نویسنده محتوای زرد
50 subscribers
4 photos
6 videos
25 files
44 links
🧑🏻‍💻
@Thepulpwriter

وبسایت: www.qisse.ir

توییتر: https://twitter.com/Sahandd_
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مشروطه خواهی چیست؟
مشروطه خواهی بر سه محور استوار است:
محور نخست، مشروط بودن حاکم است.
اولین محور تاکید دارد، قدرت مطلقه نداریم. مقامِ سیاسیِ مادام العمر، یا تشریفاتی و بدون اختیار است و یا اصلا وجود ندارد.
محور دوم، حاکمیت قانون است.
یعنی قانون، فصل الخطاب است، نه تازیانه حاکم. در نتیجه از شهروند گرفته تا حاکم، همه مقید به قانون‌اند. چه قانونی؟ قانونی که با تحولات جامعه به روز شده و برآمده از رای مردم است. پس در بحث قانون‌گرایی باید پرسید کدام قانون؟ قانون مورد توافق یک جامعه یا متن ابزاری دیکتاتوری؟ زیرا قانون‌گرایی بعضا واژه مورد سو‌استفاده دیکتاتورهاست تا با قانون به روز نشده و به دور از رای و نظر مردم بخواهند سلطه‌گری‌شان را تداوم دهند.
محور سوم، فرهنگ شهروندی است.
شهروندان صاحب این بلاد هستند و حاکم در قدرت، تنها یک وکیل است که طبق یک قرارداد اجتماعی بر مسند قدرت نشسته، او نه مالک است نه ولی. شهروندان‌اند که صاحبان حقیقی این خاک‌اند.
از کانال پارند @paarandiran. گفتار و شنیدار ۲ «در نفی همه دشمنان مشروطیت»
@Thepulpwriter
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از پایگاه خبری انصاف نیوز:
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند درباره‌ی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
نفس‌های حبس در سینه
مریم عباسی مادر دختر نوجوان ۱۴ ساله است که در یکم تیر در خیابان وطن‌پور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. در حین درگیری و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دخترش ادامه پیدا می‌کند. این برخوردها بدون هیچ کلامی آغاز می‌شود و پیگیری‌های او تا به حال تا آنجایی جواب داده که قاضی کشیک دادسرای نظامی اجازه‌ی گرفتن فیلم دوربین مداربسته را به او داده است و از آن به بعد دیگر تا به حال پاسخی نگرفته‌اند. پلیس امنیت اخلاقی به خانم عباسی گفته دو انگشت مامور خانم نیز در این درگیری شکسته است.
روز یکم تیرماه درحالیکه نفس ۱۴ ساله‌ همراه دوستش در حال مخفی کردن خود پشت پست برق بوده‌اند تا دیده نشوند «ون گشت ارشاد» سراغ آن‌ها می‌آید و با خشونت آن‌ها را سوار ون می‌کند. طوری که سر دختر به پست برق کوبیده می‌شود.
«پاشون رو گذاشتن روی گردن بچه‌ی من. عکسش هم هست. شاهد هم دارم برای این موضوع. مامور خانم از موهای بچه‌ی من می‌گیره و می‌کشه اونو!»
مادر نفس حاجی‌شریف می‌گوید وقتی ساعت ۸ شب به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه می‌کند دخترش را در وضعیتی بدی می‌بیند:
«دخترم را با صورتی زخمی، لب‌های ورم کرده، گردن کبود، لباس پاره پاره و صدایی که در نمی‌آمد دیدم. چشماش از هم باز نمی‌شد اینقدر گریه کرده بود.
دختر ۱۴ ساله‌ی من طفل محسوب میشه! اطفال حتی اگر قتلی انجام داده باشند والدشان باید پاسخگو باشد! چند روز قبل انتخابات هم بوده. جوری بچه‌ی من رو می‌زنن که مردم از پنجره‌ها هم واکنش نشون میدن! موبایل کسی که عکس گرفته هم می‌گیرن!
گفتند ۲ انگشت مامور ما در رفته و شما باید رضایت ایشان را بگیرید چون دختر من مقاومت کرده است. صغر سن دخترم را یادآوری کردم. گفتند از ۹ سالگی باید حجاب رعایت شود. پاسخ دادم که طبق ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی برخورد قانونی به این شکل شامل حال طفل نمی‌شود. این حد از ضرب و شتم که به هیچ وجه شامل حال بزرگسال هم نمی‌شود.
قاضی می‌خواست ما رضایت دهیم. در حضور وکیل به من گفتند از مامورین شکایت نکنید. در غیر این صورت پای اطلاعات و امنیت در پرونده باز و برای شما گران تمام می‌شود و از دست ما خارج می‌شود… گفتند شما رضایت بدید منم اون مامور رو راضی می‌کنم.
اگر مشکلی که در مملکت خودمان حل نشود خارج از اینجا چطور حل خواهد شد؟ این مایه تاسف است که مسائل داخلی اول از رسانه‌های خارج از ایران منتشر می‌شوند بعد داخلی‌ها از قول آن‌ها اطلاع‌رسانی می‌کنند.»
از پایگاه خبری انصاف نیوز:
«اظهارات و ادعاهای یک شهروند درباره‌ی برخورد ماموران طرح نور با دختر نوجوان در تهران»
@Thepulpwriter
🤬2👍1
هارولد پینتر | شکسپیر تئاتر مدرن
هر یک از نمایشنامه‌های هارولد پینتر دارای عمق روانشناسانه، شخصیت‌پردازی‌های پیچیده، زبان منحصر به فرد، تنش‌های دراماتیک زیرکانه و در کل عمق هنری بی‌نظیر همچون آثار ممتاز ویلیام شکسپیر است. نمایشنامه‌هایی مانند اتاق، جشن تولد، بازگشت به خانه و خیانت را در کنار تفاوت‌های چشمگیر سبک و سیاق دو نویسنده می‌توان هم‌تراز شاهکارهایی چون هملت، مکبث، توفان و اتللو به شمار آورد. اما آنچه که نمایشنامه‌های این نویسنده را به آثار ناب هنری بدل می‌کند مایه‌هایی مانند کمدی منحصر به فرد -پینترسک-، تهدید و اضطراب بی‌پایان، کاراکترهای عمیقِ پریشان و در آخر فضاهای محدود نمایشی مانند تنها یک اتاق است. اتاقی که نام اولین نمایشنامه و آغازی برای نمایشنامه‌نویسی اوست...
@Thepulpwriter
https://qisse.ir/هارولد-پینتر-شکسپیر-تئاتر-مدرن/
👍3
نویسنده محتوای زرد pinned «نفس‌های حبس در سینه مریم عباسی مادر دختر نوجوان ۱۴ ساله است که در یکم تیر در خیابان وطن‌پور شمالی در تهران مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. در حین درگیری و زمان دستگیری، سر دخترش به پست برق برخورد کرده و در داخل ون نیز برخوردها با دخترش ادامه پیدا می‌کند. این…»
Asare Pinter.pdf
5.8 MB
معرفی کتاب

