This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Do not despair if the Beloved turns you away;
If He sends you away today, will He not invite you back tomorrow?
If He shuts the door on you, do not leave; wait there in patience,
For after your patience, He will seat you in the place of honor.
And if He blocks every road and every passageway,
He will reveal a secret path that no one else can know.
Look at the butcher: when he severs the sheep’s head with his blade,
He does not abandon his kill; he slays it, then pulls it close.
When the sheep's own breath is gone, he fills it with his own breath;
Behold to what heights the breath of the Divine can carry you!
I speak this only as a parable, for in truth, His boundless grace
Kills no one, but rather delivers them from death.
He would grant the entire kingdom of Solomon to a single ant;
He freely gives both worlds, yet never breaks a single heart.
My heart roamed the whole world and found no equal to Him.
Whom does He resemble? Whom does He resemble? Whom does He resemble? Whom?
If He sends you away today, will He not invite you back tomorrow?
If He shuts the door on you, do not leave; wait there in patience,
For after your patience, He will seat you in the place of honor.
And if He blocks every road and every passageway,
He will reveal a secret path that no one else can know.
Look at the butcher: when he severs the sheep’s head with his blade,
He does not abandon his kill; he slays it, then pulls it close.
When the sheep's own breath is gone, he fills it with his own breath;
Behold to what heights the breath of the Divine can carry you!
I speak this only as a parable, for in truth, His boundless grace
Kills no one, but rather delivers them from death.
He would grant the entire kingdom of Solomon to a single ant;
He freely gives both worlds, yet never breaks a single heart.
My heart roamed the whole world and found no equal to Him.
Whom does He resemble? Whom does He resemble? Whom does He resemble? Whom?
🏆3👏1
نغمه ترجمه با حامد📚
Photo
میان آموختن و رها کردن آموختهها
سرانجام لحظهای در خلوت زندگی فرا میرسد که دیگر دست از پرسیدن «چرا» برمیداریم و میپرسیم: «حالا چه باید کرد؟»
مدتها بر این باور بودم که خلوص نیت کفایت میکند؛ اینکه اگر نیتمان پاک باشد و از صمیم قلب بکوشیم، زندگی بهآسانی تمام آرزوهایمان را برآورده میسازد. شاید قصهها چنین باوری را در ذهنم پرورانده بودند. در کودکی با این خیال بزرگ شدم که در پایان داستانها، عشق همیشه گرهگشاست، عدالت در زمان مقرر برقرار میشود و دلهای شکسته سرانجام التیام مییابند.
اما پس از آن، روزگار با صراحت بیرحمانهاش روی دیگر سکه را نشان داد. زندگی بر سر خوبیهایمان با ما معامله نمیکند و هیچ تضمینی نمیدهد که هر دعایی دقیقاً همانطور که میپنداریم مستجاب شود. گاهی مهربانترین انسانها سنگینترین بارها را به دوش میکشند و سختترین نبردها نصیب کسانی میشود که اصلاً سزاوار چنین رنجهایی نیستند.
بزرگ شدن تنها به معنای بالا رفتن سن نیست. بزرگ شدن همان اندوه خاموشی است که هنگام تماشای رنگ باختن زیباترین باورهای قطعیمان حس میکنیم تا سرانجام دریابیم واقعیت قرار نیست همیشه پایان خوشی برایمان رقم بزند.
اما شاید بزرگترین زیبایی زندگی نیز در همین راز پنهان باشد.
اگر هر راهی دقیقاً به همانجایی ختم میشد که انتظارش را داشتیم، دیگر هیچ هیجان و شگفتی در مسیر باقی نمیماند. راز زندگی در پیشبینیناپذیریِ آن است. آنچه امروز پایان راه به نظر میرسد، شاید تنها فصلی از زندگی باشد که هنوز نمیتوانیم حکمتش را درک کنیم. برخی پاسخها سالها پس از پرسشها از راه میرسند و برخی فقدانها خود بهانهای میشوند تا خویشتن حقیقیمان را کشف کنیم.
پس شاید زندگی در پی برقراری عدالت نیست، بلکه میخواهد ما را کامل کند.
همانطور که «دوری» مهربانانه یادآور شد، تنها کاری که از دستمان برمیآید شنا کردن و پیش رفتن است؛ نه به این دلیل که میدانیم جریان آب ما را به کجا خواهد برد، بلکه به این خاطر که با بیحرکت ماندن، رازهای اقیانوس هرگز برملا نمیشوند.
