپوزیسیون غالبا به آن دسته از مخالفینی اطلاق میشود که در صدد براندازی نظام حکومتی آن جامعه یا به زیر کشیدن قدرتمندان نظام از اریکه قدرت هستند.
نکته آخر اینکه؛ اپوزیسیون در کشورهای مختلف به سه صورت به وجود می آید: 1_قدرت طلب: شامل مخالفینی که تنها با دولت سیاسی حاکم مخالفت میورزند.
2_ اصلاح طلب: کل نظام سیاسی را قبول دارند ولی مخالف سیاست های جاری هستند.
3_انقلابی: شامل کسانی که با کل نظام سیاسی مخالفت میورزند.
.
@politic_union
در نظامهای سیاسی و حکومتی دنیا دو نوع اپوزیسیون مطرح است: قانونی یا پارلمانی و غیر قانونی
1_پارلمانی: به موجب قانون اساسی، موجودیت اپوزیسیون به رسمیت شناخته می شود و در پارلمان گروهی را تشکیل میدهند که به حکومت یا دولت وابسته نیست و از آن حمایت نمیکند ولی خود را به قانون اساسی وفادار میداند. اینگونه اپوزیسیون با شرکت در گفتگوهای مجلس مطابق شرایطی که قانون معین کرده است در کار حکومت نظارت میکنند و افکار عمومی را در جریان میگذارند. اینگونه اپوزیسیون ها در نظام هایی که معمولا دو حزب اصلی در آنها وجود دارد مثل انگلستان یا فرانسه پدید می آیند و در نظام های تک حزبی اپوزیسیون به صورت رسمی و قانونی وجود ندارد.
2_غیر قانونی: در برخی از نظام های حکومتی اعم از اینکه دارای قانون اساسی و پارلمانی باشند مثل آمریکا و یا نباشند مثل عربستان، اپوزیسیون جایگاهی ندارد و به عنوان یکی از نهادهای قانونی و رسمی به حساب نمی آید. در ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان سوم اپوزیسیون غالبا به آن دسته از مخالفینی اطلاق میشود که در صدد براندازی نظام حکومتی آن جامعه یا به زیر کشیدن قدرتمندان نظام از اریکه قدرت هستند.
نکته آخر اینکه؛ اپوزیسیون در کشورهای مختلف به سه صورت به وجود می آید: 1_قدرت طلب: شامل مخالفینی که تنها با دولت سیاسی حاکم مخالفت میورزند.
2_ اصلاح طلب: کل نظام سیاسی را قبول دارند ولی مخالف سیاست های جاری هستند.
3_انقلابی: شامل کسانی که با کل نظام سیاسی مخالفت میورزند.
.
@politic_union
پسابرجام؛الزامات و فرصت ها
نویسنده:ذبیح الله جعفری-عضو انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
👉 http://fararu.com/fa/news/310479
.
@politic_union
نویسنده:ذبیح الله جعفری-عضو انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
👉 http://fararu.com/fa/news/310479
.
@politic_union
کابینه دوازدهم
دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پیروزی قاطعانه نماینده تفکر و روش اعتدالی-اصلاحی پایان یافت و
رئیس جمهور دوازدهم چندی است که مشغول بررسی و چینش کابینه دوازدهم میباشد.
بایست توجه داشت که چینش کابینه تنها منوط به اراده شخص رئیس جمهور نیست و در هر کشور و نظامی گروه ها، احزاب و افراد موثری در انتخاب اعضای کابینه دخیل هستند، اما در تمام این نظام ها و کشورها تمامی عوامل دخیل در هنگام تلاش برای معرفی فرد مورد نظر خود برای کابینه و سمت های اجرایی، یک اصل مهم را در نظر دارند و آن این است که، افراد کابینه را بر اساس سمت و سوی رای اکثریت پیروز و نماینده فعلی این اکثریت -رئیس جمهور- معرفی می کنند و اینگونه نیست که اگر رئیس جمهوری با شعارهای صلح جویانه از مردم رای می گیرد و پیروز می شود، دیگران تلاش کنند یک وزیر خارجه جنگ طلب را به کابینه چنین رئیس جمهوری تحمیل کنند.
همانطور که شخص آقای روحانی بیان داشتند، انتخابات ''انتخاب بین دو تفکر بوده است'' و لذا بایست حاضرین در کابینه دوازدهم نیز معتقدین و مجریان چنین تفکری باشند، در غیر اینصورت شاهد بزرگترین خیانت به دموکراسی و اعتماد مردم خواهیم بود.
