⤶نامـہے پنجـم📬
هجده اکتبر ساعت ۰۱:۰۵
هجده اکتبر ساعت ۰۱:۰۵
امࢪوز با مادࢪم دࢪموࢪدت حࢪف میـزدیـم. قصـد داشـت آرومم کنہ اما اصلا موفق نبـود. دࢪموࢪد گذشتش گفت... اینكہ بࢪخلاف چیزے کہ همیشہ میگفت عشق اولش پدࢪم نبوده. گفت با اینکہ عاشق پدࢪمہ اما هنوز هم گاهے یاد عشق اولش میـوفتہ. کہ عشـق اول هیچـوقت فـࢪامـوش نمیـشـہ و ازم انتـظاࢪ نـداࢪه فࢪامـوشت کنـم چـون تـو بخشـے از وجـود منـے.-از کریستوفر به غریبهای که از هر کسی اشناتـره.
اما فلیـکس... مـن حتـے نمیـفهمم چـࢪا انقـدࢪ دࢪمـوࢪد فـࢪامـوش کࢪدن حࢪف مےزد... تو تـمام فکࢪ و ذکࢪ منـے
گفـت فقـط عشقـہ کـہ میـتونہ یہ عشـق دیگہ رو از بیـن ببـࢪه و ازم خـواست دࢪ قلبم ࢪو نبندم... ولے مگہ تو معنے خود عشق نیستے؟ اگہ تو نباشے عشق بےمعنیہ. چہ فࢪقے بہ حال قلبم داࢪه وقتے اسم تو بࢪاش مهم تࢪ از خون و اکسیژنه. من دیگه هیچوقت قࢪاࢪ نیست اون احساسات ࢪو تجࢪبه کنم.
هنوزم مکالمه اخࢪمون ࢪو یادمہ فلیکس. لحظه بہ لحظه و با جزئیـات. شـاید همینہ کہ باعـث میشہ هࢪ ࢪوز حالم بدتࢪ و بدتࢪ بشہ. با اون چشمـﮩـای بےاحساست خیـࢪه بہ چشمام گفتے: "تو اون کسے نیستے کہ بخوام"
ولے اون کسے کہ تو میخوای چطوࢪیہ فلیـکس؟ مگہ تو نمیدونستے من حاضࢪم بخاطࢪ تو همہ جوࢪه خودمـو عـوض کـنم؟ تو حتے فࢪصت ندادی نقش کسے کہ میخوای ࢪو بازی کـنم. من بࢪای تو حاضࢪم هࢪکاࢪی کنم.
نکنہ کس دیگہای توی قلـبتہ؟ ولے چطور ممکنہ...
نہ حتے حاضر نیـستم بهش فکࢪ کنم... تو همچیـن آدمے نیستے فلیـکس... تو قلبـت مثل اولین بࢪف سال پـاك و سـفیده. تـو نمیـتونی منـو ببـوسے دࢪ حالے کہ بہ آدم دیگہای فکـر میـکنی. ولے پـس مشکل چـی بـود؟ چـہ اشتـباهے کـردم کہ باعـث شـد بـعد ایـن همہ سـال بفهمے مـن اونـے نیـستم کـہ میـخوای؟
نفـࢪت، خـشم، نـاراحتے، افـسوس و تـمام احـساساتے کہ ایـن ࢪوزا تـجࢪبہ میـکنم بـہ دلـتنگے ختـم میـشہ. دلتنگے بـࢪای گࢪفتـن دسـتات، بوسـیدن لبــﮩـات، گـࢪمے سـࢪت ࢪوی سـینم، چیـن کناࢪ چشـمات وقتے از تہ دل میـخندیدی، تتـوی پࢪندههـای کـوچیك سیـاه ࢪنگے کہ ࢪوی شونـت بود و هیـچوقت معنیـشو بهـم نگفتـے... یادتہ؟ همیـشـہ وقتـے ازت مـےپࢪسیـدم با خنده بحثـو عـوض میکـࢪدی. میـبینے؟ دلم بـࢪای چیـزای عجـیبے تنـگ شده... بࢪای هࢪ چیزی کہ یـك سـࢪش بـہ تو وصـل باشـہ.
