Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_5_@Absurdmindsmedia.srt
44.7 KB
زیرنویس فارسی قسمت پنجم
Forwarded from Absurd Mind's Media
How_to_Become_a_Tyrant_6_@Absurdmindsmedia.srt
54.1 KB
زیرنویس فارسی قسمت آخر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شمس لنگرودی شاعر و پژوهشگر، در اصفهان از جسارت زیستن میگوید و آخرین شعرش را که هنوز منتشر نشده برای حاضران میخواند:
@Thepulpwriter
@Thepulpwriter
«خوشبختی یعنی آرامش خاطر»
▪️من در جوانی دچار بحران های جدی بودم. فکر می کردیم شاعر باید افسرده و پر بحران باشد تا شعر بگوید. همان روزها جملهای از گاندی خواندم که خوشبختی یعنی آرامش خاطر.
من که به زور در لنگرود دیپلم گرفته بودم و به گاندی میگفتم مرتیکه فلان فلان دلش خوش است، آرامش خاطر کجا بود اما حالا در این سن فهمیدم آرامش خاطر یعنی رویکرد ما در زندگی.
▪️یکی از مورخان ایران باستان در قدیم می گوید ایرانیها توهم دارند، شب برنامه میریزند و میسازند و خداراشکر فردا یادشان میرود... بعضیها دنبال زندگی نیستند دنبال مطالبات معوقه اند فقط. یک رفیقی داشتم همیشه ناراحت بود. با او رفتیم باغی برای تفریح. با غرغر گفت باز تابستان آمد با آن میوههای گندش. این برایم عجیب بود. این یعنی رویکرد ما به زندگی مهم است. بعضی همیشه ناراحتند بروند در باغ از صدای گنجشکان شکوه می کنند.
▪️این نگاه ما به زندگی است که مهم است. نگاه ما به زندگی باید درست باشد.
بعدها جمله گاندی برایم روشن شد که خوشبختی عبارت است از آرامش خاطر گاهی موکول به بیرون است اما خوشبختی درونی هم مهم است. خیلی متفاوت است که چطور دنیا را ببینیم. بعضی حرفها به تجربه مهم است ما باید زندگی را درست ببینیم. زندگی الان خیلی سخت شده باید ریلمان را در زندگی عوض کنیم. امکان دارد کسی همه چیز داشته اما خوشبخت نباشد پس خوشبختی یک امر درونی است.
▪️ما دو راه داریم یک روش عرفانی ایناست که قطع رابطه کنیم با آنچه میخواهیم آب کم جو تشنگی آور بهدست رویکرد دوم این است که بروی دنبال چیزی که میخواهی. اینکه رویکرد را عوض کنی خیلی مهم است. سارتر فیلسوف بزرگ فرانسه می گفت من مرکز جهانم. من در جوانی فکر می کردم خودش را می گوید بعد دیدم نه هر فردی خودش مرکز جهان خودش است. یک جمله دیگر هم گفت هرکسی هر جوری زندگی میکند که فکر می کند. بعدا فهمیدم حرفش دقیقا درست است. شما هرطور فکر کنید آینده ای متفاوت خواهید داشت. اصلا از ماشینی که دنده به قم زده انتظار رسیدن به رامسر نداشته باشید. بعدها یادم آمد مادرم میگفت هرجوری پیش بگیری زندگی همونجوری پیش میره این دقیقا مانند جمله سارتر است.
▪️قدیم خیال میکردم کار فقط شعر گفتنم است الان فهمیدم هر عملی در زندگی ام حتی نان خریدن صبحم زندگی و کار است. یکی از چیزهایی که فهمیدم این است که همه چیز میل به شکستن دارد اما حفاظت می خواهد. هرچیز در هستی حفاظت می خواهد و مهمتر از همه روان و روح آدمی است. هرکس باید مراقب رویکرد روحش به زندگی باشد. کتاب حیوان قصه گو را حتما بخوانید. ما از کجا بفهمیم رویکرد ما مثبت است یا منفی. بیشترین رویکرد ما در زندگی به خودمان باید باشد. باید ببینیم بیشترین حرف ما در زندگی و در مغزمان باید ببینیم منفی است یا مثبت.اگر منفی است ریل را عوض کنید. این خیلی مهم است.وقتی با خودمان حرف میزنیم به داشته هایمان فکر کنیم این طوری سالم تریم. دنبال روانشناسی زرد آمریکایی نرویدها دنبال آرامش خاطر واقعی بروید.
@Thepulpwriter
▪️من در جوانی دچار بحران های جدی بودم. فکر می کردیم شاعر باید افسرده و پر بحران باشد تا شعر بگوید. همان روزها جملهای از گاندی خواندم که خوشبختی یعنی آرامش خاطر.
من که به زور در لنگرود دیپلم گرفته بودم و به گاندی میگفتم مرتیکه فلان فلان دلش خوش است، آرامش خاطر کجا بود اما حالا در این سن فهمیدم آرامش خاطر یعنی رویکرد ما در زندگی.
▪️یکی از مورخان ایران باستان در قدیم می گوید ایرانیها توهم دارند، شب برنامه میریزند و میسازند و خداراشکر فردا یادشان میرود... بعضیها دنبال زندگی نیستند دنبال مطالبات معوقه اند فقط. یک رفیقی داشتم همیشه ناراحت بود. با او رفتیم باغی برای تفریح. با غرغر گفت باز تابستان آمد با آن میوههای گندش. این برایم عجیب بود. این یعنی رویکرد ما به زندگی مهم است. بعضی همیشه ناراحتند بروند در باغ از صدای گنجشکان شکوه می کنند.