آقای روحانی تاکنون ثابت کرده اند که اهل خیانت به اعتماد مردمی که وی را بر جایگاه ریاست جمهوری برکشیده اند نیستند و لذا نگرانی از این بابت وجود ندارد، اما نگرانی اصلی از آن است که فردی داعیه تفکر و روش اعتدالی-اصلاحی داشته باشد و بتواند با چنین داعیه دروغینی خود را وارد کابینه کند.
لذا درخواست ما از رئیس جمهور دوازدهم، دقت بیشتر در چینش کابینه و البته عدم تسلیم در مقابل خواست نابجای دیگران برای تحمیل گزینه های غیر همسو با رای و نظر اکثریت می باشد.
رئیس جمهور همچون مدیری است که اگر نتواند همکاران همفکر و کارآمد را به خدمت بگیرد، موجبات شکست خود را فراهم می آورد و اینبار آقای روحانی بیش از دوره یازدهم مسئول موفقیت و یا شکست توسعه کشور است. چرا که سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون حضور شخص ایشان در قامت کاندیدا برگزار خواهد شد و لذا مدیریت موفق این چهار سال پیش رو می تواند سرمایه اجتماعی عظیمی برای کاندیدای حامی تفکر توسعه ایجاد کند.
حبیب رضازاده- دانشجوی دکتری علوم سیاسی -گرایش مطالعات ایران-دانشگاه تربیت مدرس
.
@politic_union
دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پیروزی قاطعانه نماینده تفکر و روش اعتدالی-اصلاحی پایان یافت و
رئیس جمهور دوازدهم چندی است که مشغول بررسی و چینش کابینه دوازدهم میباشد.
بایست توجه داشت که چینش کابینه تنها منوط به اراده شخص رئیس جمهور نیست و در هر کشور و نظامی گروه ها، احزاب و افراد موثری در انتخاب اعضای کابینه دخیل هستند، اما در تمام این نظام ها و کشورها تمامی عوامل دخیل در هنگام تلاش برای معرفی فرد مورد نظر خود برای کابینه و سمت های اجرایی، یک اصل مهم را در نظر دارند و آن این است که، افراد کابینه را بر اساس سمت و سوی رای اکثریت پیروز و نماینده فعلی این اکثریت -رئیس جمهور- معرفی می کنند و اینگونه نیست که اگر رئیس جمهوری با شعارهای صلح جویانه از مردم رای می گیرد و پیروز می شود، دیگران تلاش کنند یک وزیر خارجه جنگ طلب را به کابینه چنین رئیس جمهوری تحمیل کنند.
همانطور که شخص آقای روحانی بیان داشتند، انتخابات ''انتخاب بین دو تفکر بوده است'' و لذا بایست حاضرین در کابینه دوازدهم نیز معتقدین و مجریان چنین تفکری باشند، در غیر اینصورت شاهد بزرگترین خیانت به دموکراسی و اعتماد مردم خواهیم بود.
آقای روحانی تاکنون ثابت کرده اند که اهل خیانت به اعتماد مردمی که وی را بر جایگاه ریاست جمهوری برکشیده اند نیستند و لذا نگرانی از این بابت وجود ندارد، اما نگرانی اصلی از آن است که فردی داعیه تفکر و روش اعتدالی-اصلاحی داشته باشد و بتواند با چنین داعیه دروغینی خود را وارد کابینه کند.
لذا درخواست ما از رئیس جمهور دوازدهم، دقت بیشتر در چینش کابینه و البته عدم تسلیم در مقابل خواست نابجای دیگران برای تحمیل گزینه های غیر همسو با رای و نظر اکثریت می باشد.
رئیس جمهور همچون مدیری است که اگر نتواند همکاران همفکر و کارآمد را به خدمت بگیرد، موجبات شکست خود را فراهم می آورد و اینبار آقای روحانی بیش از دوره یازدهم مسئول موفقیت و یا شکست توسعه کشور است. چرا که سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون حضور شخص ایشان در قامت کاندیدا برگزار خواهد شد و لذا مدیریت موفق این چهار سال پیش رو می تواند سرمایه اجتماعی عظیمی برای کاندیدای حامی تفکر توسعه ایجاد کند.
حبیب رضازاده- دانشجوی دکتری علوم سیاسی -گرایش مطالعات ایران-دانشگاه تربیت مدرس
.
@politic_union
رقابت منطقه ای ایران و عربستان برمبنای برداشت از تهدید
✍نویسنده:علیرضا خسروزاده، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
انقلاب ۱۹۷۹ در ایران باعث نگرانی امیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس از سرایت موج انقلابی گری به درون مرزهای این کشورها شد و متعاقب آن شورای همکاری خلیج فارس را باهدف تامین امنیت مشترک دولت های عربی خلیج فارس تشکیل دادند.