شاید یک روز عادی به گذشته بنگریم و دریابیم آنچه زمانی همچون یک نفرین به نظر میرسید، آرامآرام به بزرگترین موهبتمان تبدیل شده است. آنچه زمانی پایان راه مینمود، در حقیقت آغازی بود در چهرهای دیگر.
در نهایت، پایان شب سیه همواره سپید است. گاهی فقط باید تاب بیاوریم تا خورشید از پسِ ابرها رخ بنماید.
سرانجام لحظهای در خلوت زندگی فرا میرسد که دیگر دست از پرسیدن «چرا» برمیداریم و میپرسیم: «حالا چه باید کرد؟»
مدتها بر این باور بودم که خلوص نیت کفایت میکند؛ اینکه اگر نیتمان پاک باشد و از صمیم قلب بکوشیم، زندگی بهآسانی تمام آرزوهایمان را برآورده میسازد. شاید قصهها چنین باوری را در ذهنم پرورانده بودند. در کودکی با این خیال بزرگ شدم که در پایان داستانها، عشق همیشه گرهگشاست، عدالت در زمان مقرر برقرار میشود و دلهای شکسته سرانجام التیام مییابند.
اما پس از آن، روزگار با صراحت بیرحمانهاش روی دیگر سکه را نشان داد. زندگی بر سر خوبیهایمان با ما معامله نمیکند و هیچ تضمینی نمیدهد که هر دعایی دقیقاً همانطور که میپنداریم مستجاب شود. گاهی مهربانترین انسانها سنگینترین بارها را به دوش میکشند و سختترین نبردها نصیب کسانی میشود که اصلاً سزاوار چنین رنجهایی نیستند.
بزرگ شدن تنها به معنای بالا رفتن سن نیست. بزرگ شدن همان اندوه خاموشی است که هنگام تماشای رنگ باختن زیباترین باورهای قطعیمان حس میکنیم تا سرانجام دریابیم واقعیت قرار نیست همیشه پایان خوشی برایمان رقم بزند.
اما شاید بزرگترین زیبایی زندگی نیز در همین راز پنهان باشد.
اگر هر راهی دقیقاً به همانجایی ختم میشد که انتظارش را داشتیم، دیگر هیچ هیجان و شگفتی در مسیر باقی نمیماند. راز زندگی در پیشبینیناپذیریِ آن است. آنچه امروز پایان راه به نظر میرسد، شاید تنها فصلی از زندگی باشد که هنوز نمیتوانیم حکمتش را درک کنیم. برخی پاسخها سالها پس از پرسشها از راه میرسند و برخی فقدانها خود بهانهای میشوند تا خویشتن حقیقیمان را کشف کنیم.
پس شاید زندگی در پی برقراری عدالت نیست، بلکه میخواهد ما را کامل کند.
همانطور که «دوری» مهربانانه یادآور شد، تنها کاری که از دستمان برمیآید شنا کردن و پیش رفتن است؛ نه به این دلیل که میدانیم جریان آب ما را به کجا خواهد برد، بلکه به این خاطر که با بیحرکت ماندن، رازهای اقیانوس هرگز برملا نمیشوند.
شاید یک روز عادی به گذشته بنگریم و دریابیم آنچه زمانی همچون یک نفرین به نظر میرسید، آرامآرام به بزرگترین موهبتمان تبدیل شده است. آنچه زمانی پایان راه مینمود، در حقیقت آغازی بود در چهرهای دیگر.
در نهایت، پایان شب سیه همواره سپید است. گاهی فقط باید تاب بیاوریم تا خورشید از پسِ ابرها رخ بنماید.
❤3👏2
کتاب چه پدیدهٔ شگفتانگیزی است. جسمی مسطح از جنس درخت با ورقههایی انعطافپذیر که انبوهی از خطوط تیره و درهمپیچیده بر آنها نقش بسته است. اما کافی است تنها نگاهی به آن بیندازید تا به ذهن انسان دیگری راه یابید، انسانی که شاید هزاران سال پیش چشم از جهان فروبسته باشد. نویسندهای از پس هزارهها، رسا و بیصدا، درون ذهنتان و بیواسطه با شما سخن میگوید. نوشتن شاید بزرگترین اختراع بشر باشد، دستاوردی که انسانهای ناآشنا با یکدیگر و شهروندان عصرهای دوردست را به هم پیوند میدهد. کتابها غل و زنجیر زمان را در هم میشکنند. کتاب گواه آن است که انسان توانایی آفرینش جادو را دارد.