▪️این نگاه ما به زندگی است که مهم است. نگاه ما به زندگی باید درست باشد.
بعدها جمله گاندی برایم روشن شد که خوشبختی عبارت است از آرامش خاطر گاهی موکول به بیرون است اما خوشبختی درونی هم مهم است. خیلی متفاوت است که چطور دنیا را ببینیم. بعضی حرفها به تجربه مهم است ما باید زندگی را درست ببینیم. زندگی الان خیلی سخت شده باید ریلمان را در زندگی عوض کنیم. امکان دارد کسی همه چیز داشته اما خوشبخت نباشد پس خوشبختی یک امر درونی است.
▪️ما دو راه داریم یک روش عرفانی ایناست که قطع رابطه کنیم با آنچه میخواهیم آب کم جو تشنگی آور بهدست رویکرد دوم این است که بروی دنبال چیزی که میخواهی. اینکه رویکرد را عوض کنی خیلی مهم است. سارتر فیلسوف بزرگ فرانسه می گفت من مرکز جهانم. من در جوانی فکر می کردم خودش را می گوید بعد دیدم نه هر فردی خودش مرکز جهان خودش است. یک جمله دیگر هم گفت هرکسی هر جوری زندگی میکند که فکر می کند. بعدا فهمیدم حرفش دقیقا درست است. شما هرطور فکر کنید آینده ای متفاوت خواهید داشت. اصلا از ماشینی که دنده به قم زده انتظار رسیدن به رامسر نداشته باشید. بعدها یادم آمد مادرم میگفت هرجوری پیش بگیری زندگی همونجوری پیش میره این دقیقا مانند جمله سارتر است.
▪️قدیم خیال میکردم کار فقط شعر گفتنم است الان فهمیدم هر عملی در زندگی ام حتی نان خریدن صبحم زندگی و کار است. یکی از چیزهایی که فهمیدم این است که همه چیز میل به شکستن دارد اما حفاظت می خواهد. هرچیز در هستی حفاظت می خواهد و مهمتر از همه روان و روح آدمی است. هرکس باید مراقب رویکرد روحش به زندگی باشد. کتاب حیوان قصه گو را حتما بخوانید. ما از کجا بفهمیم رویکرد ما مثبت است یا منفی. بیشترین رویکرد ما در زندگی به خودمان باید باشد. باید ببینیم بیشترین حرف ما در زندگی و در مغزمان باید ببینیم منفی است یا مثبت.اگر منفی است ریل را عوض کنید. این خیلی مهم است.وقتی با خودمان حرف میزنیم به داشته هایمان فکر کنیم این طوری سالم تریم. دنبال روانشناسی زرد آمریکایی نرویدها دنبال آرامش خاطر واقعی بروید.
@Thepulpwriter
👍6🔥1👏1
نمایش میتواند شما را درمان کند.
ردپای کاتارسیس ارسطویی در هنردرمانی.
• ارسطو کارکرد هنر را در وجه فردی و درونی آن میجوید و بدین ترتیب آن را وسیله پالایش و تطهیر قلمداد کرده و با واژه «کاتارسیس» تعریف میکند. ارسطو در فصل شش بوطیقا در تعریف تراژدی میگوید که تراژدی از طریق برانگیختن شفقت و ترس مخاطب، موجب کاتارسیس میشود.
هنر درمانی
• در دوران معاصر، یکی از برداشتهایی که میتوان از نظریه کاتارسیس ارسطو داشت، مشاهده تغییر در ساختار روانی افراد در مرحله درمان است. گودمن این رویکرد را اینگونه مطرح میکند که ارسطو میگوید تراژدی روح انسان را از عواطف منفی سرکوب شده و پنهان تصفیه میکند و بهعبارتدیگر میزان معینی از ویروس کشته شده را به روح انسان تزریق میکند تا جلوی تهاجم بیماری اصلی را بگیرد و یا آن را ضعیف کند.
• هنردرمانی به مفهوم واقعی میتواند وجوه مختلف ذهنی مانند احساس، تفکر، شهود و ارتباط را در بیمار برانگیزد و پارههای جداشده احساس و ذهن را فعال کند. دنیای درون ما و روابطمان با دیگران، بهوسیله احساسات و فرآیندهای ذهنیای کنترل میشوند که ما تا حد زیادی از ماهیت آنها بیاطلاع هستیم. بهعبارتدیگر، خواستهها، ترسها، آسیبها و محرومیتهایی که مراجع در روابط خود با افراد مختلف در زندگی تجربه کرده است.
• از آنجا که این تجارب درونی ناخوشایند، غیرقابلقبول و ترسناک بودند، از هوشیاری دورنگه داشته میشدند (سرکوب میشدند) ولی به صورت فعال و موثر در ناهوشیار باقی میماندند. هنردرمانی معمولا با دسترسی به این دنیای درونی ناشناخته یا پذیرفته نشده و راههایی که روابط دنیای بیرونی را تحتتاثیر قرار میدهد، سروکار دارد.