حمایت های مادی برخی اعضای این شورا (کویت و عربستان) از رژیم صدام در جنگ هشت ساله علیه ایران و حادثه حج سال ۱۹۸۷که منجر به کشته شدن شمار زیادی از زائران ایرانی شد،سبب تیرگی روابط ایران و عربستان گردید که سقوط رژیم صدام در سال ۲۰۰۳ منجر به شکل گیری مرحله جدیدی از دوقطبی قدرت میان ایران و عربستان در منطقه خاورمیانه شد که رقابت های سیاسی و امنیتی میان این دو کشور جنوب غربی آسیا به شیوه جنگ سرد را در پی داشت؛یعنی به شیوه ای که هر یک از طرفین درصدد تضعیف قدرت دیگری از طریق رقابت تسلیحاتی و شکل گیری اتحادهای منطقه ای برآیند.
ایران با تاثیرگذاری در تحولات عراق ،پشتیبانی از بشار اسد در سوریه، حمایت از انقلابیون شیعه در بحرین و یمن و همکاری همه جانبه با حزب الله لبنان یک قطب از این رقابت منطقه ای را تشکیل داد و رژیم سعودی نیز با جلب حمایت سودان،حمله نظامی به یمن،نفوذ سیاسی در میان احزاب مخالف حزب الله در لبنان و همچنین کمک های مالی به مصر و تجاوز به خاک بحرین در راستای حمایت از آل خلیفه قطب دیگری را در منطقه ایجاد کرد.
آنچه در این رقابت منطقه ای حائز اهمیت است تحلیل رفتار این دو کشور براساس دیدگاه رئالیسم می باشد.
عربستان را اگر برمبنای واقع گرایی نئوکلاسیک تهاجمی تحلیل کنیم،باید بگوییم که این کشور سعی دارد قدرت نظامی خود را در منطقه بمنظور مقابله با تهدید ایران از طریق خرید تسلیحات از اسرائیل و آمریکا و ایجاد اتحادهای نظامی افزایش دهد و هر از گاهی بمنظور نمایش قدرت خود به رفتار تهاجمی روی می آورد،مانند حمله به یمن در جهت مقابله با شیعیان الحوثی و حضور نظامی در خاک بحرین بمنظور مقابله با شیعیان مخالف آل خلیفه.
علاوه براین،عربستان درصدد همگرایی منطقه ای علیه ایران می باشد ولیکن همگرایی در این منطقه نمی تواند موثر واقع شود؛زیرا عواملی از جمله اختلافات مرزی رژیم های عربی خلیج فارس (مانند قطر و عربستان) ، حضور نظامی قدرت های بزرگ در این منطقه (پایگاه نظامی العدید در قطر) و از همه مهم تر ساختار قبیله ای برخی از این حکومت ها مانع از شکل گیری اتحادهای بادوام منطقه ای می شود که شرط اساسی در همگرایی منطقه ای (براساس دیدگاه لیبرالیسم) عبور موفقیت آمیز به مرحله دولت-ملت است ولیکن مولفه های دولت مدرن در این جوامع ناقص است و متعاقب آن منفعت های خاندانی بر منافع ملی اولویت دارد و این امر مانع از شکل گیری همگرایی بادوام و اتخاذ سیاست مشترک می گردد.ساختار خاندانی این حکومت ها نه تنها منجر به اختلاف میان رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس می گردد بلکه به بروز اختلاف بین این رژیم ها با دولت های دموکراتیک منطقه (از قبیل لبنان، پاکستان و...) دربرخورد با ایران می گردد که معمولا رژیم های دموکراتیک منطقه روابط خوبی با ایران دارند.
و اما ایران را اگر بر همین مبنای واقع گرایی نئوکلاسیک اما از نوع تدافعی تحلیل کنیم،باید بگوییم که این کشور از جانب عربستان و همچنین رژیم اسراییل احساس تهدید می کند و برهمین اساس سعی در اتحاد با گروه ها (مانند حزب الله لبنان) و دولت های منطقه ای (مانند سوریه) به منظور مقابله با تهدید دارد اما رفتار تهاجمی ندارد،بلکه آنگاه که احساس ناامنی کند نسبت به آن واکنش نشان می دهد،مانند اقدام اخیر موشکی ایران علیه داعش.
