نویسنده محتوای زرد
Roger Waters – Wait For Her
«Wait for her»
With a glass inlaid with gemstones
On a pool around the evening
Among the perfumed roses
Wait for her
With the patience of a packhorse loaded for the mountains
Like a stoic, noble prince
Wait for her
With seven pillows laid out on the stair
The scent of women's incense fills the air
Be calm, and wait for her
And do not flush the sparrows that are nesting in her braids
All along the barricades
Wait for her
And if she comes soon
Wait for her
And if she comes late
Wait
Let her be still as a summer afternoon
A garden in full bloom
Let her breathe in the air that is foreign to her heart
Let her lips part
Wait for her
Take her to the balcony, see the moon soaked in milk
Hear the rustle of her silk
Wait for her
Don't let your eyes alight upon the twin doves of her breast
Lest they take flight
Wait for her
And if she comes soon
Wait for her
And if she comes late
Wait
Wait
Serve her water before wine
Do not touch her hand
Let your fingertips rest at her command
Speak softly as a flute would to a fearful violin
Breathe out
Breathe in
And as the echo fades from that final fusillade
Remember the promises you made
Songwriter: Roger Waters
@Thepulpwriter
With a glass inlaid with gemstones
On a pool around the evening
Among the perfumed roses
Wait for her
With the patience of a packhorse loaded for the mountains
Like a stoic, noble prince
Wait for her
With seven pillows laid out on the stair
The scent of women's incense fills the air
Be calm, and wait for her
And do not flush the sparrows that are nesting in her braids
All along the barricades
Wait for her
And if she comes soon
Wait for her
And if she comes late
Wait
Let her be still as a summer afternoon
A garden in full bloom
Let her breathe in the air that is foreign to her heart
Let her lips part
Wait for her
Take her to the balcony, see the moon soaked in milk
Hear the rustle of her silk
Wait for her
Don't let your eyes alight upon the twin doves of her breast
Lest they take flight
Wait for her
And if she comes soon
Wait for her
And if she comes late
Wait
Wait
Serve her water before wine
Do not touch her hand
Let your fingertips rest at her command
Speak softly as a flute would to a fearful violin
Breathe out
Breathe in
And as the echo fades from that final fusillade
Remember the promises you made
Songwriter: Roger Waters
@Thepulpwriter
🔥1
نویسنده محتوای زرد
«Wait for her» With a glass inlaid with gemstones On a pool around the evening Among the perfumed roses Wait for her With the patience of a packhorse loaded for the mountains Like a stoic, noble prince Wait for her With seven pillows laid out on the stair…
منتظرش باش
با لیوانی منبت کاری شده با سنگ های قیمتی
حوالی عصر در کنار استخری
در میان گلهای رز معطر
منتظرش باش
با صبوری اسبی که برای عبور از کوهستان بار شده است
مانند شاهزاده ای آرام و نجیب
منتظرش باش
با هفت بالشی که روی پله ها رها شده اند
بوی خوش زنی فضا را پر کرده است
آرام باش و منتظر
مبادا گنجشک هایی را که در گیسوانش آشیانه کرده اند، فراری دهی
با وجود تمامی موانع
منتظرش باش
و اگر زود از راه رسید
منتظرش باش
و اگر دیر رسید
باز، منتظر باش
بگذار همانند بعد از ظهری تابستانی آرام بماند
باغی پر شکوفه
بگذار در هوایی که با قلبش بیگانه است نفس بکشد
بگذار لب هایش از تو جدا شوند
منتظرش باش