[Cosmos, Part 11: The Persistence of Memory (1980)]
[Cosmos, Part 11: The Persistence of Memory (1980)]
❤2🎉2👏1
نغمه ترجمه با حامد📚
Photo
آیا تنهایی مطلوب است؟
چند روز پیش سخنی شنیدم که مرا درگیر این پرسش کرد: «آدمی گاه باید از دیگران ببرد و خلوت بگزیند تا مجالی برای پرداختن به خویشتن بیابد.» با آنکه کاملاً با این سخن همراهم، از خود پرسیدم چرا اینقدر به تنهایی گرایش دارم؟ آیا این حالم طبیعی است؟ سپس دریافتم که در خلوت، هیچچیز رشتهٔ افکار انسان را از هم نمیگسلد. آدمی میتواند از هیاهوی پیرامون، حرف مردم، تحلیل پیدرپی رخدادها و سنجش کارهای خود کناره بگیرد و نفسی تازه کند. بریدن پیوند ذهن با سیلاب اطلاعات روزمره، اهمیتی حیاتی دارد. حضور بیش از اندازه در میان جمع، رفتهرفته روان انسان را میفرساید. بدین معنا که اگر نتوانی ذهن را در برابر آشفتگیها حفظ کنی، هویت خود را از دست میدهی. حتی در صورت داشتن چنین توانی، باز هم کار به جنون میکشد، زیرا باید پیوسته به دنبال راه گریزی از این دنیای آشفته باشی. همهٔ انسانها به چنین خلوتی نیازمندند تا ذهن خود را بپالایند و گوهر وجودی خویش را دریابند.
من نیز از همنشینی و همکلامی با انسانهای گیرا لذت میبرم و مردمگریز نیستم، اما راستش را بخواهید، وقتی در میان غریبهها قرار میگیرم، میکوشم ذهنم را از کار بیندازم تا نه اسیر نگاه دیگران شوم و نه کسی را معذب کنم. بهجای آن، به طبیعت و بناهای پیرامونم چشم میدوزم و تنها به دغدغههای خود سرگرم میشوم. بدین ترتیب احساس میکنم بار و فشار اضافهای بر دوش ذهنم سنگینی نمیکند.
در پایان باید بر چند نکتهٔ مهم تأکید ورزم: خلوتگزینی پدیدهٔ بدی نیست، بلکه مجالی برای آسایش و بازیابی توان جسم و روان است. اگر از تنهایی لذت میبرید، نشانهٔ آن است که هنوز نیمهٔ گمشدهٔ خود را نیافتهاید، همان کسی که قدر شما را بداند، چراکه انسان موجودی اجتماعی است و نمیتواند همیشه در انزوا بماند. سرانجام اینکه، از تقلید اندیشهها، سبک زندگی، رفتار، برنامهها و اهداف دیگران دست بردارید و راه خویش را بیابید!
چند روز پیش سخنی شنیدم که مرا درگیر این پرسش کرد: «آدمی گاه باید از دیگران ببرد و خلوت بگزیند تا مجالی برای پرداختن به خویشتن بیابد.» با آنکه کاملاً با این سخن همراهم، از خود پرسیدم چرا اینقدر به تنهایی گرایش دارم؟ آیا این حالم طبیعی است؟ سپس دریافتم که در خلوت، هیچچیز رشتهٔ افکار انسان را از هم نمیگسلد. آدمی میتواند از هیاهوی پیرامون، حرف مردم، تحلیل پیدرپی رخدادها و سنجش کارهای خود کناره بگیرد و نفسی تازه کند. بریدن پیوند ذهن با سیلاب اطلاعات روزمره، اهمیتی حیاتی دارد. حضور بیش از اندازه در میان جمع، رفتهرفته روان انسان را میفرساید. بدین معنا که اگر نتوانی ذهن را در برابر آشفتگیها حفظ کنی، هویت خود را از دست میدهی. حتی در صورت داشتن چنین توانی، باز هم کار به جنون میکشد، زیرا باید پیوسته به دنبال راه گریزی از این دنیای آشفته باشی. همهٔ انسانها به چنین خلوتی نیازمندند تا ذهن خود را بپالایند و گوهر وجودی خویش را دریابند.