بنابراین آنچه که بیش از همه به رفتار این دوکشور شکل می دهد،تصمیم گیری بر مبنای موازنه تهدید است که استفان والت آن را بر موازنه قدرت ترجیح می دهد که لزوما قدرت در روابط میان دولت ها اهمیت ندارد بلکه برداشت آن ها از تهدید مهم است و این برداشت در نحوه شکل گیری سیاست خارجی ایران و عربستان موثر می باشد و می توان رقابت های منطقه ای ایران و عربستان را در سه دوره از ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳ که جنگ هشت ساله ایران و عراق و همچنین تاسیس شورای همکاری خلیج فارس از مهم ترین حوادث آن دوره بشمار می رود که بر رقابت های منطقه ای ایران و عربستان تاثیر گذاشت و سپس از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ که در این دوره مداخله قدرت های غربی در منطقه (تجاوز به عراق و حذف رژیم بعث) به حداکثر می رسد و سپس بحران پرونده هسته ای ایران تشدید می شود و نهایتا این دوره با انقلاب های عربی به پایان می رسد.
اکنون (پس از ۲۰۱۱) این رقابت منطقه ای وارد مرحله ای شده که ایران از بحران هسته ای با موفقیت عبور کرده و بشار اسد متحد منطقه ای ایران در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت نموده و این عوامل سبب شده عربستان از نفوذ ایران در منطقه بهراسد
@politic_union
✍نویسنده:علیرضا خسروزاده، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی
انقلاب ۱۹۷۹ در ایران باعث نگرانی امیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس از سرایت موج انقلابی گری به درون مرزهای این کشورها شد و متعاقب آن شورای همکاری خلیج فارس را باهدف تامین امنیت مشترک دولت های عربی خلیج فارس تشکیل دادند.
حمایت های مادی برخی اعضای این شورا (کویت و عربستان) از رژیم صدام در جنگ هشت ساله علیه ایران و حادثه حج سال ۱۹۸۷که منجر به کشته شدن شمار زیادی از زائران ایرانی شد،سبب تیرگی روابط ایران و عربستان گردید که سقوط رژیم صدام در سال ۲۰۰۳ منجر به شکل گیری مرحله جدیدی از دوقطبی قدرت میان ایران و عربستان در منطقه خاورمیانه شد که رقابت های سیاسی و امنیتی میان این دو کشور جنوب غربی آسیا به شیوه جنگ سرد را در پی داشت؛یعنی به شیوه ای که هر یک از طرفین درصدد تضعیف قدرت دیگری از طریق رقابت تسلیحاتی و شکل گیری اتحادهای منطقه ای برآیند.
ایران با تاثیرگذاری در تحولات عراق ،پشتیبانی از بشار اسد در سوریه، حمایت از انقلابیون شیعه در بحرین و یمن و همکاری همه جانبه با حزب الله لبنان یک قطب از این رقابت منطقه ای را تشکیل داد و رژیم سعودی نیز با جلب حمایت سودان،حمله نظامی به یمن،نفوذ سیاسی در میان احزاب مخالف حزب الله در لبنان و همچنین کمک های مالی به مصر و تجاوز به خاک بحرین در راستای حمایت از آل خلیفه قطب دیگری را در منطقه ایجاد کرد.
آنچه در این رقابت منطقه ای حائز اهمیت است تحلیل رفتار این دو کشور براساس دیدگاه رئالیسم می باشد.
عربستان را اگر برمبنای واقع گرایی نئوکلاسیک تهاجمی تحلیل کنیم،باید بگوییم که این کشور سعی دارد قدرت نظامی خود را در منطقه بمنظور مقابله با تهدید ایران از طریق خرید تسلیحات از اسرائیل و آمریکا و ایجاد اتحادهای نظامی افزایش دهد و هر از گاهی بمنظور نمایش قدرت خود به رفتار تهاجمی روی می آورد،مانند حمله به یمن در جهت مقابله با شیعیان الحوثی و حضور نظامی در خاک بحرین بمنظور مقابله با شیعیان مخالف آل خلیفه.
علاوه براین،عربستان درصدد همگرایی منطقه ای علیه ایران می باشد ولیکن همگرایی در این منطقه نمی تواند موثر واقع شود؛زیرا عواملی از جمله اختلافات مرزی رژیم های عربی خلیج فارس (مانند قطر و عربستان) ، حضور نظامی قدرت های بزرگ در این منطقه (پایگاه نظامی العدید در قطر) و از همه مهم تر ساختار قبیله ای برخی از این حکومت ها مانع از شکل گیری اتحادهای بادوام منطقه ای می شود که شرط اساسی در همگرایی منطقه ای (براساس دیدگاه لیبرالیسم) عبور موفقیت آمیز به مرحله دولت-ملت است ولیکن مولفه های دولت مدرن در این جوامع ناقص است و متعاقب آن منفعت های خاندانی بر منافع ملی اولویت دارد و این امر مانع از شکل گیری همگرایی بادوام و اتخاذ سیاست مشترک می گردد.ساختار خاندانی این حکومت ها نه تنها منجر به اختلاف میان رژیم های عربی حاشیه خلیج فارس می گردد بلکه به بروز اختلاف بین این رژیم ها با دولت های دموکراتیک منطقه (از قبیل لبنان، پاکستان و...) دربرخورد با ایران می گردد که معمولا رژیم های دموکراتیک منطقه روابط خوبی با ایران دارند.
