Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🥰411🔥111❤29👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ادیتی از خانم اَمبر گلن ورزشکار رشته اسکی روی یخ آمریکا ، ترند یک تیکتاک
@GI666ID
#amberglenn #FigureSkating
@GI666ID
#amberglenn #FigureSkating
🔥130❤80👍13
سخنی که شاید مرا بیدار کند
اتفاقی هولناک در حال رخ دادن است؛ و شاید هولناکتر از خودِ آن، این باشد که ما بیآنکه بدانیم، در شکلگرفتنش سهم داریم.
لحظهای درنگ کن.
به این صفحهی کوچک نگاه کن و از خودت بپرس: روزانه چند ساعت از زندگیات را در آن میگذرانی؟ چند ساعت انگشتت بیوقفه حرکت میکند، تصویرها یکی پس از دیگری میآیند و میروند، و در پایان، حتی به یاد نمیآوری چه دیدهای؟
چند دقیقه از یک روز، به چند ساعت تبدیل شده است؛ و چند ساعت، به سالهایی که دیگر بازنخواهند گشت.
شاید دیگر نتوان نامش را صرفاً سرگرمی گذاشت.
زیرا سرگرمی، زمانی آغاز میشود و زمانی پایان مییابد. اما چیزی که هر بار با وعدهی «فقط چند دقیقهی دیگر» تو را به سوی خود بازمیگرداند، شایستهی پرسش است.
فضای مجازی فقط چیزی نیست که هر روز به آن نگاه میکنیم؛ بهتدریج به ما میآموزد که به چه چیزهایی نگاه کنیم.
هر روز هزاران تصویر، صدا، خبر، عقیده و میل از برابر چشمان ما عبور میکند. بسیاری از آنها را خودمان انتخاب نکردهایم. آنها به ما پیشنهاد شدهاند، بر اساس آنچه پیشتر دیدهایم، پسندیدهایم یا حتی چند ثانیه بیشتر به آن خیره ماندهایم.
و اینجاست که پرسشی ناخوشایند شکل میگیرد:
اگر هر روز انتخابهای ما بر اساس انتخابهای دیروزمان ساخته شوند، پس چه مقدار از آنچه امروز میخواهیم، واقعاً خواستهی خودِ ماست؟
چه کسی به ما آموخت که چه چیزی زیباست؟
چه کسی تعیین کرد چه چیزی مهم است؟
چرا از بعضی چیزها میترسیم و به بعضی چیزها میل داریم؟
و چرا گاهی ساعتها سرگرم میشویم، بیآنکه حتی بدانیم دقیقاً از چه چیزی لذت میبریم؟
شاید مسئله این نباشد که کسی در جایی نشسته و از پشت پرده، زندگی ما را کنترل میکند.
شاید مسئله از این هم سادهتر و در عین حال، ترسناکتر باشد:
برای از دست دادن اختیار، همیشه به یک کنترلکننده نیاز نیست.
گاهی کافی است چیزی طوری طراحی شده باشد که مدام بخواهی به آن بازگردی.
به آخرین باری فکر کن که یک کتاب را از ابتدا تا انتها خواندی؛ نه برای امتحان، نه برای کار، بلکه فقط برای فهمیدن.
آخرین باری که یک ساعت کامل در کنار انسانی نشستی و هیچچیز میان تو و چشمان او قرار نداشت.
آخرین باری که در سکوت قدم زدی، بیآنکه نیاز داشته باشی سکوت را با صدایی از یک صفحه پر کنی.
آخرین باری که اجازه دادی ذهنت، بدون آنکه هر چند ثانیه چیزی تازه به آن تزریق شود، خودش فکر کند.
شاید دلیل اصرار بعضی انسانها بر خواندن، اندیشیدن و خلوتکردن همین باشد.
نه اینکه کتاب بهتنهایی انسان را خردمند میکند، و نه اینکه هر چیزی در فضای مجازی بیارزش است.
مسئله، تواناییِ ماندن با یک فکر است.
تواناییِ تحمل سکوت.
تواناییِ دنبالکردن یک پرسش تا انتهای آن، بدون اینکه پیش از رسیدن به پاسخ، چیزی تازه توجهت را بدزدد.
ما در جهانی زندگی میکنیم که ارزشمندترین داراییاش دیگر فقط پول نیست؛ توجه انسان است.
و هر چیزی که بتواند توجه تو را برای چند ثانیه بیشتر به خود مشغول کند، ارزشمندتر میشود.
در چنین جهانی، شاید بزرگترین مبارزه، مبارزه بر سر این نباشد که چه چیزی را میبینی؛ بلکه بر سر این باشد که چه چیزی را میتوانی نادیده بگیری.
شاید آنچه آرامآرام از دست میدهیم، صرفاً چند ساعت از روزمان نباشد.
شاید بخشی از تواناییِ انتخابکردن، تمرکزکردن، صبرکردن و اندیشیدن باشد.
و ترسناکترین پرسش اینجاست:
اگر روزی تلفن را کنار بگذاری، صداها خاموش شوند، تصاویر ناپدید شوند و هیچکس چیزی به تو پیشنهاد نکند...
آیا هنوز میدانی چه میخواهی؟
آیا هنوز میدانی به چه چیزی باور داری؟
آیا هنوز میتوانی چند دقیقه با خودت تنها بمانی، بیآنکه برای فرار از خودت به صفحهای روشن پناه ببری؟
شاید ما در یک فیلم کوتاه زندگی نمیکنیم.
شاید داستان بسیار پیچیدهتر است.
ما نه صرفاً بازیگرانیم، نه قربانیانی بیاختیار.
ما انسانهایی هستیم که هر روز، با انتخابهای کوچک خود، بخشی از این جهان را میسازیم.
و شاید آزادی، برخلاف آنچه تصور میکنیم، چیزی نیست که یک روز کسی به ما بدهد.
شاید آزادی از همان لحظهای آغاز شود که برای نخستینبار بپرسیم:
«آیا این انتخاب، واقعاً انتخاب من بود؟»
پس پیش از آنکه دوباره انگشتت را روی صفحه حرکت دهی، فقط چند ثانیه مکث کن.
نه برای فرار از جهان.
برای اینکه مطمئن شوی هنوز خودت در حال انتخابکردن هستی.
👍285👌22🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی از عشق، انتخاب و سقوط؛ جایی که آدمی، پیش از آنکه قانون را بشکند، خویشتن را از دست میدهد
#bettercallsual
#bettercallsual
❤194💔13