من نیز از همنشینی و همکلامی با انسانهای گیرا لذت میبرم و مردمگریز نیستم، اما راستش را بخواهید، وقتی در میان غریبهها قرار میگیرم، میکوشم ذهنم را از کار بیندازم تا نه اسیر نگاه دیگران شوم و نه کسی را معذب کنم. بهجای آن، به طبیعت و بناهای پیرامونم چشم میدوزم و تنها به دغدغههای خود سرگرم میشوم. بدین ترتیب احساس میکنم بار و فشار اضافهای بر دوش ذهنم سنگینی نمیکند.
در پایان باید بر چند نکتهٔ مهم تأکید ورزم: خلوتگزینی پدیدهٔ بدی نیست، بلکه مجالی برای آسایش و بازیابی توان جسم و روان است. اگر از تنهایی لذت میبرید، نشانهٔ آن است که هنوز نیمهٔ گمشدهٔ خود را نیافتهاید، همان کسی که قدر شما را بداند، چراکه انسان موجودی اجتماعی است و نمیتواند همیشه در انزوا بماند. سرانجام اینکه، از تقلید اندیشهها، سبک زندگی، رفتار، برنامهها و اهداف دیگران دست بردارید و راه خویش را بیابید!
❤3
نغمه ترجمه با حامد📚
Photo
خودخواهی هیچ عیبی ندارد.
واژهٔ «خودخواه» در ذهن بسیاری از افراد بار منفی دارد. همیشه به ما یاد دادهاند که دیگران را بر خود مقدم بداریم و در مقابل، ترجیح دادن خود به دیگران را بیادبی یا خودپرستی دانستهاند. اما خودخواهی همیشه هم صفت ناپسندی نیست. گاهی اولویت دادن به خود نه تنها خودخواهی نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است.
توجه به نیازهای شخصی، حفظ آرامش درون و تعیین حدومرزهای مشخص، همگی از نشانههای احترام به خود است. وقتی از درون خسته و خالی باشید، نمیتوانید مدام وقت و انرژی و محبتتان را نثار دیگران کنید. درست مثل دستورالعمل ایمنی هواپیما که میگوید پیش از کمک به دیگران، اول ماسک اکسیژن خود را بزنید. این قاعدهٔ ساده به ما یادآوری میکند که تنها با مراقبت از خود میتوانیم تکیهگاه دیگران باشیم.
خودخواهی معقول یعنی بدانیم کِی و کجا بدون عذاب وجدان «نه» بگوییم، وقت خستگی استراحت کنیم، از روابط فرسایشی دوری کنیم و به دنبال رؤیاهایمان برویم، حتی اگر دیگران ما را درک نکنند. این انتخابها نه تنها خودخواهی مخرب نیستند، بلکه نشان میدهند که برای خود ارزش قائلید.
فراموش نکنید که هیچکس جز خودتان مسئول شادی و سلامت شما نیست. اگر برای التیام زخمها، رشد فردی یا حتی یک نفس راحت کشیدن به زمان نیاز دارید، هیچ ایرادی ندارد که خود را بر دیگران مقدم بدارید. مراقبت از خود گناه نیست که بخواهید بابت آن از کسی عذرخواهی کنید. گاهی بزرگترین لطفی که میتوانید در حق خود و اطرافیانتان بکنید، این است که به یاد داشته باشید خودخواهی هیچ عیبی ندارد.
واژهٔ «خودخواه» در ذهن بسیاری از افراد بار منفی دارد. همیشه به ما یاد دادهاند که دیگران را بر خود مقدم بداریم و در مقابل، ترجیح دادن خود به دیگران را بیادبی یا خودپرستی دانستهاند. اما خودخواهی همیشه هم صفت ناپسندی نیست. گاهی اولویت دادن به خود نه تنها خودخواهی نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است.
توجه به نیازهای شخصی، حفظ آرامش درون و تعیین حدومرزهای مشخص، همگی از نشانههای احترام به خود است. وقتی از درون خسته و خالی باشید، نمیتوانید مدام وقت و انرژی و محبتتان را نثار دیگران کنید. درست مثل دستورالعمل ایمنی هواپیما که میگوید پیش از کمک به دیگران، اول ماسک اکسیژن خود را بزنید. این قاعدهٔ ساده به ما یادآوری میکند که تنها با مراقبت از خود میتوانیم تکیهگاه دیگران باشیم.