و اما ایران را اگر بر همین مبنای واقع گرایی نئوکلاسیک اما از نوع تدافعی تحلیل کنیم،باید بگوییم که این کشور از جانب عربستان و همچنین رژیم اسراییل احساس تهدید می کند و برهمین اساس سعی در اتحاد با گروه ها (مانند حزب الله لبنان) و دولت های منطقه ای (مانند سوریه) به منظور مقابله با تهدید دارد اما رفتار تهاجمی ندارد،بلکه آنگاه که احساس ناامنی کند نسبت به آن واکنش نشان می دهد،مانند اقدام اخیر موشکی ایران علیه داعش.
بنابراین آنچه که بیش از همه به رفتار این دوکشور شکل می دهد،تصمیم گیری بر مبنای موازنه تهدید است که استفان والت آن را بر موازنه قدرت ترجیح می دهد که لزوما قدرت در روابط میان دولت ها اهمیت ندارد بلکه برداشت آن ها از تهدید مهم است و این برداشت در نحوه شکل گیری سیاست خارجی ایران و عربستان موثر می باشد و می توان رقابت های منطقه ای ایران و عربستان را در سه دوره از ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳ که جنگ هشت ساله ایران و عراق و همچنین تاسیس شورای همکاری خلیج فارس از مهم ترین حوادث آن دوره بشمار می رود که بر رقابت های منطقه ای ایران و عربستان تاثیر گذاشت و سپس از ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ که در این دوره مداخله قدرت های غربی در منطقه (تجاوز به عراق و حذف رژیم بعث) به حداکثر می رسد و سپس بحران پرونده هسته ای ایران تشدید می شود و نهایتا این دوره با انقلاب های عربی به پایان می رسد.
اکنون (پس از ۲۰۱۱) این رقابت منطقه ای وارد مرحله ای شده که ایران از بحران هسته ای با موفقیت عبور کرده و بشار اسد متحد منطقه ای ایران در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت نموده و این عوامل سبب شده عربستان از نفوذ ایران در منطقه بهراسد
@politic_union
توجه توجه
دانشگاه ها وانجمن هایی که تا به حال در اتحادیه نبوده اند وبا اتحادیه همکاری نداشته اند،میتوانند از طریق اینجانب(روابط عمومی اتحادیه:حامد مقدم،@rationalanimal)با اتحادیه ارتباط برقرار کنند
خواهشمندیم ابتدا خود ودانشگاه خود را معرفی کنید،سپس درخواست خود را مطرح کنید
منتظر پیشنهادات ونظرات شما هستیم
با سپاس
روابط عمومی اتحادیه
@politic_union
دانشگاه ها وانجمن هایی که تا به حال در اتحادیه نبوده اند وبا اتحادیه همکاری نداشته اند،میتوانند از طریق اینجانب(روابط عمومی اتحادیه:حامد مقدم،@rationalanimal)با اتحادیه ارتباط برقرار کنند
خواهشمندیم ابتدا خود ودانشگاه خود را معرفی کنید،سپس درخواست خود را مطرح کنید
منتظر پیشنهادات ونظرات شما هستیم
با سپاس
روابط عمومی اتحادیه
@politic_union
اگزیستانسیالیسم چیست؟؟؟
✍ نویسنده: زینب ونایی،دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه بوعلی همدان
اگزیستانسالیسم یا فلسفه اصالت وجود یکی از شایع ترین نهضت های غرب میباشد که برای اولین بار توسط سورن کیرکگارد فیلسوف دانمارکی در قرن 19 به معنای وجود واقعی انسان به کار برده شد؛ به این معنی که انسان موجودی است که از خودش به طور روشن و بی واسطه آگاه است.
وجه تسمیه این مکتب این است که وجود د هستی هر چیز بالاتر و متعالی تر از ماهیت و چیستی آن چیز میباشد. همه ما حقیقتا با وجود اشیاء سر و کار داریم و اگر درست توجه کنیم خود را غوطه ور در وجود جهان و موجودات آن می یابیم بنابراین اصالت با وجود است.