سایکودرام
• تأتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوههای نمایشی است. انسان در تأتردرمانی، مدام در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی است و جهان او از مواجهه این دو دنیا ساخته میشود. تأتردرمانی میکوشد تا با واردکردن تماشاگر به فضای نمایشی، بهطور مستقیم بر احساس و روان او تاثیر بگذارد و درمانی تقریبا مشابه با آنچه را در تراژدی از طریق کاتارسیس باعث میشود، نتیجه دهد.
• تحریک حافظه عاطفی و رساندن تماشاگر به سطحی بالاتر از آگاهی و شعور شاید مهمترین دستاورد مشترک تراژدی و تأتردرمانی با محوریت تاثیر روانی نمایش باشد. روش مشترک تراژدی و روانپالایی حاصل از تأتردرمانی، برانگیختن احساسات و هیجانات مخاطب است که باعث برونریزی آنها شده و نوعی درمان را سبب میگردد.
• عناصری که کاتارسیس باعث پالایش روح از آنها میشود، پس از پایان یک تراژدی از تماشاگر برون ریخته میشوند و نتیجه آن تطهیر و تزکیه مخاطب است. در تأتردرمانی هدف آن است که با تعادل بین عقل و احساس، عملکردی سالم نتیجه شود و این دقیقا همان حد وسط و تعادلی است که ارسطو به عنوان یک نتیجه مهم در تراژدی از آن یاد میکند.
«از یادداشت فائزهسادات صادقی در روزنامه اعتماد»
@Thepulpwriter
ردپای کاتارسیس ارسطویی در هنردرمانی.
• ارسطو کارکرد هنر را در وجه فردی و درونی آن میجوید و بدین ترتیب آن را وسیله پالایش و تطهیر قلمداد کرده و با واژه «کاتارسیس» تعریف میکند. ارسطو در فصل شش بوطیقا در تعریف تراژدی میگوید که تراژدی از طریق برانگیختن شفقت و ترس مخاطب، موجب کاتارسیس میشود.
هنر درمانی
• در دوران معاصر، یکی از برداشتهایی که میتوان از نظریه کاتارسیس ارسطو داشت، مشاهده تغییر در ساختار روانی افراد در مرحله درمان است. گودمن این رویکرد را اینگونه مطرح میکند که ارسطو میگوید تراژدی روح انسان را از عواطف منفی سرکوب شده و پنهان تصفیه میکند و بهعبارتدیگر میزان معینی از ویروس کشته شده را به روح انسان تزریق میکند تا جلوی تهاجم بیماری اصلی را بگیرد و یا آن را ضعیف کند.
• هنردرمانی به مفهوم واقعی میتواند وجوه مختلف ذهنی مانند احساس، تفکر، شهود و ارتباط را در بیمار برانگیزد و پارههای جداشده احساس و ذهن را فعال کند. دنیای درون ما و روابطمان با دیگران، بهوسیله احساسات و فرآیندهای ذهنیای کنترل میشوند که ما تا حد زیادی از ماهیت آنها بیاطلاع هستیم. بهعبارتدیگر، خواستهها، ترسها، آسیبها و محرومیتهایی که مراجع در روابط خود با افراد مختلف در زندگی تجربه کرده است.
• از آنجا که این تجارب درونی ناخوشایند، غیرقابلقبول و ترسناک بودند، از هوشیاری دورنگه داشته میشدند (سرکوب میشدند) ولی به صورت فعال و موثر در ناهوشیار باقی میماندند. هنردرمانی معمولا با دسترسی به این دنیای درونی ناشناخته یا پذیرفته نشده و راههایی که روابط دنیای بیرونی را تحتتاثیر قرار میدهد، سروکار دارد.
سایکودرام
• تأتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوههای نمایشی است. انسان در تأتردرمانی، مدام در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی است و جهان او از مواجهه این دو دنیا ساخته میشود. تأتردرمانی میکوشد تا با واردکردن تماشاگر به فضای نمایشی، بهطور مستقیم بر احساس و روان او تاثیر بگذارد و درمانی تقریبا مشابه با آنچه را در تراژدی از طریق کاتارسیس باعث میشود، نتیجه دهد.
• تحریک حافظه عاطفی و رساندن تماشاگر به سطحی بالاتر از آگاهی و شعور شاید مهمترین دستاورد مشترک تراژدی و تأتردرمانی با محوریت تاثیر روانی نمایش باشد. روش مشترک تراژدی و روانپالایی حاصل از تأتردرمانی، برانگیختن احساسات و هیجانات مخاطب است که باعث برونریزی آنها شده و نوعی درمان را سبب میگردد.
• عناصری که کاتارسیس باعث پالایش روح از آنها میشود، پس از پایان یک تراژدی از تماشاگر برون ریخته میشوند و نتیجه آن تطهیر و تزکیه مخاطب است. در تأتردرمانی هدف آن است که با تعادل بین عقل و احساس، عملکردی سالم نتیجه شود و این دقیقا همان حد وسط و تعادلی است که ارسطو به عنوان یک نتیجه مهم در تراژدی از آن یاد میکند.
«از یادداشت فائزهسادات صادقی در روزنامه اعتماد»
@Thepulpwriter
روزنامه اعتماد
برانگیختن شفقت و ترس انسانها
فائزهسادات صادقی
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مشروطه خواهی چیست؟
مشروطه خواهی بر سه محور استوار است:
محور نخست، مشروط بودن حاکم است.