او را به بالکن ببر و ماه خیس شده در شیر را تماشا کن
به صدای خش خش لباس ابریشم اش گوش کن
منتظرش باش
نگذار چشمانت به کبوترهای دوقلوی سینه اش خیره شوند
مبادا پرواز کنند
منتظرش باش
و اگر زود از راه رسید
منتظرش باش
و اگر دیر رسید
منتظر باش
منتظر باش
پیش از شراب، برایش آب بریز
مبادا دستانش را لمس کنی
بگذار سر انگشتانت به فرمان او استراحت کنند
به آرامی فلوتی که با ویولنی ترسناک مواجه است، سخن بگو
هوای درون سینه ات را رها کن
نفس بکش
و هنگامی که پژواک صدای آخرین گلوله باران محو شد
قول هایی که دادی را به خاطر بیاور
Songwriter: Roger Waters
@Thepulpwriter
با لیوانی منبت کاری شده با سنگ های قیمتی
حوالی عصر در کنار استخری
در میان گلهای رز معطر
منتظرش باش
با صبوری اسبی که برای عبور از کوهستان بار شده است
مانند شاهزاده ای آرام و نجیب
منتظرش باش
با هفت بالشی که روی پله ها رها شده اند
بوی خوش زنی فضا را پر کرده است
آرام باش و منتظر
مبادا گنجشک هایی را که در گیسوانش آشیانه کرده اند، فراری دهی
با وجود تمامی موانع
منتظرش باش
و اگر زود از راه رسید
منتظرش باش
و اگر دیر رسید
باز، منتظر باش
بگذار همانند بعد از ظهری تابستانی آرام بماند
باغی پر شکوفه
بگذار در هوایی که با قلبش بیگانه است نفس بکشد
بگذار لب هایش از تو جدا شوند
منتظرش باش
او را به بالکن ببر و ماه خیس شده در شیر را تماشا کن
به صدای خش خش لباس ابریشم اش گوش کن
منتظرش باش
نگذار چشمانت به کبوترهای دوقلوی سینه اش خیره شوند
مبادا پرواز کنند
منتظرش باش
و اگر زود از راه رسید
منتظرش باش
و اگر دیر رسید
منتظر باش
منتظر باش
پیش از شراب، برایش آب بریز
مبادا دستانش را لمس کنی
بگذار سر انگشتانت به فرمان او استراحت کنند
به آرامی فلوتی که با ویولنی ترسناک مواجه است، سخن بگو
هوای درون سینه ات را رها کن
نفس بکش
و هنگامی که پژواک صدای آخرین گلوله باران محو شد
قول هایی که دادی را به خاطر بیاور
Songwriter: Roger Waters
@Thepulpwriter
🔥4👍1
Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه
Mabani Khoshounat parhizi (1).pdf
1.7 MB
کتابخانه کلمه
🔴 مبانی مبارزهی خشونتپرهیز
✍️ مایکل نیگلِر
ترجمه: فرهاد میثمی
این ترجمه، برگِ سبزی تقدیمی است به همهی فعّالانی که در مسیرِ حقِ تشکیلِ سندیکاها و تشکّلهای مستقلّ صنفی و مدنی، رنجهای فراوانی را به جان خریدهاند؛ از تحمّلِ زندان و تبعید گرفته تا انواع محرومیتهای اجتماعی، اخراج، قطع حقوق و غیره.
به کارگران، معلّمان، دانشجویان، فعالان حقوق زنان، وکلا، بازنشستگان و... که ایستادگیشان نمونهی عملیِ یکی از مطالبِ اساسیِ این کتاب است؛ جنبشهای اجتماعی از دو رُکنِ اصلی تشکیل میشوند: «سازنده» و «اعتراضی». غفلت از رکن «سازنده»، عامل شکستِ اغلبِ جنبشهای اجتماعی است.
پرندهی جنبش اجتماعی نمیتواند فقط با یک بال اوج بگیرد. تشکّلیابی در عینِ مؤثرتر کردن کنشهای اعتراضی، امکانِ کنشهای «سازنده» را نیز فراهم میکند. همین امر، اهمیتِ ایستادگی پای تشکلیابیِ مستقل از حاکمیت را برای حال و آیندهی ایران دوچندان میسازد.
با احترامِ عمیق به پایداریشان
فرهاد میثمی
پاییز ۱۴۰۱ ، زندان رجاییشهر
#کتابخانه_کلمه
@kaleme
🔴 مبانی مبارزهی خشونتپرهیز
✍️ مایکل نیگلِر
ترجمه: فرهاد میثمی
این ترجمه، برگِ سبزی تقدیمی است به همهی فعّالانی که در مسیرِ حقِ تشکیلِ سندیکاها و تشکّلهای مستقلّ صنفی و مدنی، رنجهای فراوانی را به جان خریدهاند؛ از تحمّلِ زندان و تبعید گرفته تا انواع محرومیتهای اجتماعی، اخراج، قطع حقوق و غیره.
به کارگران، معلّمان، دانشجویان، فعالان حقوق زنان، وکلا، بازنشستگان و... که ایستادگیشان نمونهی عملیِ یکی از مطالبِ اساسیِ این کتاب است؛ جنبشهای اجتماعی از دو رُکنِ اصلی تشکیل میشوند: «سازنده» و «اعتراضی». غفلت از رکن «سازنده»، عامل شکستِ اغلبِ جنبشهای اجتماعی است.