کیرکگارد راه نجات انسان را در ایمان به خدا میدانست و در واقع اگزیستانس دینی را دنبال میکرد، اما اکثریت فیلسوفان این مکتب که در قرن 20 ظهور کردند از اعتقادات دینی خاصی برخوردار نبودند.
از مهمترین فیلسوفان این نهضت میتوان به کیرکگارد، نیچه، هرسول، هایدگر، سارتر، مارسل و بوبر اشاره کرد که هرکدام در این حیطه نظریات و اندیشه های مهم و خاصی را مطرح کردند.
در آثار آن ها، سوال اساسی فلسفه اگزیستانسیالیسم این است که انسان در این عالم نامعقول و بی معنا چگونه باید زندگی کند. اعتقاد آنها این بود که انسان در زندگی با دنیایی توضیح ناپذیر روبروست. فلاسفه اگزیستانسیالیسم برای تبیین این مسائل و حل آنها، هریک به دنبال راه حل های بودند، به عنوان مقال نیچه فیلسوف آلمانی اظهار داشت که راه حل کنار گذاشتن عقلانیت و شک کردن به هر چه شک پذیر باشد؛ حتی به اصول اخلاق و ارزشهاست. و در نهایت اینکه دیگر نه عقیده و یقینی باقی میماند و نه اخلاق و ارزشی و چنین تفکراتی بود که منجر به شکل گیری مکتب نهیلیسم ( پوچ گرایی ) شد. علی الاصول مبانی نظری این فلسفه، بر حمایت از هر نوع اندیشه ضد عقلی استوار است.
فلسفه اگزیستانسیالیسم یا فلسفه اصالت وجود، فلسفه عمیقی است و اوج آن را میتوان در اثر بزرگ فیلسوف آلمانی ( مارتین هایدگر ) به نام *وجود و زمان* یافت.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید.📚
▪️مارتین هایدگر و پرسش بنیادین،بابک احمدی، تهران نشر مرکز 1381
▪️ویژه نیچه، جمعی از نویسندگان ایرانی و خارجی، تهران کتاب زمان
▪️مقاله اگزیستانسیالیسم چیست؟ بابک صحرانورد
▪️در دفاع از روشنفکران، ژان پل سارتر،ترجمه، رضا سید حسینی، تهران نشر ناهید
@politic_union
✍ نویسنده: زینب ونایی،دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه بوعلی همدان
اگزیستانسالیسم یا فلسفه اصالت وجود یکی از شایع ترین نهضت های غرب میباشد که برای اولین بار توسط سورن کیرکگارد فیلسوف دانمارکی در قرن 19 به معنای وجود واقعی انسان به کار برده شد؛ به این معنی که انسان موجودی است که از خودش به طور روشن و بی واسطه آگاه است.
وجه تسمیه این مکتب این است که وجود د هستی هر چیز بالاتر و متعالی تر از ماهیت و چیستی آن چیز میباشد. همه ما حقیقتا با وجود اشیاء سر و کار داریم و اگر درست توجه کنیم خود را غوطه ور در وجود جهان و موجودات آن می یابیم بنابراین اصالت با وجود است.
کیرکگارد راه نجات انسان را در ایمان به خدا میدانست و در واقع اگزیستانس دینی را دنبال میکرد، اما اکثریت فیلسوفان این مکتب که در قرن 20 ظهور کردند از اعتقادات دینی خاصی برخوردار نبودند.
از مهمترین فیلسوفان این نهضت میتوان به کیرکگارد، نیچه، هرسول، هایدگر، سارتر، مارسل و بوبر اشاره کرد که هرکدام در این حیطه نظریات و اندیشه های مهم و خاصی را مطرح کردند.
در آثار آن ها، سوال اساسی فلسفه اگزیستانسیالیسم این است که انسان در این عالم نامعقول و بی معنا چگونه باید زندگی کند. اعتقاد آنها این بود که انسان در زندگی با دنیایی توضیح ناپذیر روبروست. فلاسفه اگزیستانسیالیسم برای تبیین این مسائل و حل آنها، هریک به دنبال راه حل های بودند، به عنوان مقال نیچه فیلسوف آلمانی اظهار داشت که راه حل کنار گذاشتن عقلانیت و شک کردن به هر چه شک پذیر باشد؛ حتی به اصول اخلاق و ارزشهاست. و در نهایت اینکه دیگر نه عقیده و یقینی باقی میماند و نه اخلاق و ارزشی و چنین تفکراتی بود که منجر به شکل گیری مکتب نهیلیسم ( پوچ گرایی ) شد. علی الاصول مبانی نظری این فلسفه، بر حمایت از هر نوع اندیشه ضد عقلی استوار است.