اولین محور تاکید دارد، قدرت مطلقه نداریم. مقامِ سیاسیِ مادام العمر، یا تشریفاتی و بدون اختیار است و یا اصلا وجود ندارد.
محور دوم، حاکمیت قانون است.
یعنی قانون، فصل الخطاب است، نه تازیانه حاکم. در نتیجه از شهروند گرفته تا حاکم، همه مقید به قانوناند. چه قانونی؟ قانونی که با تحولات جامعه به روز شده و برآمده از رای مردم است. پس در بحث قانونگرایی باید پرسید کدام قانون؟ قانون مورد توافق یک جامعه یا متن ابزاری دیکتاتوری؟ زیرا قانونگرایی بعضا واژه مورد سواستفاده دیکتاتورهاست تا با قانون به روز نشده و به دور از رای و نظر مردم بخواهند سلطهگریشان را تداوم دهند.
محور سوم، فرهنگ شهروندی است.
شهروندان صاحب این بلاد هستند و حاکم در قدرت، تنها یک وکیل است که طبق یک قرارداد اجتماعی بر مسند قدرت نشسته، او نه مالک است نه ولی. شهرونداناند که صاحبان حقیقی این خاکاند.
از کانال پارند @paarandiran. گفتار و شنیدار ۲ «در نفی همه دشمنان مشروطیت»
@Thepulpwriter
مشروطه خواهی بر سه محور استوار است:
محور نخست، مشروط بودن حاکم است.
اولین محور تاکید دارد، قدرت مطلقه نداریم. مقامِ سیاسیِ مادام العمر، یا تشریفاتی و بدون اختیار است و یا اصلا وجود ندارد.
محور دوم، حاکمیت قانون است.
یعنی قانون، فصل الخطاب است، نه تازیانه حاکم. در نتیجه از شهروند گرفته تا حاکم، همه مقید به قانوناند. چه قانونی؟ قانونی که با تحولات جامعه به روز شده و برآمده از رای مردم است. پس در بحث قانونگرایی باید پرسید کدام قانون؟ قانون مورد توافق یک جامعه یا متن ابزاری دیکتاتوری؟ زیرا قانونگرایی بعضا واژه مورد سواستفاده دیکتاتورهاست تا با قانون به روز نشده و به دور از رای و نظر مردم بخواهند سلطهگریشان را تداوم دهند.
محور سوم، فرهنگ شهروندی است.
شهروندان صاحب این بلاد هستند و حاکم در قدرت، تنها یک وکیل است که طبق یک قرارداد اجتماعی بر مسند قدرت نشسته، او نه مالک است نه ولی. شهرونداناند که صاحبان حقیقی این خاکاند.
از کانال پارند @paarandiran. گفتار و شنیدار ۲ «در نفی همه دشمنان مشروطیت»
@Thepulpwriter
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از پایگاه خبری انصاف نیوز:
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند دربارهی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند دربارهی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
نفسهای حبس در سینه
مریم عباسی مادر دختر نوجوان ۱۴ ساله است که در یکم تیر در خیابان وطنپور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. در حین درگیری و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دخترش ادامه پیدا میکند. این برخوردها بدون هیچ کلامی آغاز میشود و پیگیریهای او تا به حال تا آنجایی جواب داده که قاضی کشیک دادسرای نظامی اجازهی گرفتن فیلم دوربین مداربسته را به او داده است و از آن به بعد دیگر تا به حال پاسخی نگرفتهاند. پلیس امنیت اخلاقی به خانم عباسی گفته دو انگشت مامور خانم نیز در این درگیری شکسته است.
روز یکم تیرماه درحالیکه نفس ۱۴ ساله همراه دوستش در حال مخفی کردن خود پشت پست برق بودهاند تا دیده نشوند «ون گشت ارشاد» سراغ آنها میآید و با خشونت آنها را سوار ون میکند. طوری که سر دختر به پست برق کوبیده میشود.
«پاشون رو گذاشتن روی گردن بچهی من. عکسش هم هست. شاهد هم دارم برای این موضوع. مامور خانم از موهای بچهی من میگیره و میکشه اونو!»
مادر نفس حاجیشریف میگوید وقتی ساعت ۸ شب به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه میکند دخترش را در وضعیتی بدی میبیند:
«دخترم را با صورتی زخمی، لبهای ورم کرده، گردن کبود، لباس پاره پاره و صدایی که در نمیآمد دیدم. چشماش از هم باز نمیشد اینقدر گریه کرده بود.
دختر ۱۴ سالهی من طفل محسوب میشه! اطفال حتی اگر قتلی انجام داده باشند والدشان باید پاسخگو باشد! چند روز قبل انتخابات هم بوده. جوری بچهی من رو میزنن که مردم از پنجرهها هم واکنش نشون میدن! موبایل کسی که عکس گرفته هم میگیرن!
گفتند ۲ انگشت مامور ما در رفته و شما باید رضایت ایشان را بگیرید چون دختر من مقاومت کرده است. صغر سن دخترم را یادآوری کردم. گفتند از ۹ سالگی باید حجاب رعایت شود. پاسخ دادم که طبق ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی برخورد قانونی به این شکل شامل حال طفل نمیشود. این حد از ضرب و شتم که به هیچ وجه شامل حال بزرگسال هم نمیشود.