پرندهی جنبش اجتماعی نمیتواند فقط با یک بال اوج بگیرد. تشکّلیابی در عینِ مؤثرتر کردن کنشهای اعتراضی، امکانِ کنشهای «سازنده» را نیز فراهم میکند. همین امر، اهمیتِ ایستادگی پای تشکلیابیِ مستقل از حاکمیت را برای حال و آیندهی ایران دوچندان میسازد.
با احترامِ عمیق به پایداریشان
فرهاد میثمی
پاییز ۱۴۰۱ ، زندان رجاییشهر
#کتابخانه_کلمه
@kaleme
👍4
سایت خبری-تحلیلی کلمه
Mabani Khoshounat parhizi (1).pdf
قدرت بیقدرتان دربرابر استبداد، راه باریک آزادی است.
#فرهاد_میثمی
#فرهاد_میثمی
👍3
https://qisse.ir/چگونه-دیکتاتور-شویم/
How to Become a Tyrant: راه و رسم حکومت با مشتی آهنین.
@Thepulpwriter
How to Become a Tyrant: راه و رسم حکومت با مشتی آهنین.
@Thepulpwriter
qisse.ir
سریال How to Become a Tyrant: راه و رسم حکومت با مشتی آهنین.
آیا با بررسی دیکتاتورها میتوان گفت یک روش مشخص برای حکومت ظالمانه وجود دارد؟ سریال چگونه دیکتاتور شویم! از نتفیلیکس جوابی است به این سوال.
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_1_@Absurdmindsmedia.srt
48 KB
زیرنویس فارسی
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_2_@Absurdmindsmedia.srt
42.5 KB
زیرنویس فارسی قسمت دوم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_3_@Absurdmindsmedia.srt
48.6 KB
زیرنویس فارسی قسمت سوم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_4_@Absurdmindsmedia.srt
45.3 KB
زیرنویس فارسی قسمت چهارم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_5_@Absurdmindsmedia.mkv
215.6 MB
قسمت پنجم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_5_@Absurdmindsmedia.srt
44.7 KB
زیرنویس فارسی قسمت پنجم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_6_@Absurdmindsmedia.srt
54.1 KB
زیرنویس فارسی قسمت آخر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمس لنگرودی شاعر و پژوهشگر، در اصفهان از جسارت زیستن میگوید و آخرین شعرش را که هنوز منتشر نشده برای حاضران میخواند:
@Thepulpwriter
@Thepulpwriter
«خوشبختی یعنی آرامش خاطر»
▪️من در جوانی دچار بحران های جدی بودم. فکر می کردیم شاعر باید افسرده و پر بحران باشد تا شعر بگوید. همان روزها جملهای از گاندی خواندم که خوشبختی یعنی آرامش خاطر.
من که به زور در لنگرود دیپلم گرفته بودم و به گاندی میگفتم مرتیکه فلان فلان دلش خوش است، آرامش خاطر کجا بود اما حالا در این سن فهمیدم آرامش خاطر یعنی رویکرد ما در زندگی.
▪️یکی از مورخان ایران باستان در قدیم می گوید ایرانیها توهم دارند، شب برنامه میریزند و میسازند و خداراشکر فردا یادشان میرود... بعضیها دنبال زندگی نیستند دنبال مطالبات معوقه اند فقط. یک رفیقی داشتم همیشه ناراحت بود. با او رفتیم باغی برای تفریح. با غرغر گفت باز تابستان آمد با آن میوههای گندش. این برایم عجیب بود. این یعنی رویکرد ما به زندگی مهم است. بعضی همیشه ناراحتند بروند در باغ از صدای گنجشکان شکوه می کنند.
▪️این نگاه ما به زندگی است که مهم است. نگاه ما به زندگی باید درست باشد.
بعدها جمله گاندی برایم روشن شد که خوشبختی عبارت است از آرامش خاطر گاهی موکول به بیرون است اما خوشبختی درونی هم مهم است. خیلی متفاوت است که چطور دنیا را ببینیم. بعضی حرفها به تجربه مهم است ما باید زندگی را درست ببینیم. زندگی الان خیلی سخت شده باید ریلمان را در زندگی عوض کنیم. امکان دارد کسی همه چیز داشته اما خوشبخت نباشد پس خوشبختی یک امر درونی است.