فلسفه اگزیستانسیالیسم یا فلسفه اصالت وجود، فلسفه عمیقی است و اوج آن را میتوان در اثر بزرگ فیلسوف آلمانی ( مارتین هایدگر ) به نام *وجود و زمان* یافت.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید.📚
▪️مارتین هایدگر و پرسش بنیادین،بابک احمدی، تهران نشر مرکز 1381
▪️ویژه نیچه، جمعی از نویسندگان ایرانی و خارجی، تهران کتاب زمان
▪️مقاله اگزیستانسیالیسم چیست؟ بابک صحرانورد
▪️در دفاع از روشنفکران، ژان پل سارتر،ترجمه، رضا سید حسینی، تهران نشر ناهید
@politic_union
Union_politic.pdf
1.7 MB
اسلام سیاسی و مدرنیته؛سوژگی و عاملیت انسانی
✍نویسنده:سید هاشم منیری
📖 فصلنامه سیاست نامه دانشگاه فردوسی
@politic_union
✍نویسنده:سید هاشم منیری
📖 فصلنامه سیاست نامه دانشگاه فردوسی
@politic_union
جلسه شورای مرکزی اتحادیه انجمن های علوم سیاسی ایران در دانشگاه تربیت مدرس و بازدید از موزه صلح تهران ۱۳۹۶/۰۵/۱۱
@politic_union
@politic_union
در بازدید از موزه صلح تهران مورد تاکید قرار گرفت؛
همکاری اتحادیه علوم سیاسی و موزه صلح با هدف ترویج فرهنگ صلح
@politic_union
همکاری اتحادیه علوم سیاسی و موزه صلح با هدف ترویج فرهنگ صلح
@politic_union
کانال های انجمن های علمی علوم سیاسی دانشگاه های کشور 🇮🇷👇
☑️اتحادیه انجمن های علوم سیاسی ایران
@politic_union
✔️ندای سیاست،نشریه انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
@nedaye_siyasat
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری
@hsu_political_science
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شیراز
@shzu_political_science
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه باهنر کرمان
@pssbuk
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بوعلی همدان
@politicbasu
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
@sourcepolicy
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه گیلان
@guilanpolitic
✔️انجمن علوم سیاسی دانشگاه لرستان(خرم آباد)
@unisiaysn
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد
@scientificassociation
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی
@ikiu_politicalscience
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
@atu_siyasi
✔️انجمن علمی روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
@tmuinternational
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آیت الله عظمی بروجردی(ره)(بروجرد)
@politicscience_abru
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
@politicalfum
✔️انجمن علمی مطالعات افغانستان_دانشگاه فردوسی مشهد
@afghanestanasa_fum
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه مازندران
@Aos_umz
✔️انجمن علمی علوم سیاسی خراسان
@khorasanpolitic
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه مفید قم
@mofidunipsa
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور مرکز کرج
@politicalanjoman
☑️اتحادیه انجمن های علوم سیاسی ایران
@politic_union
✔️ندای سیاست،نشریه انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
@nedaye_siyasat
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری
@hsu_political_science
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شیراز
@shzu_political_science
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه باهنر کرمان
@pssbuk
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بوعلی همدان
@politicbasu
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
@sourcepolicy
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه گیلان
@guilanpolitic
✔️انجمن علوم سیاسی دانشگاه لرستان(خرم آباد)
@unisiaysn
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد
@scientificassociation
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی
@ikiu_politicalscience
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
@atu_siyasi
✔️انجمن علمی روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
@tmuinternational
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آیت الله عظمی بروجردی(ره)(بروجرد)
@politicscience_abru
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
@politicalfum
✔️انجمن علمی مطالعات افغانستان_دانشگاه فردوسی مشهد
@afghanestanasa_fum
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه مازندران
@Aos_umz
✔️انجمن علمی علوم سیاسی خراسان
@khorasanpolitic
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه مفید قم
@mofidunipsa
✔️انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور مرکز کرج
@politicalanjoman
🔘 آدرس کانال انجمنهای علمی علوم اجتماعی کشور 🔘
🔴اتحادیه انجمنهای علمی علوم اجتماعی سراسر کشور
🆔@socialunion
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان
🆔@ui_sociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه باهنر کرمان
🆔@uksociology