قاضی میخواست ما رضایت دهیم. در حضور وکیل به من گفتند از مامورین شکایت نکنید. در غیر این صورت پای اطلاعات و امنیت در پرونده باز و برای شما گران تمام میشود و از دست ما خارج میشود… گفتند شما رضایت بدید منم اون مامور رو راضی میکنم.
اگر مشکلی که در مملکت خودمان حل نشود خارج از اینجا چطور حل خواهد شد؟ این مایه تاسف است که مسائل داخلی اول از رسانههای خارج از ایران منتشر میشوند بعد داخلیها از قول آنها اطلاعرسانی میکنند.»
از پایگاه خبری انصاف نیوز:
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند دربارهی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
مریم عباسی مادر دختر نوجوان ۱۴ ساله است که در یکم تیر در خیابان وطنپور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. در حین درگیری و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دخترش ادامه پیدا میکند. این برخوردها بدون هیچ کلامی آغاز میشود و پیگیریهای او تا به حال تا آنجایی جواب داده که قاضی کشیک دادسرای نظامی اجازهی گرفتن فیلم دوربین مداربسته را به او داده است و از آن به بعد دیگر تا به حال پاسخی نگرفتهاند. پلیس امنیت اخلاقی به خانم عباسی گفته دو انگشت مامور خانم نیز در این درگیری شکسته است.
روز یکم تیرماه درحالیکه نفس ۱۴ ساله همراه دوستش در حال مخفی کردن خود پشت پست برق بودهاند تا دیده نشوند «ون گشت ارشاد» سراغ آنها میآید و با خشونت آنها را سوار ون میکند. طوری که سر دختر به پست برق کوبیده میشود.
«پاشون رو گذاشتن روی گردن بچهی من. عکسش هم هست. شاهد هم دارم برای این موضوع. مامور خانم از موهای بچهی من میگیره و میکشه اونو!»
مادر نفس حاجیشریف میگوید وقتی ساعت ۸ شب به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه میکند دخترش را در وضعیتی بدی میبیند:
«دخترم را با صورتی زخمی، لبهای ورم کرده، گردن کبود، لباس پاره پاره و صدایی که در نمیآمد دیدم. چشماش از هم باز نمیشد اینقدر گریه کرده بود.
دختر ۱۴ سالهی من طفل محسوب میشه! اطفال حتی اگر قتلی انجام داده باشند والدشان باید پاسخگو باشد! چند روز قبل انتخابات هم بوده. جوری بچهی من رو میزنن که مردم از پنجرهها هم واکنش نشون میدن! موبایل کسی که عکس گرفته هم میگیرن!
گفتند ۲ انگشت مامور ما در رفته و شما باید رضایت ایشان را بگیرید چون دختر من مقاومت کرده است. صغر سن دخترم را یادآوری کردم. گفتند از ۹ سالگی باید حجاب رعایت شود. پاسخ دادم که طبق ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی برخورد قانونی به این شکل شامل حال طفل نمیشود. این حد از ضرب و شتم که به هیچ وجه شامل حال بزرگسال هم نمیشود.
قاضی میخواست ما رضایت دهیم. در حضور وکیل به من گفتند از مامورین شکایت نکنید. در غیر این صورت پای اطلاعات و امنیت در پرونده باز و برای شما گران تمام میشود و از دست ما خارج میشود… گفتند شما رضایت بدید منم اون مامور رو راضی میکنم.
اگر مشکلی که در مملکت خودمان حل نشود خارج از اینجا چطور حل خواهد شد؟ این مایه تاسف است که مسائل داخلی اول از رسانههای خارج از ایران منتشر میشوند بعد داخلیها از قول آنها اطلاعرسانی میکنند.»
از پایگاه خبری انصاف نیوز:
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند دربارهی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
انصاف نیوز
اظهارات و ادعاهای یک شهروند دربارهی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران
مریم عباسی مادر دختر نوجوان 14 ساله است که در یکم تیر در خیابان وطنپور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. بنا بر ادعای این شهروند حین درگیریِ و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دختر او ادامه پیدا میکند.…
🤬2👍1
هارولد پینتر | شکسپیر تئاتر مدرن
هر یک از نمایشنامههای هارولد پینتر دارای عمق روانشناسانه، شخصیتپردازیهای پیچیده، زبان منحصر به فرد، تنشهای دراماتیک زیرکانه و در کل عمق هنری بینظیر همچون آثار ممتاز ویلیام شکسپیر است. نمایشنامههایی مانند اتاق، جشن تولد، بازگشت به خانه و خیانت را در کنار تفاوتهای چشمگیر سبک و سیاق دو نویسنده میتوان همتراز شاهکارهایی چون هملت، مکبث، توفان و اتللو به شمار آورد. اما آنچه که نمایشنامههای این نویسنده را به آثار ناب هنری بدل میکند مایههایی مانند کمدی منحصر به فرد -پینترسک-، تهدید و اضطراب بیپایان، کاراکترهای عمیقِ پریشان و در آخر فضاهای محدود نمایشی مانند تنها یک اتاق است. اتاقی که نام اولین نمایشنامه و آغازی برای نمایشنامهنویسی اوست...