▪️ما دو راه داریم یک روش عرفانی ایناست که قطع رابطه کنیم با آنچه میخواهیم آب کم جو تشنگی آور بهدست رویکرد دوم این است که بروی دنبال چیزی که میخواهی. اینکه رویکرد را عوض کنی خیلی مهم است. سارتر فیلسوف بزرگ فرانسه می گفت من مرکز جهانم. من در جوانی فکر می کردم خودش را می گوید بعد دیدم نه هر فردی خودش مرکز جهان خودش است. یک جمله دیگر هم گفت هرکسی هر جوری زندگی میکند که فکر می کند. بعدا فهمیدم حرفش دقیقا درست است. شما هرطور فکر کنید آینده ای متفاوت خواهید داشت. اصلا از ماشینی که دنده به قم زده انتظار رسیدن به رامسر نداشته باشید. بعدها یادم آمد مادرم میگفت هرجوری پیش بگیری زندگی همونجوری پیش میره این دقیقا مانند جمله سارتر است.
▪️قدیم خیال میکردم کار فقط شعر گفتنم است الان فهمیدم هر عملی در زندگی ام حتی نان خریدن صبحم زندگی و کار است. یکی از چیزهایی که فهمیدم این است که همه چیز میل به شکستن دارد اما حفاظت می خواهد. هرچیز در هستی حفاظت می خواهد و مهمتر از همه روان و روح آدمی است. هرکس باید مراقب رویکرد روحش به زندگی باشد. کتاب حیوان قصه گو را حتما بخوانید. ما از کجا بفهمیم رویکرد ما مثبت است یا منفی. بیشترین رویکرد ما در زندگی به خودمان باید باشد. باید ببینیم بیشترین حرف ما در زندگی و در مغزمان باید ببینیم منفی است یا مثبت.اگر منفی است ریل را عوض کنید. این خیلی مهم است.وقتی با خودمان حرف میزنیم به داشته هایمان فکر کنیم این طوری سالم تریم. دنبال روانشناسی زرد آمریکایی نرویدها دنبال آرامش خاطر واقعی بروید.
@Thepulpwriter
▪️من در جوانی دچار بحران های جدی بودم. فکر می کردیم شاعر باید افسرده و پر بحران باشد تا شعر بگوید. همان روزها جملهای از گاندی خواندم که خوشبختی یعنی آرامش خاطر.
من که به زور در لنگرود دیپلم گرفته بودم و به گاندی میگفتم مرتیکه فلان فلان دلش خوش است، آرامش خاطر کجا بود اما حالا در این سن فهمیدم آرامش خاطر یعنی رویکرد ما در زندگی.
▪️یکی از مورخان ایران باستان در قدیم می گوید ایرانیها توهم دارند، شب برنامه میریزند و میسازند و خداراشکر فردا یادشان میرود... بعضیها دنبال زندگی نیستند دنبال مطالبات معوقه اند فقط. یک رفیقی داشتم همیشه ناراحت بود. با او رفتیم باغی برای تفریح. با غرغر گفت باز تابستان آمد با آن میوههای گندش. این برایم عجیب بود. این یعنی رویکرد ما به زندگی مهم است. بعضی همیشه ناراحتند بروند در باغ از صدای گنجشکان شکوه می کنند.
▪️این نگاه ما به زندگی است که مهم است. نگاه ما به زندگی باید درست باشد.
بعدها جمله گاندی برایم روشن شد که خوشبختی عبارت است از آرامش خاطر گاهی موکول به بیرون است اما خوشبختی درونی هم مهم است. خیلی متفاوت است که چطور دنیا را ببینیم. بعضی حرفها به تجربه مهم است ما باید زندگی را درست ببینیم. زندگی الان خیلی سخت شده باید ریلمان را در زندگی عوض کنیم. امکان دارد کسی همه چیز داشته اما خوشبخت نباشد پس خوشبختی یک امر درونی است.
▪️ما دو راه داریم یک روش عرفانی ایناست که قطع رابطه کنیم با آنچه میخواهیم آب کم جو تشنگی آور بهدست رویکرد دوم این است که بروی دنبال چیزی که میخواهی. اینکه رویکرد را عوض کنی خیلی مهم است. سارتر فیلسوف بزرگ فرانسه می گفت من مرکز جهانم. من در جوانی فکر می کردم خودش را می گوید بعد دیدم نه هر فردی خودش مرکز جهان خودش است. یک جمله دیگر هم گفت هرکسی هر جوری زندگی میکند که فکر می کند. بعدا فهمیدم حرفش دقیقا درست است. شما هرطور فکر کنید آینده ای متفاوت خواهید داشت. اصلا از ماشینی که دنده به قم زده انتظار رسیدن به رامسر نداشته باشید. بعدها یادم آمد مادرم میگفت هرجوری پیش بگیری زندگی همونجوری پیش میره این دقیقا مانند جمله سارتر است.