کتاب بررسی آثار پینتر نوشته مارتین اسلین؛ مترجمان:فرشید ابراهیمیان - لیلی عمرانی
@Thepulpwriter
👍4
روزهای سخت نفس

گفت‏‌وگو با مادر و دختر ۱۴ ساله‏‌ای که ماجرای بازداشتش توسط ماموران طرح نور هنوز ادامه دارد

یکی از خانم‌ها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود.

یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود

هر صبح که از خواب بیدار می‌شود، دوربین را روشن می‌کند و فکر می‌کند ماموران آمده‌اند.

✍🏻 الناز محمدی

ماموران پلیس امنیت اخلاقی، در گشت‌های روزانه‌شان برای اجرای طرح نور، آن روز، نفسِ ۱۴ ساله و دوستش را با ضرب‌و شتم، روی زمین کشیدند و بردند. تا یک‌ماه‌ونیم بعد، کسی جز مادر و نزدیکان نفس از ماجرای آن روز خبر نداشت اما بعد «مریم عباسی»، مادر او بعد از آنکه حس کرد پیگیری‌هایش جواب نمی‌دهد، تصمیم گرفت فیلم آن روز را در «انصاف نیوز» منتشر کند؛ فیلمی که به‌محض منتشرشدن، آنقدر پربازدید شد که درنهایت پلیس را به پاسخگویی واداشت و در اطلاعیه‌ای نوشت، «پلیس رفتارِ این‌چنینی توسط عواملِ انتظامی را در چارچوب استانداردهایِ کُنِشی و عملیاتیِ خود ندانسته و پرونده در سیستمِ قضائی و بازرسیِ فراجا مفتوح و در حال بررسی است.»

بعد از آن هم احمدرضا رادان، فرمانده فراجا گفت که آن روز دو دختر نوجوان به ماموران فحاشی کرده‌اند، رفتار آنها بد بوده و رفتار پلیس هم مقداری غیرحرفه‌ای بوده است.

مادر نفس، به پنج مرجع قضایی و انتظامی علیه تیم مامورانی که آن‏‌روز او و دوستش را با خشونت بازداشت کردند و به پایگاه امنیت اخلاقی گیشا بردند، شکایت کرده؛ به دادسرای نظامی، بازرسی ناجا، حفاظت اطلاعات فراجا، بازرسی فراجا و بازرسی کل ناجا. نتیجه شکایات هنوز مشخص نیست اما خانم عباسی همین چندروز پیش متوجه شده که حالا پرونده از دادسرای نظامی خارج و به بازرسی فاتب رفته است.