خودخواهی معقول یعنی بدانیم کِی و کجا بدون عذاب وجدان «نه» بگوییم، وقت خستگی استراحت کنیم، از روابط فرسایشی دوری کنیم و به دنبال رؤیاهایمان برویم، حتی اگر دیگران ما را درک نکنند. این انتخابها نه تنها خودخواهی مخرب نیستند، بلکه نشان میدهند که برای خود ارزش قائلید.
فراموش نکنید که هیچکس جز خودتان مسئول شادی و سلامت شما نیست. اگر برای التیام زخمها، رشد فردی یا حتی یک نفس راحت کشیدن به زمان نیاز دارید، هیچ ایرادی ندارد که خود را بر دیگران مقدم بدارید. مراقبت از خود گناه نیست که بخواهید بابت آن از کسی عذرخواهی کنید. گاهی بزرگترین لطفی که میتوانید در حق خود و اطرافیانتان بکنید، این است که به یاد داشته باشید خودخواهی هیچ عیبی ندارد.
❤3
ارادهٔ پیروزی
اگر چیزی را چنان از جان و دل میخواهی
که برایش قد علم کنی و بجنگی،
روز و شب در راهش بکوشی،
و زمان و آرامش و خوابت را فدایش کنی،
اگر شوق وصالش
چنان بیقرارت میکند
که دمی از تکاپو بازنمیمانی،
و هر چیز دیگری در چشمت خوار و بیمقدار جلوه میکند،
اگر زندگی بیآن سراسر پوچ و بیهوده است
و تمام نقشهها و رویاهایت به آن گره خورده،
اگر با تمام وجود برایش عرق میریزی،
خوندل میخوری، چارهاندیشی میکنی،
و در راهش پروای خالق و مخلوق را از سر بیرون میکنی،
اگر یکسره در پی مرادت باشی،
با تمام توان،
با قدرت و فراست،
با ایمان، امید، یقین و سرسختی خللناپذیر،
اگر نه فقر جانکاه، گرسنگی و ناتوانی،
و نه بیماری یا درد جسم و جان،
هیچکدام نتواند تو را از مقصودت بازدارد،
اگر با سماجت و قاطعیت عرصه را بر آن تنگ کنی و در چنگش بگیری،
به دستش خواهی آورد!
–برتون برالی
اگر چیزی را چنان از جان و دل میخواهی
که برایش قد علم کنی و بجنگی،
روز و شب در راهش بکوشی،
و زمان و آرامش و خوابت را فدایش کنی،
اگر شوق وصالش
چنان بیقرارت میکند
که دمی از تکاپو بازنمیمانی،
و هر چیز دیگری در چشمت خوار و بیمقدار جلوه میکند،
اگر زندگی بیآن سراسر پوچ و بیهوده است
و تمام نقشهها و رویاهایت به آن گره خورده،
اگر با تمام وجود برایش عرق میریزی،
خوندل میخوری، چارهاندیشی میکنی،
و در راهش پروای خالق و مخلوق را از سر بیرون میکنی،
اگر یکسره در پی مرادت باشی،
با تمام توان،
با قدرت و فراست،
با ایمان، امید، یقین و سرسختی خللناپذیر،
اگر نه فقر جانکاه، گرسنگی و ناتوانی،
و نه بیماری یا درد جسم و جان،
هیچکدام نتواند تو را از مقصودت بازدارد،
اگر با سماجت و قاطعیت عرصه را بر آن تنگ کنی و در چنگش بگیری،
به دستش خواهی آورد!
–برتون برالی
👏3
‼️ متأسفانه برای کانال دوست خوبم یک اتفاق غیرمنتظره افتاد و کانالش پرید!
اگر دنبال یک منبع واقعاً کاربردی برای آموزش زبان انگلیسی هستید، حتماً عضو کانال جدیدش بشید. محتوای قبلیش که عالی بود، این بار هم قراره پرقدرتتر ادامه بده.
🌹حمایتش کنید که زودتر برگرده به جمع قبلی:
https://t.me/steepedwithEnglish
اگر دنبال یک منبع واقعاً کاربردی برای آموزش زبان انگلیسی هستید، حتماً عضو کانال جدیدش بشید. محتوای قبلیش که عالی بود، این بار هم قراره پرقدرتتر ادامه بده.