@Thepulpwriter
https://qisse.ir/هارولد-پینتر-شکسپیر-تئاتر-مدرن/
هر یک از نمایشنامههای هارولد پینتر دارای عمق روانشناسانه، شخصیتپردازیهای پیچیده، زبان منحصر به فرد، تنشهای دراماتیک زیرکانه و در کل عمق هنری بینظیر همچون آثار ممتاز ویلیام شکسپیر است. نمایشنامههایی مانند اتاق، جشن تولد، بازگشت به خانه و خیانت را در کنار تفاوتهای چشمگیر سبک و سیاق دو نویسنده میتوان همتراز شاهکارهایی چون هملت، مکبث، توفان و اتللو به شمار آورد. اما آنچه که نمایشنامههای این نویسنده را به آثار ناب هنری بدل میکند مایههایی مانند کمدی منحصر به فرد -پینترسک-، تهدید و اضطراب بیپایان، کاراکترهای عمیقِ پریشان و در آخر فضاهای محدود نمایشی مانند تنها یک اتاق است. اتاقی که نام اولین نمایشنامه و آغازی برای نمایشنامهنویسی اوست...
@Thepulpwriter
https://qisse.ir/هارولد-پینتر-شکسپیر-تئاتر-مدرن/
qisse.ir
هارولد پینتر | شکسپیر تئاتر مدرن
نمایشنامههای هارولد پینتر با شخصیتهای پیچیده، زبان منحصر به فرد، تنشهای زیرکانه و در کل عمق هنری بینظیر همتراز آثار شکسپیر است.
👍3
نویسنده محتوای زرد pinned «نفسهای حبس در سینه مریم عباسی مادر دختر نوجوان ۱۴ ساله است که در یکم تیر در خیابان وطنپور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. در حین درگیری و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دخترش ادامه پیدا میکند. این…»
Asare Pinter.pdf
5.8 MB
معرفی کتاب
کتاب بررسی آثار پینتر نوشته مارتین اسلین؛ مترجمان:فرشید ابراهیمیان - لیلی عمرانی
@Thepulpwriter
کتاب بررسی آثار پینتر نوشته مارتین اسلین؛ مترجمان:فرشید ابراهیمیان - لیلی عمرانی
@Thepulpwriter
👍4
روزهای سخت نفس
گفتوگو با مادر و دختر ۱۴ سالهای که ماجرای بازداشتش توسط ماموران طرح نور هنوز ادامه دارد
یکی از خانمها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود.
یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود
هر صبح که از خواب بیدار میشود، دوربین را روشن میکند و فکر میکند ماموران آمدهاند.
✍🏻 الناز محمدی
⏺ماموران پلیس امنیت اخلاقی، در گشتهای روزانهشان برای اجرای طرح نور، آن روز، نفسِ ۱۴ ساله و دوستش را با ضربو شتم، روی زمین کشیدند و بردند. تا یکماهونیم بعد، کسی جز مادر و نزدیکان نفس از ماجرای آن روز خبر نداشت اما بعد «مریم عباسی»، مادر او بعد از آنکه حس کرد پیگیریهایش جواب نمیدهد، تصمیم گرفت فیلم آن روز را در «انصاف نیوز» منتشر کند؛ فیلمی که بهمحض منتشرشدن، آنقدر پربازدید شد که درنهایت پلیس را به پاسخگویی واداشت و در اطلاعیهای نوشت، «پلیس رفتارِ اینچنینی توسط عواملِ انتظامی را در چارچوب استانداردهایِ کُنِشی و عملیاتیِ خود ندانسته و پرونده در سیستمِ قضائی و بازرسیِ فراجا مفتوح و در حال بررسی است.»
⏺ بعد از آن هم احمدرضا رادان، فرمانده فراجا گفت که آن روز دو دختر نوجوان به ماموران فحاشی کردهاند، رفتار آنها بد بوده و رفتار پلیس هم مقداری غیرحرفهای بوده است.
⏺مادر نفس، به پنج مرجع قضایی و انتظامی علیه تیم مامورانی که آنروز او و دوستش را با خشونت بازداشت کردند و به پایگاه امنیت اخلاقی گیشا بردند، شکایت کرده؛ به دادسرای نظامی، بازرسی ناجا، حفاظت اطلاعات فراجا، بازرسی فراجا و بازرسی کل ناجا. نتیجه شکایات هنوز مشخص نیست اما خانم عباسی همین چندروز پیش متوجه شده که حالا پرونده از دادسرای نظامی خارج و به بازرسی فاتب رفته است.
⏺مادر نفس از فردای آن روز، پیگیری ماجرا را شروع کرد؛ هرچند به گفته خودش، اصل مدارک آنها را گرفته بودند و نتوانستند تا یکهفته بعد به پزشکی قانونی بروند. بعد از یکهفته رفتند که مدارک را از دادسرای ویژه اطفال تحویل بگیرند: «بعد از سه، چهار روز رفتیم دادسرای ویژه اطفال، آنجا از ما خواستند که کتباً رضایت دهیم و پیگیری نکنیم. اما ما اصل مدارک را گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی. من هر روز همه اینها را به ۱۹۷ گزارش کردهام تا امروز. قاضی کشیک دادسرای نظامی و بازرسی فاتب به ما خیلی لطف کردند؛ چون دیر رفته بودیم پزشکی قانونی، زمان زیادی را از دست داده بودیم. به ما لطف کردند نامههای مربوط را دادند. درنهایت دادسرای نظامی شکایتمان را ثبت کردیم. با ۱۹۷ هم که مدام در ارتباط بودهام. حالا هم میگویند پرونده از دادسرای نظامی به بازرسی فاتب رفته است. مسئولان فراجا هم به من گفتهاند که پیگیرند اما هنوز اتفاقی نیفتاده است.