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه شهید بهشتی
🆔@anjomanelmisociologysbu
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
🆔@socialsciencetu
🔴انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس
🆔@tmusociology
🔴 انجمن علمی ارتباطات دانشگاه تهران
🆔@mediastudies_ut
🔴 انجمن علمی انسانشناسی دانشگاه تهران
🆔@aaautacir
🔴 انجمن علمی برنامهریزی اجتماعی دانشگاه تهران
🆔@socialplanning
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تهران
🆔@tehransociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران
🆔@utsaiss
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
🆔@kharazmi_sociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه سیستان و بلوچستان
🆔@paradaym
🔴 انجمن علمى تعاون و رفاه دانشگاه علامه طباطبايى
🆔 @taavon_refah_atu
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
🆔@sociologyatu95
🔴 انجمن علمى مددكارى دانشگاه علامه طباطبايى
🆔 @madadkariallame
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد
🆔@social_sciences_association
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه کاشان
🆔@Sociologists1
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه گیلان
🆔@Social_Research
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
🆔@sociology_umz
🔴انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه یاسوج
🆔@sociolgyyu
🔴 انجمن علمی مددکاری دانشگاه یزد
🆔@Socialwork_yazd
🔴اتحادیه انجمنهای علمی علوم اجتماعی سراسر کشور
🆔@socialunion
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان
🆔@ui_sociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه باهنر کرمان
🆔@uksociology
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه شهید بهشتی
🆔@anjomanelmisociologysbu
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
🆔@socialsciencetu
🔴انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس
🆔@tmusociology
🔴 انجمن علمی ارتباطات دانشگاه تهران
🆔@mediastudies_ut
🔴 انجمن علمی انسانشناسی دانشگاه تهران
🆔@aaautacir
🔴 انجمن علمی برنامهریزی اجتماعی دانشگاه تهران
🆔@socialplanning
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تهران
🆔@tehransociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران
🆔@utsaiss
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
🆔@kharazmi_sociology
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه سیستان و بلوچستان
🆔@paradaym
🔴 انجمن علمى تعاون و رفاه دانشگاه علامه طباطبايى
🆔 @taavon_refah_atu
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
🆔@sociologyatu95
🔴 انجمن علمى مددكارى دانشگاه علامه طباطبايى
🆔 @madadkariallame
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد
🆔@social_sciences_association
🔴 انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه کاشان
🆔@Sociologists1
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه گیلان
🆔@Social_Research
🔴 انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه مازندران
🆔@sociology_umz
🔴انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه یاسوج
🆔@sociolgyyu
🔴 انجمن علمی مددکاری دانشگاه یزد
🆔@Socialwork_yazd
گزارش اولین جلسه دومین دوره شورای مرکزی اتحادیه علوم سیاسی:
بسمه تعالی
اولین جلسه دومین دوره شورای مرکزی اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی در روز چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.
اهم مصوبات این جلسه به شرح زیر می باشند:
۱- انتخاب روز ۲۸ آذر به عنوان روز علوم سیاسی بمناسبت سالروز تاسیس اولین مدرسه علوم سیاسی ایران در سال ۱۲۷۸ (که نخستین موسسه آموزش عالی تخصصی در کشورمان می باشد) و اجرای برنامه های متعدد در یکصد و هجدهمین سالگرد این رویداد
۲- انتشار نخستین شماره فصلنامه سراسری اتحادیه علوم سیاسی در پاییز سال جاری
۳- همکاری با موزه صلح تهران با هدف ترویج فرهنگ صلح
۴- اجرای برنامه های مناسبتی در روزهای مرتبط با علم سیاست به طور همزمان در دانشگاه های عضو اتحادیه
@politic_union
بسمه تعالی
اولین جلسه دومین دوره شورای مرکزی اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی در روز چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶ در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد.
اهم مصوبات این جلسه به شرح زیر می باشند:
۱- انتخاب روز ۲۸ آذر به عنوان روز علوم سیاسی بمناسبت سالروز تاسیس اولین مدرسه علوم سیاسی ایران در سال ۱۲۷۸ (که نخستین موسسه آموزش عالی تخصصی در کشورمان می باشد) و اجرای برنامه های متعدد در یکصد و هجدهمین سالگرد این رویداد
۲- انتشار نخستین شماره فصلنامه سراسری اتحادیه علوم سیاسی در پاییز سال جاری
۳- همکاری با موزه صلح تهران با هدف ترویج فرهنگ صلح
۴- اجرای برنامه های مناسبتی در روزهای مرتبط با علم سیاست به طور همزمان در دانشگاه های عضو اتحادیه
@politic_union