🌹حمایتش کنید که زودتر برگرده به جمع قبلی:
https://t.me/steepedwithEnglish
Telegram
𝕊𝕥𝕖𝕖𝕡𝕖𝕕𝕨𝕚𝕥𝕙𝔼𝕟𝕘𝕝𝕚𝕤𝕙
🚩 unpretentious but persistent
فقط ۶ ماه رو زبانت وقت بذار و پیشرفتتو ببین
I am a coach
Trust me 💯
↘️
@Milad_NB76
فقط ۶ ماه رو زبانت وقت بذار و پیشرفتتو ببین
I am a coach
Trust me 💯
↘️
@Milad_NB76
👍3
نغمه ترجمه با حامد📚 pinned «‼️ متأسفانه برای کانال دوست خوبم یک اتفاق غیرمنتظره افتاد و کانالش پرید! اگر دنبال یک منبع واقعاً کاربردی برای آموزش زبان انگلیسی هستید، حتماً عضو کانال جدیدش بشید. محتوای قبلیش که عالی بود، این بار هم قراره پرقدرتتر ادامه بده. 🌹حمایتش کنید که زودتر برگرده…»
Forwarded from 𝕊𝕥𝕖𝕖𝕡𝕖𝕕𝕨𝕚𝕥𝕙𝔼𝕟𝕘𝕝𝕚𝕤𝕙
#دوره_مکالمه
#سطح_متوسط_به_بالا
🎥🏮🎬 جلسات دیسکاشن انگلیسی و رایگان سریال Prison Break (فرار از زندان) برای تمامی علاقه مندان؛
شرایط عمومی:
1️⃣ سطح متوسط به بالا
2️⃣ همراهی با گروه دیسکاشن
3️⃣ یادداشت برداری و شرکت هدفمند در جلسات
🖲️ وارد کانال زیر شو و از شرایط شرکت در این دوره ی فوق العاده اطلاعات بیشتری کسب کن
↘️
➡️ @SteepedwithEnglish
🚩 @SteepedwithEnglish
➡️ @SteepedwithEnglish
↗️
#سطح_متوسط_به_بالا
🎥🏮🎬 جلسات دیسکاشن انگلیسی و رایگان سریال Prison Break (فرار از زندان) برای تمامی علاقه مندان؛
شرایط عمومی:
1️⃣ سطح متوسط به بالا
2️⃣ همراهی با گروه دیسکاشن
3️⃣ یادداشت برداری و شرکت هدفمند در جلسات
🖲️ وارد کانال زیر شو و از شرایط شرکت در این دوره ی فوق العاده اطلاعات بیشتری کسب کن
↘️
➡️ @SteepedwithEnglish
🚩 @SteepedwithEnglish
➡️ @SteepedwithEnglish
↗️
⚡2👍1
نغمه ترجمه با حامد📚
Photo
«ای ناخدا! ناخدای من!»
اثر والت ویتمن
ای ناخدا! ناخدای من! سفر پرهراسمان به پایان رسید،
کشتی هر توفانی را از سر گذراند و پاداش دلخواهمان به دست آمد،
بندرگاه نزدیک است، صدای ناقوسها میآید و مردم غرق در شور و هلهلهاند،
چشمها خیره به سینهٔ استوار کشتی است، این شناور شگرف و بیباک،
اما ای دل! ای دل! ای دل!
وای از این قطرههای سرخ خون،
آنجا که ناخدایم بر عرشه خفته،
افتاده، سرد و بیجان.
ای ناخدا! ناخدای من! برخیز و صدای ناقوسها را بشنو،
برخیز، پرچمها را برای تو برافراشتهاند و شیپورها برای تو مینوازند،
تاجها و دستهگلهای روبانپیچ برای توست، برای توست که ساحل چنین غلغله است،
تو را میخوانند، این جمعیت پرخروش با چهرههای مشتاقی که به سویت برگرداندهاند،
ای ناخدا! پدر جان!
دستم زیر سر توست!
پنداری خوابی است که چنین بر عرشه،
افتادهای، سرد و بیجان.
ناخدایم جوابی نمیدهد، لبانش رنگباخته و خاموش است،
پدرم دستم را حس نمیکند، نه نبضی دارد و نه جانی،
کشتی صحیح و سالم لنگر انداخته و سفرش به سر آمده است،
کشتی فاتح از سفر پرهراس خود کامروا بازگشته است،
ای کرانهها غریو شادی سر دهید و ای ناقوسها بنوازید!