مریم عباسی، مادر نفس:
⏺«من میخواهم این را از آن ماموران بپرسم که چطور دلشان آمد؟ من هنوز باورم نمیشود که چنین رفتاری با بچه بکنند؟ از مویش بکشند و ببرند؟ کی ما مردم انقدر نسبت به هم بیرحم شدیم؟ من نمیخواستم بچه من نسبت به آدمهای دور و برش انقدر بیاعتماد شود. من چطور از این بهبعد میتوانم بگویم که حجابش را رعایت کند؟ با این حجم از خشمی که دارد؟»
⏺او مدام آنروز را در ذهنش مرور میکند: «وقتی آمدیم خانه، دیدم وضع بدنش چطور است. یکی از خانمها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود. یکی از شاهدان به من گفت که دیده یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود و بعد که او داد میزند خانم تو را به خدا ولش کنید، او بچه است، دستش را برداشته و نفس دخترم بیرون آمده. یکی از ماموران با زانو، روی گردن او نشسته بود که باعث شده بود کبود شود. همه بدنش کبود بود. دو، سه شب اول که اصلاً نمیخوابید و فکر میکرد ماموران میآیند که او را با خود ببرند. همین الان که با شما حرف میزنم، دوربین پشت در آپارتمان را روشن کرده است. صبح که از خواب بیدار میشود، دوربین را روشن میکند و فکر میکند ماموران آمدهاند. ماموران به او گفته بودند، زندانیات میکنیم و...، ترس در وجودش مانده است. گزارش پزشکی قانونی، مهر و موم بود و نتوانستیم ببینیم. آن عکسهایی که منتشر کردم، یکماه بعد از آن اتفاق بود. هنوز هم جای بعضی زخمها روی صورت و گردنش هست.»
منبع:
روزنامه هممیهن
گفتوگو با مادر و دختر ۱۴ سالهای که ماجرای بازداشتش توسط ماموران طرح نور هنوز ادامه دارد
یکی از خانمها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود.
یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود
هر صبح که از خواب بیدار میشود، دوربین را روشن میکند و فکر میکند ماموران آمدهاند.
✍🏻 الناز محمدی
⏺ماموران پلیس امنیت اخلاقی، در گشتهای روزانهشان برای اجرای طرح نور، آن روز، نفسِ ۱۴ ساله و دوستش را با ضربو شتم، روی زمین کشیدند و بردند. تا یکماهونیم بعد، کسی جز مادر و نزدیکان نفس از ماجرای آن روز خبر نداشت اما بعد «مریم عباسی»، مادر او بعد از آنکه حس کرد پیگیریهایش جواب نمیدهد، تصمیم گرفت فیلم آن روز را در «انصاف نیوز» منتشر کند؛ فیلمی که بهمحض منتشرشدن، آنقدر پربازدید شد که درنهایت پلیس را به پاسخگویی واداشت و در اطلاعیهای نوشت، «پلیس رفتارِ اینچنینی توسط عواملِ انتظامی را در چارچوب استانداردهایِ کُنِشی و عملیاتیِ خود ندانسته و پرونده در سیستمِ قضائی و بازرسیِ فراجا مفتوح و در حال بررسی است.»
⏺ بعد از آن هم احمدرضا رادان، فرمانده فراجا گفت که آن روز دو دختر نوجوان به ماموران فحاشی کردهاند، رفتار آنها بد بوده و رفتار پلیس هم مقداری غیرحرفهای بوده است.
⏺مادر نفس، به پنج مرجع قضایی و انتظامی علیه تیم مامورانی که آنروز او و دوستش را با خشونت بازداشت کردند و به پایگاه امنیت اخلاقی گیشا بردند، شکایت کرده؛ به دادسرای نظامی، بازرسی ناجا، حفاظت اطلاعات فراجا، بازرسی فراجا و بازرسی کل ناجا. نتیجه شکایات هنوز مشخص نیست اما خانم عباسی همین چندروز پیش متوجه شده که حالا پرونده از دادسرای نظامی خارج و به بازرسی فاتب رفته است.
⏺مادر نفس از فردای آن روز، پیگیری ماجرا را شروع کرد؛ هرچند به گفته خودش، اصل مدارک آنها را گرفته بودند و نتوانستند تا یکهفته بعد به پزشکی قانونی بروند. بعد از یکهفته رفتند که مدارک را از دادسرای ویژه اطفال تحویل بگیرند: «بعد از سه، چهار روز رفتیم دادسرای ویژه اطفال، آنجا از ما خواستند که کتباً رضایت دهیم و پیگیری نکنیم. اما ما اصل مدارک را گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی. من هر روز همه اینها را به ۱۹۷ گزارش کردهام تا امروز. قاضی کشیک دادسرای نظامی و بازرسی فاتب به ما خیلی لطف کردند؛ چون دیر رفته بودیم پزشکی قانونی، زمان زیادی را از دست داده بودیم. به ما لطف کردند نامههای مربوط را دادند. درنهایت دادسرای نظامی شکایتمان را ثبت کردیم. با ۱۹۷ هم که مدام در ارتباط بودهام. حالا هم میگویند پرونده از دادسرای نظامی به بازرسی فاتب رفته است. مسئولان فراجا هم به من گفتهاند که پیگیرند اما هنوز اتفاقی نیفتاده است.