▪️قدیم خیال میکردم کار فقط شعر گفتنم است الان فهمیدم هر عملی در زندگی ام حتی نان خریدن صبحم زندگی و کار است. یکی از چیزهایی که فهمیدم این است که همه چیز میل به شکستن دارد اما حفاظت می خواهد. هرچیز در هستی حفاظت می خواهد و مهمتر از همه روان و روح آدمی است. هرکس باید مراقب رویکرد روحش به زندگی باشد. کتاب حیوان قصه گو را حتما بخوانید. ما از کجا بفهمیم رویکرد ما مثبت است یا منفی. بیشترین رویکرد ما در زندگی به خودمان باید باشد. باید ببینیم بیشترین حرف ما در زندگی و در مغزمان باید ببینیم منفی است یا مثبت.اگر منفی است ریل را عوض کنید. این خیلی مهم است.وقتی با خودمان حرف میزنیم به داشته هایمان فکر کنیم این طوری سالم تریم. دنبال روانشناسی زرد آمریکایی نرویدها دنبال آرامش خاطر واقعی بروید.
@Thepulpwriter
👍6🔥1👏1
نمایش میتواند شما را درمان کند.
ردپای کاتارسیس ارسطویی در هنردرمانی.
• ارسطو کارکرد هنر را در وجه فردی و درونی آن میجوید و بدین ترتیب آن را وسیله پالایش و تطهیر قلمداد کرده و با واژه «کاتارسیس» تعریف میکند. ارسطو در فصل شش بوطیقا در تعریف تراژدی میگوید که تراژدی از طریق برانگیختن شفقت و ترس مخاطب، موجب کاتارسیس میشود.
هنر درمانی
• در دوران معاصر، یکی از برداشتهایی که میتوان از نظریه کاتارسیس ارسطو داشت، مشاهده تغییر در ساختار روانی افراد در مرحله درمان است. گودمن این رویکرد را اینگونه مطرح میکند که ارسطو میگوید تراژدی روح انسان را از عواطف منفی سرکوب شده و پنهان تصفیه میکند و بهعبارتدیگر میزان معینی از ویروس کشته شده را به روح انسان تزریق میکند تا جلوی تهاجم بیماری اصلی را بگیرد و یا آن را ضعیف کند.
• هنردرمانی به مفهوم واقعی میتواند وجوه مختلف ذهنی مانند احساس، تفکر، شهود و ارتباط را در بیمار برانگیزد و پارههای جداشده احساس و ذهن را فعال کند. دنیای درون ما و روابطمان با دیگران، بهوسیله احساسات و فرآیندهای ذهنیای کنترل میشوند که ما تا حد زیادی از ماهیت آنها بیاطلاع هستیم. بهعبارتدیگر، خواستهها، ترسها، آسیبها و محرومیتهایی که مراجع در روابط خود با افراد مختلف در زندگی تجربه کرده است.
• از آنجا که این تجارب درونی ناخوشایند، غیرقابلقبول و ترسناک بودند، از هوشیاری دورنگه داشته میشدند (سرکوب میشدند) ولی به صورت فعال و موثر در ناهوشیار باقی میماندند. هنردرمانی معمولا با دسترسی به این دنیای درونی ناشناخته یا پذیرفته نشده و راههایی که روابط دنیای بیرونی را تحتتاثیر قرار میدهد، سروکار دارد.
سایکودرام
• تأتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوههای نمایشی است. انسان در تأتردرمانی، مدام در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی است و جهان او از مواجهه این دو دنیا ساخته میشود. تأتردرمانی میکوشد تا با واردکردن تماشاگر به فضای نمایشی، بهطور مستقیم بر احساس و روان او تاثیر بگذارد و درمانی تقریبا مشابه با آنچه را در تراژدی از طریق کاتارسیس باعث میشود، نتیجه دهد.
• تحریک حافظه عاطفی و رساندن تماشاگر به سطحی بالاتر از آگاهی و شعور شاید مهمترین دستاورد مشترک تراژدی و تأتردرمانی با محوریت تاثیر روانی نمایش باشد. روش مشترک تراژدی و روانپالایی حاصل از تأتردرمانی، برانگیختن احساسات و هیجانات مخاطب است که باعث برونریزی آنها شده و نوعی درمان را سبب میگردد.
