ببخشید که زیر و بمِ زندگیم رو بهت گفتم و خودمو جلوت بی دفاع کردم؛ آخه فکر نمی کردم یه روزی با هم غریبه شیم.
❤2
" حس دوست داشتن او مانند لمس ستاره ای زیبا و دور بود. اما افسوس که ستاره ها روزی متولد میشوند، رشد می کنند و در آخر می میرند. "
❤2
نمیدونم اما من حتی دلم نمیخواست کسی دوستم داشته باشه. فقط میخواستم کسی باشه که بتونم دوستش داشته باشم بدون اینکه آسیبی ببینم یا بهش آسیبی بزنم.
❤5
دیگه یادم نمیاد قبلنا چطوری غممو تخلیه می کردم. از ی جایی به بعد ناراحتیام فقط در قالب خشم ابراز میشد. تو قدم زدن های طولانی. تو خواب های عمیق. تو نوشتن. تو ساکت شدن. تو از ادما دوری کردن و ی گوشه قایم شدن. اما الان که با ی عالمه غم ی گوشه گیر افتادم نمیدونم چطوری باید خودمو پیدا کنم. چطوری پرده های سیاهو کنار بزنم و دنبال خودم بگردم
نمیدونم چطور بغلش کنم و بگم : چیزی نیست. درست میشه.
نمیدونم چطور بغلش کنم و بگم : چیزی نیست. درست میشه.
2❤4
برایم از غمت بنویس. من شادی ات را باور ندارم. برایم بگو که چرا دیدگانت این چنین محزونند؟! به من بگو.
من صدای شکستنی هایِ درونت را می فهمم.
من صدای شکستنی هایِ درونت را می فهمم.
❤3
جنگنده ی واقعی تو آسمون نیست، جنگنده ی واقعی منم که هر روز صبح بلند میشم و با ته مونده ی امیدم برای آیندم برنامه میچینم.
1❤4
نود درصد جملاتی که با "نمیخوام ناراحتت کنم ولی..." شنیدم، بشدت ناراحتم کردن.
❤3
کسی خوشحالیِ منو ندیده؟ الان تو دستم بودا. نمیدونم انگار افتاد رو زمین. بعدم قِل خورد رفت. شایدم دیروز بود. یا هفته پیش. نمیدونم. از کی دیگه خوشحال نیستم؟!
❤3
نیاز دارم با اونی که تا صبح بیدار میموندم و دیوونه بازی درمیاوردیم دوباره بیدار بمونم. اما حیف ک روابط انسانی بیش از حد پیچیدست.
❤5
بعضی وقتا میتونم تموم انرژیمو صرف کندن ی کوه کنم تا بخوام دو کلمه با آدما حرف بزنم.
1❤7
اما بعضی رنج هارو نمیشه بیان کرد. نگفتنش سنگینت میکنه اما گفتنش سرافکندت. نمیدونم.
❤5