مریم عباسی، مادر نفس:
⏺«من میخواهم این را از آن ماموران بپرسم که چطور دلشان آمد؟ من هنوز باورم نمیشود که چنین رفتاری با بچه بکنند؟ از مویش بکشند و ببرند؟ کی ما مردم انقدر نسبت به هم بیرحم شدیم؟ من نمیخواستم بچه من نسبت به آدمهای دور و برش انقدر بیاعتماد شود. من چطور از این بهبعد میتوانم بگویم که حجابش را رعایت کند؟ با این حجم از خشمی که دارد؟»
⏺او مدام آنروز را در ذهنش مرور میکند: «وقتی آمدیم خانه، دیدم وضع بدنش چطور است. یکی از خانمها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود. یکی از شاهدان به من گفت که دیده یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود و بعد که او داد میزند خانم تو را به خدا ولش کنید، او بچه است، دستش را برداشته و نفس دخترم بیرون آمده. یکی از ماموران با زانو، روی گردن او نشسته بود که باعث شده بود کبود شود. همه بدنش کبود بود. دو، سه شب اول که اصلاً نمیخوابید و فکر میکرد ماموران میآیند که او را با خود ببرند. همین الان که با شما حرف میزنم، دوربین پشت در آپارتمان را روشن کرده است. صبح که از خواب بیدار میشود، دوربین را روشن میکند و فکر میکند ماموران آمدهاند. ماموران به او گفته بودند، زندانیات میکنیم و...، ترس در وجودش مانده است. گزارش پزشکی قانونی، مهر و موم بود و نتوانستیم ببینیم. آن عکسهایی که منتشر کردم، یکماه بعد از آن اتفاق بود. هنوز هم جای بعضی زخمها روی صورت و گردنش هست.»
منبع:
روزنامه هممیهن
👍3
Forwarded from انجمن علمی ادبیات نمایشی هنر
شمارۀ دوم گاهنامه کاتارسیس.pdf
1.1 MB
شمارهٔ دوم گاهنامهٔ کاتارسیس منتشر شد.
اسفند ۱۴۰۳
مدیر مسئول: سپهر طاهرینیا
سردبیر: افرا افروز
مدیر هنری: سپهر طاهرینیا
اعضای تحریریه
افرا افروز
نیکا حبیبی
طاها زارعی
سپهر طاهرینیا
مهسا بیگوردی
هیئت انتخاب
شهرام زرگر: بخش جستار و ناداستان
محمدحسین ناصربخت: بخش نقد و مقاله
زیبا خادم حقیقت: بخش نمایشنامه تکپردهای
سعید قاسمی: بخش داستان کوتاه
سرویراستار
فاطمه کرمی
ویراستاران
شقایق پروین
سحر پورعابدین
طراحی گرافیک و صفحهآرایی
استودیو ولگرد
مدیر طراحی و طراح جلد: امیرحسین ظریفیان
طراحی و صفحهآرایی: سارا قاسمی
با تشکر از
فاطمه افتخارینیا
و تمامی کسانی که ما را در انتشار این
شماره یاری کردند.
#نشریه #کاتارسیس #ادبیات #دانشگاه_هنر #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی
اسفند ۱۴۰۳
مدیر مسئول: سپهر طاهرینیا
سردبیر: افرا افروز
مدیر هنری: سپهر طاهرینیا
اعضای تحریریه
افرا افروز
نیکا حبیبی
طاها زارعی
سپهر طاهرینیا
مهسا بیگوردی
هیئت انتخاب
شهرام زرگر: بخش جستار و ناداستان
محمدحسین ناصربخت: بخش نقد و مقاله
زیبا خادم حقیقت: بخش نمایشنامه تکپردهای
سعید قاسمی: بخش داستان کوتاه
سرویراستار
فاطمه کرمی
ویراستاران
شقایق پروین
سحر پورعابدین
طراحی گرافیک و صفحهآرایی
استودیو ولگرد
مدیر طراحی و طراح جلد: امیرحسین ظریفیان
طراحی و صفحهآرایی: سارا قاسمی
با تشکر از
فاطمه افتخارینیا
و تمامی کسانی که ما را در انتشار این
شماره یاری کردند.
#نشریه #کاتارسیس #ادبیات #دانشگاه_هنر #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی
Forwarded from انجمن علمی ادبیات نمایشی هنر
جهت مطالعهٔ این جستار به صفحهٔ ۱۰۹ در نشریه مراجعه کنید.
#نشریه_کاتارسیس #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی #دانشگاه_هنر #ادبیات_نمایشی
#نشریه_کاتارسیس #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی #دانشگاه_هنر #ادبیات_نمایشی
👍3
https://qisse.ir/مرگ-یزدگرد/
مرگ یزدگرد؛ زبانشناسی قدرت دراماتیک در نمایشنامه بهرام بیضایی
مرگ یزدگرد؛ زبانشناسی قدرت دراماتیک در نمایشنامه بهرام بیضایی
qisse.ir
مرگ یزدگرد؛ زبانشناسی قدرت دراماتیک در نمایشنامه بهرام بیضایی
یادداشتی بر مسئله قدرت در نمایشنامه مرگ یزدگرد [مجلس شاه کشی]. نوشته بهرام بیضایی. این نمایشنامه اولین بار در سال 58 به روی صحنه رفته است.