اما من با گامهایی سوگوار،
بر عرشهای قدم میزنم که ناخدایم بر آن خفته،
افتاده، سرد و بیجان.
اثر والت ویتمن
ای ناخدا! ناخدای من! سفر پرهراسمان به پایان رسید،
کشتی هر توفانی را از سر گذراند و پاداش دلخواهمان به دست آمد،
بندرگاه نزدیک است، صدای ناقوسها میآید و مردم غرق در شور و هلهلهاند،
چشمها خیره به سینهٔ استوار کشتی است، این شناور شگرف و بیباک،
اما ای دل! ای دل! ای دل!
وای از این قطرههای سرخ خون،
آنجا که ناخدایم بر عرشه خفته،
افتاده، سرد و بیجان.
ای ناخدا! ناخدای من! برخیز و صدای ناقوسها را بشنو،
برخیز، پرچمها را برای تو برافراشتهاند و شیپورها برای تو مینوازند،
تاجها و دستهگلهای روبانپیچ برای توست، برای توست که ساحل چنین غلغله است،
تو را میخوانند، این جمعیت پرخروش با چهرههای مشتاقی که به سویت برگرداندهاند،
ای ناخدا! پدر جان!
دستم زیر سر توست!
پنداری خوابی است که چنین بر عرشه،
افتادهای، سرد و بیجان.
ناخدایم جوابی نمیدهد، لبانش رنگباخته و خاموش است،
پدرم دستم را حس نمیکند، نه نبضی دارد و نه جانی،
کشتی صحیح و سالم لنگر انداخته و سفرش به سر آمده است،
کشتی فاتح از سفر پرهراس خود کامروا بازگشته است،
ای کرانهها غریو شادی سر دهید و ای ناقوسها بنوازید!
اما من با گامهایی سوگوار،
بر عرشهای قدم میزنم که ناخدایم بر آن خفته،
افتاده، سرد و بیجان.
❤3
I dreamt of a field of mint,
Falling asleep upon your lap.
Little do you know the havoc,
This fleeting slumber has wreaked upon me.
Falling asleep upon your lap.
Little do you know the havoc,
This fleeting slumber has wreaked upon me.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔3
Gele Daram | Melody98.ir
You know, this world has shattered my spirit,
Like a lifeless fish adrift in the sea...
I don't know if I should just find my peace,
Or wail every night at its cruelty...
I only wished for a roof above my head,
But the walls of the world caved in on my heart...
I did good, believing that good would return,
Yet I’ve spent a lifetime perplexed by this world.
I'm full of complaints for this upside-down world...
When does it ever remember our pain?
You tell me, "Have hope in this life," and I ask:
"Hope in its shortness, or its torment and strain?"
What are we fighting for, day after day,
When in the end, there's no winner at all...
The sorrow in our eyes gives our feelings away:
A heart that is desperately forcing a smile...😢
Like a lifeless fish adrift in the sea...
I don't know if I should just find my peace,
Or wail every night at its cruelty...
I only wished for a roof above my head,
But the walls of the world caved in on my heart...
I did good, believing that good would return,
Yet I’ve spent a lifetime perplexed by this world.
I'm full of complaints for this upside-down world...
When does it ever remember our pain?
You tell me, "Have hope in this life," and I ask:
"Hope in its shortness, or its torment and strain?"
What are we fighting for, day after day,
When in the end, there's no winner at all...
The sorrow in our eyes gives our feelings away:
A heart that is desperately forcing a smile...😢
💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Speaking at the UN, Mr. Araghchi stresses that Iran's nuclear program remains strictly peaceful despite false accusations. He condemns the US withdrawal from the nuclear deal and their subsequent threats. Highlighting the nation's unity, he declares that Iranians stand in complete solidarity with the government to fiercely defend their territorial integrity, sovereignty, and national interests against any aggression.
آقای عراقچی در سازمان ملل تاکید میکند که برنامه هستهای ایران علیرغم اتهامات واهی، کاملاً صلحآمیز است. او خروج آمریکا از توافق هستهای و تهدیدهای پس از آن را محکوم کرده و اعلام میکند که مردم ایران در همبستگی کامل با دولت، برای دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت و منافع ملی در برابر هرگونه تجاوز استوار ایستادهاند.