• عناصری که کاتارسیس باعث پالایش روح از آنها میشود، پس از پایان یک تراژدی از تماشاگر برون ریخته میشوند و نتیجه آن تطهیر و تزکیه مخاطب است. در تأتردرمانی هدف آن است که با تعادل بین عقل و احساس، عملکردی سالم نتیجه شود و این دقیقا همان حد وسط و تعادلی است که ارسطو به عنوان یک نتیجه مهم در تراژدی از آن یاد میکند.
«از یادداشت فائزهسادات صادقی در روزنامه اعتماد»
@Thepulpwriter
ردپای کاتارسیس ارسطویی در هنردرمانی.
• ارسطو کارکرد هنر را در وجه فردی و درونی آن میجوید و بدین ترتیب آن را وسیله پالایش و تطهیر قلمداد کرده و با واژه «کاتارسیس» تعریف میکند. ارسطو در فصل شش بوطیقا در تعریف تراژدی میگوید که تراژدی از طریق برانگیختن شفقت و ترس مخاطب، موجب کاتارسیس میشود.
هنر درمانی
• در دوران معاصر، یکی از برداشتهایی که میتوان از نظریه کاتارسیس ارسطو داشت، مشاهده تغییر در ساختار روانی افراد در مرحله درمان است. گودمن این رویکرد را اینگونه مطرح میکند که ارسطو میگوید تراژدی روح انسان را از عواطف منفی سرکوب شده و پنهان تصفیه میکند و بهعبارتدیگر میزان معینی از ویروس کشته شده را به روح انسان تزریق میکند تا جلوی تهاجم بیماری اصلی را بگیرد و یا آن را ضعیف کند.
• هنردرمانی به مفهوم واقعی میتواند وجوه مختلف ذهنی مانند احساس، تفکر، شهود و ارتباط را در بیمار برانگیزد و پارههای جداشده احساس و ذهن را فعال کند. دنیای درون ما و روابطمان با دیگران، بهوسیله احساسات و فرآیندهای ذهنیای کنترل میشوند که ما تا حد زیادی از ماهیت آنها بیاطلاع هستیم. بهعبارتدیگر، خواستهها، ترسها، آسیبها و محرومیتهایی که مراجع در روابط خود با افراد مختلف در زندگی تجربه کرده است.
• از آنجا که این تجارب درونی ناخوشایند، غیرقابلقبول و ترسناک بودند، از هوشیاری دورنگه داشته میشدند (سرکوب میشدند) ولی به صورت فعال و موثر در ناهوشیار باقی میماندند. هنردرمانی معمولا با دسترسی به این دنیای درونی ناشناخته یا پذیرفته نشده و راههایی که روابط دنیای بیرونی را تحتتاثیر قرار میدهد، سروکار دارد.
سایکودرام
• تأتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوههای نمایشی است. انسان در تأتردرمانی، مدام در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی است و جهان او از مواجهه این دو دنیا ساخته میشود. تأتردرمانی میکوشد تا با واردکردن تماشاگر به فضای نمایشی، بهطور مستقیم بر احساس و روان او تاثیر بگذارد و درمانی تقریبا مشابه با آنچه را در تراژدی از طریق کاتارسیس باعث میشود، نتیجه دهد.
• تحریک حافظه عاطفی و رساندن تماشاگر به سطحی بالاتر از آگاهی و شعور شاید مهمترین دستاورد مشترک تراژدی و تأتردرمانی با محوریت تاثیر روانی نمایش باشد. روش مشترک تراژدی و روانپالایی حاصل از تأتردرمانی، برانگیختن احساسات و هیجانات مخاطب است که باعث برونریزی آنها شده و نوعی درمان را سبب میگردد.
• عناصری که کاتارسیس باعث پالایش روح از آنها میشود، پس از پایان یک تراژدی از تماشاگر برون ریخته میشوند و نتیجه آن تطهیر و تزکیه مخاطب است. در تأتردرمانی هدف آن است که با تعادل بین عقل و احساس، عملکردی سالم نتیجه شود و این دقیقا همان حد وسط و تعادلی است که ارسطو به عنوان یک نتیجه مهم در تراژدی از آن یاد میکند.
«از یادداشت فائزهسادات صادقی در روزنامه اعتماد»
@Thepulpwriter
روزنامه اعتماد
برانگیختن شفقت و ترس انسانها
فائزهسادات صادقی
👍5