پ.ن: احتـمالا ایـن نامـہها هیـچوقـت بـدستت نمیـࢪسن ولـے بـازم منـو بخـاطࢪ شلختـہ بـودن ببـخش. مغـزم آشفتـہتـࢪ از چیـزیہ کہ قدࢪت مࢪتب کࢪدن کلمـات ࢪو داشتـہ باشـم. میـخوام بـه الـکلی کـہ خوࢪدم ࢪبطـش بـدم... اما جفتمون میـدونیم دلیلـش یه چیز دیگہست.
⤶نامـہے ششـم📬
نـوزده اکتبر ساعـت ۰۰:۳۰
نـوزده اکتبر ساعـت ۰۰:۳۰
امـࢪوز یـہ اتفـاق غیࢪ منتـظࢪه افتاد. یکمـے خجالتآوره ولـے لـوکاس منـو زد...
بـاوࢪت میـشہ؟ همـون لـوکـاس کـوچولویی کـه وقتی دبیرستانے بودیم مثـل "مـوش کوچـولوها" میـوفتـاد دنبـالـمون. لقبـے بـود کـہ خـودت بهـش داده بـودے... یـادتـہ؟
باوࢪم نمیـشد کسـے کـہ جلـوم وایـستـاده همـون پسـرك لاغـر مࢪدنے باشـہ. کـے انقـدࢪ بزࢪگ شـد؟ حتـے دقـت نکـࢪده بـودم قـدش چقـدࢪ از مـن بلنـدتࢪ شـده. دستـش سنگیـن بـود... چنـد ساعتـی گذشتـه امـا هنـوزم جـای انگشتـاش روی صوࢪتـمه و میـسوزه.
گفـت داࢪم مامانو بـا کـاࢪام نگـࢪان میـکنم و خـب بحثـمون شـد. حتـی نفهمیـدم چـہ اتفاقـی افتـاد یا چـرا تا این حـد عصبانـے بـود...
ولے چࢪا حـس بهتـࢪی بهـم دسـت داد؟ شاید چون دستـش اونقـدࢪی سنگیـن بـود کـہ بخـاطـࢪ طعـم خـون تـوی دهنـمم کـہ شـده درد قلبـمو فـࢪامـوش کنـم.
چنـد لحظـہ پیش پیـام داد و عذࢪخـواهی کࢪد. گفـت وقتـے کـہ میـبینـہ مـࢪاقـب خـودم نیـستم عصبـے میـشه... تـو هـم همیـشـہ اینـو میگفتے... خنـده داࢪه کـہ الان از گربـه ولگردے کـہ هرروز بهـش غـذا میـدے کـم ارزشتـࢪم...
شـاید بـاید بخـوام یبـار دیـگہ هم منـو بزنـہ؟ شـاید بایـد بـࢪم تـو خیـابون و بـا مـࢪدم عـادی دعـوا راه بنـدازم؟
حاضـرم بـہ هـر چیـزی پنـاه ببـرم تا حتـے فقـط یـک لحظـہ فرامـوشـت کنـم.
دࢪاگ؟ شایـد... چـون سیگاࢪ و الکـل کـہ کمـکـے نکـࢪد. فقـط نمیـخوام بهـت فکـࢪ کـنم فلیـکس لـی.
Forwarded from صـندوق مکـاتبات کــریستوفر༄
واقعا احساسات رو خیلی خوب در قالب کلمات درمیاری ولی میتونم یه انتقاد یا پیشنهادی داشته باشم؟
حس میکنم سناریوی الان یکم تکراری شده؟ امیدوارم منظورمو بد برداشت نکنی... فقط حالا که یه نویسنده خوب پیدا کردم حتی در قالب نامه دلم میخواد چیزای بیشتری ازش بخونم😭😭😭😭
حس میکنم سناریوی الان یکم تکراری شده؟ امیدوارم منظورمو بد برداشت نکنی... فقط حالا که یه نویسنده خوب پیدا کردم حتی در قالب نامه دلم میخواد چیزای بیشتری ازش بخونم😭😭😭😭
Forwarded from 𝐿𝑜𝓋𝑒𝓇 𝑀𝓎 𝒲𝑜𝓁𝒻𝓎
تلفنی که از دسترس خارج شده و هرچی زنگ بزنی حتی بوق هم نمیخوره درست مثل فلیکسی که کریس هرچقدرم توی نامه هاش از اون بگه باز قرار نیست جوابی دریافت کنه