مادر نفس از فردای آن روز، پیگیری ماجرا را شروع کرد؛ هرچند به گفته خودش، اصل مدارک آنها را گرفته بودند و نتوانستند تا یک‌هفته بعد به پزشکی قانونی بروند. بعد از یک‌هفته رفتند که مدارک را از دادسرای ویژه اطفال تحویل بگیرند: «بعد از سه، چهار روز رفتیم دادسرای ویژه اطفال، آنجا از ما خواستند که کتباً رضایت دهیم و پیگیری نکنیم. اما ما اصل مدارک را گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی. من هر روز همه اینها را به ۱۹۷ گزارش کرده‌ام تا امروز. قاضی کشیک دادسرای نظامی و بازرسی فاتب به ما خیلی لطف کردند؛ چون دیر رفته بودیم پزشکی قانونی، زمان زیادی را از دست داده بودیم. به ما لطف کردند نامه‌های مربوط را دادند. درنهایت دادسرای نظامی شکایت‌مان را ثبت کردیم. با ۱۹۷ هم که مدام در ارتباط بوده‌ام. حالا هم می‌گویند پرونده از دادسرای نظامی به بازرسی فاتب رفته است. مسئولان فراجا هم به من گفته‌اند که پیگیرند اما هنوز اتفاقی نیفتاده است.

مریم عباسی، مادر نفس:

«من می‌خواهم این را از آن ماموران بپرسم که چطور دلشان آمد؟ من هنوز باورم نمی‌شود که چنین رفتاری با بچه بکنند؟ از مویش بکشند و ببرند؟ کی ما مردم انقدر نسبت به هم بی‌رحم شدیم؟ من نمی‌خواستم بچه من نسبت به آدم‌های دور و برش انقدر بی‌اعتماد شود. من چطور از این به‌بعد می‌توانم بگویم که حجابش را رعایت کند؟ با این حجم از خشمی که دارد؟»

او مدام آن‌روز را در ذهنش مرور می‌کند: «وقتی آمدیم خانه، دیدم وضع بدنش چطور است. یکی از خانم‌ها روی زانوی نفس نشسته بود لبه جدول و این خیلی به بدنش آسیب زده بود. یکی از شاهدان به من گفت که دیده یکی از ماموران، جلوی دهان و بینی دخترم را گرفته و نفس او بند آمده بود و بعد که او داد می‌زند خانم تو را به خدا ولش کنید، او بچه است، دستش را برداشته و نفس دخترم بیرون آمده. یکی از ماموران با زانو، روی گردن او نشسته بود که باعث شده بود کبود شود. همه بدنش کبود بود. دو، سه شب اول که اصلاً نمی‌خوابید و فکر می‌کرد ماموران می‌آیند که او را با خود ببرند. همین الان که با شما حرف می‌زنم، دوربین پشت در آپارتمان را روشن کرده است. صبح که از خواب بیدار می‌شود، دوربین را روشن می‌کند و فکر می‌کند ماموران آمده‌اند. ماموران به او گفته بودند، زندانی‌ات می‌کنیم و...، ترس در وجودش مانده است. گزارش پزشکی قانونی، مهر و موم بود و نتوانستیم ببینیم. آن عکس‌هایی که منتشر کردم، یک‌ماه بعد از آن اتفاق بود. هنوز هم جای بعضی زخم‌ها روی صورت و گردنش هست.»

منبع:
روزنامه هم‌میهن
👍3
شمارۀ دوم گاه‌نامه کاتارسیس.pdf
1.1 MB
شمارهٔ دوم گاه‌نامهٔ کاتارسیس منتشر شد.
اسفند ۱۴۰۳

مدیر مسئول: سپهر طاهری‌نیا
سردبیر: افرا افروز
مدیر هنری: سپهر طاهری‌نیا

اعضای تحریریه
افرا افروز
نیکا حبیبی
طاها زارعی
سپهر طاهری‌نیا
مهسا بیگ‌وردی

هیئت انتخاب
شهرام زرگر: بخش جستار و ناداستان
محمدحسین ناصربخت: بخش نقد و مقاله
زیبا خادم حقیقت: بخش نمایشنامه تک‌پرده‌ای
سعید قاسمی: بخش داستان کوتاه

سرویراستار
فاطمه کرمی

ویراستاران
شقایق پروین
سحر پورعابدین


طراحی گرافیک و صفحه‌آرایی
استودیو ولگرد
مدیر طراحی و طراح جلد: امیرحسین ظریفیان
طراحی و صفحه‌آرایی: سارا قاسمی

با تشکر از
فاطمه افتخاری‌نیا
و تمامی کسانی که ما را در انتشار این
شماره یاری کردند.


#نشریه #کاتارسیس #ادبیات #دانشگاه_هنر #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی
جهت مطالعهٔ این جستار به صفحهٔ ۱۰۹ در نشریه مراجعه کنید.

#نشریه_کاتارسیس #انجمن_علمی_ادبیات_نمایشی #دانشگاه_هنر #ادبیات_نمایشی
👍3