■ اصطلاحات مهم و کاربردی:
Condemn: محکوم کردن
Reimpose sanctions: اعمال مجدد تحریمها / بازگرداندن تحریمها
Injustice: بیعدالتی
Territorial integrity: تمامیت ارضی
Aggression: تجاوز / دستدرازی
آقای عراقچی در سازمان ملل تاکید میکند که برنامه هستهای ایران علیرغم اتهامات واهی، کاملاً صلحآمیز است. او خروج آمریکا از توافق هستهای و تهدیدهای پس از آن را محکوم کرده و اعلام میکند که مردم ایران در همبستگی کامل با دولت، برای دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت و منافع ملی در برابر هرگونه تجاوز استوار ایستادهاند.
■ اصطلاحات مهم و کاربردی:
Condemn: محکوم کردن
Reimpose sanctions: اعمال مجدد تحریمها / بازگرداندن تحریمها
Injustice: بیعدالتی
Territorial integrity: تمامیت ارضی
Aggression: تجاوز / دستدرازی
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"If I'm not around, it's because I'm feeling down."
"Look, whenever I'm in a bad place, I tend to just disappear."
"I don't like talking to anyone about my struggles."
"And that absolutely doesn't mean I don't care about the people in my life."
"It's just that talking is really hard for me."
"I'd rather just be by myself."
"Like, I don't want anyone asking me questions, and I don't want to talk to anyone either."
"Explaining why I feel bad only makes me feel worse."
"Honestly, I prefer to keep my pain to myself and save my smiles for others."
"So, just know that if I'm absent, if I suddenly vanish or go MIA, it means I'm not doing well."
"I disappeared because I'm really not in a good headspace right now."
"Look, whenever I'm in a bad place, I tend to just disappear."
"I don't like talking to anyone about my struggles."
"And that absolutely doesn't mean I don't care about the people in my life."
"It's just that talking is really hard for me."
"I'd rather just be by myself."
"Like, I don't want anyone asking me questions, and I don't want to talk to anyone either."
"Explaining why I feel bad only makes me feel worse."
"Honestly, I prefer to keep my pain to myself and save my smiles for others."
"So, just know that if I'm absent, if I suddenly vanish or go MIA, it means I'm not doing well."
"I disappeared because I'm really not in a good headspace right now."
❤3💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I laugh at the heart, and the heart laughs at me,
Here is where the madman laughs at the madman.
I laugh at sorrow, and sorrow laughs at me,
Here is where the stranger laughs at the madman.
I laugh at reason, and reason laughs at me,
Here is where the ruin laughs at the madman.
I laugh at you, and you laugh at me,
Here is where we both laugh like two madmen.
I laugh at him, and he laughs at me,
At what else should I laugh? The heart has left this house.
Here is where the madman laughs at the madman.
I laugh at sorrow, and sorrow laughs at me,
Here is where the stranger laughs at the madman.
I laugh at reason, and reason laughs at me,
Here is where the ruin laughs at the madman.
I laugh at you, and you laugh at me,
Here is where we both laugh like two madmen.
I laugh at him, and he laughs at me,
At what else should I laugh? The heart has left this house.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
It is only in hard times that you realize who your true supporter is!
When you are left stranded and helpless, you see who your real companion is!
When the crowd is large, it’s merely a distraction... But!
In moments of emptiness, you finally see who truly seeks you...
Not when you break a limb! But on the day your heart shatters...
Only then do you discover who will genuinely help you heal...
Everyone who comes to visit will leave when the night falls...
Only then do you understand who your true caretaker is...
A day will come when no one is left by your side;
That is when you will find out who your loyal friend is...
One day you will leave this town, and someone will die of sorrow...
Only on that day will you realize who is truly captivated by your soul...
When you are left stranded and helpless, you see who your real companion is!
When the crowd is large, it’s merely a distraction... But!
In moments of emptiness, you finally see who truly seeks you...
Not when you break a limb! But on the day your heart shatters...
Only then do you discover who will genuinely help you heal...
Everyone who comes to visit will leave when the night falls...
Only then do you understand who your true caretaker is...
A day will come when no one is left by your side;
That is when you will find out who your loyal friend is...
One day you will leave this town, and someone will die of sorrow...
Only on that day will you realize who is truly captivated by your soul...
👏1